در آستانهی بهاری دیگر قرار گرفتهایم. سالی را پشت سر گذاشتیم و به استقبال سالی نو میرویم. امسال در حالی به استقبال بهار میرویم که بحران تمامی عرصههای حیات جامعه را فرا گرفته است. حکومت نه تنها نتوانسته بهبودی در وضعیت ایجاد کند، بلکه بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تشدید شده و به سطحی بیسابقه در دوران حیات جمهوری اسلامی رسیدهاند. حکومت در قعر بحران عمیق داخلی و خارجی دست و پا میزند. جامعه نیز در یک سال گذشته با بحران سیاسی عمیقی روبرو بوده است که آثار آن در عرصههای مختلف نمایان شده است.
حکومت در بنبست قرار گرفته و شکست پشت شکست پوسیدگی آن را برملا میکند. در عرصهی درونی، جمهوری اسلامی که گمان میکرد با گماردن ابراهیم رییسی به ریاستجمهوری میتواند قدرت سیاسی را یکدست و بر مشکلات داخلی و خارجی، سیاسی و اقتصادی و اجتماعی غلبه کند، نتیجه عکس گرفت. بحران در همهی عرصهها تشدید شد. مرگ ابراهیم رییسی در اثر سقوط هلیکوپتر، انتخابات فرمایشی دیگری را برای تعیین ریاستجمهوری در پی داشت. حکومت مجددا تلاش کرد برای غلبه بر بحران و تغییر در اوضاع با استفاده از انتخابات فرمایشی سروسامانی به وضعیت آشفته خود بدهد. این بار سیاست «وفاق» در دستور کار قرار گرفت. پزشکیان با شعار «تابعیت تام از رهبری» به جلوی صحنه رانده شد تا با نمایش اتحاد جناحهای درونی حکومت آنها را برای مقابله با بحرانهای خارجی بسیج کند و بخشی از مردم را به پای صندوقهای رأی بکشاند. اما عدم مشارکت بیش از نیمی از افراد صاحب رأی، انتخابات را به مضحکه تبدیل کرد و مضحکه «وفاق» از شعار فراتر نرفت. تنها چندماه پس از روی کار آمدن «کابینه وفاق» تشدید اختلافات درونی حکومت، خود را آشکار کرد و استیضاح و برکناری وزیر اقتصاد از سوی مجلس و به استعفا واداشتن جواد ظریف از معاونت راهبردی ریاست جمهوری اوج تازهی تشدید اختلافهای درونی را آشکار کرد.
به صحنه راندن پزشکیان قرار بود با حل معضلات بینالمللی رژیم، و حل پرونده هستهای مفری برای حل بحران اقتصادی و سایر بحرانهای حکومت در بر داشته باشد. اوضاع در این زمینه نیز بر وفق مراد حکومت پیش نرفت و در سطح بینالملی نیز بحران گسترش یافت. با ضربات سهمگین اسراییل و آمریکا به حزبالله و حماس و تغییر اوضاع در سوریه، «محور مقاومت» بشدت تضعیف شد و حکومت اسلامی بیش از پیش در تنگنا قرار گرفت. در شرایطی که جمهوری اسلامی در اثرتشدید فشارهای خارجی از نفس افتاده بود دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا رسید و چرخش به راست در سطح جهانی و سیاست فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی را در پی داشت. اکنون بحران حکومت اسلامی در عرصهی بینالمللی به سطحی رسیده است که رژیم در بنبست کامل قرارگرفته و بدون عقبنشینی فاحش جمهوری اسلامی و یا تشدید بحران و درگیری نظامی (هرچند در سطح محدود) برای آن راه حلی متصور نیست. هر یک از این دو راه برونرفت تبعاتی برای بقای حکومت و مبارزهی تودههای مردم در پی خواهد دشت.
در سالی که گذشت جمهوری اسلامی از نظر وضعیت اقتصادی در شرایط بدتری قرار گرفت. رژیم چنان ورشکسته و اقتصاد آن چنان بحران زده است که ریال با کاهش ارزش بیسابقهای روبروست و بهای یک دلار به مرز ۱۰۰ هزار تومان رسیده است. ازهمگسیختگی امور به جایی رسیده که هر روز خبر توقف یا کاهش تولید در یک رشته صنعت انتشار مییابد. رژیم از تامین آب آشامیدنی مردم، برق مصرفی مردم و صنایع و سوخت واحدهای تولیدی هم ناتوان است و پزشکیان که برای حل مشکلات آمده بود میگوید «نمیدانم برای گرانی یقه چه کسی را بگیرم».
در سال جاری وضعیت اقتصادی و رفاهی تودههای مردم به وخامت بیشتری گرایید. تودهی مردم نه تنها با فقر و معضلات اقتصادی، بیکاری، مشکل مسکن، بهداشت و درمان و تامین مایحتاج روزانه خود دست و پنجه نرم میکنند بلکه با قطع برق، نبود آب آشامیدنی، آلودگی هوا و بحران زیستمحیطی دست به گریبانند. این معضلات آسیبهای اجتماعی گستردهای در پی داشته است. افزایش اعتیاد، دزدی، زنکشی، جرم و جنایت و ناامنی اجتماعی نتیجهی شرایطی است که حکومت به مردم تحمیل کرده است.
حکومت که از حل و حتی تخفیف بحرانها ناتوان است، در سالی که پشت سر میگذاریم سرکوب را باز گسترش داد. بنا بر گزارش نهادهای حقوقبشری، جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۴ دستکم ۹۷۵ نفر را اعدام کرده است. تنها در ماه گذشته ۷۴ تن اعدام شدهاند. ۴ افغانستانی، ۷ کرد و ۶ بلوچ جزو اعدام شدگان یک ماه اخیر هستند. هماکنون چند زندانی سیاسی از جمله سه زن نیر حکم اعدام دارند. زندانها انباشته از فعالان سیاسی و اجتماعی است و روند پروندهسازی، احضار، اخراج و ممنوعیت فعالان کارگری، معلمان، فعالان جنبش زنان و جنبش داشجویی ادامه دارد. رژیم در هراس از گسترش اعتراضات، کار را به جایی رسانده که یکی از خوانندگان معترض را شلاق زد تا عبرتی باشد برای سایرین.
وجه دیگر بحران، بحران رابطه حکومت با تودههای مردمی است که جنبش زن، زندگی، آزادی را آفریدند. گرچه این جنبش در اثر سرکوب گسترده، نداشتن شعارهای مشخص و نبود سازماندهی و رهبری، از حد معینی فراتر نرفت اما جرقههای آن مانند آتش زیرخاکستر اینجا و آنجا مشاهده میشود. جنبش گرچه فروکش کرد اما هرگز خاموش نشد و تاریخ مبارزات مردم ایران در دوران حکومت اسلامی را به لحاظ گستردگی و مشارکت شجاعانه زنان به پیش و پس از خود تقسیم کرد.
اکثریت زنان در پی جنبش زن، زندگی، آزادی از حجاب اجباری عبور کردند. سرکوب و بازهم سرکوب، راه مقابله رژیم با زنانی است که حاضر به بازگشت به پیش از ۱۴۰۱ نیستند. حکومت که نمیتواند زیرپاگذاشته شدن حجاب اجباری را بپذیرد، عوامل خود را برای مقابله با زنان بر هر کوی و برزن گمارده و خیابان و مترو و دانشگاه را به عرصهی نبرد با زنان تبدیل کرده است. این نحوهی مقابله با زنان تضادهای درونی حکومت را تشدید کرده اما نتوانسته است زنان را به عقب نشینی وادارد تا آن جا که رژیم قادر به اجرای قانون «حجاب و عفاف» نیست.
در سالی که در پایان آن به سر میبریم، در کنار مبارزه با حجاب اجباری، مبارزه زنان در عرصههای دیگر نیز ادامه یافت. حضور چشمگیر زنان در مبارزان معلمان، پرستاران، بازنشستگان، عدالتخواهان، فعالان محیط زیست و سایر اقشار تودههای زحمتکش بارز بود و زنان دراغلب موارد در صف مقدم اعتراضات قرار داشتند.
در سالی که گذشت، در هر ماه بیش از ۱۰۰ اعتصاب و تجمع اعتراضی برپاشد. کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، دانشجویان، معترضان به تخریب محیط زیست و غارت منابع معدنی و مخالفان حکم اعدام به خیاباها آمدند و با برپایی تجمع و راهپیمایی مطالبات خود را فریاد کشیدند. زندانیان در درون زندانها به مبارزه و مقاومت از جمله در اعتراض به اجرای حکم اعدام ادامه دادند و خانوادههای اعدامشدگان دست از مبارزه نکشیدند.
اما طبقه کارگر و تودههای زحمتکش مردم در سالی که گذشت برغم مبارزات قهرمانانه نتوانستند حکومت بحرانزده و غرق در فساد اسلامی و نظام پوسیده سرمایهداری را براندازند.
گرچه تجمعات و اعتراضات کارگری و تودهای در سالی که گذشت عمدتا مطالباتی و بر سر خواستهای اقتصادی بوده است اما شعارها و خواستها فراتر از مطالبات اقتصادی رفت که در تجمعات کارگران و بازنشستگان نیز مطرح شد. شعارهایی در دفاع از حجاب اختیاری، در اعتراض به تخریب محیط زیست و در مخالفت با حکم اعدام.
گرچه جوانههای مطالبات سیاسی در مبارزات مطالباتی خودنمایی کرد اما حاکمیت سرکوب شدید و فقر فلجکننده از یک سو و عدم سازماندهی مانع از آن شد که مبارزات پراکنده به یکدیگر پیوند بخورند و به اعتصاب عمومی سیاسی بیانجامند.
سال ۱۴۰۳ به پایان رسید و به سال نو قدم میگذاریم. با سفرههای هرچند خالی به استقبال بهار بشتابیم. رویش جوانهها را پاس داریم زیرا بهار طبیعت نویدبخش پیروزی نو بر کهنه است. با امید به گسترش جوانههای مبارزه و فراروییدن اعتراضات به مبارزه سیاسی برای تعیین تکلیف با رژیم جمهوری اسلامی نوروز را به تودههای مردم ایران، کارگران آگاه و مبارز، زنان شجاع، زندانیان سیاسی، روشنفکران و دادخواهان تبریک میگوییم.
نظرات شما