
با حمایت همه جانبه از خیزش انقلابی مردم در شهرهای کردستان، سنگر انقلاب برای آزادی و برابری را مستحکمتر کنیم
دستگاه سرکوب رژیم مستأصل جمهوری اسلامی شهر مهاباد را در محاصره آتش گلوله و شلیک به مردم مبارز قرار داده است. سپاه پاسداران از شهرهای مختلف به مهاباد اعزام شدهاند و میخواهند با ایجاد حمام خون در این شهر، مقاومت و مبارزه سلحشورانه ای که در شهرهای مختلف کردستان پی گیرانه ادامه داشته است، درهم بکشند.
در دو ماه گذشته کردستان به یکی از سنگرهای پیشروی انقلاب برای سرنگونی جمهوری اسلامی تبدیل شد ه است. با حمایت همه جانبه از خیزش انقلابی مردم در شهرهای کردستان سنگر انقلاب برای آزادی و برابری را مستحکمتر کنیم.
از مردم مبارز سراسر ایران، فعالین اعتراضات و کمیتهها و حلقههای مبارزین محلی که جنبش انقلابی در شهرهایی مختلف را تا کنون به پیش بردهاند و از ستونهای اصلی پیشروی جنبش انقلابی در سراسر شهرهای ایران بودهاند، از همه کارگران و معلمین در حال اعتصاب از دانشجویان از فعالین جنبش زنان و فرهنگ ورزان و همه انسانهای شریف و آزادیخواه در سراسر ایران و جهان میخواهیم که مدافع مردم مهاباد و کردستان باشند و اجازه ندهند دستگاه سرکوب جهنمی جمهوری اسلامی به اهداف خود دست یابد.
با تلاش و همبستگی مبارزاتی خود میتوانیم جنبش انقلابی را هرچه بیشتر به پیش برده و رژیم سرکوب و ترور شکنجه را بهزیر بکشیم.
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
امضاها: سازمان اتحاد فدائیان کمونیست، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری ایران-حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت
۲۹ آبان ۱۴۰۱ برابر با ۲۰ نوامبر ۲۰۲۲

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، با انتشار فراخوانی در تاریخ ۲۷ آبان ، همه معلمان شاغل، پیشکسوتان بازنشسته و دانش آموزان شجاع در مدارس دولتی و غیردولتی را به اعتصاب در روزهای ۲۹ و ۳۰ آبان فراخوانده است. شورای هماهنگی در این فراخوان ضمن اشاره به کشتار بیرحمانه تودههای مردم و جنایات فجیع حاکمیت طی دو ماه اخیر، ازجمله آدمرباییها، جنایات هولناک نیروهای سرکوب، بسیجیان و مزدوران اطلاعاتی موسوم به لباس شخصی، این اقدامات جنایتکارانه را قاطعانه محکوم نموده و خطاب به حاکمیت اعلام کرد :”این آغاز فصل جدیدی از اعتصابات سراسری معلمان خواهد بود.”
ادامه بیوقفه مبارزه حماسی و قهرمانانه مردم ایران در طول دو ماهی که از موج کنونی جنبش انقلابی میگذرد، به همگان نشان داد که آتش فروزان خشم انقلابی توده مردم ایران علیه رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی خاموش شدنی نیست. نزدیک به دو ماه از آغاز اعتصابات، تظاهرات تودهای و نبردهای خیابانی موج نوین جنبش انقلابی گذشت. جنبشی که از ۲۶ شهریورماه با قتل مهسا امینی آغاز گردید، ادامه مبارزات و نقطه اوج جنبشی است که از دیماه ۹۶ شکل گرفت و بهرغم تمام افتوخیزها و وحشیگریهای طبقه حاکم، استوار و پیگیر ادامه دارد. این جنبش در طول این دوماه، نمونههای درخشانی از قهرمانی و فداکاری، استقامت و پایداری زنان، جوانان، دانشجویان، دانشآموزان و تودههای زحمتکش مردم را در سراسر ایران بهوضوح نشان داد. بهرغم تمام وحشیگری نیروهای سرکوب، بازداشت متجاوز از ۱۴ هزار مبارز، کشتار ۳۲۶ تن از مردم ایران که ۴۳ نفر آنها کودک بودهاند، این مبارزه لحظهای رژیم را آرام نگذشته است. دانشجویان در تمام این مدت در حال اعتصاب، تجمع و تظاهرات بودهاند. زنان، جوانان، دانشآموزان و تودههای زحمتکش پیدرپی با برپائی تظاهرات، نبردهای خیابانی و درگیری با نیروهای سرکوب رژیم، آرامش را از رژیم استبدادی حاکم گرفتهاند.
“شما مسئولان که دست به توجیه تان همیشه خوب بوده و هست، چه توجیهی برای ۱۵۰۰ کشته آبان ۹۸ دارید؟… چه توجیهی برای بی آبی بلوچستان دارید؟ لابد آن هم تقصیر غرب بوده است”. “من یک دانشجوی ساده ام و فقط به شرایط کنونی داخلی کشورم اعتراض دارم…نه بیماری زمینه ای دارم و نه میل به خودکُشی”. جملات فوق، نمونه ای از واکنش اعتراضی دانشجویان دست چین شده فردوسی مشهد خطاب به علی بهادری جهرمی بود که به دعوت دانشجویان بسیجی در روز پنجشنبه ۱۹ آبان در دانشگاه فردوسی مشهد حضور یافت. جملات کنایه آمیز دانشجویی که در آغاز سخنانش اعلام کرد: “من نه بیماری زمینه ای دارم و نه قصد خودکُشی”، اشاره به کشتار ده ها دختر و پسر جوانی نظیر مهسا امینی، نیکا شاکرمی، سارینا اسماعیل زاده و اسرا پناهی است که توسط آدمکشان جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، اما دستگاه تبلیغاتی رژیم با فریبکاری تمام سعی دارد نقش خود را در کشتار بی رحمانه آنان کتمان و از طریق اعمال فشار بر خانواده ها، مرگ آنان را بر اثر بیماری های زمینه ای، خودکشی و یا تصادف وانمود کند.
مطابق فراخوان قبلی، کارکنان عملیاتی و رسمی نفت،گاز، پالایش و پخش و پتروشیمی، در اعتراض به عدم اجرای ماده ۱۰ قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت، از روز دوشنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۱ دست به اعتصاب غذا زدند. کارکنان عملیاتی رسمی نفت درعینحال خواهان همکاری کارکنان ستادی شدند. “شورای هماهنگی و همبستگی کارکنان رسمی صنعت نفت (بازنشستگان و شاغلین)” در بیانیههای خود از کارکنان رسمی خطوط انتقال گاز، خطوط انتقال نفت و فرآوردههای نفتی،پخش فرآوردههای نفتی و سایر کارکنان رسمی نفت دعوت به عمل آورد به اعتراض سراسری به پیوندند.اعتصاب غذای سراسری، دهها شرکت و مجتمع نفت و گاز و پتروشیمی ازجمله؛ پالایش نفت آبادان، شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب،مجتمع گاز پارس جنوبی، منطقه عملیاتی دالان- زاگرس جنوبی، پتروشیمی بندر امام، شرکت نفت فلات قاره، سکوی گازی پارس جنوبی و بسیاری از سکوهای دریایی نفت و گاز را دربرگرفت.