بحران آب و تبعیض جنسیتی

نگارنده: افسانه پویش

 

عید نوروز، نماد تجدید حیات طبیعت، فرصتی است برای تأملی دوباره بر رابطهٔ انسان و محیط‌زیست؛ انسانی که در بستر مناسبات سرمایه‌داری معاصر، نه‌تنها با استثمار نیروی کار، بلکه با انبوهی از بحران‌ها از جمله تخریب طبیعت روبه‌روست.
بحران زیست‌محیطی، حاصل بهره‌کشی مداوم از منابع طبیعی در چارچوب نظمی است که سود بی‌پایان برای اقلیتی حاکم را بر همه‌چیز مقدم می‌داند. یکی از نمودهای اصلی این بحران، بحران آب است؛ بحرانی فراگیر و ساختاری که به یکی از جدی‌ترین چالش‌های قرن بیست‌ویکم بدل شده است. از همین‌رو، ۲۲ مارس (۲ فروردین) را به‌عنوان روز جهانی آب نام‌گذاری کرده‌اند.

طبق آمار سازمان ملل در سال ۲۰۲۳، دو میلیارد و دویست میلیون نفر (بیش از نیمی از جمعیت جهان) دسترسی منظم به آب آشامیدنی سالم ندارند. دو میلیارد و چهارصد میلیون نفر نیز از امکانات بهداشتی و فاضلاب مناسب محروم‌اند. در گزارشی از سازمان بهداشت جهانی در همین سال آمده است که هر ساله یک‌میلیون و چهارصد هزار نفر به دلیل ناکافی بودن منابع تأمین آب جان خود را از دست می‌دهند. طبق گزارش یونیسف، بیشترین قشری که از کمبود آب آسیب می‌بینند، زنان و دختران هستند. (۱)

به‌ویژه از دههٔ هفتاد میلادی با پیشبرد سیاست‌های نئولیبرالی، تأثیرات مخرب این سیاست‌ها در قرن بیست‌ویکم بیش‌ازپیش آشکارتر شده‌اند. سیاست‌های نئولیبرالی با خصوصی‌سازی منابع آب، کاهش نظارت‌های دولتی و بهره‌برداری بی‌رویه، ضمن کالایی کردن آب، به کاهش منابع آبی، فشار بر بخش کشاورزی و دامپروری، نابرابری در دسترسی، آلودگی، شیوع بیماری‌های ناشی از آب ناسالم، افزایش هزینه‌ها، مهاجرت‌های اجباری، بحران‌های اقتصادی، تنش‌های سیاسی داخلی و خارجی و افزایش خشونت به‌ویژه علیه زنان دامن زده‌اند. این پیامدها به‌طور ویژه گریبانگیر اقشار کم‌درآمد و تهیدست جامعه شده و به تشدید ستم جنسیتی منجر گردیده است.

 

در ایران که اصولاً کشوری با بارندگی نسبتاً کم و دوره‌های خشک‌سالی نسبتاً طولانی است، بحران آب به‌ویژه در سال‌های اخیر به یکی از چالش‌های جدی بدل شده است. تنها در نخستین روزهای سال نو، زلزله و سیل بیش از ۲۰ روستا در اشکورات گیلان و کرمانشاه و کرمان را درگیر کرده‌اند. به گزارش سایت حکومتی «انتخاب»، دست‌کم ۳۰۰ دشت از مجموع ۶۰۹ دشت کشور دچار پدیدهٔ فرونشست زمین هستند. شهرهایی چون تهران، اصفهان، مشهد و کرمان نیز با این خطر مواجه‌اند.

تغییرات اقلیمی ناشی از بحران آب به خشک شدن دریاچه‌ها و رودخانه‌ها، افزایش دمای هوا، تبخیر بیشتر آب، کاهش ذخایر آبی و طولانی‌تر شدن خشک‌سالی‌ها انجامیده است. درحالی‌که بیش از ۸۰ درصد منابع آبی کشور از آب‌های زیرزمینی تأمین می‌شود، برداشت بی‌رویه، آلودگی، عدم سرمایه‌گذاریِ، یا سرمایه‌گذاریِ ناکافی و نامناسب در زیرساخت‌ها، فرسودگیِ شبکه‌های آبرسانی و تصفیه‌خانه‌ها و سوء مدیریت عمومی، خصوصی‌سازی‌ها، اختصاصِ زمین‌های کشاورزی به محصولاتِ صادراتیِ پرآب‌بر، سدسازی‌های بی‌رویه و وجودِ مافیاهای دولتی و شبه‌دولتی در ایران باعثِ وخامتِ شدیدِ وضعیتِ منابعِ آبی شده‌اند.

 

زنان، قربانیانِ اصلیِ بحرانِ آب

علاوه بر پیامدهایِ مخربِ عمومیِ بحرانِ آب در سطحِ جامعه، تحقیقات نشان داده‌اند که چالش‌هایِ زیست‌محیطی، از جمله کم‌آبی، موجبِ افزایشِ آسیب‌پذیریِ زنان می‌شوند. به‌ویژه در ایران، جایی که نظمِ سرمایه‌داری با روبنایِ مذهبی و ساختارِ زن‌ستیزِ جمهوریِ اسلامی درهم‌تنیده شده و با سنت‌هایِ پدر مردسالارانه تقویت می‌شود، بحرانِ آب ابعادی فراتر از یک چالشِ زیست‌محیطی پیداکرده است. این بحران، به‌ویژه برای زنانِ زحمت‌کش در مناطقِ محروم، به تهدیدی جدی برای بقا، سلامت، امنیت و کرامتِ انسانی بدل شده است.

 

آسیب‌های جسمانی:

زنان علاوه بر بیماری‌هایی که عموماً به دلیل مصرف آب آلوده جهت آشامیدن یا برای مصارف بهداشتی، از جمله بیماری‌های عفونی، گوارشی، بیماری‌های پوستی و غیره، دچارشان می‌شوند، در معرض آسیب‌های جسمانی مضاعفی نیز قرار دارند.

  • وظیفهٔ حمل دبه‌های سنگین آب، باعث آسیب‌هایی نظیر کمردرد، زانودرد و آرتروز در زنان است.
  • نبود آب بهداشتی، زنان را در دوران زایمان و قاعدگی در معرض عفونت‌ها و بیماری‌های جدی قرار داده است.
  • مصرف آب آلوده در دوران بارداری خطر زایمان زودرس، تولد نوزادان کم‌وزن و افزایش مرگ‌ومیر مادران را افزایش می‌دهد.
  • در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان کودکان و زنان حتی دچار خطرات جانی برای تهیهٔ آب می‌شوند. نبود آب‌لوله‌کشی در این منطقه باعث شده که کودکان بلوچ برای برداشت آب از هوتک‌ها جان خود را از دست دهند. در خرداد ۱۴۰۱، شش نفر از جمله پنج کودک ۴ تا ۱۱ ساله در اثر سقوط در هوتک جان باختند. یک معلم زن نیز در همان هفته به همین دلیل کشته شد. (۲)

 

محرومیت از تحصیل دختران:

کمبود آب در مناطق خشک ایران تأثیر مستقیمی بر محرومیت از تحصیل دختران دارد. بر اساس گزارش‌ها، در این مناطق، ۴۲ درصد از دختران و زنان جوان به دلیل مشکلات دسترسی به آب، از ادامه تحصیل بازمی‌مانند. ‌(۳)

همچنین، نتایج پژوهشی کیفی در شهرستان رضوانشهر، در رابطه با موانع تحصیل دختران روستایی، نشان می‌دهد که عوامل فرهنگی، اقتصادی و آموزشی متعددی بر بازماندن دختران از تحصیل تأثیرگذار هستند که کم‌آبی به آن‌ها دامن می‌زند. (۴)

محرومیت‌های شغلی و بیکاری زنان در مناطق کم‌آب ایران:

بحرانِ آب، نه‌تنها فرصت‌هایِ شغلیِ زنان را در بخش‌هایی مانندِ کشاورزی، دامداری و صنایع‌دستی کاهش داده، بلکه با افزایشِ بارکار خانه‌داری و مسئولیت‌هایِ سنتی‌ای که از سویِ جامعهٔ پدر مردسالار از آنان انتظار می‌رود، آن‌ها را از بازارِ کار دور کرده است.

  • در ایران، حدود ۹۰ درصد آب در بخش کشاورزی و دامپروری مصرف می‌شود. زنان نقش کلیدی در این بخش‌دارند. خشک‌سالی باعث کاهش تولید، از بین رفتن مشاغل روزمزد و محرومیت اقتصادی زنان شده است.
  • با تشدید خشک‌سالی و کمبود منابع آبی، زمین‌های کشاورزی در بسیاری از استان‌های کم‌آب از چرخه تولید خارج‌شده‌اند. زنان که معمولاً در کارهای روزمزد و فصلی کشاورزی فعال هستند، نخستین گروهی هستند که شغل خود را از دست می‌دهند.
    در شهرستان دزفول بیش از ۵ هزار زن کارگر کشاورز فعالیت می‌کردند که با خشک‌سالی‌های اخیر، بسیاری از آن‌ها بیکار شده‌اند. (۵)
  • بررسی‌های مرکز تحقیقات زنان دانشگاه شهید چمران اهواز (۱۳۹۸) نشان داد که نرخ بیکاری زنان دارای تحصیلات عالی در خوزستان بیش از ۶۰.۸ درصد بوده که بالاتر از میانگین کشوری است.
  • عدم توسعه زیرساخت‌های صنعتی و خدماتی در مناطق محروم، باعث می‌شود زنان تحصیل‌کرده نیز فرصتی برای ورود به بازار کار نیابند.
  • مهاجرت اجباری و افزایش بیکاری زنان خشک‌سالی‌های طولانی در استان‌هایی مانند سیستان و بلوچستان، کرمان، یزد و خوزستان باعث مهاجرت خانواده‌ها به حاشیه شهرها شده است.
  • در شرایط حاشیه‌نشینی، زنان نه‌تنها با فقر و تبعیض مضاعف مواجه می‌شوند، بلکه امکان اشتغال رسمی و پایدار را نیز از دست می‌دهند.
  • در نبود شغل پایدار، برخی زنان به‌اجبار وارد بازارهای غیررسمی و پرخطر شده‌اند.
  • در شهر اهواز، طبق گزارش انجمن زنان ریحانه، ۳۵۰۰ زن به دلیل فقر و بیکاری ناشی از بحران آب، به تن‌فروشی روی آورده‌اند. (۶)

 

تشدید خشونت خانگی علیه زنان و دختران:

  • یکی از عواقب کم‌آبی و تشدید فقر افزایش آمار ازدواج‌های اجباری کودکان است. در شرایطی که خانواده‌ها با مشکلات اقتصادی ناشی از کم‌آبی مواجه می‌شوند، برخی والدین به‌منظور کاهش هزینه‌های زندگی یا بهره‌برداری از وام‌های ازدواج، دختران خود را در سنین پایین مجبور به ازدواج می‌کنند. بر اساس گزارش‌ها، در ۹ ماه اول سال ۱۴۰۱، بیش از ۲۰ هزار مورد ازدواج دختران زیر ۱۵ سال در ایران ثبت‌شده است. ‌ به گفتهٔ اداره ثبت‌احوال اهواز، روزانه یک تا سه ازدواج زیر ۱۵ سال در این شهر ثبت می‌شود. کارشناسان افزایش ازدواج‌های اجباری را با معضل بحران آب در مناطق محروم در رابطه می‌دانند. (۲)
  • بحران آب در ایران، به‌ویژه در استان‌هایی مانند خوزستان، تأثیرات اجتماعی عمیقی داشته است. بر اساس پژوهش انجمن زنان ریحانه، در دو سال گذشته، ۶۰ زن در خوزستان قربانی قتل‌های ناموسی شده‌اند. این آمار نشان‌دهنده افزایش معنادار خشونت علیه زنان در این منطقه است. عاطفه بروایه، کنشگر اجتماعی، گزارش داده است که از سال ۱۳۹۸ تا تابستان ۱۴۰۰، حدود ۶۰ زن در خوزستان به دلایل مرتبط با ناموس کشته‌شده‌اند. این افزایش خشونت‌ها با بحران آب و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن مرتبط دانسته شده است.‌ (۷)

 

شورش‌های آب در جهان و ایران

بحران آب، نه‌فقط نشانه‌ای از تخریب ساختاری طبیعت، بلکه بازتابی از روابط نابرابر اقتصادی و اجتماعی در نظام سرمایه‌داری جهانی است. به همین دلیل است که در بسیاری از موارد، اعتراضات علیه کم‌آبی منجر به شورش‌های اجتماعی و سیاسی در سراسر جهان شده است، از جمله در بولیوی در سال ۲۰۰۰ در اعتراض به‌خصوصی‌سازی آب در کوچابامبا، شورش‌های آفریقای جنوبی در کیپ‌تاون در سال ۲۰۱۸ در پی قطع آب آشامیدنی و درگیری در هند بر سر منابع آب در چنای در سال ۲۰۱۹.

در ایران نیز، اعتراضات گسترده‌ای در سال‌های اخیر شکل‌گرفته است: اصفهان (۱۴۰۰): خشکی زاینده‌رود، خوزستان (۱۴۰۰): کمبود شدید آب، شهرکرد و همدان (۱۴۰۱): قطع آب شرب.

با توجه به‌ضرورت وجود دسترسی کافی و برابر به منابع آب سالم، مبارزه برای این حقِ اساسی بشر نباید در قالبی منطقه‌ای، موضعی یا فصلی باقی بماند. این مبارزه بایستی به شکلی سازمان‌یافته، پایدار و متحد در سطحی گسترده پیگیری شود. از آن‌جا که دسترسی نابرابر به آب، به‌ویژه در مناطق محروم، فشار مضاعفی بر زنان وارد می‌کند و ستم و تبعیض جنسیتی را تشدید می‌کند، این مسئله بایستی به یکی از مطالبات محوری زنان زحمتکش و فعالان سوسیالیست در حوزهٔ زنان تبدیل شود.

مبارزه برای عدالت در دسترسی به آب، مبارزه‌ای سیاسی است چه از سوی زنان و چه از جانب تمام اقشار محروم جامعه، چراکه آب کالا نیست و دستیابی به آن، حقی اولیه و متعلق به عموم جامعه است.

 

(۱) https://unicef.at/news/frauen-hauptlast-wasserkrise/

(۲) https://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/99529/

(۳) https://www.mardomsalari.ir/newsletter/212915

(۴) https://43926638.khabarban.com

(۵) (https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/218316/چه-کسی-صدای-هزاران-زن-کارگر-خوزستانی-را-می%E2%80%8Cشنود)

(۶)https://www.iran-emrooz.net/index.php/news1/more/96248

(۷) (خبر آنلاین، 12 دی 1400)

 

 

POST A COMMENT.