تجمع و راه‌پیمایی در لاهه در همبستگی با خیزش زحمتکشان در سراسر ایران

روز شنبه ۲ آذر برابر با ۲۳ نوامبر اکسیونی در شهر لاهه و در همبستگی با خیزش مردمی آبان ماه در ایران، برگزار شد.

در این اکسیون که به دعوت فعالین سازمان فداییان (اقلیت) و تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست ایران در هلند برگزارشده بود، فعالین چپ و کمونیست شرکت فعال داشته و همچنین  مشارکت فعال  زنان در آن چشمگیر بود.

طی مسیر راه‌پیمایی که دو ساعت به طول انجامید، ازجمله شعارهای زیر به فارسی و هلندی فریاد می‌شد:

♦️کار، نان، آزادی، اداره شورایی

♦️جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته، نابود باید گردد

♦️مبارزه ما، مبارزه شما، زنده‌باد همبستگی بین‌المللی

♦️زندانی سیاسی آزاد باید گردد

♦️رژیم ایران دیکتاتور است، مرگ بر دیکتاتور

♦️نه شاه می‌خواهیم، نه ملأ، قدرت به دست شورا

فراخوان  شرکت در اکسیون و تظاهرات  در تورنتو

بر اساس فراخوان نیروهای چپ و کمونیست تورونتو، تظاهرات و اکسیونی در حمایت از جنبش اعتراضی مردم ایران، همچنین در اعتراض شدید به کشتار، سرکوب و دستگیری معترضین بجان آمده توسط  رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی، در این شهر برگزار می‌شود.

فعالین سازمان فدائیان ضمن شرکت در این اکسیون، از ایرانیان آزاده و  مبارز دعوت میکند که در این اکسیون حمایتی و اعتراضی شرکت فعال داشته باشند..

تاریخ و مکان:  شنبه ۲۳ نوامبر  ساعت  ۲ تا ۴ ،۵۱۰۰ یانگ استریت  میدان من لسمن

 

زنده باد آزادی-زنده باد سوسیالیسم

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

برقرار باد حکومت شورائی

فعالین سازمان فدائیان(اقلیت)

فراخوان به تظاهرات اعتراضی ۲۳ نوامبر ۲۰۱۹ در دنهاخ (هلند)، کپنهاک(دانمارک)، ونکوور(کانادا)

فراخوان به تظاهرات اعتراضی در دنهاخ (هلند)

در حمایت از خیزش اعتراضی فرودستان علیه رژیم سرکوبگر سرمایه‌داری ایران

زمان شنبه ۲۳ نوامبر ۲۰۱۹ ساعت ۱۴ تا ۱۶

تجمع در Het Koekamp(جنب سنترال استاشیون دنهاخ)

هواداران سازمان فدائیان (اقلیت) هلند

تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست ایران- کمیته هلند

فراخوان شرکت در تظاهرات روز شنبه ۲۳ نوامبر در کپنهاک 

ما فعالین سازمان فدائیان(اقلیت) برای حمایت از موج اعتراضات عمومی در ایران، با حضور در تظاهرات روز شنبه ۲۳ نوامبر ۲۰۱۹ که از ساعت ۱۴ تا ۱۶  بعدازظهر مقابل سفارت جمهوری اسلامی در کپنهاک به فراخوان فعالین چپ و کمونیست در دانمارک برگزار می‌شود، گرد هم می‌آییم همراه با تمام انسان‌های آزاداندیش، نیروهای چپ، مترقی و انقلابی، ضمن حمایت از موج اعتراضات عمومی در ایران، بازداشت و ارعاب این فعالان را قویاً محکوم کنیم و خواهان آزادی فوری و بی‌قیدوشرط بازداشت‌شدگان شویم.

زنده‌باد اتحاد و اعتصاب سراسری

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

زنده‌باد آزادی- زنده‌باد سوسیالیسم

فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) – دانمارک

 

به دفاع از مبارزات مردم به ستوه آمده در ایران، بپا خیزیم.                                                    

ایرانیان آزاده و مبارز!

خشم توفنده توده‌های زحمتکش ایران چند روزی است که زمین زیر پای جنایتکاران و آدمکشان جمهوری اسلامی را داغ‌کرده است.مردم به‌جان‌آمده در ایران از زن و مرد، پیر و جوان خیابان‌ها و میدان‌ها  سراسر کشور را به دست گرفته‌اند، با دستان خالی اما باقدرتی توفنده مزدوران و آدمکشان رژیم را به عقب رانده و مراکز خون و جنایت را به آتش می‌کشند.تا این لحظه ده‌ها کشته و صدها تن مجروح و هزاران نفر از جوانان دستگیرشده‌اند ، اما پرتوان‌تر از روز قبل چون آتش‌فشانی توفنده ،توان و نیروی سرکوبگران را می‌سوزانند.

کارزار دفاع از مبارزات مردم ایران در ونکوور اکسیونی را در روز شنبه ۲۳ نوامبر در داون تاون، آرت گالری( تقاطع خیابان‌های جورجیا و هورن بی) تدارک دیده است.

فعالین سازمان فدائیان(اقلیت) در ونکوور ، ضمن شرکت در این اکسیون اعتراضی و حمایتی، از همه ایرانیان آزاده و مترقی درخواست می‌کند که در دفاع از خواست‌ها و مطالبات و نیز در حمایت از مبارزات  زحمتکشان ایران که سرنگونی و فروپاشی جمهوری اسلامی  را در دستور کار خویش قرار داده‌اند، شرکت فعالی داشته باشند.

زنده‌باد آزادی-زنده باد سوسیالیسم

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

برقرار باد حکومت شورایی

فعالین سازمان فدائیان(اقلیت) ونکوور – کانادا

عکس‌های تظاهرات سه شنبه ۱۹ نوامبر در استکهلم‎

روز ۱۹ نوامبر بنابر فراخوان شورای استکهلم یک اکسیون در حمایت از مبارزات مردم قهرمان ایران برگزار گردید که در این تجمع علاوه بر مشارکت شماری از نیروهای چپ و آزادیخواه فعالین سازمان فدائیان اقلیت نیز حضور داشتند. شرکت کنندگان در این تجمع وحشیگری رژیم جمهوری اسلامی در سرکوب مردم بپاخاسته را محکوم کردند

اجازه ندهیم اشرار حاکم، اعتراضات برحق توده‌ها را در خون خفه کند

در روزهای اخیر، بار دیگر، سیل توده‌های خشمگین در اعتراض به تعرض رژیم جمهوری اسلامی به سطح معیشت‌شان در خیابان‌های سراسر ایران جاری شده است.

سران شرور رژیم، مردم به جان آمده و معترض به فقر و گرانی، خفقان و بی‌حقوقی و تبعیض را “اشرار” می‌خوانند. در حالی که “اشرار” اصلی خود آنان هستند که با آگاهی به بروز اعتراضات مردمی به افزایش قیمت بنزین، با آمادگی کامل از همان دقایق اولیه، با تمام نیروی سرکوب خود به مقابله با توده‌های به جان آمده رفته‌اند. طبق خبرهای تاکنونی، تنها طی سه روز، بر اثر این سرکوب ددمنشانه، ده‌ها نفر کشته، صدها نفر زخمی و هزاران نفر دستگیر شده‌اند. این اشرار حاکم جمهوری اسلامی، ضمن قتل و کشتار، ضمن ارعاب و تهدید، ارتباطات اینترنتی را نیز قطع کرده‌اند تا به دور از چشم جهانیان، به جنایات خود ادامه دهند و چند صباحی دیگر بر عمر ننگین رژیم بیفزایند.

رفقا، دوستان، آزادی‌خواهان

اکنون این وظیفه مبرم ماست که با تمامی توان از مبارزات مردم پشتیبانی کنیم؛ وظیفه مبرم ماست در برقراری ارتباط با توده‌های معترض در ایران و رساندن اخبار و انتشار هرچه گسترده‌تر آن‌ها به هر وسیله ممکن کوشا باشیم. باید افکار عمومی جهان را از این جنایات هولناک آگاه سازیم.

از این‌رو، کمیته خارج کشور سازمان فداییان (اقلیت) تمامی نیروهای کمونیست و چپ، آزادی‌خواهان و نیروهای مترقی را به برگزاری هر چه بیش‌تر کارزارهای حمایتی، خبری و افشاگرانه فرا می‌خواند.

سرنگون باد رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی

برقرار باد حکومت شورایی

کار، نان، آزادی، حکومت شورایی

کمیته خارج کشور سازمان فداییان (اقلیت)

۱۸ نوامبر ۲۰۱۹

متن کامل در فرمت پی دی اف

در حمایت از مبارزات آزادی‌خواهانه مردم ایران و همچنین گرانی و ستمگری حکومت ضد کارگری جمهوری اسلامی

۲۶ آبان شماری از نیروهای چپ و کمونیست در میدان سرگل توریت استکهلم با برگزاری یک پیکت و اکسیون اعتراضی با مرم مبارز ایران اعلام همبستگی و هم‌صدایی کردند. در این تجمع فعالین سازمان فدائیان اقلیت سوئد مشارکت فعالانه‌ای داشتند.

در تجمع امروز تصمیم گرفته شد که بنا بر فراخوان شورا یک تظاهرات بزرگ با شرکت تمامی احزاب و سازمان‌های چپ و با همراهی مردم آزادیخواه در عصر روز سه‌شنبه برگزار گردد که در این رابطه اطلاع‌رسانی از سوی تمامی سازمان و احزاب چپ سوئد صورت خواهد گرفت.

فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) – سوئد

تظاهرات سرا سری پاسخی قهرمانانه و کوبنده به باج‌گیری رژیم

موج تظاهرات سراسر ایران را فراگرفته است. توده‌های ستمدیده مردم ایران تقریباً در تمام شهرهای کشور از آذربایجان تا کردستان، از خوزستان و شیراز تا گیلان و مازندران، از تهران تا اصفهان و یزد از بلوچستان تا خراسان، به تظاهرات خیابانی روی آورده‌اند.

رژیم سرکوب و کشتار، گله‌های نیروی سرکوب را به مقابله با مردم گسیل کرده است. مزدوران مسلح رژیم، مردم بی‌دفاع را مورد ضرب و شتم قراردادند. گاز اشک‌آور شلیک کردند، ماشین‌های آب‌پاش را به کار گرفتند و در برخی شهرها با گلوله‌های جنگی به‌سوی مردم آتش گشودند، تا مردمی را که به مبارزه علنی برخاسته‌اند، مرعوب سازند. مزدوران رژیم در جریان این وحشی‌گری، در برخی شهرها حتی ماشین‌هایی را که مردم در اعتراض به گرانی بنزین وسط خیابان‌ها پارک کرده بودند، تخریب کرند. تاکنون متجاوز از دهها تن با گلوله‌های مزدوران در سیرجان، بهبهان، مریوان، جوانرود، سنندج، شیراز، کرج، جان‌باخته و ده‌ها تن زخمی و به بیمارستان‌ها گسیل‌شده‌اند. مقامات رژیم یکی پس از دیگری به تهدید مردم متوسل شده‌اند. جلسه اضطراری شورای عالی هماهنگی سران و مقامات رژیم برگزار شد و از همه دستگاه‌ها و نهادهای کشور خواست مقاومت مردم را در هم شکنند و برای اجرای موفق افزایش بهای بنزین، همکاری کنند.

معاون رئیس قوه قضائیه و دادستان کل کشور در این جلسه تأکید کرد که قوه قضائیه برای اجرای این طرح به‌طور کامل همکاری خواهد کرد.

محمدجعفر منتظری، دادستان کل جمهوری اسلامی، معترضان به افزایش قیمت بنزین را «اخلالگر» خواند و تهدید کرد که با آن‌ها «برخورد جدی» خواهد شد.

وی اراجیف همیشگی سران رژیم را تکرار کرد و مبارزات مردم ایران را به « خارج از کشور»‌ منسوب کرد.

حسام‌الدین آشنا، معاون پیشین وزارت اطلاعات و مشاور کنونی روحانی نوشت: «فرصت‌طلبان داخلی و خارجی اشتباه راهبردی دیگری مرتکب شدند. ایران نه عراق است و نه لبنان. سفارت آمریکا هم ‌سال‌هاست که بسته است. ما ایرانیان اجازه نخواهیم‌ داد رسانه‌های مزدور برای ما تعیین تکلیف کنند. شب دراز است و قلندر بیدار».

خامنه‌ای، سردسته دزدان و اوباشان حاکم بر ایران، توده‌های ستمدیده مردم ایران را که به تظاهرات روی آورده‌اند، “اشرار” نامید و از “مسئولین حفظ امنیت کشور” خواست ” به وظایفشان عمل کنند”

اما مردمی که از نخستین ساعت‌های روز جمعه به مبارزه‌ای علنی و مستقیم با رژیم حاکم برخاسته‌اند، وقعی به این اراجیف نگذاشتند و قهرمانانه در مقابل تمام سرکوبگری‌های رژیم، مقاومت کرده‌اند. مردم مبارز در پاسخ به اوباشان سرکوبگر در خیابان‌ها سنگربندی کردند و در جریان درگیری‌ها، تعدادی از مراکز سرکوب و ستم، مراکز بسیج، و تربیت آخوند، بانک‌ها، ماشین‌های پلیس مزدور و پمپ‌های بنزین به آتش کشیده شدند. خشم مردمی که از ستم‌های بیکران جمهوری اسلامی جانشان به لب رسیده است، از مدت‌ها پیش، همچون یک انبار باروت آماده انفجار بود. همین‌که خبر افزایش بهای بنزین انتشار یافت، جرقه‌ای شد که به انفجار این خشم انجامید.

جمهوری اسلامی همانند دزدی که در نیمه‌های شب هنگامی‌که مردم در خوابند، خانه آن‌ها را خالی می‌کند، در ساعت ۲۴ پنجشنبه‌شب، درحالی‌که مردم ایران در خواب به سر می‌بردند، با اعلام ناگهانی افزایش بهای بنزین، یک‌بار دیگر برای خالی کردن ته‌مانده جیب مردمی که زیرخط فقر به سر می‌برند، اقدام کرد. درعین‌حال برای آن‌که هرگونه فرصت واکنش از مردم را سلب کند، روز جمعه را که همه‌جا تعطیل و مردم در محل کار و زندگی تجمعی نداشته باشند، لحظه مناسب برای اعلام خبر افزایش بهای بنزین انتخاب کرد. اما تصور نمی‌کرد که از همان لحظه اعلام خبر گرانی بنزین، اعتراض و تظاهرات و به آتش کشیدن پمپ‌های بنزین آغاز شود. تحمل این زورگویی و باج‌خواهی دولت برای مردم ایران که بیش از ۸۰ درصد آنها زیرخط فقر زندگی می‌کنند، ناممکن بود.

بهای بنزین آزاد سه برابر شده بود و بهای بنزین سهمیه‌ای به ۱۵۰۰ تومان افزایش‌یافته بود. این افزایش سه برابری بهای بنزین، در شرایطی که گرانی روزافزون کالاها و خدمات و افزایش پی‌درپی نرخ تورم، زندگی اکثریت بسیار بزرگ مردم ایران را تباه کرده است، تحمل ناپذیر بود.

گزارش مرکز آمار از تورم، تا شهریور ۹۸ نشان می‌دهد، که حتی بر طبق آمار قلابی منابع رسمی، در طول یک سال، نرخ گروه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها، نسبت به سال قبل در همین ماه، رشدی ۷۱.۹ درصدی یافته است. “به‌گونه‌ای که به ترتیب برای خوراکی‌ها ۵۹.۷ درصد، نان و غلات ۲۸.۹ درصد، گوشت قرمز و سفید و فرآورده‌های آن‌ها ۷۷ درصد، گوشت قرمز و گوشت ماکیان ۷۶.۴ درصد، ماهی‌ها و صدف داران ۸۱.۳ درصد، شیر، پنیر و تخم‌مرغ ۴۵.۲ درصد، روغن‌ها و چربی‌ها ۴۵.۶ درصد، میوه و خشکبار ۸۲.۵ درصد، سبزیجات ۷۵.۷ درصد، شکر، مربا، عسل، شکلات و شیرینی ۴۸.۹ درصد، چای، قهوه، کاکائو، نوشابه و آب‌میوه ۵۸.۱ درصد و محصولات طبقه‌بندی نشده در جای دیگر ۹۷ درصد رشد را شاهد بودیم.”

مرکز آمار ایران درحالی‌ به‌دروغ نرخ تورم سالانه برای خانوارهای کشور را ۴٢درصد اعلام کرده است که این نرخ تورم از ۶۰ درصد نیز فراتر است. آنچه بیش از هر چیز مدام افزایش‌یافته، کالاها و خدمات موردنیاز روزمره کارگران و زحمتکشان بوده است.

جمهوری اسلامی که درنتیجه دزدی و غارت ثروت‌های کشور توسط مقامات دولتی و سرمایه‌داران، هزینه‌های هنگفت نیروهای مسلح و دستگاه‌های جاسوسی و امنیتی، هزینه‌های دستگاه‌های انگل و مفت خور مذهبی، هزینه‌های کلان توسعه‌طلبی پان‌اسلامیستی و کمک به گروه‌های اسلام‌گرای شیعه در منطقه، با ورشکستگی مالی رو به رو شده است، تلاش می‌کند با افزایش بهای بنزین و یک‌رشته کالاهای دیگر، بار این ورشکستگی را بازهم بر دوش توده‌های کارگر و زحمتکش قرار دهد و کمبود هزینه‌های خود را از این طریق، جبران کند. حسن روحانی چند روز پیش در کرمان اعلام کرده بود، بودجه سال آینده دستگاه دولتی با یک کسری ۳۰۰ هزار میلیارد تومانی مواجه است. بنابراین، افزایش بهای بنزین رقمی معادل ۶۰ تا ۷۰ هزار میلیارد تومان عاید دولت می‌کند تا بخشی از هزینه‌های دستگاه انگل دولت دینی را تأمین کند. اما فقط از این طریق نیست که رژیم دزد و غارتگر، جیب‌بری می‌کند و جیب مردم را خالی می‌کند. بلکه افزایش بهای بنزین می‌تواند نرخ تورم کنونی را به چند برابر افزایش دهد. از همین روست که عموم توده‌های مردم در سراسر ایران به خیابان‌ها ریخته و مصممانِه به نبرد خود ادامه می‌دهند. این مبارزه‌ای است که تا به امروز با موفقیت ادامه یافته است.

اما چشم‌انداز تداوم این مبارزه میان توده‌های وسیع مردم ایران با رژیم ارتجاعی ستمگر حاکم چیست؟ همان‌گونه که اشاره شد، نفع مشترک اکثریت بزرگ مردم ایران بر سر این مسئله، آن نیروی محرکه‌ای است که می‌تواند تضمینی بر ادامه موفقیت‌آمیز آن باشد. اگر این جنبش بتواند در چند روز آینده ادامه یابد، بی‌تردید ابتکار عمل به‌کلی از دست ارتجاع حاکم خارج خواهد شد. چراکه شرایط جامعه ایران به‌گونه‌ای است که با ادامه این مبارزه، توده‌های وسیع‌تری به میدان خواهند آمد و اشکال مبارزه و سازمان‌یابی در میان توده‌های مردم رشد می‌کند و ارتقاء خواهد یافت. جامعه ایران از مدت‌ها پیش وارد یک دوران پرتلاطم سیاسی، یک دوران انقلابی، شده است. توده‌های مردمی که سال‌های متمادی، فشارهای اقتصادی و سیاسی طبقه حاکم را تحمل کرده‌اند، دیگر نمی‌خواهند وضع موجود ادامه یابد و برای دگرگونی آن به پا خاسته‌اند. سیاست‌های طبقه حاکم و همه جناح‌های آن در تمام عرصه‌ها به شکست انجامیده است. واقعیت این شکست‌ها برای توده‌های زحمتکش مردم، کاملاً عیان و آشکارشده است. بحران علاج ناپذیر اقتصادی پیوسته ژرف‌تر شده است. این بحران عواقب بسیار وخیمی برای کارگران و زحمتکشان به بار آورده است. متجاوز از ده میلیون بیکار، تورم افسارگسیخته، فقر بی‌سابقه، میلیون‌ها معتاد، تن‌فروشی، کودکان کار و ده‌ها معضل اجتماعی دیگر، بحران‌های اجتماعی را به اوج رسانده است. در عرصه سیاسی، استبداد مذهبی و دیکتاتوری عریان طبقه حاکم، عموم مردم را به مقابله با رژیم سوق داده است. فساد همه‌جانبه درون طبقه حاکم و دستگاه دولتی، ازنظر اخلاقی نیز رژیم را رسوا ساخته است. اقتدار سیاسی رژیم در میان توده‌های مردم درهم‌شکسته است. ماحصل این وضعیت، تشدید تضادها، روی‌آوری توده‌ها به مبارزات علنی و مستقیم، تشدید مبارزه طبقاتی و عمومی، اعتصابات، تظاهرات، تجمع‌ها و شورش‌هایی  است که در طول دو سال گذشته شاهد آن بوده‌ایم. در این فاصله، همراه با اعتلای مبارزات و آگاهی روزافزون مردم، بحران سیاسی عمیق‌تر شده و تمام شرایط برای مبارزه‌ای سرتا سری فراهم‌شده است. بنا به دلایل فوق، چنانچه تظاهرات کنونی بتواند همچنان ادامه یابد، چشم‌انداز رشد و ارتقای آن به تظاهرات میلیونی و شکل‌گیری یک اعتصاب عمومی سیاسی سرتاسری، همراه با تشکیل کمیته‌ها و شوراها در محلات و کارخانه‌ها وجود دارد. اما به فرض، اگر این جنبش در لحظه کنونی هم نتواند از این مرحله فراتر رود، تا همین‌جا، یک پیروزی بزرگ برای مردمی است که در مقابل زورگویی و باج‌خواهی یک رژیم ستمگر، دزد و جیب‌بر، قد برافراشتند، قهرمانانه جنگیدند و راه را بر مبارزات عالی‌تر آتی هموارتر کردند.

متن کامل نشریه کار شماره ۸۴۷ در فرمت پی دی اف

جرقّه ای برانبارباروت

حسن حیدری شاعرمعترض، فعال سیاسی- فرهنگی عرب اهل شهرستان اهواز، روزیکشنبه ۱۹ آبان ۹۸ دربیمارستان شفا دراهوازدرگذشت.این شاعرجوان که عمدتاً به زبان عربی اشعارانتقادی می سرود وبارها مورد بازخواست و بازجوئی قرارگرفته بود، روزبیست مرداد۹۷ توسط مأموران وزارت اطلاعات دراهواز بازداشت و در۲۶ شهریور همان سال با سپردن وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی اززندان شیبان اهواز آزاد شد.

بسیاری ازشهروندان خوزستانی مرگ این شاعرجوان را که فقط ۲۹ سال سن داشت مشکوک خوانده و بلافاصله بعدازاعلام خبرمرگ وی دست به اعتراض خیابانی زدند. دراهواز، کوت عبدالله، شادگان و برخی دیگرازشهرهای خوزستان هزاران تن ازمردم به جان آمده، راهیِ خیابان شدند و با آتش زدن لاستیک و ایجاد راه بندان و حتی سنگربندی خیابانی، علیه رژیمی که در ربودن و کشتن بی سروصدای شاعران و نویسندگان و مرگ های صحنه سازی شده سابقه طولانی داشته است، به‏طور گسترده دست به اعتراض زدند. دربرخی ازاین تجمعات واعتراضات خیابانی که سه شبانه روزادامه داشت، مردم شعارهائی علیه رژیم سردادند. جنازه حسن حیدری شاعر جوان عرب روز۲۰ آبان درمحاصره نیروهای سرکوب به خاک سپرده شد. خاک ‏سپاری عجولانه و بدون کالبد شکافی و کشف علل مرگ شاعر، شک و ظنّ مردم خوزستان را تشدید و تقویت کرد. بیست آبان، دومین روز اعتراض خیابانی، مردم اهواز پرچم جمهوری اسلامی را پایین کشیدند.اعتراضات خیابانی دربرخی ازشهرها ازجمله شهرستان شادگان با طرح خواست های مشخص واعتراض نسبت به کمبود خدمات شهری مانند آب آشامیدنی درهم آمیخت. نیروهای سرکوب با هجوم وحشیانه به صفوف اعتراض کنندگان و نیز درمراسم خاک‏سپاری، ده ها تن را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.

این نخستین بارنیست که مردم اهواز ودیگرشهرهای خوزستان بطورگسترده دست به اعتراض و راه‏پیمائی و سنگربندی خیابانی می زنند ورژیم حاکم نیز باسرکوب و سرنیزه و بازداشت های گسترده به ان پاسخ می دهد. اعتراضات مکرر مردم خوزستان هربار با خشونت پاسخ داده شده است.ارتجاع حاکم حتی به روی اعتراض کنندگان آتش گشوده و خون آن ها رابرزمین ریخته است. تا کنون صدها تن ازفعالان سیاسی عرب بازداشت و زندانی وبسیاری ازآن ها به جوخه مرگ سپرده شده اند. کوت عبدالله، شادگان، اهواز و سایرشهرهای خوزستان، تا کنون بارها و بارها به تجمع و راه‏پیمایی دست زده و نسبت به وضعیت فلاکت باری که جمهوری اسلامی برمردم این استان تحمیل نموده، اعتراض کرده اند.اما تبعیض‏ها، اجحاف‏ها و فشارهای گوناگون علیه مردم عرب بیش ازپیش تشدید و حقوق سیاسی و فردی آحاد مردم خوزستان به شکل سیستماتیک و گسترده وخشنی نقض شده است.

مردم کوت عبدالله مانند بسیاری ازمناطق عرب‏نشین خوزستان از امکانات ابتدائی، خدمات اجتماعی و بهداشتی و حتی ازآب آشامیدنی سالم محروم هستند و درفقر و فلاکت زندگی می کنند. اکثر جوانان بیکارند و ازفقر وبیکاری و تبعیض به ستوه آمده اند. دربسیاری ازشهرها و روستاهای خوزستانی که روی دریائی ازثروت خوابیده است، هنوزآب شرب سالم و لوله کشی وجود ندارد.آن جا که آب لوله کشی هست،آب شور، تیره و کیفیت آن بسیار پایین است.وضعیت آب آشامیدنی درخوزستان تا بدان درجه بد و بحرانی‏ست که مدیرکل مدیریت بحران استان خوزستان گفت “درحال حاضر آب شرب استان دروضعیت هشدارقراردارد” اب شرب استان حتی به اعتراف مقامات حکومتی سلامتی مردم را به خطر انداخته است.

وضعیت برق و برخورداری مردم ازوسایل خنک کننده، از آب هم بدتراست.مردم خوزستان که درفصل تابستان درگرمای طاقت فرسا بایستی کار وزندگی کنند، با نبود برق یا قطع مکررآن روبرو هستند. به این ها باید ریزگردها، گرد وخاک، آلودگی هوا،آب و محیط زیست را نیز اضافه کرد که سلامتی مردم استان خوزستان را به‏طورجدی به خطر افکنده است.صرف نظر ازاین که استان خوزستان درزمینه احداث جاده و از لحاظ خدمات و حمل و نقل شهری و عمرانی نیز از کمبود های بزرگی دررنج است.

افزون براین هامعضل بزرگ بیکاری ونرخ بالای آن درمیان جوانان است. نرخ بیکاری دراستان خوزستان ازنرخ متوسط کشوری بالاتراست. امید حاجتی رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی خوزستان می گوید “رتبه بیکاری استان خوزستان دربین استان های کشور ازرتبه ۱۹ به رتبه ۲ رسیده است”. وی می گوید “خوزستان درسال ۹۶ رتبه سوم بیکاری درکشور راداشت درسال ۹۷ رتبه دوم شد و اگر به همین منوال بگذرد رتبه اول را کسب می‏کند”. وی همچنین اعتراف کرد که شمارخودکشی ها درشهرهایی که آماربیکاری بالاتراست، بیشتر است و اضافه نمود درحال حاضر نیز صدها هزار نفر درخوزستان بیکارند که هیچگونه ممر درآمدی ندارند.

اوضاع اقتصادی و معیشتی مردم خوزستان بدان حد وخیم و فشارسیاسی به حدی زیاد است که مردم این استان درفقر ومحرومیت کشنده ای دست وپا می زنند. فقر و فلاکت و بیکاری چنان عمیق وگسترده است که درسال های اخیر بسیاری ازمردم خوزستان زرخیز آرمیده بر ذخائر و ثروت های هنگفت نفت وگاز، مجبوربه مهاجرت شده اند.اعمال سیاست های سرکوب‏گرانه و تبعیض آمیزرژیم جمهوری اسلامی، کمبود ها و نارسائی های فاحش و متعدد، نارضایتی مردم خشمگین شهرهای خوزستان را بیش ازپیش افزایش داده است. انباشت و افزایش مداوم نارضایتی ها و تراکم فزاینده این خشم و نارضایتی چون انبار باروتی می توانست با هرجرقه ای به انفجار کشیده شود. مرگ شاعرجوان عرب، فقط یک جرقه بود و اگر آن نبود، بی تردید جرقه ای دیگر ازجای دیگربرای منفجرشدن این انبار باروت پیدا می شد و مبارزات مردم خوزستان  برای یک یا چند خواست معیشتی و رفاهی، به یک مبارزه سیاسی تمام عیار علیه تمام  نظم موجود  تبدیل می شد.

اعتراضات و سنگر بندی های خیابانی مردم اهواز و سایرشهرهای خوزستان دراعتراض به مرگ مشکوک حسن حیدری شاعر جوان عرب ودراعتراض به کمبود های متعدد زیستی و معیشتی اما هنوز به پایان نرسیده بود که دولت با اعلام خبر سه برابرشدن قیمت بنزین، برانبار باروت نارضایتی توده ای درمقیاس سراسری کبریت کشید. با اعلام این خبر، مردم خوزستان و مقدم برهمه مردم اهواز که هنوز خیابان هارا بطورکامل ترک نکرده بودند واکنش اعتراضی نشان دادند و ازهمان لحظات اولیه اعلام خبرودقایق نخستین شروع روزجمعه ۲۴ آبان، تجمعات اعتراضی خود را این بار درمخالفت با گرانی بنزین آغاز کردند. این اعتراضات به سرعت به سایرشهرهای استان ازجمله امیدیه، بهبهان و ماهشهر و درمرحله بعدی خرم‏شهر، آبادان و دیگرشهرهای خوزستان و سایر شهر ها و استان های کشور تسرّی یافت. تااین لحظه (یکشنبه ۲۶ آبان ۹۸) مردم مبارز و زحمتکش دربیش از۵۰ شهر دراعتراض به سیاست دولت درزمینه افزایش سه برابری  قیمت بنزین، وارد خیابان شده و دست به اعتراض زده اند. نیروهای سرکوب‏گر رژیم همه جا سعی کرده اند رعب وهراس ایجاد کنند و با توسل به قهر وخشونت، اعتراض کنندگان راعقب برانند. دربرخی ازشهرها علاوه بر شلیک گازاشک آور، به روی مردم تیراندازی کرده اند.  براثر این تیراندازی ها تا کنون دهها تن کشته شده اند. درسیرجان یکی ازاعتراض کنندگان با گلوله های مزدوران کشته شده است. بنا به خبرهای انتشاریافته درشبکه های مجازی، تا کنون ۴ نفر در بهبهان، ۳ نفر درمریوان، ۲ نفر درجوانرود، یک نفردرشیراز، یک نفردرگلشهرکرج و یک نفردرخرم‏شهر دراثرتیراندازی مزدوران مسلح و سرکوب‏گررژیم کشته ، تعداد زیادی مجروح ببیش ازهزارتن بازداشت  شده اند.آمار کشته شدگان و زخمی ها  و بازداشتی ها درحال افزایش است.

به‏رغم این سرکوب‏ها، اعتراضات توده ای ادامه دارد. چندین بانک و پمپ بنزین ، چند خودرو، یک اتوبوس نیروی انتظامی ، یک پایگاه بسیج، یک فرمانداری وکلانتری نیز به آتش کشیده شده اند. درتبریز نیروهای سرکوب بامردم درگیر شدند. دراهواز مردم مبارز، نیروهای سرکوب را عقب راندند.مرگ بردیکتاتور، مرگ برخامنه ای، مرگ برروحانی، دیکتاتور حیا کن مملکت را رها کن، روحانی حیا کن مملکت را رهاکن، می‏کشم می‏کشم آن‏که برادرم کشت، نترسید نترسید ماهمه با هم هستیم و ذلت نمی پذیریم حق مونو می گیریم ، ازجمله شعار های مردم ناراضی و اعتراض کننده بوده است.

گره خوردن تجمعات و تظاهرات توده های زحمتکش مردم خوزستان دراعتراض به مرگ مشکوک حسن حیدری شاعر جوان عرب، با اعتراضات سراسری که اعلام خبرافزایش قیمت بنزین آن را شعله ورساخت، یک‏بار دیگر نشان داد که سیاست‏های ضدمردمی دولت ارتجاعی جمهوری اسلامی، هیچ بخشی ازمردم زحمتکش رابی نصیب نگذاشته است. تمام آن‏چه دریک هفته اخیر رخ‏داد و هنوزادامه دارد، بوضوح نشان داد که تمام ملیت های ساکن ایران و عموم کارگران، زحمتکشان، جوانان، زنان، بیکاران و آحاد تهی‏دستان فقرزده ای که برای ورود متشکل‏تر و گسترده تر به عرصه مبارزه سیاسی و رودرروئی با کل نظم موجود لحظه شماری می کنند، دشمن واحدی دارند.

سازمان فدائیان(اقلیت) اقدامات سرکوب‏گرانه رژیم علیه اعتراض کنندگان را قویاً محکوم می کند وخواهان ازادی فوری وبی قید و شرط همه بازداشت شدگان است.

گره خوردن مبارزات مردم خوزستان با مردم سراسر کشور نه فقط این واقعیت را نشان داد که همه کارگران و زحمتکشان و ملیت های تحت ستم ایران دشمن واحدی دارند، بلکه درعین حال این واقعیت را نیز نشان داد که برای رسیدن به خواست ها و اهداف خویش، قبل ازهرچیز باید تکلیف خودرا با ارتجاع اسلامی حاکم و نظم موجود یک‏سره سازند.

یگانه پاسخ ارتجاع حاکم درقبال اعتراضات توده ای، چنان‏که پیش ازاین نیزشاهد بوده ایم، سرکوب و ددمنشی بیشتراست.اما جمهوری اسلامی بعید است بتواند باتشدید سرکوب وبگیر و ببند، جنبش اعتراضی توده های مردم را خاموش کند. باآغاز دورجدید اعتراضات خیابانی مردم زحمتکش شهرهای مختلف و رشد سریع آن، روند اوج یابنده جنبش اعتراضی توده ای کلید خورده است. به‏ر‏غم زیگزاگ های جنبش اعتراضی توده ای پس ازدیماه ۹۶، اکنون اما این جنبش آشکارا درمسیرصعودی گام نهاده است. برای ارتقاءسطح مبارزات کنونی و ثمربخشی بیشتر و بهترآن، طبقه کارگر باید به یاری این جنبش برخاسته و درمقیاس سراسری وارد صحنه شود. با اعتصابات اقتصادی و سیاسی سراسری، ضعف اساسی جنبش اعتراضی توده ای درلحظه حاضررا جبران و راه  اعتصاب عمومی سیاسی را هموارکند. نباید از یاد برد که رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی را باید با یک اعتصاب عمومی سیاسی و قیام مسلحانه برانداخت و برویرانه های آن حکومت شورائی کارگران و زحمتکشان را بنا کرد.

متن کامل نشریه کار شماره ۸۴۷ در فرمت پی دی اف

جمهوری اسلامی، غوطه ور در گرداب دزدی و فساد

دزدی، اختلاس، رانت خواری و گسترش بی حد و حصر فسادهای دولتی و حکومتی، تنها مختص به جمهوری اسلامی نیست. در جهان سرمایه داری، اغلب دولت ها کم و بیش به دزدی و فساد آلوده هستند. این پدیده اما، در تمامی نظام های استبدادی و خودکامه که فاقد هر گونه نهادهای دمکراتیک و کنترل کننده هستند، به امری غیر قابل کنترل تبدیل شده است. نمونه اش نظام های مذهبی و قبیله ای حاکم بر کشورهای منطقه خاورمیانه است که تمام آن ها در دزدی و فسادی غیر قابل کنترل غوطه ورند. نمونه اش حکومت های ارتجاعی حاکم بر عراق و لبنان است که این روزها جوانان و توده های زحمتکش آن‏ها در گستره ای وسیع و عمومی علیه حاکمان دزد و غارتگر و فاسد به شورش و قیام برخاسته اند.

با این همه، به جرأت می توان گفت که نظام جمهوری اسلامی هم به لحاظ ابعاد فساد و هم به لحاظ میزان گستردگی آن در راس تمام نظام های ارتجاعی موجود در منطقه و کل جهان است. مطابق برآورد سازمان شفافیت بین المللی از شاخص تلقی از فساد در سال ۲۰۱۴، جمهوری اسلامی در مقام ۱۳۶ یکی از فاسدترین آن ها در میان ۱۷۴ کشور جهان است.

طی دهه های گذشته دامنه فساد در نظام جمهوری اسلامی و نهادهای آن به حدی گسترش یافته است که از سال ها پیش صدای اعتراض برخی مسئولان آن از هر سو بلند شده است. با این تفاوت که هر نهاد و دستگاهی با تکرار شعار “کی بود کی بود، من نبودم”، دیگران را به دزدی و فساد متهم می کند. نمونه اش ابراهیم رئیسی است. کسی که به مدت سی سال معاون اول دستگاه قضا بود اما هرگز صدایی از او جهت مقابله با دزدی و فساد حاکم بر جمهوری اسلامی بر نیامد. اکنون اما، پس از نشستن بر صندلی ریاست دستگاه قضایی کشور، با ادعای برخورد با مفاسد اقتصادی، پرچم مبارزه با فساد را در دست گرفته است. او طی ماه های گذشته با اهدافی تبلیغاتی، اقدام به دستگیری و محاکمه تعدادی از مدیران دولتی از جمله حسین فریدون برادر حسن روحانی کرده است. از طرف دیگر، حسن روحانی نیز در واکنش به اینگونه اقدامات دستگاه قضایی، ابراهیم رئیسی را به برخورد جناحی، سیاسی و تبلیغاتی در مورد مبارزه با فساد متهم کرده است. روحانی که به خوبی آگاه است دزدی و فساد بیش از هر جایی در درون سیستم قضایی و دیگر نهادهای زیر مجموعه خامنه ای ریشه دوانده اند، در سخنرانی های اخیر خود در یزد و کرمان با انداختن توپ در زمین حریف فریاد کشیده، وقتی قوه قضائیه “با فسادهای میلیونی و میلیاردی برخورد می کند” چرا در خصوص “فسادهای میلیارد دلاری” هیچ توضیحی نمی دهد. چرا در مورد “سرنوشت پول های بزرگی که از جیب بیت المال رفته است” هیچ اشاره ای نمی کند”. روحانی سپس با زیر سئوال بردن عملکرد رئیسی و دستگاه قضایی اعلام کرد، “با به دادگاه بردن چند نفر و سر و صدا کردن که سر مردم کلاه نمی رود”. او همچنین با اشاره به پرونده بابک زنجانی گفت: هنوز برای ما روشن نیست آن آقایی که دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون [دلار] پول را خورد و حکم اعدام هم برای او صادر شد، این پول کجا رفت؟

در دعوای میان دستگاه های اجرایی و قضایی جمهوری اسلامی، دستگاه قانون گذاری نظام هم که بیشتر نمایندگان آن دستشان به صورت آشکار و نهان به دزدی و فساد آلوده است، یا منفعل بر صندلی های خود نشسته اند و به دوره های بعدی ورود به مجلس می اندیشند و یا در معدود مواردی آن دسته از نمایندگانی که امید چندانی به دوره های بعدی ندارند، هر چند وقت یکبار در نطق های پیش از دستور خود با یک سری کلی گویی علیه گسترش دزدی و فساد  در جمهوری اسلامی سخن می گویند. این دسته از نمایندگان، بسته به موقعیت و شرایط زمانی و اینکه سر در آبشخور کدام یک از جناح های حکومتی داشته باشند، معمولا با افشا گری های خود پرده از برخی دزدی ها و فساد های افراد متعلق به این جناح یا آن جناح بر می دارند. نمایندگانی همانند هدایت الله خادمی، نماینده ایذه که در مرداد ماه سال گذشته طی نطقی در مجلس ارتجاع اسلامی، این مجلس را “حیات خلوت” دولت های مختلف جمهوری اسلامی دانست و با اشاره به اینکه “چهل سال است که ۲۰۰ خانواده سرنوشت کشور را به گروگان گرفته” و در این مدت مردم را “بدبخت” کرده اند، راه برون رفت از معضلات اقتصادی را “پرده برداری” از دزدی و فساد و اختلاس اعلام کرد.

خلاصه اینکه طبقه حاکم و نظام سیاسی پاسدار منافع آن به رغم اینکه جملگی در غارت و چپاول سرمایه های عظیم مملکت شریک جرم هستند و هر کدام بخشی از مجموعه درآمدهای حاصل از دسترنج کارگران و زحمتکشان کشور را به جیب زده اند، در سهم بری بیشتر و بعضا کوتاه کردن دست رقیب از این خوان نعمت مدام با هم به جنگ و جدال بر خاسته اند. در این میان اما، آنچه بیش از همه به گوش می رسد، صدای شکستن استخوان های توده های محروم و سرکوب شده ایران است که زیر چرخ دنده های سنگین ماشین فساد و دزدی حاکم بر جمهوری اسلامی به گوش می رسد. فسادی که به لحاظ گستردگی از مدت ها پیش زنگ خطر آن برای جمهوری اسلامی به صدا درآمده است. تهدیدی که احمد توکلی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از سال های گذشته به دفعات بر آن تاکید کرده است. احمد توکلی، پیش از این در چندین نوبت با طرح این موضوع که “فساد” تهدیدی برای بقای جمهوری اسلامی است به مسئولان درجه اول نظام هشدار داده است که: نه کودتای نظامی، نه تجاوز نظامی و نه انقلاب مخملی هیچ کدام نمی تواند ضربه ای به جمهوری اسلامی وارد کند اما فساد، جمهوری اسلامی را تهدید می کند”.

تهدید و هشداری که این روزها حسن روحانی نیز طی سخنان خود در شهر یزد به زبانی دیگر بر آن صحه گذاشته است. روحانی با اشاره به عملکرد یکطرفه دستگاه قضایی که طی چند ماه گذشته لبه تیز مبارزه ادعایی آن با فساد حکومتی عمدتا روی دزدی و اختلاس افراد نزدیک به کابینه روحانی متمرکز شده است، رویه فوق را باعث ایجاد “شکاف و دو دستگی” در درون حاکمیت تلقی کرده و از این بابت به ابراهیم رئیسی و مجموعه دستگاه قضایی هشدار داده است. روحانی با طرح این موضوع که در برهه حساس کنونی که بیش از همیشه به وحدت و یگانگی احتیاج داریم، اینگونه عملکرد یک طرفه دستگاه قضایی در مبارزه با دزدی و فساد را زنگ خطری برای کل حاکمیت جمهوری اسلامی به حساب آورده و خطاب به مسئولان قوه قضائیه گفته است: دادستان ها و قضات شریف ما نترسند و به این جناح یا آن جناح توجه نکنند و با این پرونده ها با صراحت و روشنی برخورد کنند”. سخنانی که بلافاصله با واکنش تند ابراهیم رئیسی و غلام حسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه مواجه شد.

پوشیده نیست دعواهای این چنینی میان دستگاه های مختلف جمهوری اسلامی امر امروز و دیروز نیست. تا بوده چنین بوده و بعد از این نیز خواهد بود. خصوصا با گسترش مبارزات توده ای و خالی شدن خزانه دولت و نظام از پول های باد آورده، این درگیری ها نیز در اشکال حادتری بروز خواهند کرد. از آنجا که کل سیستم قضایی جمهوری اسلامی از صدر تا پایین مستقیم و غیر مستقیم منصوب شخص خامنه ای است، انتظار اینکه دستگاه فوق به فساد و دزدی های کلان در درون خودش ورود کند، امری ذهنی و خیالی است تا چه رسد به اینکه بخواهد به بهانه مبارزه با فساد به حاشیه امن و آهنین دستگاه های تحت امر خامنه ای ورود کند. نمونه ها فراوانند. پرونده اختلاس های کلان قالیباف در دوره ای که شهردار تهران بود کجا رفت؟ پرونده فساد اکبر طبری که طی دو دهه نقش اساسی در امور مالی قوه قضائیه داشته است و در تیر ماه ۹۸ به اتهام رشوه بازداشت شد، اکنون کجاست؟ اکبر طبری علاوه بر اینکه در دوره ریاست شاهرودی بر قوه قضائیه، از عناصر کلیدی و پشت پرده این دستگاه بود، در دوران ریاست صادق آملی لاریجانی نیز، مدیر کل امور مالی قوه قضائیه و معاون اجرایی حوزه ریاست این دستگاه عریض و طویل را بر عهده داشته است. حوزه ای بسیار گسترده، بوروکراتیک و فاقد هرگونه سیستم کنترل شونده که هر روزه هزاران میلیارد تومان پول، اموال مصادره ای و وثیقه ای در آن گردش داشته است. پرونده ای که پس از چند روز سر و صدا به حاشیه امن دستگاه قضایی رفته است.

با چنین عملکردی از سیستم قضایی جمهوری اسلامی، دیگر بر کسی پوشیده نیست که مجموعه دستگاه قضایی، فاسدترین نهاد موجود در کل این نظام جمهوری اسلامی است. از آنجا که حسن روحانی خود به پرونده های کلان دزدی و اختلاس در جمهوری اسلامی واقف است و بهتر از هر کسی می داند که بزرگترین فسادهای حکومتی در بیت رهبری و نهادهای تحت امر او لانه کرده اند، اینروزها با تهدید به افشاگری به شیوه احمدی نژاد و تکرار جمله بگم بگم، در صدد است تا آنجا که ممکن است برای خود و طرفداران‏اش  نیز یک حاشیه امن ایجاد کند.

اینکه حسن روحانی، از پرونده ۹۴۷ میلیون دلاری رونمایی می کند، اینکه از نهادهایی حرف می زند که بیش از ۷۰۰ میلیون دلار گرفته اند و هرگز توضیح نمی دهند این پول ها کجا رفته است؟ اینکه از گم شدن میلیاردها دلار در دولت احمدی نژاد حرف می زند و می گوید، “معلوم نیست که این پول ها” چه شده است و اینکه در نهایت با زبان تهدید اعلام کرده است، “این پول هایی که من امروز اعلام کرده ام باید برای مردم توضیح داده شود وگرنه مورد به مورد در استان های مختلف این ها را اعلام می کنم”، جدای از بازداشت ها و تنگناهای قضایی که در ماه های گذشته برای او و مدیران دولتی ایجاد شده است، او بیش از هر چیز نگران غرق شدن کشتی سوراخ شده جمهوری اسلامی است. کشتی ترک برداشته ای که بیش از هر زمان دیگری در گرداب دزدی و فساد غوطه ور است. وگرنه کیست که نداند، رقم های گم شده ای که او از آن ها نام می برد، در مقایسه با دزدی ها، اختلاس ها و فسادهای چند هزار میلیاردی که پیش ازاین برملا شده اند و فسادهای بزرگتری که در زمانی نه چندان دور برملا خواهند شد، پر کاهی بیش نیستند.

اکنون نه فقط کارگران و زحمتکشان که همه آحاد جامعه با تکیه بر تجارب ملموس خود در محیط کار و زندگی بر این امر واقفند که کل نظام جمهوری اسلامی غرق در دزدی و فساد و اختلاس است، بلکه به خوبی دریافته اند که اگر در دهه های گذشته فقط مسئولان رده بالای حکومتی و نهادهای اجرایی در غارت و چپاول سرمایه های مملکت سهم می بردند، اکنون به جرأت  می توان گفت، که تمامی افراد وابسته به این نظام ارتجاعی و تبهکار، از بالاترین رده های مسئولین گرفته تا پائین ترین سطوح آن، جملگی در رانت خواری و رشوه و فساد غوطه ورند.

در نظامی با چنین ابعادی از فساد و دزدی و غارتگری، مبارزه با فساد آنگونه که ابراهیم رئیسی علم و کتل آن را بلند کرده است، و یا آنگونه که حسن روحانی در هشدار به قوه قضائیه نهیب می زند که “همه ما باید با شفافیت و عزمی راسخ با فساد در این جامعه مبارزه کنیم”، سخن یاوه ای بیش نیست. نظامی که این چنین در گرداب دزدی و فساد غوطه ور است، مبارزه برای برچیدن ریشه های این فساد نهادینه شده جز با سرنگونی طبقه حاکم و بر چیدن نظم موجود امکان پذیر نیست.

متن کامل نشریه کار شماره ۸۴۷ در فرمت پی دی اف