طی چند ماه گذشته اغلب مدارس دخترانه ایران مورد حملات شیمیایی عوامل رژیم قرار گرفته اند. تهاجم شیمیایی رژیم به مدارس دخترانه، آذر ماه سال گذشته با ایجاد مسمومیت در یکی از مدارس قم شروع شد و پس از آن در کوتاه مدتی به صورت زنجیره ای به صدها مدرسه در سرتاسر کشور گسترش یافت. ابعاد این فاجعه هولناک چنان عظیم بوده است که تا کنون هزاران تن دانش آموز دختر و پسر دچار مسمومیت شیمیایی شده اند که بسیاری از آنان با آمبولانس و در وضعیتی کاملا بحرانی به مراکز درمانی انتقال یافته اند که متاسفانه چند تن از دانش آموز به دلیل شدت مسمومیت جان باخته اند. این تهاجمات شیمیایی که در ایام نوروز به دلیل تعطیلی مدارس متوقف شده بود، پس از تعطیلات با بازگشایی مدارس از سر گرفته شد و طی روزهای گذشته ده ها مدرسه دخترانه به صورت زنجیره ای مورد تهاجم شیمیایی واقع شده اند. در فاصله روزهای ۱۴ تا ۲۱ فروردین ماه جاری، ده ها مدرسه دخترانه در شهرهای قزوین، پیرانشهر، اردبیل، نقده، دیواندره، سنندج، تبریز، کوهنجان و سروستان در فارس، خوی، اصفهان، تهران، قشم، پردیس و گوهردشت کرج، ارومیه، هفتگل و سقز مورد تهاجم شیمیایی عوامل رژیم قرار گرفته اند. وخامت وضعیت دانشآموزان به حدی رسید که روز دوشنبه ۲۱ فروردین، تعدادی از دانش آموزان در مدرسه دخترانه فرزانگان در پردیس سنندج، مدرسه صدرا در گوهردشت کرج و مدرسه بنت الهدی در تهران با آمبولانس به مراکز درمانی منتقل شدند.
ابعاد تهاجم شیمیایی عوامل پنهان و آشکار رژیم طی روزهای گذشته در پاره ای از شهرها از جمله در شهرهای نقده و سقز آنچنان گسترده و ویرانگر بوده است که مردم این دو شهر در دفاع از نونهالان دانش آموز خود در سطح شهر به اعتراض برخاسته و با نیروهای حکومتی درگیر شدند. در نقده، خانواده های دانش آموزان در مقابل یک مدرسه پرچم جمهوری اسلامی را به زیر کشیدند و علیه رژیم شعارهای ضد حکومتی سر دادند که با تهاجم و سرکوب نیروهای امنیتی مواجه شدند. در سقز نیز جوانان و مردم مبارز این شهر با سر دادن شعار “مرگ بر خامنه ای” به اعتراض بر خاستند و نشان دادند که خامنه ای و جمهوری اسلامی را عامل اصلی حملات شیمیایی به مدارس می دانند. اعتراضات مردم سقز که از روز یکشنبه ۲۰ فروردین شروع شد در روز دوشنبه ۲۱ فروردین نیز ادامه یافت و بازار و کسبه این شهر در اعتراض به حملات شیمیایی به مدارس دخترانه اقدام به اعتصاب کرده و مغازه هایشان را تعطیل کرده اند.
علاوه بر کسبه و بازار سقز، انجمن صنفی معلمان کوردستان (سقز و زیویه) نیز با صدور بیانیه ای حملات بیولوژیکی به دانش آموزان دختر در سقز و شهرهای دیگر را محکوم کرده و خطاب به “مردم آگاه، همکاران فرهیخته و دانش آموزان عزیز” نوشت: “گستردگی، تداوم و عدم کنترل و اشراف نهادهای عریض و طویل امنیتی کشور در جریان مسمومیت های سریالی دانش آموزان، نشان می دهد که حملات جنایتکارانه کودک کُشی و مسمومیت دانش آموزان بالاخص در مدارس دخترانه، کاملا سیستماتیک و سازماندهی شده در جریان است و عاملان آن، از چنان پشت گرمی و حمایتی از سوی آمران برخوردار گشته اند که پس از گذشت پنج ماه از شروع آن، هنوز بدون واهمه – و ظاهرا بدون هیچ گونه سر نخی؟!! – به نقش آفرینی در انجام اعمال رذیلانه خود مشغول هستند. آنچنان که گویی این مسمومیت های سریالی پایانی ندارد”.
تداوم مسمومیت های زنجیره ای همراه با رها بودن عوامل این جنایت و بی خاصیت بودن کمیته حقیقت یاب مجلس که از دو ماه پیش وعده پیگیری “حقیقت” را داده بود، آنچنان مایه رسوایی رژیم شده است که اکنون همگان رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی را مسبب اصلی حملات شیمیایی به مدارس دخترانه می دانند. رژیم که در ادامه پروژه سرکوب زنان، اینبار دانش آموزان دختر را که نقش به سزایی در اعتراضات و به دور افکندن روسری های خود در جنبش انقلابی ماه های اخیر داشتهاند، مورد تهاجم و انتقام گیری قرار داده است.
سازمان فدائیان (اقلیت)، جمهوری اسلامی را مسبب اصلی حملات شیمیایی به مدارس دخترانه می داند و معتقد است رژیمی که دست به چنین جنایتی هولناک می زند، نباید حتی یک روز هم از خشم توده ها در امان بماند. باید بپا خاست و قهرمانانه این حکومت جنایتکار را بر انداخت.
سازمان فدائیان (اقلیت)، ضمن حمایت قاطع از مبارزات جوانان، خانواده ها، معلمان و مردم مبارز نقده و سقز که طی روزهای ۲۰ و ۲۱ فروردین علیه تهاجمات شیمیایی رژیم به مدارس بپا خاستند، عموم تودههای مردم ایران را به اعتراض و مبارزهای سراسری علیه اقدامات جنایتکارانه رژیم جمهوری اسلامی فرامیخواند.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی
نابود باد نظام سرمایه داری
زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسم
سازمان فدائیان (اقلیت)
۲۱ فروردین ۱۴۰۲
کار، نان، آزادی- حکومت شورایی

روز پنجشنبه ۱۷ فروردین، تجمعات اعتراضی سراسری معلمان در چندین شهر ازجمله ارومیه، اهواز، تهران، رباطکریم، کرج، ملایر، نیشابور، همدان و برخی شهرهای دیگر برگزار شد. حدود یک هفته پیش از آن، معلمان در چند شهر تحصن سهروزه در مدارس برخی شهرها برپا کرده بودند. شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان کشور در تجمع سراسری مورخ ۱۶ اسفند ۱۴۰۱ که در ۳۶ شهر برگزار شد هشدار داده بود اگر به خواستهای معلمان رسیدگی نشود، در سال ۱۴۰۲ تجمعات و اعتراضات پیدرپی معلمان ادامه خواهد یافت.
با شروع ایام نوروزی و در تداوم گسترش روز افزون جنبش “نه به حجاب اجباری”، دور تازه ای از رویارویی حاکمیت با زنان شروع شده است. این جدال و رویارویی جمهوری اسلامی با زنان به اصطلاح “بی حجاب” که طی هفته های گذشته با سخنان سرکوبگرانه و تحریک آمیز امامان جمعه، نمایندگان مجلس ارتجاع، رئیس قوه قضائیه، روسای دستگاه های اجرایی و قانون گذاری، اقدامات وحوش “آتش به اختیار” خامنه ای و نامه نگاری غیر علنی ۴۶ نفر از مدیران حوزه های علمیه تهران به ابراهیم رئیسی علیه مخالفان حجاب اجباری کلید خورده بود، با سخنان اخیر علی خامنه ای وارد فاز جدیدی شد.
درحالیکه جمهوری اسلامی با وحشیانهترین سرکوب و کشتار، مردم ایران را به بند کشیده و با عریانترین شکل دیکتاتوری به حیات ننگین خود ادامه میدهد، دولتهای جهان مستقیم و غیرمستقیم از آن حمایت میکنند و در سازمانهای بینالمللی بهحسب منافع اقتصادی و سیاسی و صفبندیهای بینالمللی، موا ضع موافق و مخالف در صدور قطعنامهها پیرامون وضعیت حقوق بشر در ایران اتخاذ میکنند. این قطعنامهها گذشته از این که ضمانت اجرائی ندارند، عموماً رژیم جنایتکار حاکم بر ایران را حتی محکوم هم نمیکنند، بلکه در آنها صرفاً از نقض حقوق انسانی مردم ایران، ابراز تأسف میشود، از جمهوری اسلامی درخواست میشود که حقوق بشر را رعایت نماید، کمتر اعدام کند و فراتر از آن از سران و مقامات یک رژیم جنایتکار خواسته میشود که بر دستگاههای تحت امر خود نظارت کنند و جلو تخلفات از نقض حقوق بشر را بگیرند. نمونه بارز آنهم قطعنامهای است که اخیراً در اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل صادر گردید.
تصمیم نهاد دولتی “شورای عالی کار” در مورد میزان افزایش (اسمی) دستمزد کارگران برای سالجاری، زمینه گسترش اعتراضات وسیع کارگری را فراهم کرده است. فقر آنچنان بر زندگی کارگران و زحمتکشان سایه سهمگین خود را گسترانده که بهمعنای کامل کلمه کارگران و زحمتکشان دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند. عمری در کار، عمری در رنج، عمری در فقر.
۱۴۰۲

جنبش “حجاب بی حجاب” که از مردادماه ۱۴۰۱ با به دور افکندن روسری توسط بخشی از زنان ایران شروع شد، با قتل حکومتی ژینا امینی در همآوایی با جنبش انقلابی توده های مردم ایران در جشن پرشکوه روسری سوزان تبلور یافت. اقدام شجاعانه و انقلابی زنان ایران در سوزاندن نماد ایدئولوژیک رژیم در آن روزهای اوج جنبش انقلابی توده های مردم ایران، نه فقط اقتدار ۴۴ ساله حاکمیت در تحمیل حجاب اجباری را درهم شکست، بلکه جهان را نیز به تحسین و ستایش از اقدامات شجاعانه زنان ایران واداشت، و بدین سان برای نخستین بار شعار زیبای “زن، زندگی، آزادی” در گستره ای به وسعت جهان در گُل مُشت های زنان دلاور ایران شکوفه داد.