پیروزی کارگران و زحمتکشان نزدیک است

این روزها که مردم در خیابان‌ها متحدانه برای به دست آوردن حق‌وحقوق خود و برانداختن نظم حاکم به پا خاسته‌اند، این روزها که پاسداران سرمایه همانند گذشته ننگین رژیم خون‌خوار جمهوری اسلامی جوانان مبارز را به خاک و خون می‌کشند، باید بهتر و بیشتر از هرزمانی نقش جنایت‌کارانه مزدوران سیاه‌روی را عیان کرد. جنایات جمهوری اسلامی و مزدوران آن را در خیابان‌ها فریاد بزنیم. مصرانه خواهان آزادی زندانیان سیاسی باشیم. از سفره خالی کارگران و زحمت کشان، از قلب‌های کوچک کودکان تیرخورده، کودکان محبوس دربند و اسارت، جوانان پرپرشده، از دردهای شکنجه، حکم اعدام زندانیان دربند، از فقر، گرانی، بیکاری و بی‌عدالتی فریاد مردم گرسنه محروم به آسمان رفته است. جنایات رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی را در خیابان‌ها فریاد زنیم و برملا سازیم. جنایت‌کاران مزدور را رسوا و برای انتقام شناسایی کنیم. توده‌های مردم در مسیری مشخص و باهدفی معین پیش می‌روند؛ انقلاب، انقلاب. برای انقلاب و در راه انقلاب کنار کارگران و مردم زحمت‌کش، در خیابان بمانیم.

درحالی‌که تنگناهای اقتصادی روزبه‌روز شدیدتر و معیشت مردم پیوسته وخیم‌تر شده است، در حالی که گذران زندگی سخت‌تر و شرایط زندگی توده‌های مردم وضعیت بحرانی‌تری به خود گرفته است، اما علی‌رغم همه سختی‌ها و مشکلات معیشتی، مردم مصمم‌اند مبارزه را تا سرنگونی کامل این رژیم منفور در خیابان‌ها ادامه دهند. رژیم سرمایه‌داران نیز در گنداب بحران عمیق اقتصادی دست‌وپا می‌زند. هیچ‌گونه ثباتی درزمینهٔ اقتصادی و یا روزنه امیدی درزمینهٔ امنیتی برای دلگرمی نیروهای مزدورش وجود ندارد. شکنندگی حاکمیت رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی بر همه عیان است. با هر تلنگری بر پیکر پوسیده و بی‌جان رژیم، می‌تواند نقش زمین شود. ارتجاع حاکم برای مزدوران خود نوحه می‌خواند و به آن‌ها رشوه می‌دهد، اما خودش هم می‌داند که این اقدامات دیگر کارساز نیست. خرمن گیسوان زنان چنان زخم عمیقی بر رژم مذهبی و ارتجاعی جمهوری اسلامی بر جای گذاشت که دیگر نتوانست روی پا بایستد. رژیم بی‌شرم و جنایتکار جمهوری در بی دادگاه‌های خود چند سطل زباله را اموال عمومی می‌داند و برای آتش زدن این سطل‌های زباله، جوانان را متهم به تخریب اموال عمومی می‌کنند. اما اختلاس‌های چند هزارمیلیاردی دزدی‌ها، چپاول و تاراج ثروت کشور توسط سرمایه‌داران و سران رژِیم بی‌آبروی جمهوری اسلامی را غارت اموال عمومی نمی‌داند. واقعاً چه کسانی دارند از اموال عمومی مردم دم می‌زنند؟ کسانی که چهل‌وچهار سال است ثروت‌های عمومی از نفت و گاز و معدن گرفته تا کوه و جنگل و زمین را غارت نموده‌اند، کسانی که با دزدی و اختلاس و غارت مردم زحمتکش زندگی کرده‌اند. دزدان و زالوصفتانی که خون کارگر را مکیده و کودکی کودکان کار را ربوده‌اند، حالا ادعای حراست از اموال عمومی می‌کنند. در جمهوری اسلامی سهم کارگران از زندگی، سفره خالی و سهم کودکان کار همان سطل‌های زباله است. فرزندان سرمایه‌داران در غرب و در رفاه زندگی می‌کنند. فرزندان کارگران و مردم گرسنه در فقر. درحالی‌که فرزندان سرمایه‌داران دزد، با دست رنج کارگران و مردم زحمت‌کش، با پول‌های مردم در غرب زندگی می‌کنند، فرزندان کارگران و مردم ستم دیده برای داشتن کار، نان و آزادی به دست ارتش و سپاه پاسداران این حامیان قدرت حاکم و پاسداران منافع سرمایه‌داران در خیابان به قتل می‌رسند. روزانه چندین جوان مبارز را می‌کشند و راهی قبرستان می‌کنند. جمهوری اسلامی تیغش را تیزتر و سرکوب را تشدید کرده است. در بیداد گاه‌ها، حکم اعدام کودکان و جوانان را صادرمی کنند. اجازه ندهیم رژیم خون‌خوار جمهوری اسلامی به خود جرئت دهد بیش از این بساط بند و دار را بر پا کند.

از فراخوان‌های سه روز آینده برای اعتراض و نبرد خیابانی استقبال کنیم و به‌طور متحد و یکپارچه به پا خیزیم. در روزهایی که بدون تردید به انقلاب و پیروزی مردم گرسنه منتهی خواهد شد. به پا خیزیم و در این سه روز پشت جمهوری اسلامی را به خاک بمالیم. کارگران، زحمت کشان، زنان و جوانان شجاع و مبارز، در این سه روز پیش رو، خیابان‌ها را تسخیر کنیم. ازیاد نبریم که با ضربه گام‌های استوار ماست که سپیده صبح بر ظلمت شب چیره می‌شود. پرتوان و متحد، راهی را که از نیمه گذشته است طی کنیم. گامی بیشتر باقی نمانده است. وحشی‌گری مزدوران رژیم جنایتکار در برابر رزم به‌حق و عزم و اراده راسخ ما برای سرنگونی رژیم و ادامه پیکار تا پیروزی، حربهٔ زنگ‌زده و شکسته‌ای بیش نیست. کارگران، با اتحاد و اعتصابات گسترده سراسری و اراده آهنین و دستان توانمند خود لاشه جمهوری اسلامی را با به قعر تاریخ بیندازید. فراخوان روزهای ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذرماه برای رژیم بحران‌زده جمهوری اسلامی روزهای از نفس افتادن است. خیابان‌ها را به تسخیر خود درآوریم. پیروزی کارگران و زحمت کشان همین نزدیکی‌ها در خیابان است. وعده ما روزهای آینده، پیکار کف خیابان تا سرنگونی حکومت اسلامی.

 

زنده‌باد اعتراضات سراسری و نبردهای خیابانی

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

برقرار باد حکومت شورایی

۱۳ آذر ۱۴۰۱

کنش‌یار

اعتصابات سراسری پای دوم جنبش انقلابی

اعتصاب سراسری رانندگان و کامیون داران که از روز پنجم آذر شروع‌شده تا به امروز ۱۳ آذر ادامه یافته و ده‌ها شهر را در برگرفته است.با این اعتصاب سراسری که فراخوان آن را ” اتحادیه تشکل‌های کامیون داران و رانندگان سراسر ایران” در ۱ / ۸ / ۱۴۰۱ صادر کرده بود، حمل‌ونقل کالا از بندرعباس و بندر “امام خمینی” که بزرگ‌ترین بنادر ورود کالا هستند متوقف شد و پایانه‌های حمل‌ونقل بار در بسیاری شهرها نیز تق‌ولق و تعطیل‌شده‌اند.چهار سال بعد از ۳ اعتصاب سراسری و بزرگ رانندگان و کامیون داران در سال ۹۷ که تمام سیستم حمل‌ونقل کالا را فلج ساخت، رانندگان زحمتکش و کامیون داران بار دیگر پا به عرصه یک مبارزه متشکل و سراسری گذاشته‌اند تا حق خود را از پایمال‌کنندگان آن بستانند. این بار اما این زحمتکشان در شرایطی وارد یک اعتصاب سراسری شده‌اند که سراسر کشور در تب‌وتاب یک انقلاب و دگرگونی بنیادی نظم موجود می‌سوزد. بنابراین نفس اعتصاب رانندگان و کامیون داران آن‌هم در مقیاس سراسری،هم از جنبه تأثیرات امیدبخش و تقویت‌کننده اعتراضات خیابانی و خیزش‌های شهری و هم ازنظر تأثیرات آن بر گسترش اعتصابات به‌ویژه اعتصابات کارگری، حائز اهمیت جدی است.خصوصاً آنکه فراخوان دهندگان اعتصاب سراسری، هدف و خواست‌های خویش را نیز به‌نوعی با اهداف و مطالبات جنبش انقلابی که نزدیک به ۸۰ روز، تمام فضای سیاسی جامعه را تسخیر نموده گره‌زده‌اند و از آن حمایت کرده‌اند.

در بیانیه ” اتحادیه تشکل‌های کامیون داران و رانندگان سراسر ایران” ضمن اشاره کوتاه  به معضلات و مشکلات رانندگان و کامیون داران و اعتراضات و اعتصاباتی که گوش شنوایی برای آن پیدا نشده، براین موضوع تأکید شده که در شرایط حاضر و در برابر آنچه بر رانندگان و کامیون داران می‌رود، جایی برای “سکوت” نیست و به‌هیچ‌وجه” نباید تسلیم وضع موجود شد”. بیانیه تأکید می‌کند که “باید بلند شویم و حق‌خواهی‌مان را دیگربار با اعتصاب و اعتراض خودمان به همه اعلام کنیم”. بیانیه ” اتحادیه تشکل‌های کامیون داران و رانندگان سراسر ایران” اگرچه بسیار کوتاه است، اما وزن سیاسی آن بسیار چشمگیر و بالاست .این بیانیه صرفاً به مسائل صنفی و مشکلات خاص این قشر خلاصه نمی‌شود بلکه مستقیماً وارد موضوعاتی شده که کل جامعه درگیر آن است. در بیانیه گفته‌شده” ما چطور می‌توانیم با این مشکلات سازش کنیم درحالی‌که الآن تمام مردم برای حق‌خواهی بلند شده‌اند”.این یعنی آنکه رانندگان و کامیون دارانی که دست به اعتصاب زده‌اند نیز از توده مردم و مبارزان کف خیابان که علیه نظم حاکم به پا خاسته‌اند و دیگر حاضر به تحمل وضع موجود نیستند و عزم خویش را برای سرنگونی رژیم جزم کرده‌اند جدا نیستند. بیانیه می‌نویسد” ما چطور می‌توانیم در برابر مظلومیت همکارانمان و سایر مردم در کردستان در بلوچستان در ایذه و سایر شهرهای در خون تپیده آرام باشیم. پس بیایید همراه با همه مردم، فریاد اعتراض و اعتصاب و حق‌خواهی‌مان را برسانیم.” و این یعنی یک بیانیه رادیکال در همراهی با توده‌های مردم زحمتکش به پا خاسته و دفاع و حمایت تمام‌عیار از قیام‌های شهری ، نبردهای خیابانی و اشکال رادیکال مبارزات توده‌ای.مضمون بیانیه ” اتحادیه تشکل‌های کامیون داران و رانندگان سراسر ایران” گویای این واقعیت است که در شرایط انقلابی موجود، خارج از اراده اقشار مختلف مردم زحمتکش،در لیست مطالبات، خواست‌های سیاسی جایگاه مهم و ویژه‌ای دارند، هدف مشترکی آن‌ها را به هم نزدیک می‌کند، جویبارهای مبارزه را به کانال واحدی می‌راند، انرژی‌ها و ظرفیت‌های مبارزاتی را متمرکز و به سمت معینی هدایت می‌کند.

در بیانیه ” اتحادیه تشکل‌های کامیون داران و رانندگان سراسر ایران”  گرچه به‌طور مشخص از خواست‌های صنفی اعتصاب‌کنندگان نام‌برده نشده است اما این خواست‌ها تقریباً همان خواست‌هایی هستند که در اعتصابات سراسری پیشین عنوان‌شده‌اند؛ افزایش نرخ کرایه حمل‌ونقل، افزایش دستمزد رانندگان، افزایش حقوق بازنشستگی، حق سختی کار، بهبود وضعیت بیمه، توزیع لاستیک و قطعات یدکی با نرخ دولتی، حذف واسطه‌ها و دلال‌ها از پایانه‌های باربری،کاهش عوارض راه و مانند آن. درعین‌حال سهمیه دو هزار لیتری گازوئیل کامیون داران با نرخ دولتی، حذف‌شده و به‌جای آن به هر کارت سوخت، بین ۱۰۰ تا۲۰۰ لیتر سهمیه واریزمی شود که مورد اعتراض شدید رانندگان و کامیون داران است.

از میان تمام این خواست‌ها که در سه اعتصاب سراسری خرداد، مرداد و مهر سال ۹۷ نیز مطرح‌شده بود، تنها نرخ کرایه، آن‌هم فقط ۲۰ درصد اضافه شد که در مقایسه با افزایش قیمت‌ها و نرخ تورم حتی در همان سال نیز رقم بسیار ناچیزی بود.خواست اعتصاب‌کنندگان، افزایش حداقل ۷۰ درصد نرخ حمل‌ونقل کالاست.

اعتصاب سراسری رانندگان و کامیون داران که از پنج آذر شروع‌شده، در روزهای بعد گسترش بیشتری یافته است. علی‌رغم این، رئیس پایانه ” بندر امام خمینی” ، برخی مقامات دولتی و تشکل‌های حکومتی از نمونه ” کانون انجمن‌های صنفی رانندگان ناوگان حمل کالای سراسر کشور” در آغاز، این اعتصاب را به‌کلی انکار کردند. اما اتحاد و استمرار اعتصاب که می‌تواند کل سیستم حمل‌ونقل بار را فلج کند و تأثیرات انکارناپذیر آن بر صنایع و اقتصاد کشور، بحران رکود تورمی را تشدید خواهد کرد ، یقیناً دولت را وادار خواهد کرد اعتصاب و اثرات آن را ببینند. به‌ویژه اینکه بیش از ۹۰  درصد کالاها توسط کامیون‌ها جابه‌جا می‌شوند. ناوگان حمل‌ونقل جاده‌ای از ۳۰۰ هزار نفر در سال ۸۵ هرساله به‌طور متوسط ۵۰ هزار نفر اضافه‌شده و در سال ۹۷ به ۵۹۰ هزار نفر رسید. اگر همین روال درسالهای بعد نیز ادامه یافته باشد تعداد رانندگان ناوگان حمل‌ونقل جاده‌ای باید به بیش از یک‌میلیون نفر رسیده باشد.بنابراین اگر رانندگان و کامیون داران متحد باشند ، قطعاً می‌توانند دولت را نیز به عقب‌نشینی و پذیرش خواست‌های خود وادار کنند.

البته دولت و عوامل آن در شرکت‌های حمل‌ونقل کالا به‌رغم انکار اعتصاب، از همان روز اول اعتصاب به حربه تهدید و ارعاب متوسل شده‌ و سعی کرده‌اند بین اعتصابیون نفاق و دودستگی ایجاد کنند.اما رانندگان و کامیون داران  نیز آگاهی و هوشیاری خود را افزوده‌اند و اجازه نخواهند داد ارتجاع حاکم به اهداف سرکوب گرانه خود برسد.در اعتصابات سراسری سال ۹۷ ، دستگاه حکومتی با حداکثر خشونت و سرکوب به رانندگان پاسخ داد.دادستان کل رژیم رانندگان را راهزن(قطاع الطریق) خواند و رهبران اعتصاب را به اعدام تهدید کرد.سران دستگاه قضایی و فرماندهان ارشد نیروی انتظامی رانندگان را به مجازات‌های شدید و اعدام تهدید کردند و در یک‌کلام  دولت حاکم در قبال سه اعتصاب بزرگ و سراسری رانندگان و کامیون داران که به‌شدت از عواقب آن ترسیده بود، به قهر و خشونت علیه اعتصابیون و سازمان دهندگان اعتصابات متوسل شد و بیش از ۱۸۰ تن از رانندگان را بازداشت و روانه زندان کرد. علی‌رغم این سرکوب وحشیانه، فعالان و رانندگان آگاه و پیشرو توانسته بودند هماهنگی‌هایی میان شهرهای مختلف ایجاد کنند و تشکل‌های اولیه هماهنگ‌کننده‌ای را سازمان دهند به‌نحوی‌که اعتصاب مرداد سال ۹۷ بیش از ۱۶۰ شهر را دربرگرفت.اعتصاب مهرماه همان سال را که “اتحادیه هماهنگ‌کنندگان رانندگان سراسر ایران” فراخوان داده بود به بیش از ۲۷۰ شهر کشور گسترش یافت. دستگیری‌ها و بازداشت‌های وسیع رانندگان آگاه و پیشرو و سرکوب خشن و گسترده، به تلاش‌ها و هماهنگی‌های ایجادشده آسیب‌های جدی وارد ساخت و درروند اعتصابات سراسری رانندگان و کامیون داران وقفه انداخت.اما رانندگان و کامیون داران دست از مبارزه و فعالیت برنداشتند. از تجارب اعتصابات و فعالیت‌های متشکل قبلی آموختند، دوباره گرد هم آمدند، روابط خود را بازسازی و ترمیم کردند. هماهنگی‌ها را گسترش داده و به تشکل خود نظم بیشتری بخشیدند.اکنون ۴ سال بعد از اعتصابات سراسری در سال ۹۷مصمم‌تر از گذشته، متشکل‌تر از گذشته با شعارها و خواست‌های سیاسی رادیکال و خواست‌های صنفی پا به میدان مبارزه گذاشته و اعتصاب سراسری دیگری را سازمان داده‌اند و درعین‌حال از فراخوان‌ها و اعتصاب‌های سراسری در روزهای ۱۴ ، ۱۵  و ۱۶ آذر نیز حمایت نموده‌اند.

خوشبختانه امکان پیشروی و موفقیت اعتصاب سراسری رانندگان و کامیون داران نسبت به اعتصابات سال ۹۷  بسیار بیشتر شده است. این اعتصاب با موجی از اعتصابات کارگری و همچنین فراخوان‌های متعدد اعتصابات سراسری در روزهای ۱۴ و ۱۵ و  ۱۶ آذر از نمونه فراخوان اعتصاب کارگران و کارکنان مترو، اعتصاب سراسری  پزشکان و کادر درمان و اعتصابات سراسری دانشجویان و فراخوان‌های متعدد جوانان انقلابی در محلات همراه شده است. بیداری و آگاهی سیاسی درمیان تمام اقشار زحمتکش جامعه افزایش‌یافته است. در شرایط کنونی بسیار مهم و ضروری است که از رانندگان حمل‌ونقل کالا حمایت شود. بسیار مهم و در موفقیت اعتصاب رانندگان و کامیون داران مؤثر است که رانندگان ناوگان اتوبوس‌های شهری و ناوگان مسافربری بین‌شهری نیز در حمایت از رانندگان و کامیون داران دست از کار بکشند. در ناوگان مسافربری بین‌شهری حدود ۲۰۰ هزار راننده مشغول به کار هستند و اعتصاب آن‌ها جبهه اعتصابات سراسری را تقویت می‌کند. در اعتصاب سال ۹۷ رانندگان و کامیون داران، یک نمونه از این نوع حمایت و همبستگی بروز کرد. ناوگان مسافربری خوزستان دست به اعتصاب زدند و شرکت‌های ایران‌پیما، هم‌سفر، تی بی تی، رویال سفر در اهواز، آبادان، خرم‌شهر، ایذه، ماهشهر و برخی شهرهای دیگر در حمایت از رانندگان ناوگان حمل‌ونقل کالا، سرویس‌های خود را لغو و غرفه‌های فروش بلیت را تعطیل کردند.اکنون زمان آن رسیده است که این نمونه حمایت‌ها و همبستگی‌ها باز تکثیر و گسترده‌تر شود.

در شرایطی که تداوم اعتراضات توده‌ای و نبردهای خیابانی در سراسر کشور، ارتجاع حاکم را به ستوه آورده و هر بار ضربات محکمی بر پیکر فرسوده نظم حاکم فرود می‌آورد، با گسترش اعتصابات سراسری به‌مثابه پای دوم جنبش انقلابی، باید رژیم جمهوری اسلامی را از همه سو به محاصره درآورد و آن را به‌کلی فلج ساخت.فاصله چندانی تا اعتصاب عمومی سیاسی سراسری نمانده است و برای تعیین تکلیف قطعی با رژیم حاکم نیز راه دیگری جز اعتصاب عمومی سیاسی و قیام مسلحانه وجود ندارد.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۹۹۹  در فرمت پی دی اف:

حماسه‌آفرینی جنبش دانشجوئی از ۲۷ شهریور تا ۱۶ آذر

۱۶ آذر دیگری درراه است، متمایز از تمام ۱۶ آذرهای پیشین، حتی آذرماه سال ۹۸ که دانشجویان دانشگاه‌ها با رادیکال‌ترین شعارها، ظاهر شدند.

امسال ۱۶ آذر در حالی فرارسیده است که امواج بزرگ جنبش توده‌ای سراسر ایران را فراگرفته و جنبش دانشجوئی در این مبارزات نقشی پیشگام را بر عهده گرفته است. ده‌ها هزار دانشجو در طول یازده هفته گذشته پیوسته یا متناوب در حال نبرد با رژیم دیکتاتوری و ستمگر حاکم بر ایران بوده‌اند. دانشجویان در متجاوز از ۱۵۰ دانشگاه به اعتصاب، تجمع و تظاهرات روی آورده‌اند.

اعتصابات دانشجوئی اخیر از ۲۷ شهریورماه آغاز شد. دانشگاه تهران که همواره در طول تاریخ جنبش دانشجوئی ایران نقشی برجسته و پیشگام داشته است، در جنبش اخیر نیز نخستین دانشگاهی بود که پرچم اعتراض به قتل مهسا امینی را بلند کرد. یک روز پس از مراسم خاک‌سپاری مهسا در سقز، دانشجویان هنرهای زیبای دانشگاه تهران  با تعطیل کلاس‌ها، تجمع و تظاهرات برپا کردند و دانشجویان دانشکده‌های دیگر را به اعتصاب و تظاهرات فراخواندند. روی شعارنوشته‌هایی که دانشجویان با خود حمل می‌کردند، نوشته شده بود: “ژینا نمردی / نامت رمز می‌شود”. به‌رغم موانع و سرکوبگری‌های حراست و بسیج، این تظاهرات ادامه یافت. دانشجویان، شعارهای “زن، زندگی آزادی” “از کردستان تا تهران / خونین تمام ایران” سر دادند  و سرود “همراه شو عزیز، همراه شو عزیز- تنها نمان به درد، کاین درد مشترک هرگز جداجدا، درمان نمی‌شود.” را خواندند. در پی  آن  اعتراض، اعتصاب و تظاهرات به‌سرعت مهم‌ترین دانشگاه‌های کشور را فراگرفت. با گسترش اعتراضات به دیگر دانشگاه‌ها، شعارها نیز رادیکال‌تر شد.

شعار “مرگ بر دیکتاتور”، “می‌کشم می‌کشم / هر آنکه خواهرم کشت”” ما همه مهسا هستیم/ بجنگ تا بجنگیم” ” از سقز تا تهران/ مرگ بر ظالمان”،”از کردستان تا تهران/ خونین تمام ایران”، “لحظه‌به‌لحظه گویم/ زیر شکنجه گویم/ یا مرگ یا آزادی”،” فقر و فساد و بیداد/ مرگ براین استبداد” از شعارهای دانشجویان سراسر کشور بود. اما در شرایطی که جنبش دانشجوئی اعتلا می‌یافت و تظاهرات توده‌ای در بسیاری از شهرها برپاشده بود، دانشجویان برای مقابله با یاوه‌سرائی جریانات مرتجع و بلندگوهای تبلیغاتی آن‌ها که در تلاش برای بدیل سازی بودند،  شعار “مرگ بر ستمگر/ چه شاه باشه چه رهبر” را نیز به میان کشیدند که به‌زودی تبدیل به شعاری عمومی در تظاهرات و نبردهای خیابانی شد.

گسترش مبارزات دانشجوئی، محرکی برای آمدن توده‌های مردم سراسر ایران، به‌ویژه زنان، جوانان و دانش‌آموزان به خیابان‌ها، همراه با به آتش کشیدن روسری‌ها، نمادهای رژیم، پاره کردن و لگدمال عکس‌های خمینی و خامنه‌ای و به زیر کشیدن آن‌ها از کلاس‌های درس مدارس بود. در تظاهرات توده‌ای و نبردهای خیابانی، در بسیاری از شهرهای ایران، زنان نقش برجسته‌ای در برپائی، تداوم و رهبری تظاهرات را بر عهده گرفتند.

جمهوری اسلامی  هنوز بر این پندار بود که با سرکوب، دستگیری، اخراج  و تعطیل دانشگاه‌ها می‌تواند این موج جدید جنبش دانشجوئی را مهار کند. ازاین‌رو، سرکوب گسترده دانشجویان را از ۳۰ شهریورماه با حمله بسیجیان و دیگر واحدهای  سرکوب و امنیتی به دانشجویان دانشگاه تهران و کوی دانشگاه آغاز کرد.هم‌زمان حمله به تعداد دیگری از دانشگاه‌ها را سازمان داد. ده‌ها دانشجو مصدوم و گروهی بازداشت شدند. بااین‌وجود مبارزات دانشجویان بی وقفه ادامه یافت. هنگامی که رژیم دریافت، سرکوب کارساز نیست، تصمیم به تعطیلی دوهفته‌ای دانشگاه‌های تهران و برخی دانشگاه‌های دیگر و غیرحضوری و مجازی شدن کلاس‌های درس گرفت تا از تجمع دانشجویان در دانشگاه جلوگیری کند. مقاومت دانشجویان، نتیجه‌ای معکوس برای رژیم به بار آورد. دانشجویان نه‌تنها محیط دانشگاه را ترک نکردند، بلکه با اعلام اعتصاب عمومی این طرح رژیم را نیز با شکست روبه‌رو ساختند.

روز دوم مهرماه، دانشجویان دانشگاه تهران با شعار مرگ بر دیکتاتور، اعتراضات خود را تعرضی‌تر از قبل ادامه دادند. در تجمع روز دوم مهر، واحدهای ضد شورش رژیم به سرکوب شدیدتری متوسل شدند. با شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای و ضربات باطوم تعداد زیادی از دانشجویان را مصدوم و مجروح ساختند و تعداد دیگری از دانشجویان  بازداشت شدند. در همین روز دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه شیراز و برخی دانشگاه‌های دیگر موردحمله وحشیانه نیروهای سرکوب قرار گرفتند. اما این وحشی‌گری نیروهای سرکوب رژیم نتو‌انست مانع از تداوم مبارزات دانشجوئی گردد. برعکس، دانشجویان را در برپائی اعتصابات ادامه‌دار، مصمم‌تر ساخت.

روز ۴ مهرماه “فعالین صنفی دانشگاه تهران” با صدور بیانیه‌ای پرشور خطاب به‌تمامی دانشجویان ، اساتید و کارکنان آزادی‌خواه” فراخوان برپائی اعتصاب سراسری را صادر کردند و ازجمله نوشتند:

“امروز چگونه می‌توانیم در کلاس‌های دانشگاه شرکت کنیم؟ برای آموختن چه چیزی؟

امروز که «خیابان‌ها غرق خون» است. خواهرانمان، برادرانمان و هم‌کلاسی‌هایمان را ربوده‌اند و می‌ربایند، کشته‌اند و می‌کشند؛

امروز که سراسیمه و با واهمه از یکی شدن دانشگاه و خیابان، درهای دانشگاه را که رو به خیابان بود به روی ما بسته‌اند تا این بار عریان و بی‌پرده جولانگاه نیروی حراست و امنیتی شود؛

امروز که ردِ تاریخ بر خیابان است، تاریخِ مبارزه با ستم، شوریدن علیه تباهی، جنگ با «فقر و فساد و بیداد» برای «نان، کار، آزادی و پوشش اختیاری»

امروز که فریاد «نه روسری، نه توسری» از تاریخ سر برآورد و با آمیختن با فریاد اکنونیِ «آزادی و برابری»، راه آینده را نوید می‌دهد؛

امروز که خیابان، نماد مبارزه را، «ژینا» را، زن را، زندگی را، آزادی را، چشم‌ در ‌چشم تباهی حاکم فریاد می‌زند.

ما از خود، از شما می‌پرسیم؛ تاریخ از ما، از شما می‌پرسد: شرکت در کلاس دانشگاه چه معنایی دارد؟ تاریخ نظاره‌گر ماست؛ کدام سمت ایستاده‌ایم؟

ما به خواست سرکوب برای شرکت در کلاس‌های مجازی امنیتی، می‌گوییم «نه!»…

در میانه‌ی این شکوه مبارزه و همبستگی، ما جمعی از فعالین صنفی دانشگاه تهران، در کنار دیگر صنف‌ها به فراخوان اعتصاب سراسری پیوسته و از شرکت در کلاس‌های مجازی خودداری می‌کنیم.

همچنین از تمامی فعالین دانشجویی، شوراهای صنفی و دیگر نهادهای دانشجویی دعوت می‌کنیم که به این اعتصاب بپیوندند.

تاریخ مبارزه، به کودکان ما که بسیاری‌شان پیش از آمدن به دانشگاه، سینه بر خاک می‌سایند، آموخته که «نباید ترسید»؛ امروز به خیابان نگاه کنیم، بار دیگر این درس را مشق می‌کند: «راه که بیفتیم ترسمان می‌ریزد».«مبارزه، اتحاد، پیروزی»”

اعتصابات و اعتراضات دانشجویی در ۹ مهر به یک اعتصاب سراسری تبدیل شد. تعداد دانشگاه‌هایی که فراخوان اعتصاب داده بودند از ۱۱۰ دانشگاه نیز فراتر رفت.  جمهوری اسلامی نیز با گسیل گله‌های مزدور سرکوبگر و هجوم به محوطه دانشگاه و پرتاب گاز اشک‌آور در برخی از دانشگاه‌ها همچون تهران، اصفهان و تبریز تعدادی از دانشجویان را بازداشت کرد. “دانشجو، کارگر/ اتحاد، اعتصاب”، “مرگ بر ستمگر/ چه شاه باشه چه رهبر”، “از زاهدان تا تهران/ خونین تمام ایران”، و “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” ازجمله شعارهای دانشجویان در این روز بود.

یورش وحشیانه سگ‌های زنجیری رژیم دردهم مهرماه به دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف،  خشم و اعتراض گسترده‌ای را نه‌فقط در میان دانشجویان بلکه مردم مبارز در سراسر ایران برانگیخت. مردم تهران برای دفاع از دانشجویان تا نیمه‌های شب در اطراف دانشگاه تجمع کردند. تعدادی زیادی از دانشجویان طی یورش مزدوران سرکوبگر، مصدوم و دستگیر شدند. اقدام وحشیانه رژیم علیه دانشجویان صنعتی شریف درواقع مقدمه یک یورش گسترده به دانشگاه‌های دیگر بود که این نیز با شکست روبه‌رو شد. در پی این وحشی‌گری، دانشجویان دانشگاه‌های دیگر در همبستگی با دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف مبارزه را تشدید کردند و اعتراضات دانشجوئی در سراسر کشور گسترده‌تر شد.

هم‌زمان با اعتصاب سراسری،  دانشجویان دانشگاه‌هایی که در اعتصاب حضور یافتند، با صدور بیانیه‌هایی مطالبات خود را نیز مطرح کردند. جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران در بیانیه خود نوشتند:

“«برای تمام آنان که صدایمان بودند»

… در زمانه‌ای که ظلم در جامه‌ی قانون روا داشته شده، مزدوران حامی قانون شده‌اند و شریف‌ترین‌ها و آزادی‌خواها نمان ربوده می‌شوند، زمانی که عدالت‌خواهی جرم می‌شود و سرکوب نام نظم می‌شود، در چنین شرایطی به‌راستی چگونه انتظار می‌رود که به کلاس‌ها برگردیم؟ چگونه می‌توانیم بر روی صندلی‌هایی بشینیم که دوستان‌مان، عزیزان‌مان، نیکان و پاکانمان آنجا نشسته بودند؟ چگونه می‌توانیم این خیانت را ببینیم و سکوت کنیم؟

…….مادامی‌که خواسته‌های تمامی دانشجویان پاسخ داده نشود تحریم و در دانشکده‌هایمان تحصن می‌کنیم و به تمام عوامل سرکوب اعلام می‌کنیم: «بترسید! بترسید! ما همه باهم هستیم!» از اساتید تمامی دانشگاه‌ها و بخصوص دانشگاه تهران درخواست می‌کنیم تا در برابر توهینی که به ساحت علم و دانشگاه وارد آمده، سکوت نکنند و با پیوستن به این مای بزرگ، ظلم کنونی را ریشه‌کن کنند.”

◾فهرست مطالبات دانشجویان دانشگاه تهران به شرح زیر اعلام شد:

۱- آزادی بی‌قیدوشرط دانشجویان بازداشتی و رفع اتهام‌های وارده، صدور منع قرار تعقیب برای دانشجویان آزادشده

۲- رفع تعلیق‌ها و محرومیت‌های اخیر تحصیلی و ممنوع‌الورودی‌ها

۳- خروج تمامی نیروهای امنیتی و لباس شخصی از دانشگاه‌ها

۴- تضمین آینده‌ی تحصیلی دانشجویان بازداشت‌شده و جلوگیری از دخالت نهادهای امنیتی در جهت ستاره‌دار کردن آن‌ها

۵- برکناری تمامی عواملی از دانشگاه و حراست که در حوادث اخیر نقش داشتند.

۶- عذرخواهی رسمی از تمامی دانشجویان بابت جریانات اخیر.

۷- پایان دادن به قوانین مرتجعانه‌ی حاکم بر دانشگاه مانند تفکیک جنسیتی در سلف غذاخوری و دخالت حراست در پوشش دانشجویان

مطالبات دانشجویان دیگر دانشگاه‌ها نیز تقریباً در همین چهارچوب بود. اعتصابات ادامه یافت. در همین حال دانشجویان اقدامات عملی خود را علیه تفکیک جنسیتی در سالن‌های غذاخوری تشدید کردند.

در چهارم آبان که بزرگ‌ترین اعتراضات توده‌ای در سراسر ایران برپا گردید و صدها هزار تن از مردم در تظاهرات علیه رژیم ستمگر حاکم به خیابان‌ها آمدند، مهم‌ترین دانشگاه‌های کشور در این اعتراض بزرگ حضور داشتند و جنبش آن‌ها در جنبش سراسری توده‌ای علیه رژیم ادغام گردید.لااقل ۵۰ دانشگاه در این اعتراضات توده‌ای حضوری فعال داشتند. نشریه کار شماره ۹۴۴ در مورد مبارزات دانشجوئی در این روز نوشت:

“در این روز، در دانشگاه نجف‌آباد اصفهان، عکس خامنه‌ای لگدمال شد و تابلوی خمینی و خامنه‌ای – این دو نماد ارتجاع حاکم- توسط دانشجویان به زیر کشیده شد. در دانشگاه بلوچستان (زاهدان)، خروش همبستگی دانشجویان با مردم سرکوب‌شده بلوچ با شعار “ما همه ایرانیم، مثل بلوچستانیم” طنین‌افکن شد. در دانشگاه اصفهان، کیوسک حراست به تصرف دانشجویان درآمد. دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، با شعار “هیز تویی /هرزه تویی/ مفسد بی‌شرف تویی”، به اراجیف عناصر حکومتی که دانشجویان را به بی‌بندوباری متهم کرده‌اند، پاسخ دادند. در دانشگاه مشهد، بنرهای خمینی و خامنه‌ای به آتش کشیده شد. دانشجویان دانشگاه چمران اهواز، با شعار “زن، زندگی، آزادی” یاد مهسا را گرامی داشتند. در دانشگاه تبریز، دانشجویان با شعار “ننگ ما ننگ ما/ رهبر الدنگ ما” خشم خود را بر سر خامنه‌ای جلاد فروریختند. در دانشگاه دخترانه الزهرای تهران، دانشجویان با سردادن شعارهایی نظیر “نه روسری نه توسری/ آزادی و برابری” و “زن آزاده منم/ هرزه تویی، هیز تویی” روسری از سر برداشتند. در دانشگاه الزهرای مشهد نیز دانشجویان با شعار “آزادی، آزادی، آزادی”، روی سکو ایستادند و حجاب از سر برگرفتند. وسعت اعتراض در دانشکده زبان دانشگاه تهران، دانشگاه علوم و تحقیقات و دانشکده تربیت‌بدنی، آن‌چنان گسترده بود که نیروهای امنیتی با ورود به محیط دانشگاه به سمت دانشجویان، گلوله و گاز اشک‌آور شلیک کردند.”

مبارزات دانشجویان اما به اشکال مختلف در تمام روزهای آبان ماه ادامه یافت.

در پی لشکرکشی نظامی و سرکوب خونین مردم شهرهای کردستان توسط نیروهای مسلح رژیم، از اوایل آذر ماه، دانشجویان چندین دانشگاه با برپائی تجمعات و تظاهرات با مردم کردستان اعلام همبستگی و کشتار رژیم را محکوم کردند. روز پنجم آذرماه، دانشجویان  در ده‌ها دانشگاه کشور ازجمله دانشگاه‌‌های تهران، چمران اهواز، صنعتی اصفهان، علم و صنعت،‌ تربیت مدرس، علم و فرهنگ، خوارزمی شعبه کرج، دانشگاه ملی (بهشتی)، مدرسه عالی دختران (الزهرا)، امیرکبیر، خوارزمی و صنعتی خواجه‌نصیرالدین طوسی، اعتراضات گسترده‌ای برپا کردند. این اعتراضات در اشکال تحصن، تجمع و تظاهرات در محوطه دانشگاه‌ها برگزار شد. در دانشگاه کردستان بزرگ‌ترین تظاهرات برپا گردید. دانشجویان ضمن محکوم کردن اقدامات وحشیانه رژیم در کردستان، شعار “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” را سر دادند. دانشجویان  شعارنوشته‌هایی به همراه داشتند که ازجمله بر آن‌ها نوشته‌شده بود “بر صندلی‌های خون‌آلود نمی‌نشینیم”. رژیم ستمگر، وحشیانه دانشجویان را سرکوب کرد. استادان دانشگاه کردستان نیز با دانشجویان اعلام همبستگی کردند. آن‌ها در بیانیه‌ای حمله نیروهای سرکوب به این دانشگاه را محکوم کردند و خواهان برخورد با مسببان این فاجعه شدند. پیش از این در برخی از دانشگاه‌های کشور نیز استادان با دانشچویان اعلام همبستگی کرده بودند. در پی سرکوب دانشجویان توسط نیروهای مسلح رژیم و مصدوم و بازداشت ده‌ها دانشجو، دو تن از اساتید دانشگاه کردستان هم، بازداشت شدند. در دانشگاه آزاد سنندج نیز، دانشجویان با شعارهای مشابهی آزادی زندانیان سیاسی را خواستار شدند.

بر طبق آخرین گزارش فعالان حقوق بشر در ایران، تعداد دانشجویان بازداشتی تاکنون به ۵۸۴ نفر رسیده است. ۱۴۳ دانشگاه به اعتراضات سراسری پیوسته‌اند. صدها دانشجو نیز تعلیق و تعداد بسیاری هم ممنوع‌الورود شده‌اند. این وظیفه‌ای بسیار مهم در برابر دانشجویان و عموم مردم ایران است که برای آزادی دانشجویان از زندان‌های رژیم ستمگر جمهوری اسلامی تلاش کنند.

با تمام وحشی‌گری رژیم ستمگر حاکم بر ایران، جنبش دانشجوئی اما همچنان استوار و قدرتمند ایستاده و به مبارزه خود ادامه می‌دهد. بی‌نتیجه ماندن شیوه‌های سرکوب مختلفی که جمهوری اسلامی برای مقابله با این جنبش در پیش گرفت، به‌وضوح نشان می‌دهد که رژیم قادر به مهار این جنبش نیست. گذشته از این‌که جنبش دانشجوئی ایران همواره یکی از جنبش‌های پیگیر در مبارزه علیه رژیم‌های دیکتاتوری حاکم بر ایران بوده و حتی کشتار و تعطیل دانشگاه‌ها در سال ۵۹ نیز نتوانست سنت مبارزاتی این جنبش را در هم شکند، این جنبش امروز در شرایطی در برابر رژیم قد علم کرده و محکم و استوار ایستاده است که جامعه ایران با یک بحران سیاسی عمیق و سراسری روبه‌روست که نفرت و انزجار همگانی از رژیم و اعتلای روزافزون مبارزات توده‌ای برای سرنگونی آن، یکی از ویژگی مهم این بحران سیاسی است. جنبش دانشجوئی در چنین شرایط سیاسی است که پیگیرانه به مبارزه ادامه داده است. ابتکار عمل دانشجویان رادیکال و چپ در مرحله کنونی جنبش، یک عامل مهم در تقویت جنبش دانشجویی بوده است. چراکه پیروزی جنبش دانشجوئی را درگرو همبستگی و اتحاد آن با توده‌های میلیونی کارگر و زحمتکش سراسر ایران اعلام کرده است. از همین رو در تمام بیانیه‌ها و شعارهای این جنبش، نه‌فقط از مطالبات دانشجوئی، بلکه از مطالبات توده‌های کارگر و زحمتکش نیز دفاع شده است. شعار‌های “دانشجو، کارگر/ اتحاد، اعتصاب” ، “کار، نان و آزادی” ” آزادی و برابری” “فقر و فساد و بیداد/ مرگ براین استبداد”  “برای نان، کار، آزادی و پوشش اختیاری” از این نمونه‌اند.  این جنبش  به‌رغم تمام تلاش‌های سرکوبگرانه و ارتجاعی رژیم،  مهار شدنی نیست و نقش مهمی در سرنگونی رژیم ارتجاعی و ستمگر حاکم بر ایران بر عهده خواهد داشت. بی‌تردید با نزدیک شدن ۱۶ آذر که نماد ایستادگی ، مقاومت و مبارزه جنبش دانشجوئی است ، باید در انتظار حماسه‌آفرینی دیگری از این جنبش و مبارزات آن باشیم.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۹۹۹  در فرمت پی دی اف:

“این آخرین پیامه، اعدام کنید قیامه”

این روزها اخبار متعددی از محاکمه زندانیان سیاسی در بی‌دادگاه‌های فاسد و جنایت‌پیشه جمهوری اسلامی منتشر می‌شود. در این به‌اصطلاح دادگاه‌ها، دادستان‌های فاسد و جبار برای بسیاری از دستگیرشدگان خیزش انقلابی توده‌های ستم‌دیده‌ی‌ ایران، کیفرخواست‌هایی با اتهاماتی هم‌چون “محارب” و “افساد فی‌الارض” صادر کرده‌اند. این یعنی تهدید خانواده‌ها، مردم مبارز ایران و دستگیرشدگان شان به اعدام. این یعنی تداوم سرکوب خیزش انقلابی توده‌ها توسط رژِیمی که جز زور و سرنیزه ، زبان دیگری نمی‌فهمد.

دادستان‌ها و بازجوهای شکنجه‌گر جمهوری اسلامی چنان بی‌پروا مشغول تهیه کیفرخواست‌هایی مبتنی بر “محاربه و افساد فی‌الارض” هستند که می‌توان گفت بسیاری از دستگیرشدگان در خطر صدور چنین کیفرخواست‌هایی قرار دارند.

سعید افکاری برادر جان‌فشانده نوید افکاری، به نقل از خواهرش زندانی سیاسی الهام افکاری که هم اکنون در زندان عادل‌آباد شیراز زندانی‌ست در توئیتر خبر داد که ده‌ها زندانی زیر ۱۸ سال در زندان عادل‌آباد هستند که به آن‌ها اتهام‌هایی مانند محاربه و افساد فی‌الارض زده‌اند.

در طول دوهفته گذشته در شهر آبدانان از توابع استان ایلام ۲۵ نفر دستگیر شده‌اند که ۵ نفر از آن‌ها زیر ۱۸سال هستند. سونیا شریفی ۱۶ ساله یکی از آن‌هاست که براساس اخبار منتشره او را در زیر شکنجه وادار ساختند تا اتهام “ساخت و نگهداری کوکتل مولوتف” را بپذیرد. اتهامی که می‌تواند بهانه‌ای برای صدور حکم اعدام باشد.

مهدی سیروسی نوجوان ۱۷ ساله به اتهام پاره کردن بنر خامنه‌ای بازداشت و در زندان وکیل‌آباد مشهد زندانی است. “بازپرس” پرونده، خانواده‌ی وی را تهدید کرده است که در پرونده‌اش چیزی درج می‌کند که مجازاتش اعدام یا حبس ابد باشد!! فهیمه کریمی نیز مربی والیبال و مادر یک کودک سه ساله است که در اعتراضات پاکدشت دستگیر شده بود. به گفته‌ی اقوام فهیمه، وی به اعدام محکوم شده است.

به‌گفته‌ی حامد احمدی “وکیل تسخیری” زندانی سیاسی سهند نورمحمدزاده، وی به جرم شرکت در اعتراضات به اعدام محکوم شده است. تنها مستند دادگاه در این باره ویدئویی‌ از حضور او در خیابانی است که توسط معترضان بسته شده بود. لازم به یادآوری‌ست که دستگیرشدگان خیزش انقلابی اخیر توده‌های جان به لب رسیده، در هیچ کدام از مراحل، از روز دستگیری تا دادگاه وکیل انتخابی نداشته و براساس تبصره ماده ۴۸ آیین دادرسی کیفری جمهوری اسلامی، تنها در مرحله دادگاه مجاز به انتخاب وکیل تسخیری از میان وکلایی هستند که پیش از این توسط رئیس قوه قضاییه تایید شده باشند. به عبارتی دیگر مورد تایید حکومت باشند. به همین بهانه “قاضی” دادگاه ۱۵ زندانی سیاسی در کرج، مانع حضور وکلای انتخابی آن‌ها در دادگاه شد. آن‌ها حتا از رویت پرونده موکلان‌شان نیز محروم هستند.

در نخستین جلسه بی‌دادگاه این ۱۵ زندانی سیاسی در کرج که چهارشنبه گذشته برگزار شد، نماینده “دادستان” اتهام همه‌ی آن‌ها را “افساد‌فی‌الارض” خوانده و خواستار اشد مجازات برای آن‌ها شد. در میان این ۱۵ زندانی سیاسی ۳ تن از آنها زیر ۱۸ سال هستند.

در تهران نیز برای تعدادی از معترضان که اسامی‌شان تاکنون اعلام نشده، حکم اعدام صادر شده است. سامان یاسین رپر کرمانشاهی یکی دیگر از زندانیان سیاسی‌ست که برای او حکم اعدام صادر شده است. سامان را در زیر شکنجه مجبور به اعتراف علیه خود در یک نمایش تلویزیونی کرده بودند. توماج صالحی رپر مشهور ایرانی یکی دیگر از زندانیان سیاسی‌ست که در مدت کوتاهی پس از دستگیری در یک دادگاه نمایشی و بدون حضور وکیل، در یکی از بیدادگاه‌های اصفهان به”محاربه” متهم شده است.

یکی دیگر از احکام صادره، حکم اعدام مجیدرضا رهنورد زندانی سیاسی در مشهد است. تنها ۳ روز پس از دستگیری وی، یک دادگاه نمایشی حکم اعدام او را صادر کرد. حکم اعدام وی بویژه از این جهت انعکاس وسیعی یافت که عوامل حکومتی اعلام کرده بودند او را در ملاء عام اعدام خواهند کرد. هم‌چنین اتهام دو برادر، دو کودک بلوچ به نام‌های محمد و علی رخشانی ۱۶ و ۱۷ ساله، در کیفرخواست صادره “محاربه” عنوان شده است. این دو کودک بلوچ یک روز پس از جمعه خونین زاهدان در برابر خانه خود دستگیر شده بودند. آن‌ها نیز مانند دیگر زندانیان سیاسی از داشتن حق انتخاب وکیل محروم بوده‌اند.

براساس اخبار منتشره در حدود ۸۰ روزی که از شروع خیزش انقلابی توده‌ها می‌گذرد، بیش از ۱۸ هزار نفر دستگیر شده‌اند که تعداد قابل ملاحظه‌ای از آن‌ها با احتمال صدور کیفرخواست‌هایی مبنی بر “محاربه و افساد فی‌الارض” روبرو هستند. همان‌گونه که در موارد ذکر شده در بالا  نیز مشخص است نه تنها هیچ ضابطه و معیاری برای صدور چنین کیفرخواست‌هایی وجود ندارد، بلکه بازجوها با شکنجه زندانیان تلاش دارند تا کیفرخواست‌هایی با این عناوین برای ارسال به بیدادگاه‌های رژیم تنظیم شود.

رژیم جمهوری اسلامی در زندان‌ها از تمامی روش‌های جنایتکارانه علیه زندانیان سیاسی استفاده کرده است. در همین دو ماه اخیر تعدادی از زندانیان سیاسی در اثر شکنجه جان خود را از دست دادند که دو نمونه اخیر آن حامد سلحشور و عاطفه نعامی هستند. حامد سلحشور جوان ۲۲ ساله ایذه‌ای در ۲۴ آبان دستگیر شد و چند روز بعد جنازه وی را مخفیانه به خاک سپردند که اقوام و آشنایان با نبش قبر، جنازه حامد را به روستای پدری او منتقل و در آن‌جا به خاک سپردند. عاطفه نعامی ۳۷ ساله نیز که پس از شرکت در اعتراضات ناپدید شده بود، ۸ روز بعد پیکر بی‌جان‌اش در خانه‌ وی در کرج پیدا شد که آثار ضرب و شتم روی بدن وی کاملا هویدا بود. در مورد عرشیا امامقلی‌زاده علمداری زندانی سیاسی ۱۶ ساله که به اتهام عمامه‌پرانی در جلفا در استان آذربایجان شرقی دستگیر شده بود نیز اخبار متفاوتی منتشر شده است. براساس یک روایت وی در زندان و در اثر ضرب و شتم جان باخته است، اما عوامل حکومت خانواده را مجبور کردند تا بگویند عرشیا خودکشی کرده است. براساس روایت دوم وی دو روز بعد از آزادی خودکشی کرده است. مساله مرگ بعد از آزادی نیز یک مورد بسیار قابل تامل است از جمله در مورد مرگ یلدا آقافضلی. یلدا آقافضلی که براساس تصاویر منتشره در شبکه‌های اجتماعی با روحیه بسیار بالا از زندان آزاد شده بود، دو روز بعد از آزادی درگذشت که علت آن خودکشی اعلام شد، اما اینکه وی با آن روحیه بالا دست به این کار زده باشد، جای تردید بسیار دارد.

تجاوز و تعرض جنسی به زنان و دختران یک نمونه دیگر از وحشی‌گری‌ها و جنایات جمهوری اسلامی در زندان است. وضعیت زندانی سیاسی آرمیتا عباسی در زندان و بستری شدن‌اش در بیمارستان در اثر شکنجه و تجاوز متعدد یک نمونه از این جنایات است. در نامه‌ی زندانی سیاسی نرگس محمدی به جاوید رحمان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران آمده است: “این روزها زنانی را در بند زنان زندان اوین دیده‌ام که مورد اذیت و آزار و تعرض حین بازداشت قرار گرفته‌اند… یکی از بازداشت‌شدگان قربانی خشونت دختری است که حین بازداشت مورد تعرض وحشیانه ماموران قرار گرفته‌ بود و وقتی این دختر شکایتی کتبی علیه ماموران را به زندان ارائه کرد و خواهان حضور وکیل و فرستادن به پزشکی قانونی شد و ما نیز در بند زنان طی ۲ روز اعتراض و تجمع کردیم، او را از قرنطینه زندان به بند عمومی ما منتقل نکردند بلکه روز ۵ آذر بعد از ۵ روز نگهداری در قرنطینه از اوین برده شد… زنی دیگر که مورد اذیت و آزار جنسی در مقابل دختر بچه‌اش قرار گرفته اکنون در بند ما تحت فشار روحی و روانی شدید است”.

به‌رغم تمامی این جنایات وحشیانه و به‌رغم سرعت بخشیدن به محاکمه دستگیرشدگان و صدور احکام ظالمانه، تداوم مبارزات توده‌ها، رژیم وحشت‌زده جمهوری اسلامی را دچار تردیدهایی در اجرای احکام اعدام کرده است. حتا برخی در جناح “اصولگرایان” حکومت معتقدند در شرایط کنونی اجرای احکام اعدام مانند ریختن بنزین بر روی آتش است. جلسه غیرعلنی اخیر محسنی اژه‌ای و چندتن از دیگر مقامات قضایی با نمایندگان مجلس اسلامی در همان محدوده‌ای که اخبارش منتشر شد، بیان‌گر تشدید اختلافات در مورد نحوه برخورد با خیزش انقلابی توده‌ها و تردیدهایی‌ست که حتا در میان برخی از مقامات رده بالای جمهوری اسلامی در مورد موفقیت حکومت در سرکوب خیزش انقلابی توده‌ها بوجود آمده است.

واقعیت این است که صدور پرشتاب کیفرخواست‌هایی با عنوان “محاربه” در شرایط کنونی ابزاری‌ست برای ترساندن توده‌ها. جمهوری اسلامی احکام اعدام را هم‌چون “شمشیر داموکلس” به‌عنوان تهدیدی بالای سر توده‌ها و زندانیان سیاسی گرفته است. تهدیدی که در صورت عقب‌نشینی توده‌ها می‌تواند به عمل درآید. جمهوری اسلامی یک رژیم آدم‌کش فاشیست است. رژیمی که در هفته‌های اخیر برای انتقام‌گیری از مردم قهرمان بلوچستان، تعدادی از جوانان را که با اتهاماتی هم‌چون موادمخدر در بند نگاه داشته بود با سرعت به جوخه‌های اعدام سپرد. رژیم در صورتی که فرصت را مناسب ببیند دست به اعدام جوانان معترض خواهد زد با این گمان باطل  که “خدای امروز خدای دهه‌ی ۶۰” است. در این مورد نباید هیچ تردیدی کرد.

اعدام ۴ نفر به اتهام جاسوسی برای اسرائیل در روز یکشنبه یک نمونه دیگر است. یک دلیل اعدام سریع این ۴ زندانی که در اعتراضات دستگیر نشده بودند، سنجش واکنش مردم است. جمهوری اسلامی با اعدام این ۴ زندانی هم ابزار اعدام را به رخ مردم می‌کشد و هم واکنش جامعه را می‌سنجد. ناگفته نماند که حتا اتهام وارده به ۴ زندانی اعدام شده برای افکار عمومی قابل پذیرش نیست، چه رسد به حکم اعدام آن‌ها که تنها چند ماه بعد از دستگیری صادر و به سرعت اجرا شد. مردم به‌خوبی می‌دانند که جمهوری اسلامی برای پوشاندن ضعف اطلاعاتی خود در برابر سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) بارها افرادی را که  جرمی نداشتند، به عنوان جاسوس اسرائیل دستگیر و حتا اعدام کرده است. افشاگری‌های مازیار ابراهیمی پس از آزادی یک نمونه آشکار از این روش جنایتکارانه‌ی جمهوری اسلامی است. شکنجه‌گران جمهوری اسلامی او را مجبور به اعترافات تلویزیونی در مورد ترور “دانشمندان هسته‌ای” کرده بودند و حتا می‌خواستند انفجار در پایگاه موشکی مدرس (الغدیر) را به او نسبت دهند!!

بنابر این مهم است که مردم در شعارهای خود بیش از گذشته به حمایت از زندانیان سیاسی برخاسته و علیه صدور احکام اعدام مبارزه کنند. شعارهایی هم‌چون “این آخرین پیامه، اعدام کنید قیامه” که در برخی از اعتراضات خیابانی از سوی مردم سر داده شد، باید همگانی شده و با شعار “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” پیوند خورد. مردم باید به صراحت به رژیم نشان دهند که تا چه حد بر روی اعدام عزیزان خود حساس هستند و اجازه این کار را به رژیم نخواهند داد.

اگرچه فشارهای بین‌المللی بر جمهوری اسلامی برای لغو احکام اعدام زندانیان سیاسی افزایش یافته است، اما تجربه نشان داده که تنها مبارزات توده‌ها می‌تواند در دل رژیم برای اعدام زندانیان سیاسی هراس افکنده و مانع اعدام آن‌ها شود. فشارهای بین‌المللی می‌تواند تاثیر داشته باشد، اما تعیین‌کننده مبارزات توده‌هاست. توده‌ها باید به صراحت اعلام کنند که اعدام خط قرمز آن‌هاست و تمامی زندانیان سیاسی باید بدون قید و شرط آزاد شوند. روزهای آینده که مصادف با ۱۶ آذر روز دانشجو است، روزهای مناسبی برای حمایت از زندانیان سیاسی و خانواده‌های‌شان و علیه صدور احکام اعدام است. بدانیم که باز شدن درب‌های زندان به روی زندانیان سیاسی، گامی بزرگ در مسیر سرنگونی حکومت اسلامی خواهد بود.

متن کامل نشریه کار شماره ۹۹۹  در فرمت پی دی اف:

فروپاشی رژیم به روایت اسناد پشت پرده نظام

بحران فروپاشی، سراپای رژیم را فرا گرفته است. ابعاد این بحران، آنچنان ژرف و عمیق است که صدای آن حتی از درون نظام هم به گوش می رسد. ناتوانی هیئت حاکمه در پاسخگویی و حتی تعدیل بحران های ژرف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موجود، آنچنان مشهود است، که دولت در وضعیتی کاملا انفعالی تنها نظاره گر تشدید بحران و گسترش وسیعتر آن در تار و پود نظام است.

در عرصه اقتصادی شیرازه اوضاع بکلی از هم گسیخته است. بودجه سال جاری با کسری چندصد هزار میلیارد تومانی مواجه است. گرانی و بیکاری بیداد می کند، فقر و فلاکت تمام جامعه را فرا گرفته است. ارزش دلار به بالاترین سطح خود در دوران حیات ننگین جمهوری اسلامی رسیده است. در عرصه سیاسی، اقتدار رژیم در ابعاد داخلی و بین المللی بکلی فرو ریخته است. علاوه بر بحران سیاسی، بحران ایدئولوژیک نیز بر گلوی رژیم چنگ انداخته است. ابعاد فروپاشی ایدئولوژیک و اقتدار سیاسی رژیم تا بدان حد رسیده است که نه تنها توده های مردم ایران از سیطره هژمونی سیاسی- ایدئولوژیک رژیم خارج شده اند،  بلکه بر اساس اسناد سری منتشر شده، دامنه بحران موجود به درون دستگاه های سرکوب نظام هم رسیده است.

سیر شتابناک حوادث انقلابی، تداوم مبارزات قهرمانانه توده های مردم ایران، گسترش نبردهای خیابانی و روند رو به رشد اعتصابات کارگری طی ۱۱ هفته گذشته به چنان ابعادی رسیده است، که سرداران سپاه نیز در جلسات سری خود به “خستگی” نیروهای بسیج و “نارضایتی” آنان اعتراف کرده اند. در پی گسترش جنبش انقلابی توده های مردم ایران و در شرایطی که جمهوری اسلامی به روزهای سقوط خود نزدیک می شود، سرداران سپاه در جلسات امنیتی خود با تاکید بر اینکه: “اخبار خوبی از وضعیت روحیه” بسیج و نیروهای سرکوبگر رژیم نداریم، اعلام کرده اند: “باید فکری برای بدنه ناجا بکنیم. این ها[نیروهای سرکوب] که الان در کف خیابان هستند، خسته اند و خیلی ناراضی اند”.

روند رو به رشد جنبش انقلابی توده های مردم ایران و باور آنان به انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی که روز بروز شتاب بیشتر یافته است، هیئت حاکمه و دستگاه های تبلیغاتی رژیم را بر آن داشته تا به رغم آنکه نیروهای امنیتی و فرماندهان سپاه در جلسات محرمانه خود بحران درونی رژیم را پذیرفته و به آن اعتراف می کنند، اما در انظار عمومی از طریق یاوه گویی های خامنه ای و مجموعه رسانه های حکومتی بحران سرنگونی رژیم را انکار و تبلیغات خود را بر اقتدار رژیم و پایان جنبش انقلابی توده های مردم ایران متمرکز کرده اند. انتشار فایل صوتی جلسه محرمانه سرداران سپاه با مدیران رسانه های حکومتی و نیز افشای متن بولتن های داخلی خبرگزاری فارس که به صورت تک نسخه ای فقط برای فرمانده کل سپاه پاسداران تنظیم و تهیه می شوند، به روشنی مراحل پایانی فروپاشی درونی نظام را به تصویر کشیده اند.

هفته گذشته سامانه داخلی خبرگزاری امنیتی فارس – وابسته به سپاه پاسداران- توسط گروه هکری “بلک ریوارد” هک گردید. با دسترسی این گروه هکری به سامانه داخلی خبرگزاری فارس، ابتدا فایل صوتی دو ساعته جلسه سری قاسم قریشی، جانشین فرمانده بسیج با مدیران رسانه های نزدیک به بسیج و سپاه در حساب کاربری این گروه درج گردید. با افشای این فایل، ابعاد تازه ای از خیزش نوین انقلابی مردم ایران و برنامه های نهادهای امنیتی برای مقابله با این خیزش، در دسترس عموم قرار گرفت. بر اساس محتوای این فایل صوتی، سردار فکری، یکی از فرماندهان عالی رتبه حاضر در این جلسه دیدار با مدیران رسانه های همسو با حکومت اعلام کرد: “باید فکری برای بدنه ناجا بکنیم. این ها[نیروهای سرکوب] که الان در کف خیابان هستند، خسته اند و خیلی ناراضی اند”. قاسم قریشی، جانشین فرمانده بسیج هم در مورد گستردگی اعتراضات و اعتصاب کسبه و بازاری ها اعلام کرده است، دست کم “هفتاد درصد” کسب و کار و ۲۱ استان ایران با نخستین روز فراخوان اعتصاب در روزهای ۲۴ تا ۲۶ آبان همراهی کرده اند. بر اساس گزارش مطرح شده، بیشترین میزان اعتصاب به ترتیب مربوط به بازار تهران بود و سپس استان کردستان که با ۹۰ درصد تعطیلی، بیشترین میزان اعتصاب را داشته اند. در شیراز نیز بعضی از صنف ها تا ۱۰۰ درصد هم تعطیل بودند. لازم به ذکر است که محتوای این فایل مربوط به جلسه ای است که در روز ۲۴ آبان ۱۴۰۱ برگزار شد و لذا در این جلسه فقط از نخستین روز فراخوان اعتصاب صحبت شده است.

آنچه در فایل صوتی افشا شده قابل توجه است، تاکیدات جانشین فرمانده بسیج به مدیران رسانه های حکومتی است که از آنان خواسته تا به صورت روزانه و با بکارگیری الفاظ “اغتشاشات”، “فتنه سیاه”، “فتنه آمریکایی، صهیونیستی و سعودی سیاه”، خیزش و قیام و نبردهای خیابانی توده های مردم ایران را به آمریکا و اسرائیل نسبت دهند. اعتراف به برگزاری تجمع و تحصن در ۶۲ دانشگاه با حضور ۷ هزار دانشجو در ۲۰ استان کشور، اشاره به ۹ مورد عمامه پرانی که فقط در فاصله روزهای ۲۱ تا ۲۳ آبان اتفاق افتاده، پرتاب کوکتل مولوتف به دفتر نماینده سبزوار  و همچنین ذکر ۱۲ مورد حمله به پایگاه های بسیج در بازه زمانی شروع اعتراضات خیابانی تا ۲۴ آبان، از دیگر موارد  یاد شده در این جلسه محرمانه بوده است.

نکته دیگری که در این جلسه توسط جانشین فرمانده بسیج بر آن تاکید شده، همانا تمرکز رسانه های حکومتی روی بازی های جام جهانی قطر برای تحت الشعاع قرار دادن خیزش انقلابی مردم ایران بود. طبق تاکیدات قاسم قریشی، سیاست رژیم و دستگاه های تبلیغاتی آن باید بر این امر استوار باشد که بتوانند با “اشغال خیابان ها و برگزاری شادی خیابانی با هماهنگی نیروی انتظامی” فضای انقلابی جامعه را به نفع نظام تغییر دهند.

اقدام گروه هکری “بلک ریوارد” فقط به افشای فایل محرمانه نشست قاسم قریشی با رسانه های حکومتی” محدود نماند و این گروه با کمی تاخیر بولتن محرمانه ای از خبرگزاری فارس را هم منتشر کرد. افشای محتوای این بولتن محرمانه، ابعاد وسیعتری از بحران فروپاشی نظام را آشکار کرده و نشان می دهد که هیئت حاکمه در مقابله با خیزش انقلابی توده های سلحشور مردم ایران تا چه حد به ناتوانی و استیصال رسیده است.

موضوع نخست این بولتن که تدوین آن  پس از دیدار علی خامنه ای با بسیجیان در پنجم آذر ماه جاری تنظیم شده است ، به روشنی درماندگی و بحران فروپاشی نظام را از درون بازتاب می دهد. بحران سیستان و بلوچستان و ورود مستقیم رهبر جمهوری اسلامی به کشتار جمعه خونین زاهدان، نخستین موضوع مندرج در بولتن فوق است. طبق اسناد مندرج در این بولتن، خامنه ای با جمعبندی شورای عالی امنیت ملی و نیروی انتظامی برای بازداشت مولوی عبدالحمید – رهبر اهل تسنن سیستان و بلوچستان- مخالفت کرده و یادآور شده است: “مولوی عبدالحمید نباید بازداشت شود. بلکه باید بی آبرو شود”.

واکنش خامنه ای در مقابله با منتقدین داخلی نظام از جمله مولوی عبدالحمید اقدامی مسبوق به سابقه است. شیوه ای شناخته شده که ۴۳ سال پیش، خمینی نیز عین همین روش را در مورد شریعتمداری بکار گرفت و با کشاندن رقیب مرجعیت خود به اعترافات تلویزیونی آنچنان او را “بی آبرو” کرد که دیگر تا پایان عمر هرگز نتوانست کمر راست کند. بولتن محرمانه خبرگزاری فارس، در مورد چرایی علت ورود مستقیم خامنه ای به مسئله جمعه خونین زاهدان، تاخیر موضع گیری ابراهیم رئیسی و علی شمخانی در ماجرای کشتار مردم زاهدان در هشتم مهر ماه سال جاری را عنوان کرده است. در این بولتن همچنین به سخنان حدادعادل اشاره شده که به خامنه‌ای گفته است: “بسیج ما ضعیف شده و قدرت بسیج‌کنندگی خود را از دست داده است.”

موضوع جنبش انقلابی توده های مردم ایران و تداوم سلحشورانه این جنبش که روز بروز شکوفاتر می شود، یکی دیگر از موضوعات ذکر شده در بولتن است. جنبشی رادیکال و عمیقا انقلابی که تداوم آن به صورت جدی گریبان رژیم را گرفته و گستردگی آن در شهرهای مختلف هیئت حاکمه را به استیصال کشانده است. اظهار عجز و ناتوانی نظام در مقابله با گسترش روز افزون مبارزات انقلابی توده های مردم ایران از جمله موضوعاتی است که به نقل از علی خامنه ای و با تاکید بر عقب بودن رسانه های حکومتی به روشنی در بولتن درج شده است: “چرا ما عقب هستیم؟ هرچه می‌توانید به آقایان بگویید که از ابزار رسانه به نحو مطلوب استفاده کنند. این موضوعات -اغتشاشات- به این زودی تمام نمی‌شود”.

ارائه آمارهایی از ابعاد اعتراضات خیابانی برای آگاهی دست اندکاران حکومتی، مورد دیگری از موضوعات درج شده در این بولتن است. بر اساس آمار ارائه شده در بولتن فارس، ۸۴ درصد مردم، اعتراضات خیابانی را عاملی برای کاهش مشکلات می‌دانند و ۷۰ درصد مردم نیز اعلام کرده اند که دیگر تمایلی به حضور در راهپیمایی های حکومتی برای حمایت از نظام ندارند. نکته مهم دیگری که به آن اشاره شده، همانا تایید بولتن نویسان امنیتی خبرگزاری فارس بر “ریزش ترس مردم از نیروی نظامی و انتظامی” است.

نگرانی از ناکارآمدی دستگاه سرکوب، حضور تعدادی از فرزندان کارمندان دولت و خانواده‌های “شهدای” جمهوری اسلامی در جمع بازداشت شدگان، نارضایتی خامنه ای از حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران و فرمانده بسیج، اعتراف به اینکه نظام در جنگ رسانه ای عقب افتاده است، تاکید بر کم کاری رئیس دولت و شورای عالی امنیت ملی رژیم در واکنش به جمعه خونین زاهدان، اعتراف خامنه ای که این “اغتشاشات” به این زودی جمع نمی شود، اعتراف به اختلاف قالیباف با ابراهیم رئیسی و اینکه سیاستمداران نزدیک به دولت از دیدار محمد باقر قالیباف با خامنه ای ناراضی اند و موارد دیگری از این دست ازجمله موضوعاتی هستند که سردمداران نظام در پشت تاریک خانه قدرت به آن اعتراف کرده اند، اما در مواجهه با مردم و  تبلیغات رسانه ای و تریبون های عمومی به گونه ای سخن می گویند که نظام به دور از هر بحرانی در اقتدار کامل است.

نمونه بارز آن سخنان خامنه ای در روز پنجم آذرماه ۱۴۰۱ در جمع بسیجیان بود. در این دیدار خامنه ای از یک طرف تعداد مردم معترض را “چهار نفر” اعلام کرد که گول دسیسه های آمریکا و اسرائیل را خورده اند و یقینا به زودی جمع می شود. اما از طرف دیگر با خواندن آیه ای که دلالت بر شکست مسلمانان صدر اسلام در جنگ احد داشت، از بسیجیان “ناراضی” و “روحیه باخته” دلجویی کرد و از آنان خواست که از “شکست” نهراسند و روحیه خود را برای مقابله با دشمن حفظ کنند.

نمونه دیگر، سخنان وزیر کشور است که او هم هفته پیش با اعلام اینکه اعتراضات “تمام” شده و کشور بخصوص در “کردستان” امن است، همان توصیه های محرمانه جانشین فرمانده بسیج و نیز دستورالعمل های درج شده در بولتن محرمانه خبرگزاری امنیتی فارس را به نمایش گذاشت. دستورالعمل هایی که با صراحت به تمام نهادها و رسانه های تبلیغاتی رژیم ابلاغ شده تا در انظار عمومی همواره از اقتدار رژیم سخن بگویند، بحران فروپاشی را انکار کنند، خیزش انقلابی مردم را کوچک و اعتراضات وسیع توده های مردم ایران را پایان یافته اعلام کنند. در حالیکه در کف خیابان ها چیز دیگری جاریست و مردم با حضور قهرمانانه خود مدام سنگرهای جدیدی از استقامت و پایداری را فتح می کنند و با رشادتی تحسین برانگیر سرکوب را به هیچ گرفته و با پرچم جان در مسیر شکوفایی یک انقلاب بزرگ گام بر می دارند. رشادت و قدرتی که اگر امروز خامنه ای و نهادهای امنیتی را بر آن داشته تا در پشت درهای بسته و در تاریکخانه جلسات محرمانه خود شکست و اضمحلال درونی رژیم را بپذیرند، دیر نخواهد بود که شکست و فروپاشی درونی رژیم را در پشت تریبون های رسمی نیز اعلام کنند.

متن کامل نشریه کار شماره ۹۹۹  در فرمت پی دی اف:

 

 

 

 

کمک های مالی

سوئیس

علی‌اکبر صفایی فراهانی             ۳۰ فرانک

سیامک اسدیان (اسکندر)             ۴۰ فرانک

حمید اشرف                               ۳۰ فرانک

محمد کاسه‌چی                           ۵۰ فرانک

امیر نبوی                                 ۵۰ فرانک

 

دانمارک

هوشنگ احمدی                          ۲۰۰ کرون

دکتر نریمیسا                              ۲۰۰ کرون

خروش (دسامبر)                        ۲۰۰ کرون

 

ایران

آبان ادامه دارد                           یک میلیون تومان

 

 

آلمان

توماج صالحی آزاد باید گردد!      ۱۰۰ یورو

 

فنلاند

بهرنگ                                      ۲۲ یورو

 

هلند

مجید                                         ۱۰۰ یورو

 

سوئد

مسعود رحمتی                           ۸۰ یورو

مسعود رحمتی                           ۱۰ پوند

 

 

گزارش اجلاس حضوری نمایندگان نیروهای شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

گزارش اجلاس حضوری نمایندگان

نیروهای شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

نوامبر ۲۰۲۲

 

اجلاس حضوری نمایندگان نیروهای “شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست” در روزهای شنبه و یکشنبه ۵ و ۶ آذر ماه ۱۴۰۱ برابر با ۲۶ و ۲۷ نوامبر ۲۰۲۲ در شهر کلن آلمان برگزار گردید. اجلاس با سرود انترناسیونال و یک دقیقه سکوت به یاد جانباختگان خیرش انقلابی اخیر و دو رفیق فعال شورای همکاری زنده یادان سعید سهرابی و مسعود دقیقی اصل که در فاصله دو اجلاس حضوری شورا جانباخته بودند، شروع بکار کرد و بدنبال وارد بحث حول دستور جلساتی شد که از قبل روی آن توافق به عمل آمده بود.

***

اولین دستور این اجلاس ارزیابی از فعالیت‌های دور گذشته و به‌ویژه در دوره خیزش انقلابی اخیر بود. سؤال این بود که “شورای همکاری” در اوضاع کنونی کجا ایستاده است؟ کاستی‌ها و فرصت‌ها به‌طور مشخص کدامند؟

در پاسخ به این سؤالات همه نیروهای “شورای همکاری” بر این باور بودند که فعالیت‌های نیروهای چپ و کمونیست در کل و همکاری شش نیروی شورا، اگرچه بهبودهای داشته و فعالیت‌های مثبتی از قبیل به راه انداختن کانال مشترک تلویزیونی، حضور چشمگیرتر تبلیغاتی و …صورت گرفته است، اما در کل این همکاری‌ها از نبض جنبش و خیزش انقلابی اخیر عقب است و هنوز شورا نتوانسته از همه پتانسیل نیروهای خود بهره برده و به گسترشی فراتر از جمع کنونی که از ملزومات پیشروی‌های قطب چپ جامعه است نائل آید. این کمبود و کاستی هم از نظر کیفی و هم از نظر کمی در شرایطی که بیش از هفتاد روز از خیزش انقلابی مردم در ایران می‌گذرد و در شرایطی که خصلت نمایی بسیاری از اعتراضات درون جامعه مهر چپ و رادیکال بر خود دارد ضعفی غیرقابل‌انکار است. همچنین در شرایطی که بدیل سازی‌های جریانات راست در خارج کشور که موج‌سواری کرده و می‌خواهند ترمز انقلاب را بکشند، تعهدات “شورای همکاری” را به‌عنوان بخشی از نیروهای چپ و کمونیست جامعه از همیشه بیشتر می‌سازد.

در رابطه با امر گسترش و فعالیت‌های میدانی و عملی، چه در رابطه با همبستگی و حمایت از شوراها، نهادها و کمیته‌های فعال در جنبش انقلابی در داخل کشور و چه در رابطه با شوراها و نهادهای حمایت از جنبش انقلابی در خارج کشور، بحث‌های مفصلی صورت گرفت و برای هرکدام از این دو بخش “شورای همکاری” سیاست خود را در دو سند به تصویب رساند.

در جمع‌بندی این بخش توافق روی این مسئله بود که باید به‌طورجدی فرصت‌ها را بیشتر دریافت و برای ارتقا آن فعالیت کرد و ضعف‌ها را در حد امکانات و توان برطرف کرد و این امر به‌جز با گسترش فعالیت میدانی، تخصیص نیرو و امکانات و اولویت دادن بیشتر به فعالیت و همکاری جمعی و برقراری دیالوگی رفیقانه برای همکاری مشترک و گسترده‌تر با دیگر نیروهای چپ و کمونیست، شوراها و نهادها و انسان‌های منفرد و مستقل ممکن نیست.

در همین رابطه تصمیم گرفته شد در گام اول، تعدادی از نیروهای چپ و کمونیست که با چارچوب بیانیه استکهلم توافق دارند، دعوت به همکاری شود. در ادامه از طریق دیالوگ‌های رفیقانه با استفاده از مکانیسم سمینارهای عمومی علنی و میزگردهای تلویزیونی، نزدیکی و همکاری با دیگر نیروهای چپ و کمونیست ادامه داده شود. 

در ارتباط با نهادها، محافل و فعالین مستقل چپ و کمونیست، علاوه بر استفاده از سازوکارهای مورداشاره در بالا، تأکید شد در هماهنگی با آن‌ها راهکارهای عملی و  تدابیر مشترکی دیده شود.

***

بر بستر بحث ارزیابی، جدا از توافق روی قرارهایی در دفاع و همراهی با تشکیلات‌های محلی در داخل و خارج کشور، تقویت بخشی از عرصه‌ها برای گسترش و دخالتگری فعالانه‌تر به‌عنوان دومین دستور جلسه اجلاس بود که در چند بخش جداگانه پیش رفت و در هر مورد تصمیماتی اتخاذ گردید که به تفکیک به آن‌ها اشاره می‌شود:

 – شبکه‌های اجتماعی: هر چند شورای همکاری فعالیت‌های مشخصی را در بعضی از پلاتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی از قبیل “اینستاگرام”، “تلگرام”، “فیس‌بوک” و “کلابهاوس” دارد، اما هنوز کار در این عرصه مهم یعنی شبکه‌های اجتماعی رضایت‌بخش نیست. قرار بر این شد که با اختصاص نیروی بیشتر و پوشش دادن اخبار و گزارشانی که نه‌فقط کارهای شورا، بلکه فعالیت مجموعه‌ای از نهادها و تشکل‌ها و افرادی که با اهداف شورای همکاری همسویی دارند پوشش دهد و این عرصه از کار را فعال‌تر و گسترده‌تر کند.

 – تلویزیون آلترناتیو شورایی: چهار نیرو از شش نیروی “شورای همکاری” کانالی ۲۴ ساعته را در اختیاردارند. این کانال اگرچه تریبون نیروهایی از “شورای همکاری” است، اما هنوز این به معنای یک تلویزیون مشترک همه نیروهای شورا نیست. در این اجلاس بار دیگر پروژه یک برنامه مشترک تلویزیونی تحت نام “آلترناتیو شورایی” بررسی و تصویب شد و کمیسیونی با شرکت یک نماینده از هر نیرو برای تدارک و پیشبرد این پروژه تعیین گردید.

دستور جلسه آخر این اجلاس بررسی و بروز کردن نکات ساختاری و آیین‌نامه درونی همکاری این نیروها در راستای سرعت بخشیدن به کارها و تصمیمات، نحوه هماهنگی درونی و … بود. این تغییرات با توجه به شناخت و آشنایی بیشتر نیروها از همدیگر و اعتمادی که حاصل چند سال کار مشترک بود صورت گرفت.

***

ارزیابی شرکت‌کنندگان از اجلاس حضوری که محدودیت‌های دوره کرونایی آن را به تعویق انداخته بود، مثبت و راهکارهای پیشنهادی در هر یک از موارد نویدگر احساس مسئولیت و تلاشی مؤثرتر بود برای پاسخ به تعهدات و وظایفی که در این شرایط خطیر به عهده ماست.

 

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی!

زنده‌باد آزادی! زنده‌باد سوسیالیسم!

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۱۱ آذر ۱۴۰۱ – ۲ دسامبر ۲۰۲۲

امضاها: سازمان اتحاد فدائیان کمونیست، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری ایران-حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

شنبه‌های انقلاب

طبق فراخوان قبلی شورای دفاع از مبارزات انقلابی مردم ایران _هامبورگ، شنبه ۳ دسامبر (۱۲ آذر) آکسیونی در پشتیبانی از اعتصابات کامیونداران و کارگران و همچنین در دفاع از زندانیان سیاسی در Sternschanze هامبورگ برگزار شد.  در این مراسم رزا از فعالین زن عرب اهواز از کشتار وحشیانه جمهوری اسلامی در سال ۹۸ (نیزارهای جراحی) و همچنین وضعیت اسفناک زندانیان سیاسی اهواز صحبت کرد. رفقا نصرت و همایون از جانب شورا به زبان آلمانی شرایط و موقعیت کنونی خیرش انقلابی را توضیح دادند. لازم به ذکر است متن سخنرانی در بین حاضرین و رهگذران پخش شد. در ادامه یکی از رفقای مائوئیست آلمانی همبستگی خود را با انقلاب جاری در ایران اعلام کرد.

شورای دفاع از مبارزات انقلابی مردم ایران _ هامبورگ

ما انسان‌های خواهان آزادی و برابری تجمع می‌کنیم – هامبورگ، شنبه ۳ دسامبر ساعت ۱۴

برای همبستگی با توده‌های بیا خواسته

برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی

علیه سرکوب، تبعیض، فقر و گرانی

برای آزادی بی‌قیدوشرط بیش از ۱۷ هزار زندانی سیاسی

ما انسان‌های خواهان آزادی و برابری تجمع می‌کنیم

شنبه ۳ دسامبر ساعت ۱۴

S Bahn Sternschanze

شورای دفاع از مبارزات مردم هامبورگ

از اعتصابات رانندگان و کامیون داران حمایت کنیم

از اعتصابات رانندگان و کامیون داران حمایت کنیم

زنده باد اعتصابات کارگری

خیزش انقلابی مردم ایران علیه رژیم جهل و جنایت جمهوری اسلامی وارد سومین ماه خود شده است. علیرغم سرکوبهای فاشیستی بیرحمانه و جان باختن بیش از ۴۵۰ نفر و دهها هزار دستگیری، این خیزش انقلابی همچنان به اشکال مختلف ادامه دارد و بویژه در هفته‌های اخیر با گسترش اعتصابات روبرو بوده‌ایم. از جمله شاهد اعتصاب کامیون داران از روز شنبه ۵ آذر هستیم که تا کنون در بیش از ده شهر و منطقه از جمله بندر عباس، کاشان، قزوین، شاهپور اصفهان، مرند، شیراز، خرم آباد، مرز باشماق مریوان، کرمانشاه و جاده بومهن تهران صورت گرفته است. خواسته‌های کامیون داران در رابطه با سهمیه سوخت، کرایه حمل بار و حمایت از همکارانشان می‌باشد و علیرغم وعده وعیدهای دولت همچنان ادامه دارد. این اعتصاب در تداوم خود می‌تواند با اختلال در حمل و نقل مواد اولیه، سوخت و سایر وسایل مورد لزوم واحدهای صنعتی، بخشهای کلیدی و صنایع وابسته به آن را به چالش کشیده و رژیم را زمین گیر کند.

در بر آمد اعتصابات کارگری در هفته‌های اخیرهمچنین شاهد اعتصابات در بسیاری از مراکز صنعتی نیز هستیم از جمله: ذوب آهن اصفهان، مجتمع آلومینیوم جنوب، بهمن موتور، بهمن دیزل قزوین، آب معدنی داماش، پارس آمپول ساوه، داروگر تهران، شرکت برونز، زیر مجموعه ایران خودرو، آتش نشانی مشهد، سیتی سنتر اصفهان، رانندگان و کارگران باربری‌های نسیم شه، مجتمع فولاد بافق، تولیدی مرتب، شرکت سرما آفرین، لوازم خانگی پارس، مخابرات استان آذربایجان شرقی، گندله سازی مادکوش بندرعباس و… این لیست همچنان ادامه دارد. در جریان اعتصاب کارگران کارخانه قطعه سازی کروز که از مهم‌ترین کارخانه‌های تولیدی و عمده‌ترین تهیه کننده قطعات برای خودرو سازی کشور به حساب می‌آید شاهد حضور با قدرت زنان کارگر که بیش از ۷۰ در صد نیروی کار این شرکت را تشکیل می‌دهند بوده‌ایم.

تحت تاثیرخیزش انقلابی و فضای سیاسی حاکم بر جامعه مبارزه کارگران می‌تواند به مبارزه سیاسی قدرت ببخشد. بدون شک با به میدان آمدن طبقه کارگر و رشد و گسترش اعتصابات کارگری در همه بخشهای صنعتی، خدماتی و اداری، نه فقط جنبش عمومی سراسری نیرو و انرژی تازه‌ای می‌یابد، بلکه در دل این اعتصابات است که طبقه کارگر می‌تواند با ایجاد شوراها و کمیته‌های اعتصاب، به سازماندهی خود پرداخته و در همگرایی، همکاری و هم یاری با سایر تشکل‌ها و شوراهای محلات به پیشروی و تداوم جنبش انقلابییاری رسانده و سرنگونی انقلابی رژیمراهرچه سریع‌تر رقم بزند.

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی؛ زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۸ آذر ۱۴۰۱، ۲۹ نوامبر ۲۰۲۲

امضا: اتحاد فدائیان کمونیست، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری – حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت