دیدگاه‌ها

در سوگ رفیق سعید باقری

رفیق سعید باقری امروز، ناباورانه و ناگهانی، از میان ما رفت؛ رفیقی زحمتکش، کارگر و سختی‌کشیده که سال‌های طولانی زندگی‌اش با رنج، محرومیت، زندان و مبارزه درهم تنیده بود. سعید از آن نسلی بود که به

“کارگر دیگر وعده نمی‌خواهد؛ عمل می‌خواهد” کارگران گروه ملی خطاب به مسئولین استان

کارگران و طبقه کارگر را جدی بگیریم، آنان برخلاف وعده‌شکنی مدیران و کارفرمایان، به وعده و قرارهای خود عمل می‌کنند. کارگران گروه ملی فولاد اهواز سابقه‌ای طولانی در مبارزه دارند و این دفعه اول نیست

به کی باید گفت؟

بولد خبر ۲۰۰ میلیون دلار دزدی، انحرافی است، آن را دامن می‌زنند تا بر ۹۴ میلیارد یورو (نزدیک ۱۰۰ میلیارد دلار) که بازرسی کل کشور عنوان می‌کنند که از کشور خارج‌شده و بازنگشته سرپوش بگذارند. سال‌های

سحر مضطرب است

اگر تو بازنگردی، بازوان بلند پیچک سبز روی دیوار، پژمرده می‌شود. تو اگر بازنگردی، وعده دیدار شبانه مهتاب با گیسوان سیاه بید، پشت ابر تیره نقش بر آب می‌شود. بید از این فراق مجنون می‌گردد. اگر تو

اجازه ندهیم

دوباره اجازه ندهیم همان مسائل بعد از انقلاب پیش بیاید. مبارزه علیه جنگ ارتجاعی بله، ولی این مبارزه را نمی‌توان و نباید زیر لوای ارتجاع حاکم پیش برد، چه چنین امری رسوایی ببار آورده و می‌آورد و به

ساعت آزادی

صدای قدم‌های خسته، هنوز درخیابان شنیده می‌شد. قدم‌هایی که زیر آوار غم سوگ کشته‌شدگان مبارز دی‌ماه، سنگین ودرهم شکسته، برداشته می‌شد. نفس‌هایی که درسینه‌های مالامال ازاندوه یخ‌زده بود اما درخیابان