سفر سهروزه ترامپ و لشکری از سرمایهداران و صاحبان صنایع تسلیحاتی و فناوری به سه کشور عربستان سعودی، قطر و امارات متحده با انعقاد قراردادهای کلانی در زمینههای دفاعی، فناوری، انرژی و هوافضا پایان یافت. منابع مختلف خبری از جمله نیویورکتایمز و یورونیوز، مجموع این قراردادهای اقتصادی را بالغ بر سه تریلیون و ۲۰۰ میلیارد دلار اعلام کردهاند. حجم کل توافقات انجامشده با امارات متحده عربی یک تریلیون و ۴۰۰ میلیارد، قطر یک تریلیون و ۲۰۰ میلیارد و عربستان سعودی ۶۰۰ میلیارد دلار اعلام شده که عمدتاً در حوزه صنایع تسلیحاتی، فناوری، هوافضا و انرژی میباشند. بخشی از قراردادها مستقیماً با شرکتها و کمپانیهای متعلق به اعضای خانواده ترامپ امضا شده است که عمدتاً حول احداث برجهای ترامپ، مراکز تفریحی «دیزنیلند» و زمینهای بازی گلف میباشد.
هیأت همراه در این سفرها، نماینده انحصارات و کمپانی عظیم صنایع تسلیحاتی و انرژی و فناوری ایالات متحده از جمله کمپانی بوئینگ، استارلینک، ایکس، جنرال اتمیک، آمازون، اوبر، دیزنیلند، گوگل، کوکاکولا، اوراکل، «سازمان ترامپ»، پالانتیر و وبسرویس هستند که نقششان فروش هواپیما، تأمین زیرساختهای دفاعی برای عربستان و قطر، تأمین تراشههای هوش مصنوعی برای پروژههای سعودی، گسترش اینترنت ماهوارهای در عربستان سعودی، توسعه زیرساختهای ابری و امنیت سایبری در منطقه، حملونقل خودران، احداث پارکهای تفریحی و برجهای مسکونی و راهاندازی و گسترش صندوقهای سرمایهگذاری و همکاریهای فناوری در خاورمیانه میباشد.
قراردادهای منعقده با عربستان سعودی در زمینه دفاعی شامل فروش تسلیحات پیشرفته از جمله موشک و پهپاد، در زمینه انرژی و زیرساخت فناوری، توسعه اینترنت ماهوارهای از طریق مجوز استفاده از اینترنت ماهوارهای به شرکت استارلینک متعلق به ایلان ماسک و در زمینه ایجاد زیرساختهای مراکز داده. فروش تسلیحات و تجهیزات جنگی و نظامی به این کشور از سوی ۱۲ شرکت آمریکایی انجام خواهد گرفت. طبق بیانیه کاخ سفید فروش تسلیحات شامل پنج دسته است: تجهیزات و خدمات برای توسعه نیروی هوایی و قابلیتهای فضایی، دفاع هوایی و موشکی، امنیت دریایی و ساحلی، امنیت مرزی و نوسازی نیروهای زمینی، ارتقاء سامانههای اطلاعاتی و ارتباطی.
مجموعه قراردادهای اقتصادی با قطر از جمله شامل سفارش ۱۶۰ فروند هواپیمای بوئینگ (که بزرگترین سفارش در تاریخ این کمپانی بوده است)، قراردادی جهت تقویت توانمندیهای ضد پهپادی و توسعه و بهروز رسانی زیرساختها در پایگاه هوایی العدید و تأسیس صندوق سرمایهگذاری مشترک در حوزه فناوری و هوش مصنوعی بین شرکتهای خصوصی آمریکایی و دولت قطر به ارزش تقریبی ۸ میلیارد دلار.
بیشترین قراردادها با امارات متحده عربی است که شامل تأسیس بزرگترین مرکز داده هوش مصنوعی خارج از ایالات متحده، ایجاد پروژههای مشترک هوش مصنوعی و سرمایهگذاری یک تریلیون و ۴۰۰ میلیارد دلاری در اقتصاد آمریکا طی ۱۰ سال آینده می باشد. طبق این قراردادها بزرگترین مرکز هوش مصنوعی در ابوظبی تأسیس خواهد شد. علاوه بر این، در این توافقات، امارات متحده عربی متعهد شده است که با مقررات امنیتی ملی آمریکا همسو و هماهنگ گردد تا مانع از «دسترسی غیرمجاز به فناوریهای حساس» شود. منظور از این تعهد، برحذر داشتن امارات متحده عربی از خرید «چیپ» از چین است. لازم به ذکر است که در گذشته فروش «چیپ» به امارات متحده بهخاطر همکاریهای اقتصادیاش با چین مشمول تحریم گشته بود، اما بر طبق قرارداد جدید، از سال ۲۰۲۵ امارات متحده عربی اجازه واردات ۵۰ هزار «چیپ» هوش مصنوعی را خواهد داشت.
همچنین با لغو تحریمها علیه دولت سوریه در جریان این سفر نیز راه برای سرمایهگذاریهای شرکتهای آمریکایی در این کشور باز شد. سرمایهگذاری در زمینه انرژی و ایجاد زیرساختها از جمله مفاد قراردادهایی هستند که با این کشور بسته شده است.
توافقات حاصله در عرصه بینالمللی در شرایطی صورت گرفت که ترامپ نتوانسته است هیچیک از وعدهها و شعارهای انتخاباتی خود را عملی کند و از بحرانهای متعدد اقتصادی و سیاسی داخلی و خارجی بکاهد. برعکس، در عرصه داخلی مشکل بیکاری و تورم روزبهروز بر نارضایتیها افزوده است و هر روزه بخش وسیعتری از اقشار زحمتکش در این کشور علیه سیاستهای ترامپ و کابینهاش -که از سوی مردم بهدرستی «کابینه یک درصدیها» نام گرفته-، به اعتراض برخاستهاند. تظاهراتهای گسترده در اول ماه مه امسال در ۷۲۰ شهر ایالات متحده علیه سیاستهای اقتصادی و سیاسی ترامپ نمونه بارز این بحرانهاست. ترامپ زمانی که برای بار دوم به قدرت رسید، از حمایت ۵۱ درصدی رأیدهندگان برخوردار بود اما تنها پس از گذشت ۱۰۰ روز از قدرتگیریاش، این حمایت به ۳۴ درصد کاهش یافت. او در عرصه سیاست خارجی نیز هیچیک از شعارهایی را که با بوق و کرنا در دوران انتخابات عنوان کرده بود، نتوانست متحقق کند. نه توانست به وعده خود برای برقراری صلح بین روسیه و اوکراین ظرف سه روز عمل کند و نه توانست در زمینه اعمال تعرفهها بر کالاهای رقبای اقتصادی، موفقیتی کسب کند و یا وعده ایجاد شغل برای کارگران آمریکایی را عملی کند. ترامپ وعده داده است که سرمایهگذاری ۱۰ ساله عربستان در ایالات متحده به ایجاد یک میلیون شغل منجر خواهد شد. این نیز یکی دیگر از وعدههای پوچ و توخالی ترامپ است. طبق برآورد «مرکز سیاست بینالمللی»، قراردادهای تسلیحاتی با عربستان به ۲۰ هزار شغل و نهایتاً در خوشبینانهترین حالت به ایجاد ۴۰ هزار شغل منجر خواهد شد و نه آن یک میلیونی که ترامپ وعده داده است.
خاورمیانه فعلی، سرشار از «فرصت های طلائی» برای امپریالیسم آمریکاست. منطقه زَر و زور ! منطقهای که از یکسو درگیر جنگهای خانمانسوز و نسلکشی و وجود حکومتهای مرتجع و دیکتاتور است که هر یک بر بخش مهمی از منابع اولیه و نفت و انرژی جهان چنگ انداخته و از سوی دیگر به کشتار و غارت و چپاول مشغولند. حکومت هایی که هر یک بهدرجاتی و در مقاطعی – کم و زیاد – درگیر مناقشات سیاسی با آمریکا بوده و هستند اما همواره در زمره متحدین بالقوه و بالفعل امپریالیستها و دشمن سرسخت منافع تودههای کارگر و زحمتکش خاورمیانه بودهاند. مجموعه این شرایط، خاورمیانه را به منطقهای با فرصتهای طلایی برای امپریالیسم آمریکا و دولت ترامپ تبدیل کرده است. آنچه در مرکز دیدار سهروزه دولت و نمایندگان انحصارات آمریکایی در خاورمیانه قرار داشت، مستحکم کردن موقعیت آمریکا در رقابت با سایر قطبهای اقتصادی رقیب است و ایضاً همدستی آشکارتر با حکومتهای مرتجع، جنایتکار و غارتگر و چپاول هر چه بیشتر تودههای کار و زحمت در کشورهای خاورمیانه است.

ژنراتور یک مرغداری در رامهرمز در اثر نوسانهای برق آتش گرفته است. نیمی از کارگاههای تولید بتن آماده تعطیل شده و نیمی دیگر با یکسوم ظرفیت به کار ادامه میدهند. نیمی از شهرکهای صنعتی کشور راکد شدهاند. کیکهای سفارشی مشتریان یک شیرینیفروشی در تهران فاسد شده است. خمیر نانواییها در یزد ترشیده و دور ریخته شده. نوزادی در بندرعباس در دمای بالای ۴۵ درجه از شدت گرما بیحال شده است. خانهای در یکی از روستاهای محمدآباد سیستان بهدلیل نوسان برق آتش گرفته است. در دزفول، برق درست در گرمترین ساعات روز قطع شده، برق که میرود، آب هم قطع میشود. جاروی برقی یک خانواده کارمندی بهدلیل نوسان برق سوخته و سه میلیون تومان هزینه تعمیر آن است. وقتی برق میرود، امکان درس دادن و درس خواندن بچهها در مدرسه وجود ندارد. برق رفته و در برخی محلهها نه آنتن تلفن همراه وجود دارد، نه اینترنت. برق رفته و کرکره مغازهها بالا و پایین نمیشود. در بجنورد، قطع برق سبب بروز خسارات و آسیب جدی به محصولات کشاورزی و همچنین سیستم پمپاژ و شناورهای چاه شده است. قطعی برق چاههای کشاورزی که از فروردینماه سال ۱۴۰۴ آغاز شده، سبب ایجاد تنش آبی برای محصولات کشت بهاره از قبیل گندم و جو شده است. این خبرهای پراکنده نشانه های یک فاجعه در جامعهای است که قطعیهای مکرر برق شیرازه آن را از هم گسسته است.
روز یکشنبه ۲۱ اردیبهشت، بندر کلاهی میناب واقع در استان هرمزگان، مورد یورش سنگین و وحشیانه نیروهای مسلح انتظامی قرار گرفت. صدها تن از نیروهای امنیتی و مسلح رژیم با تجهیزات گوناگونی از نمونه خودروهای زرهی و لودر، وارد این بندر شدند و به بهانه “مبارزه با قاچاق سوخت” به سرکوب و ضرب و شتم مردم بلوچ ساکن این منطقه پرداختند. مزدوران مسلح رژیم با حملات وحشیانه خود به خانهها و منازل مسکونی، دست به تخریب اموال شهروندان زده و بخشاً این وسایل را به آتش کشیدند. این اقدامات تجاوزکارانه که با تخریب قایقها و دیگر تجهیزات صیادان و سوختبران همراه بود، خشم عموم تودههای مردم منطقه را برانگیخت.اقدامات وحشیانه سرکوبگران، روز یکشنبه ۲۲ اردیبهشت نیز با تیر اندازی و شلیک گاز اشک آور به روی مردم ادامه یافت. زنان و نوجوانان و کودکان وحشت زده که با بیم و هراس وارد خیابان شده بودند مورد حمله و ضرب و شتم واقع شدند. شمار زیادی از سرکوبگران که بعد از دوروز سرکوب در محل استقرار یافته و دوشنبه شب در تاریکی وارد محله ها شده بودند، ساعت دو ونیم بامداد اقدام به پرتاب منور در مناطق مسکونی نموده و به دنبال آن در ساعات اولیه بامداد روز سهشنبه ۲۳ اردیبهشت، سومین روز یورش وحشیانه خود را آغاز کردند. شلیک گلوله های ساچمهای و گاز اشکآور ادامه یافت. مزدوران سرکوبگر حکومتی تا توانستند، ضرب و شتم و ایجاد رعب و وحشت کردند. برخی کودکان و نوجوانان حتی هنگام تلاش برای فرار، از پشت هدف مستقیم تیراندازی با گلولههای ساچمهای قرار گرفتند. تخریب اموال و سه شبانه روز اقدامات وحشیانه و پی درپی مزدوران مسلح حکومتی علیه مردم بهویژه بلوچهای منطقه، که متأسفانه در یک سکوت و بایکوت خبری اجراشد، خسارات مالی و صدمات زیادی به مردم وارد ساخت و دهها مصدوم و زخمی برجای گذاشت.
در هفتههای اخیر در گفتگوهای میان معلمان در شبکههای اجتماعی و سایتهای اینترنتی ، بحثهایی پیرامون جایگاه طبقاتی معلمان و اینکه معلمان کارگرند یا نه در جریان بوده است. بحث مربوط به جایگاه طبقاتی معلمان، بحث جدیدی نیست. سازمان فدائیان(اقلیت) پیشازاین بهویژه در دو نوشته(۱) بهتفصیل مسئله کار مولد و نامولد، افزایش نیروی بخش خدمات در دنیای کنونی و رشد خردهبورژوازی جدید همراه با آن، نقشی که کارگران فکری درنتیجه پیشرفتهای علمی و فنی و صنایع جدید پیداکردهاند، خصلت دوگانه کار فکری درروند تولید مادی را موردبحث قرار داده و ازجمله نشان داده است که چرا معلمان اصولاً کارگر نیستند و بااینوجود تحت شرایط دیگری، معلم نیز که یک نیروی نامولد از زاویه سرمایه است، میتواند به کارگر تبدیل شود.
خاموشی های مستمر و از پیش اعلام شده یا نشده برق که به دنبال خود قطعی آب را نیز به همراه دارد، زندگی عادی مردم را به چالش گرفته است. چالش که نه، آنان را به ویرانی و روزمرگی کشانده است. وضعیتی که هم اینک نارضایتی عمومی را در اعماق جامعه بیشتر و صدای اعتراض لایه های مختلف مردم را در اشکال گوناگون بر انگیخته است.
مبارزه کارگری در صنعت نفت و گاز بیش از هر بخش و صنعت دیگری، زنده و جاری است. اعتراضات کارگران این صنعت در بخشهای مختلف و دراشکال گوناگون ادامه دارد. شکل عمومی اعتراض نیز در ادامه مبارزات سال گذشته، همچنان تجمعهای محلی و سراسری و گاه اعتصاب است. این درحالیاست که دستگاه امنیتی و سرکوب بهویژه اطلاعات سپاه، اعمال قهر و سرکوب در صنعت نفت و گاز را بیش از پیش تشدید نموده است. احضار، تهدید، بازجویی، بازداشت، اخراج و درمواردی حبس کارگران و فعالان کارگری حتی ارعاب و تهدید خانواده های کارگران، به امری عادی و روزمره تبدیل شده است. با اینهمه، از آنجا که شدت نارضایتی و روحیه اعتراضی در میان کارگران شاغل در تمام بخشهای صنعت نفت و گاز و حفاری بسیار بالا است، ارتجاع حاکم و دستگاه سرکوب آن نتوانسته و نمیتوانند جلو این اعتراضات را سد و مبارزات رو به گسترش کارگران نفت را مهار کنند.