بیانیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست درباره بحران سرمایه‌داری و چشم‌انداز جنبش‌های اعتراضی اروپا

اعتراضات اروپا؛ از خشم خیابانی تا ضرورت سازمان‌یابی برای تغییر مناسبات حاکم

اعتراضات اجتماعی در اروپا را نمی‌توان صرفاً واکنشی گذرا به گرانی، کاهش قدرت خرید یا تصمیمات اقتصادی دولت‌ها دانست. این اعتراضات در بستر بحران‌های انباشته سرمایه‌داری اروپا، تشدید نابرابری‌های طبقاتی، احساس بی آیندگی نسل زد گسترش نظامی‌گری و فرسایش اعتماد به احزاب و نهادهای سیاسی حاکم شکل گرفته‌اند. آنچه در خیابان‌ها نمود پیدا می‌کند، تنها نارضایتی از شرایط موجود نیست؛ نشانه آشکارتر شدن شکاف میان منافع اکثریت جامعه و اولویت‌های اقتصادی و سیاسی طبقه حاکم است. بنابراین مسئله تعیین‌کننده صرفاً گستردگی اعتراضات یا شمار مردمی نیست که به خیابان می‌آیند. مسئله این است که آیا این اعتراضات می‌توانند از مرحله کنونی فراتر روند و به نیرویی مستقل، سازمان‌یافته و پایدار برای تغییر مناسبات حاکم تبدیل شوند؟

بحران اقتصادی، جنگ و تعرض به معیشت مردم

اقتصاد اروپا هنوز با پیامدهای بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ دست‌وپنجه نرم می‌کرد که همه‌گیری کرونا رکود و اختلال گسترده‌ای در فعالیت‌های اقتصادی ایجاد کرد. پس از آن، جنگ اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، بحران انرژی و افزایش بهای کالاهای اساسی، فشارهای تازه‌ای بر زندگی میلیون‌ها کارگر، مزدبگیر، بازنشسته و دیگر اقشار زحمتکش وارد ساخت. کاهش دسترسی به منابع انرژی روسیه، به‌ویژه برای اقتصاد صنعتی آلمان، یکی از عوامل افزایش هزینه‌های تولید و انرژی بود. تورم و کاهش قدرت خرید، همراه با فشار بر دستمزدهای واقعی و خدمات اجتماعی، شرایط زندگی بخش‌های گسترده‌ای از مردم را دشوارتر کرد. این در حالی‌ست که دولت‌های اروپایی منابع عظیمی را به حمایت نظامی، خرید تسلیحات و افزایش بودجه‌های دفاعی اختصاص دادند اما برای آموزش، بهداشت، افزایش دستمزدها، خدمات عمومی و حقوق بازنشستگی به دروغ ادعا کردند پول کافی ندارند.

در ادامه، تنش‌ها و درگیری‌های نظامی در خاورمیانه، از جمله جنگ ارتجاعی اسرائیل و آمریکا و جمهوری اسلامی خطر تشدید بحران انرژی نیز بیش از پیش افزایش هزینه‌های زندگی را به همراه آورده است. در نهایت، این کارگران و اقشار کم‌درآمد بودند که بیش از دیگران از کاهش قدرت خرید و افزایش ناامنی اقتصادی آسیب دیدند. در صورتیکه تضاد اصلی در این است که ثروت اجتماعی، حاصل کار میلیون‌ها انسان، به‌جای آنکه در خدمت تأمین رفاه عمومی و خودشان قرار گیرد، در چارچوب اولویت‌های سرمایه‌داری و رقابت‌های نظامی و ژئوپلیتیکی مصرف می‌شود.

بحران احزاب حاکم و محدودیت سیاست پارلمانی

یکی از ویژگی‌های مهم اعتراضات اجتماعی و طبقاتی کنونی، افزایش تردید نسبت به توانایی سازوکارهای متعارف سیاسی برای پاسخ‌گویی به مطالبات مردم است. در کشورهای مختلف اروپا، احزاب محافظه‌کار، لیبرال و سوسیال‌دموکرات به تناوب قدرت را در اختیار داشته‌اند. با وجود تفاوت‌های سیاسی و برنامه‌ای آنان، بخش مهمی از سیاست‌های اقتصادی در چارچوب حفظ مناسبات سرمایه‌داری و ساختارهای حاکم ادامه یافته است. از همین رو، برای اکثریت جامعه، تغییر دولت‌ها و جابه‌جایی احزاب در انتخابات، دیگر به معنای تغییر اساسی در شرایط زندگی آنها نیست. حضور مردم در خیابان، اعتصابات و اشکال گوناگون اعتراض مستقیم باید در چنین بستری درک شود. این اعتراضات نشان می‌دهند که مطالبات اجتماعی و طبقاتی را نمی‌توان همواره به رقابت‌های انتخاباتی و وعده‌های احزاب حاکم محدود کرد. خیابان می‌تواند مشروعیت سیاست‌های حاکم را به چالش بکشد، اما به‌تنهایی قادر نیست مناسبات موجود را دگرگون سازد و این یکی از مسائل بنیادی پیش روی جنبش‌های اعتراضی فعلی اروپا است. برای تغییر مناسبات حاکم باید ابزارهای حزبی، برنامه سیاسی و نهادهای لازم را فراهم کرد.

راست افراطی و انحراف نارضایتی اجتماعی

در شرایط بحران اقتصادی و کاهش اعتماد به احزاب سنتی، جریان‌های راست افراطی در صددند نارضایتی اجتماعی را به نیرویی در خدمت اهداف سیاسی خود تبدیل کنند. به‌جای نقد مناسبات نابرابر اقتصادی و ساختارهای قدرت، مهاجران، پناهندگان و مسلمانان را به‌عنوان عوامل بحران‌های اجتماعی معرفی می‌کنند. در این گفتمان، تضاد میان کار و سرمایه جای خود را به غلط به تقابل میان مردم بومی و مهاجران داده است. این تغییر ریل، یک جابه‌جایی آگاهانه سیاسی – ایدئولوژیک و بنیادی از طرف نیروهای راست و افراطی است؛ زیرا کارگران و زحمتکشان را که منافع مشترکی در دفاع از دستمزد، خدمات اجتماعی و آگاهانه امنیت اقتصادی دارند، بر اساس ملیت، مذهب و پیشینه فرهنگی در برابر یکدیگر قرار می‌دهد. در بخش‌هایی از راست افراطی اروپا، مهاجرستیزی و اسلام‌هراسی به عناصر محوری بسیج سیاسی تبدیل شده‌اند. هم‌زمان، برخی جریان‌های راست‌گرا که در گذشته با سنت‌های یهودستیزانه پیوند داشته‌اند، حمایت از اسرائیل را با گفتمان ضداسلامی و دفاع از تمدن غرب ترکیب کرده‌اند. برخی از احزاب محافظه‌کار و سوسیال‌دموکرات نیز در رقابت انتخاباتی، به‌جای مقابله با این گفتمان، با مواضع راستها علیه مهاجران همراه شده‌اند. اعلام موضع سلطنت‌طلبان و فاشیستهای طرفدار رضا پهلوی و نزدیکی آنان به سیاست‌های راست‌گرایانه آمریکا و اروپا نیز باید در همین چارچوب، بررسی شود. سلطنت‌طلبانی که با سیاست‌های جنگ‌طلبانه، مهاجرستیزانه یا ضدجنبش‌های اجتماعی همسو هستند، عملاً در برابر منافع مشترک کارگران و زحمتکشان، از جمله مهاجران ایرانی، قرار دارند. راست افراطی با تبدیل نارضایتی طبقاتی به دشمنی ملی، مذهبی و فرهنگی، امکان شکل‌گیری همبستگی اجتماعی را تضعیف می‌کند و توجه را از مناسبات واقعی قدرت منحرف می‌سازد. مقابله با این روند، بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزه برای برابری اجتماعی و سازمان‌یابی مستقل کارگران و زحمتکشان است.

اعتراض خیابانی و مسئله قدرت اجتماعی و طبقاتی

اعتراضات گسترده می‌توانند دولت‌ها را به عقب‌نشینی وادارند، سیاست‌های مشخصی را تغییر دهند یا مطالباتی فوری را به آنان تحمیل کنند. این دستاوردها اهمیت دارند و نباید نادیده گرفته شوند. اما میان وادار کردن دولت به عقب‌نشینی و تغییر مناسباتی که قدرت اقتصادی و سیاسی بر پایه آن‌ها سازمان یافته است، تفاوتی بنیادی وجود دارد. اعتراض خیابانی، به‌ویژه هنگامی که گسترده و پرشور باشد، می‌تواند نظم سیاسی موجود را با بحران مشروعیت روبه‌رو کند. با این حال، اگر این نیروی اجتماعی نتواند در تشکل‌ها و نهادهای مستقل سازمان یابد، با خطر فرسایش، پراکندگی و جذب شدن در سازوکارهای سیاسی موجود مواجه خواهد شد.

در چنین وضعیتی، احزاب حاکم می‌توانند با امتیازاتی محدود، تغییر ترکیب دولت‌ها یا وعده اصلاحات، بخشی از فشار اجتماعی را مهار کنند، بی‌آنکه مناسبات بنیادی موجود دگرگون شود. اعتراضات گسترده و پرشور کنونی، توانایی نه گفتن به وضع موجود را آشکار می‌کند؛ اما تغییر پایدار نیازمند نیرویی است که بتواند برای چگونگی اداره جامعه، سازمان‌دهی قدرت، پاسخ و برنامه‌ای مستقل ارائه دهد. بنابراین مسئله اصلی چگونگی تبدیل انرژی اعتراضی به سازمان‌یابی، آگاهی سیاسی و قدرت اجتماعی و طبقاتی مستقل است.

جنبش کارگری؛ حلقه تعیین‌کننده گذار از اعتراض به قدرت

جنبش کارگری در این فرایند جایگاهی تعیین‌کننده دارد. قدرت کارگران تنها در شمار آنان یا حضورشان در خیابان نیست، بلکه در موقعیت آنان در تولید، خدمات و گردش اقتصادی جامعه نهفته است. هنگامی که اعتراضات خیابانی با اعتصابات و سازمان‌یابی در محیط‌های کار پیوند می‌خورند، امکان تاثیرگذاری بر مناسبات موجود افزایش می‌یابد. حمایت سیاسی و معنوی اتحادیه‌های کارگری از اعتراضات اهمیت دارد، اما کافی نیست. این حمایت باید به اعتصابات سازمان‌یافته و پیوند پایدار میان محیط کار و جنبش‌های خیابانی تبدیل شود، همانند امتناع کارگران حدود ۱۳۰ بندر در جهان از بارگیری سلاح و تجهیزات نظامی به اسرائیل. توانایی کارگران در حفظ استقلال تشکیلاتی، گسترش مشارکت دموکراتیک و پیوند مطالبات فوری با اهداف اجتماعی، طبقاتی و سیاسی مسئله محوری جنبش کارگری است. سازمان‌یابی مستقل کارگران می‌تواند اعتراضات پراکنده را به مبارزه‌ای مداوم و برخوردار از قدرت اجتماعی گسترده تبدیل کند.

از مطالبات فوری تا آلترناتیو سوسیالیستی

دفاع از افزایش دستمزدها، حقوق بازنشستگان، خدمات عمومی، امنیت شغلی و مقابله با سیاست‌های ریاضت کشی، بخش ضروری مبارزات اجتماعی و طبقاتی است. اما تحقق ضروری این مطالبات، هنوز به معنای پایان یافتن مناسباتی نیست که نابرابری و بحران‌های اقتصادی را بازتولید می‌کنند. بنابراین پیوند میان مبارزات فوری و چشم‌انداز تغییرات بنیادی اهمیت پیدا می‌کند. این پیوند نه با نادیده گرفتن مطالبات روزمره مردم، بلکه با گسترش سازمان‌یابی مستقل و مشارکت آگاهانه آنان شکل می‌گیرد. تشکل‌های کارگری مستقل، نهادهای دموکراتیک، شبکه‌های همبستگی اجتماعی و سازمان‌های سیاسی برخوردار از برنامه‌ای روشن برای تغییر مناسبات اقتصادی و اجتماعی، می‌توانند زمینه تبدیل نیروی اعتراضی به قدرتی پایدار را فراهم آورند.

از دیدگاه ما، هدف نهایی نمی‌تواند صرفاً جابه‌جایی احزاب در ساختار موجود یا مدیریت متفاوت همان مناسبات اقتصادی باشد. مسئله، تغییر مناسباتی است که در آن تصمیم‌گیری درباره تولید، توزیع ثروت و منابع اجتماعی عمدتاً تابع منطق سود و قدرت سرمایه است. و لازمه‌اش شکل گیری یک حرکت سوسیالیستی در اروپا است تا آوار سقوط اردوگاه شوروی را کنار بزند و راه را برای عروج یک جنبش رادیکال و گسترده کارگری باز کند و از این طریق راهکارهایی روشن برای تأمین آزادی، برابری، رفاه عمومی و نظارت اجتماعی بر منابع اقتصادی ارائه دهد. بدون این جهت گیری، اعتراضات در معرض بازگشت به چارچوب سیاست‌های موجود قرار می‌گیرند؛ و بدون چشم‌انداز سیاسی روشن، سازمان‌یابی نیز

همبستگی بین‌المللی و آینده جنبش‌های اعتراضی

بحران سرمایه‌داری، نظامی‌گری، نابرابری اجتماعی و رشد راست افراطی، پدیده‌هایی محدود به مرزهای کشوری نیستند. از این رو، مقابله با آن‌ها نیازمند گسترش همبستگی میان کارگران و جنبش‌های اجتماعی کشورهای مختلف است. کارگران و زحمتکشان اروپا، صرف‌نظر از ملیت، مذهب و پیشینه فرهنگی، منافع مشترکی در دفاع از دستمزد، خدمات اجتماعی، آزادی‌های دموکراتیک و مخالفت با جنگ دارند. نیروهای سوسیالیست، فعالان کارگری و برابری‌خواه، از جمله فعالان ایرانی ساکن اروپا، می‌توانند در تقویت این همبستگی، مقابله با مهاجرستیزی و گسترش سازمان‌یابی مستقل نقش موثری ایفا کنند. آینده اعتراضات اروپا از پیش تعیین نشده است. این جنبش‌ها ممکن است به عقب‌نشینی‌های محدود دولت‌ها، تغییرات انتخاباتی یا اصلاحاتی مقطعی منجر شوند؛ اما امکان فراتر رفتن از این محدوده نیز وجود دارد. تحقق چنین امکانی به توانایی در شکل دادن به یک حرکت سوسیالیستی منطبق با اوضاع جهان پس از جنگ، توانایی جنبش‌های اجتماعی در ایجاد تشکل‌های مستقل، پیوند مبارزات خیابانی با جنبش کارگری و شکل دادن به چشم‌اندازی سیاسی برای تغییر مناسبات موجود بستگی دارد.

سخن پایانی؛ خیابان آغاز راه است، نه پایان آن

اعتراضات اروپا بار دیگر نشان می‌دهند که نارضایتی اجتماعی می‌تواند به نیرویی گسترده و آشکار در برابر سیاست‌های حاکم تبدیل شود. اما گستردگی اعتراضات، به‌تنهایی، تضمین‌کننده تغییرات پایدار نیست. قدرت سیاسی و اقتصادی حاکم تنها با حضور معترضان در خیابان از میان نمی‌رود. مناسبات قدرت در نهادها، ساختارهای اقتصادی، دستگاه‌های سیاسی و شبکه‌های سازمان‌یافته منافع طبقاتی ریشه دارند. تغییر این مناسبات نیز به سازمان‌یابی حزبی، تشکل‌های مستقل کارگری، برنامه، استمرار مبارزه و ایجاد نهادهای مستقل اجتماعی و سیاسی نیازمند است.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست علاوه بر ضرورت دفاع از معیشت و حقوق اجتماعی و سیاسی کارگران و زحمتکشان، مقابله با سیاست‌های ریاضت کشی و جنگ‌طلبانه، مبارزه با مهاجرستیزی و راست افراطی، و گسترش همبستگی بین‌المللی نیز تاکید دارد.

شورای همکاری، فراتر از مطالبات فوق، بر یک ضرورت بنیادی نیز پای می‌فشارد: اعتراضات اجتماعی برای آنکه به تغییرات پایدار منجر شوند، باید بتوانند از مرحله ابراز نارضایتی عبور کنند و به قدرتی مستقل، آگاه و سازمان‌یافته تبدیل شوند. قدرتی که نه‌تنها در برابر سیاست‌های حاکم مقاومت کند، بلکه توانایی ارائه و تحقق چشم‌اندازی متفاوت برای سازمان‌دهی اقتصاد، جامعه و مناسبات سیاسی را نیز داشته باشد. خیابان می‌تواند آغازگر تغییر باشد؛ اما سرنوشت تغییرات را توانایی مردم در سازمان‌یابی مستقل و تبدیل نیروی اعتراض به قدرت اجتماعی پایدار تعیین می‌کند. آینده متعلق به مبارزه‌ای است که بتواند خشم اجتماعی را به آگاهی، آگاهی را به سازمان‌یابی و سازمان‌یابی را به نیرویی برای آزادی، برابری و رهایی از سلطه سرمایه تبدیل کند.

زنده باد همبستگی جهانی کارگران و زحمتکشان
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

      یازده آبان ۱۴۰۵- دوم نوامبر ۲۰۲۶

امضاها:

اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

 

 

دیدگاه خود را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفاً نام خود را وارد کنید

تماس با ما

پست الکترونیک: info@fadaian-minority.org

کمک مالی

پیکار

خیزش دی

«رؤیاها»

تاریخ

نظرات شما