شکوفه‌های مبارزات زنان!

سال جاری رو به پایان است. سالی سرشار از مبارزه  شجاعانه و مقاومت مستمر زنان علیه  تبعیض و نابرابری. سالی که برغم تشدید سرکوب و صدور  فرامین و احکام زن‌ستیزانه ، شعله‌های  ایستادگی و مبارزه زنان نه تنها  خاموشی نگرفت، بلکه سیاست‌های ارتجاعی جمهوری اسلامی را یکی پس از دیگری به شکست کشاند.

این سیاست‌های تبعیض آمیز همچون دهه‌های گذشته با اعمال فشار و سرکوب در تمامی عرصه‌های زندگی اجتماعی و روزمره زنان همراه بود. بویژ ه این که جمهوری اسلامی  پس از جنبش شهریور ۱۴۰۱ -که زنان بساط حجاب اجباری را در هم پیچیدند– تمام همّ خود را بر انتقام از زنان و دختران جوانی گذاشت که نماد زور و تحقیر و واپسگرائی را به آتش کشیدند و با پوشش اختیاری خود چهره شهرها و خیابان‌ها را برای همیشه تغییر دادند.

اعلام جنگ علیه زنان از همان آغاز سال که خامنه‌ای خواستار اجرای قوانین موسوم به عفاف شد، آغاز گردید. نیروهای سرکوب به خیابان ها اعزام شدند تا با اعمال خشونت و ایجاد ترس و هراس شاید بتواند  مقاومت زنان را خنثی و دست‌آوردهای مبارزاتی آنها در جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی را بازپس بگیرند. از ۲۵ فروردین، جمهوری اسلامی «طرح نور» را عَلَم کرد، سرکوب زنان را شدت بخشید و حملات سازمان‌یافته‌ای را علیه زنانی که با پوشش اختیاری در اماکن عمومی حاضر می‌شوند آغاز کرد. این سرکوب به حدی رسید که با ضرب و شتم و حتی ربودن زنان در خیابان‌ها همراه شد. علاوه بر سرکوب زنان، شمار احکام اعدام‌ با هدف ایجاد رعب و وحشت در جامعه افزایش یافت.

پس از مرگ رئیسی -جلاد و عامل کشتار زندانیان سیاسی در دهه ۶۰، و روی کار آوردن پزشکیان نیز این جنگ علیه زنان ادامه یافت، در حالی که در مضحکه انتخاباتی اش وعده دیگری داده بود.  اقدامات سرکوبگرانه وسیعتری شامل پلمب مغازه‌ها، تعطیلی رستوران‌ها، محدودیت در اماکن گردشگری و داروخانه‌ها، سانسور شبکه‌های اجتماعی و اعمال فشار بر زنان پزشک و متخصص و ورزشکار و هنرمند در دستور کار قرار گرفت تا جنگ علیه زنان را همه جانبه تر کند. مزدوران  گشت ارشاد ،معابر عمومی و ایستگاه‌های مترو را قُرُق کردند. فعالان سیاسی، اجتماعی و کارگری زن مورد پیگرد و بازداشت قرار گرفتند، زندانی شدند و  با اتهامات جعلی و ساختگی به  حبس و اعدام  محکوم شدند. «کلینیک‌های ترک حجاب» راه‌اندازی شد اما این نیز به سرعت به مضحکه و شکست دیگری برای حاکمیت تبدیل گشت و صرفاً دَکه ای شد برای نانخوری عوامل و زنان حزب اللهی مزدور رژيم.

زنان در مقابل این موج جدید سرکوب، تنها نمانده و از حمایت گسترده خانواده ها برخوردار شدند. نه تنها تلاش حکومت برای نمایش قدرت و بازپس‌گیری دست آوردهای زنان در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی به شکست انجامید، بلکه اختلافات درون حاکمیت بر سر (نحوه) اجرای این طرح و عواقب اجتماعی آن  نیز بالا گرفت. زنان به مقاومت و مبارزه ای که دهه‌هاست به جزئی جدائی‌ناپذیر از زندگی روزمره‌شان تبدیل شده، ادامه دادند. در مقابل نیروهای سرکوبگر و مزدور  شجاعانه ایستاند. صدای ممنوعه شان را بلند کردند،  آواز سر دادند و «مرغ سحر» را نه ناله، که فریاد زدند. تابوی دیگری را شکستند و سنگر دیگری را نیز فتح کردند. جسارت و شجاعت در میان زنان تکثیر شد و در جامعه به اشکال مختلف خودر ا نشان داد: جائی در شکل سینه سپر کردن و قدبرافراشتن در مقابل زورگوئی مزدوران پلیس و حزب اللهی در خیابانها، جائی در شکل اعتصاب زنان زندانی سیاسی و برگزاری سه شنبه‌های اعتراضی علیه اعدام ، در جائی دیگر در شکل دَریدن جامه از تن در صحن دانشگاه و بروز عصیانی غریزی.

یکی از ویژگی‌های برجسته مبارزاتی در سال جاری،  همدلی و همبستگی سایر جنبش‌های اعتراضی با زنان بود. این همبستگی و فریاد مطالبات زنان در اعتراضات پرستاران، معلمان، دانشجویان و بازنشستگان نیز طنین انداز شد. در  جنبش دادخواهی نیز که خود عمدتا  با نیرو و ابتکار زنان – مادران و همسران جانفشانان و ناپدیدشدگان- پا گرفت، مطالبات دادخواهانه با مطالبات برابری طلبانه زنان گِره خورد. از سوی دیگر خانواده ها با زنان و دختران جوان همراه شدند و به وقت مقابله با حملات و تهدیدات نیروهای سرکوبگر، در کنار فرزندان خود ایستادند. زمانی که در دو مدرسه در تهران و مسجدسلیمان، دانش‌آموزانی که از پوشیدن حجاب اجباری امتناع کرده بودند، از ورود به جلسه امتحانات منع شدند، خانواده‌ها با حمایت از فرزندانشان، همبستگی خود را به نمایش گذاردند و عطای شرکت در امتحانات و  قبولی فرزندان شان را به لقایش بخشیدند‌.  بی شک گره خوردن اعتراضات و مطالبات زنان با سایر جنبش‌های اجتماعی، گام مهمی در پیروزی‌های بزرگتر برای جنبش برابری‌طلبانه زنان و لغو هر گونه تبعیض بر پایه جنسیت خواهد بود.

مبارزات زنان ایران از اسفند ۵۷ تا کنون که فراز و نشیب های متعددی را پشت سر گذارده، از سال ۹۶ وارد مرحله جدیدی شده است. مرزبندی قاطع این جنبش با کلیه جناح‌های  حاکمیت و نشانه گرفتن کل نظام، از ویژگی‌ها و تجارب  برجسته  آن است. حضور و مشارکت  نسلی شجاع و جسور در این مبارزات یکی دیگر از شاخص‌هاست. شجاعت  و جسارت و جانفشانی  که در شهریور  ۱۴۰۱ به اوج خود رسید و دست آوردهای ارزشمندی را از آن خود کرد، دیوار ترس شکست.  آگاهی، شجاعت و جسارت  تکثیر شد و در جامعه ریشه دواند. مبارزه و مقاومت به اشکال مختلف ادامه یافت. همین امر  چنان توازن قوایی ایجاد کرد که این مبارزات برغم پراکندگی، تلاش‌های سرکوبگرانه رژیم را به شکست کشانده است. طرح‌ های رنگارنگ سرکوب، تزریق بودجه‌های کلان برای مقابله با زنان، گسیل و به کار  گرفتن و اجیر کردن ارتشی از زنان حزب اللهی، هیچیک نتوانسته دست‌آوردهایی که زنان در سال ۱۴۰۱ کسب کردند را بازپس بگیرد. طرح «حجاب و عفاف» نیز که از پشتوانه همه جانبه خامنه‌ای و سایر سران حکومت برخوردار بود، پس از رفت و برگشت‌های مکرر میان صحن مجلس و ارگانهای  پشت پرده نظام، بلاتکلیف مانده و روی دست جمهوری اسلامی باد کرده است.

در سالی که روزهای پایانی‌اش را می‌گذارنیم، زنان به مقاومت و مبارزات غرور آفرین و به پاسداری از دست‌آوردهای خود ادامه دادند و شکست‌های بیشتری را به جمهوری اسلامی تحمیل کردند. گر چه برچیدن  نهائی بساط تبعیض و نابرابری در گرو مبارزاتی متشکل، همبسته با سایر جنبش‌های انقلابی و رادیکال است، اما در سالی که روزهای پایانی اش را می گذرانیم، به واسطه مبارزات زنان، دیوار تحجر  و سلطه، تَرَک های بیشتری خورد و روزنه های بیشتری گشوده شد. ثمره  این مبارزات از میان لایه‌های یخ زده و منجمد تحجر و نابرابری، ‌سربرآورد و شکوفه داد.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۱۲  در فرمت پی دی اف:

POST A COMMENT.