خجسته باد اول ماه مه روز جهانی کارگر- هسته امیر پرویز پویان

کارگران جهان امسال در شرایطی به استقبال اول ماه مه می‌روند که دولت امپریالیستی روسیه و بلوک امپریالیستی اروپا و آمریکا جنگ ویرانگری را در اوکراین برافروخته‌اند. کشتار و تخریب و آوارگی، بیکاری و فقر و گرسنگی ناشی از این جنگ قبل از همه متوجه کارگران است و دود آن به چشم کارگران و زحمتکشانی می‌رود که هیچ‌گونه نفع و نقشی در این جنگ ارتجاعی ندارند. ادامه این جنگ امپریالیستی تشدید تضاد و رقابت میان دولت‌های امپریالیستی درگیر در آن می‌تواند مردم تمام جهان را به مخاطره اندازد.

سرمایه‌داری جهانی که غرق در بحران ساختاری و تنگنای اقتصادی است، راه نجات خود از بحران و تنگنای اقتصادی را در ایجاد جنگ و کشتار و ناامنی جستجو می‌کند. جنگ اوکراین یک جنگ امپریالیستی است که تا همین‌جا ده‌ها هزار کشته و آواره در پی داشته است. جنگ‌افروزی دولت‌های امپریالیستی تأثیرات مخربی بر شرایط کاری و معیشتی کارگران و زحمتکشان کشورهای درگیر در جنگ و حتی سایر کشورها برجای گذاشته است. قدرت‌های امپریالیستی تمام بار بحران و هزینه جنگ را بردوش کارگران و زحمتکشان آوار نموده و یورش به سطح حقوق و معیشت و دستاوردهای طبقه کارگر را تشدید کرده‌اند. تمام کارگران جهان به‌ویژه کارگران کشورهای درگیر در جنگ، علیه این جنگ امپریالیستی‌اند.کارگران ضمن گسترش اعتصابات و تشدید مبارزه علیه رژیم‌های سرمایه‌داری حاکم براین کشورها، خواهان پایان فوری این جنگ هستند.

 

کارگران مبارز

طبقه کارگر ایران نیز به‌عنوان گردانی از طبقه کارگر جهانی در شرایطی به استقبال روز جهانی کارگر می‌رود که در بدترین شرایط معیشتی و زیستی قرار دارد. دستمزدها در مقایسه با رشد تورم و افزایش قیمت‌ها چنان ناچیز است که هزینه یک هفته خانوار کارگری را نیز تأمین نمی‌کند. بسیاری از کارفرمایان  حتی دستمزدهای رسمی مصوب”شورای عالی کار” را به کارگران نمی‌پردازند. طبقه کارگر از ناامنی شدید شغلی، بیکاری میلیونی ، فقر و فلاکت اقتصادی و محرومیت از تشکل‌های مستقل و سراسری صنفی و سیاسی به‌شدت در رنج است.طبقه سرمایه‌دار حاکم افزون بر تحمیل بدترین شرایط اقتصادی و معیشتی و مزدی، سیاست سرکوب کارگران را نیز تشدید کرده است. احضار کارگران پیشرو ، پرونده‌سازی و اخراج به بهانه پایان مهلت قرارداد کار نیز تشدید شده است.

علی‌رغم تشدید فشار و سرکوب و تعرض به حقوق و سطح معیشت کارگران، اما پرچم مبارزات کارگری همچنان در اهتزاز است. مبارزات کارگری در اشکال گوناگون و متنوعی از اعتصاب گرفته تا تجمع و تظاهرات و ایجاد راه‌بندان پیوسته گسترش‌یافته است.هزاران اعتصاب کوچک و بزرگ در مؤسسات تولیدی و خدماتی گویای این واقعیت است که کارگران نمی‌خواهند و نمی‌توانند وضعیت موجود را تحمل کنند و خواهان تغییر و دگرگونی وضع موجود هستند.

 

رفقای کارگر

اول ماه مه روز ما کارگران است. در اول ماه مه تمام ماشین‌های تولید را خاموش  و کار را تعطیل کنیم و برای تحقق خواست‌های خود وارد خیابان شویم. در اول ماه مه مطابق سنت‌های کارگری در این روز، همبستگی طبقاتی خود را با رفقای کارگرمان در سراسر جهان اعلام داریم و بار دیگر پرچم اتحاد طبقاتی و مبارزه واحد و آشتی‌ناپذیر علیه سرمایه را به اهتزاز درآوریم.

ما فعالین و هواداران سازمان فدائیان(اقلیت) متشکل در هسته امیر پرویز پویان ضمن ابراز همبستگی با تمام کارگران و شرکت فعالانه در مراسم‌های اول ماه مه، از مبارزه طبقه کارگر برای تحقق مطالبات خویش و مبارزه برای نابودی نظام سرمایه‌داری قویاً حمایت می‌کند.

هسته امیر پرویز پویان، اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) روز همبستگی بین‌المللی کارگران جهان را به طبقه کارگر و همه کمونیست‌ها و مدافعان حقوق کارگران شادباش می‌گوید.

 

 

خجسته باد اول ماه مه روز جهانی کارگر

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی

نابود باد نظام سرمایه‌داری

زنده‌باد آزادی- زنده‌باد سوسیالیسم

هسته امیر پرویز پویان

اردیبهشت ۱۴۰۱

متن کامل نشریه کار شماره ۹۶۷  در فرمت پی دی اف:

زنده‌باد همبستگی بین‌المللی کارگران سراسر جهان- فعالین و هواداران سازمان فدائیان ( اقلیت )- داخل کشور

کارگران جهان امسال در شرایطی به استقبال اول ماه مه می‌روند که دولت امپریالیستی روسیه و بلوک امپریالیستی اروپا و آمریکا جنگ ویرانگری را در اوکراین برافروخته‌اند. کشتار و تخریب و آوارگی، بیکاری و فقر و گرسنگی ناشی از این جنگ قبل از همه متوجه کارگران است و دود آن به چشم کارگران و زحمتکشانی می‌رود که هیچ‌گونه نفع و نقشی در این جنگ ارتجاعی ندارند. ادامه این جنگ امپریالیستی تشدید تضاد و رقابت میان دولت‌های امپریالیستی درگیر در آن می‌تواند مردم تمام جهان را به مخاطره اندازد.

سرمایه‌داری جهانی که غرق در بحران ساختاری و تنگنای اقتصادی است، راه نجات خود از بحران و تنگنای اقتصادی را در ایجاد جنگ و کشتار و ناامنی جستجو می‌کند. جنگ اوکراین یک جنگ امپریالیستی است که تا همین‌جا ده‌ها هزار کشته و آواره در پی داشته است. جنگ‌افروزی دولت‌های امپریالیستی تأثیرات مخربی بر شرایط کاری و معیشتی کارگران و زحمتکشان کشورهای درگیر در جنگ و حتی سایر کشورها برجای گذاشته است. قدرت‌های امپریالیستی تمام بار بحران و هزینه جنگ را بردوش کارگران و زحمتکشان آوار نموده و یورش به سطح حقوق و معیشت و دستاوردهای طبقه کارگر را تشدید کرده‌اند. تمام کارگران جهان به‌ویژه کارگران کشورهای درگیر در جنگ، علیه این جنگ امپریالیستی‌اند.کارگران ضمن گسترش اعتصابات و تشدید مبارزه علیه رژیم‌های سرمایه‌داری حاکم براین کشورها، خواهان پایان فوری این جنگ هستند.

 

کارگران مبارز

طبقه کارگر ایران نیز به‌عنوان گردانی از طبقه کارگر جهانی در شرایطی به استقبال روز جهانی کارگر می‌رود که در بدترین شرایط معیشتی و زیستی قرار دارد. دستمزدها در مقایسه با رشد تورم و افزایش قیمت‌ها چنان ناچیز است که هزینه یک هفته خانوار کارگری را نیز تأمین نمی‌کند. بسیاری از کارفرمایان  حتی دستمزدهای رسمی مصوب”شورای عالی کار” را به کارگران نمی‌پردازند. طبقه کارگر از ناامنی شدید شغلی، بیکاری میلیونی ، فقر و فلاکت اقتصادی و محرومیت از تشکل‌های مستقل و سراسری صنفی و سیاسی به‌شدت در رنج است.طبقه سرمایه‌دار حاکم افزون بر تحمیل بدترین شرایط اقتصادی و معیشتی و مزدی، سیاست سرکوب کارگران را نیز تشدید کرده است. احضار کارگران پیشرو ، پرونده‌سازی و اخراج به بهانه پایان مهلت قرارداد کار نیز تشدید شده است.

علی‌رغم تشدید فشار و سرکوب و تعرض به حقوق و سطح معیشت کارگران، اما پرچم مبارزات کارگری همچنان در اهتزاز است. مبارزات کارگری در اشکال گوناگون و متنوعی از اعتصاب گرفته تا تجمع و تظاهرات و ایجاد راه‌بندان پیوسته گسترش‌یافته است.هزاران اعتصاب کوچک و بزرگ در مؤسسات تولیدی و خدماتی گویای این واقعیت است که کارگران نمی‌خواهند و نمی‌توانند وضعیت موجود را تحمل کنند و خواهان تغییر و دگرگونی وضع موجود هستند.

 

رفقای کارگر

اول ماه مه روز ما کارگران است. در اول ماه مه تمام ماشین‌های تولید را خاموش  و کار را تعطیل کنیم و برای تحقق خواست‌های خود وارد خیابان شویم. در اول ماه مه مطابق سنت‌های کارگری در این روز، همبستگی طبقاتی خود را با رفقای کارگرمان در سراسر جهان اعلام داریم و بار دیگر پرچم اتحاد طبقاتی و مبارزه واحد و آشتی‌ناپذیر علیه سرمایه را به اهتزاز درآوریم.

ما فعالین و هواداران سازمان فدائیان(اقلیت) متشکل در هسته امیر پرویز پویان ضمن ابراز همبستگی با تمام کارگران و شرکت فعالانه در مراسم‌های اول ماه مه، از مبارزه طبقه کارگر برای تحقق مطالبات خویش و مبارزه برای نابودی نظام سرمایه‌داری قویاً حمایت می‌کند.

هسته امیر پرویز پویان، اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) روز همبستگی بین‌المللی کارگران جهان را به طبقه کارگر و همه کمونیست‌ها و مدافعان حقوق کارگران شادباش می‌گوید.

 

 

خجسته باد اول ماه مه روز جهانی کارگر

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی

نابود باد نظام سرمایه‌داری

زنده‌باد آزادی- زنده‌باد سوسیالیسم

هسته امیر پرویز پویان

اردیبهشت ۱۴۰۱

 

متن کامل نشریه کار شماره ۹۶۷  در فرمت پی دی اف:

 

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست سیاست‌های راسیستی جمهوری اسلامی علیه مهاجران افغانستانی را قویاً محکوم می‌کنیم

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

سیاست‌های راسیستی جمهوری اسلامی علیه مهاجران افغانستانی

را قویاً محکوم می‌کنیم!

طی دو هفته گذشته، سیاست‌های سرکوبگرانه و راسیستی جمهوری اسلامی علیه پناه‌جویان و مهاجران ستمدیده افغانستان به شکل آشکاری تشدید شده است. اگرچه سیاست‌های نژادپرستانه جمهوری اسلامی علیه مهاجران افغانستان بحث دیروز و امروز نیست، اما با شروع مهاجرت گسترده‌تر مردم افغانستان بعد از استقرار مجدد حکومت طالبان و پس‌ازآن در پی حمله روز سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، به ۳ آخوند مزدور در مشهد که منجر به مرگ دو تن از آنان شد، موج جدیدی از سرکوب و نفرت پراکنی علیه مردم ستمدیده افغانستان و به‌طور اخص مهاجران افغانستانی ساکن ایران ایجادشده است.

اصرار مقامات جمهوری اسلامی از جمله ابراهیم رئیسی و دادستان کل، درست در همان ساعات اولیه بعد از حادثه مشهد و تأکید آنان مبنی بر اینکه قاتل “تکفیری” و از مهاجران افغانستان بوده است، عملاً فضا را برای انجام گسترده‌تر اقدامات راسیستی و سرکوبگرانه نیروهای رژیم علیه پناه‌جویان و مردم افغانستان فراهم کرد.

یک روز بعد از حادثه، فضاسازی و نفرت پراکنی علیه مهاجران افغانستان آن‌چنان شدت یافت، که محمود احمدی بیغش، نماینده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی در توئیتر نوشت: “حمله گستاخانه تبعه افغانی به سه روحانی در صحن حرم مطهر امام رضا، نشان از اتفاقات ناخوشایندی توسط مهاجران بی‌هویت افغانی برای کشور در آینده دارد”. و بدین گونه بود که‌موج جدیدی از سرکوب و تبلیغ سیاست نژادپرستانه علیه مردم افغانستان و مهاجران این کشور توسط رسانه‌های جمهوری اسلامی شکل گرفت که هنوز هم ادامه دارد.

واقعیت این است که اعمال سیاست نژادپرستانه جمهوری اسلامی علیه مهاجرین و پناه‌جویان افغان موضوع جدیدی نیست. این سیاست تبعیض‌آمیز طی سالیان متمادی و به اشکال مختلف در رسانه‌های رسمی رژیم تبلیغ و به خورد مردم داده می‌شود و بعضاً بخشی از مردم ناآگاه کشور را به رودررویی علیه پناه‌جویان و مهاجران ستمدیده افغانستان سوق می‌دهد. این‌همه تبلیغات علیه مهاجران افغان در شرایطی صورت می‌گیرد که جمهوری اسلامی بابت هر پناه‌جو و مهاجر افغانستان مبالغ هنگفتی پول از سازمان ملل دریافت می‌کند، اما کمترین حق‌وحقوقی برای آنان قائل نیست. درواقع مردم افغانستان هم از طرف طالبان با سرکوب و تبعیض و بی حقوقی مواجه‌اند و هم‌زمانی که به‌عنوان مهاجر به ایران پناه می‌آورند، با سیاست‌های راسیستی و سرکوبگرانه جمهوری اسلامی روبرو می‌شوند. درحالی‌که این حق مردم افغانستان است که به خاطر شرایط فاجعه‌بار حاکم بر افغانستان چه قبل از طالبان و چه اکنون‌که طالبان بر سریر قدرت است، برای نجات جان خود و برخورداری از حقوق انسانی به کشورهای دیگر پناه ببرند.

بر کسی پوشیده نیست، سرکوب و تبعیض و اقدامات نژادپرستانه‌ای را که مهاجران افغانستانی در ایران متحمل می‌شوند، ادامه همان سیاستی است که جمهوری اسلامی طی ۴۳ سال علیه توده‌های مردم ایران روا داشته است. همان‌گونه که مردم افغانستان زیر مهمیز رژیم‌های ارتجاعی پیشین و طالبان امروز قرارگرفته‌اند، توده‌های مردم ایران نیز بیش از چهار دهه است که با سرکوب و بی حقوقی جمهوری اسلامی مواجه‌اند. ازاین‌رو، توده‌های مردم ایران و افغانستان درد مشترکی را بر دوش می‌کشند و لذا، برای رهایی از این درد مشترک و رهایی از وضعیتی که توسط رژیم‌های جمهوری اسلامی و طالبان بر آنان تحمیل‌شده است، باید همدرد و پشتیبان هم باشند و برای سرنگونی رژیم‌های ارتجاعی و سرکوبگر حاکم بر دو کشور در کنار هم قرار گیرند.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست، اعمال هرگونه فشار و تبعیض نژادی، سیاسی، حقوقی و فرهنگی علیه پناه‌جویان و مهاجران افغان را قویاً محکوم می‌کند. ما از حق شهروندی برابر برای افغانستانی‌های ساکن ایران که بخش بزرگی از طبقه کارگر زحمتکش ما را تشکیل می‌دهند، دفاع می‌کنیم و آن را حق طبیعی و انسانی آن‌ها می‌دانیم. در همین راستا، ما طبقه کارگر و توده‌های مردم ایران و افغانستان را به همدلی و همدردی برای رزم مشترک در مقابل رژیم‌های دینی و سرمایه‌داری حاکم بر ایران و افغانستان فرامی‌خوانیم.

زنده‌باد همبستگی توده‌های مردم ایران و افغانستان

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده‌باد آزادی، زنده‌باد سوسیالیسم

دوم اردیبهشت ۱۴۰۱ – ۲۲ آپریل ۲۰۲۲

امضاها: اتحاد فدائیان کمونیست، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری – حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

خشم و اعتراض معلمان در سراسر ایران

به‌رغم تهدیدهای پی‌درپی ارگان‌های پلیسی-امنیتی رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی ، روز پنج‌شنبه اول اردیبهشت، ده‌ها هزار معلم و بازنشسته فرهنگی بار دیگر در سراسر ایران به خیابان‌ها آمدند و در مقابل اداره‌های آموزش‌وپرورش تجمع‌های اعتراضی برپا کردند.

معلمان با ایراد سخنرانی‌های پرشور، خواستار تحقق خواسته‌های فوری خود، اجرای کامل و بی‌درنگ رتبه‌بندی صحیح، حداقل ۸۰ درصد حقوق هیئت‌علمی دانشگاه‌ها  و همسان‌سازی حقوق بازنشستگان مبتنی بر قانون مدیریت خدمات کشوری، آزادی بی‌قیدوبند تمام معلمان دربند، توقف احضار و پرونده‌سازی علیه معلمان، آزادی تشکل و تجمع، تحصیل رایگان، توقف سیاست‌های ضد آموزشی خصوصی‌سازی و پولی سازی آموزش، شدند.

معلمان در این تجمع‌ها شعار سر دادند، معلم زندانی آزاد باید گردد، وزیر بی‌کفایت استعفا، استعفا ، معلم بیدار است از تبعیض بیزار است، معلم به پا خیز برای رفع تبعیض، جهالت می‌میرد، معلم می‌ماند، نه تسلیم نه خواهش، رتبه بدون خواهش،  تحصیل رایگان حق دانش‌آموز است. معلمان در مریوان شعار معلم، کارگر اتحاد، اتحاد سر دادند.

نیروهای پلیس و امنیتی رژیم تلاش کردند مانع از برگزاری تجمع‌های معلمان گردند. در تهران، نیروهای پلیس و امنیتی رژیم با استقرار در برخی خیابان‌ها و دستگیری معلمان تلاش کردند مانع از تجمع‌ آن‌ها در مقابل وزارت آموزش و پرورش شوند.

به گزارش شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان در جریان تجمع‌های سراسری اول اردیبهشت،  ده‌ها تن از معلمان در سراسر ایران به‌ویژه در تهران، بازداشت شدند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در بیانیه پایانی تجمع‌های سراسری اعلام کرده است:

ما با صدای رسا اعلام می‌کنیم که مطالبات ما بخشی از حقوق انسانی و اولیه ماست. تنها راه تحقق مطالبات فرهنگیان اتحاد و همبستگی تشکیلاتی است و به‌زودی تاریخ تجمع بعدی را اعلام می‌کنیم و روند اعتراض تا تحقق مطالبات ادامه خواهد داشت.

سازمان فدائیان(اقلیت)  از مبارزات پیگیرانه معلمان که تنها راه تحقق مطالبات آن‌هاست، حمایت می‌کند و خواستار تحقق فوری تمام مطالبات معلمان است.

سازمان فدائیان(اقلیت) اقدامات سرکوبگرانه پلیس و بازداشت تعدادی از معلمان را شدیداً محکوم می‌کند. معلمان بازداشت‌شده باید فوری و بی‌قیدوشرط آزاد شوند.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی

زنده‌باد آزادی- زنده‌باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان (اقلیت)

اول اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۱

کار، نان، آزادی – حکومت شورایی

روز کارگر

0

در سحر گاه ماه می

پانزده پرچم سرخ

قانون جدیدی سرودن

بنیاد کهنه تاریخ جهان دیگر هیچ

بشارت دادند

پیکاری به وسعت جنگل

علیه استثمار

علیه سرمایه

اول ماه می

پرچم رزم ماست

ما کارگران آب خاک آهنیم

خشم ما جوانه می زند

از خروش شعله‌ها

از فریاد کودکان گرسنه سرزمینم

فرصت انتقام

آری

آهای سرمایه داران دزد

دور نیست

روز نواختن مارش انقلاب

روز کارگر

مرگ بر ستمگر

فریادمان را بلند می‌کنیم

ما یک تاریخیم

از تبار رنج کار

در ستیز بی امان

برای رهایی کار

نان

آزادی

روز کارگر کهنه نمی‌شود

به نام ما روزی نیست

جهانی نیست

در تیتر تراکت‌ها جشن می‌گیریم

بی تقویمی خود را

 

سیاهکوه

من هم یک زنم

ازکجای عمق درد می‌آیی؟ ازکجای این خرابه سخن گفتی؟ ازکجای این جامعه طبقاتی گفتی که توانستی در چند دقیقه تمام مشکلات ومعضلات جامعه سرمایه داری را به تصویربکشی؟ چه روشن وگویا فقر، بی خانمانی، بیکاری وتبعیض وظلم علیه زنان را نشان دادی. چه ساده این درد مشترک را سرودی؛ “من هم آدمم من هم زنم”. بهترازاین صدا نمی‌شود درد جامعه طبقاتی را شنید وگویاتر ازاین نمی‌توان استثمارسرمایه داری را ترسیم کرد. زنی بی سرپرست وبی خانمان بیکار وبدون هیچ گونه درآمد و بیمه‌ای، رها شده درچنگال فقر ونداری. زنی که ازسیاه ترین حلقه‌های پایین حرف می زند با که حرف میزند با من؟ با شما؟ البته با همه ما. گوش کنید نه یک بارصدها بارببینید دراین فیلم کوتاه زن بدون شیون با صدایی که ازگرسنگی رمق حرف زدن ندارد درچند لحظه با شما حرف میزند. درد یک جامعه سرمایه داری طبقاتی ازصدای این زن را بشنوید.”صاحبخانه مرا جواب کرده این مسئولین نمی بینن من چطوری زندگی می‌کنم، نباید برای من کاری بکنن”. فیلم کوتاهی که تصویروصدایش درشبکه های اجتماعی پخش شد. ازکجای حقیقت دردناک طبقات ناله‌اش شنیده می‌شد؟ چه گفت چه رسا ازجامعه کثیف طبقاتی نا له سرداد چه شیوا فقر، این درد مشترک مردم را فریاد زد وچه ساده گفت: ” من هم آدمم من هم زنم. دلم می‌خواهد مثل زنهای دیگر….” بخوانید بشنوید ببنید حرص وطمع سرمایه داران با دل این مادرچه کرده است.”بچه‌های من نمی تونن یک جفت جوراب بخرند”. این فیلم را ببینید نترسید این زن با نشان دادن زندگیش درخرابه ای به ما گفت برای رساندن صدای فقری که امان مردم را بریده است نیازنیست درفلسفه غوطه ورشد، همه زشتی‌ها وپلیدیهای جامعه سرمایه داری عریان وآشکارخودش را به نمایش گذاشته است. رنجی به غایت دردناک که می‌باید بنیان رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی را درحریق آتش خشم فقری که امان کارگران وزحمتکشان ومردم را بریده است شعله ورکرده وخاکستر کند. پژواک صدایی گرسنه که باید شنید که حرف اول وآخررا زده است. انگارهرکلامی که برزبان آورد تاریخ را دوره کرد. تاریخ جوامع سرمایه داری را. اندیشه‌ای درکارنبود کلمات را انتخاب نمی‌کرد واژه‌های صقیل وسنگین نداشت که به کارببرد خودش را گفت. تنها وتنها حقیقت محض یک زندگی دربیغوله های جامعه طبقاتی را به نمایش گذاشت. کلماتش برای آن چه دردل داشت بسنده بود. همین فیلم مختصرکافی است تا معرف زندگی میلیون‌ها کارگروزحمت کش باشد. حدی ازظلم که دیرزمانی است ازتوان تحمل مردم خارج است وبه انفجارنزدیک است. جمهوری اسلامی که سایه مرگ را به چشم خود می‌بیند ومردم را می‌کشد ودرمقابل سرمایه داران بزرگ وکوچک تعظیم می‌کند وازترس مرگ حتمی چنان که همه می‌دانند به عبث پشت سرپاسداران سرمایه‌اش چنبره زده است. زندان‌هایش را پرمی کند، برای اعتراضات کارگران ومعلمین ومردم ستم دیده ودردکشیده قشون می‌فرستد وازهرحیله کثیفی برای تفرفه انداختن بین کارگران وزحمت کشان استفاده می‌کند، باید بداند که صدای دردناک این زن که می‌خواهد بگوید من هم زنم باید کاری مناسب داشته باشم نانی وغذای گرمی برای بچه‌هایم داشته باشم، سرپناهی برای زندگی نیازدارم، منم دلم می‌خواهد مثل زن های دیگر موهایم را برروی دوشم بریزم، شاد باشم واززیبایی های زندگی لذت ببرم. او با کلمات ساده و واژه‌های خود اما صریح و روشن پایه‌های استبداد وستم رژیم سرمایه داری جنایتکار حاکم را که فرصت‌های زندگی را ازمردم وبویژه زنان زحمت کش جامعه گرفته، نشانه رفته است. این فیلم تفسیر وتعبیری ندارد خود درد است دردی که تا مغزاستخوان را می‌سوزاند ونابودی و زوال نظام سرمایه داری را بشارت داده و تضمین می‌کند. من هم برایت حرفی دارم اگرصدایت بگذارد بخوابم حتماً مرده‌ام.

برای نابودی ظلم و ستم و فقر و بیکاری به پیش!

برای براندازی نظام سرمایه داری و نابودی استثمار و بهره کشی به پیش!

پیش به سوی اتحاد طبقه کارگربا زحمتکشان جامعه

کار نان آزادی حکومت شورایی.

فروردین ۱۴۰۱

کنش‌یار

“ما کارگران آهنیم، ریشه ظلم رو می‌کنیم!”

اخیراً کارت ورود نزدیک به ۳۰ تن از کارگران گروه ملی فولاد مسدود شده است. این گروه از کارگران همگی جزء کارگرانی هستند که در تجمعات و اعتراضات مکرر فولاد ازجمله اعتراض نسبت به عدم اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، اعتراض به مدیریت و عملکرد آن و مافیای فولاد، شرکت داشته و در طرح مطالبات کارگران فولاد نقشی فعال و پیشتاز داشته‌اند. کریم سیاحی ، مصطفی عبیات  ، علی الاهیفر ، حسین داودی  ، علی نادری و مهدی نگراوی ازجمله این کارگران هستند. تعداد کارگران فولاد که کارت ورودشان مسدود شده بیشتر از این است که اسامی دقیق آن‌ها هنوز مشخص نشده است .روز شنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۰ کارگران فولاد در دفاع از همکاران خود و در اعتراض به این اقدام مدیریت، در مقابل استانداری خوزستان دست به تجمع زدند.اگرچه این تجمع مورد هجوم وحشیانه نیروهای انتظامی قرار گرفت، اما کارگران فولاد روز ۲۸ فروردین نیز در همین محل تجمع اعتراضی برپا کردند.بدون شک مبارزه کارگران فولاد در روزهای بعد نیز ادامه خواهد یافت.

مدیریت شرکت و حامیان و همدستان مدیریت در دستگاه امنیتی و قضایی، سیاست اعمال فشار و تهدید علیه کارگران فولاد را تشدید نموده‌اند. آن‌ها که در برابر اتحاد کارگران فولاد و اراده استوارشان به ادامه مبارزه مات و مبهوت شده‌اند، به‌قصد انتقام‌جویی از کارگران پیشرو  و برای مرعوب ساختن سایر کارگران به این تاکتیک متوسل شده‌اند و در این خیال خام به سر می‌برند که با مسدود ساختن کارت تعدادی از کارگران می‌توانند کارگران فولاد را از ادامه مبارزه بازدارند. تشدید فشار و ارعاب و سرکوب البته سیاست جدیدی نیست.در سال‌های گذشته نیز کارگران فولاد بارها و بارها مورد ارعاب و تهدید واقع‌شده‌اند. ده‌ها تن از کارگران احضار و بازداشت و حتی روانه زندان شده‌اند،اما مبارزه در فولاد متوقف نشده است. سال قبل نیز حراست و مدیریت تصمیم داشتند تعداد زیادی از کارگران پیشرو را اخراج کنند. نخست از ورود دو تن از کارگران به شرکت ممانعت به عمل آمد تا در ادامه زمینه اخراج تعداد بیشتری فراهم شود. اما کارگران فولاد متحد و یکپارچه در برابر این اقدام ایستادند، از رفقای خود حمایت کردند، مانع اخراج همکاران خود شدند و نقشه شوم مدیریت را خنثی کردند. در جریان اعتصاب و تجمع کارگران فولاد مورخ۲۴  بهمن ۱۴۰۰ نیز مدیریت و نهادهای سرکوب و امنیتی مکرر به تهدید و ارعاب کارگران پیشرو ازجمله کریم سیاحی متوسل شدند تا کارگران را از اعتراض و تجمع در داخل شهر بازدارند. اما کارگران از تهدیدات نهراسیدند و در ادامه مبارزات خود، مقابل استانداری خوزستان تجمع کردند و سپس در خیابان‌های شهر اهواز نیز دست به تظاهرات و راه‌پیمایی زدند.

مادام که مطالبات کارگران برآورده نشده باشد، مبارزه در فولاد نیز ادامه خواهد داشت. از سال۸۹ که گروه ملی فولاد به بخش خصوصی واگذار شد،آینده این واحد بزرگ تولیدی نیز در ابهام و ناروشنی فرورفت و مشکلات و معضلات کارگران نیز جدی‌تر از گذشته پدیدارشد. در طول ۱۲ سال گذشته، اداره و مدیریت شرکت بارها دست‌به‌دست شده، اما بحران و بلاتکلیفی همچنان ادامه یافته است. هیچ‌گونه تضمین شغلی و چشم‌انداز ادامه کاری برای شرکت وجود ندارد. پس از هر دور اعتصاب و تجمع کارگران برای افزایش دستمزد، طبقه‌بندی مشاغل، تأمین مواد اولیه، تضمین شغلی و ادامه کاری شرکت، تنها برخی اقدامات جزئی و کوتاه‌مدت انجام‌شده و جز مشتی وعده‌های دروغین چیزی به کارگران داده نشده است . درنتیجه، مشکل بزرگ واصلی یعنی بلاتکلیفی و خطر تعطیلی گروه ملی فولاد و بیکاری کارگران همچنان پابرجا باقی‌مانده است. تعویض و جابجایی مدیران و اداره‌کنندگان فولاد غیرازاینکه هر بار استثمارگران تازه‌ای به سفره کارگران دستبرد زده، گروه ملی فولاد و کارگران را غارت کرده و جیب‌های خود را پرکرده‌اند، ثمر دیگری برای کارگران نداشته است. نادر جعفر یوسفی که از آبان ۹۸ مدیرعامل این شرکت بود، عین بقیه در همدستی با مقامات عالی‌رتبه حکومتی و مافیای فولاد، پست‌های مدیریتی را میان آشنایان و بستگان خود تقسیم کرد و جز یک‌رشته اقدامات نمایشی مطلقاً هیچ کاری برای کارگران و تضمین ادامه کاری فولاد انجام نداد. کار به آنجا کشید که گروه ملی فولاد در ماه‌های پایانی سال ۱۴۰۰ بار دیگر در معرض خطر تعطیلی قرار گرفت. صدای کارگران در اعتراض به بی‌پاسخ ماندن مطالبات و بلاتکلیفی حاکم بر شرکت زمانی شنیده شد که کارگران در ۲۴ بهمن ۱۴۰۰ بار دیگر وارد خیابان شدند.مدیریت و حراست و دستگاه امنیتی و جاسوسان کارفرما در محل کار بسیار کوشیدند درمیان کارگران تفرقه انداخته و مانع تجمع  اعتراضی و تظاهرات خیابانی کارگران شوند.اما این تلاش‌ها و تهدیدات تلفنی دستگاه امنیتی و خطر احضار و بازداشت و زندان، نتوانست کارگران متحد را از تجمع و اعتراض خیابانی بازدارد. این بار نیز البته در کمال سراسیمگی، اما وعده‌های همیشگی تکرار شد. مدیرعامل(نادر جعفر یوسفی) جای خود را به علی محمدی به‌عنوان سرپرست گروه ملی فولاد سپرد.

از جابجایی مدیرعامل نه‌فقط آبی برای کارگران گرم نشد و قرار هم نبود چنین شود، بلکه تهدید و فشار علیه کارگران به‌ویژه کارگران پیشرو تشدید شد.سرپرست گروه ملی فولاد نه‌فقط به سبک و سیاق سلف خود، هرماه از حقوق کارگران زده و مبالغی را بالا کشیده است بلکه شمشیر از رو بسته ، کارت ۳۰ تن از کارگران را نیز مسدود ساخته و علیه آنان به دادگاه شکایت برده است. صرف‌نظر از رقابت میان باندها و مقامات دولتی و بانک ملی و عناصر مؤثر مافیای فولاد برای چنگ‌اندازی بر گروه ملی فولاد، اما تمامی شواهد حاکی از تشدید ارعاب و سرکوب و اعمال فشار بر کارگران است. در تمام سال‌هایی که بانک ملی اداره گروه ملی فولاد را بر عهده داشته است، مدیریت این شرکت و تمام عناصر سرسپرده مدیریت، سیاست تشدید فشار بر کارگران و تداوم وضعیت بلاتکلیفی و بی آیندگی شرکت و درهمان حال دادن وعده‌های پوچ، وقت‌کشی و فرسوده سازی کارگران را ادامه داده‌اند. تمام تلاش مدیریت این بوده است که کارگران و فعالان کارگری فولاد را مرعوب و مأیوس و از میدان مبارزه خارج سازند. مسدود ساختن کارت ۳۰ تن از کارگران پیشرو نیز درواقع ادامه همین سیاست است.کارگران فولاد نسبت به این اقدام ضد کارگری مدیریت و علی محمدی سرپرست گروه ملی فولاد به‌شدت معترض هستند. کارگران فولاد خواهان لغو فوری این اقدام شده و هشدار داده‌اند اگر این محدودیت برداشته نشود، به تجمعات خویش در داخل شهر و مقابل استانداری ادامه خواهند داد و اگر نیاز باشد این تجمعات را به مقابل مجلس و دفتر ریاست جمهوری خواهند کشاند.

در عملکرد مدیریت و بانک ملی در تمام طول سالیانی  که گروه ملی فولاد زیر نظر آن اداره می‌شده است، حتی یک نقطه خوب و مثبت برای کارگران دیده نمی‌شود.

در بیانیه‌ها و مطالبی که در کانال تلگرامی کارگران گروه ملی فولاد انتشاریافته ازجمله به این موضوع نیز اشاره‌شده و گفته‌شده است که: ” تا به امروز هر مسئول و مدیری چه از داخل و چه خارج شرکت که وعده مشکلات شرکت را داده و پا پیش گذاشته بود جز حرکت در مسیر خواسته‌های مافیای بانک ملی و ضربه زدن به کارگر و شرکت گروه ملی ، قدم برنداشته است”.

گوش کارگران از وعده‌های پوچ و تکراری و سرخرمن مدیریت پرشده است. مشکل فولاد فقط مدیریت نیست که با جابجایی مدیران حل شود.مشکل بسیار بزرگ‌تر است.کارگران فولاد با وضعیت پیچیده‌ای روبرو هستند که مشخصه آن سلطه مافیای فولاد با هماهنگی دولت و درعین‌حال رقابت میان سرمایه‌داران برای بلعیدن گروه ملی فولاد است. کارگران فولاد نسبت به‌کل ساختار مدیریتی شرکت اعتراض دارند. ازاین‌روست که اکنون افزون بر خواست‌های قبلی ازجمله تعیین تکلیف شرکت، اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، افزایش مزد، استمرار تأمین مواد اولیه، ترمیم خطوط ، تضمین ادامه کاری شرکت، پایان فشارها و پرونده‌سازی‌های امنیتی و باز کردن کارت همکاران خویش، خواهان خروج شرکت از دست بانک ملی و الحاق آن به بدنه دولت و اداره‌ی مستقیم آن توسط دولت هستند. واقعیت این است که هم مدیریت، هم سرمایه‌داران و هم دولت که سر در یک آخور دارند در مقابل کارگران هستند.مشکل کارگران بدین اعتبار فقط مدیریت نیست بلکه کل طبقه حاکم است . طی چند ماه اخیر گروه مدیریتی فولاد  تعدادی از کارگران پروژه‌ای شرکت “شفق” را در فولاد به کار گرفته با این هدف مذبوحانه که میان کارگران تفرقه و دودستگی ایجاد کند. اما کارگران آگاه و هوشیار فولاد ضمن حمایت از این گروه کارگران، خواهان جذب این نیروها و انعقاد قرارداد با گروه ملی فولاد شده‌اند و این ترفند مدیریت را نیز خنثی ساخته‌اند.

کارگران فولاد را که در کوره مبارزه طبقاتی چندین ساله آبدیده شده و تجربه اندوخته‌اند، نه می‌توان با تعویض و تغییر گروه‌های مدیریتی یا وعده‌ها پوچ فریب داد و نه می‌توان با تشدید سیاست ارعاب و فشار آنان را مرعوب ساخت و از ادامه مبارزه بازداشت. گروه مدیریت جدید و تمام باندها و دولت حامی آن باید مطمئن باشند که کارگران آگاه و مبارز فولاد، حتی یک‌لحظه در دفاع و حمایت از رفقای همکار خویش غافل نخواهند شد. کارفرما و مدیران فولاد این را بایستی فهمیده باشند هرآینه جرئت کرده‌اند علیه کارگران تعرضی را سازمان دهند، با تعرضی یکدست و متقابل از سوی کارگران روبرو شده‌اند. مبارزات کارگران فولاد در طی بیش از یک دهه اخیر بارها این موضوع را ثابت کرده است. کارگران گروه ملی فولاد در زمره متحدترین ، یکپارچه‌ترین و همبسته‌ترین کارگران‌اند. با همین اتحاد و همبستگی کم‌نظیر و برجسته به رویارویی با تعرضات مدیریت برخاسته‌ و در دفاع از رفقای خود هرگز تردیدی به خو راه نداده‌ و حتی یک‌قدم عقب ننشسته‌اند. کارفرما و مدیریت جدید باید بدانند که با کارگران آگاه و هوشیار فولاد سروکار دارند. کارگرانی که در پیچ‌وخم مبارزه طبقاتی برای ریشه‌کنی ظلم و ستم و استثمار،صیقل یافته و چون کوه و آهن سخت و محکم و بی تزلزل ایستاده‌اند و مگر نه این‌که خود پیش‌ازاین اعلام کرده‌اند” ما کارگران آهنیم، ریشه ظلم رو می‌کنیم”؟

متن کامل نشریه کار شماره ۹۶۶در فرمت پی دی اف:

خامنه ای در برزخ مذاکرات احیای برجام

توقف روند مذاکرات احیای برجام به برزخی برای طرفین نزاع تبدیل شده است. اکنون دو ماه است دور هشتم مذاکرات با بن بست مواجه شده و در این مدت، دولت های ایران و آمریکا هر کدام طرف مقابل را باعث و بانی این بن بست قلمداد می کنند. آمریکا مطالبات غیر برجامی ایران از جمله درخواست خارج شدن نام سپاه پاسداران از لیست تروریستی را مانع پیشروی مذاکرات می داند و جمهوری اسلامی نیز قلدری و زیاده خواهی دولت آمریکا را عامل توقف روند مذاکرات وین اعلام کرده است. مستثنا از ادعاهای طرفین آنچه در عمل شاهدش هستیم، همانا توقف ادامه دار مذاکرات وین، تشدید درگیری های لفظی طرفین با یکدیگر و بروز مخالفت‌هایی درلایه‌هایی از درون حاکمیت دو کشور است که هر کدام از دولت های ایران و آمریکا با آن مواجه شده اند.

ایجاد موانع و مخالفت خوانی های پنهان و آشکار با روند مذاکرات احیای توافق برجام، در درون هیات حاکمه ایران، دست کم به حدی رسیده است که خامنه ای را بر آن داشته تا با دفاع و حمایت از رئیسی و تیم مذاکره کننده او بتواند صدای مخالفت های رو به رشد روند مذاکرات وین را تا حد ممکن مهار یا کمرنگ کند. موانع و مشکلاتی که تا این لحظه نه تنها پیشروی مذاکرات برجام را متوقف کرده اند، بلکه خامنه ای را نیز در برزخ دو راهی تصمیم گیری قرار داده است.

خامنه ای، روز سه شنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۱، در دیدار با مسئولان حکومتی از جمله رئیسی و اعضای کابینه او، طی سخنانی با ابراز رضایت از “مقاومت” در مقابل آنچه که “زیاده خواهی” طرف مقابل در مذاکرات هسته ای خواند، خواستار ادامه روند کنونی در مذاکرات احیای برجام شده است. خامنه ای با اشاره به جهت گیری “خوب دیپلماسی کشور”، مقام های آمریکایی را به “بدعهدی” متهم کرد و با توجه به زمزمه های به بن بست رسیدن مذاکرات هسته ای در درون لایه هایی از حاکمیت گفت: “آن ها به بن بست رسیده اند، ما به بن بست نرسیده ایم”. خامنه ای همچنین مسئولان مذاکرات هسته ای کنونی را، “انقلابی، متدین و پر جد و جهد” خواند و به رغم تاکید بر اینکه مذاکرات تا این لحظه به خوبی پیش رفته است، از دولت خواست که “مطلقا معطل مذاکرات هسته ای” نشوند و کار خودشان را پیش ببرند. (تاکید از ما است)

با تکیه بر همین بخش از سخنان خامنه ای و تعریف و تمجید او از تیم مذاکره کننده هسته ای، به روشنی می توان دریافت که سخنان او به نوعی واکنش نسبت به تشدید زمزمه های مخالفت با روند مذاکرات احیای برجام است که طی ماه های اخیر از طرف برخی از نیروهای “ولایی” درون حاکمیت علنی و رسانه ای شده اند.

اولین مخالفت رسمی با روند مذاکرات وین در بهمن ماه گذشته توسط سعید جلیلی، نماینده خامنه ای در شورای عالی امنیت ملی و مسئول پرونده هسته ای ایران در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد صورت گرفت. در ۱۲ بهمن ۱۴۰۰، برخی رسانه های داخل ایران از ارسال نامه ی ۲۰۰ صفحه ای سعید جلیلی به خامنه ای خبر دادند. نامه ای که در آن جلیلی با درخواست از رهبر جمهوری اسلامی خواستار خروج ایران از برجام و افزایش میزان غنی سازی اورانیوم “حتی تا ۹۰ درصد” شده بود.

بعد از علنی شدن نامه جلیلی، اعتراضات نسبت به روند مذاکرات وین در درون  نمایندگان مجلس ارتجاع شتاب گرفت. در سوم اسفند ۱۴۰۰، نمایندگان مجلس رژیم با استناد به قانون “اقدام راهبردی تحریم ها و صیانت از منافع ملت ایران” که در دوره حسن روحانی تصویب و بر اساس آن تیم مذاکره کننده موظف می شد محتوای مذاکرات را در اختیار نمایندگان بگذارد، مجلس ارتجاع اسلامی نسبت به بی خبری از روند مذاکرات وین اعتراض کرد. نمایندگان اعلام کردند: “مجلس هیچ اطلاعی از جزئیات مذاکرات وین ندارد و همه چیز با نظر شورای عالی امنیت ملی پیش می رود”. روزنامه شرق نیز در همان تاریخ نوشت: “نمایندگان مجلس در جریان مذاکرات دولت سیزدهم در وین نیست و همین امر سبب افزایش نقدها به مذاکرات شده است”.

یک ماه بعد، اعتراض علی خضریان، مبنی بر اینکه تیم مذاکره کننده از خطوط قرمز جمهوری اسلامی عبور کرده است، بازتاب وسیعی در میان نیروهای “ولایی” نظام یافت و پیشبرد روند مذاکرات وین را برای کابینه رئیسی و به تبع آن برای علی خامنه ای دشوار کرد.

علی خضریان، نماینده اصولگرای مجلس، روز ۱۱ فروردین ۱۴۰۱، در یک پست اینستاگرامی نوشت: “آنچه تاکنون در متن ۲۷ صفحه ای پیش نویس توافق حاصل شده است، حاکی از عدم تحقق خطوط قرمز نظام، و بر خلاف قانون مجلس و تحمیل خسارت جدید به منافع ملی است. بطوری که در این متن شاهد عدم تضامین عملی و واقعی برای رفع تحریم ها و عدم وضع تحریم جدیدی علیه ملت ایران هستیم”. خضریان در ادامه یادداشت خود یادآور شد: “در پیش نویس ۸ مارس (۱۷ اسفند ۱۴۰۰) تعهدات آمریکا به بعد از اقدامات ایران موکول شده است و امکان راستی آزمایی رفع تحریم ها نیز برای ایران پیش بینی نشده است”.

با این همه و به رغم مخالفت هایی از این دست که چه پیش و چه بعد از توقف دو ماهه مذاکرات وین در لایه هایی از درون حاکمیت صورت گرفته است، روز ۲۱ فروردین، ۲۵۰ نماینده مجلس ارتجاع اسلامی با ارسال نامه ای به رئیسی، ضمن “تشکر از تلاش های” او و “هیات مذاکره کننده برای رفع مشکلات مربوط به توافق هسته ای”، نسبت به عدم گرفتن تضمین های لازم برای رفع تحریم ها هشدار دادند. این تعداد از نمایندگان مجلس در پایانِ نامه حمایتی خود به ابراهیم رئیسی یادآور شده اند: مجلس شورای اسلامی از هر گونه توافقی که با رعایت قانون مجلس و خطوط قرمزِ ترسیم شده نظام، مناقع ملت ایران را تضمین کند، حمایت خواهد کرد”. (تاکید از ما است).

نامه ۲۵۰ نماینده مجلس به ابراهیم رئیسی و حمایت مشروط  آنان از روند مذاکرات هسته ای را باید به حساب یک توافق صوری و پشت پرده مجلس ارتجاع با کابینه رئیسی گذاشت. چرا که نمایندگان مجلس با آگاهی از اینکه دو روز بعد به همراه کابینه رئیسی به دیدار خامنه ای خواهند رفت، با نوشتن این نامه حمایتی سعی کردند خود را از واکنش های عتاب آمیز خامنه ای دور نگه دارند. چرا که با توجه به موضع گیری های پیشین گروهی از نمایندگان مجلس و مخالفت های آشکار آنان با مذاکرات وین، می دانستند با توپ و تشر خامنه ای مواجه خواهند شد. در واقع ۲۵۰ نماینده مجلس با ارسال چنین نامه ای سعی کردند به طور موقت هم که شده خود را از تیر رس عتاب رهبر نظام دور نگه دارند و در حد ممکن جاده برزخی و ناهموار مذاکرات هسته ای را برای خامنه ای هم اندکی هموار کنند.

با این همه، سخنان خامنه ای و دفاع آشکار او از رئیسی و تیم مذاکره کننده هسته ای را نباید همیشگی و پایدار دانست. خامنه ای در تمامی سال های مذاکرات هسته ای، هرجا که روند مذاکرات به نفع او بوده، نتایج آن را به پای خود نوشته و هر زمان که نتیجه مطابق میل او پیش نرفت، خود را از مسئولیت و پاسخگویی کنار کشیده است. خصوصا هر گاه نتیجه مذاکرات و توافق نهایی با نارضایتی آشکار لایه های پر قدرت حکومتی مواجه شده است، خامنه ای خود را از هر خطایی مبرا کرده و دولت و تیم مذاکره کننده را به عبور از خطوط قرمز نظام متهم کرده است. در حالی که همگان می دانند تصمیم گیرنده اصلی روند مذاکرات هسته ای فقط شخص خامنه ای است و بدون تایید نظر او حتا یک بند از مذاکرات هسته ای نیز مورد توافق واقع نمی شود.

در واقع سخنان تمجید آمیز خامنه ای از تیم مذاکره کننده فعلی را باید در راستای همان سیاست متعارف او در مواجهه با کابینه های مختلف دانست. فراموش نکنیم، خامنه ای عین همین جملات ستایش آمیز را به دفعات در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد و حسن روحانی نیز به کار برده است. در دوران حسن روحانی، هر گاه اعلام مخالفت با روند مذاکرات و تیم مذاکره کننده هسته ای در درون لایه هایی از حاکمیت شتاب می گرفت، خامنه ای با همین شدتی که اکنون از تیم مذاکره کننده فعلی  دفاع کرده است، از ظریف و تیم مذاکره کننده قبلی هم دفاع می کرد.

ظریف و تیم مذاکره کننده هسته ای دوران حسن روحانی که اکنون مورد غضب خامنه ای قرار گرفته اند، در روزگاری نه چندان دور بیش از تیم فعلی مورد وثوق رهبر جمهوری اسلامی بودند. خامنه ای به همان گونه که اکنون از تیم مذاکره کننده کابینه رئیسی ابراز رضایت می کند، پیش از این از محمد جواد ظریف و تیم مذاکره کننده او با کلماتی همانند امین، غیور، شجاع و متدین یاد می کرد.

“بنده هیئت مذاکره کننده را – همین دوستانی که این مدت زحمات را بر دوش گرفته اند- هم امین می دانم، هم غیور می دانم، هم شجاع می دانم، هم متدین می دانم؛ این را همه بدانند. اکثر حضاری که اینجا تشریف دارید، از محتوای مذاکرات خبر ندارید؛ اگر شما هم از محتوای مذاکرات و جزئیات مذاکرات و آنچه در مجالس می گذرد مطلع بودید، به بخشی از آنچه بنده گفتم، حتما اذعان می کردید… این ها مردمانی هستند متدین و امین؛ این ها امینند؛ قصدشان این است که کار کشور را پیش ببرند، گره را باز کنند و دارند تلاش می کنند برای این کار. انصافا غیرت ملی هم دارند، شجاعت هم دارند”. (دیدار مسئولان نظام با خامنه ای – دوم تیر ۱۳۹۴)

با مقایسه سخنان خامنه ای در دو تاریخ فوق، به روشنی می توان دریافت، تعریف و تمجیدی را که او در روز سه شنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۱ از تیم مذاکره کننده فعلی به عمل آورد، به مراتب کم رنگتر از سخنان ستایش آمیز او از ظریف و تیم مذاکره کننده پیشین در تیر ماه ۹۴ بوده است. خامنه ای در سخنان اخیر خود به رغم اینکه مسئولان مذاکرات هسته ای کنونی را افرادی انقلابی، متدین و پر جد و جهد خواند، اما با گفتن اینکه مذاکرات تا این لحظه به خوبی پیش رفته است، راه را برای برزخ مذاکرات هسته ای که اکنون در آن گرفتار است، باز گذاشت، تا چنانچه مذاکرات کنونی شکست خورد یا جمهوری اسلامی به نتیجه مطلوب نرسید، خود را تبرئه کرده و همانند دوران حسن روحانی همه تلخکامی ها، شکست یا نتیجه نامطلوب مذاکرات را به گردن ابراهیم رئیسی و تیم مذاکره کننده فعلی بیاندازد.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۹۶۶در فرمت پی دی اف:

 

 

سیاست‌های راسیستی جمهوری اسلامی علیه پناهجویان ستم‌دیده‌ی افغان

بعد از حمله به ۳ آخوند مزدور در مشهد که منجر به کشته شدن دو تن از آن‌ها شد، موج جدیدی از نفرت‌پراکنی علیه مردم ستم‌دیده‌ی افغانستان در ایران شکل گرفته است، موجی که به‌رغم تکذیب‌های مقامات رده بالای جمهوری اسلامی، رد پای حکومت در آن آشکار است.

ابتدا می‌باید از این موضوع شروع کرد که اساسا علت قتل دو آخوند مزدور جمهوری اسلامی و قاتل آن‌ها هنوز به‌طور یقین مشخص نیست و مشکل است که باور کرد آن جوان افغان که در فیلم‌های منتشر شده از لحظه‌ی دستگیری وی نه چاقویی در دست دارد و نه دست و  لباس‌اش خونی‌ست و نه مانند داعشیان شعاری سرداد، قاتل باشد. هم‌چنین در مورد تبار ازبک و سنی بودن یا هزاره و شیعه بودن آن اخبار متناقضی منتشر شده است.

اصرار مقامات بالای جمهوری اسلامی درست بعد از حادثه بر “تکفیری” بودن “قاتل”، آن‌هم در حالی که هیچ تحقیقاتی صورت نگرفته بود، دلیل دیگری بر ساختگی بودن اخبار جمهوری اسلامی و در نتیجه عدم اعتماد به گزارش‌ها و اخبار منتشر شده از سوی رژیم است.

به‌خصوص آن‌که براساس اخبار منتشره از سوی خود رژیم، این سه آخوند در مناطق حاشیه‌ای مشهد فعال بودند. همه می‌دانند که فعالیت آخوندها در این مناطق با دو هدف مشخص است. یکی استخدام مزدور از میان جوانان فقیر و بیکار برای برنامه‌های جنگ‌طلبانه رژیم و دوم سوءاستفاده از فقر زنان و دختران حاشیه‌نشین مشهد برای وادار ساختن آن‌ها به تن‌فروشی، به‌خصوص برای توریست‌های خارجی که پول زیادی از این راه نصیب آخوندها در مشهد می‌شود.

بعد از این ماجرا و تکفیری خواندن “قاتل”، موج حمله به افغان‌های مقیم ایران هم آغاز شد که نشان می‌داد کاری سازماندهی شده است. محمود احمدی بیغش نماینده مجلس اسلامی و عضو کمیسیون امنیت ملی در توئیتر نوشت: “حمله گستاخانه تبعه افغانی به سه روحانی در صحن حرم مطهر امام رضا، نشان از اتفاقات ناخوشایند توسط مهاجرین بی‌هویت افغانی برای کشور در آینده دارد. حمایت از طالبان منفور لکه ننگی برای ماست. تا دیر نشده باید همه اینها را بدون هیچ دفع‌الوقتی از کشور اخراج کرد. فقط استان تهران توسط یک میلیون و ششصد هزار افغانی محاصره شده است“. ابوالفضل ظهره‌وند سفیر پیشین جمهوری اسلامی در افغانستان نیز در گفت‌وگو با سایت رویداد ۲۴ سخنان مشابهی بر زبان ‌آورد. او ‌گفت: “داعش و جریانات تکفیری که متاسفانه در افغانستان و در داخل پاکستان خیلی قوی هستند و تا زمانی که اخراج نشده‌اند ما باید همیشه این را به عنوان تهدید بدانیم”.

هم‌چنین موجی هدایت شده از سوی گروه‌هایی مشخص در شبکه‌های اجتماعی با فیلم‌هایی عموما “جعلی” علیه افغان‌های مقیم ایران و به‌اصطلاح “هجوم‌ افغان‌ها” به ایران منتشر گردید. حتا شایعه کردند که یک دختر ۱۴ ساله یزدی توسط یک افغان ربوده و پس از تجاوز به قتل رسیده است که موضوع به سرعت تکذیب شد. نکته ماجرا در این بود که عموم گروه‌های وابسته به طبقه حاکم چه در داخل حاکمیت، چه در خارج حاکیمت و چه حتا در خارج از کشور در این سیاست راسیستی و نژادپرستانه ضد افغان هم صدا بودند، در میان آن‌ها البته برخی سعی کردند نظرات راسیستی خود را با توجیهات و روشهای عوام‌پسندانه به مردم بقبولانند.

واقعیت این است که سیاست نژادپرستانه و ضد پناهنده جمهوری اسلامی موضوع جدیدی نیست. سیاستی که به اشکال مختلف تبلیغ شده و به خورد مردم ناآگاه داده شده است. از دیرباز ورود افغان‌ها به برخی از شهرها و استان‌ها ممنوع شده بود. افغان‌های پناهنده، در حالی که هیچ خدماتی از دولت نمی‌گیرند، مجبورند با کمترین دستمزد، سخت‌ترین کارها را انجام دهند. این در حالی‌ست که همه دولت‌های جهان از سازمان ملل بابت “میزبانی و خدماتی” که به پناهندگان ساکن آن کشور ارائه می‌کنند، پول دریافت می‌کنند.

جمهوری اسلامی و طبقه حاکم در تمام این سال‌ها از حضور افغان‌ها در اشکال گوناگون بهره‌برداری کرده‌ است. بازار کار یک نمونه است که کارگران افغان با دستمزدهای بسیار پایین‌تر از حداقل دستمزد و بدون بیمه از سوی کارفرمایان از جمله پیمانکاران شهرداری‌ها به کار گرفته می‌شوند. در امور درمانی و آموزش و پرورش نیز سیاست راسیستی و تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی بر کسی پوشیده نیست. جمهوری اسلامی هم‌چنین از حضور افغان‌ها در کشور به‌عنوان یک کارت در سیاست خارجی بهره‌برداری می‌کند. یکی دیگر از سوء استفاده‌های جمهوری اسلامی انداختن تقصیر بسیاری از معضلات و نابسامانی‌های اقتصادی و اجتماعی بر گردن افغان‌هاست که در روزهای اخیر به‌ویژه شاهد این نوع بهره‌برداری از حضور افغان‌ها در ایران توسط جمهوری اسلامی بوده‌ایم.

روزنامه به‌اصطلاح اصلاح‌طلب شرق در گزارشی بسیار مزورانه همین صدای حاکمیت را بازتاب داده و سعی می‌کند با ظاهری بی‌طرفانه اما کاملا آگاهانه، بسیاری از مشکلات اقتصادی هم‌چون گرانی مسکن را به حضور پناهندگان افغان نسبت دهد. در گزارش این روزنامه که به قلم فردی به نام “مریم شکرانی” منتشر شده، به‌نقل از منوچهر بهرویان که این “گزارشگر” او را کارشناس اقتصاد مسکن معرفی می‌کند، آمده است: “بحران آب در دهه‌های آینده بسیاری از شهرها و زمین‌های مسکونی ایران را غیرقابل سکونت خواهد کرد و سیل مهاجرت افغانستانی‌ها به ایران و رشد تقاضای زمین و مسکن در حالی رخ می‌دهد که مساحت زمین‌های قابل سکونت ایران به دلایل مختلف از‌جمله بحران آب کم و کمتر می‌شود و همین مساله می‌تواند در آینده موجب بحران زمین شود. چنان‌که در همین زمان هم دولت برای تأمین زمین واحدهای مسکن حمایتی با مشکلات متعدد مواجه بوده است”.

در ادامه این گزارش با تیتر “توزیع غیرمستقیم یارانه میان افاغنه”، به نقل از آلبرت بغزیان که این روزنامه آن را “اقتصاددان” معرفی می‌کند، آمده است: “مهاجرت بدون ضابطه افاغنه به ایران می‌تواند کشور را درگیر کسری بودجه بیشتر کند. در ایران غالب کالاها از آب و انرژی تا غذا و حمل‌ونقل مشمول یارانه می‌شوند و سیل مهاجرت افغانستانی‌ها به ایران می‌تواند تقاضا برای کالا و خدمات یارانه‌ای را افزایش داده و در شرایطی که اقتصاد کشور رشد درخور‌توجهی نداشته، درگیر کسری بودجه شود و از آنجا که محل تأمین کسری بودجه غالبا چاپ پول است، این اتفاق می‌تواند منجر به تورم بیشتر و فقیرتر‌شدن ایرانی‌ها شود”.

اما صریح‌ترین بیان دیدگاه‌های راسیستی‌ در این گزارش متعلق به اکبر شوکت رئیس “کانون سراسری انجمن‌های کارگران ساختمان” است. او در این گزارش وقیحانه مشکلات کارگران ساختمانی را به کارگران افغان نسبت داده و با بیان بیکاری و معضلات حقوقی کارگران ساختمانی ایرانی مدعی می‌شود که بازار کار ساختمانی را کارگران افغان به تصرف درآورده‌اند. او می‌گوید: “برخی کارگران افغانستانی در ایران تبدیل به پیمانکار و کارفرما شده‌اند و این کارفرمایان فقط کارگران هم‌وطن خودشان را سر کار می‌برند… پیشروی افغانستانی‌ها در تسخیر بازار کارگران ساختمانی ایران به حدی بوده است که در برخی فنون مانند نمای سنگ رومی، بازار را کامل از دست ایرانی‌ها خارج کرده و اعداد گزافی برای دستمزد خود طلب می‌کردند… در برخی مشاغل مانند تولید کفش دست‌دوز یا دامداری در شهرهایی مانند قم افاغنه کارفرما شده‌اند و بازار را تقریبا به طور کامل از دست ایرانی‌ها گرفته‌اند و ادامه این روند می‌تواند بسیاری از مشاغل کارگری را از دست قشر ضعیف ایران خارج کند“.

این گزارش یک نمونه روشن از تفکر راسیستی و تلاش طبقه حاکم و رسانه‌های‌اش در انداختن تقصیر شرایط بد اقتصادی از تورم تا بیکاری بر گردن پناهجویان افغان است. اما مردم ایران به‌خوبی می‌دانند که هدف رژیم از این تبلیغات انحراف افکار عمومی از واقعیت‌های جامعه ایران است. البته در این میان افرادی ناآگاه و بخشا لمپن نیز هستند که تحت‌تاثیر شرایط و تبلیغات دست به اقداماتی غیرانسانی علیه افغان‌های ساکن ایران می‌زنند که در روزهای اخیر نمونه‌هایی از این رفتارهای غیرانسانی با افغان‌ها از جمله وادار کردن‌شان به توهین به افغانستان و مردم‌اش و نیز عقاید مذهبی‌شان در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که لازم است مردم در هر کجا در برابر این اقدامات غیرانسانی ایستاده و آن را تقبیح کنند. مردم ایران، عموم کارگران و زحمتکشان، اسیر این روش‌های مزورانه رژیم برای فرار از پاسخ‌گویی به مطالبات توده‌های کار و زحمت نشده و نخواهند شد.

در حالی که فقر بیداد می‌کند و هر روز از قدرت خرید حقوق و دستمزد کارگران و زحمتکشان جامعه کاسته می‌شود، جمهوری اسلامی سعی می‌کند به هر ابزاری متوسل شود تا چند روزی به عمر خود بیافزاید. بر همگان روشن است که بحران اقتصادی رکود – تورمی که مدام بر عمق و شدت آن افزوده می‌شود و عامل اصلی گرانی و بیکاری می‌باشد، هیچ ربطی به پناهجویان افغان ندارد و مضحک است که گرانی‌ افسارگسیخته و بیکاری حداقل ده میلیونی بویژه جوانان را به پناهجویان افغان نسبت داد.

بخش بزرگی از مردم افغانستان نیز این را به‌خوبی دریافته‌اند که نه کارگران و زحمتکشان ایران که این جمهوری اسلامی‌ است که به تفرقه و ایجاد دودستگی بین توده‌های ستم‌دیده‌ی ایران و افغانستان دامن می‌زند. تظاهرات در برابر سفارت جمهوری اسلامی در کابل و کنسولگری آن در هرات و به آتش کشیدن درب کنسولگری نشان می‌دهد که مردم افغانستان به‌درستی جمهوری اسلامی را عامل آزار و اذیت افغان‌های پناهجو می‌دانند.

این حق مردم افغانستان است که به‌خاطر شرایط فاجعه‌بار حاکم بر افغانستان چه قبل از طالبان و چه امروز که طالبان بر سریر قدرت است، برای نجات جان خود و برای حقوق انسانی خود، به کشورهای دیگر پناه ببرند، اما برخلاف ادعای جمهوری اسلامی درمورد پذیرش پناهجویان افغان، واقعیت این است که سیاست پناهنده‌پذیری جمهوری اسلامی یکی از راسیستی‌ترین سیاست‌ها در جهان معاصر است. جمهوری اسلامی حاضر نیست حتا به کودکانی که مادرشان ایرانی‌ اما پدرشان افغان است شناسنامه ایرانی بدهد!! کارگران افغان حتا از حداقل‌های قانونی در نظام جمهوری اسلامی هم محروم هستند، همان حداقلی که چند برابر کمتر از خط فقر است.

جمهوری اسلامی عامدانه دست کارفرمایان و پیمانکاران را برای استثمار وحشیانه کارگران افغان باز گذاشته است. کارگران افغان باید به مانند کارگران ایرانی از دستمزد و حقوق برابر برخوردار باشند. اما نظام سرمایه‌داری حاکم که تنها سود برای‌اش اهمیت دارد، به این موضوع حتا فکر هم نمی‌کند. او فقط به این فکر می‌کند که چگونه می‌تواند دستمزد کمتری بدهد و چگونه و تا کجا می‌تواند نیروی کار را ارزان‌تر و پایین‌تر از ارزش‌اش بخرد. این خواست و مساله سرمایه‌داران است که کاملا با سیاست جمهوری اسلامی همسو و همراه است.

توده‌های ستم‌دیده‌ی ایران که سال‌ها ستم یک رژیم سرمایه‌داری قرون وسطایی مذهبی را تجربه کرده‌اند، همدرد توده‌های ستم‌دیده افغان هستند، دردشان مشترک است و راه حل این درد نیز مشترک.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۹۶۶در فرمت پی دی اف:

زنده باد همبستگی و رزم مشترک کارگران سراسر جهان

رفقای کارگر!

در آستانه اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) روز همبستگی و رزم مشترک کارگران تمام کشورهای جهان قرار داریم. اول ماه مه امسال در شرایطی فرارسیده است که تضاد میان قدرت‌های امپریالیست بر سر سلطه اقتصادی و سیاسی  برجهان به‌شدت حاد شده است. هم‌اکنون امپریالیسم روس و بلوک امپریالیستی اروپائی و آمریکائی بر سر سلطه بر اوکراین وارد جنگی شده‌اند که خطر گسترش و تبدیل آن به یک جنگ جهانی دیگر، این بار اما با کاربرد سلاح ویرانگر اتمی، بشریت را مورد تهدید جدی قرار داده است. میلیتاریسم بیش از هر زمان دیگر اوج گرفته است. تمام قدرت‌های امپریالیست جهان به‌سرعت در حال افزایش بودجه‌های نظامی و مجهز شدن به پیشرفته‌ترین سلاح‌های کشتارجمعی‌اند. بازار انحصارات تسلیحاتی رونق بی‌سابقه‌ای گرفته است. هزینه‌های نظامی سالانه دولت‌های سرمایه‌داری جهان، مدت‌هاست که از دو تریلیون دلار بسیار فراتر رفته است. پوشیده نیست که هزینه‌های سنگین رشد میلیتاریسم بر دوش کارگران و زحمتکشان قرار دارد و سطح معیشت آن‌ها را شدیداً تنزل داده است. اما مسئله به همین‌جا ختم نمی‌شود. تمام جهان سرمایه‌داری در یک بحران عمیق اقتصادی گرفتار است. حتی پیشرفته‌ترین و ثروتمندترین کشورهای سرمایه‌داری با یک رکود مزمن عمیق مواجه‌اند. در همین حال، بهای کالاهای موردنیاز روزمره توده‌های زحمتکش در طول چند ماهی که از سال جاری میلادی می‌گذرد، ۵۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش‌یافته و نرخ تورم  در این کشورها رسماً حدود ده درصد اعلام‌شده است. نتیجه این بحران رکود- تورمی، افزایش بیکاری و تنزل سطح معیشت کارگران شاغل و فقر گسترده‌تر بوده است. بنابراین، به‌رغم بمباران تبلیغات شوونیستی، نژادپرستانه و جنگ‌طلبانه طبقات حاکم سرمایه‌دار در این کشورها به‌قصد فریب و تحکیم اسارت کارگران و زحمتکشان، تضاد میان کارگران و سرمایه‌داران در حال تشدید شدن است و به‌زودی موج مبارزه و اعتلای جنبش کارگری علیه جنگ و وخامت اوضاع مادی و معیشتی، سراسر جهان حتی پیشرفته‌ترین کشورهای سرمایه‌داری را فرا خواهد گرفت. تأثیر این جنگ و بحران اقتصادی بر کشورهای فقیرتر جهان با میلیاردها جمعیت، فاجعه‌بار خواهد بود و پی آمد آن فقر و بیکاری بی‌سابقه‌ای است که حتی به اذعان سازمان‌های بین‌المللی وابسته به بورژوازی جهانی، بار دیگر شورش‌ها و قیام‌ها این کشورها را که حلقه‌های ضعیف‌تر جهان سرمایه‌داری‌اند، فرا خواهد گرفت.

کارگران ایران نیز که زیر فشارهای متعدد ستم اقتصادی و سیاسی، استثمار بی‌رحمانه، سرکوب و بی حقوقی قرار دارند، اکنون چندین سال پیاپی است که به مبارزه‌ای پیگیرانه علیه نظم سرمایه‌داری حاکم بر ایران برخاسته‌اند. تعداد مواردی که کارگران به‌ویژه از سال ۹۶ در هرسال به اشکال متعددی از مبارزه‌ روی آورده‌اند، در تمام جهان کمتر نمونه دارد. این مبارزات گاه به درجه‌ای رادیکال شده است که کارگران با طرح شعار نان،  کار، آزادی، اداره شورایی بدیل خود را در برابر نظم ارتجاعی حاکم به میان کشیده‌اند. کارگران تنها در طول یک سال گذشته صدها اعتصاب، تجمع‌ اعتراضی، مسدود ساختن جاده‌های بین‌المللی و تظاهرات برپا کردند.

تجمع و اعتصاب سراسری شاغلین رسمی نفت در بیست اردیبهشت در چندین شهر، اعتصاب و تجمع هزاران تن از کارکنان رسمی نفت در تهران و چندین شهر و مناطق عملیاتی و سکوهای دریایی در ۵ خرداد، اعتصاب سراسری کارگران پیمانی و پروژه‌ای نفت و گاز و پتروشیمی که از ۳۰ خرداد آغاز شد و بیش از دو ماه ادامه داشت، ده‌ها تجمع، راهپیمایی، تظاهرات و اعتصابی که دو ماه ادامه یافت توسط کارگران نیشکر هفت‌تپه برای لغو واگذاری شرکت به بخش خصوصی، اعتصاب و تجمع و ایجاد راه‌بندان و راهپیمایی ۱۴۰۰ کارگر معدن کرومیت آسمی نون منوجان در فروردین ، اردیبهشت و آذرماه، اعتصاب و تجمع بیش از ۲۰۰۰ کارگر مجتمع مس سونگون ورزقان در اعتراض به‌احتمال واگذاری معدن به بخش خصوصی، اعتصاب یکپارچه و گسترده کارگران ۷ معدن زغال‌سنگ کرمان زیرپوشش بخش خصوصی در مهرماه و اعتصاب متحدانه ۳۵۰۰ کارگر معادن زغال‌سنگ زرند، کوهبنان و راور کرمان زیرپوشش دولت در آبان ماه، تظاهرات خیابانی و تجمع اعتراضی کارگران گروه ملی فولاد با شعار “کارگران بیدارند از استثمار بیزارند”، تجمعات مکرر کارگران برق، تنها چند نمونه‌ از مبارزات قهرمانانه کارگران در فاصله ماه مه ۱۴۰۰ تا به امروز است. این مبارزات بازتاب تشدید مبارزه طبقاتی و تلاش کارگران برای برانداختن نظم سرمایه‌داری حاکم است.

با این‌وجود، به‌رغم تمام مبارزاتی که کارگران در یک سال گذشته داشته و گاه در تحقق مطالبات خود پیروز شده‌اند، اما نه‌فقط شرایط معیشتی کارگران بهبود نیافته، بلکه وخیم‌تر هم شده است. استثمار کارگران تشدید شده است، دستمزد واقعی کارگران درنتیجه تورم افسارگسیخته مدام کاهش‌یافته و هم‌اکنون اکثریت بزرگ کارگران در زیرخط فقر زندگی می‌کنند. در همین حال، درنتیجه ادامه و تعمیق بحران اقتصادی ده‌ها هزار کارگر شغل خود را ازدست‌داده و به ارتش میلیونی بیکاران پیوسته‌‌اند. رژیم ارتجاعی پاسدار نظم سرمایه‌داری که هیچ راه‌حلی برای بحران‌های عمیق اقتصادی- اجتماعی و سیاسی جامعه ایران و پاسخ به مطالبات کارگران و توده‌های زحمتکش مردم ایران ندارد، برشدت سرکوب و اختناق افزوده و به دفعات نیروی سرکوبگر پلیس را به مقابله با اعتراضات کارگران گسیل کرده است. گروهی از فعالان کارگری را اخراج و حتی به حبس محکوم کرده است. تمام این واقعیت‌ها به‌وضوح نشان می‌دهند که راه نجاتی برای کارگران از عواقب فاجعه‌بار نظم سرمایه‌داری حاکم و دولت دینی استبدادی پاسدار نظم سرمایه‌داری جز تشدید مبارزه برای سرنگونی این نظم ارتجاعی وجود ندارد.

اما تجربه به‌وضوح نشان داده است که اگر رژیم به‌رغم مبارزات پیگیرانه کارگران و زحمتکشان ایران توانسته به حیات ننگین خود ادامه دهد، ضعف تشکل و آگاهی کارگران است. طبقه‌کارگر فاقد تشکل‌های سراسری است. مبارزات کارگران به‌رغم این‌که گاه در رشته‌های معین به شکلی سراسری رخ‌داده، عموماً جدا از یکدیگر و پراکنده‌اند. باید برای غلبه بر این ضعف تلاش نمود. باید به مبارزه شکلی سراسری داد. این وظیفه‌ای بزرگ بر دوش بخش پیشرو و آگاه جنبش‌ کارگری، فعالان و سازمان‌های کمونیست است. باید در تمام کارخانه‌ها و مؤسسات تولیدی و خدماتی کمیته‌های مخفی کارخانه و اعتصاب را ایجاد و گسترش داد. باید برای ایجاد کمیته‌های هماهنگی میان مبارزات کارخانه‌ها و رشته‌های مختلف و تبدیل مبارزات به مبارزه‌ای سراسری تلاش نمود . باید برای برپائی اعتصاب عمومی و سرتاسری سیاسی که پیش‌شرط سرنگونی طبقه سرمایه‌دار حاکم و تأمین هژمونی طبقه کارگر در جنبش انقلابی برای سرنگونی جمهوری اسلامی است، تلاش نمود. طبقه کارگر فقط برای تحقق مطالبات و اهداف خود نیاز به یک انقلاب اجتماعی ندارد. نجات عموم توده‌های زحمتکش مردم ایران از ستمگری‌های جمهوری اسلامی و نظم ستمگرانه حاکم درگرو برپائی انقلابی است که نیروی محرکه و رهبر آن  طبقه کارگر ایران است.

 

رفقای کارگر!

اول ماه مه را در همبستگی با کارگران سراسر جهان دست از کار بکشیم و با برپائی تجمع‌ها و تظاهرات، این روز را به نقطه عطفی برای سرنگونی نظم سرمایه‌داری حاکم تبدیل کنیم.

سازمان فدائیان(اقلیت) اول ماه مه روز همبستگی بین‌المللی کارگران جهان را به طبقه کارگر تبریک می‌گوید و سالی سرشار از مبارزه و پیروزی را برای برپائی یک انقلاب کارگری و استقرار نظمی سوسیالیستی که تنها راه نجات کارگران است، آرزو می‌کند.

 

زنده‌باد اول ماه مه روز همبستگی و رزم جهانی کارگران تمام کشورهای جهان

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی

نابود باد نظام سرمایه‌داری

زنده‌باد آزادی- زنده‌باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان (اقلیت)

اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۱

 

کار، نان، آزادی – حکومت شورایی