زهره مهرجو
در میان آتش.. و خرابه های جنگ،
از پی غروب خونین خورشید.. و مرگ رنگ،
دختری به دوردست ها می نگرد…
و آه.. می کشد!
پیش ترها، افق برایش دو بال بود
و پرواز… در آسمان آبی رؤیاها،
اینک آرزوی بزرگش این است
که بتواند برخیزد،
دوباره گام بردارد!
در گوشه ای از سرزمین سوگوار،
در خیابانهای پوشیده از تعفن.. و اجساد بی شمار،
دخترک به جایِ.. پایش می نگرد
و آرزو می کند
که می توانست به گذشته بازگردد:
به طبیعتِ کامل،
زندگی جاری در همه رنگ و نقش،
چراغانی کوچه های شب…
و به خانه گرم شان،
عشق بی مرز مادر
دست های امن پدر
و هم صحبتی خواهران
و برادرانش!
ولی افسوس…
که جنگ اوج سیاهی ست،
طوفان است
و دیواریست پولادین…
برافراشته
در برابر گُل نازکِ هستی!
اینک، در این لحظه
در کنار امواج سرخ دریای مدیترانه
آزمون سخت انتخاب در برابرش:
سپردن خود به زوال
یا برخاستن…
و زندگی را دوباره ساختن!
* * *
دخترک سر برمی فرازد،
نگاه در نگاه خورشید
لبخند بر لبانش…
او
بر می.. خیزد!

تلویزیون دموکراسی شورایی
اکنون دیگر همه باور دارند که عصر دنیای تکقطبی که ناقوس مرگش در اوایل قرن جدید با بحران اقتصادی بزرگ ۲۰۰۷ به صدا درآمد، به پایان رسیده است. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق در ۱۹۹۱ این امکان برای امپریالیسم آمریکا فراهم آمد که به دنیای تکقطبی مطلوب خود با تجاوزات نظامی به افغانستان و عراق شکل دهد. اما با شکست در این هر دو جبهه، آشکار شد این لقمه بزرگتر آن است که بتواند هضماش کند. تلاش جانشینان بوش پسر بر این قرار گرفت که هرچه زودتر خود را از مخمصهای که گرفتارشدهاند، برهانند. امپریالیسم آمریکا بیش از آن در بحران فرورفته بود که بتواند بار سنگین دنیای تکقطبی را بر دوش بکشد. درحالیکه ضعف امپریالیسم آمریکا آشکارشده بود، دو قطب جدید سیاسی و اقتصادی ظهور کرده بودند. چین با سرعت، قدرت اقتصادی خود را به سطح آمریکا میرساند و در حال تسخیر بازارهایی بود که پیشازاین در سلطه انحصاری آمریکا و اروپا بودند و حتی بازار داخلی آنها را مورد تهدید قرار داده بود و کسی هم جلودارش نبود. در سوی دیگر، روسیه که پس از شکست سنگین و بحران اقتصادی دهه ۹۰ قرن بیست، بر این بحران غلبه کرده و ارتش خود را بازسازی کرده بود، در اجلاس امنیتی مونیخ ۲۰۰۷ به قدرتهای غربی که تعهدات خود را مبنی بر عدم گسترش ناتو به اروپای شرقی زیر پا گذاشته بودند و در تدارک ضمیمه کردن گرجستان و اوکراین نیز به ناتو بودند، هشدار داد و به نحوی آمادگی خود را برای مقابله اعلام کرد. دنیای چندقطبی در حال شکل گرفتن بود، اما آمریکا و اروپا هنوز در پی حفظ وضع موجود بودند. اکنون دیگر واقعیت جهان چندقطبی چنان آشکارشده است که ترامپ در دور دوم ریاستجمهوریاش میبایستی رسماً آن را اعلام کند و برای یک هژمونی جدید تلاش نماید.
تعرضات پی در پی وزارت نفت و شرکت ملی حفاری به مزد و مزایای کارگران قراردادی شاغل در این شرکت، دستکاری در فیشهای حقوقی و راهزنی آشکار تحت عناوینی چون “اصلاح فرمول پرداختیها” و کسر تا ۷ میلیون تومان از مزد و مزایا و دریافتی کارگران، خشم شدید کارگران حفاری را بر انگیخته و برفضای اعتراض و نارضایتی موجود در این شرکت به شدت افزوده است. تراکم فشار و زورگویی، وضعیت کارگران قرارداد موقت حفاری را به مرحله انفجار نزدیک ساخته است. تعرض به سطح مزد و مزایای کارگران قرارداد موقت و دست بردن در جیب کارگران چنان آشکار و ناباورانه است که به رغم بایکوت شدید خبری، خبرگزاری دولتی ایلنا نیز نتوانست خبر آن را منتشر نکند.
وخامت اوضاع و بحران عمیقی که حکومت اسلامی در حال غرق شدن در آن است، بر کسی پوشیده نیست. حتا خامنهای که مدام خیالات و توهمات خود را به جای واقعیات بر زبان میآورد، بهخوبی میداند که جمهوری اسلامی بر لبه پرتگاه قرار گرفته است. بهویژه بحران اقتصادی رکود – تورمی و شکستهای اخیر جمهوری اسلامی در سیاست خارجی، رژیم را در بحرانی بیسابقه گرفتار کرده است که یکی از نتایج آن تشدید تضاد در میان بالاییها و نارضایتی برخی از کارفرمایان از سیاستهای جمهوری اسلامی و عواقب بحران عمیقیست که آنها را نیز گرفتار کرده است.
در جهان امروز، که نظامهای سرمایهداری بر ساختارهای اقتصادی و اجتماعی چنگ انداختهاند، خودکشی دیگر تنها یک بحران فردی نیست؛ بلکه بازتاب ناتوانی سیستم در تأمین حداقلهای یک زندگی انسانی است. این پدیده نه صرفاً یک مسئلهی روانی، بلکه اساساً معضلی اجتماعی و اقتصادی است که ریشه در ستم طبقاتی، فقر، بیکاری، سرکوب و نابرابریهای اجتماعی دارد. برای بسیاری از کارگران، زنان، جوانان و زحمتکشان، خودکشی آخرین راهی است که در برابرشان باقی میماند، گاه از سر استیصال، و گاه بهعنوان اعتراضی خاموش علیه نظم موجود.
گفتگو با تعدادی از فعالان سیاسی و جنبش زنان از سوم تا هفتم مارس برابر با ۱۳ تا ۱۷ اسفندماه