اپراتورهای برق در یک اقدام هماهنگ و سراسری و در اعتراض به تبعیض حقوق و مزایا، روز ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ مقابل ساختمان اداری و استخدامی تجمع برپا کردند. این کارگران که از شهرها و استانهای مختلف راهی تهران شده بودند، خواهان تبدیل وضعیت اپراتورهای حجمی و شرکتی در شرکتهای برق منطقهای در سراسر کشور شدند.
اپراتورهای پستهای انتقال و فوق توزیع برق، پیش از آن نیز در روز ۲۸ مهر مقابل وزارت نیرو تجمع اعتراضی برپا نموده بودند. در آن تجمع، مدیران وزارت نیرو در جلسه ای که با حضور تعدادی از نمایندگان کارگران برگزارشد، به کارگران قول دادند ظرف مدت دوهفته به خواستهایشان رسیدگی کنند. اما از آنجا که این قول و قرارها عملی نشد، کارگران در اوائل آبان و نیز ۱۹ آبان، تجمعهای بزرگی را مقابل وزارت نیرو برپا کردند. عدم رسیدگی به خواست های کارگران، تجمع سراسری بعدی کارگران توزیع برق را درپی داشت.کارگران در این تجمع که چهارمین تجمع سراسری در نیمه دوم سال جاری بود، هشدار دادند چنانچه به خواستهایشان رسیدگی نشود، مبارزات خویش را در اشکال دیگری پی خواهند گرفت.
افزون بر تجمعهای سراسری کارگران برق که از دهه ۹۰ به یکی از اشکال مهم مبارزه در صنعت برق تبدیل شده است، این کارگران درسطح شهرها و استانهای مختلف کشور نیز بارها اجتماعات اعتراضی برپا نمودهاند.
برای نمونه، اپراتورهای شرکتی برق منطقهای غرب، روز ۲۲ اسفند مقابل استانداری کرمانشاه دست به تجمع زدند و خواهان تبدیل وضعیت و افزایش دستمزد شدند. اپراتورهای پست های فشار قوی فارس نیز روز ۳۰ دی مقابل استانداری تجمع کردند. در اصفهان نیروهای شرکتی و پیمانی توزیع برق روز ۱۴ آبان مقابل برق منطقهای تجمع کردند. همچنین روز ۶ اسفند تجمع اعتراضی دیگری برپا کردند که به دلیل بی اعتنایی مدیریت، کارگران تجمع خودرا به مقابل استانداری کشاندند. در ایلام نیز تجمع اعتراضی مشابهی روز ۱۵ آبان مقابل استانداری برپاشد.
به رغم این اعتراضات و تجمعات اعتراضی متعدد کارگران برق فشارقوی و کارگران توزیع برق در سال جاری و سالهای گذشته، وزارت نیرو طی چند دهه جز در مواردی محدود ، ازتبدیل وضعیت و استخدام رسمی کارگران خود داری نموده است.
در صنعت برق و وزارت نیرو، درست مانند صنعت نفت و وزارت نفت، برای جلوگیری از اتحاد و درهمان حال تشدید استثمار کارگران، آنها را به گروههای مختلف رسمی، حجمی، شرکتی، پیمانی و مانند آن تقسیم کرده اند. واگذاری بخشهای مختلف صنعت برق به بخش خصوصی و شرکت های پیمانکاری، دهها هزار کارگر شاغل در این صنعت را از حقوق اولیه محروم ساخته است.اغلب کارگران شاغل در صنایع برق، زیر پوشش شرکتهای پیمانکاری مرتبط با وزارت نیرو مشغول بکارند. شرکت سرمایهگذاری صنایع برق و آب (صبا) که بیش از ۲۰ سال از فعالیت آن میگذرد، تمام امور مربوط به صنعت برق را در دست خود گرفته است. ۹۸ / ۴۹ درصد سهام “صبا” متعلق به شرکت مهندسی مشاور مهاب قدس، وابسته به سپاه و ۹۹ / ۴۹ درصد متعلق به شرکت مادر تخصصی مدیریت ساخت و تهیه کالای آب و برق (ساتکاب) وابسته به وزارت نیرو است. دهها شرکت برق منطقهای و توزیع نیروی برق فعال در سراسر کشور زیر نظر توانیر هستند که در عین حال تا ۶۰ درصد سهام این شرکتها نیز متعلق به مهاب قدس است.
تمام ترفندها، پیچیدگیها و قلاب بندیها برای استثمار حداکثری و بدون سروصدای کارگران برق بکار بسته شده است.هرزمان کارگر برق موضوع تبدیل وضعیت شغلی و استخدام رسمی را مطرح میکند، وزارت نیرو، وی را به بخش خصوصی حواله میدهد درعین حال هر وقت کارگری بخواهد استخدام شود، باید در آزمون دستگاه اجرایی و وزارت نیرو شرکت کند. سال هاست وزارت نیرو با نیروی کار غیر رسمی شاغل در صنعت برق با همین سیاست برخورد نموده و تا حد ممکن از پذیرش هرگونه مسؤلیتی در زمینه استخدام کارگران طفره رفته است.
تبدیل وضعیت و استخدام های صورت گرفته نیز در بسیاری موارد مبتنی بر پارتی بازی و سفارشی بوده است. در برخی موارد این پارتی بازیها و استخدام های رانتی و سفارشی نیز برملا شده است. درحالیکه دههاهزار کارگر شاغل در صنایع برق بعد از ۱۰ تا ۲۰ سال کار کماکان بهصورت شرکتی و پیمانی و حجمی مشغول به کاراند و از مزد و مزایای کارگر رسمی محروماند، مدیران و مقامات گوناگون دولتی و بانفوذ، آشنایان و نزدیکان خود را در پستهای مختلف صنایع برق به کار گماردهاند. در یک مورد که اخیراً افشا و به شبکه های اجتماعی و اینترنت هم کشیده شد، یکی از مدیران ارشد شاغل در این صنعت، برادر، دوخواهر، دو شوهر خواهر و همسر برادر خود را به استخدام درآورده و در پستهای مختلفی به کار گمارده است. موضوع به قدری عیان است که به قول یکی از کارگران، همینکه در شرکت “نام مدیر را صدا بزنید، چندین نفر سربرگردانده و میگویند بله!” این ها همه نشانه رواج فزون از حد پارتی بازی، استخدامهای سفارشی و بدون ضابطه و حق کشی کارگران است.
وزارت نیرو تا حد ممکن از تبدیل وضعیت و استخدام نیروهای غیر رسمی شاغل در صنایع برق خودداری نموده و تنها زمانی به این کار تن داده است که مبارزات کارگران اوج گرفته و این وزارتخانه را وادار به استخدام نیرو کرده است. در حال حاضر بیش از ۲۳ هزار کارگر توزیع برق به صورت پیمانی، شرکتی و حجمی مشغول بهکارند. متجاوز از ۴۷ هزار تن از کارگران شاغل در شرکت توانیر را کارگران غیر رسمی، عمدتاً حجمی و شرکتی تشکیل میدهند. وعده های مکرر وزارت نیرو طی چندین سال گذشته درمورد تبدیل وضعیت کارگران عملی نشده است. سال ۹۹ وزارت نیرو اعلام کرد ظرف سه سال، کلیه نیروهای شرکتی تبدیل وضعیت میشوند. اما این وعده نیز عملی نشده است. بعد از تجمع اخیر کارگران برق ایلام و درخواست تبدیل وضعیت و مزد و مزایای کارگر رسمی، روابط عمومی “شرکت توزیع نیروی برق استان ایلام” توضیح داد این شرکت تعدادی از “ایثارگران” را تبدیل وضعیت نموده و به استخدام درآورده است. روابط عمومی “شرکت توزیع نیروی برق استان ایلام” به صراحت اعلام کرد مزایای مزدی فقط مشمول رسمیهاست و شامل حال نیروهای حجمی و شرکتی نمیشود. نمونه ایلام نیز مشخص نمود هیچ برنامهای برای استخدام رسمی کارگران توزیع برق وجود ندارد و اگر استخدامی صورت گیرد، ازمیان سفارشیها و “ایثار گران” است.
خواست تبدیل وضعیت و استخدام رسمی تنها مربوط به کارگران توزیع برق نیست. بخش زیادی از کارگران برق فشار قوی نیز بعد از بیش از ده سال مبارزه و انتظار هنوز به استخدام رسمی در نیامده اند. کارگران برق فشار قوی که از سابقه و تجربه مبارزاتی بیشتری برخوردارند، مبارزات شور انگیزی را در دهه ۹۰ سازمان دادند. تنها در سال ۹۴ در چهار نوبت جمعیت هایی بالغ بر ۴۰۰ نفر، ۵۰۰ نفر، ۶۰۰ و ۸۰۰ نفر از شهرها و استان های مختلف راهی تهران شدند و چهار تجمع بزرگ و سراسری را مقابل وزارت نیرو برپاکردند. اپراتورهای پست فشار قوی( کلاه زردها) بعد از سازماند هی وبرگزاری چندین تجمع اعتراضی سراسری و نیز تجمعات متعدد در سطح استانها توانستند تا حدی وزارت نیرو را عقب برانند. بر اثر همین مبارزات مستمر و تجمعات بزرگ سراسری بود که سر انجام وزارت نیرو در سال ۹۶ بخشنامهای پیرامون تبدیل وضعیت کارگران برق فشار قوی صادر نمود و در همین سال حدود ۳۰ درصد از ۵ هزار اپراتورهای برق فشار قوی را به استخدام درآورد. “شورای هماهنگی اپراتوری پست های فشار قوی” که در جریان همین مبارزات شکل گرفت ، نقش مهمی در سازماندهی و برگزاری این تجمعات ایفا کرد.خواست استخدام ۳۵۰۰ کارگر برق فشار قوی و مبارزه برای آن نیز از اواخر دهه ۹۰ تا کنون گرچه با افت و خیز اما ادامه داشته است.
تمام تجمعات کارگران بخشهای مختلف صنعت برق در سال جاری، چه تجمعات سراسری در تهران و چه تجمعات متعدد در سطح استانها، با فشارهای شدید پلیسی و امنیتی علیه کارگران همراه بوده است. نیروهای سرکوب امنیتی در همکاری کامل و همه جانبه با مدیریت شرکتها، حد اکثر تلاش خود را برای جلوگیری از تجمعات و اعتراضات کارگران بکار برده و تعدادی از کارگران را از جمله در بوشهر و کرمانشاه اخراج نموده اند، با وجود این کارگران به اعتراض و تجمع ادامه داده و اگر در موارد معینی نیروهای سرکوب، مانع برگزاری تجمع شده اند، کارگران بلافاصله با ادامه مبارزه و اعلام اینکه با جلوگیری از تجمع و اعتراض، مشکل کارگران حل نمیشود و تا رسیدن به خواستها، به مبارزه ادامه خواهند داد، به آن پاسخ دادهاند.
پایداری کارگران برق و تأکید بر ادامه مبارزه تا رسیدن به خواستهای خود، نکته بسیار مثبتی است که حاصل تجربه مبارزات دو دهه اخیر آنهاست. کارگران برق به تجربه دریافته اند که بدون مبارزه، نه وزارت نیرو و نه شرکتهای گوناگون و پیمانکاری فعال در رشته برق، نه فقط حتی یک قدم به سود کارگران بر نخواهند داشت بلکه حق کشیها، تبعیضات، محرومیتها، معیشت و دستمزدهای زیر خط فقر نیز بیش از پیش ادامه و تشدید خواهد یافت. وضعیت به گونهای است که اساساً راه دیگری جز مبارزه و مقابله با تعرضات طبقه حاکم، مبارزه برای احقاق حقوق، راه دیگری وجود ندارد. تجربه مبارزات کارگری اما نشان داده است که اعتراضات و تجمعات پراکندهی کارگری پاسخگو نیستند. اعتصابها و تجمعهای پراکنده در سطح این یا آن واحد و جدا ازهم پاسخگوی وضعیت و شرایط کنونی نیست.
آنچه در شرایط کنونی و مبارزات کارگران صنعت برق بسیار مهم است، سازماندهی اعتصابها و تجمعات فراواحدی و سراسری است. کارگران برق خود، از پیشتازان اعتصابها و تجمعات فراواحدی و رشتهایاند. کارگران برق میتوانند و باید سنتهای مبارزه سراسری در دهه ۹۰ را با انرژی تازه و بیشتری دوباره زنده کنند و آن را گسترش دهند. زمینه برای چنین اعتصابها و تجمعاتی بیش از هر زمان دیگری در صنعت برق فراهم است. فراتر از آن، زمینه اعتصاب و تجمع سراسری مشترک و متحدانه این بخشها نیز فراهم است. کارگران آگاه و پیشرو، تشکل ها و فعالان کارگری صنعت برق باید دست به ابتکار عمل بزنند، میان بخشهای مختلف هماهنگی ایجاد کنند و وارد یک کارزار مشترک بزرگ و واحد شوند و تجمع و اعتصاب را در صنعت برق ساز مان دهند. مگر نه این است که طَرَف همهی این کارگران، وزارت نیرو و شرکتهای متعدد برق و پیمانکاری وابسته به دولت و مورد تأیید این وزارت است؟ “ساتکاپ” و “صبا” که گردانندگان اصلی صنعت برق درسراسر کشور هستند، یا مستقیماً زیر نظر دولت( وزارت نیرو) یا زیر نظر سپاه است که بازوی مسلح دولت است. بنابراین دشمن همه کارگران برق کارفرمای واحدی است بنام دولت. پس با این دولت و شرکت ها و نهادهای وابسته به آن باید وارد مبارزه شد ، سطح خواستها را ارتقا داد و حق و حقوق خود را از حلقوم آن بیرون کشید.
برگزاری چند تجمع سراسری در تهران چه در بخش اپراتورهای فشار قوی و چه کارگران توزیع برق، فی نفسه گویای این واقعیت است که کارگران شاغل در این صنعت، تشکلهای فراواحدی را سازمان دادهاند. “شورای هماهنگی اپراتوری برق فشار قوی” که در دهه ۹۰ شکل گرفت و بسیار فعال بود، باید فعالیتهای خود را با رویکرد هماهنگی میان تمام کارگران صنعت برق از سرگیرد.
تجمعات مکرر و سراسری کارگران توزیع برق نیز حاکی از آن است که چنین تشکل هماهنگ کنندهی ولو اعلام نشدهای وجود دارد. کارگران آگاه و پیشرو حاضر دراین تشکلها میتوانند با هم پیوند و ارتباط برقرار کنند و یک تشکل واحد هماهنگ کننده مبارزات کل کارگران صنعت برق را تأسیس کنند.
ایجاد یک کمیته یا شورای هماهنگی مبارزات کارگران صنعت برق، از ملزومات رشد و گسترش مبارزه در صنعت برق است. گذار از اعتصابها و اعتراضات پراکنده به اعتصابها و تجمعات رشته ای و سراسری و فراتر از آن گذار به یک جنبش سازمان یافته سراسری، مقدم بر هرچیز مستلزم ایجاد تشکل های هماهنگ کننده مبارزه در هر رشته تولیدی و خدماتیست. این تجربه تا کنون در چند رشته با ابتکار کارگران آگاه، در عمل به اجرا درآمده است. گرچه فعالیت برخی از این تشکلها با افت و خیز همراه بوده و گاه با وقفه روبرو شده است، اما تجارب گرانبهای ایجاد و شکل گیری چنین تشکل هایی باید دست مایه وضعیت و شرایط مبارزاتی امروز باشد. بسیاری از اعتراضات کارگری فراواحدی در دهه ۹۰ بر همین پایه شکل گرفتند. پیشتازان این مبارزات کارگران پتروشیمیها و بعد از آن خود کارگران برق هستند. در برخی از رشته های دیگر نیز نشانه های در همین زمینه بروز یافته است. درسال جاری نیز مهمترین و برجسته ترین تجمعات اعتراضی فرا واحدی صنعت نفت، در مجتمع گاز پارس جنوبی شکل گرفت. در این مجتمع چندین و چند بار تجمعات اعتراضی هماهنگ شدهی واحدی در چندین پالایشگاه و شرکت نفت و گاز در یکروز و ساعت معین سازماندهی و برگزارشد. تجمعات رشتهای و فراواحدی در مجتمع گاز پارس جنوبی که ار تجاع حاکم را به شدت به وحشت انداخت و به سرکوب خشن و وحشیانه و بازداشت و اخراج علیه کارگران متوسل شد نیز بار دیگر ضرورت گذار از اعتصابها و تجمعات جدا جدا و پراکنده و در همان حال شرایط مساعد چنین روندی را به نمایش گذاشت.
واقعیتهای مبارزاتی و ضرورت پیشرفت مبارزه طبقاتی، بیش از پیش کارگران آگاه در واحد های مجزا از هم را به سمت سازماندهی اعتصابهای فراواحدی و رشته ای و ایجاد کمیته ها و شوراهای هماهنگی برای سازماندهی و برگزاری چنین اعتصابات و تجمعهایی رانده است. ازیاد نبریم غلبه بر پراکندگی و گذار به یک جنبش سراسری سازمانیافته، از مسیر ایجاد تشکلهای سراسری میگذرد و مقدمه ایجاد تشکلهای سراسری ایجاد تشکلهای رشتهایست.
“برق نیوز” تعداد پرسنل شاغل در صنعت برق را در بخش دولتی چه رسمی و چه غیر رسمی ۱۸۰ هزار نفر و در بخش خصوصی بیش از ۵۰۰ هزار نفر اعلام کرد. این زمین بکر و وسیع، آماده، تشنه و پذیرای بذر مبارزه و بذرپاشی کارگران کمونیست و آگاه است. غول نیمخفته در صنعت برق همطراز با صنعت نفت را باید بیدار کرد و به صحنه اعتصاب های سیاسی کشاند.
بخش آگاه و پیشرو جنبش طبقه کارگر با آگاهی از این واقعیت و تلاش عملی برای تحقق آن میتواند آرام و پیوسته در مسیر ایجاد یک جنبش سازمانیافته سرتاسری پیشروی کند.
نظرات شما