ترجمه: بهنام کرمی
شبکه مبارزه طبقاتی “همبستگی اتحادیه کارگری انقلابی” در ترکیه خواهان گسترش اعتراضات تودهای به اعتصاب عمومی با توجه به دستگیری اکرم امام اوغلو، سیاستمدار مخالف دولت است.
ترکیه یکی از بزرگترین بحرانهای اقتصادی و سیاسی تاریخ خود را تجربه میکند. رژیم تکنفره باسیاستهای سرمایهداری خود، طبقه کارگر، زحمتکشان، جوانان و همه اقشار مردم را به گرسنگی، فقر و سرکوب محکوم میکند. مبارزه علیه این نظم استثماری که بر هر جنبهای از زندگی تأثیر میگذارد، اکنون باید نهتنها از طریق اقدامات جزئی، بلکه از طریق مقاومت همهجانبه سازماندهی شود. اعتصاب عمومی و مقاومت عمومی از ضروریاتی است که دیگر نمیتوان آن را به تعویق انداخت!
اعتصاب عمومی تنها ابزاری برای مذاکره کارگران بر سر مزد نیست. اعتصاب عمومی بزرگترین شکل مبارزهای است که در آن طبقه کارگر با به بنبست رساندن زندگی، قدرت جمعی خود را علیه نظم سرمایهداری نشان میدهد. در لحظات سرنوشتساز مبارزات انقلابی در جهان و ترکیه، اعتصابات عمومی بزرگترین سلاح در برابر قدرت طبقه حاکم بوده است. نمونههای تاریخی مانند قیام بزرگ کارگری ۱۵ و ۱۶ ژوئن ۱۹۷۰ و اعتصاب کارگران معدن زنگولدک در سال ۱۹۹۱ قدرت کنش جمعی طبقه کارگر را به نمایش میگذارند.
امروز وضعیت حتی جدیتر است. تورم، فقر، سیاستهای سرکوبگرانه و تصمیمات قضایی غیرقانونی هر قشر از مردم را هدف گرفته است. رژیم تکنفره نهتنها با کنترل نظام انتخاباتی بلکه بر نظام اقتصادی، از منافع طبقه سرمایهدار محافظت میکند و کارگران را در معرض شرایط سخت استثمار قرار میدهد. (…) دستگیری اکرم امام اوغلو، حملات به آزادی مطبوعات، سرکوب سازمانهای سندیکایی، تلاش برای ساکت کردن جوانان… صرف صدور بیانیهها و سازماندهی اعتراضات منفعلانه علیه همه این حملات، کافی نیست. اعتصاب عمومی در تمام کارخانهها، محلهها، مدارس و میادین شهر، بزرگترین پاسخ برای سرنگونی نظام است!
جنبش کارگری امروز در یک نقطه عطف تاریخی قرار دارد. مقاومتهای فردی، مبارزات کارگری محدود به محل کار و اعتراضات محدود برای غلبه بر سازوکار ظالمانه ایجادشده توسط این حکومت، کافی نیست. با توجه به این امر، جنبش کارگری متحد باید ایجادشده و طبقه کارگر، کارمندان دولت، دانشگاهیان، مهندسان، پزشکان، وکلا و تمامی انجمنهای حرفهای باید در یک خط مقاومت متحد شوند. (…)
آنچه امروز باید انجام شود مقابله با این حملات نه با مبارزات فردی و بخشی، بلکه با مبارزه طبقاتی مشترک است. مقاومت کارگری، قدرت سازمانیافته اتحادیههای کارگری، جنبشهای تودهای و مبارزات جوانان میتوانند بر مبنای مشترک متحد شوند و نظام را تضعیف کنند. بنابراین، جنبش کارگری متحد نهتنها باید ابزاری برای مطالبات سندیکایی، بلکه برای تغییرات اجتماعی نیز باشد. (…)


خامنهای در آخرین موضعگیری خود همچنان بر نفی مذاکره با دولت آمریکا تأکید دارد و گفت: “اگر هدف از مذاکره رفع تحریم است، مذاکرهی با این دولت آمریکا رفع تحریم نخواهد کرد؛ یعنی تحریمها را برنمیدارد، [بلکه] گره تحریمها را کورتر خواهد کرد؛ فشار را افزایش خواهد داد. .. مطالب جدیدی را مطرح میکنند، توقّعات جدیدی را مطرح میکنند، مطالبات زیادهخواهانهی جدیدی را مطرح میکنند؛ مشکل بیش از آنچه امروز هست خواهد بود. بنابراین مذاکره هیچ مشکلی را حل نمیکند، هیچ گرهی را باز نمیکند.”
اپراتورهای برق در یک اقدام هماهنگ و سراسری و در اعتراض به تبعیض حقوق و مزایا، روز ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ مقابل ساختمان اداری و استخدامی تجمع برپا کردند. این کارگران که از شهرها و استانهای مختلف راهی تهران شده بودند، خواهان تبدیل وضعیت اپراتورهای حجمی و شرکتی در شرکتهای برق منطقهای در سراسر کشور شدند.
گرچه سالهاست که مردم ستمدیده و زحمتکش ایران با تشدید مداوم بحران اقتصادی رکود – تورمی و کوچکتر شدن سفرههای محقرشان آشنا هستند، اما سالی که در روزهای آخر آن هستیم از این نظر با هیچ سال پیش از آن قابل مقایسه نیست. در این سال بحران اقتصادی رکود – تورمی همهی مرزهای گذشته را چهارنعل درنوردید و بیکاری و فقر گروههایی از جامعه را که پیش از این “طبقه متوسط” میخواندند به اعماق درٌهی فقر پرتاب کرد. در این سال سیاستهای اقتصادی جمهوری اسلامی بار مضاعفی بر شانههای رنجور زحمتکشان آوار ساخت و نتایج ویرانگر فساد گسترده، تحریمهای اقتصادی و هزینههای نظامی و سیاستهای ماجراجویانه جمهوری اسلامی بر اقتصاد و ویرانی کشور بیش از همیشه خود را آشکار ساخت. برای آنکه درک روشنتر و دقیقتری از ابعاد بحران اقتصادی و تاثیر آن در گسترش فقر به میان تودهها داشته باشیم، ابتدا نگاهی داریم به کاهش درآمد سرانه و تولید ناخالص داخلی در طی این سالها.
سال جاری رو به پایان است. سالی سرشار از مبارزه شجاعانه و مقاومت مستمر زنان علیه تبعیض و نابرابری. سالی که برغم تشدید سرکوب و صدور فرامین و احکام زنستیزانه ، شعلههای ایستادگی و مبارزه زنان نه تنها خاموشی نگرفت، بلکه سیاستهای ارتجاعی جمهوری اسلامی را یکی پس از دیگری به شکست کشاند.