جنگ غزه و کشتار بیرحمانه مردم فلسطین توسط دولت نژادپرست اسرائیل همچنان ادامه دارد. کشتار وسیع و ناباورانه مردم غزه و جنایات فجیع دولت صهیونیستی اسرائیل در پرتو حمایتهای آشکار دولت امپریالیستی آمریکا و قدرتهای بزرگ غربی وارد صدمین روز خود شده است. ارتش اشغالگر اسرائیل پس از حمله گروه ارتجاعی اسلامگرای حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ از زمین و هوا و دریا با انواع بمب و موشک و سلاحهای سنگین پیشرفته، بهطور شبانهروزی کودکان، زنان و عموم ساکنین غزه را کشتار نموده و اماکن مسکونی، بیمارستانها و مدارس و اردوگاهها را هدف قرار داده و بهکلی تخریب نموده است. بخش بزرگی از غزه به معنای واقعی با خاک یکسان شده است. اقدامات جنایتکارانه دولت فاشیستی اسرائیل در غزه، تلفات جانی کمسابقه و خسارت بسیار سنگین و بخشاً غیرقابل جبرانی را در پی داشته است.
آمار کشتهها وحشتناک و تکاندهنده است. در نخستین هفته از چهارمین ماه جنگ، شمار کشتهها در غزه از ۲۳ هزار نفر فراتر رفت. دستکم ۱۰ هزار کودک و ۷ هزار زن کشتهشدهاند. در این جنگ تجاوزکارانه تاکنون بیش از ۸ هزار نفر زخمی، ۷ هزار نفر مفقود و بیش از یک و نیم میلیون نفر آواره شدهاند. ۳۰ بیمارستان، ۱۵۰ مرکز درمانی و بیش از ۳۸۴ مدرسه و چندین اردوگاه بهکلی تخریب و با خاک یکسان شدهاند.
ارتجاع هار صهیونیستی به بهانه جنگ با حماس و اینکه هدفش نابودی حماس است، مردم بیدفاع فلسطین را با خشونت و وحشیگری غیرقابل وصفی قتلعام نمود. اما خیلی زود روشن شد که حماس با این جنگ و وحشیگری از میان نخواهد رفت. حماس ممکن بود با این جنگ خیلی تضعیف شود که شد یا شماری از اعضا و رهبرانش کشته شوند که شدند، اما نمیشد به موجودیت حماس پایان داد. حماس اگر در این جنگ تجاوزکارانه بسیار منزوی و حتی بسیار تضعیف میشد و به فرض به آستانه نابودی هم میرسید، اما این به معنای نابودی حماس و فکر حماس نمیبود. گروه دیگری بانام دیگری جای آن را میگرفت. دولت اسرائیل و کابینه جنگی نتانیاهو نیز گرچه این موضوع را دریافتهاند اما به بهانه نابودی حماس، همچنان به جنگ و جنایات فجیع خود ادامه دادهاند.
جریان راست افراطی حاکم بر اسرائیل، صرفنظر از اینکه به بهانه جنگ با حماس، کشتار مردم عادی و غیرنظامی و حتی کودکان وزنان را توجیه میکرد، اصراری در پنهان ماندن مکنونات قلبی خود یعنی نابودی کامل مردم فلسطین نداشت. تداوم کشتار و نسلکشی مردم فلسطین اما اعتراضات تودهای وسیع و گستردهای را در کشورهای جهان در پی داشت. افکار عمومی جهان و بشریت مترقی، علیه این جنایات به اعتراض برخاستند. دولت صهیونیستی اسرائیل براین خیال بود که با کشتار وسیع مردم فلسطین و تخریب گسترده خانهها و اماکن مسکونی و بیمارستانها و مدارس، میتواند مردم شمال غزه را به مناطق جنوبی براند و کسانی را که هنوز زنده ماندهاند به کوچ اجباری به مصر و اردن و سایر کشورها وادار نماید.
نابودی فلسطینیها، کوچ اجباری و محو کامل فلسطین از نقشه جغرافیا، اهدافی است که جریان راست افراطی در اسرائیل، گاه خیلی واضح و گاه اندکی پوشیده آن را بیان و دنبال نموده است. دو وزیر کابینه نتانیاهو “بسالل اسموتریچ” وزیر دارایی و از عناصر راست افراطی و “ایتار ماربن گویر” رهبر جناح “قدرت یهود” یک نژادپرست افراطی و دوآتشه و وزیر امنیت اسرائیل در نامهای به نتانیاهو رسماً این موضوع را اعلام نموده و خواهان کوچاندن و اسکان مردم غزه در خارج از این منطقه شدهاند. نتانیاهو یکی از نمایندگان همین جناح راست افراطی نیز در اساس مجری همین سیاست و در پی تحقق همین اهداف بوده است. این سیاست و این اهداف اما از مدتها پیش باشکست قطعی روبرو شدهاند. شکست قطعی این سیاست اکنون در صدمین روز جنگ، بیشتر از گذشته نهفقط بر دولت صهیونیستی اسرائیل بلکه بر تمام حامیان ریزودرشت آن نیز آشکارشده و حتی اختلافات و مخالفتهایی را نیز در پی داشته است.
ابعاد کشتار و جنایات دولت نژادپرست اسرائیل در غزه وحشتناک و تکاندهنده است. روز یکشنبه ۲۴ دی ( ۱۴ ژانویه ۲۰۲۴) در نود و نهمین روز جنگ اعلام شد شمار کشتهها از ۲۴ هزار نفر نیز فراتر رفته است. دولت اسرائیل و تمام گروهبندیهای درونی آن همچنین تمام حامیان این دولت نژادپرست، اکنون متوجه این واقعیت شدهاند که جنگ ولو ۱۰۰ روز دیگر ادامه یابد و ۲۴ هزار نفر دیگر هم از مردم غزه کشته شوند، هدف دولت اسرائیل برآورده نخواهد شد. پاکسازی قومی ممکن نیست. کوچ اجباری از همان نخستین لحظهی مطرحشدنش محکومبه شکست بود. صرفنظر از اینکه مصر و اردن و سایر کشورهای عربی مخالف این سیاست بودند، بلکه مهمتر از آن، خود مردم غزه نیز هرگز به این خواست و سیاست دولت اشغالگر اسرائیل تن ندادهاند و نخواهند داد. افزون بر مخالفت کشورهای عربی و بسیاری از کشورهای اروپایی، حتی برخی مقامات در خود آمریکا ازجمله آنتونی بلینکن وزیر خارجه این کشور نیز مخالف کوچ اجباری اهالی غزه بوده و مخالفت دولت آمریکا را نیز اعلام نمودهاند.
بهرغم حمایتهای عملی قدرتهای امپریالیستی از دولت نژادپرست اسرائیل، از دامنه این حمایتها دستکم در حرف و در شکل کاسته شده است. دولت اسرائیل روزبهروز در سطح جهان بیشتر ایزوله شده است. شکایت از نسلکشی اسرائیل، پای این کشور را به دادگاه لاهه کشانده است. حتی در کابینه جنگی نتانیاهو نیز اختلافات و تشنجاتی بروز نموده که حاکی از به هم خوردن آن یکدستی و هماهنگی روزهای نخستین است.سیاستهای دولت اسرائیل باشکست روبرو شده و جنگ در غزه به بنبست رسیده است.
در کرانه غربی نیز دولت نژادپرست اسرائیل و شهرک نشینان راست افراطی به تشنج دامن میزنند و تاکنون دهها فلسطینی را به قتل رساندهاند. مطابق آمار اعلامشده دستکم ۳۴۰ فلسطینی توسط ارتش اسرائیل و شهرک نشینان اسرائیلی به قتل رسیدهاند. افزون براین، ۵ هزار و ۷۸۰ فلسطینی بازداشت و زندانیشدهاند.
بنبست جنگ اما هنوز به معنای توقف آن نیست. نژادپرستهای اسرائیل بر جنگ و کشتار اصرار میورزند. ادامه جنگ، خطر افزایش تنش و درگیری در کل منطقه را تهدید میکند. اگرچه هیچیک از طرفهای درگیر در جنگ غزه، نه اسرائیل و آمریکا و سایر حامیان اسرائیل و نه حماس و حزبالله و نیروهای “محور مقاومت” و حامیان اصلی این نیروها و نه قدرتهای منطقهای خواهان گسترش درگیریها و شعلهور شدن یک جنگ دیگری در منطقه نیستند، اما برخی رویدادهای یک هفته اخیر، گویای تشدید تنش است. آنتونی بلینکن وزیر خارجه آمریکا نیز در سفر اخیر خود به خاورمیانه و دیدارهایی که داشت، خطر گسترش جنگ را هشدار داد. در یک حمله پهبادی دولت اسرائیل به دفتر حماس در جنوب لبنان، العاروری نایبرئیس دفتر سیاسی حماس و حداقل ۵ عضو دیگر این سازمان کشته شدند. دوشنبه ۱۸ دی در یک حمله پهبادی دیگر نیز “وسام حسن الطویل” فرمانده یکی از واحدهای “گردان رضوان” حزبالله و ۳ عضو دیگر این جریان کشته شدند. حزبالله لبنان نیز در واکنش به این اقدامات روز سهشنبه ۱۹ دی یک پایگاه نظامی اسرائیل در “صفد” را موردحمله پهبادی قرارداد.
علیرغم مخالفت مقامهای رسمی لبنان به کشانده شدن پای لبنان به درگیری و علیرغم هشدار قدرتهای منطقهای، وزیر خارجه آمریکا و جوزپ بورل مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا درباره گسترش درگیریها، اما تنش و تبادل آتش و درگیری گاهبهگاه میان حزبالله و دولت اسرائیل همچنان ادامه دارد.ارتش اسرائیل در روزهای اخیر چند مرکز حزبالله و یک هلیکوپتر را در جنوب لبنان مورد هدف قرارداد. در درگیریهای اخیر اسرائیل و حزبالله تاکنون بیش از ۱۳۰ تن از نیروهای حزبالله کشتهشدهاند.
افزون براین مطابق گزارش روزنامه آمریکایی “والاستریت ژورنال “، دولت نژادپرست اسرائیل درصدد اجرای عملیاتی باهدف تصرف کریدور فیلادلفیا( کریدور صلاحالدین) است. رژیم اشغال گر اسرائیل قصد دارد این مرز جنوبی نوار غزه با مصر را به بهانه اینکه حماس از این کریدور سلاح به داخل نوار غزه وارد میکند، تحت کنترل نظامی خود درآورد. نیازی به توضیح نیست که اجرای چنین طرح و نقشهای نیز وضعیت متشنج و پیچیده منطقه را متشنجتر و پیچیدهتر خواهد کرد.
باید افزود که تشنج در منطقه خلیج و آبراه کشتیهای نفتی و تجاری نیز تشدید شده است. تحرکات حوثیها و حمله به کشتیهای نفتی نیز ادامه دارد. روز سهشنبه ۱۹ دی، اعلام شد ۲۱ پهباد و موشک حوثیها توسط نیروی دریایی آمریکا و بریتانیا سرنگونشده است. هردو کشور انگشت اتهام را بهسوی جمهوری اسلامی نشانه رفتند. شورای امنیت در جلسه مورخ ۲۰ دی ( ۱۰ ژانویه) با تصویب قطعنامهای از حوثیها خواست فوراً به حملات خود به کشتیها در دریای سرخ پایان دهد. پنجشنبه ۲۱ دی، نیروی دریایی جمهوری اسلامی نیز یک نفتکش آمریکایی در آبهای دریای عمان را توقیف کرد. روزهای بعد (جمعه و شنبه ، ۲۳و۲۲ دی ) آمریکا و بریتانیا دهها نقطه ازجمله چندین فرودگاه و مقر نظامی و انبار تسلیحاتی حوثیها را در چند شهر یمن ازجمله بندر “حدیده” ، “تعز”، “حجه” و صنعا پایتخت یمن بمباران کردند. بلافاصله دولتهای هلند، استرالیا، کانادا، دانمارک، نیوزیلند، کره جنوبی و بحرین با صدور بیانیهای به آمریکا و بریتانیا پیوستند و روسیه خواهان تشکیل جلسه اضطراری شورای امنیت سازمان ملل شد. بدین ترتیب بر تشنج در منطقه روزبهروز افزودهشده است.
از یکسو تشنج در منطقه درحال افزایش است و خطر گسترش درگیریها وجود دارد. نتانیاهو نماینده جریان راست افراطی اسرائیل نیز مدافع ادامه جنگ است. نتانیاهو خوب میداند که پایان جنگ، پایان زمامداری اوست و بنابراین بر طبل جنگ میکوبد.
از سوی دیگر بسیاری از شهروندان اسرائیلی نسبت به سیاستهای نتانیاهو و کابینه جنگ او معترضاند. هزاران اسرائیلی خواهان برگزاری انتخابات زودهنگام و برکناری نتانیاهو هستند. خانواده گروگانها و بسیاری از خانوادههای سربازانی که به جنگ در غزه اعزامشدهاند خواهان پایان جنگ هستند. تاکنون دستکم ۱۸۲ سرباز اسرائیل در نوار غزه کشتهشدهاند.همچنین حدود ۲۵۰ هزار اسرائیلی که از مناطق مرزی منتقلشدهاند، خواهان پایان جنگ و بازگشت به محل زندگی خود هستند.آمریکا و اروپا و قدرتهای بزرگ منطقه نیز خواهان گسترش جنگ نیستند.
اما تا آنجا که به مسئله فلسطین برمیگردد، مردم فلسطین خواهان پایان فوری جنگ هستند. درعینحال سیاستهای تجاوزکارانه دولت نژادپرست اسرائیل نتایج موردنظر این دولت را در برنداشته و علیرغم کشتار دهها هزار فلسطینی و آواره ساختن صدها هزار تن دیگر، در کلیت خود باشکست روبرو شده است.
جنگ در غزه به بنبست رسیده است. این جنگ نمیتواند برای مدت طولانی در وضعیت فعلی بماند. یا باید از این مرحله فراتر رفته و آرامآرام جریانها و کشورهای دیگر را به درون خود بکشاند یا فوراً متوقف شود.
متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۵۳ در فرمت پی دی اف:

تورم مهارناپذیر، چهارنعل بهپیش میتازد و قیمت کالاها و خدمات موردنیاز روزمره مردم زحمتکش و ستمدیده ایران ساعتبهساعت افزایش مییابد. یک ماه پس از انتشار آخرین گزارش مرکز آمار از افزایش نرخ تورم تا آذرماه سال جاری ، بهای بسیاری از کالاها با سرعت در حال افزایش است. جدیدترین گزارش مرکز آمار در آذرماه از رشد تورم و گرانی کالاها حاکی بود که نرخ تورم سالانه کشور در آذرماه ١٤٠٢ ، برابر ۴ / ۴۴ درصد بوده است. بهرغم اینکه این آمار انعکاس دقیقی از واقعیت تورم در کشور نیست، اما همین آمار نشان میداد که در اینیک سال هزینههای مردم نزدیک به ۵۰ درصد افزایشیافته است. بر طبق این گزارش، تورم نقطهبهنقطهی اقلام پروتئینی، بیش از ۱۰۰ درصد اعلام شد. یعنی در آذرماه سال جاری به نسبت آذر سال قبل، بهای این کالاها دو برابر شد. در طول یک سال منتهی به آذرماه، گوشت گوسفند ۱۳۶ درصد، گوشت قرمز گاو و گوساله ۱۳۰ درصد و ماهی قزلآلا ۹۰ درصد، افزایش بها داشتند.
با گذشت بیش از یک سال از جنبش “زن، زندگی، آزادی” نیمه دوم ۱۴۰۱، جلوه های ماندگار این جنبش سراسری همچنان در رگ و پی جامعه جاریست. جنبشی بزرگ که تا آستانه انقلاب پیش رفت، رژیم را در وحشت و مرگ فرو برد و امید به انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی را به باور عمومی در جامعه تبدیل کرد. جنبشی گسترده و همگانی که هرچند در عرصه مبارزات خیابانی با برجای گذاشتن بیش از ۵۰۰ کشته، هزاران زخمی، چندین اعدامی و دستگیری بیش از ۲۰ هزار جوان مبارز به وحشیانه ترین شکل ممکن سرکوب شد، اما به رغم فروکش این جنبش، در پس این سرکوب عریان، به خاموشی نرفت، از تب و تاب نیفتاد، سکوت پیشه نکرد، منکوب زندان و اعدام و شکنجه نشد و همچنان صدای تپش قلب و ضربان نبض آن در جای جای جامعه متلاطم و توفانی ما به گوش می رسد.
یکشنبه ۲۴ دیماه، در اثر انفجار و آتشسوزی در کارخانه تولید چسب در شهرک صنعتی ایوانکی شهرستان گرمسار دو کارگر متاسفانه جان باختند و سه کارگر دیگر مصدوم شدند. در همین روز در واحد تصفیه خانه کارخانه نساجی کویر سمنان نیز متاسفانه دو کارگر در اثر گازگرفتگی جان باختند و یک آتشنشان مصدوم شد که در کما بسر میبرد. باز در همین روز در مشهد سه کارگر ساختمانی حین تخریب یک ساختمان قدیمی در اثر ریزش ساختمان در زیر خرواری از خاک و نخاله مدفون شدند که با حضور نیروهای آتشنشانی از زیر آوار خارج شده و به بیمارستان منتقل گردیدند. اینها تنها ۳ نمونه از حوادثیست که در روز ۲۴ دیماه در اثر شرایط ناایمن کار رخ داد و در رسانههای جمهوری اسلامی انعکاس یافتند.
پرستاران سالهاست که به شیوههای گوناگون از جمله با راهاندازی کمپینهای مجازی، ارسال نامههای اعتراضی، اعتصاب و تجمع در شهرهای مختلف به ویژه در چند هفته اخیر به اعتراض علیه مشکلات معیشتی و حرفهای برخاستهاند. مشکلاتی که به رغم تمام اعتراضات گستردهی تاکنونی نه تنها کاهش نیافتهاند بلکه معضلی دیگر به نام “اضافه کار اجباری”، آن هم در برابر دستمزدی ناچیز نیز بر آنها افزوده شده است. این معضل در روزهای اخیر موجب راهاندازی کمپین مجازی دیگری گشته است. کمپینی که پیش از این نیز سابقه داشته است؛ یکی از نمونههای آن “کمپین نه به اضافه کاری اجباری سیستم بهداشت و درمان” از اول اسفند ۱۴۰۱ تا ۲۱ فروردین ۱۴۰۲ است.

جمهوری اسلامی سرگیجه گرفته است. ضربات یکی پس از دیگری فرامیرسند. وضعیتی که این رژیم با آن روبهروست، سرنوشت محتوم هر دولت غوطهور در بحرانهاست که فاقد هرگونه حمایت تودهای است و تنها با تکیه به مزدوران مسلح و دستگاه امنیتی خود میخواهد ادامه حیات ننگینش را تضمین کند. یک چنین رژیمی از درون پوسیده و از هم گسیخنته است. درحالیکه درگیر مقابله با بحرانهای داخلی است، بحرانهای خارجیاش اوج میگیرند. میکوشد ضربات داخلی را ترمیم کند، از خارج ضربه میخورد. نیروی نظامی و امنیتی خود را برای سرکوب و بهبند کشیدن مردم ایران متمرکز میکند، اما کنترل امنیتی در حاشیه و مناطق مرزی را از دست میدهد. مانع دسترسی مردم به اینترنت و شبکههای اجتماعی میشود، اما سامانهها و مراکز حساساش از نمونه تلویزیون و جایگاههای سوخت در سراسر ایران هک میشوند. درگیر جنگ با مردم ایران به عنوان دشمن داخلی است، از یک گروه کوچک اسلامگرای رقیب ضربه میبیند.
کست سیاستهای جمهوری اسلامی در زمینه تحمیل دین و خرافه به جامعه بویژه به نسل جوان و تعمیق شکاف میان حاکمیت و توده های مردم، رژیم ارتجاعی را به اقداماتی وا میدارد که بیش از هر چیز نمایانگر استیصال و ناتوانیاش در حل و یا حداقل تخفیف موقت بحرانهاست. هراقدام حکومت در هر عرصهای به معضلی جدید تبدیل می شود و حکومتی که در چنبره تضادهای متعدد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی گرفتاراست، همچون غریقی در گرداب تقلا میکند و برای نجات خود دست و پا میزند.