انفجاری بزرگ در معدن زغال سنگ معدنجوی طبس، ده ها کشته و مصدوم برجای گذاشت و عموم کارگران را در سوگ فروبرد. سودپرستی سرمایه داران و امتناع از تأمین لوازم و وسایل ضروری ایمنی و حفاظت در معدن، بار دیگر منجر به فاجعه ای مرگبار و دهشتناک شد.
مطابق خبرهای انتشاریافته، ساعت ۲۱ شنبه شب، ۶۹ کارگر معدن زغال سنگ طبس در بلوک بی و سی این معدن مشغول کار بودند که به دلیل نشت گاز متان و انفجار ناشی از آن، همهی این کارگران زیر خروارها سنگ و خاک در اعماق زمین محبوس شدند. در اثر این انفجار ده ها کارگر جان خود را از دست دادند که تا کنون پیکر ۵۱ کارگر فوتی از زیر آوار بیرون کشیده شده و ده ها کارگر دیگر نیز به سختی مصدوم شده اند که اسامی ۱۴ تن ازآنان اعلام شده است. درعین حال این احتمال وجود دارد که تعداد کشته ها و مصدومین بیشتر شود.
این نخستین بار نیست که کارگران معدن قربانی مطامع سرمایه داران میشوند. یک روز معدن باب نیزوی کرمان، روز دیگر معدن زمستان یورت آزادشهر، روز بعد معدن طزره دامغان و امروز معدن زغال سنگ معدنجوی طبس. فاجعه پشت فاجعه در معادن پیوسته تکرار میشوند.
معادن کشور خصوصاً معادن زغال سنگ، نا ایمن ترین معادن جهان و قتلگاه کارگراناند. در این معادن که بطور عمده به بخش خصوصی واگذار شده اند، نه فقط استانداردهای بین المللی که حتی ابتدایی ترین شرایط ایمنی و حفاظت محیط کار نیز رعایت نمی شود. سرمایه داران طمّاع و حریص، از هرگونه صرف هزینه برای تأمین وسایل و لوازم ایمنی و حفاظت محیط کار خود داری میکنند. آنها با امتناع از تأمین لوازم ایمنی و حفاظت محیط کار، عملاً کارگران را به کام مرگ میفرستند و بدین سان هربار شماری ازکارگران قربانی سود پرستی سرمایه داران می شوند که رژیم جمهوری اسلامی نیز همه جانبه از آنها حمایت میکند.
تا این رژِیم ارتجاعی برسر کار و این نظم پابرجا باشد، طبقه سرمایه دار نیز با خشن ترین شکل ممکن کارگر را استثمار میکند، مطلقاً در فکر جان و سلامت کارگر نیست و هیچ ابایی ندارد ازاینکه آگاهانه کارگران را به کام مرگ بفرستد.
سازمان فدائیان(اقلیت) مرگ جانگداز کارگران معدنجوی زغال سنگ طبس را به خانوادهها و دوستان کارگران و به همهی کارگران ایران تسلیت میگوید و خود را در غم آنها شریک میداند.
سازمان فدائیان(اقلیت) کارگران معادن زغال سنگ و دیگر معادن و همه کارگران کشور را به تشدید مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی و تمام نظم موجود فرا میخواند.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی
نابود باد نظام سرمایه داری
زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم
سازمان فدائیان (اقلیت)
اول مهر ۱۴۰۳
کار، نان، آزادی – حکومت شورایی

اعتراضات و اعتصابات کارگری همچنان ادامه دارد و در حال گسترش است. بخش های مختلف طبقه کارگر از کارگران خدماتی و پرستاران و فروشندگان نیروی کار در آموزش و پرورش گرفته تا کارگران شاغل در صنایع مختلف و کارگران باز نشسته فولاد، تأمین اجتماعی ، معادن و غیره، پیوسته و گاه بطور روزمره درحال تجمع و اعتصاب و اعتراضاند. یک روز در عسلویه و کنگان و پارس جنوبی، روز بعد در فلات قاره و سیری و لاوان و سکوهای دریایی. امروز کارکنان رسمی شاغل در صنعت نفت دست به تجمع می زنند، روز بعد کارگران ارکان ثالث و روز دیگر کارگران قرارداد موقت و پیمانی و کف بگیران. تا جایی که به صنعت نفت بر می گردد، بی استثنا همه جا ناآرام است و جز قشری بسیار نازک از مدیران و سرسپردگان رژیم، بقیه شاغلان صنعت نفت وگاز و حفاری، همه بیقرارند و ناراضی و آماده اعتصاب و انفجار!
همزمان با فرا رسیدن دومین سالگرد جنبش انقلابی « زن، زندگی، آزادی»، سرکوب های سیاسی – اجتماعی، بویژه در حوزه دانشجویی شدت گرفته است. بر اساس گزارشات منتشره در شبکه های اجتماعی تنها در دو هفته گذشته، تعدادی از دانشجویان دانشگاه های مختلف کشور به اتهام «عدم رعایت شئونات اسلامی» یا حضور در اعتراضات دانشجویی در نیمه دوم ۱۴۰۱، توسط کمیته های انضباطی و دستگاه امنیتی حکم اخراج، تعلیق، زندان و یا چندین ترم محرومیت از تحصیل گرفته اند.
مرا به نام خودم صدا بزن. به نام زن. اسم من زن است. با سینه ای لبالب از خون و لبریز از ستم. دررگهای من غلظت سیاهی خون زنان چند نسل به جوش آمده است. من در زمان و مکانی آلوده به سنت تحقیر و تبعیض چشم به جهان گشودهام. درگوش من ترانه آداب و رسوم مرد سالارانه را خوانده اند. سرم را با تیشه و تبر آشنا کردهاند. برگردنم یوغ مالکیت را داغ گذاشتهاند. همیشه سایه سنگین مرگ را پشت سرم درلا به لای موهایم حس کردهام هرگاه درآینه نگاه کردم، آِینه تَرَک برداشت. گویی که آینه از زن بودن من شرم میکند. از آینهها دلم شکستهاست. درحسرت آزادی و برابری پیر گشتهام. درذهن شلوغ و تنهای من ترس از دست دادن کودکانم مرا به اطاعت کشاندهاست. هرشب چشمم به دستگیره در خشک می شود. مردی که این دستگیره را می چرخاند آیا با قلب من مهربان است؟ در دفتر خاطرات من سطر عشق و آزادی خالی است. من انعکاس فریاد زنان پر و بال شکستهام.
وضعیت سیستم آموزشی هر کشوری، آئینه تمام نمائی است از اوضاع عمومی آن جامعه، چرا که برنامهریزیها، سیاستها، محتوا و کیفیت آموزشی و علمی، چگونگی اختصاص امکانات برای دسترسی به علم و دانش و همچنین وضعیت شغلی و رفاهی کادر آموزشی، جنبه های متعددی از این اوضاع را به نمایش میگذارند. سیستم آموزشی تحت حاکمیت جمهوری اسلامی با بحران عمیق و گستردهای روبروست که از یک سو نتیجه اعمال سیاستهای نئولیبرالی و از سوی دیگر سیاستهای ارتجاعی و مذهبی حاکمیتی است که در طول حاکمیت اش تمام همّت خود را به کار گرفته تا به جای علم و دانش، دین و خرافات مذهبی را اشاعه دهد و به جامعه تحمیل کند.
با پاییز، همراه با رنگهای متنوع و زیبای برگهای درختان، زنگ مدارس بار دیگر به صدا درمیآیند اما برای چه کسانی؟ اگر برای گروه اندکی از کودکان مرفه زنگها با آغاز پاییز و شروع سال تحصیلی در مدارسی با امکانات کمنظیر، با لباسهای گران قیمت و لوازم تحریر و کیف برندهای معروف به صدا درمیآیند، برای اکثریت بزرگ کودکان اینگونه نیست.
شنبه ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۴ آکسیونی اعتراضی برای دومین سالگرد قتل حاکمیتی ژینا در جلوی کنسولگری جمهوری اسلامی برگزار شد. فراخوان دهندگان این آکسیون حزب کمونیست ایران حوزه هامبورگ، شورای فعالین آزادیخواه و سوسیالیست هامبورگ و فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) هامبورگ بودند. در این آکسیون رفقایی به زبان آلمانی و فارسی در رابطه با جنبش انقلابی ژینا، موقعیت جمهوری اسلامی، چشماندازهای پیش رو و همچنین اعتصابی که از جانب کومله سازمان کردستانی حزب کمونیست ایران فراخوان دادهشده است، صحبتهایی ایراد کردند. رفقای آلمانی دیگری هم از طرف انجمن زندانیان سیاسی و از جانب تشکل انقلابی در مورد جریانات سلطنتی و نقش امپریالیزم آلمان در حمایت از جمهوری اسلامی و قربانی کردن منافع طبقهٔ کارگر و زحمتکش سخنرانی کردند.