بحران ویروس کرونا روز به روز گسترده تر شده و شمار مبتلایان به بیماری کرونا و همچنین شمار فوت شدگان پیوسته در حال افزایش است. در آمارهای رسمی عنوان شده تنها در ظرف ۲۴ ساعت، هزار نفر بر تعداد مبتلایان افزوده می شود. مطابق این آمارها شمار بیماران کرونائی از دوازده هزار و شمار فوت شدگان از ۷۰۰ نفر گذشته است. آمار واقعی اما بسیار بیشتر از این ها و تعداد کسانی که در اثر این بیماری فوت کرده اند حدود سه هزار نفر تخمین زده می شود. با این وجود دولت جمهوری اسلامی کماکان تماشاچی صحنه است و جز دروغ و فریب و وعده و برخی کارهای جزئی و نمایشی، هیچگونه اقدام اساسی انجام نداده است. بی توجهی و بی مبالاتی رژیم در قبال محافظت از جان کارگران و عموم شهروندان، ناکارآمدی و تعلل آن در قبال پیشگیری و مقابله با ویروس کرونا، علاوه بر خسارت ها و تلفات انسانی تا کنونی، جان میلیون ها کارگر و اعضای خانواده کارگران را نیز در معرض خطر جدی مرگ قرار داده است. هیچکس به فکر کارگران نیست. در حالی که خطر ابتلاء انبوه کارگران به بیماری کرونا در محیط های کار یک خطر جدیست و هم اکنون نیز در برخی مراکز کارگری شماری از کارگران به این بیماری مبتلا شده اند که این مراکز به فوریت باید تعطیل و قرنطینه و از جان کارگران محافظت شود، اما نه سرمایه داران و کارفرمایان و نه دولت که خود کارفرمایی بزرگ و حافظ منافع طبقه سرمایه دار است، اقدامی در این جهت و برای جلوگیری از ابتلاء کارگران به بیماری کرونا انجام نداده اند. حتی در مناطقی که وضعیت قرمز اعلام شده باز هم کارگران باید ریسک بالای ابتلاء به بیماری و خطر مرگ را بپذیرند و در محل کار حاضر شوند. هر جا کارگری در خانه مانده است، حتی کارگری که به بیماری کرونا مبتلا شده، کارفرما به فوریت حکم اخراج وی را صادر نموده و کارگر جدیدی جایگزین وی ساخته است. برای مثال کار و فعالیت در “کارخانه ایران پوبلین رشت” مانند صدها کارخانه دیگر ادامه دارد و کارفرما که تنها در فکر سودآوری خویش است به وضعیت قرمز وقعی نگذاشته و به جان کارگران اهمیتی نمی دهد. یکی از مسئولین کاریابی استان گیلان در مورد فشار کارفرمایان بر کارگران می گوید “….فشاری که به کارگران میآید واقعا سهمگین است و آنها نمیتوانند زیر فشار این تعدیلها و تهدید به اخراجها در صورت نیامدن به سر کار کمر راست کنند”. هیچگونه کنترل یا نظارتی نه در استان گیلان و نه در سایر استان ها، نه در سطح کارخانه های بزرگ و نه در سطح کارگاه های کوچک، رستوران ها، اغذیه فروشی ها، چایخانه ها و غیره وجود ندارد. صاحبان این واحدها صریحاً به کارگران گفته اند در صورت ماندن در خانه و نیامدن به سر کار اخراج اند. سمیرا کارگر زنی که در یکی از آب میوه فروشی های رشت کار می کند ضمن اشاره به وضعیت بحرانی این شهر و نبود کنترل و نظارت می گوید “برای ٧٠٠هزار تومان حقوق ماهیانه و با فوقلیسانس باید اینجا باشم…کارفرما میگوید اگر نمیخواهی در این وضع بیایی دیگر نیا.”
نمونه های متعددی هست که کارگران به بیماری کرونا مبتلا شده اند اما کارفرما هیچ اقدامی نه برای این کارگران و نه برای جلوگیری از شیوع بیماری در میان سایر کارگران انجام نداده است. به گزارش سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، درسامانه های مختلف شرکت واحد “متاسفانه کارگران بیمار همچنان در محیط های کار خطرناک مشغول به کار هستند و مدیران سامانه های شرکتواحد هم با بی توجهی به دستور العمل و بخشنامه شهرداری تهران و بی توجهی به وضعیت جسمانی این کارگران، هیچ تمهیداتی و تدابیری هم برای رعایت حال این کارگران بیمار که در چنینشرایط سخت و دشواری کار می کنند در نظر نگرفته اند”. یکی از کارگران راه آهن اراک می گوید “هیچگونه امکانات و تجهیزات حفاظت فردی از خودمون نداریم و شرکت هیچ اقدامی واسمون انجام نمیده” او می گوید در روستاهای نزدیک محل کار وی ۱۰ نفر به علت مبتلا شدن به این بیماری فوت کرده اند و اضافه می کند که “از همان روستاها چند تا کارگر میان و ما باهاشون سروکارداریم نمیدونیم چکار کنیم… الانم که ۲۰ اسفندماهه و هیچ خبری از حقوق عیدی و بن نیست… مدیر پروژه هم که اصلا منطق نداره و فقط میگه برید سر کار وگرنه اخراجید”. در ایران خودرو نیز با وجود آن که خبر فوت دست کم یک کارگر در اثر ابتلاء به ویروس کرونا و توقف برخی خطوط تولید اعلام شده، اما بخش زیادی از کارگران از جمله کارگران بخش خدمات فنی هنوز در این کارخانه مشغول کارند.
همین چند نمونه برای نشان دادن وضعیت عمومی کارگران در شرایطی که کرونا دارد مردم بیدفاع را درو می کند، کافیست. سرمایه داران و کارفرمایان تنها در فکر سود خویش و افزایش آنند و به جان کارگران اهمیت نمی دهند. درست در شرایطی که باید بسیاری از کارخانه ها و کارگاه ها را بطور مقطعی تعطیل کرد و یا باشیفت بندی و اقداماتی دیگر از تراکم کارگران در محل کار کاست و همزمان ماسک و دستکش و لوازم بهداشتی در اختیار کارگران قرار داد و کل محیط کار را بطور مرتب ضدعفونی کرد، در برخی واحدهای تولیدی رشت، کارگران “به جای سه شیفت در یک شیفت کار می کنند”(ایلنا). کارفرما در واقع باعث ازدیاد تراکم انسانی در سالن ها و رستوران و سرویس های بهداشتی و غیره شده و کارخانه را به محل مناسبتری برای شیوع بیشتر و توزیع آسان تر کرونا تبدیل نموده است. در هفت تپه نیز کارفرما به جای تجهیز کارگران نی بر به دستکش و روپوش و ماسک و ضد عفونی کردن محیط کار کارگران، با استفاده از دستگاه سمپاش آلوده به سموم دفع آفات گیاهی، سر و صورت و بدن کارگران را سمپاشی کرد. بعداً اعلام شد آن چه به عنوان ماده ضد عفونی کننده در دستگاه سمپاش ریخته شده محلول وایتکس بوده است. البته این اقدام به غایت جاهلانه و اهانت بار، فوراً مورد اعتراض اسماعیل بخشی، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، کانال مستقل کارگران هفت تپه و بسیاری دیگر از کارگران این شرکت قرار گرفت.
دولت حاکم نیز که همواره حافظ منافع سرمایه داران و حامی کارفرمایان بوده است، نه خود اقدام جدی مستقلی در زمینه حفاظت از جان کارگران انجام داده و نه کنترل و نظارتی در محیط های کارگری و اجبار کارفرمایان برای محافظت از جان کارگران برقرار نموده است. هم اکنون جان میلیون ها کارگر و اعضای خانواده شان در سرتاسر کشور در معرض خطر است. ویروس کرونا از قم به ۱۶۰ شهر و ۳۱ استان تسری یافته و رقم بیماران و فوت شدگان با سرعت و بطور تصاعدی در حال افزایش و فاجعه بزرگ تری در راه است.
برای جلو گیری از یک فاجعه بزرگتر، تمام کارخانه ها و کارگاه های بزرگ جز آن ها که با نیاز های ضروری و روزمره مردم سروکار دارند، باید بطور موقت و مقطعی تعطیل شوند. ماسک، دستکش، مواد ضد عفونی کننده باید به اندازه کافی و رایگان در اختیار کارگران و خانواده هایشان قرار گیرد. هر کارخانه و مؤسسه ای که تعطیل نمی شود باید به صورت شیفتی اداره شود، ساعات کار آن کاهش یابد و محیط کار بطور کامل، مرتباً ضد عفونی شود. تمام لوازم بهداشتی ضروری باید بطور رایگان در اختیار کارگران و سایر پرسنل این کارخانه ها و مؤسسات قرار گیرد. کارفرمایان چنانکه تا کنون نیز نشان داده اند نسبت به سلامتی و جان کارگران بیتفاوت اند و به آن اهمیت نمی دهند. کارگران باید بطور متحد و یکپارچه دست به اعتراض و اعتصاب بزنند و کارفرما را وادار به تهیه ماسک و دستکش و مواد ضد عفونی کننده سازند و حتی با ایجاد کمیته های ویژه، خودشان ضد عفونی کامل محیط کار را بر عهده بگیرند.
انبوه عظیمی از کارگران کارگاه های کوچک، کارگران ساختمانی برقکار، گچکار و امثال آن از کار بیکار شده اند که نه کارفرماها و نه هیچیک از نهادهای دولتی از نمونه وزارت کار، اعتنائی به این موضوع نکرده اند. دولت باید لا اقل در دوره تعلیق فعالیت کارگاه، دستمزد این کارگران را بپردازد و معیشت آن ها را تأمین کند. بسیاری از دست فروشان، زنان سرپرست خانوار، کارگران اغذیه فروشی ها، مغازه ها، کودکان کار و خیابان و امثال این ها که بنا به گزارش ایلنا جمعیتی بین ۱۰ تا ۱۱میلیون را تشکیل می دهند از هیچگونه بیمه ای برخوردار نیستند. تمام این اقشار که همگی در معرض بیماری کرونا هستند و زندگیشان مختل شده است، بایستی تحت حمایت دولت قرار بگیرند، از خدمات بیمه ای برخوردار شوند و سلامتی آن ها تضمین شود. بسیاری از دولت های سرمایه داری در شرایط بروز فجایعی مانند شیوع بیماری کرونا، به یاری مردم برمی خیزند و عموماً از سلامتی و حفظ جان شهروندان غفلت نمی کنند. در چین بلافاصله بعد از شیوع بیماری، کارخانه های صنعتی بزرگ تعطیل شد. در کارخانه “هیوندای موتور” که سالانه به طور متوسط ۵ میلیون خودرو تولید می کند، همین که آزمایش کرونای یک کارگر مثبت اعلام شد، تمام خطوط تولید متوقف و کارخانه به طور موقت تعطیل شد. کارگران کارخانه به مرخصی رفتند و مراقبت از انان در خانه ها ادامه یافت. در ایتالیا، دانمارک، نروژ و برخی کشورهای سرمایه داری دیگر نیز اقدامات پیشگیرانه ای انجام شده یا در شرف انجام است. در فرانسه رئیس جمهور این کشور اعلام کرد، دولت از کلیه شرکت های بزرگ و کوچک که با کاهش فعالیت اقتصادی روبرو می شوند حمایت خواهد کرد و پرداخت دستمزد و حقوق کارگران و کارکنان این شرکت ها را که ناگزیر از کار بازمی مانند، بر عهده خواهد گرفت.
در جمهوری اسلامی اما که بر پایه دروغ و فریب و کتمان حقایق و ظلم و استثمار بی حد وحصر بنا شده و جنایات بی شماری در حق توده های مردم مرتکب شده است، هیچگونه اقدام جدی برای جلوگیری از خطر ابتلاء کارگران به بیماری کرونا و محافظت از جان آن ها صورت نمی گیرد. حق سلامت و حق زندگی، حق غیرقابل انکار کارگران و عموم مردم است که جمهوری اسلامی عملاً ان را نقض و از کارگران و زحمتکشان سلب نموده است. سرمایه داران و کارفرمایان نیز که مورد حمایت رژیم قرار دارند، تنها در فکر کسب سوداند، اقدامی برای محافظت از جان کارگران انجام نمی دهند و باتعطیل و توقف حتی مقطعی کارخانه ها و کارگاه ها مخالفت می کنند. بنابر این، کارگران باید خود و با ابتکار عمل خود به جنگ با کرونا برخیزند و از جان خویش محافظت کنند. تنها با مبارزه متشکل و تنها با اعتصاب و خواباندن چرخ های تولید است که می توان به سرمایه داران و دولت آن ها ضرورت محافظت از جان کارگران را یادآوری نمود و آن را به مرحله اجرا گذاشت. روحیه اعتراضی و خشم کارگران نسبت به بی اعتنائی کارفرمایان و دولت حامی آن ها به جان و سلامت کارگران فوق العاده افزایش یافته و متراکم شده است. این روحیه و خشم، در بسیاری از واحد ها و کارخانه ها به مرحله انفجاری نزدیک شده است. کارگران راه کار ویژه خود را برای مبارزه با کرونا ارائه داده اند. آنان خود وارد عمل شده و برای حفظ سلامت و نجات جان خویش به اعتراض و اعتصاب روی آورده اند و بیش از این روی خواهند آورد.
کارگران مجتمع فولاد اهواز بارها خواهان دستکش و ماسک و ضد عفونی کردن محل کار شده و خطر بیماری کرونا را هشدار داده بودند، اما مدیریت شرکت نسبت به این خواست ها و هشدار ها توجهی نکرد، از این رو در اعتراض به نبود امکانات پیشگیری از بیماری کرونا و بی توجهی کارفرما به جان و سلامت کارگران، اعتصاب یکپارچه ای را تدارک دیده بودند. مدیریت شرکت که از تصمیم کارگران باخبر شده بود، این تصمیم را به اطلاع مقامات بلندپایه دولتی در استان خوزستان رساند. مدیران شرکت و حامیان دولتی آن ها برای جلوگیری از انعکاس صدای اعتصاب فولاد و تأثیر آن بر سایر کارخانه ها و مؤسسات، این مجتمع را “تا اطلاع ثانوی” تعطیل اعلام کردند. کارفرما متعهد شد دستمزد کارگران در ایام تعطیل این مجتمع به طور کامل پرداخت شود. تعطیلی فولاد اهواز و پذیرش پرداخت دستمزد ایام تعطیل، یک موفقیت بزرگ نه فقط برای کارگران فولاد اهواز که تا کنون نقش پیشتازانه ای در جنبش کارگری ایفا کرده اند، بلکه برای کل کارگران ایران است. کارگران فولاد راه محافظت از جان و سلامت کارگران در برابر کرونا را به سایر کارگران نشان دادند.
البته فقط فولاد نیست که با اسلحه اعتصاب به جنگ کرونا و بی تفاوتی کارفرما و دولت رفته است. در هپکو نیز کارگران به اشکال مختلفی اعتراض نموده اند. زمزمه های اعتصاب در این واحد نیز شنیده می شود. روحیه و زمینه اعتصاب در هپکو بسیار بالاست. در نفت، اوضاع از این هم بحرانی تر و جدی تر است. وزارت نفت طی بخشنامه ای تأکید کرده بود که آمار بیماران کرونائی شرکت نفت و زیرمجموعه های آن صرفاً باید به این وزارت خانه اعلام گردد و به هیچ عنوان نباید رسانه ای شود. این بخشنامه اعتراض وسیع کارگران نفت و پتروشیمی ها را برانگیخت. وزارت نفت همچنین با کاهش ساعات کار کارگران مخالفت کرده بود که این موضوع نیز مورد اعتراض کارگران بود. در حالی که تعطیلی موقت و مقطعی شرکت های نفتی خواست کارگران و مورد تأیید کارشناسان این رشته بود، اما وزیر نفت به شدت با آن مخالفت می کرد. نفت اما خاموش نماند. اعتراض و نارضایتی کارگران نسبت به بی تفاوتی کارفرما و دولت به سلامتی و جان کارگران بالا گرفت. چراغ نفت تازه داشت شعله می کشید و زمزمه اعتصاب بالا و بالاتر می رفت که وزیر نفت عقب نشست و با تعطیلی فاز ۲ پالایشگاه نفت آبادان با حدود ۳۰۰۰ نیروی کار شاغل موافقت کرد.
کارگران راه آهن نیز با یک اعتصاب سراسری به مصاف کارفرما و دولت رفته اند. کارگران راه آهن با انتشار فراخوانی برای اعتصاب از روز ۲۲ اسفند، کار را تعطیل کردند. آنان در اطلاعیه ها و بیانیه های خود به درستی مطرح نموده اند شرکت های گوناگونی که راه آهن را اداره می کنند، موظف اند حقوق کلیه کارگران روز مزد، رسمی و غیر رسمی را دست کم به مدت ۱۴ روز پرداخت کنند. دولت و شرکت های متعددی که در ارتباط با خطوط آهن فعالیت می کنند همچنین موظف اند ماسک و دستکش و مواد ضد عفونی کننده و سایر تجهیزات بهداشتی را به رایگان در اختیار تمامی کارگران و خانواده هایشان قرار دهد. فراخوان کارگران راه آهن و روی آوری آنان به اعتصاب، ضرورت حفظ سلامت و محافظت از جان کارگران و خطر ابتلاء به بیماری کرونا را به کارفرمایان و دولت حامی آن ها یادآور شد. به دنبال آن، مدیریت خط و ابنیه فنی منطقه زاگروس وادار شد محل کار پرسنل ستادی، اداری، جوشکاری، و سایر بخش ها را روزانه ضد عفونی کند و از ترس گسترش اعتصاب برخی لوازم بهداشتی را نیز در اختیار کارگران قراردهد.
در شرکت واحد نیز کارگران از ۱۹ تا ۲۲ اسفند یک اعتراض جمعی در شکل رانندگی با چراغ روشن را سازماندهی نمودند. بر اساس اطلاعیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، کارگران این شرکت بدون هیچگونه امکانات حفاظتی و بهداشتی مانند ماسک و دستکش و مواد ضد عفونی کننده، حتی با وجود بیماری های مختلف و خاصی که برخی کارگران بدان مبتلا هستند، در این شرایط بحرانی همچنان باید کارکنند. ناکارآمدی مدیریت و عدم تأمین لوازم بهداشتی برای جلوگیری از ابتلاء به کرونا و حفاظت از جان کارگران و همچنین عدم پرداخت حقوق و عیدی، از دلایل اصلی حرکت اعتراضی کارگران شرکت واحد بود که از جمله رانندگان خطوط بی ار تی در سامانه های ۳ و ۴ و ۷ در آن شرکت داشتند. کارگران توقفگاه و تعمیر گاه و سامانه ۶ نیز در همین رابطه با تجمع در مقابل ساختمان اداری شرکت، دست به اعتراض زدند.
این ها شمه ای از مبارزات و اعتراضات اخیر کارگران و یگانه راهکار مبارزاتی آنان در نبرد علیه کرونا و برای حق حیات و زندگی بوده است. به این اعتصابات باید اعتراضات کوچک دیگری را نیز افزود که در همه ی آن ها بی توجهی دولت و کارفرما نسبت به جان و سلامت کارگران موضوع اصلی اعتراض و ماسک و دستکش و مواد ضد عفونی یا کاهش ساعات کار و تعطیلی مقطعی از جمله خواست های کارگران بوده است. اعتراض کارگران و کارکنان شرکت های اقماری زیرمجموعه وزارت نفت، کارگران حفاری ها، پتروشیمی ماهشهر، کارگران عسلویه و کنگان، خودروسازی استان های تهران و البرز، ایران خودرو بجنورد، کارگران معدن زغال سنگ طزره، معدن طلای زرشوران، کارگران مترو، کارگران حمل و نقل جاده ای بیرجند، کارگران و کارکنان مخابرات، کارخانجات شیشه قزوین، مبل سازی بجنورد، کارگران شهرداری، کارگران فروشگاه های زنجیره ای، کارگران جایگاه سوخت سنندج، کارگران لاستیک پارس، فنرسازی خاور، پارس فنر، و چندین کارخانه دیگر در شهر صنعتی ساوه، ازجمله کارگران و واحدهایی بوده اند که در ارتباط با کرونا و تنها در فاصله ۱۰ تا ۲۵ اسفند دست به اعتراض زده اند. این اعتراضات در واقع ضمن بیان روحیه اعتراضی کارگران، نشان از آمادگی آن ها برای روی آوری به اعتصاب و استفاده از اشکال مؤثرتر مبارزه است.
وقتی که کارفرمایان و دولت حامی ان ها طبقه کارگر را در دامان بحران مرگبار کرونا گرفتار و آنان را در معرض خطر مرگ قرار داده و نسبت به سلامت و جان کارگران بی توجه اند، کارگران نیز می توانند و باید به روش خود با کرونا مبارزه کنند و به مقابله با کارفرمایان و رژیم جنایتکار حامی آن ها که این ویروس را به جان مردم انداخت برخیزند که تا همین لحظه نیز گام های اولیه را در این زمینه برداشته اند.
از یاد نبریم که تعطیلی مقطعی کارخانه ها و مؤسسات صنعتی و خدماتی، تنها گام نخست حفاظت از نیروی کار در مقابل بیماری کروناست. به دنبال آن اقدامات ضروری بهداشتی و پزشکی نیز باید انجام شود و مقدم بر هر چیزتمام لوازم بهداشتی از ماسک و دستکش و مواد ضد عفونی کننده بطور رایگان در اختیار کارگران و خانواده های کارگری قرار بگیرد.
ارتجاع حاکم که بی کفایتی، بی مسئولیتی و ندانم کاری خود را نخست سعی کرد با مهملاتی از قبیل “حمله بیولوژیکی”و “بیوتروریستی” از طرف “دشمان” توجیه کند، اکنون با طرح این موضوع که بیماری کرونا در آغاز با آنفلانزا اشتباه گرفته شده، سعی می کند بی تدبیری ها و جنایات خود را توجیه کند و تمام تقصیرها را به گردن کادر پزشکی بیاندازد. اما این حرف ها و ترفندها، نظر کارگران و توده های زحمتکش مردمی را که به ماهیت کثیف رژیم فریبکار حاکم و جنایات بزرگ آن پی برده اند تغییر نمی دهد جز آن که اراده آن ها را برای تعیین تکلیف قطعی با این رژیم محکمتر سازد.
هیچ چیز طبیعی تر و بدیهی تر و قابل پذیرش تر از این نیست که کارگران برای سلامت و حفظ جان خویش دست به مبارزه و اعتصاب بزنند. اعتصاب برای حفظ سلامتی، اعتصاب برای حق حیات و زندگی! این است یگانه راه کار مبارزاتی مؤثر طبقه کارگر در لحظه کنونی علیه کرونا!
با سازماندهی اعتصاب، علیه وضع موجود به پا خیزیم و از حق حیات خویش دفاع کنیم!

بحران کرونا در ایران بیداد می کند. آمار مبتلایان و کشته شدگان این بیماری، در روندی پر شتاب رو به افزایش است. اخبار فاجعه بار، و مرگ روز افزون مبتلایان ویروس کرونا جامعه را در بحرانی فراگیر فرو برده است. ترس و نگرانی از وضعیت اسفبار موجود و شیوع هرچه بیشتر آن، تمام کشور را فرا گرفته است. شهرها یکی پس از دیگری به طرز حیرت آوری به ویروس کرونا آلوده می شوند. هیچ گروه و قشری از توده های مردم ایران از حملات بی محابای ویروس کووید ۱۹ در امان نیست. حتا خامنه ای، روحانی و دیگر دزدان و چپاولگران و آدمکشان جمهوری اسلامی نیز اینروزها از بیم ابتلا به ویروس کرونا، در اتاق های پر زرق و برق شان خلوت گزیده اند. بی کفایتی و نالایقی مسئولان حکومتی در مقابله با ویروس کرونا، بیش از هر زمان دیگری برای عموم توده های مردم ایران آشکار شده است. از شعارهای دروغین و مسخره وار خامنه ای و روحانی که در روزهای آغازین شیوع ویروس کرونا در ایران با لودگی از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شد، دیگر خبری نیست. نه خامنه ای در قبال این فاجعه همگانی که خود از مسببین اصلی شیوع آن است، مسئولیت قبول می کند و نه دولت جمهوری اسلامی برای خدمات دهی به مردم گرفتار توجهی دارد و نه امکاناتی برای در امان ماندن توده های زحمتکش مردم ایران از ابتلا به ویروس کرونا فراهم شده است. جامعه یکسره به حال خود رها شده و همگان بدون پشتوانه های حکومتی و بی بهره از هرگونه امکانات دولتی، تنها به همت پزشکان و نیروی ابتکار و خلاقیت و امکانات شخصی خود در مواجهه با حملات مرگبار این ویروس ایستاده اند. ایستادنی که به دلیل عدم امکانات لازم پزشکی، گستردگی و همگانی شدن شیوع این بیماری، چندان هم موثر و راهگشا نبوده است.
رفیق غلامرضا بهرامی یکی از فعالان سازمان در خوزستان بود. در جریان انقلاب ۵۷ به صفوف سازمان پیوست. پس از انشعاب از مواضع اقلیت دفاع نمود و فعالیت خود را ادامه داد. در اوایل شهریور سال ۶۰ به اتهام همکاری با سازمان دستگیر و به ۵ سال حبس محکوم شد. در زندان استوار ایستاد و از اهداف سازمان دفاع نمود. پس از پایان محکومیتش در فروردین ماه ۶۵ از زندان آزاد شد. به دلیل این که از کشت و صنعت نیشکر کارون اخراج شده بود برای تامین معاش با خریدن یک وانت شروع بکار کرد و همچنین نجات غریق در تنها استخر شهر بود. رفیق بهرامی یکی از فعالان سرشناس محیط زیست در شوشتر بود. متاسفانه رفیق از دی ماه دچار سرطان غدد لنفاوی شد. در بهمن ماه بستری شد و در ۱۹ اسفند جان باخت. یادش گرامی باد.

فصل اول- نام، اهداف و پرچم سازمان
بیماری ناشی از ویروس کرونا به سرعت درحال گسترش است. خطرجدی و بزرگی جان میلیون ها کارگر را تهدید میکند. چرخ کارخانه ها می چرخد، چرخ زندگی کارگران اما بیصدا درحال بازایستادن است. کسی به فکر کارگران نیست.
بخش مهمی از تاریخ سازمان ما با خون سرخ رفقایی نوشته شده که در راستای آرمانهای سوسیالیستی خویش از جان خود گذشتند؛ چه در خیابانها، و چه در زندانها، در پای چوبههای دار و یا در شکنجهگاهها. اما چرا و یا چه چیزی باعث شد تا این رفقا در راه آرمانهای خود جان فشاندند؟ اول باید بر این موضوع انگشت گذاشت که هیچ کدام از آن رفقا مرگ را انتخاب نکردند، بلکه آنها تنها در جریان مبارزه و دفاع از آرمانهای خویش و پای فشردن بر آن آرمانها مرگ را قهرمانانه پذیرا شدند. همهی آنها عاشق زندگی بودند اما در عین حال آنها ظلم و ستم ونابرابری حاکم بر جامعه را برنتافته و بر آن شوریدند.
کرونا وارد ایران شد و به مرحله بحران رسید و ما باز با همان سناریوهای سیاه همیشگی روبروییم: انکارها و تکذیبها و دروغگویی و کتمان واقعیت، اعتراف ناگزیر، اما، دیرهنگام با گسترش بحران، تحریف آمارها، عدم آمادگی و دیرکرد در اتخاذ تمهیدات لازم برای مهار بحران، تعدد و رقابت و هرج و مرج در میان مراکز تصمیمگیری و اجرایی جهت مقابله با بحران، اجرای عملیات نمایشی ناقص و ناکافی، به میان آمدن پای سودجویان و محتکران، ورود قوه قضاییه و محاکمه چند مهره دانهریز، انتقاد سران و مسئولان اصلی از بحران و شرایطی که خود پدیده آوردهاند، البته، فرافکنی علت شیوع بیماری در ایران به عواملی همچون “دشمن”، “آمریکا”، “اسرائیل”، “بیوتروریسم” و مزخرفاتی از این دست فراموش نشد. صدالبته تهدید و قلع و قمع فعالین حوزههای مختلف از جمله روزنامهنگاران و فعالان پلاتفرمهای اجتماعی و حتا کادر درمانی هم آغاز شد و همچنان ادامه دارد.
کشتار جوانان، نوجوانان، زنان و انبوه توده های مردم ایران در قیام آبان ماه ۱۳۹۸، آنچنان وسیع، سنگین و بی رحمانه بود که با گذشت چهار ماه، هنوز بسیاری از ابعاد آن فاجعه خونبار در هاله ای از سکوت و بی خبری مانده است. گستردگی ابعاد این کشتار، بکارگیری انواع سلاح های مرگبار، حضور خشونت بار تمامی ارگان های سرکوب در مواجهه با توده های مردم و بازداشت بیش از ۱۰ هزار نفر از معترضین آن روزهای خونین، از جمله دلایلی هستند که مقامات جمهوری اسلامی جملگی مهر سکوت بر لب زده و از دادن هرگونه آماری در مورد تعداد دستگیر شدگان، زخمی ها و میزان کشته شدگان پرهیز می کنند. با این همه و به رغم سکوت سنگینی که مسئولان جمهوری اسلامی پیشه کرده اند، آمارهایی که از طرف خانواده های جانباختگان، گروه های مختلف اجتماعی، خبرگزاری های مختلف نظیر رویترز و نهادهای جهانی حقوق بشری همانند عفو بین الملل تاکنون انتشار داده اند، تنها گوشه هایی از عمق کشتار و جنایات رژیم را در آن روزهای خونین آبان بازتاب داده اند.
