پنجاه وسومین یادمان حماسه سیاهکل ،  بر شما رفقای عزیز سازمان فدائيان( اقلیت ) اعضا ،هواداران وهمه کارگران وزحمتکشان ایران مبارک باد

رفقای گرامی ، ما در شرایطی به استقبال وبزرگداشت یادمان پنجاه وسومین سال جنبش رفقای فدایی در سیاهکل می‌رویم که توده های کار و زحمت ایران، از آن تاریخ تا کنون تحولات بسیار شگرفی را پشت سر نهاده اند . دستاورد بلاواسطه آن رفقا ضمن اعلان پایان دوران خمود وجمود جنبش کمونیستی در ایران، تشکیل سازمان پرافتخار فدایی بود . شب دریده شد و هشت سال مبارزه ومقاومت توده های تحت ستم واستثمار که با تلاش و جانفشانی های بیدریغ رفقای فدایی همراه بود ، قیام ۵۷ را سبب گردید . اگر چه تلاش ضد انقلابی ارتجاع داخلی وامپریالیسم بین‌المللی مانع از رهایی کارگران وزحمتکشان شد  اما جنبش فدایی از پای ننشست وبه تداوم راه همت گماشت .  قدردانی توده های ستمدیده از فدائيان خود ، با تشکیل شوراها در سراسر ایران از کارخانجات صنعتی ، صنایع نفت تا مزارع و دانشگاه ومدرسه همراه شد . میتینگهای عظیم صدها هزار نفره در دانشگاه ومیادین شهرها با حضور پرشور هواداران برگزار گردید. در همه جا نام ویاد رفقای گرانقدر سیاهکل همراه با خیل رهبران واعضای جانفشانده فدایی گرامی داشته میشد. ارتجاع مذهبی ، این دشمن غدار آزادی ورهایی توده ها ، اما از قبل با امپریالیسم جهانی تصمیم گرفته بودند که با قتل عام انقلابیون وبرانداختن هر گونه تشکیلات مستقل به انقلاب پایان داده وآنرا به شکست بکشانند . کشتار فدائيان ادامه یافت وهزاران نفر از رهبران وهواداران  صادق آنان از دم تیغ ارتجاع گذشتند و سرافرازانه به خاک افتادند. اگر چه انقلاب بهمن شکست خورد اما مبارزه برای آزادی وسوسیالیسم با وفاداران راه فدائيان ادامه یافت  وامروز در شرایطی ما یاد عزیزان آغازگر راه را گرامی میداریم که در هر دو جبهه ارتجاع وامپریالیسم بحرانی عظیم نمایان گشته است . شکست هرگونه راه اصلاح ورفرم تکلیف را بر توده ها تمام کرده وآنها را از توهم چندین ساله رهانیده است . بحران در درون هیئت حاکمه به نهایت رسیده و حتی بسیار خودی‌ها را نیز قربانی نموده است . تورم غیر قابل مهار همراه با رکود همه جانبه ، هر گونه دفاع از وضعیت موجود را غیر ممکن ساخته است . قیام‌های پیاپی، شیرازه حاکمیت را گسسته و شرایطی را سبب شده که رژیم جمهوری اسلامی دیگر قادر به ادامه حکومت مانند سابق نیست وتوده های  مردم نیز با خیزش‏ها و قیام های ۹۶ ،۹۷، ۹۸ ،۱۴۰۰ وبخصوص نبرد های گسترده خیابانی سال ۱۴۰۱ نشان دادند که تداوم وضعیت کنونی را تحمل نخواهند کرد.

اگرچه بستر عینی قیامی دیگر مهیا گشته اما سرکوب همه جانبه توده ها توسط حاکمیت در جلوگیری از هرگونه تشکیلات توده ای ومستقل ، تداوم سرکوب وایجاد رعب و وحشت غیر قابل وصف برای بالا بردن هزینه های مبارزه ، محاصره کارگران وزحمتکشان با همه وسایل فریب و گمراهی عمومی توسط شبکه های سخن پراکنی سرمایه داری  در عقب نگاه داشتن ذهنی کارگران وزحمتکشان ،خطر بالقوه ای را گوشزد می‌کند که علیرغم این همه از خودگذشتگی وپایداری در مبارزه توسط صف کار وزحمت ممکن است دستاوردها را نصیب دشمنان کارگران وزحمتکشان و همه ستمدیدگان بنماید. این هشدار باید دائم تکرار شود که اگر بر رهبری کطبقه کارگر در اتحاد مستحکم با زحمتکشان تکیه ننماییم ، باز هم شکست انقلاب حتمی خواهد بود و  فقر وفلاکت ستمدیدگان تداوم یافته واز پی آن انواع ستم وسرکوب برقرار خواهد گردید .

رفقای سازمان فدائیان- اقلیت! ما تلاش شما درجهت اشاعه آگاهی سوسیالیستی ، ایجاد تشکیلات مستقل وکارای کارگران وزحمتکشان و اتحاد طبقه کارگر را بسیار ارج می‌نهیم  و بدینوسیله گرامیداشت سالیاد جانفشانی رفقای سیاهکل را به تقدیر از تلاش شما رفقای گرامی گره زده و در مبارزه برای آزادی وسوسیالیسم  برایتان آرزوی پیروزی داریم.

 

سرنگون باد حکومت سرمايه داری جمهوری اسلامی،

زنده باد آزادی ، زنده‌ باد سوسیالیسم،

کار، نان ،آزادی ، حکومت شورایی

جمعی از هواداران ودوستداران شما رفقای سازمان فدائیان ( اقلیت) در داخل کشور

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۵۷  در فرمت پی دی اف:

پیام کمیته خارج کشور سازمان فدائیان (اقلیت) بمناسبت ۲۶ بهمن روز کومه له 

رفقای حزب کمونیست ایران، درودهای گرم و صمیمانه ما را به مناسبت روز بنیانگذاری کومله بپذیرید.

رفقای گرامی!

۴۴ سال از زمان بنیانگذاری سازمان زحمتکشان کردستان (کومه له) می‌گذرد. در طول این سال‌ها رفقای کومله در مبارزات رودرو با رژیم از جمله در زندان‌ها و در پای چوبه‌های دار، از منافع و مطالبات توده‌های کار و زحمت بویژه توده‌های تحت‌ستم کردستان با جان‌فشانی‌های بسیار دفاع نمودند.

یاد رفقای جان فشانده‌ی کومله که برای آزادی و سوسیالیسم مبارزه کردند، گرامی باد.

رفقا!

با اعتراضات توده‌ای و گسترده‌ی دیماه ۱۳۹۶، دوران جدیدی در حیات سیاسی جامعه ایران آغاز گردید که در ادامه منجر به قیام بزرگ آبانماه ۱۳۹۸ شد که نقطه‌ی عطفی در گسترش و تعمیق مبارزات توده‌های تحت‌ستم ایران برای سرنگونی رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی بود و نشان  داد که ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی به شکل سابق دیگر ممکن نیست.

بعد از آبان ۹۸، موج بزرگ جنبش انقلابی که از شهریور ۱۴۰۱ آغاز گردید و با شعار “زن زندگی آزادی” سرتاسر ایران را درنوردید و حتا در اقصا نقاط جهان شنیده شد، چندین ماه پایه‌های حکومت اسلامی را به‌لرزه درآورد. جنبش “زن، زندگی، آزادی” با مبارزات شجاعانه و قهرمانانه زنان، جوانان، و دیگر توده‌های کارگر و زحمتکش بویژه در کردستان، فصل جدیدی را در مبارزات توده‌های تحت‌ستم ایران رقم زد.

رفقا!

اکنون جامعه ایران در شرایط حساسی قرار دارد که وظایف سترگی را پیشا‌روی نیروهای کمونیست و چپ انقلابی قرار داده است. از همین رو تحکیم همکاری‌ها میان نیروهای چپ و کمونیست و پاسخگویی به این شرایط به یک ضرورت مبرم تبدیل شده است.

در پایان بار دیگر ضمن گرامی‌داشت روز کومله، تاکید می‌کنیم که  از بدو بنیانگذاری کومله تا به امروز رفقای ما در کومله مسیر پر فراز و نشیبی را طی کرده‌اند. کمیته خارج کشور سازمان فدائیان (اقلیت) تلاش و مبارزات رفقا در دفاع از خواست‌ها و مطالبات توده‌های کارگر و زحمتکش و مبارزه برای  سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و رسیدن به سوسیالیسم به‌رهبری طبقه کارگر ایران را ارج گذاشته و در این مسیر دست‌تان را به گرمی می‌فشاریم.

کمیته خارج کشور سازمان فدائیان ( اقلیت)

۲۶بهمن ۱۴۰۲

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۵۷  در فرمت پی دی اف:

کمکهای مالی

سوئیس

علی‌اکبر صفایی فراهانی              ۳۰ فرانک

سیامک اسدیان (اسکندر)             ۴۰ فرانک

حمید اشرف                                 ۳۰ فرانک

محمد کاسه‌چی                                 ۵۰ فرانک

امیر نبوی                                    ۵۰ فرانک

 

دانمارک

به برگزاری مراسم

سیاهکل در هانوور                     ۵۰۰ کرون

کارگران صنایع

فولاد اهواز ۵۰۰ کرون

هوشنگ احمدی ۲۰۰ کرون

دکتر نریمیسا ۲۰۰ کرون

خروش (فوریه) ۲۰۰ کرون

 

ایران

آبان ادامه دارد ۱میلیون تومان

 

آمریکا

سیاهکل ۱۵۰۰ دلار

مهسا ۲۵ دلار

از سیاهکل تا حکومت شورایی ۵۰ دلار

رفیق توکل حکومت شورایی ۱۰۰ دلار

 

هلند

داوود مدائن (دسامبر)              ۵۰ یورو

رفیق مجید              ۱۵۰ یورو

 

آلمان

گرامی باد  ۵۳ مین سالگرد

نبرد حماسی سیاهکل                  ۱۰۰ یورو

 

ایتالیا                ۱۰۰ یورو

 

کانادا – ونکوور

احسان ۵۰ دلار

 

انگلستان

پیمان ارفعی ۵۰ دلار

 

 

 

 

گزارش کوتاهی از اکسیون اعتراضی شبه ۱۰ فوریه هامبورگ

امروز در شهر هامبورگ آکسیون اعتراضی در محکوم کردن جنایت‌های اخیر سرمایه‌داری جمهوری اسلامی که باردیگر شروع به کشتن جوانان انقلابی کرده است، برگزار شد. در این آکسیون رفقایی از شورای فعالین سوسیالیست و آزادی خواه هامبورگ، حزب کمونیست ایران، رفقای سازمان فدائیان (اقلیت) و برخی از کمونیست‌های آلمانی، سازمان جوانان کمونیست‌ هامبورگ و مائوئیست‌های آلمانی شرکت داشتند، ایراد سخن کردند و در محکومیت جنایت‌های جمهوری اسلامی و نقش همبستگی بین‌المللی تاکید کردند. رفقای شورای فعالین سوسیالیست و آزادیخواه هامبورگ ضمن اشاره به جنبه‌ی فاشیستی حاکمیت جمهوری اسلامی و شکل سرکوبی که اعمال می‌کند و همچنین نقش دولت‌های امپریالیستی، سخنانی ایراد کردند. رفیق دیگری از حزب کمونیست با اشاره به تعداد جنایت‌های اخیر جمهوری اسلامی و انگیزه‌ی وی از آغاز دور دیگر این جنایت‌ها بر ادامه‌دار بودن مبارزه ی مردم تاکید کرد و همبستگی طبقاتی را ابزار مهمی برای متوقف کردن ماشین کشتار و سرکوب جمهوری اسلامی دانست. همچنین رفقایی هم به جنایت‌هایی که هم اکنون دولت اشغالگر اسرائیل در فلسطین انجام می‌دهد اشاره کرده و این نسل کشی عریان رامحکوم کردند. در این آکسیون آهنگ‌های انقلابی به زبان‌های عربی، ترکی، کردی و فارسی پخش شد و شعارهای زنده باد همبستگی طبقاتی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، جای زندانیان پیش ما خالی است و…. سر داده شد.

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست: تبلیغات جنگ طلبانه اپوزیسیون پروغرب محکوم است

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست:

تبلیغات جنگ طلبانه اپوزیسیون پروغرب محکوم است!

با حمله نظامی گروه‌های ارتجاعی و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی به مراکز نظامی آمریکا در اردن و کشته شدن چند سرباز،  تنش‌ها در منطقه خاورمیانه بالا گرفته است. آمریکا بلافاصله اعلام کرد که این اقدام را تحمل نکرده و عاملین این حمله را مجازات خواهد کرد. جمهوری اسلامی و نیروهای ارتجاعی وابسته به آن، پیام آمریکا را دریافته و بلافاصله عقب نشینی کردند. بخشی از فرماندهان سپاه در یمن و سوریه نیز از منطقه تنش‌زا خارج شدند. در چند روز گذشته آمریکا و متحدین‌اش مواضع نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در یمن، سوریه و عراق را  با پهباد انوع موشک‌ها و بمباران هوایی مورد حمله قرار دادند. با این حال دولت‌های  آمریکا و جمهوری اسلامی همانند گذشته اعلام کرده‌اند  که نمی‌خواهند  وارد جنگ نظامی مستقیم شوند.

هم‌زمان بخش زیادی از اپوزیسیون راست بواسطه  “تحلیلگران و کارشناسان” و یا رهبران خود خوانده  در رسانه‌های جریان اصلی ظاهر شده  و وقیحانه خواهان حمله نظامی آمریکا و متحدین‌اش به ایران  شده‌اند و برای توجیهه این سیاست، حمله به “بیت خامنه‌ای” و یا مراکز اتمی جمهوریی اسلامی را چاشنی گفتار جنگ افروزانه خود می‌کنند. این تبلیغات در شرایطی است که در گذشته حمله نظامی آمریکا ومتحدین‌اش تحت عنوان “نظم نوین جهانی” و با نقاب صدور دموکراسی  به کشته‌شدن صدها هزار نفر و نابودی زیر ساخت‌های جامعه و به برآمد گروه‌های راست، ارتجاعی و اسلام سیاسی در افغانستان، عراق، لیبی و یمن  منجر شده و نتیجه دیگری جز به حاشیه راندن خواسته‌های دموکراتیک و برابری طلبانه و بدیل‌های انقلابی و کارگری نداشته است.  حمله  نظامی به مراکز اتمی می‌تواند  به یک فاجعه‌ بزرگ انسانی و زیست محیطی بدل شود. صدها هزار نفر کشته و میلیونها انسان با خطر سلامت مواجه شوند  و زیرساخت‌های جامعه ویران شود. بسیاری از آنها که این اباطیل را جار می‌زنند خود از مراکز پرورش رژیم اسلامی رانده شده‌اند. همه مبلغین سیاست حمله نظامی باید در برابر افکار عمومی افشا و رسوا شوند.

واقعیت این است که  منطقه خاورمیانه وارد دوره نوینی از تحولات ژئوپلیتیک جهانی  پسا “نظم نوین” جهانی شده است. در فضای ایجاد شده ناشی از این شرایط، بازی‌گران متعددی  برای تقویت و یا تثبیت موقعیت خود در این منطقه تلاش می‌کنند. جمهوری اسلامی که با بحران‌های درهم تنیده  مواجه است و از تشدید برآمدن جنبش انقلابی در صحنه سیاسی ایران  هراس دارد، مزورانه تلاش می‌کند که بحران‌های درهم تنیده خود را با دخالتگری سیاسی و نظامی در منطقه گره بزند و با توجیه شرایط جنگی و لفاظی در باره قدرت اول خاورمیانه و حفظ امنیت، موقعیت شکننده خود در داخل را به واسطه سرکوب، زندان و اعدام  ترمیم  کند. جمهوری اسلامی اما با همه شعارها و دعاوی دایمی علیه آمریکا و اسرائیل،   مرزهای مانور خود را خوب می‌شناسد و دیدیم که در جریان قتل عام فلسطینی‌ها توسط اسرائیل در غزه و حتی کشته شدن مزدوران‌اش جز رجز خوانی و لفاظی‌های بی‌محتوی  چیزی درچنته نداشته است. آمریکا نیز در حال حاضر و دستکم در دوره بایدن درگیر بحران‌های متعدد داخلی و سیاست‌های ژئوپلتیک جهانی و جنگ در اکراین است و پس از شکست مفتضحانه  در عراق و افغانستان به نظر نمی‌رسد که بخواهد وارد یک جنگ دیگر در منطقه شود.

در این شرایط حساس جهانی، منطقه‌ای و داخلی باید هرگونه نظامی‌گری و جنگ  در منطقه  محکوم شده و جنگ‌طلبان رسوا شوند. جنگ‌ و میلیتاریسم علاوه بر تخریب و کشتار انسانی، جنبش‌های انقلابی و مترقی را به حاشیه می برد.  نیروهای چپ و کمونیست، فعالین پیشرو طبقه کارگر و جنبش‌های اجتماعی و همه انسان‌های شریف و مترقی باید تلاش خود را برای سازماندهی طبقه کارگر  و توده‌های مردم ستم دیده و استثمارشده و برای  برآمد  نیرومند‌تر جنبش انقلابی به صحنه سیاسی متمرکز کنند و شرایط برای سرنگونی انقلابی و از پائین این رژیم از گور برآمده را فراخ‌تر کنند. تنها حکومت کارگران و زحمتکشان و دولت کارگری – شورایی است که توانایی مبارزه پیوسته علیه سرمایه داری و استثمار، و نیز استبداد و میلیتاریسم را دارد و می‌تواند به سلطه جنسی و جنسیتی، ستم ملی و دیگر سامانه‌های ستم و سلطه  پایان دهد، سلامت انسان و محیط زیست را حفظ کند و آزادی و برابری را تضمین کند. همچنین حکومت کارگری سرشت  انترناسیونالیستی داشته و نوید بخش رهایی انسان از شرایط  نابهنجاری است که سرمایه‌داری به جهان تحمیل کرده است.

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

بهمن ماه ۱۴۰۲- فوریه ۲۰۲۴

امضا: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

 

 

هامبورگ – اکسیون اعتراضی شنبه ۱۰ فوریه ساعت ۱۳

مکان BF. Altona مقابل Mercado

زندانی سیاسی آزاد باید گردد

نه به قتل حکومتی (اعدام)

شورای فعالین سوسیالیست و آزادیخواه، هامبورگ

صنعت تسلیحات ایالات متحده

 ۳۱ ژانویه ۲۰۲۴، روزنامه جهان نو

صنعت تسلیحات ایالات متحده:

رکورد فروش در ایالات متحده آمریکا.

صادرات تجهیزات نظامی آمریکا به ارزش ۲۳۸ میلیارد دلار است.

توسط دیوید میوالد

 

ایالات متحده در سال گذشته در صادرات تسلیحات رکورد بجا گذاشت. وزارت امور خارجه آمریکا روز دوشنبه (به وقت محلی) اعلام کرد که ارزش کل کالاها و خدمات نظامی صادر شده به کشورها و شرکت ها با ۱۶ درصد افزایش به بیش از ۲۳۸ میلیارد دلار آمریکا (حدود ۲۱۹ میلیارد یورو) رسیده است. به گفته این وزارتخانه، صادرات «تجهیزات و خدمات» که از طریق قراردادهای سفارتخانه‌های آمریکا با کشورهای دیگر انجام شد، به طور ویژه افزایش یافته و تقریباً با ۶۰ درصد افزایش، از ۵۱.۹ میلیارد دلار در سال گذشته به ۸۰.۹ میلیارد دلار رسید. صادرات مستقیم شرکت های تسلیحاتی ایالات متحده از ۱۵۳.۶ میلیارد دلار در سال گذشته به ۱۵۷.۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ افزایش یافت. این وزارتخانه گفت که با توجه به بازنگری برای تسریع صادرات تسلیحات در سال گذشته، تعداد کل صادرات تسلیحات نشان دهنده “پیشرفت به سوی این هدف” است.

بزرگترین خریدار تسلیحات آمریکا در سال گذشته لهستان با حجم کل ۳۰ میلیارد دلار آمریکا بود. علاوه بر بالگردهای تهاجمی آپاچی، این خریدها شامل راکت‌اندازهای متحرک (هیمار)، سامانه‌های دفاع هوایی و موشکی و تانک‌های جنگی آبرامز نیز بود. سال گذشته، جمهوری فدرال آلمان هلیکوپترهای شینوک را از شرکت بوئینگ به ارزش ۸.۵ میلیارد دلار و موشک های هوا به هوای AMRAAM از کنسرن Raytheon به ارزش ۲.۹ میلیارد دلار خریداری کرد. به گزارش رویترز، بزرگترین شرکت‌های تسلیحاتی، لاکهید مارتین و جنرال دینامیک قبلاً انتظار داشتند که «سفارش‌های موجود برای صدها هزار گلوله توپ، صدها موشک رهگیر پاتریوت و افزایش سفارش‌های خودروهای زرهی» در حساب های فروش ماه های آینده ی آنها منعکس شود.

وزارت امور خارجه درباره این فروش تسلیحات گفت که ایالات متحده یک “رویکرد جامع” را برای صادرات تسلیحات دنبال می کند. این امر، از جمله، «حقوق سیاسی، اجتماعی و انسانی» و همچنین عوامل اقتصادی، نظامی و «عدم اشاعه، امنیت فناوری و استفاده نهایی» را در نظر می گیرد. دولت ایالات متحده این معاملات تسلیحاتی را “ابزار مهم سیاست خارجی (…) با اثرات بالقوه بلندمدت بر امنیت منطقه ای و جهانی می داند.

پنجاه وسومین یادمان حماسه سیاهکل، بر شما رفقای عزیز سازمان فدائيان(اقلیت) اعضا،هواداران وهمه کارگران وزحمتکشان ایران مبارک باد

0

رفقای گرامی ، ما در شرایطی به استقبال وبزرگداشت یادمان پنجاه وسومین سال جنبش رفقای فدایی در سیاهکل می‌رویم که توده های کار و زحمت ایران، از آن تاریخ تا کنون تحولات بسیار شگرفی را پشت سر نهاده اند . دستاورد بلاواسطه آن رفقا ضمن اعلان پایان دوران خمود وجمود جنبش کمونیستی در ایران، تشکیل سازمان پرافتخار فدایی بود . شب دریده شد و هشت سال مبارزه ومقاومت توده های تحت ستم واستثمار که با تلاش و جانفشانی های بیدریغ رفقای فدایی همراه بود ، قیام ۵۷ را سبب گردید . اگر چه تلاش ضد انقلابی ارتجاع داخلی وامپریالیسم بین‌المللی مانع از رهایی کارگران وزحمتکشان شد  اما جنبش فدایی از پای ننشست وبه تداوم راه همت گماشت .  قدردانی توده های ستمدیده از فدائيان خود ، با تشکیل شوراها در سراسر ایران از کارخانجات صنعتی ، صنایع نفت تا مزارع و دانشگاه ومدرسه همراه شد . میتینگهای عظیم صدها هزار نفره در دانشگاه ومیادین شهرها با حضور پرشور هواداران برگزار گردید. در همه جا نام ویاد رفقای گرانقدر سیاهکل همراه با خیل رهبران واعضای جانفشانده فدایی گرامی داشته میشد. ارتجاع مذهبی ، این دشمن غدار آزادی ورهایی توده ها ، اما از قبل با امپریالیسم جهانی تصمیم گرفته بودند که با قتل عام انقلابیون وبرانداختن هر گونه تشکیلات مستقل به انقلاب پایان داده وآنرا به شکست بکشانند . کشتار فدائيان ادامه یافت وهزاران نفر از رهبران وهواداران  صادق آنان از دم تیغ ارتجاع گذشتند و سرافرازانه به خاک افتادند. اگر چه انقلاب بهمن شکست خورد اما مبارزه برای آزادی وسوسیالیسم با وفاداران راه فدائيان ادامه یافت  وامروز در شرایطی ما یاد عزیزان آغازگر راه را گرامی میداریم که در هر دو جبهه ارتجاع وامپریالیسم بحرانی عظیم نمایان گشته است . شکست هرگونه راه اصلاح ورفرم تکلیف را بر توده ها تمام کرده وآنها را از توهم چندین ساله رهانیده است . بحران در درون هیئت حاکمه به نهایت رسیده و حتی بسیار خودی‌ها را نیز قربانی نموده است . تورم غیر قابل مهار همراه با رکود همه جانبه ، هر گونه دفاع از وضعیت موجود را غیر ممکن ساخته است . قیام‌های پیاپی، شیرازه حاکمیت را گسسته و شرایطی را سبب شده که رژیم جمهوری اسلامی دیگر قادر به ادامه حکومت مانند سابق نیست وتوده های  مردم نیز با خیزش‏ها و قیام های ۹۶ ،۹۷، ۹۸ ،۱۴۰۰ وبخصوص نبرد های گسترده خیابانی سال ۱۴۰۱ نشان دادند که تداوم وضعیت کنونی را تحمل نخواهند کرد.

اگرچه بستر عینی قیامی دیگر مهیا گشته اما سرکوب همه جانبه توده ها توسط حاکمیت در جلوگیری از هرگونه تشکیلات توده ای ومستقل ، تداوم سرکوب وایجاد رعب و وحشت غیر قابل وصف برای بالا بردن هزینه های مبارزه ، محاصره کارگران وزحمتکشان با همه وسایل فریب و گمراهی عمومی توسط شبکه های سخن پراکنی سرمایه داری  در عقب نگاه داشتن ذهنی کارگران وزحمتکشان ،خطر بالقوه ای را گوشزد می‌کند که علیرغم این همه از خودگذشتگی وپایداری در مبارزه توسط صف کار وزحمت ممکن است دستاوردها را نصیب دشمنان کارگران وزحمتکشان و همه ستمدیدگان بنماید. این هشدار باید دائم تکرار شود که اگر بر رهبری کطبقه کارگر در اتحاد مستحکم با زحمتکشان تکیه ننماییم ، باز هم شکست انقلاب حتمی خواهد بود و  فقر وفلاکت ستمدیدگان تداوم یافته واز پی آن انواع ستم وسرکوب برقرار خواهد گردید .

رفقای سازمان فدائیان- اقلیت! ما تلاش شما درجهت اشاعه آگاهی سوسیالیستی ، ایجاد تشکیلات مستقل وکارای کارگران وزحمتکشان و اتحاد طبقه کارگر را بسیار ارج می‌نهیم  و بدینوسیله گرامیداشت سالیاد جانفشانی رفقای سیاهکل را به تقدیر از تلاش شما رفقای گرامی گره زده و در مبارزه برای آزادی وسوسیالیسم  برایتان آرزوی پیروزی داریم.

 

سرنگون باد حکومت سرمايه داری جمهوری اسلامی،

زنده باد آزادی ، زنده‌ باد سوسیالیسم،

کار، نان ،آزادی ، حکومت شورایی

جمعی از هواداران ودوستداران شما رفقای سازمان فدائیان ( اقلیت) در داخل کشور

بهمن ۱۴۰۲

بحران خاورمیانه و تشدید جنگ‏های نیابتی

با آغاز جنگ حماس و اسرائیل، خاورمیانه وارد بحران جدیدی شد. ادامه جنگ درغزه ، طولانی شدن آن و کشتار بیرحمانه مردم بی دفاع فلسطین، این بحران را بیش از پیش تشدید نمود، بحران فراگیری که اکنون کل منطقه با آن خوگرفته است.

حمله پهپادی به پایگاه نظامی آمریکا در شمال شرقی اردن، فضای تنش آلود موجود را متشنج‏تر ساخت. حمله پهپادی “کتائب حزب الله عراق”، قدرتمند ترین گروه پنجگانه  جریان ارتجاعی “مقاومت اسلامی عراق” در شامگاه یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲ به پایگاه نظامی آمریکا، کشته شدن ۳ سرباز آمریکایی و مجروح شدن بیش از ۴۰ تن دیگر را در پی داشت. اقدامی که از درون بحران و تنش در منطقه و پیامد های جنگ غزه درآمد، خود تشدید کننده تنش و بحران شد. این اقدام اما در نوع خود نه فقط درجه به نسبت بالایی از تحرک و توانایی گروه ها و جریان های وابسته به جمهوری اسلامی برای انجام یک رشته اقدامات ایذایی و آمادگی برای درگیری را نشان داد، بلکه در همان حال بر اتوریته و اقتدار نظامی دولت  آمریکا و احاطه ارتش این کشور در منطقه نیز ضربه زد.

حمله به تأسیسات و مراکز نظامی آمریکا البته موضوع جدیدی نبود و نیست. چنانکه “سابرینا سینگ” معاون دبیر رسانه ای وزارت دفاع آمریکا نیز اعتراف نمود از هفت اکتبر ۲۰۲۳ و آغاز جنگ غزه تا کنون دست کم  ۱۶۵ بار تأسیسات آمریکایی هدف حمله قرار گرفته اند. این‏بار اما ماجرا متفاوت بود چراکه ۳ سرباز آمریکایی کشته و چند ده نفر دیگر زخمی شدند. بنابراین دولت آمریکا به لحاظ حیثیتی هم که شده، نمی توانست پاسخی متفاوت و شدید تر از موارد و پاسخ های قبلی ندهد.

مشکل دولت امپریالیستی آمریکا اما این است که از لحاظ داخلی و بین المللی در بد موقعیتی گیر افتاده و با بحران های متعددی روبروست. دولت آمریکا علی رغم اینکه می داند سرنخ این حمله پهپادی و اقدامات دیگری نظیر ان توسط شبه نظامیان در عراق، سوریه، لبنان و یمن در دست جمهوری اسلامی است، اما نمی خواهد مستقیماً با جمهوری اسلامی که این اقدامات را مدیریت می کند وارد جنگ شود. جمهوری اسلامی پشت این به تعبیر خامنه ای ” نیروهای مقاومت” ایستاده و حمایت و پشتیبانی خود ازاین نیروها را نیز انکار نکرده است. با وجود این، دولت آمریکا که در شرایط فعلی حسابی درگیر جنگ اوکراین و غزه است، تمایلی ندارد وارد جنگ دیگری شود و جبهه سومی را بگشاید. دولت امپریالیستی آمریکا و هم پیمانان آن و حتی سایر قدرت های امپریالیستی نیک می دانند از جنگ مستقیم با جمهوری اسلامی، چنان آتشی برپا خواهد شد که کل منطقه را گرفتار شعله های خود خواهد نمود و نه فقط کشورهای منطقه بلکه بسیاری از کشورها  و قدرت های امپریالیستی دیگر را نیز به گرداب خود خواهد کشاند. جنگی که با انفجار تضاد های منطقه ای و فرا منطقه ای همراه خواهد بود، منافع قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای را به خطر می اندازد ، آشوب و بی ثباتی و هرج و مرج وآینده ای مبهم و تیره و تار را رقم خواهد زد. ازاینجاست که هیچیک از قدرت های منطقه ای یا قدرت های بزرگ جهان خواهان گسترش جنگ در منطقه نیستند و از اینجاست که دولت آمریکا پیوسته تأکید نموده خواهان جنگ مستقیم با جمهوری اسلامی و گسترش جنگ در خاورمیانه نیست و بایدن نیز پیوسته بر همین سیاست اصرار ورزیده است. سخنان رسمی مقامات آمریکایی بعد از این حمله پهپادی نیز همین موضوع را تأیید می کند.

درپایان جلسه اضطراری شورای ملی امنیت امریکا که بلافاصله پس از این حمله تشکیل شد و موضوع را مورد بررسی قرارداد، دولت امریکا ابراز نمود در پاسخ تلافی جویانه به حمله پهپادی، اهداف متعددی را مورد حمله قرار خواهد داد. بایدن نیز ضمن اشاره به نقش جمهوری اسلامی  تصریح کرد تصمیم خودش را در مورد نوع واکنش به حمله پهپادی گرفته است گرچه از چند و چون ان چیزی نگفت. رئیس جمهور آمریکا و جریان حزبی وی البته از جانب حزب و جناح رقیب و محافل راست افراطی حاکمیت، به شدت تحت فشار هستند که باید با یک حمل قاطع نظامی  علیه  جمهوری اسلامی در خاک ایران، پاسخ محکمی به حمله به پایگاه نظامی آمریکا بدهند. این جناح با اشاره به حمایت های آشکار و نهان جمهوری اسلامی از شبه نظامیان و گروه های اسلام گرا در عراق، سوریه، لبنان و یمن، خواستار این است که دولت آمریکا بجای زدن سرپنجه ها و یا دست و پای جمهوری اسلامی در این یا آن منطقه در خارج از ایران، به عنوان یک اقدام جدی و مؤثر تلافی جویانه، باید سر اختاپوس را در تهران بزند، کار را یکسره کند و یکبار برای همیشه به ماجرا خاتمه دهد.

اما دولت آمریکا نیک می داند که ماجرا به این سادگی نیست. آنتونی بلینکن وزیر خارجه آمریکا می گوید؛ پاسخ آمریکا در چند سطح و چند مرحله خواهد بود. جان کرمی سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا می گوید؛ “ما دنبال جنگ با ایران نیستیم”،” ما به دنبال درگیری گسترده تر در خاورمیانه نیستیم”.تمامی شواهد حاکی از آن است که دولت آمریکا در لحظه فعلی نمی خواهد وارد یک جنگ مستقیم و گسترده با جمهوری اسلامی شود. هچنین نمی خواهد جنگ جاری در غزه که نزدیک به چهارماه ادامه یافته به کل منطقه خاورمیانه گسترانده شود.

دربرابر تهدیدات گوناگون به ویژه از جانب  جناح جمهوری خواه و محافل راست افراطی آمریکایی که انگشت اتهام را مستقیماً به سمت جمهوری اسلامی نشانه رفتند، رژیم جمهوری اسلامی نیز فوراً واکنش نشان داد و اعلام نمود در حمله پهبادی به پایگاه نظامی آمریکا در اردن هیچ نقش و دخالتی نداشته است. جمهوری اسلامی در همان حال که دخالت در عملیات پهبادی کتائب حزب الله عراق را مانند بسیاری موارد مشابه دیگر تکذیب و انکار نمود، حمله به خاک ایران را “خط قرمز” خود اعلام نمود و هشدار داد هرگونه حمله به خاک کشور ایران را قاطعانه پاسخ خواهد داد. اما بعد از آرام شدن آن تب و تاب اولیه و نگرانی از واکنش تند آمریکا و یحتمل به اشاره جمهوری اسلامی، الحمیداوی دبیر کل کتائب حزب الله عراق، دربیانیه ای که روز سه شنبه ۱۰ بهمن انتشار داد، عملیات نظامی و امنیتی علیه نیروهای آمریکایی  در منطقه را تعلیق کرد. این یعنی آنکه فتیله درگیری ها نباید تا مرحله غیر قابل کنترلی گسترش یابد و تا آغاز یک جنگ مستقیم و رودر رو بین آمریکا و جمهوری اسلامی بالا کشیده شود.

بنابراین اوضاع در طرف دیگر ماجرا یعنی جمهوری اسلامی نیز به همان شکل است به این معنا که جمهوری اسلامی نیز خواهان درگیری گسترده و مستقیم و جنگ با امریکا نیست. نه فقط ازاین بابت که از لحاظ قدرت نظامی و تجهیزات جنگی در دریا و هوا قدرت مقابله با آمریکارا ندارد، بلکه به ویژه ازاین جهت که در حال حاضر بسیار متزلزل و بی ثبات است. در واقعیت امر عمر این رژیم نکبت بار پوسیده به پایان رسیده و به تلنگری سرنگون خواهد شد. نباید از نظر دور داشت که توده های مردم، کارگران و زحمتکشان و سایر اقشار زحمتکش و تهیدست جامعه  نه فقط خواهان چنین جنگی نبوده و نیستند، بلکه خواهان سرنگونی این رژیم‏اند. ” جنگ جنگ تا پیروزی” که خمینی با آن صد ها هزار تن را به دم توپ فرستاد، به تاریخ پیوسته است و بی هیچ تردیدی آغاز یک چنین جنگی پایان کار فوری جمهوری اسلامی است.

اگرچه جنگ مستقیم با جمهوری اسلامی در شرایط حاضر به سود آمریکا نیست و دولت آمریکا نیز خواهان آن نیست، اما تردیدی نیست که آمریکا به اقدامات گوناگون تلافی جویانه اما بسیار دقیق و حساب شده متوسل خواهد شد. کاخ سفید نیز پس از حمله پهپادی به پایگاه نظامی آمریکا در اردن در ارتباط با اقدام تلافی جویانه اعلام کرد؛ “آمریکا عجولانه حرکت نخواهد کرد”. دولت آمریکا در چند روز گذشته بسیاری از افراد و کارمندان سفارت خود در بغداد را با هواپیما از عراق خارج نموده است  که این می تواند مقدمه حمله به مراکز و اهدافی مرتبط با سپاه پاسداران و شبه نظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در عراق باشد. دولت آمریکا البته پیش از این، در سال پایانی جنگ ایران و عراق طی یک رشته حملات هوایی و دریایی، بخش مهمی از توان رزمی دریایی جمهوری اسلامی را از کار انداخت و دو سکوی نفتی را نیز منهدم کرد. شرایط و موقعیت کنونی اما از جمیع جهات با آن مقطع متفاوت است. حمله به تأسیسات نفتی جمهوری اسلامی در خلیج فارس یا حمله به نیروی دریایی آن، می تواند درگیری های جاری را وارد فاز خطرناک تری سازد و به نظر نمی رسد آمریکا دست به چنین اقدامی بزند. اقدامات نظامی تلافی جویانه آمریکا احتمالاً بیشتر باید از نوع حمله به مراکز آموزش شبه نظامیان وابسته به جمهوری اسلامی، انبار تسلیحات، نیروها و تأسیسات سپاه پاسداران و نظیر آن در کشور عراق و سوریه باشد .آخرین خبرهای انتشار یافته نیز همین موضوع را تأیید می کند. سنتکام (ستاد فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده در خاورمیانه) اعلام کرد، شامگاه جمعه ۱۳ بهمن نیروهای آمریکایی، چند پایگاه نیروی قدس سپاه و گروه های شبه نظامی وابسته به جمهوری اسلامی در عراق و سوریه را  ۸۵ بار مورد حمله قرار داده است. در روزهای بعد نیز نیروهای آمریکا و انگلیس چندین موضع حوثی ها را مورد حمله قرار دادند.این عملیات دها کشته و شمار زیادی مجروح برجای گذاشته است.

با اینهمه تردیدی در این مسئله نیست که تنش در منطقه ادامه خواهد یافت و حتی اقدامات نظامی کنترل شده نیز، تنش در منطقه و میان آمریکا و جمهوری اسلامی را بی آنکه جنگی گسترده در دستور کار باشد، تشدید خواهد کرد. این واقعیت را نیز نمی توان انکار نمود که همواره این احتمال و این خطر وجود دارد که در جریان تشدید تضادها و کشمکش های منطقه ای و تشدید بیش ازپیش تشنج در وضعیت انفجاری منطقه، در جریان حملات طرف های درگیر، اقدامات نظامی یا عملیات شبه نظامیان،خواسته یا نا خواسته حادثه ای رخ دهد و در گیری ها را از مرحله کنترل شده خارج سازد و بحران منطقه‏ای راه حل خود را در خروج از جنگ نیابتی جستجو کند.

آنچه را که در شرایط حاضر به جرئت می توان گفت این است  مادام که جنگ غزه و کشتار مردم فلسطین پایان نگرفته باشد، این تنش ها و تعارضات ، احتمال گذار درگیری ها و جنگ نیابتی کنونی به جنگی غیر نیابتی، وسیع و غیر قابل کنترل را نیز تقویت می‏کند. بحران جدید خاورمیانه که با جنگ غزه و کشتار مردم فلسطین آغاز شد، جز با پایان این جنگ و احقاق حقوق مردم زجر دیده فلسطین تخفیف نخواهد یافت.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۵۶  در فرمت پی دی اف:

درس‌هایی که باید از انقلاب ۵۷ آموخت

“دوران آن خرافاتی که انقلابات را به بدخویی عده‌ای مبلغ نسبت می‌داد، دیرزمانی است سپری گشته است. امروز همه جهانیان می‌دانند که هر تلاطم انقلابی باید بر پایه یک نیاز اجتماعی مبتنی باشد که نهادهای فرتوت مانع ارضاء آن می‌گردند. این نیاز ممکن است هنوز آن‌چنان مبرم، آن‌چنان برای همگان ملموس نباشد که یک موفقیت فوری را تضمین کند، ولی هر کوششی برای سرکوب قهری، آن را مرتباً نیرومندتر به جلو خواهد راند، تا زمانی که بندهای خود را بگسلد. بنابراین، اگر یک‌بار شکست خوردیم، کاری جز این‌که دوباره از اول بیاغازیم نداریم و تنفس احتمالاً بسیار کوتاهی که میان پایان پرده اول و آغاز پرده دوم جنبش به ما ارزانی شده، خوشبختانه به ما فرصت کار بسیار لازمی را می‌دهد، فرصت بررسی عللی که هم وقوع قیام اخیر و هم شکست آن را اجتناب‌ناپذیر می‌ساخت” (انقلاب و ضدانقلاب – فریدریش انگلس)

انقلاب‌ها ضرورتی ناگزیر در تاریخ بشریت برای پیشرفت اجتماعی و انسانی‌اند. تاریخ بشریت سرشار است از انقلاب‌هایی که در هریک از دوران‌های تاریخی رخ‌داده و برجسته‌ترین آن‌ها،  تاریخ بشریت را جهش‌وار به‌پیش سوق داده‌اند. اما این انقلاب‌ها سهل و ساده رخ نداده و به پیروزی نرسیده‌اند. طبقات حاکم مرتجع پاسدار نظم کهنه، همواره در برابر تحول و انقلاب مقاومت کرده و کوشیده‌اند با تمام دستگاه قهر و سرکوب و تحمیق دولتی، مانع پیروزی انقلاب شوند. کم نیستند انقلاب‌هایی که درنتیجه مقاومت ارتجاع به شکست انجامیده‌اند. اما نیازهای تحول اجتماعی، بار دیگر انقلاب را به صحنه فرا‌خوانده تا تحولی را که نیاز جامعه و پیشرفت تاریخی است، به سرانجام برساند.

انقلاب سال ۵۷ که زیر فشار نیازهای پیشرفت و تحول جامعه ایران برپا گردید، توسط ضدانقلاب سرکوب شد و به شکست انجامید. پی آمد آن دورانی از رکود سیاسی بود که چند دهه دوام آورد. جارچیان وابسته به ارتجاع حاکم در کسوت نظریه‌پرداز، اصلاحات چی، استاد دانشگاه و روزنامه‌نگار وظیفه‌ای فراتر از این نداشتند که اعلام کنند، دوران انقلاب‌ها به پایان رسید و آنچه معقول و دست‌یافتنی است، در چارچوب نظم مستقر خواهد بود. اما جبرتاریخ بسی قدرتمندتر از ارتجاع  و پادوان تبلیغاتچی آن است. تردیدی نبود که ضرورت‌های جامعه ایران بار دیگر انقلاب را فرا می خواند.

بنابراین، طلیعه‌ دورانی نوین که نوید بخش در راه بودن انقلابی جدید است، در دی‌ماه سال ۹۶ دمید. طوفان‌های سیاسی یکی پس از دیگری ارکان نظم پوسیده را به لرزه درآورد. جنبشی که سال گذشته برپا شد وچندین ماه رویاروی با ارتجاع جنگید، به همه نشان داد که جامعه ایران در آستانه یک انقلاب جدید قرارگرفته است. گرچه این جنبش سرکوب شد و فرونشست، اما تمام شواهد عینی گواهی است بر این‌که پی آمد آن همچون تمام جنبش‌های سال‌های اخیر، موجی گسترده‌تر و فراگیرتر خواهد بود. اکنون ضرورت انقلابی نوین در ایران، به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل‌شده است. ازاین‌رو ضروری است که در سالگرد قیام مسلحانه ۲۲ بهمن، مهم‌ترین درس‌های  گران‌بها و ارزشمند انقلاب سال ۵۷ را مرور کنیم، از آن‌ها بیاموزیم و در عمل به کاربندیم تا انقلاب نوین به فرجامی پیروزمند برسد.

انقلاب سال ۵۷ در یک روز موعود و میمون شکل نگرفت و در یک‌لحظه از آسمان نازل نشد. این انقلاب نتیجه تضادهای جامعه ایران بود که در طول چندین دهه انباشت شده بودند و در نیمه دوم دهه پنجاه در یک‌رشته تلاطم‌های سیاسی  منفجر شدند. شورش‌های تهی‌دستان حاشیه‌نشین شهر تهران در واکنش به تعدیات و زورگویی نیروهای دولتی، پیش‌درآمد جنبش‌هایی بود که در سال ۵۶ با اعتلای جنبش دانشجوئی،  تظاهرات توده‌ای، شورش‌ها  و قیام‌های منفرد در برخی شهرستان‌ها ازجمله در تبریز، قم، یزد، رخ دادند. در این شرایط، بحران سیاسی به همراه بحران اقتصادی پیوسته عمیق‌تر می‌شد. تلاش رژیم شاه برای کنترل و مهار اوضاع از طریق تعویض پی‌درپی نخست‌وزیران  و کابینه‌ها، تشدید سرکوب و در همان حال دادن امتیاز به طرفداران ارتجاع مذهبی، کارساز نیفتاد. جنبش به رشد خود در سراسر ایران  ادامه ‌داد. رژیم شاه که در کنترل اوضاع درمانده بود، نخستین حکومت‌نظامی  را مردادماه سال ۵۷ در اصفهان اعلام کرد. اما مبارزات همچنان ادامه می‌یافت. نقطه اوج آن در شهریورماه سال ۵۷ در تهران بود که به سرکوب خونین آن در ۱۷ شهریورماه انجامید. کشتار ۱۷ شهریور در شرایطی که دوران انقلاب فرارسیده بود، نه پایانی بر مبارزات، بلکه محرکی برای گسترش جنبش‌های توده‌ای شد. بااین‌وجود، تا این مقطع هنوز یک جنبش توده‌ای سراسری شکل نگرفته بود. هنوز کارگران که پایه اصلی هر جنبش سراسری را تشکیل می‌دهند، به مبارزه سیاسی روی نیاورده بودند.

مقدمه پیوستن کارگران به جنبش سیاسی، اعتصاب  تعداد محدودی از کارگران پالایشگاه‌های نفت تهران، اصفهان، تبریز و آبادان بر سر مطالبات اقتصادی و رفاهی در نیمه دوم شهریورماه بود. پی آمد این مبارزه، ارتقای مبارزات کارگران صنعت نفت به یک مبارزه سیاسی، حول مطالبات مستقیماً سیاسی و توأم با آن رشد مبارزات کارگران در دیگر رشته‌های تولید و خدمات بود.

در اواخر مهرماه، کارگران پالایشگاه‌ها و میدان‌های نفتی با مطالبه آزادی زندانیان سیاسی، برچیده شدن ساواک و الغاء حکومت‌نظامی، به اعتصاب متوسل شدند. همراه با کارگران نفت، کارگران سیمان، نساجی، بافندگی، دخانیات، پتروشیمی، راه‌آهن و ده‌ها کارخانه و معدن حول مطالبات اقتصادی و سیاسی به اعتصاب روی آوردند. مدارس و دانشگاه‌ها، مؤسسات دولتی، روزنامه‌ها، بیمارستان‌ها، بانک‌ها نیز به اعتصاب پیوستند. جنبش در این مرحله، شکل سراسری به خود گرفت. این اعتصاب سراسری  میدان وسیع‌تری برای تظاهرات و راهپیمایی‌های توده‌ای گشود.

این تجربه می‌آموزد که در ایران یک جنبش سیاسی سراسری، تنها زمانی می‌تواند شکل بگیرد که طبقه کارگر در آن حضورداشته باشد. بنابراین، دلیل این‌که جنبش سیاسی نیمه دوم سال ۱۴۰۱ نتوانست به یک جنبش سیاسی نیرومند سراسری ارتقاء یابد، دقیقاً ازآن‌رو بود که هنوز طبقه کارگر به‌عنوان یک طبقه با اشکال مبارزاتی مختص خود در این جنبش  حضور نیافته بود و هنوز مبارزه این طبقه به یک مبارزه سیاسی، حول مطالبات مشخص سیاسی ارتقا نیافته بود.

رژیم شاه برای مقابله با اعتصاب سرتاسری سیاسی، در نیمه دوم آبان ماه، کابینه نظامی ارتشبد ازهاری را بر سرکار آورد. سرکوب و بازداشت تشدید و مراکز حساس ازجمله نفت و روزنامه توسط نظامیان اشغال شد. ده‌ها تن از رهبران اعتصاب نفت بازداشت و گروهی مخفی شدند. کارگران را بازور سرنیزه به کار واداشتند. اما با اعتلای جنبش به مرحله اعتصاب سرتاسری،  دیگر بازداشت‌ها و کشتار مردم  توسط حکومت‌های نظامی، کارساز نبود. این اقدامات تنها توانست وقفه‌ای یک‌ماهه در ادامه اعتصاب سرتاسری ایجاد کند. تظاهرات و درگیری‌ها با ارتش در خیابان‌ها ادامه یافت.  بنابراین موج دوم اعتصاب سرتاسری سیاسی  در نیمه دوم آذرماه آغاز گردید. کمیته‌های اعتصاب کارگران نفت در این فاصله انسجام و آمادگی بیشتری پیدا کردند.

در اواخر آذرماه کلیه کارگران نفت در پالایشگاه‌ها و میدان‌های نفتی بار دیگر به اعتصاب عمومی روی آوردند و کمیته‌های اعتصاب،  کنترل تولید را در تمام پالایشگاه‌ها و میدان‌های نفتی در دست گرفتند. تولید نفت به‌کلی متوقف شد. کمیته هماهنگی اعتصاب کارگران و کارکنان نفت، رهبری این مبارزه  را در دست گرفت.  این اعتصاب ضربه خردکننده‌ اقتصادی و سیاسی  به رژیم و منابع مالی آن وارد آورد. با این اعتصاب در صنعت نفت، اعتصابات کارگران واحدهای تولیدی و خدماتی دیگر نیز که مدتی فروکش کرده بودند، ازجمله اعتصابات کارگران کارخانه بافندگی بهشهر، کارگران ماشین‌سازی تبریز، خودروسازی تهران و تأسیسات آب و ماشین‌سازی اهواز، اعتصاب ده‌ها هزار کارگر معادن مس و زغال‌سنگ کرمان، نیروگاه‌های برق دوباره احیاء شدند. مراکز درمانی، بانک‌ها، تلویزیون و اغلب مؤسسات دولتی نیز به اعتصاب سیاسی سراسری پیوستند. کمیته هماهنگی کارگران و کارمندان برای اتخاذ تصمیمات مشترک تشکیل گردید.

خیابان‌های شهرهای بزرگ سنگربندی شدند. به‌رغم سرکوب و وحشی‌گری نیروهای مسلح رژیم، با این اعتصاب سیاسی سراسری، ابتکار عمل به‌کلی از دست رژیم شاه خارج شد و درواقع آنچه که انقلاب سال ۵۷ نامیده می‌شود، از همین نقطه آغاز گردید. مشخصه‌های انقلاب اولاً در این بود که دیگر ابتکار عمل کاملاً در دست خود مردم قرارگرفته بود. قوانین و مقررات رسمی دولتی به‌کلی فاقد اعتبار شدند. ستمدیدگان و تحقیرشدگان، اکنون فرمانروای واقعی در خیابان‌ها، محل کار، شهرها و سراسر کشور شده بودند. مردم که آزادی را با نبرد در خیابان‌ها به دست آورده بودند، با تصمیم و اراده خود گرد هم‌آیی‌ها، راهپیمایی‌ها، تظاهرات و اعتصابات بر پا می‌کردند. مردم آزادانه در خیابان‌ها بحث و گفتگو می‌کردند. تجمعات خود را تشکیل می‌دادند. روزنامه‌ها و کتاب‌ها از چنگ سانسور رهایی یافته بودند. دانشگاه‌ها به مراکز سخنرانی‌ها و بحث‌های سیاسی پرشور تبدیل‌شده بود. زندانیان سیاسی به دست توانای خلق از بند رسته بودند.

ثانیاً- در همین حال یک قدرت غیررسمی در مقابل قدرت رسمی دولتی شکل‌گرفته بود که مردم از آن تبعیت می‌کردند. کمیته‌های اعتصاب، کمیته‌های محلات و شوراهای هماهنگی، رتق‌وفتق امور کشور را در دست داشتند. ارگان‌هایی نظیر کمیته‌های هماهنگی اعتصاب، شوراها و کمیته‌های محلات تصمیم‌گیرنده بودند و مردم از دستورات آن‌ها تبعیت می‌کردند و نه قدرت رسمی دولتی. کمیته‌های اعتصاب کارمندان حتی اجازه نمی‌دادند وزرای قدرت رسمی که دیگر اعتباری در میان مردم نداشتند، وارد وزارتخانه‌ها شوند. تمام این رویدادهای بزرگ، نقش برجسته طبقه کارگر و اعتصاب سیاسی سراسری را در برپائی انقلاب در برابر همگان قرار می‌دهد.

تجربه برپائی اعتصابات سرا سری همچنین نشان داد، در شرایطی که کارگران از تشکل‌های پایدار طبقاتی خود محروم‌اند، می‌توانند در جریان برپائی این اعتصابات، خود را در کمیته‌های اعتصاب به سرعت متشکل کنند و به یک نیروی متشکل  پرقدرت تبدیل شوند.

تجربه انقلاب ۵۷ نشان داد که نقش برپائی اعتصاب سرتاسری بر عهده طبقه کارگر است که می‌تواند عموم کارگران را در سراسر کشور وارد مبارزه‌ای سیاسی کند و ضربه اقتصادی و سیاسی محکمی به رژیم وارد آورد و آن را فلج سازد. اعتصاب سرتاسری سیاسی با کشاندن میلیون‌ها تن از توده‌های زحمتکش به جنبش و فراهم ساختن میدان وسیع‌تری برای تظاهرات، راهپیمایی‌های میلیونی و دیگر اشکال مبارزه، ازجمله باریکاد بندی خیابانی که در این ایام به امری متداول تبدیل‌شده بود، آمادگی لازم را برای روی‌آوری توده‌ها به قیام مسلحانه فراهم آورد.

انقلاب ۵۷ نشان داد که اعتصابات عمومی اقتصادی، اعتصابات عمومی سیاسی، اعتصابات تلفیقی اقتصادی – سیاسی، اعتصابات سیاسی سراسری، راهپیمایی‌ها و تظاهرات توده‌ای، باریکاد بندی‌های متحرک و قیام مسلحانه توده‌ای، اشکال مؤثر مبارزه برای سرنگونی نظم ارتجاعی حاکم‌اند.

انقلاب همچنین، نقش کمیته‌های اعتصاب را برای در دست داشتن رهبری جنبش، نشان داد. در همین حال عیان کرد که کمیته‌های اعتصاب، نطفه شوراها هستند. شوراها شکل ارتقاءیافته و تکامل‌یافته کمیته‌های اعتصاب‌اند. بنابراین استقرار نظم شورایی در ایران تنها می‌تواند از درون کمیته‌های اعتصاب و اعتصابات سیاسی سر برآورد.

درعین‌حال، روند انقلاب ۵۷ نشان داده شد که شوراها تا جایی توانستند ادامه حیات داشته باشند که دستگاه دولتی بورژوایی درنتیجه قیام صدمه‌دیده و ازهم‌گسیخته بود. وقتی‌که ارتجاع حاکم نیروهای مسلح را تجدید سازمان‌دهی کرد، شوراها تدریجاً نابود شدند. لذا برای این‌که قدرت شورایی بتواند شکل بگیرد و به قدرت دولتی کارگران و زحمتکشان تبدیل شود، لازمه‌اش درهم شکستن و برانداختن تمام دستگاه دولت بورژوایی، با تمام ارگان‌های نظامی و بوروکراتیک آن است.

اما چه شد که این انقلاب به‌رغم حضور میلیونی توده‌های کارگر و زحمتکش، به‌ویژه نقش برجسته کارگران نفت در انقلاب به شکست انجامید؟ این درس بسیار مهمی است که باید همواره آن را به خاطر سپرد.

نخستین شرط هر انقلاب پیروزمند، انتقال قدرت سیاسی از دست یک طبقه ضدانقلابی به یک طبقه انقلابی است. در ایران اما

رژیم دیکتاتوری عریان سلطنتی، توده‌های کارگر و زحمتکش مردم را در ناآگاهی و بی‌سازمانی نگه‌داشته بود. بخش بسیار بزرگی از مردم هنوز در چنگال خرافات مذهبی اسیر بودند. لذا درنتیجه سلطه طولانی دیکتاتوری که مانع از تشکل و آگاهی طبقه کارگر شده بود، این طبقه انقلابی نتوانست در جریان انقلاب، استقلال طبقاتی و سیاسی  خود را حفظ کند، رهبری سیاسی جنبش را در دست گیرد و قدرت سیاسی را به چنگ آورد. برعکس،  در جنبش عموم خلقی و همگانی حل شد. بخش بزرگی از توده‌های کارگر و زحمتکش از روی ناآگاهی و زودباوری به خمینی و وعده‌ووعیدهای کذائی او اعتماد کردند و به دنبال او کشیده شدند. بنابراین، گرچه تمام بار انقلاب بر دوش طبقه کارگر قرار داشت و رژیم سلطنتی با قیام مسلحانه توده‌های کارگر و زحمتکش سرنگون شد، اما ضدانقلاب به رهبری خمینی، قدرت سیاسی را به دست گرفت و به‌رغم این‌که تا سال ۶۰ کشمکش و درگیری میان انقلاب و ضدانقلاب حاکم ادامه داشت، سرانجام این انقلاب به شکست قطعی انجامید.

انقلاب سال ۵۷ به همگان آموخت که اگر رهبری جنبش و انقلاب در دست طبقه کارگر به‌عنوان پیگیرترین نیروی انقلاب قرار نگیرد و اگر این طبقه به طبقه حاکم تبدیل نشود، شکست، نتیجه‌ی محتوم انقلاب خواهد بود.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۵۶  در فرمت پی دی اف: