روز شنبه برابر با ۲۷ ماه آگوست اکسیون به فراخوان شورای فعالین سوسیالیست و آزادیخواه هامبورگ، حزب کمونیست ایران حوزه هامبورگ و فعالین سازمان فدائیان (اقلیت)- هامبورگ در اعتراض علیه کشتار مبارزین دههٔ شصت در شهر هامبورگ مقابل سفارت جمهوری اسلامی برگزار شد.
در این آکسیون رفقای مائوئیست آلمان و تعدادی از سوسیالیستهای مستقل هامبورگ نیز حضور داشتند. رفقا با خواندن بیانیههای حزبی و تشکیلاتی خود ضمن صحبت کردن از چرایی کشتار مبارزین دههٔ شصت، سرکوب ادامهدار تمام این سالها و مبارزه بیامان تودهها که هماکنون هم ادامه دارد بر شکست خوردن سیاستهای سرکوب جمهوری اسلامی تأکید کردند.
و درنهایت این آکسیون با سردادن شعارهایی علیه جمهوری اسلامی و حمایت از زندانیان سیاسی و با پخش سرودهای انقلابی به پایان رسید.
شنبه پنجم شهریور ۱۴۰۱


گزارشهای خبرگزاریهای بینالمللی و اظهارنظر مقامات درگیر در پرونده احیای برجام در طول چند روز اخیر، حاکی است که توافق بر سر احیای برجام به مرحله نهائی رسیده و آنچه برجایمانده حواشی مذاکرات برای امضای نهائی توافقنامه است.
روز پنجشنبه بیست مرداد، اعتصاب پرسنل رسمی نفت شاغل در واحدهای عملیاتی و ستادی با خواستهای مشخصی که از پیش اعلامشده بود، بهطور همزمان در چندین واحد آغاز شد.در رأس این خواستها، اجرای کامل ماده ۱۰ قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت قرار دارد که اجرای آن از سال ۹۳ تاکنون به تعویق افتاده است. “شورای همبستگی کارکنان رسمی نفت” که فراخوان دهنده اعتصاب بود اعلام کرد” اعتراض در محل کار تا ۲۴ مرداد ادامه خواهد داشت و اگر تا ۲۶ مرداد وزیر نفت یا معاونت توسعهی مدیریت او بهصورت رسمی تاریخ و نحوهی اجرای ماده ۱۰ را اعلام نکند، کارکنان به همراه خانوادههای خود دست به تجمع خواهند زد”. اعتصاب که برای تحقق این خواست و خواستهای دیگری مانند؛ بازگرداندن اضافات مالیاتی اخذشده، پرداخت کامل پاداش خدمت بازنشستگان، بهبود وضعیت بهداشت، غذا،غذاخوری، خوابگاه، امکانات زیستی و درمان رایگان و باکیفیت آغاز شد مطابق برنامه اعلامشده تا چند روز ادامه داشت. پرسنل رسمی نفت همچنین نسبت به استخدامها و انتصابات فامیلی و پارتیبازی و ورود نیروها و مأموران برای کنترل فضای امنیتی مراکز کاری بهشدت معترضاند.این اعتصاب که با تجمع کارگران و کارکنان رسمی و در دست گرفتن شعارنوشتههایی همراه بود بهسرعت به بیش از ۴۵ واحد تسری یافت. مجتمع گاز پارس جنوبی عسلویه ،نفت و گاز گچساران ، دکل ۸۵ اهواز، پرسنل مناطق نفتخیز جنوب ، پالایشگاه شمارهی ۲ ،۳ ،۴ ۷، ۸ و ۹ پارس جنوبی، شرکت بهرهبرداری نفت و گاز شرق خان گیران سرخس، تأسیسات خط لوله سنندج، سکوی نفتی سروش در فلات قاره، نفت و گاز غرب منطقه نفت شهر، واحد بهرهبرداری بهرگان فلات قاره، پالایشگاه گاز پارسیان، واحد بهرهبرداری غرب کارون شرکت نفت و گاز اروندان ،ایستگاه تزریق گاز شرکت بهرهبرداری نفت و گاز مارون، کارکنان آتشنشانی منطقه عملیاتی نار و کنگان، شرکت بهرهبرداری نفت و گاز غرب منطقه چشمه خوش، منطقه عملیاتی تنگ بیجار ایلام نفت و گاز غرب، واحد کنترل و ابزار دقیق پالایشگاه کرمانشاه، سکوی نفتی بهرگان سر و تعداد دیگری از مراکز نفت و گاز و حفاری، که یا آغازگر اعتصاب بودند و یا به فاصله بسیار کوتاهی به اعتصاب پیوستند.
مبارزه و مقاومت زنان ایران علیه سرکوب و بی حقوقی و تبعیضات جنسیتی تحمیل شده بر آنان، که این روزها با اقدام عملی نفی حجاب اجباری در کوچه و خیابان و محلات شکل علنی به خود گرفته است، جمهوری اسلامی را به استیصال و عقب نشینی از رویارویی مستقیم و خیابانی با زنان ایران کشانده است.
از “آب، آب” و “تنها کف خیابون بدست میآد حقمون” تا “مرگ بر رئیسی” شعار این روزهای تشنگی مردم زحمتکش و ستمدیدهی شهرکرد بود. مردمی که در گذشته مشکلی به نام بیآبی نداشتند، اما در سالهای اخیر در پی بروز معضل آب، بارها به خیابان آمدند تا حق خود را بگیرند. این بار اما شهرکرد تشنهتر از همیشه بود. شهری که مرکز استان است اما مردمش از ۱۷ مرداد حتا از آب آشامیدنی محروم شدند.
روز شنبه ۲۰ اوت کمیته برگزارکننده یادمان جانفشانان دهه شصت، مراسم با شکوهی در میدان دام – آمستردام برگزار کرد که با استقبال وسیع روبرو شد.

در روزشمار تاریخ کشتار و اعدام و مرگ در زندان های جمهوری اسلامی، به سالگرد دیگری از مرداد و شهریور تابستان ۶۷ رسیده ایم. به روزهای خونینی که هزاران زندانی سیاسی به فرمان مستیقم خمینی جلاد اعدام شدند. به روزها و شبانه های مرگباری که کابوس مرگ در اندرون زندان های جمهوری اسلامی خیمه زد و زندانیان سیاسی در سراسر ایران گروه گروه به جوخه های اعدام سپرده شدند. اکنون پس از گذشت ۳۴ تابستان، بار دیگر به روزشمار آن فاجعه خونین رسیده ایم که در لحظه های نفس گیر آن کشتار بزرگ، نه دادگاهی بود و و نه کیفرخواستی، نه وکیل مدافعی بود و نه فرصتی برای دفاع از خود و نه کلامی از پیش شنیده شده که زندانیان بدانند به کدامین منظور از سلول و بند به بیرون کشیده شده اند. هر آنچه بود، بی خبری بود و در پس این بی خبری، فتوای مرگبار خمینی برای کشتار زندانیان سیاسی. هر آنچه بود چوبه های دار بود و “هیئت مرگی” از برگزیدگان خمینی، آراسته به نیرنگ و فریب که در لوای “هیئت عفو و آزادی” زندانیان را به کام مرگ می فرستادند.