رفیق فریدون اختیاری ما را تنها گذاشت
رفیق فریدون اختیاری، معلم کمونیست و مبارزی خستگیناپذیر، با کوله باری از تلاش و پیکار برای روزگار نو و دنیای بهتر سرانجام در سن هشتادسالگی در اثر سکته مغزی درگذشت و ما را تنها گذاشت. رفیق فریدون
رفیق فریدون اختیاری، معلم کمونیست و مبارزی خستگیناپذیر، با کوله باری از تلاش و پیکار برای روزگار نو و دنیای بهتر سرانجام در سن هشتادسالگی در اثر سکته مغزی درگذشت و ما را تنها گذاشت. رفیق فریدون
هیچوقت فکر نمیکردم روزی مجبور شوم برای رفتنت کلمهها را اینگونه کنار هم بگذارم. هنوز هم باورش سخت است که اگر به تو زنگ بزنم، دیگر کسی آن سوی خط نباشد. چه میشود کرد؟ بهاری که گذشت دیگر
رفیق رضا پورکریمی، با درودهای رفیقانه، از طریق شما خبر درگذشت رفیق فریدون را دریافت کردم. ابتدا درگذشت رفیق فریدون اختیاری را به شما و رفقایتان در تشکیلات اقلیت تسلیت بگویم. این خبر تأسفآور، مرا
عصرسرد زمستان است. آفتاب خسته و بیرنگ، خطی بهسوی غروب میکشد. باد دربرابر نگاه من، گیج و آسیمهسر چرخ میخورد. گویی در دهلیزی ناشناخته راه میروم. خیابان را، کوچه را، خانهام را گم کردهام.
جز ادامه اعتراض، راه دیگری وجود ندارد نوزدهم دی با دوستانم قرارگذاشته بودیم دراعتراضات آن روز شرکت کنیم. تصمیم گرفتیم درمحل سکونت خودمان نباشیم و به منطقه دیگری رفتیم. جمعیتی باورنکردنی خیابان را
از چهلمین روز کشتار رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی، چند روز گذشته است. با این وجود جامعه هنوز عزا دار است. اگر چه مردم ایران ۴۷ سال عملکرد فاشیسم مذهبی و جنایات هولناک این رژیم و تمام ددمنشیهای آنرا
در تاریخ کشورهای جهان همیشه روزهایی وجود دارند که نشان و مشخصه مهم و بزرگی را در خود دارند و بدون شک کشور ما نیز از این قاعده مستنی نیست. این روزهای مهم خود بیانگر شرایط و اوضاعی هستند که جامعه
از بدو پیدایش نظام سرمایه داری و زایش خیل کارگران مزد بگیر از زهدان استبداد فئودالی ، شرایط مبارزه با ستم طبقاتی هم تغییر کرد . سطح تکامل تولید در کشورهای گوناگون ، وضعیت کشورهای متروپل ویا
اعتراضاتی که از بازار تهران توسط بازاریان در هفتم دیماه شروعشده بود در روزهای بعد موجب خیزش مردمان شهرهای دیگر گردید. هر روز در فضای مجازی شاهد تظاهرات و اعتراضات در شهرهای غیر آذربایجانی بودم.
درمانگاه شلوغ بود. همه گرم گفتگو بودند. برای حرف زدن، هم درد داشتند، هم دل پر. مردم عصبانی از اتفاقات اخیر بهصورت آهسته با بغلدستی خود صحبت میکردند. هرکس به نحوی از شنیدهها و دیدههای خود
نظرات شما