جنایت در غزه، نه با پول ما، نه به نام ما

از همان اوان جنگ میان اسرائیل و حماس و افشای دامنه جنایات اسرائیل در غزه، اعتراضات متعدد و گسترده‌ای در سراسر جهان پا گرفت. اعتراضاتی که اکنون به دانشگاه‌های بسیاری از شهرها راه یافته است. دانشگاه کلمبیا واقع در نیویورک یکی از پیشگامان این اعتراضات است که به سرعت به سایر دانشگاه‌ها در ایالت‌های گوناگون آمریکا گسترش یافته است. تاکنون نزدیک به ۶۰ دانشگاه و کالج در سراسر آمریکا به این موج اعتراضی پیوسته‌اند. هم‌چنین این موج، از ایالات متحده پا فراتر گذاشته و به دانشگاه‌های اروپا و استرالیا تسری یافته است. از خواسته‌های دانشجویان، پایان بخشیدن به جنگ غزه و کشتار فلسطینیان، برقراری صلح و به رسمیت‌شناسایی حقوق مردم فلسطین شده است.

این جنگ، پس از حمله غافلگیرانه حماس به اسرائیل در اکتبر سال گذشته و گروگان‌گیری حدود ۲۵۰ نفر آغاز شد. از آن زمان تاکنون طبق گزارشات رسمی، بیش از ۳۴ هزار فلسطینی کشته و بیش از ۷۷ هزار نفر زخمی شده‌اند، از آن سو نیز در حدود ۱۲۰۰ اسرائیلی کشته شده‌اند. طی این جنگ بخش زیادی از غزه ویران و به اشغال ارتش اسرائیل درآمده است. نزدیک به ۱ میلیون نفر از ساکنان نوار غزه به شهر رفح پناه برده‌اند. رفح تنها شهری است که هنوز ارتش اسرائیل به آن وارد نشده و به اشغال درنیاورده ، هرچند از حمله هوایی به این شهر و کشتار غیرنظامیان دریغ نکرده است. تنها شنبه گذشته طی حملات هوایی به غزه، ۲۰ نفر، اکثراً کودک، کشته شده‌اند.

گذشته از کشته‌شدگان، جان به در بردگان از این کشتار دسته‌جمعی نیز تحت شرایط دهشتناکی زندگی می‌کنند. کمبود و گرانی مواد غذایی، نبود امکانات اولیه مانند آب آشامیدنی سالم و برق و سرپناه و امکانات بهداشتی و درمانی، عرصه را بر ساکنان غزه تنگ کرده است.

جنایات اسرائیل به همین ختم نمی‌شود. یک نمونه در اواخر فوریه است که ارتش اسرائیل با ادعای آزادسازی گروگان‌ها به بیمارستان ناصرخان واقع در “خان یونس” حمله کرد، هرچند از این حمله نتیجه‌ای نگرفت و گروگانی نیافت، اما در اوایل ماه آوریل پس از خروج ارتش اسرائیل از این شهر، در محل این بیمارستان، یک گور دسته‌جمعی با نزدیک به ۴۰۰ جسد یافت شد. گفته می‌شود برخی از این کشته‌شدگان با گلوله به قتل رسیده‌اند، برخی هنوز روپوش جراحی بر تن داشتند و تعدادی نیز زنده به گور شده‌اند. اسرائیل مدعی است آنان در حمله به بیمارستان ۲۰۰ تروریست را دستگیر کردند، اما این گور دسته‌جمعی توسط ساکنان شهر حفر شده است. در برابر درخواست تحقیقات، مقامات نظامی اسرائیل اعلام کرده‌اند تحقیقات لازم را انجام داده‌اند و هیچ تخلفی مشاهده نکرده‌اند. سخنگوی ارتش اسرائیل نیز در مصاحبه‌ای این خبر را “اخبار جعلی” خواند و در پاسخ به سؤال خبرنگار در مورد “تحقیقات” گفت: “تحقیق درباره چه؟” “انکار” و “تکذیب” تنها سیاست اسرائیل در برابر هر اندک انتقادی نیست. مقامات اسرائیل بارها و بارها هر اعتراض و انتقادی، هرچند اندک، به جنایت‌های اسرائیل را “یهودی‌ستیزی”  نامیده‌اند. در این راه تا بدان‌جا پیش رفته‌اند که پس از انتقاد سازمان ملل به عملیات اسرائیل در غزه، حتا برخی کارکنان سازمان ملل را متهم به همکاری در عملیات ۷ اکتبر کرده‌اند. حتا از سرزنش مقامات سیاسی آمریکا، بزرگ‌ترین دولت پشتیبان آن در جهان، نیز دریغ نکرده‌اند.

اتهام “یهودی‌ستیزی” تنها سیاست اسرائیل در برابر انتقادات و اعتراضات به تبهکاری‌های اسرائیل در غزه نیست، بلکه در سراسر جهان، سیاستمداران و دولت‌ها هرگونه انتقادی را با برچسب “یهودی‌ستیزی” و “تبلیغ نفرت” سرکوب می‌کنند. یکی از علل اعتراضات دانشجویی نیز محدودیت در آزادی بیان و انتقاد از دولت اسرائیل با همین انگ است، هرچند در میان معترضان، دانشجویان یهودی نیز وجود دارند.  گذشته از آن در اسرائیل نیز علیه سیاست‌های نتانیاهو اعتراضاتی به وقوع پیوسته است و بسیاری از مردم با این جنگ و کابینه جنگ‌افروز نتانیاهو مخالف‌اند. به گفته دانشجویان فرانسوی در فرانسه صحبت درباره فلسطین به علت واکنش “سخت” پلیس بسیار دشوار است. در آلمان، به بهانه‌های گوناگون تظاهرات به نفع فلسطین و علیه دولت اسرائیل با محدودیت‌های متعدد روبروست.

پس از آغاز اعتراضات دانشجویی در آمریکا، اولین واکنش مقامات دانشگاه هشدار و تهدید دانشجویانی بود که در محوطه یا جلوی دانشگاه‌ها چادر زده و با پلاکارد و شعار به جنایات اسرائیل اعتراض داشتند و خواهان پایان بخشیدن حمایت دولت از اسرائیل، شفاف‌سازی روابط دانشگاه با اسرائیل، قطع کمک به اسرائیل و محکومیت تبهکاری‌های دولت اسرائیل بودند. پس از آن که هشدارها کارساز نشد، پلیس به دانشگاه فراخوانده شد تا دانشجویان را به اتهام “اختلال در نظم و آرامش” دستگیر کنند. تنها در دانشگاه کلمبیا، صد دانشجو دستگیر شدند. حتا برخی از دانشجویان از دانشگاه‌ها معلق یا اخراج شدند. بنابراین، آزادسازی دستگیرشدگان و بازگشت دانشجویان معلق یا اخراجی به دانشگاه به خواسته‌های دانشجویان برخی از دانشگاه‌ها افزوده شده است. همین روند در دانشگاه‌های دیگر جهان پیش رفته است. آنان هم‌چنین با سیاست‌های مزورانه دولت‌ها در برابر اسرائیل و فلسطینیان مخالفت دارند. برای نمونه، روز سه‌شنبه ۲۳ آوریل، بایدن، کمک مالی ۹۴ میلیارد دلاری به اوکراین، تایوان و اسرائیل را تصویب کرد که ۱۷ میلیارد دلار آن به بهانه “کمک به اسرائیل برای دفاع از خود” نصیب دولت اسرائیل خواهد شد. این علاوه بر کمک مالی ۸ / ۳ میلیارد دلاری سالانه به اسرائیل است. اگر به نتایج تاکنونی جنگ اخیر میان اسرائیل و حماس نگاهی بیاندازیم و نیروی نظامی، قدرت تخریب‌گری و کشتار مردم بی‌دفاع دو طرف را با هم مقایسه کنیم، به نیاز دولت اسرائیل به “دفاع از خود” پی می‌بریم! از سوی دیگر در برابر سرازیری سیل پول و اسلحه و حمایت بین‌المللی از اسرائیل برای ادامه جنایاتش علیه مردم فلسطین، همین دستان آلوده به خون فلسطینیان، اندکی “کمک‌ بشردوستانه”، البته با اجازه و نظارت اسرائیل، روانه فلسطین می‌کنند! این همان سیاست مزورانه‌ای است که دانشجویان به آن معترض‌اند. آنان می‌گویند “نه با پول مالیات ما” و یهودیان می‌گویند “نه به نام ما”.

طبق یک نظرسنجی در ماه مارس در آمریکا، ۵۵ درصد مردم مخالف عملیات اسرائیل در فلسطین هستند. حتا ۶۲ درصد از یهودیان آمریکا با سیاست‌های دولت اسرائیل مخالف‌اند. در آلمان ۶۱ درصد مردم مخالف عملیات نظامی اسرائیل در غزه هستند.

به جز اعتراضات دانشجویی اخیر، پس از آغاز جنگ در غزه و افشای جنایات ارتش اسرائیل، مردم سراسر جهان بارها و بارها در ابعاد چند هزار، چند ده هزار و چند صد هزار نفری به خیابان‌ها آمده‌اند. برای مثال تنها در تظاهرات لندن در ماه فوریه ۲۵۰ هزار نفر شرکت داشتند. در آلمان، اسپانیا، سوئد و بسیاری از کشورهای دیگر هزاران نفر به سیاست‌های دولت‌های خود در چشم‌پوشی بر جنایات اسرائیل در غزه، ارسال اسلحه، کمک مالی، محدودیت آزادی بیان به اعتراض برخاسته‌اند.

اعتراضات اخیر دانشجویی علیه جنگ در غزه، یادآور اعتراضات دانشجویی علیه جنگ ویتنام است. جنگی که در سال ۱۹۵۴ آغاز شد و در سال ۱۹۷۵ به پایان رسید. این اعتراضات دانشجویی در آوریل سال ۱۹۶۸ از دانشگاه کلمبیا آغاز شد. به زودی دانشگاه‌های مختلف را در نوردید، سراسر جامعه آمریکا را فراگرفت و به کشورهای اروپایی راه یافت. در آن زمان هم‌پای  صلح‌طلبی، خواسته‌های دیگری نیز از سوی گروه‌های گوناگون اجتماعی مطرح بودند، از خواست آزادی بیان در دانشگاه‌ها گرفته تا کسب حقوق مدنی و حقوق سیاهپوستان و برابری حقوق زنان. در میان این جنبه‌های گوناگون، جنبش ضد جنگ به عنصری برجسته بدل گذشت. سرانجام فشار روزافزون افکار عمومی، اعتراضات گسترده دانشجویی و از همه مهم‌تر، شکست سیاست جنگی در ویتنام، سران دولت آمریکا را به پایان بخشیدن به جنگ واداشت. گو آن که در آن زمان، گرایش چپ، نفوذی عمیق در میان فعالین جنبش‌های گوناگون اجتماعی داشت و از آن مهم‌تر، سازمان‌های نیرومند دانشجویی، حقوق مدنی و حقوق سیاهپوستان وجود داشت که به اعتراضات استمرار می‌بخشیدند. از آن گذشته اعتراضات به دانشگاه‌ها محدود نماند، در خیابان‌ها جاری شد و افکار عمومی را برانگیخت.

اعتراضات اخیر دانشجویی در سراسر جهان نیز گامی بزرگ و مثبت در مقابله با سیاست‌های جنگ‌افروزانه نه تنها اسرائیل، بلکه سران سیاسی دولت‌های خودی است، اما اگر دامنه خود را نگسترد، به سطح جامعه تسری نیابد و به روشنگری افکار عمومی نپردازد، در درازمدت شتاب و توان‌اش کاهش می‌یابد و چه بسا تأثیری ناچیز برجای گذارد. شواهد حاکی از آن است که حتا برخی از سیاستمداران آمریکایی خواهان برکناری نتانیاهو هستند تا شاید مفری برای خروج از بن‌بست کنونی گشوده شود و اگر نه صلحی دائمی، حداقل آتش‌بسی موقت برقرار گردد. اما واقعیت آن است که فلسطینیان دهه‌هاست که تحت ستم و تبعیض اسرائیل قرار دارند و همان گونه که بسیاری از پلاکاردها و شعارهای دانشجویان منعکس می‌کند، تنها با به رسمیت شناختن حقوق فلسطینیان در تشکیل دولت مستقل خود و عقب‌نشینی اسرائیل از سرزمین‌های اشغالی، امکان برقراری صلحی دائمی پدیدار خواهد شد.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۶۷  در فرمت پی دی اف:

 

 

سبک های ادبی اروپا – ناتورالیسم

ناتورالیسم یا طبیعت گرایی یکی از واژه هایی ست که از عالم فلسفه وارد ادبیات شده و از نظر فلسفی به ماتریالیسم تعلق دارد.  این سبک ادبی در شیوه ی تفکر معتقد به قدرت محض طبیعت است و هرگز طبیعت را مصنوع نظم بالاتری نمی داند و هرچه هست همین عالم ماده است و چیزی فراتر از ماده نیست. البته این طبیعت گرایی ربطی به آن طبیعت زیبایی که منظور رمانتیک ها در قرون گذشته بود، ندارد و از آنجا که جامعه ی انسانی، به مثابه ی مکان زیست انسان ها، خود بخش ویژه یی از طبیعت است، مرکز ثقل حوزه ی بررسی و نگارش ناتورالیست ها دقیقا همین بخش از طبیعت است. قرن نوزدهم دورانی از تحولات عظیم در اروپا و آمریکا بود که در پدیداری این سبک ادبی تأثیر داشت. انقلاب صنعتی، با به ارمغان آوردن پیشرفت‌های تکنولوژیکی و نوآوری‌های علمی، منجر به دگرگونی‌های عمیق در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی شد و جهان شاهد رشد سرمایه‌داری و تمرکز بیش از پیش ثروت در دست اقلیتی از افراد شد. در مقابل، اکثریت مردم، به خصوص طبقه کارگر، در شرایطی سخت و طاقت‌فرسا زندگی می‌کردند. از نظر سیاسی، جنبش‌های انقلابی و اعتراضی و برابری طلب، عروج مجدد یافت. در زمینه فرهنگی نیز، جنبش‌های فکری و هنری جدیدی پدیدار شد که به دنبال نقد نظم موجود و ارائه دیدگاه‌های نوین بود. به همین جهت می توان ناتورالیسم را در ادبیات به عنوان یک شاخه‌ از ادبیات رئالیستی در نظر گرفت که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در واکنش به دگرگونی‌های سریع اجتماعی و اقتصادی ناشی از ظهور انحصارات، پدید آمد. نویسندگان ناتورالیست در آثار خود بر نقش تعیین کنندگی عوامل ژنتیکی و محیطی در شکل‌گیری سرنوشت انسان تأکید داشتند و به دنبال به تصویر کشیدن بدون پرده‌پوشی رنج‌ها، مبارزات و ستم‌هایی بودند که بر زندگی طبقات و اقشار فرودست جامعه سایه افکنده بود.

مکتب ادبی ناتورالیسم که در اواخر قرن نوزدهم میلادی توسط امیل زولا و یارانش بنا نهاده شد، تاثیرات شگرفی در دنیای داستان و رمان پدید آورد. این مکتب، با الهام از فلسفه ی علم و اندیشه های متفکرانی چون “آگوست کنت” و “هیپولیت تن”، ادبیات را به عرصه ای برای بازتاب بی پرده ی طبیعت و جامعه تبدیل کرد. زولا، به عنوان پیشگام ناتورالیسم، در اثر مشهور خود “رمان تجربی” اصول و قواعد این مکتب را تبیین نمود. او معتقد بود که نویسنده همانند یک دانشمند، باید با نگاهی دقیق و موشکافانه به کالبد جامعه و انسان بنگرد و با ظرافت تمام، تار و پود روابط اجتماعی، تضادها و تناقضات طبقاتی، و رنج ها و مصیبت های قشر تحت ستم را به تصویر بکشد. در نگرش ناتورالیستی، انسان موجودی است که تحت تاثیر عوامل وراثتی و محیطی شکل می گیرد. به عبارتی، زولا و پیروانش بر این باور بودند که رفتار انسان ها تابع تصمیم اختیاری خود آنها نیست و اراده ی آزاد نقشی در رقم خوردن زندگی آنها ندارد. این دیدگاه جبرگرایانه، که در واقع منبعث از نظریات زیست شناسی داروین بود، در آثار ناتورالیست ها به وضوح قابل مشاهده است. شخصیت های واقع در رمان این نویسندگان، غالباً در چنگال فقر، بیماری، اعتیاد و سایر معضلات اجتماعی گرفتارند و تلاش های آنها برای رهایی از این قفس آهنین، بیهوده و بی ثمر جلوه می کند. ناتورالیسم، با وجود عمر کوتاهی که داشت، تاثیری عمیق بر ادبیات قرن بیستم گذاشت. نویسندگان برجسته ای علاوه بر امیل زولا، “استیون کراین”، “تئودور درایزر”، “گی دو موپاسان” از پیشگامان این مکتب در کشورهای خود بودند و آثار آنها دریچه ای دیگر به سوی درک پیچیدگی های جامعه و رنج های بشری گشود. بسیاری از ناتورالیست ها بعدها از این مکتب جدا شدند. در ادبیات فارسی نیز می توان ردپای ناتورالیسم را در آثار برخی نویسندگان، به ویژه در داستان های کوتاه، مشاهده کرد. محمدعلی جمالزاده، صادق هدایت و بزرگ علوی از جمله نویسندگانی هستند که در آثار خود به بازتاب رئالیستی و در بسیاری موارد ناتورالیستی و تلخ اوضاع اجتماعی و زندگی طبقات فرودست جامعه پرداخته اند. ناتورالیسم، با تاکید بر واقعیت گرایی و پرداختن به موضوعات اجتماعی، نقشی مهم در ارتقای آگاهی و حساسیت اجتماعی مخاطبان ایفا کرد. این مکتب ادبی، به خوانندگان کمک کرد تا با ظلم و ستم حاکم بر جامعه و رنج انسان های ستمدیده از نزدیک آشنا شوند که این خود کمک شایانی بود به اینکه آنها را به صرافت جست و جو برای یافتن راه حل هایی جهت بهبود شرایط زندگی خود بیندازد.

ناتورالیست ها، به رهبری امیل زولا، در خلق آثار خود از اصولی پیروی می کردند که ریشه در فلسفه و اندیشه ی “جبر علمی” داشت. آنها معتقد بودند که حوادث و رفتار انسان ها، نه تابع اراده ی آزاد، بلکه تحت تاثیر زنجیره ای از علل و عوامل جبری رقم می خورد. در نگاه ناتورالیست ها، قوانین حاکم بر جهان هستی، همانند قوانین فیزیک آن زمان، مطلق و غیرقابل تغییر است. همانطور که در علم، از شرایط مشخص، نتایج مشخص حاصل می شود، در زندگی انسان نیز، سرنوشت و رفتار او توسط عوامل ژنتیکی و محیطی تعیین می شود. زولا در کتاب “رمان تجربی” این دیدگاه را به صراحت بیان می کند و رمان را به مثابه ی “گزارشی از تجارب و آزمایش ها” توصیف می کند. او در این اثر می گوید: “رمان عبارت از گزارشنامه ی تجارب و آزمایش هاست”. به این ترتیب معتقد است که نویسنده باید تخیل را بکلی کنار بگذارد زیرا: “همانطور که سابقآ می گفتند فلان نویسنده دارای تخیل قوی ست، صحیح تر آنست که بگویند: دارای حس واقع بینانه ی قویتری ست”. زولا رمان ناتورالیستی را به “آزمایشی واقعی” تشبیه می کند که نویسنده با استفاده از تجربیات خود بر روی افراد بشر انجام می دهد. ناتورالیست ها بر این باور بودند که انسان، همانند سایر موجودات طبیعت، تابع قوانین جبری است. این دیدگاه، که بنیان ناتورالیسم ادبی را تشکیل می داد، مخالفت های بسیاری را به همراه داشت. منتقدان، این مکتب را به دلیل نادیده گرفتن اراده ی آزاد و تقلیل انسان به موجودی صرفاً تابع غرایز و شرایط محیطی، مورد سرزنش قرار می دادند.

مسأله ی دیگری که ناتورالیست ها وارد رمان های خود نموده و با اصرار بر آن تکیه کردند، تأثیر وراثت در وضعیت روانی اشخاص بود. زیرا معتقد بودند شرایط جسمی و روانی هرکسی از پدر و مادرش به او به ارث می رسد و این منشأ همه ی فعالیت های فردی و اجتماعی او خواهد بود. زولا در این مورد مجموعه رمان معروف “روگون ماکار”  را در بیست جلد نوشت که در همه ی آنها صحبت از فرزندی ست که در نتیجه ی رابطه ی “نامشروع” از مادری “بدکاره” به دنیا می آید و سرانجام الکلی و جنایتکار می شود. در مورد جبرگرایی یا دترمینیسم ژنتیکی به مثابه ی یکی از مشخصات ادبیات ناتورالیستی باید اضافه کرد که  پیروان این سبک اگرچه با دقت بسیار موشکافانه یی وقایع تاریخی و پیرامونی خود را بررسی می کنند ولی معتقدند که مناسبات موجود در هر جامعه، و اشکال و صور مختلف فرهنگی در جوامع متفاوت، محصول فرآورده های تاریخی – طبقاتی و جامعه شناسی آن جوامع نیستند بلکه بیان کمابیش مکانیکی غرایز هستند، به همین جهت مارکسیست ها به درستی، روانکاوی، که اصولا تعارض‌های ناخودآگاهِ میان بخش‌های مختلفِ روان (نهاد، خود و فراخود ) را  علت اصلی رفتار نابهنجار  انسان می انگارد را مورد سرزنش قرار می دهند و معتقدند که روانکاوی با روش ضد تاریخی و غیر جامعه شناختی اش در خلأ حرکت می کند و در پندار سرشت ثابت آدمی، بقایای پندارگرایی محافظه کارانه، که مربوط به دوران سپری شده ی باروک* است، را حفظ می کند. در این رابطه، مارکس اگرچه تأکید می کند که شعور انسان کژدیسه و تحریف شده است و جهان را از زاویه یی غلط می بیند، اما این کژدیسگی را بدرستی محصول مناسبات اجتماعی – طبقاتی میداند.

از مشخصات سبک ادبی ناتورالیسم علاوه بر اعتقاد عمیق نویسنده ی آن به دترمینیسم و علمی قلمداد کردن این سبک، مسأله عنصر “قهرمان” در رمان اوست. قهرمان وی از قماش انسانی نیست که دارای مشخصات اخلاقی و سجایای پسندیده در “ذات اشرف مخلوقات” است، بلکه موجودی ست از کوچه و بازار، انسانی ست کاملا معمولی از درون انسان های کارگر و زحمتکش شهری یا روستایی که روزانه در معرض اقسام ستم دولت های حاکم در جامعه ی  طبقاتی قرار دارد. اما این قهرمان، شبه ماشینی ست که تقریبا از خود اراده یی ندارد و تحت تأثیر وضع مزاجی و ارثی و عوامل دیگری از این قبیل، مجبور به کارهای معینی ست. آنچه ناتورالیست ها از اجتماع شرح میدهند بسیار یأس آور است: ناامیدی از رهایی و اصولا عدم اعتقاد به رهایی نهایی. در داستان آنان قهرمان، انسان فروخورده یی ست که عوامل ژنتیک و موروثی راه هرگونه تغییر را بر وی بسته است. در داستان نویسنده ی طبیعت گرا اصولا قهرمان چرا باید قهرمان باشد، زمانی که هیچ کاری از دستش بر نمی آید؟ زمانی که جبر جامعه مانعی، صد چندان بزرگتر از استثمار کننده ی وی، در مقابلش قرار دارد؟

از مختصات دیگر ناتورالیسم توجه زیاد نویسنده به تشریح جزئیات کاراکترهای رمان است. نه از نوع توجهی که بالزاک، نویسنده ی بزرگ رئالیست، از پانسیون مادام ووکر در رمان باباگوریو، در رابطه با جزئیات محیط کرده که خواننده بتواند به تأثیر آن محیط در قهرمان داستان و در حوادث کتاب پی ببرد، بلکه از نوع تشریحی که یک پزشک در وضعیت بیمار می کند تا به نتیجه مطلوب علمی خویش دست یابد. چنین رمانی بیشتر به یک ورقه ی “مشاهده” ی پزشکی شباهت دارد. کاربرد بشدت محاوره یی زبان یکی دیگر از مختصات رمان ناتورالیستی است به گونه یی که حتی صدای سرفه یا قورت دادن آب دهان، در نوشته درج می گردد. البته منظور نویسنده ی رمان اینست که هرچه بیشتر به طبیعت و واقعیت وفادار بماند.

رمان ژرمینال، اثر ماندگار امیل زولا که حاوی همه ی مختصات سبک ناتورالیسم (و البته با چاشنی کمرنگ برخی عناصر رئالیسم) است، داستان اتین لانتیه، جوانی ساده‌دل را روایت می‌کند که به جهنم معدن زغال‌سنگ وورو در شمال فرانسه قدم می‌گذارد. اتین با فقر، گرسنگی و شرایط کار طاقت‌فرسا روبرو می‌شود و به تدریج آگاهی طبقاتی در او ریشه می‌دواند. او به رهبر اعتصابی تبدیل می‌شود که توسط کارگران معدن علیه استثمار بی‌رحمانه و ظلم مدیران شکل می‌گیرد. اعتصاب با خشونت سرکوب می‌شود و اتین مجبور به فرار می‌شود. ژرمینال تصویری واقع‌گرایانه و تکان‌دهنده از زندگی طاقت‌فرسای طبقه کارگر در اواخر قرن نوزدهم ارائه می‌دهد. زولا در این اثر نقدی آتشین از سرمایه‌داری بی‌رحم، نابرابری عمیق اجتماعی و ظلم و ستم بی‌حد و حصر نظام حاکم به تصویر می‌کشد. رمان ژرمینال حماسه‌ای از مبارزه و امید است که خواننده را به تفکر در مورد نابرابری های اجتماعی، حقوق کارگران و ظلمی که بر آن‌ها روا می‌شود به تفکر وا می دارد. در این جهنم زیرزمینی، اتین و هم‌قطارانش با گرفتاری‌ها و مصیبت‌های بی‌شماری روبرو می‌شوند. مرگ و میر در معدن امری عادی است و کارگران به شدت مورد استثمار قرار می‌گیرند. اما در دل این ظلم و ستم، امیدی نیز ریشه می‌دواند. اتین با شجاعت و تعهد خود، کارگران را متحد می‌کند و شعله‌ی اعتراض را در دل آن‌ها روشن می‌کند. ژرمینال فقط یک داستان نیست، بلکه فریادی از اعماق وجود انسان‌های ستم‌دیده است. این رمان خواننده را به سفری در اعماق تاریکی و ظلم می‌برد و او را به تفکر در مورد آزادی و برابری وامیدارد. در این اثر، خود زولا، بقول “دانیل مورنه”  نویسنده ی تاریخ ادبیات فرانسه، “نویسنده ی مبارزی بود که یأس و نومیدی در او راه نداشت و به چیزی که در کتاب های خود [دترمینیسم ژنتیکی] آنهمه بر آن تکیه کرده بود تسلیم نمی شد. بزرگترین دلیل این موضوع حادثه ی “دریفوس” بود که زولا برای نجات متهم بی گناهی در برابر زمامداران فاسد و سرمایه داران قلدر ِعصر خود قیام کرد و فریاد “من متهم می کنم” او دنیایی را به لرزه انداخت”.

مارکس و انگلس برخی از جنبه‌های ناتورالیسم، به خصوص به تصویر کشیدن بی‌رحمانه واقعیت اجتماعی را تحسین می‌کردند. آنها وظیفه ادبیات را آشکار کردن نابسامانی‌های جامعه، به ویژه استثمار طبقه کارگر در نظام سرمایه‌داری می‌دانستند. به نظر آنها، آثار ناتورالیستی که به این موضوعات می‌پرداخت، می‌توانست آگاهی طبقاتی را افزایش داده و به تغییر انقلابی کمک کند. در عین حال، مارکس و انگلس از گرایش‌های خاصی در ناتورالیسم انتقاد میکردند. آنها رویکرد جبرگرایانه‌ای را که شخصیت‌ها را به عنوان قربانیان بی‌اراده ی شرایطشان به تصویر می کشید، تقبیح می کردند. این دیدگاه به گفته مارکس، نقش کنش انسانی و امکان تغییر روابط اجتماعی را نادیده می‌گیرد. از منظر مارکسیستی، ادبیات نه تنها باید مشکلات جهان را آشکار کند، بلکه باید چشم‌اندازهایی را برای غلبه بر آنها نیز ارائه دهد. این امر باید نه تنها خواننده را به همدردی، بلکه به اقدام برای تغییر وضع موجود نیز ترغیب نموده و از مبارزه انقلابی برای رسیدن به جامعه‌ای عاری از ستم و استثمار حمایت کند.

و این تلاشی ست که سبک ادبی رئالیسم بویژه رئالیسم انتقادی و سوسیالیستی به بهترین نحوی انجام داده است.

* / دوران باروک تقریباً از اواخر قرن شانزدهم تا اواخر قرن هجدهم میلادی را در بر می‌گیرد و مضامین کلیدی این دوران مشتمل بود بر  احساسات و عواطف ، موضوعات مذهبی ، و طبیعت که در هنر و ادبیات باروک به عنوان نیروی قدرتمند و مرموز به تصویر کشیده می‌شد.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۶۷  در فرمت پی دی اف:

 

 

اطلاعیه فعالین و هواداران سازمان فدائیان (اقلیت)- داخل کشور به مناسبت اول ماه مه پیش بسوی رهایی از زنجیرها و مناسبات سرمایه داری

بار دیگر اول ماه مه روز همبستگی بین المللی کارگران از راه رسیده است. در اول ماه مه، پرچم اعتراض علیه نظم موجود و پرچم مبارزه برای رهایی از هرگونه ستم و استثمار را به اهتزاز درآوریم. اول ماه مه روزجهانی کارگر و روزی است که پرچم های سرخ در سراسر جهان برافراشته می شود. روزی است که طبقه کارگر جهانی اراده واحد خود را برای رهایی از زنجیر های بندگی و نظام سرمایه داری و برای استقرار  سوسیالیسم به نمایش می گذارد.  امسال نیزهمچون سالهای گذشته کارگران سراسر جهان روز اول ماه مه را به نشانه بیداری و آگاهی و اتحاد وهمبستگی جهانی خود جشن می گیرند وعزم واراده خلل ناپذیر خود را به ادامه نبرد برای بر انداختن نظام طبقاتی و ستم استثمار و ایجاد جامعه سوسیالستی به نمایش می گذارند.

در ایران اول ماه مه در شرایطی فرا می رسد که تعرضات طبقه سرمایه دار حاکم و رژیم سیاسی آن، کارگران را به روز سیاه نشانده اند. ستم‏هایی که امروز  در ایران بر طبقه کارگر اعمال میشود حقیقتا کم نظیر است. کارگران در معرض وحشیانه ترین ستم‏های اقتصادی و فشار ها و محدودیت های  سیاسی قرارگرفته اند. شرایط مادی زندگی کارگران هیچ‏گاه تا به این حد وخیم نبوده است.   بحران اقتصادی حاکم بر جامعه که پیوسته تشدید شده، بیشترین و شدیدترین فشار را برگرده طبقه کارگر وارد آورده است. میلونها کارگر فقیر و گرسنه ، حتی نان خالی را نیز به زحمت می توانند برسر سفره خود فراهم کنند. جمهوری اسلامی نزدیک به نیم قرن حاکمیت ارتجاعی خود جز تشدید و گسترش فقر، بیکاری، گرسنگی، فلاکت و بدبختی ، جز نکبت و فحشا و تن فروشی،  جز بیماری و اعتیاد، جز سرکوب و کشتار و زندان و معضلات دیگری از این دست، ثمر دیگری برای توده های مردم  نداشته وآشکارا جامعه را به قهقرا سوق داده است.

کارگران و زحمتکشان

جمهوری اسلامی به عنوان یک  نظام دیکتاتوری عریان پاسدار نظم سرمایه، ازهمان آغاز به قدرت رسیدنش و استقرار یک رژیم ترور و خفقان، با سرکوب و کشتار،کارگران و زحمتکشان و عموم توده های مردم را از ابتدایی ترین آزادی های سیاسی و حقوق اجتماعی محروم ساخت. شوراهای کارگری و تشکل های سیاسی و صنفی را برچید . هزاران تن از پیشروترین کارگران  و نیروهای کمونیست را اعدام کرد، دهها هزار تن را به بند کشید تا نظم ارتجاعی و ضد انسانی سرمایه را حفظ کند.

کارگران و زحمتکشان و روشنفکران

جمهوری اسلامی دشمن کارگران و زحمتکشان با سیاست های جنگ طلبانه  و ماجراجویانه خود و به بهانه شرایط جنگی به سرکوب عریان جنبش کارگری، سرکوب خشن زنان و جنبش اعتراضی آنان  روی آورده است .هدف رژیم زن ستیز حاکم از تشدید سرکوب وحشیانه زنان، ایجاد رعب و هراس در کل جامعه و عقب راندن جنبش های اعتراضی و جنبش انقلابی توده های مردم است. رژیم جنایتکار حاکم برای بقای خود تنها به  سرنیزه و دستگاه سرکوبش متکی است .اما ما میدانیم که به سرنیزه میتوان تکیه داد ولی بر روی آن نمی توان نشست. رژیم جمهوری اسلامی با تشدید سرکوب نمی تواند روند گسترش یابنده اعتصابات کارگری و مبارزات اقشار مختلف توده های مردم را متوقف کند. چیزی به پایان عمر ننگین جمهوری اسلامی باقی نمانده است. این رژیم را باید با یک اعتصاب عمومی سیاسی و قیام مسلحانه برانداخت.

ما فعالین و هواداران سازمان فدائیان (اقلیت) – داخل کشور، ضمن تشدید مبارزه برای سرنگونی نظم حاکم، اول ماه مه روز جهانی کارگر را به عموم کارگران و زحمتکشان شاد باش میگوییم.

 

زنده باد همبستگی بین المللی کارگران

سر نگون باد رژیم جمهوری اسلامی  –  برقرار باد حکومت شورایی

نابود باد نظام سرمایه داری –  زنده باد سوسیالیسم

فعالین و هواداران سازمان فدائیان (اقلیت) – داخل کشور

اردیبهشت ماه   ۱۴۰۳

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۶۷  در فرمت پی دی اف:

گرامی باد اول ماه مه جشن همبستگی طبقه کارگر جهانی

اگر نقطه آغازین جنبش کارگری ایران را به تقریب سال‌های ۱۲۸۳و۱۲۸۴ شمسی بدانیم،  بیش از۱۲۰ سال ازعمرجنبش کارگری ایران با فراز و نشیب‌های متعدد دردوره‌های مختلف می‌گذرد.

کارگران و فعالین جنبش کارگری متناسب با شرایط، همه ساله در اشکال متفاوتی اول ماه مه را جشن می‌گیرند.

امسال در شرایطی بهتر از گذشته به استقبال جشن کارگری اول ماه مه می‌رویم.

طبقه کارگر ایران، طبقه کارگر دو سه دهه‌ی پیش نیست و طی سال‌های اخیر رشد کمی و کیفی قابل توجهی داشته است. به‌خصوص در دو سال اخیر و در شرایطی که بحران انقلابی بر جامعه حاکم است، طبقه کارگر در عمل درگیر مبارزه سیاسی اجتماعی بود و اعتراضات و اعتصابات بسیاری سازمان داد.

طبقه کارگر دراعتصاباتی که داشت چیزهای زیادی در زمینه مبارزه سیاسی، طبقاتی و تشکیلاتی آموخت.

امروز طبقه کارگر ایران همان طبقه درخود، خاموش و بی‌صدا نیست که به نیابت از آن برمی‌خواستند، بلکه به درجاتی پیشگامان وپیشتازان خود را در میان بسیاری از واحدهای صنعتی و تولیدی بزرگ و کوچک و پروژه‌های صنعتی بوجود آورده و پیشتازانی دارد که آگاه به امر مبارزه سوسیالیستی هستند.

حمایت جنبش‌های اجتماعی با انبوهی از آگاهی و تجربه، هم‌چون جنبش معلمان ، زنان و بازنشستگان از طبقه کارگر، موجب رشد و تقویت این جنبش بیش از تمامی دوره‌های گذشته شده است.

تاکنون از عدم پیوند و اتحاد در میان واحدهای کارگری به‌عنوان یک کاستی و ضعف یاد می‌شد، اما اطلاعیه‌هایی که کارگران رشته‌های مختلف در حمایت از یکدیگر صادر می‌کنند، نشان می‌دهد که مبارزات کارگران وارد مرحله تازه‌ای از اتحاد در درون طبقه کارگر شده است.

در این مدت، نمونه‌های درخشانی از حمایت تشکل بازنشستگان خوزستان و چند تشکل کارگری دیگر وهم‌چنین سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در حمایت از کارگران گروه صنعتی فولاد داشتیم.

در دیگر جاها نیز چنین است، درمیان واحدهای کارگری گام‌هایی در مسیر اتحاد سراسری برداشته شده است.

شاید جمهوری اسلامی به روال سال‌های گذشته، از آمدن یکپارچه طبقه کارگر به خیابان‌ها دراول ماه مه جلوگیری کند، اما این به آن معنا نیست که طبقه کارگر ایران ضعیف است و نمی‌تواند جشن کارگری اول ماه مه را به‌گونه‌ای دیگر برگزار کند.

حتی در سال‌های رکود و اختناق، درشرایط پلیسی سنگین، کارگران پیشرو و بخش‌هایی از طبقه کارگر، درباغ‌های حاشیه شهر، در پارک‌ها، در سالن‌ها، در کارگاه‌های خصوصی، درمحل کار خود، و یا حتا در زندان‌ها به استقبال اول ماه مه و جشن کارگری رفته است. شعرخوانی، اجرای نمایشنامه، ساز و آواز، درکنار نقد و گفتگو درباره‌ی مسائل طبقه کارگر از جمله موضوعاتی هستند که حاضرین در مراسم‌های اول ماه مه به آن‌ها می‌پردازند.

امسال با توجه به پیشرفت مبارزه طبقه کارگر و موقعیت انقلابی، طبقه کارگر با عزم راسخ‌تری به استقبال اول ماه مه می‌رود، حتی اگر رژیم با بسیج نیروهایش و طرح‌های از پیش ساخته بخواهد از مشارکت کارگران درجشن اول ماه مه جلوگیری کند.

طبقه کارگرایران برای پیشرفت مبارزه و رهبری انقلاب سوسیالیستی پیروزمند خود، نیاز به سازماندهی و کار سیاسی بیشتری در عرصه‌های مختلف دارد .

مبارزه با گرایش‌های بورژوایی جمهوری‌خواهی و سوسیال دمکراسی، و انحرافات درون جنبش از جمله گرایش خرده بورژوایی غالب در جریان جنبش زن زندگی آزادی، بخشی از وظیفه ما است.

باید یادآور شد که برخی از جریانات سیاسی درون جنبش، نهایت هدف خود را تحقق این شعارمی‌دانند!

انحرافات خردوریز دیگر هم کم نیستند. همه به نسبت، کم یا زیاد می‌توانند جنبش انقلابی طبقه کارگررا تهدید کنند.

علاوه بر افشای این جریانات، طبقه کارگر، فعالین طبقه، سازمان‌ها و احزاب کارگری موجود، می‌بایست جهات دیگری مانند تقویت تشکل‌های کارگری و پیوند میان واحدهای طبقه کارگر در ابعاد سراسری را سرلوحه فعالیت‌های خود قرار دهند.

اگرچه سیاست‌های رژیم در داخل و خارج به شکست انجامیده است، اما رژیم با تکیه بر نیروی نظامی و سرکوب خود، تنها پاسخی که به توده‌ها و طبقه کارگرمی‌دهد، فقر بیشتر، استثمار و سرکوب است. برای توقف دستگاه سرکوب و به زیر کشیدن رژیم از اریکه قدرت، نیاز به تشدید فعالیت داریم، فعالیت درعرصه‌های مختلف مبارزه.

مبارزه برای خواست‌های فوری در راستای اتحاد و همبستگی سراسری و برای تحقق اهداف بلند مدت طبقه کارگر، تلاش موثر و هدفمند در راه تشکیل حزب طبقه کارگر، ضرورت افزایش و ارتقاء سطح اگاهی انقلابی کارگران به‌میزانی که خود طبقه بتواند در شرایط متقضی درهماهنگ با مرحله انقلاب، شکل مناسب تشکل مبارزاتی خود را انتخاب کند و برای ایجاد کمیته‌های اعتصاب، شوراهای کارگری و دیگر ابزار تشکیلاتی خود آمادگی کامل داشته باشد.

این کار هرگز خودبه‌خود انجام نمی‌گیرد، مگراین‌که به کمک آموزش علمی مارکسیسم انقلابی درپیوند با پراتیک اجتماعی این امر میسر گردد.

با طرح شعارهای مستقل کارگری و با صفوف متحد به استقبال جشن اول ماه مه برویم.

ما اول ماه مه، روز جهانی کارگر را به همه کارگران ایران و جهان تبریک می‌گوییم.

 

هسته کارگری حمید اشرف- فعالان کارگری جنوب

اردیبهشت ۱۴۰۳

کار، نان، آزادی، حکومت شورائی

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۶۷  در فرمت پی دی اف:

زنده باد اول ماه می، زنده باد همبستگی جهانی طبقه کارگر

رفقای کارگر ؛ اول ماه می روز ماست . در این روز در سراسر جهان ، ما کارگران و فعالان این طبقه ، پرچم سرخ برمی افرازیم و اتحاد و یگانگی خود را در برابر ستمکاران استثمارگر اعلام می‌داریم.

اعلام میداریم جهان یگانه است وطبقه کارگر طبقه‌ای جهانی ودارای منافع یگانه است . در این روز در برابر سروری سرمایه و همه پلشتی وپلیدی آن با قامتی افراشته خواهیم ایستاد و اعلام می‌داریم که آماده تعیین تکلیف قطعی با نظم سرمایه و پایان دادن به همه ستمگری های ناشی از آنیم .

جهان سرمایه داری بیش از هر زمان در گرداب بحران فرورفته است.  بحرانی که سرمنشا واساس آن بر استثمار و بهره کشی، نابرابری انسان در همه ابعاد اقتصادی ،اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی و…ریشه دارد که جز با پیروزی ما بر سرمایه ونفی کامل نظم موجود نمی‌توان به آن پایان داد .

رفقای کارگر ؛ جهان در بحران ناشی از یکه تازی طبقه سرمایه داران است . جنگ بر بخش‌هایی از جهان سایه گسترده وکشتار و ویرانی می آفریند . در اوکراین هیچ چشم اندازی به صلح وثبات دیده نمی‌شود.  بر عکس هر روز بیش از پیش سوخت آنرا افزایش می‌دهند تا از شعله های ویرانگر آن کاسته نشود . در فلسطین  در تداوم اشغالگری وفاشیسم حکومتی مذهبی( اسرائيل ) و در تقابل با گروه های تروریستی مذهبی اسلامی مانند حماس وجهاد اسلامی که از طریق ارتجاع جمهوری اسلامی ایران وبعضی حکومت‌های مرتجع دیگر تغذیه وتشویق به اقدام میگردند، تاکنون جان بیش از ۳۵ هزار نفر  عمدتا زن وکودک از فلسطينيان غزه گرفته شده است. دوبرابر این تعداد مجروح و معلول و بیش از  ۵ /۱  میلون نفر خانه ومحل زندگی‌شان ویران وآواره شده اند . در ایران وجهان ، هر روز بر گرسنگان افزوده و میلیونها دانش آموز و دانشجو از چرخه تحصیل جدا و انسانهای بی‌شمار از بهداشت ودرمان و… محروم می‌گردند واین در شرایطی است که جهان امروز بیش از هرزمان دیگر می‌تواند به تامین کار، نان وآموزش ، بهداشت ودرمان ومسکن برای عموم و برپا ساختن فرهنگی انسانی وبدون جنگ وخونریزی نائل آید .

از کار وزحمت ما، ثروت‌های بی‌حساب در نزد اندک افراد وسازمانهای انحصاری ودول امپریالیستی ودیگر دولت‌های سرمایه داری وبدون توجه به گرسنگی وفقر وفلاکت ناشی از آن بر توده های عظیم انسانها ، اندوخته می‌شود. هرچه انباشت سرمایه بیشتر و این توده عظیم ثروت بزرگتر وبزرگتر می‌شود، از سرمنشا خود فاصله اش بیشترو خطر ویرانگری اش افزون تر می‌گردد.

درایران تحت سیطره نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی اقلیت ناچیزی حکم می‌رانند که با ادغام کامل دین و دولت و تکیه بر خرافات مذهبی استثمار وحشیانه ای را بر طبقه کارگر تحمیل نموده اند.  این اقلیت ناچیز برثروتی عظیم چنگ انداخته‌اند که تماما حاصل کار وزحمت و دسترنج ماکارگران است و برای حفظ این ثروت قدرتی جهنمی ساخته‌اند که تابع هیچ قاعده وقانون بشری نیست  وجز سرکوب وقتل وشکنجه وبیحرمتی وتجاوز، قانونی نمی‌شناسند. قوانین کار  وتامین نان وآزادی را باشدت وحدت تمام سرکوب کرده و در سایه این همه ددمنشی به چپاول هست ونیست طبقه ما وهمه زحمتکشان وستمدیدگان تداوم بخشیده اند .

رفقای کارگر ؛ نظم سرمایه داری در ایران بیش از هر جای دیگر بر سنتهای سرکوب عریان وعنان گسیخته بنا نهاده شده است   ومحال است که جز با رهبری طبقه ما وایجاد یک حکومت شورایی خللی در این وضعیت ایجاد شود . مایه تاسف است که طبقه ما تاکنون نتوانسته است در برابر این استبداد وسرکوبگری طبقه حاکم بدیلی قدرتمند بسازد تا حداقل بر آن مهار زده واز ترک تازی اش بکاهد . ضعف بزرگ ما در عدم انسجام ما به عنوان یک طبقه است . تا به عنوان طبقه ای که امروز در اکثریت مطلق است متحد نشویم وبه ایجاد تشکل های مستقل از جریانات مدافع سرمایه نپردازیم و قدرتمند در برابر عنان گسیختگی واستبدادشان بپا برنخیزیم ، در بر همین پاشنه خواهد چرخید وچیزی تغییر نخواهد کرد .

در شرایط کنونی اعتراضات و اعتصابات بسیار حتی افزون بر دیگر کشورهای سرمایه داری جریان دارد ، اما باید پذیرفت که این اعتراضات واعتصابات عمدتا نتوانسته است جامعه را از مداری که سرمایه تعیین کرده است خارج نماید . برای اینکه از اعتصابات و اعتراضات نتیجه ای حاصل شود باید به ایجاد کمیته ها و هسته های فعال در کارخانجات ومحل کار و زیست اقدام نمائیم، ارتباط بین هسته ها را ایجاد ، به رشته های هم صنف و به صنایع و کارخانجات دیگر گسترش دهیم . البته این فعالیت ها و این ارتباطات خشم بورژوازی را صد چندان خواهد کرد وافراد بیشتری را از طبقه جداکرده وبه حبس وحصر خواهد انداخت ویا تلاش خواهد کرد با تهدید و ارعاب، این فعالین را به انفراد بکشاند . اما راه همین است  وما تجربیات غنی از مبارزه را علیه بورژوازی در ایران وسراسر جهان باخود داریم .

رفقای کارگر ؛ تنها ما به عنوان یک طبقه انقلابی می‌توانیم کل جامعه را از کثافات نظام طبقاتی برهانیم .بنابر این، دفاع سرسختانه از اقشار زحمتکش وستمیده مانند معلمان ، بازنشستگان ، پرستاران ، زنان ستمدیده و عموم تهیدستان جامعه را باید در برنامه خود داشته باشیم .

رفقای کارگر؛ این امری بدیهی است که هر پیروزی وپیشروی ما در امر مبارزه طبقاتی فقط با اتحاد و همبستگی و تشکل وتحزب ما به ثمر خواهد نشست . اول ماه می روز همبستگی واتحاد ماست ، در اتحاد با پرولتاریای جهانی این روز را هرچه با شکوه تر گرامی میداریم .

ما در این روز قانون خود را مجری ، کار را تعطیل وخیابانها را از آن خود نموده وپرچم ” کارگران جهان متحد شوید ” را به اهتزاز در می آوریم.

 

سرنگون باد رژیم سرمايه داری جمهوری اسلامی ایران – برقرار باد حکومت شورایی

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم!

نهم اردیبهشت ماه ۱۴۰۳

هسته کار، نان ،آزادی ، هوادار سازمان فدائيان( اقلیت )

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۶۷  در فرمت پی دی اف:

فراخوان آکسیون اعتراضی در محکومیت به‌حکم اعدام توماج صالحی جلوی پارلمان هلند-دنهاخ

توماج صدای اعتراض مردم

فراخوان آکسیون اعتراضی در محکومیت به‌حکم اعدام توماج صالحی جلوی پارلمان هلند-دنهاخ.

زمان: روز جمعه ۳ مه ساعت ۱۳:۳۰ تا ساعت ۱۶:۳۰

زندانی سیاسی آزاد باید

آدرس Hoofdingang Prinses Irenepad 1,2595 BG te ‘s-Gravenhage:

مکان: جلوی پارلمان هلند-دنهاخ

توماج تندیس شجاعت و شرف اهل هنر است صدای ما بود صدایش باشیم در حکومت به‌حکم جنایتکارانه اعدام برای آزادی توماج صالحی و همه زندانیان سیاسی و همچنین در همبستگی با زنان ستم دیده در ایران با ما همراه شوید!

حزب کمونیست ایران / کومه له – کمیته هلند

فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) – هلند

بخشی از نیروهای چپ انقلابی و کمونیست در هلند

گل سرخ

0

گل سرخ است

چه در بهار

چه در پاییز

ولی من در سیاهکل گل سرخی دیدم

که در زمستانی سرد

بذر افشانی کرد

و همانند سرو سرافراز

ایستاده مرد

رسم چنین بود

و ریشه در خاکی افکند

که از آن روئیده بود

و غنچه  آگاهی

آزادی را بارور ساخت

 

سیاهکوه

فراخوان! گرامی باد اول ماه می، روز همبستگی کارگران سراسر جهان

ایرانیان مبارز، نیروهای آگاه و مترقی!

۴۵ سال حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی و سیاست‌های جنایتکارانه و جنگ‌طلبانه آن، نتیجه‌ای جز به خاک سیاه نشاندن زندگی و هستی توده‌های کارگر و زحمتکش و نابودی ثروت کشور نداشته است. خامنه‌ای جنایتکار همانند خمینی جلاد که جنگ را نعمت می‌دانست، مذبوحانه  تلاش می‌کند تا با ایجاد تنش و جنگ‌افروزی در منطقه، مانع از انقلاب و سرنگونی نظام شود. جمهوری اسلامی هم‌زمان با جنگ‌افروزی، فضا را مناسب دیده و اراذل‌واوباش مزدور خود را به خیابان‌های کشور گسیل نموده تا با وحشیگری تمام، به بهانه مبارزه با بی‌حجابی به سرکوب زنان و دختران شجاع و قهرمان سراسر کشور بپردازند. از سوی دیگر رژیم نژادپرست اسرائیل ماه‌هاست که با حمایت همه‌جانبه دولت‌های امپریالیستی و کشورهای جنگ‌طلب سرمایه‌داری دست به نسل‌کشی و کشتار بی‌سابقه فلسطینیان زده، غزه را ویرانه و به تلی از خاک بدل نموده است.

 

ایرانیان مترقی!

با حضور فعال در تجمعات و راهپیمایی‌های روز جهانی کارگر و با حمل بنر و شعارهایی در مخالفت با جنگ، محکومیت دولت نژادپرست اسرائیل  و حامیان جنگ‌طلب آن  و نیز با دفاع پر شور از منافع و مطالبات کارگران ایران و جهان، اول ماه می امسال را به یکی از بزرگترین و باشکوه‌ترین روزها در جهان بدل کنیم. آنچه مسلم است تنها طبقه کارگر است که می‌تواند جهنمی را که جهان سرمایه‌داری بر این کره خاکی حاکم نموده است، نابود و بشریت را نجات دهد.

 

پیروز باد مبارزات کارگران سراسر جهان علیه ستم و استثمار

زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسم

نابود باد نظام سرمایه‌داری و ارتجاع مذهبی و فاشیستی

برقرار باد حکومت شورائی

کمیته خارج از کشور سازمان فدائیان (اقلیت)

مسئله بنزین و غارت هرروزه رژیم سرمایه داری مذهبی ایران از سفره کارگران وزحمتکشان؛

واقعیت اینست که حکومت چپاولگران اسلامی قصد دارد بار دیگر بنزین را گران کند. از سال ۹۸ بارها می‌خواست به این عمل دست بزند. موجی می‌فرستاد و چون دامنه موج با صخره مقاومت مردمی مواجه می‌شد، عقب نشینی می‌کرد. رشادت توده‌ها در آبان ۹۸ در برابر خود را نمی‌توانست ونمی خواست بار دیگر محک زند. خطابیه آن مادر جانباخته به خود را که با نشان دادن انگشت نشانه وبا صلابت تمام خطاب به کلیت حکومت می‌گفت؛” شما، آبان ۹۸ تمام شدید، جوانان ما کار رژیم شما را در آبان ۹۸ تمام کردند” هنوز طنین انداز بود و چون می‌دانست در شرایط انقلابی که شبحی از انقلاب بالای سر در گردش است، دست زدن دوباره به گران نمودن بنزین را به روزهای دیگری که شرایط را مهیا ببیند موکول می‌نمود. اما حکومت گمان می‌کند که از خطر گذشته است ودر زیر سایه جنگ غزه وبحران منطقه‌ای می‌تواند هجومی همه جانبه را به کار، نان و آزادی مردم آغاز و شبح انقلاب را از فراز سر خود دور نماید. پاتک سرکوبگرانه به زنان برای باز پس گیری سنگر از دست داده وصدور حکم جنایتکارانه اعدام برای خواننده مردمی و انقلابی رپ توماج صالحی، وقبل تر سخنان وزیر نفت ورئیس دزدان حکومتی نفتی ” اوجی” در ۱۵ فروردین، در مورد جمع آوری کارتهای بنزین نزد جایگاه داران تا ۱۰ روز دیگر (تا ۲۵ فروردین) واعمال شرورانه دیگر را باید از این زاویه دید.

اوجی وزیر نفت رژیم در ۱۵ فروردین می‌گوید: ” مجلس اورا مکلف نموده است تا ۹۵ درصد از کارت‌های جایگاه داران را جمع آوری نماید “. وچون اکثریت بنزین مصرفی خودروهای کارگران وزحمتکشان از طریق همین کارتهای سوخت جایگاه داران تأمین می‌گردد، بدین مفهوم خواهد بود که اول سوخت خودروهای ۹۵ درصد از مردم یعنی کارگران وزحمتکشان را قطع می‌نمایند، وبعد می‌گویند حالا اگر بنزین می‌خواهید، باید با چند برابر قیمت بیشتر از آنچه سهمیه مشخص می‌کند خریداری نمایید. واین دقیقاً به این معنی است که نان ۹۵ درصد از توده‌ها را قطع نموده و برای خرید نان با قیمت چند برابر گرسنه نگاه دارند تا فشار گرسنگی به تسلیم وادارشان نماید. همه می‌دانیم که بیکاری در ایران بیداد می‌کند و بیکاران مجبورند به هر کاری تن دهند تا کمی از فشار اقتصادی و فقر و فلاکت ناشی از آنرا کم نمایند. باز نشستگان برای رهایی شرایط اسفباری که به آن مبتلا هستند، در حد توان خود کاری انجام دهند، جوانان بخصوص جوانان متأهل مجبورند برای یک زندگی بخور ونمیر وگذران زندگی، شغلی دست وپا کنند، آنقدر که لااقل مقداری از بحران معیشت را برای خود خنثی نمایند، مجبور می‌شوند به شغل‌های کاذبی دست بزنند که نمی‌شود به آن شغل گفت. کولبری و سوخت بری از آن کارهای بسیار شاقی است که حتی خطر مرگ و کشته شدن توسط آدمکشان جمهوری جنایتکار وفاشیست اسلامی را با خود دارد. ولی گرسنگی چنان بزرگ و دهشتناک می‌نماید که مرگ هم در برابر آن بسیار کوچک وبی خطر جلوه می‌کند. در مورد بنزین و سیاست رژیم در جمع آوری کارتهای نزد جایگاه داران هم باید گفت؛ هم اکنون ۶ میلیون نفر در سراسر ایران از طریق تاکسی‌های اینترنتی مانند اسنپ و تبسی و… امرار معاش می‌کنند. چند میلیون تاکسی سنتی هم که هست. وانت بارهای بسیاری هستند که به طریق اینترنتی و سنتی به جابجایی بار مشغولند و…… باز نشستگان بسیاری هستند که برای کمک هزینه زندگی وجبران بخشی از اجاره خانه مجبور می‌شوند که با وجود کهولت سن و انواع مریضی، ساعت‌های متوالی از وقت خود را با خودرو شخصی به جابجایی مسافر بپردازند. به عنوان مثال؛ اشخاصی هستند که با وجود جراحی باز قلب و حتی دارا بودن باطری قلبی مجبورند در هوای آلوده وترافیک سنگین، ساعت‌های متوالی مسافرکشی کنند، کسانی از این بازنشستگان هستند که هنگام مسافرکشی، عصا به همراه دارند. هر روز میلیونها کارگر و زحمتکش برای کار، از حاشیه شهرها باخودرو شخصی، خود را به مراکز شهرها ویا شهرک‌های صنعتی و… می‌رسانند. میلیون‌ها انسان زحمتکش از زن ومرد مجبورند به علت عدم دسترسی مناسب به وسائل حمل ونقل عمومی وراحت برای رفتن به محل کار وبرگشت به منزل، از خودرو شخصی خود استفاده نمایند. همه اینها که نام برده شد بخش بسیار عظیمی از همان ۹۵ درصدی هستند که اوجی وزیر جنایت کار نفت از آنها نام می‌برد واتفاقا همگی بدون استثنا نیاز مند به کارتهای موجود در نزد جایگاه دارانند. چون بنزین سهمیه‌ای چه به قیمت یارانه‌ای وچه به قیمت آزاد که هر ماه به مقدار مشخص در کارت خودروها شارژ می‌شود کفاف نمی‌دهد. در نتیجه مجبورند به قیمتی که در آینده تعیین می‌نمایند از جایگاه‌ها تهیه نمایند.

به عنوان مثال در کارت تاکسی‌های سنتی واینترنت سهمیه بنزین کنونی بدین قرار است که برای هر تاکسی تک سوخت ۳۰۰ لیتر بنزین یارانه‌ای به قیمت ۱۵۰۰ تومان و ۳۰۰ لیتر آزاد به قیمت ۳۰۰۰ تومان برای یک ماه شارژ می‌شود، در صورتی که هر تاکسی اگر تمام روز کار کند، به حداقل ۴۵ تا ۶۰ لیتر بنزین (متوسط ۵۰ لیتر) هر روز به بنزین نیازمند است. واین به این معنی است که تمام بنزین یارانه‌ای وآزاد (۶۰۰ لیتر) تنها کفاف ۱۲ روز کاری را می‌دهد وبقیه مصرف خودرو (۹۰۰ لیتر) باید به قیمت سومی (احتمالاً هرلیتر بین ۸ تا ۱۲ هزار تومان) تأمین گردد. واین یعنی اینکه رانندگان فقرزده تاکسی اگر بخواهند بیکار نباشند باید هر ماه سهم عمده‌ای از درآمد خود را دو دستی به حکومت چپاولگران تقدیم نمایند. آن باز نشسته‌ای که ۶۰ لیتر بنزین یارانه و ۶۰ لیتر بنزین آزاد دریافت می‌نماید، اگر بخواهد روزانه فقط ۵ ساعت کار کند، کل بنزین دریافتی فقط کفاف حداکثر ۸ تا ۱۰ روز را می‌نماید. بقیه مصرف خود را باید باقیمتی چند برابر از حکومت دریافت کند. برای ایاب ذهاب هم چنین است وبرای وانت بارها وموتور سیکلتها هم به همین‌گونه. اینچنین حکومت می‌خواهد بنزین را سه نرخی نماید که احتمالاً در طولانی مدت نرخ یارانه‌ای را حذف نموده تا دو نرخ ۳۰۰۰ تومانی و ۸ تا ۱۲ هزار تومانی باقی بمانند.

نتیجه این سیاست از قبل مشخص است، تمام بار این چپاولگری به دوش زحمتکشان یعنی همان ۹۵ درصد مردم نادار وسفره خالی آنان منتقل خواهد شد. کرایه‌ها باز هم افزایش خواهد یافت و نرخ کالاها گران وگرانتر خواهد گردید. تا آن ۵ درصد در ناز ونعمت وبدون دغدغه تورم وگرانی بنزین، با خودروهای آخرین مدل آلمان، فرانسه، ژاپن و …. در خیابان‌ها به جولان بپردازند واز زندگی‌شان لذت ببرند.

آیا محاسبات حکومت در یورش گسترده به کار، نان ومعیشت کارگران وزحمتکشان، وبه آزادی زنان وهنرمندان مردمی وانسان دوست و…. این بار هم با سد سکندر مقاومت واعتصاب واعتراض توده‌ها حتی بسیار فراتر از ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ برخورد نمی‌نماید؟ باید دید.

اما وظیفه ما نباید تنها به تحلیل اقدامات جنایتکارانه حکومت منتهی شود، بلکه باید تلاش روز افزونی صورت گیرد، تا زحمتکشان وستمدیدگان، خود با ایجاد تشکل‌ها و نهاد های قدرتمند، برای سرنگونی و پایان دادن به حکومت ستمگران و بنیان نهادن حکومتی شورایی و جامعه‌ای نوین، آماده اقدام شوند.

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی،

برقرار باد حکومت شوراهای کارگران وزحمتکشان،

کار نان آزادی، حکومت شورایی،

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم.

 

اردیبهشت ۱۴۰۳

یک رفیق از داخل کشور

آکسیون بر علیه صدور حکم اعدام برای توماج صالحی در استکهلم

ساعت ۳ بعد از ظهر شنبه ۲۷ آوریل در قسمت بالای سیرگیلس توریت

تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست ایران – استکهلم

 فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) در سوئد

حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست – استکهلم

 در همراهی با دیگر نیروهای چپ و کمونیست