۲۵ اسفند، روز جان فشاندگان فدائی است. افتخار به انسانهایی که درراه رهایی بشریت از قید ستم و استثمار به نبرد با ستمگران تاریخ برخاستند و جان فشاندند. افتخار به صدها رفیق فدائی که در مبارزه به خاطر آزادی و سوسیالیسم به نبرد با رژیمهای ستمگر حاکم بر ایران برخاستند و جان فدا کردند.
آنچه در تاریخ هر ملتی جاودانه میماند، تلاش و مبارز انسانها برای دگرگونیهایی است که راه را بر پیشرفت ورهائی بشریت میگشاید. این تاریخ سرشار است از قهرمانی و ازخودگذشتگی مبارزانی که نقش پیشگامی را در این مبارزات برعهدهگرفتهاند. به تاریخ یک قرن اخیر جامعه ایران که نگاه کنیم، سراسر مشحون است از مبارزه پیشگامان علیه ستمگران که جانعزیزشان را درراه آزادی و سوسیالیسم فدا کردند. این مبارزه جزئی جدائیناپذیر از مبارزه تودههای تحت ستم برای رهایی از چنگال ستمگران حاکم بر ایران است.
مبارزه تودهای که هم اکنون در ایران در جریان است و آخرین نمونه برجسته آن جنبش دیماه بود، ادامه مبارزه فرزندان همان مبارزانی است که در یک قرن اخیر برای تحقق اهداف والای انسانی جان خود را فدا کردند.
مبارزه سازمان ما نیز از همان آغاز در ۱۹ بهمن ۱۳۴۹، جزئی از این تلاش و مبارزه تودههای مردم برای سرنگونی نظم ارتجاعی و استبدادی حاکم و ایجاد نظمی نوین بوده است که آزادی و برابری را به ارمغان آورد. در این نبرد حماسی است که صدها تن از رفقای ما در جریان مبارزه با پاسداران کهنهپرستی و ارتجاع جان فدا کردند و هزاران تن سالها در زندانهای قرونوسطایی رژیمهای استبدادی سلطنتی و جمهوری اسلامی به بند کشیده شدند.
نخستین این قهرمانان ، حماسهآفرینان سیاهکل بودند که به دست جنایتکاران پاسدار نظم ارتجاعی حاکم به جوخههای اعدام سپرده شدند، اما آنها سنت افتخارآفرینی در مبارزه را آفریدند که تا به امروز حفظ شده است. آنچه آنها از خود برجای گذاشتند مبارزه بیامان و سازشناپذیر با مرتجعین برای برقراری نظمی رهاشده از ستم، استبداد و استثمار بود. از همین روست که کشتار قهرمانان سیاهکل توسط رژیم ستمگر سلطنتی محمدرضا شاه نه پایانی بر مبارزه، بلکه سرآغاز مبارزهای متشکل و قهرآمیز علیه یک رژیم استبدادی آدمکش بیرحم بود.
مبارزهای آغاز شد که سرانجام آن برخلاف خواست مرتجعین نه نابودی پیشاهنگان فدایی، بلکه سرنگونی رژیم سلطنتی توسط تودههای تحت ستم بود. از فردای نبرد سیاهکل،رژیم شاه و تشکیلات شکنجه و کشتار ساواک، تلاش همهجانبهای را برای نابودی چریکهای فدائی خلق، سازمان دادند. برجستهترین رهبران و اعضای سازمان در جریان نبردهای رودررو با دشمن طبقاتی به قتل رسیدند، یا به جوخههای اعدام سپرده شدند، اما پایانی بر مبارزه نبود. بهجای هر رفیقی که بر خاک افتاد، صدها زن و مرد مبارز دیگر جای آنها را گرفتند و به مبارزه ادامه دادند. آنچه تا آن زمان بیسابقه بود، حضور گسترده زنان در مبارزات سازمان بود. دهها تن از زنان کمونیست عضو سازمان در نبردهای رودررو با مزدوران ساواک جان فداکردند و صدها تن به حبس محکوم شدند. ضرباتی که جلادان رژیم به سازمان وارد آوردند، البته سنگین بود. بهویژه شاخصترین رهبران سازمان، به دست جنایتکاران به قتل رسیدند، اما مبارزه بیوقفه ادامه یافت. تا مقطع سرنگونی رژیم سلطنتی، حدود ۴۰۰ تن از اعضای سازمان توسط آدمکشان رژیم شاه در ساواک به قتل رسیدند و هزاران تن نیز در زندانها به اسارت گرفته شدند. بااینهمه، درنتیجه همین مبارزه پیگیر، پایبندی استوار به اهداف و آرمانهای طبقاتی کارگران بود که بقاء و رشد سازمان تضمین شد و با سرنگونی رژیم شاه به بزرگترین و محبوبترین سازمان کمونیست ایران تبدیل شد.
انقلابی که مردم ایران برای سرنگونی رژیم سلطنتی برپا کردند، اما نتوانست به پیروزی بیانجامد. قدرت سیاسی بار دیگر در دست جناح دیگری از بورژوازی به همراه ارتجاع مذهبی قرار گرفت و سرانجام، انقلاب به شکست انجامید. شکست انقلاب اما همراه بود با سرکوب و کشتار گسترده آزادیخواهان و کمونیستهای ایران. بهرغم اینکه سازمان ما پس از قیام در موقعیتی قرارگرفته بود که میتوانست مانعی بزرگ بر سر راه اهداف ارتجاعی رژیم جمهوری اسلامی باشد، اما جانبداری اکثریتی خائن در سازمان از رژیم حاکم، در حیاتیترین لحظات مقابله با ارتجاع طبقاتی-مذهبی ، برنامه رژیم را برای یکسره کردن کار انقلاب و شکست کامل آن، با سرکوب و کشتار تسهیل کرد.
اکنون وظیفه پاسداری از اهداف و آرمانهای سوسیالیستی کارگری و سنتهای انقلابی سازمان بر دوش جناح اقلیت قرار گرفته بود که پرچم دفاع از مارکسیسم و سوسیالیسم را در اهتزاز نگهداشته بود. جناح اقلیت سازمان از همان آغاز به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، در نشریه کار بر ماهیت ارتجاعی و ضدانقلابی هیئت حاکمه جدید تأکید نمود و خواستار سازماندهی و آمادگی سازمان برای رودرروئی و سرنگونی رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی بود. جناح اقلیت با انشعاب در سازمان، این وظیفه را پی گرفت. رژیم ارتجاعی ستمگر حاکم، اما حملات گستردهای را روی سازمان ما متمرکز نمود. در فاصله سال ۶۰ تا اواخر ۶۴ صدها تن از اعضا و هواداران سازمان درنبرد با رژیم جان فشاندند و هزاران تن در سراسر ایران دستگیر و اغلب به حبسهای سنگین محکوم شدند. یکی از افتخارات سازمان ما مقاومتی است که فدائیان(اقلیت) حتی در زندان های رژیم از خود نشان دادند و همانند مقاومت فدائیان در دوران رژیم سلطنتی، نمونه ایستادگی در زندانهای جمهوری اسلامی بودند. بهرغم تمام فشاری که جلادان اعمال کردند استوار ایستادند، سر خم نکردند و با سری افراشته اعدام شدند.
همین استواری در مبارزه را رهبران سازمان در نبردهای رودررو با مزدوران مسلح رژیم از خود نشان دادند. در جریان مبارزات سازمان در طول سال ۶۰ بهویژه در روزهای ۲۴ و ۲۵ اسفند، تعدادی از اعضای کمیته مرکزی و کادرهای برجسته سازمان درنبرد مسلحانه رویاروی با رژیم ستمگر جمهوری اسلامی جان فشاندند.
گروهی ازاعضا و فعالان سازمان نیز که در دادگاههای فرمایشی رژیم به حبس محکومشده بودند، در قتلعام سال ۶۷ به جوخه اعدام سپرده یا به دار کشیده شدند. درمجموع، حدود ۱۰۰۰ تن از رفقای ما توسط رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی به قتل رسیدند. یادشان گرامی باد.
بااینهمه، بهرغم این وحشیگری رژیم جمهوری اسلامی، مبارزه سازمان ما استوار و پیگیر ادامه یافت. هیچ سرکوب و کشتاری نتوانسته و نمیتواند سازمان ما را از مبارزه برای سرنگونی نظم ارتجاعی سرمایهداری و تحقق اهداف و آرمانهای آزادیخواهانه و سوسیالیستی بازدارد.
امروز سازمان فدائیان (اقلیت) بهعنوان یک سازمان کمونیست، پیگیرتر از هر زمان دیگر از آزادی و سوسیالیسم، از منافع طبقه کارگر و از موضع این طبقه از خواست های عموم ستمدیدگان ایران دفاع میکند.
طبقه حاکم بر ایران و رژیم سیاسی پاسدار آن، اما بهرغم تمام جنایاتش امروز رسواتر از هر زمان دیگر در آستانه سرنگونی است. مبارزهای که از فردای به قدرت رسیدن این رژیم ارتجاعی آغاز گردید،هماکنون به اوج خود رسیده است. مبارزات کارگران، زنان، روشنفکران و مردمی که با تبعیضات ملی و مذهبی روبهرو هستند، اکنون چنان ابعادی به خود گرفته است که رژیم ددمنش در هراس از سرنگونی، در دیماه سال جاری به فجیعترین جنایت متوسل شد و هزاران زن و مرد و حتی کودک را کشتار کرد، اما این وحشیگری نیز رژیم را نجات نخواهد داد. از همین روست که امروز درحالیکه درگیر یک جنگ ارتجاعی است، از ترس تودههای انقلابی مردم، نیروهای نظامیاش را در خیابانها مستقر کرده است. اما با این همه، دیگر نمیتواند از خشم مردمی که برای آزادی و برابری به پا خاستهاند، جان بدر ببرد.
در ۲۵ اسفند، روز جان فشاندگان سازمان، بار دیگر بر عهد و پیمان خود با رفقای قهرمان بر ادامه راه، تعهد به مبارزه آشتیناپذیر برای سرنگونی نظم سرمایهداری حاکم بر ایران و استقرار نظم سوسیالیستی و پایان بخشیدن به هرگونه ستم و استثمار، تأکید میکنیم. جاودان باد یاد و نام رفقایی که درراه اهداف و آرمانهای آزادیخواهانه و سوسیالیستی سازمان جان فشاندند.




نظرات شما