دیدگاه‌ها

در گرامی‌داشت نوزده بهمن، پنجاه و پنجمین سالگرد حماسه سیاهکل آخرین نبرد، آزادی و تقسیم برابر نان سفره‌هاست

امسال هم برف سرخ بر زمین نشست. فریاد گرسنگان شهرها را لرزاند. خروش تهیدستان، در پس‌کوچه‌ها، خیابان‌ها، در تمام شهرها و حتی قریه‌ها پیچید. حضور گسترده مردم، مرتجعین و سرمایه‌داران جنایتکار را

درماندگان سیاسی امروز در هراس از سیاست توده‌ای

اعظم نوری این عنوان برای توصیف کنشگران، جریان‌ها یا نیروهایی به کار می‌رود که در عرصهٔ سیاست به بن‌بست رسیده‌اند؛ نه راهبرد مؤثری دارند، نه پایگاه اجتماعی زنده، و نه افق روشنی برای تغییر.

گزارش یک شاهد عینی

نمی‌دانم چند نفر هنوز زنده‌اند نوزدهم دی‌ماه ساعت شش بعدازظهر به محض این که پایم را از در بیرون گذاشتم بازداشت‌شدم. درآن خیابان هرکه را دیدند بازداشت کردند. هرکه ازسرکوچه رد می‌شد هرکه ازماشین

لبخندی در میان غم و اندوه

ازلحظه ورود متوجه شلوغی خاص مترو شدم. قطار از جلوی چشمم رد شد و در واگن‌های زنانه تعدادی زن چادری دیده می‌شدند. قطارایستاد وما سوار شدیم. تاکنون این تعداد زن چادری یک شکل را باهم وهم‌زمان در مترو

صندلی خالی هم‌کلاسی من

آن قدر دور اطاق می‌چرخیدیم تا سرمان گیج برود. صورتمان از خنده سرخ شود و آخر سرهم دعوا بشنویم و آرام بگیریم. تازه یادمان بیفتد که مشق داریم. گرداگرد اطاق روی زمین دراز بکشیم. دفتر کتابمان را

گزارشی از ایران آنفولانزا و فسیل‌های حاکمیت

شیوع بیماری آنفولانزا که به آن بیماری تنفسی نیز می‌گویند، از مدتی پیش در ایران آغازشده و بسیار سریع گسترش یافته‌است. به‌طوری‌که اکنون مردم بسیاری مبتلا و بیمار گشته‌اند. شهرهای سیستان وبلوچستان،

باور دردل کویر هم گل می‌کارد

تمام شد. خانه خالی شد. تمام تلاشم را کردم که هرچه دیرتر این اتفاق رخ‌دهد ولی امروزخالی‌شد. الان ساعت نه شب است. هوا دم کرده و خفقان‌آوراست.‌ می‌خواستم بیشتربمانم، اما منظره غم‌انگیزخانه