
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست:
مردم رای شان را داده اند! سرنگونی، نه شرکت در “انتخابات”!
رای گیری برای مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی همواره برای تقسیم غنایم و ثروت در بین جناحهای مختلف حکومت اسلامی بوده است. در “انتخابات” جمهوری اسلامی که حتی ارزش تحریم و بایکوت را هم ندارد، ابتدا محدوده افراد و جناحهایی که شامل غارتگران ثروت می شوند از طریق هیات های نظارت و اجرایی و سپس شورای نگهبان تعیین می شوند و سپس تعدادی از آنها را از طریق صندوق رای بر می گزینند. با اعتراض تعدادی از حذف شدگان از سر سفره غارت و افشاگری آنها در مورد سیستم رای گیری و رای سازی، بمرور مردم بیشتری به صحت تحلیلهای نیروهای انقلابی و سوسیالیست پی بردند که از طریق صندوق رای به هیچ یک از خواست های اساسی خود نمی توان رسید.
خیزش مردم ایران علیه کلیت رژیم در دیماه ۹۶ یک نقطه عطف در بی اعتنایی گسترده مردم به صندوق رای و انتخاب بین بد و بدتر بود. خیزش آبان ۹۸ و کشتار بیش از ۱۵۰۰ نفر طی چند روز در عین حال مرگ صندوق رای نزد بسیاری از متوهمین و جریانات نزدیک رژیم هم بود.
در رای گیری دوم اسفند ۹۸ بی اعتنایی مردم به صندوق های رای بحدی بود که حتی ماشین رای سازی چند میلیونی رژیم هم نتوانست انرا جبران کند تا در تبلیغات خود انرا یک رای گیری موفق اعلام کنند.
رای گیری در ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ اولین بساط رای پس از بزرگترین و گسترده ترین حرکت انقلابی مردم علیه جمهوری اسلامی در ۱۴۰۱ است. حرکت انقلابی مردم ایران در ۱۴۰۱ علیه کلیت رژیم تاکید مجددی بود بر اینکه مردم ایران برای دستیابی به خواست های خود باید رژیم اسلامی را بشیوه ای انقلابی سرنگون کنند.
هیچ یک از خواست های جنبش های اجتماعی و طبقاتی مردم ایران در چارچوب رژیم اسلامی بدست نمی آید. حتی رسیدن حداقل دستمزد کارگران به خط فقر که معنایش پنج برابر شدن دستمزدهاست هم نیاز به پایان عمر جمهوری اسلامی دارد.
در رای گیری ریاست جمهوری ۱۴۰۰ که اولین رای گیری پس از بی اعتنایی گسترده مردم به رای گیری اسفند ۹۸ بود جمهوری اسلامی همه پرده ها را کنار زد و ابتدا رییسی را بعنوان رییس جمهور تعیین کرد و سپس کمپین و مناظره های انتخاباتی راه اندخت و بساط صندوق های رای را پهن کرد تا نام وی را بعنوان برنده اعلام کند.
رای گیری در رژیم اسلامی چیزی جز تعیین افراد و جناحهای رژیم برای غارت و دزدی و اختلاس نیست.
مردم ایران بیش از پیش به رای گیری در ۱۱ اسفند بی اعتنا خواهند بود و راه اعتصاب و تجمع و تظاهرات و در نهایت قیام را برای کنار زدن کل حاکمیت و دست یابی به خواست هایشان برگزیده اند و آن را ادامه خواهند داد.
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد ازادی ، زنده باد سوسیالیسم !
۲۳ بهمن ۱۴۰۲ – ۱۲ فوریه ۲۰۲۴
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

ارتجاع هار حاکم، سرکوب توده های زحمتکش مردم را تشدید نموده است. احضار و باز داشت و زندان و اعدام به امری هرروزه تبدیل شده است. ابعاد و دامنه سرکوب بسیار وسیع است. ماشین کشتار و سرکوبی که بعد از فروکش جنبش زن زندگی آزادی به راه افتاده، شبانه روز فعال است. هیچ بخشی ازاقشار زحمتکش جامعه، از گزند این ماشین و هیولای سرکوب در امان نمانده است. کمترین مخالفت یا اعتراضی در میان کارگران، معلمان، دانشجویان، زنان، اساتید دانشگاه، وکلاء، نویسندگان، هنر مندان، روزنامه نگاران، فعالین شبکه های مجازی و دیگر اقشار جامعه، با سرکوب و اخراج و زندان و اعدام پاسخ گرفته است. ارتجاع حاکم که یگانه راه ادامه حیات خود را سرکوب بیشتر می داند، آرام و بی سر و صدا، اما با خشونت و بیرحمی و ددمنشی غیر قابل وصفی به کشتار و زندان و حبس و قلع و قمع مخالفین مشغول است.
از شروع جنگ ویرانگر حماس و اسرائیل که با حمله گروه ارتجاعی و اسلام گرای حماس به مردم اسرائیلی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، تاکنون بیش از چهار ماه گذشته است.
روز سهشنبه ۱۰ بهمن بار دیگر خبر تکاندهندهی قتل یک نوجوان ترنسجندر، به نام پارسا، به دست پدرش در تبریز در رسانهها منتشر شد. این اولین باری نیست که چنین جنایتی به دلیل هویت جنسیتی ناهمخوان با نرمهای متعارف رخ میدهد. پیش از این نیز بارها شاهد چنین فجایعی بودهایم، مانند قتل حسین بیرانوند، جوان ترنسجندر در خرمآباد به دست پدر، یا قتل “علی فاضلی منفرد”، نوجوان اهوازی به دست مردان خانواده. این خبرها، تنها بازتاب گوشهی ناچیزی از خشونتها و جنایتهای همجنسگراستیزانه در جامعه است.
باگذشت هرروز این واقعیت غیرقابلانکار آشکارتر شده است که تودههای مردم ایران دیگر نمیخواهند و نمیتوانند نظم موجود را با تمام فجایعی که به بار آورده، تحمل کنند، خواهان برافتادن آن هستند و طبقه حاکم نیز دیگر نمیتواند بهرغم تمام وحشیگری، سرکوب و کشتار مردم ایران، بر بحران سیاسی عمیقی که تمام ارکان نظم موجود را فراگرفته غلبه کند و به شیوه گذشته بر مردم حکومت نماید. تغییر نیاز مبرم جامعه است. بنابراین تمام شرایط عینی یک انقلاب در ایران فراهم است. اما برای وقوع این انقلاب، فراهم آمدن شرایط عینی به تنهائی کافی نیست. آمادگی شرایط ذهنی ، تشکل، آگاهی و رهبری طبقهای که رسالت برپائی انقلاب و تحقق وظایف و اهداف آن را بر عهده دارد، شرط دیگر برای برپائی و پیروزی انقلاب است. مادام که طبقه انقلابی کارگر آمادگی لازم را کسب نکرده باشد، وقوع این انقلاب به تأخیر خواهد افتاد. بهرغم اینکه تاکنون طبقه کارگر ایران، از آمادگی لازم برخوردار نبوده و برپائی انقلاب به تأخیر افتاده است، اما این واقعیت مبرم همچنان بهجای خود باقی است که تنها تغییر انقلابی جامعه است که میتواند با انتقال قدرت سیاسی به طبقه کارگر، حاکم شدن تودههای زحمتکش و ستمدیده مردم بر سرنوشت خود از طریق شوراها و دگرگونی تمام نظم موجود، بحران را حل کند.
کابینه رئیسی با افزایش مجدد مبلغ قبوض برق مشترکین خانگی بار دیگر برای تامین هزینههای حکومت به سفرههای کوچک کارگران و دیگر زحمتکشان جامعه یورش برد. براساس اخبار منتشره به دستور کابینه رئیسی، شرکت توانیر افزایش قیمت برق را از ابتدای سال بار دیگر محاسبه و در قبضهای جدید منظور کرده است.
آنان که باد می کارند توفان درو میکنند.