زنان کارگر و زحمتکش! زنان مبارز و ستمدیده !
شادباشهای سازمان فدائیان(اقلیت) را به مناسبت فرارسیدن ۸ مارس، روز جهانی زن بپذیرید
۸ مارس روز جهانی زن، نماد عزم و اراده استوار زنان سراسر جهان به مبارزه برای برانداختن ستم ، تبعیض و نابرابری میان زن و مرد، فرا رسیده است. از هنگامی که زنان سوسیالیست جهان در ۱۹۱۰ ، ۸ مارس را روز جهانی زن اعلام کردند و مبارزهای جهانی برای رهائی زن آغاز گردید، این مبارزه همچنان ادامه دارد. اکنون برابری حقوق زن و مرد در اغلب کشورهای جهان به رسمیت شناخته شده است. گرچه این برابری حقوق نه هنوز به معنای رهائی نهائی زن است و نه حتی اجرای عملی و کامل برابری حقوق. با این همه، این برابری ، دستآوردهای مهم و غیرقابل انکاری برای زنان جهان به ویژه در پیشرفتهترین کشورهای سرمایهداری داشته است. آنچه که امروز زنان در پرتو همین برابری از آن برخوردار هستند، با ۱۱۰ سال پیش که ۸ مارس روز جهانی زن اعلام گردید، قابل قیاس نیست.
در مقیاس جهانی اما هنوز میتوان معدود کشورهائی را یافت که در آنها حتی این برابری حقوقی زن و مرد به رسمیت شناخته نشده و بیرحمانهترین ستم ، تبعیض و بی حقوقی بر زنان اعمال میشود. شاخص ترین این کشورها در سراسر جهان، ایران و عربستان هستند که دولتهای دینی اسلامی بر آنها حاکم اند.
این واقعیت دیگر بر کسی پوشیده نیست که جمهوری اسلامی ایران از هنگامی که ۴۱ سال پیش به عنوان یک دولت دینی اسلامگرای شیعه در ایران مستقر گردید، تلاش نمود با وضع و اجرای قوانین و مقررات قرون وسطائی اسلامی ، جایگاه زن را در ایران، به ۱۵ قرن پیش باز گرداند. این دولت ارتجاعی، به نابرابری و تبعیض شکلی رسمی و قانونی داد و ستمگری علیه زنان را به اوج رساند. اما این تلاشهای ارتجاعی پاسداران عصر جاهلیت اسلامی و قرون وسطائی در ایران، همواره با سد مبارزه و مقاومت زنان رو به رو بوده است. هنوز چند روزی از به قدرت رسیدن ارتجاع دینی در ایران نگذشته بود که زنان، مبارزه خود را علیه تعرضات این ارتجاع به دستآورهائی که جنبش زنان از دوران مشروطیت با مبارزات خود به دست آورده بود، آغاز کردند. مبارزه علیه اقدامات ارتجاعی و زن ستیزانه جمهوری اسلامی نمی توانست از مبارزه علیه دولت دینی که یکی از شالودههای فکری آن نابرابری زن و مرد است، جدا باشد. از همین روست که هزاران زن مبارز به نبرد برای سرنگونی جمهوری اسلامی روی آوردند. در طول این سالها صدها تن از این زنان مبارز به جوخه اعدام سپرده شده و هزاران زن، سالها زیر شکنجه های قرون وسطائی اسلامی به بند کشیده شدند. با این وجود حتی در اوج سال های سرکوب و کشتار، زنان به مبارزه ادامه دادند. قوانین و مقررات دولتی را لگدمال کردند. از حقوق و مطالبات خود دفاع نمودند و حتی مراسم ۸ مارس را علنی در خیابان ها و پارکها برگزار نمودند. اما مبارزه زنان تنها در اشکال سیاسی مستقیم علیه رژیم ادامه نیافت، بلکه در اشکال بسیار متنوعی برای به شکست کشاندن تلاشهای ضد انسانی رژیم، از محیط خانواده تا محل کار، از کوچه و خیابان و درگیری با مزدوران سرکوبگر حکومت تا برداشتن علنی حجاب ادامه یافت.
رژیم که با موج مقاومت و اعتراض زنان در جبههای به وسعت سراسر ایران مواجه شده بود، در مقطعی تلاش نمود این مبارزه را به مدار قانونگرائی و به اصطلاح، اصلاحطلبی سوق دهد و منحرف سازد. اما از آنجائی که نابرابری، تبعیض و ستم بر زن در ذات دولت دینی و باورهای اسلامی آن است، این تلاش به شکست انجامید و مبارزات زنان رادیکالتر شد. به ویژه در طول دو سال اخیر، مبارزه سیاسی علنی و مستقیم زنان علیه رژیم زن ستیز اسلامی، اشکال تعرضیتر و عالیتری به خود گرفت. از برداشتن علنی حجاب در خیابانها و دعوت از همگان برای به دورافکندن این سمبل اسارت زن، تا تبلیغ و سخنرانی های زنان در ۸ مارس در میان مردم و داخل وسایل نقلیه عمومی ، تنها نمونههائی از این مبارزه بود. اما مبارزات زنان در طول یک سال اخیر، وارد یک مرحله کیفی نوین شده است. در این یک سال در هر کجا که مبارزهای در جریان بوده است، زنان در ابعاد تودهای در پیشاپیش مبارزه برای سرنگونی نظم موجود حضور داشتهاند. در جنبش دانشجوئی نقش زنان کاملا برجسته بوده است. در تمام مبارزاتی که به شکل راهپیمائی و تجمع های خیابانی کارگران و زحمتکشان در جریان بوده است از جمله بازنشستگان، معلمان و پرستاران ، زنان در پیشاپیش جنبش و مبارزه قرارداشتهاند. اما برجستهترین نقش زنان در مبارزه یک سال گذشته برای سرنگونی جمهوری اسلامی و نجات از شر فجایع آن ، در قیام آبان ماه نشان داده شد که حتی به اعتراف سران رژیم، زنان نه فقط در ابعادی تودهای حضور داشتند، بلکه در اغلب موارد رهبری مبارزه را نیز در دست داشتند. در مبارزات سیاسی پس از قیام آبان ماه به ویژه در دی ماه همین روند در مورد نقش زنان در مبارزات ادامه یافته است. از همین روست که رژیم بر شدت سرکوبهای خود علیه زنان افزوده است. تعدادی از زنان مبارز در جریان قیام آبان ماه به قتل رسیدند. هم اکنون صدها تن از زنانی که در مبارزات یک سال اخیر کارگران و زحمتکشان، مراسمهای هشت مارس و اول ماه مه، ۱۶ آذر، قیام آبانماه و تظاهرات دیماه سال جاری حضور داشتند، در زندان های جمهوری اسلامی به بند کشیده شده و یا احکام زندان آنها صادر شده است.
این واقعیتها و حضور روزافزون زنان در مبارزه سیاسی به وضوح نشان می دهد که زنان به این حقیقت واقف شدهاند که تنها راه برای برانداختن تبعیض، نابرابری و ستم بر زن و تحقق مطالبات جنبش زنان، سرنگونی جمهوری اسلامی است. این سرنگونی البته مستلزم اتحاد جنبش زنان با جنبش طبقه کارگر و عموم تودههای زحمتکش و ستمدیده است.
جنبش زنان نمیتواند هیچ متحدی قدرتمندتر و رادیکالتر از جنبش طبقاتی کارگران داشته باشد. این حقیقت را کنفرانس زنان سوسیالیست متعلق به جنبش کارگری جهانی و رهبر برجسته زنان سوسالیت، کلارازتکین در ۱۹۱۰ اعلام نمود و تا به امروز تمام پیشرفتها و دستآوردهای جنبش زنان، صحت آن را به همگان نشان داده است.
سازمان فدائیان اقلیت که همواره مدافع پیگیر رهائی زن بوده است، پیوسته بر اتحاد جنبش زنان با جنبش طبقاتی کارگران برای تحقق مطالبات زنان تاکید کرده است. چرا که اساساَ نفع طبقاتی کارگران در برافتادن هرگونه ستم، تبعیض و نابرابری است. هدف بزرگ طبقه کارگر و استقرار نظم سوسیالیستی بدون رهائی زن از هرگونه ستم و نابرابری نا ممکن است.
سازمان فدائیان(اقلیت) که هدف فوری خود را سرنگون جمهوری اسلامی و برقراری یک حکومت شورائی کارگری در ایران قرار داده است، در برنامه مطالبات فوری خود، خواستار اجرای بی درنگ مطالبات زنان به شرح زیر شده است:
هرگونه ستم و تبعیض برپایه جنسیت باید به فوریت ملغا گردد و زنان از حقوق کامل اجتماعی و سیاسی برابر با مردان برخوردار گردند.
برخورداری زنان از حقوق و مزایای کامل برابر با مردان در ازای کار مساوی.
زنان آزادند با برابری کامل با مردان در تمام شئون زندگی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مشارکت داشته باشند و به تمام مشاغل و مناصب در همه سطوح دسترسی داشته باشند.
تمام قوانین و مقررات ارتجاعی مربوط به تعدد زوجات، صیغه، حق طلاق یک جانبه، تکفل و سرپرستی فرزندان، قوانین و مقررات تبعیضآمیز در مورد ارث، مقررات حجاب اجباری، جدا سازی زن و مرد در موسسات و مراکز عمومی و تمام مقررات و اقدامات سرکوبگرانه و وحشیانه نظیر شلاق، سنگسار و غیره و غیره باید به فوریت ملغا گردند.
برابری حقوق زن و مرد در امرطلاق، ارث و تکفل اولاد
هرگونه فشار، تحقیر، اجبار، اذیت و آزار و خشونت علیه زنان در محیط خانواده ممنوع گردد و مجازات شدیدی در مورد نقض آنها اعمال گردد.
لغو حجاب اجباری و ممنوعیت هرگونه فشار و اجبار در مورد نوع پوشش زن. زنان باید از حق آزادی انتخاب پوشش برخوردار باشند.
آزادی کامل زن در انتخاب شریک زندگی خود. روابط خصوصی زن باید از هرگونه تعرض مصون باشد.
حق سقط جنین، باید بدون قید و شرط به رسمیت شناخته شود.
مرخصی زنان باردار یک ماه قبل و شش ماه بعد از زایمان بدون کسر حقوق، با برخورداری از امکانات پزشکی، درمانی و داروئی رایگان.
ممنوعیت کارزنان در مواردی که برای سلامتی آنها زیان آور باشد
برخورداری زنان از امکانات و تسهیلاتی نظیر شیرخوارگاهها و مهدکودکها در محل کار و زندگی. پدر و مادر یکسان میتوانند از این تسهیلات برخوردار باشند.
نابود باد نابرابری، تبعیض و ستم بر زنان
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرارباد حکومت شورائی
زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسم
سازمان فدائیان(اقلیت)
اسفند ۱۳۹۸
کار، نان، آزادی – حکومت شورایی

تلاشهای متعدد سران جمهوری اسلامی برای مقابله با موج سنگین بایکوت به شکست انجامید. مردم ایران روز جمعه سوم اسفند ماه با بایکوت گسترده مضحکه انتخاباتی رژیم، ضربه دیگری بر پیکر پوسیده و در حال زوال رژیم ستمگر حاکم بر ایران وارد آوردند.
مقامات و نهادهای حکومتی تعداد قربانیان ویروس کرونا را تا این لحظه (یکشنبه چهار اسفند ۹۸) ۸ نفر اعلام کرده اند. موارد مشکوک مبتلا به این ویروس ۷۸۵ نفر اعلام شده که در ۲۷ مورد آزمایش مربوط به کرونا مثبت بوده است. اما این هنوز تمام واقعیت نیست. جمهوری اسلامی دراین مورد نیز مانند ده ها مورد دیگر و مانند همیشه دروغ می گوید و تمام واقعیت را به مردم نمی گوید. واقعیت ها را کتمان و از چشم مردم پنهان می کند، از اطلاع رسانی پرهیز می کند و از آن وحشت دارد. هم اکنون علاوه بر قم و اراک، در چندین شهر دیگر از جمله؛ تهران،شهرری، کرج، قزوین، رشت، یاسوج، اردبیل، کرمانشاه، مشهد، سبزوار، نوشهر، ساوه، بابل، مسجد سلیمان و برخی شهرهای دیگر نیز علائم و نشانه های این ویروس گزارش شده است. هم تعداد مبتلایان و هم تعداد فوت شدگان، بسیار فراتر از رقم هائی ست که مقامات و نهادهای دولتی بیان می کنند. در اثر بی مبالاتی های آشکار رژیم، آمار تعداد مبتلایان و فوت شدگان روز به روز نیز در حال افزایش است.
یکشنبه ۲۷ بهمنماه، نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در سه نقطه مرزی نوسود در استان کرمانشاه و مریوان و پیرانشهر به سوی کولبران تیراندازی کردند که موجب زخمی شدن تعدادی از آنها و کشته شدن دو کولبر شد.
آنچه در تیتر این نوشتار خواندید، شرح حال زندانیان شکنجه شده در زندان های فاشیسم هیتلری نیست. شرح حال زنان و مردان گرفتار در اتاق های گاز و کوره های آتش سوزی اردوگاه های آشویتس آلمان نازی هم نیست. رنج های فراموش نشدنی بازداشت شدگان محبوس در زندان های مخوف گونتاناموی آمریکا هم نیست. شرح حال دردها، ناله ها و بغض های پرپر شده در سینه هزاران زندانی سیاسی سال های نخست دهه ۶۰ هم نیست. سال هایی از مخوف ترین دوره های زندان های جمهوری اسلامی که بسیاری از دستگیرشدگان آن سال ها، زیر فشار و بازجویی و شکنجه برای اعتراف گیری، تخلیه اطلاعاتی و پرونده سازی های ساختگی جان سپردند. شکنجه شدگانی که در گورهای بی نام و نشان دفن شان شدند و اکنون با گذشت چهار دهه هنوز هم کمترین نشانی از محل دفن و گور آنان نیست .
با درودهای بیکران به تمامی رفقا، کادرها، دوستان و هواداران سازمان فدائیان(اقلیت) و گرامی داشت یاد و نام تمامی رفقایی که با عمل دلیرانه و ساختارشکنانۀ ی خود در ۱۹ بهمن۴۹ فضای خفقان و رکود سیاسی حاکم بر جامعه را درهم شکستند و جان برکف با آرمان های سوسیالیستی و خون سرخشان جو ترس و سکوت و ناامیدی را به جوّی پرشور و انقلابی تبدیل کردند. جانفشانی و صداقت انقلابی آن رفقا بی گمان الهام بخش نبردهای بزرگ آتی ما در راه آزادی وسوسیالیسم خواهد بود.