به دنبال تشدید و گسترش اقدامات سرکوبگرانه و تروریستی رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی در داخل و نیز در خارج از مرزهای کشور، بامداد روز گذشته دوتن از اعضای حزب دموکرات کردستان ایران به دست تروریست های سپاه قدس در اقلیم کردستان عراق به قتل رسیدند.
بر طبق اطلاعیه حزب دموکرات کوردستان ایران بامداد روزجمعه ١۶ تیرماه، چند تن از اعضای حزب دموکرات که به اطراف “ههڵشۆ” از توابع شهر “قەڵادزێ” در اقلیم کوردستان سفر کرده بودند، از سوی یکی از عوامل رژیم جمهوری اسلامی ایران و در یک برنامه از پیش طراحی شده هدف قرار گرفته و دو تن از اعضای حزب دموکرات به نامهای “عادل مهاجر” و “لقمان آجی” به قتل رسیدند.
به گزارش “هه نگاو” عنصر خود فروخته ای به نام “رسول آذرخش” عضو سپاه قدس مرتکب این اقدام جنایتکارانه شده است. برطبق همین گزارش، نامبرده پیشتر عضو حزب دمکرات کُردستان ایران بوده و شش سال قبل متعاقب جدایی از این حزب به ایران بازگشته ، به عضویت سپاه پاسداران درآمده بود و اخیراً به بهانه جستجوی کار به اقلیم کُردستان مراجعت و این افراد را که سابقه آشنایی با همدیگر را داشته اند به یک قرار دوستانه در یک منطقه گردشگری دعوت نموده و سپس مبادرت به ترور آنان کرده است.
این نخستین بار نیست که تروریست های جمهوری اسلامی مرتکب قتل و جنایت در خارج از مرزهای کشور می شوند. تاکنون ده ها تن از مخالفان رژیم در خارج از کشور ترور شده اند. با وجود این، اقدام تروریستی و ترور دو عضو حزب دموکرات کردستان ایران باید از سوی تمام نیروهای مبارزانقلابی و مخالفان رژیم در اقلیم کردستان هشداری جدی تلقی شود. حفظ هوشیاری و رعایت مسائل امنیتی و اقدامات پیشگیرانه از ملزومات یک مبارزه انقلابی علیه ارتجاع اسلامی است.
اقدامات سرکوبگرانه و تروریستی رژیم جمهوری اسلامی در خارج از کشور، یکی از محورهای اصلی فعالیت سپاه قدس است. ارتجاع اسلامی اگر چه در واپسین روزهای حیات خود به فعالیت های تروریستی در خارج از مرزهای کشور تحرک تازه ای بخشیده است، اما این ترورها رژیم را نجات نخواهد داد. رژیم ارتجاعی و پوسیده جمهوری اسلامی به پایان خط رسیده است و باید برود.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی
نابود باد نظام سرمایه داری
زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم
سازمان فدائیان (اقلیت)
۱۷ تیر ۱۴۰۲
کار، نان، آزادی- حکومت شورایی

بهرغم فروکش خیزشها و نبردهای خیابانی و توقف آن، اوضاع سیاسی همچنان متلاطم است. بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، ناتوانی مطلق طبقه حاکم حتی در تعدیل این بحرانها از یکسو، تشدید فقر و نداری و بیکاری و سنگینتر شدن فشارهای اقتصادی و معیشتی بردوش تودههای مردم از سوی دیگر، خشم و نارضایتی را در صفوف کارگران و زحمتکشان و عموم تهیدستان متراکمتر نموده است. ارتجاع حاکم نیز خوب میداند که این خشم و نارضایتی در هرلحظه ممکن است به انفجار کشیده شود و امواج اعتراضی بلندتری ازآنچه در جنبش انقلابی اخیر شاهد بودیم از راه برسد.
خودکشی در هر کشوری و با هر انگیزهای که رخ دهد ، سرمنشأ و ریشه آن را باید در مناسبات اقتصادی-اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی آن جامعه جستجو کرد. خواه انگیزه آن فقر، بیکاری و گرسنگی باشد، یا ناکامی یک رابطه عاطفی. فشار ناشی از شدت کار باشد، نظیر آنچه را که در چند سال اخیر در میان کارگران، پزشکان و پرستاران دیدهایم، یا خودکشی زنان در برخی مناطق ایران درنتیجه مناسبات مردسالاری و عقبمانده مذهبی وعشیرتی ، فشارهای سیاسی نظام سیاسی حاکم در زندان باشد و یا خارج از زندان و غیره . این واقعیت امروزه دیگر چنان عیان و آشکار است که حتی بسیاری از جامعهشناسان نظم حاکم نیز ناگزیرند اعتراف کنند که سرمنشأ خودکشی با هر انگیزهای، نظم حاکم بر کشور است.
جمهوری اسلامی همچون طالبان و داعش، برای مرعوب کردن تودهها از هر روش جنایتکارانهای که بتواند بهره میبرد. اما بهرغم تمام جنایتها و روشهای کثیف حکومت، جمهوری اسلامی قادر به مرعوب کردن تودهها نشد و تاکتیکهای حکومت با اراده و شجاعت تودهها، سرانجامی جز شکست برای حکومت به ارمغان نیاوردند.
سوئیس