از اعتصاب سراسری رانندگان کامیون حمایت و بازداشت و ارعاب فعالان اعتصاب را قویاً محکوم می‌کنیم

بر اساس آخرین خبرهائی که به سازمان رسیده، نهادهای امنیتی در شهرهای مختلف اقدام به دستگیری فعالان اعتصاب سراسری رانندگان کامیون نموده‌اند. برخی دیگر از فعالان اعتصاب که در شبکه‌های اجتماعی فعال هستند نیز مورد تهدید و ارعاب دستگاه سرکوب قرار گرفته و بسیاری دیگر به دستگاه امنیتی، فرا خوانده شده‌اند.

در پنجمین روز از دور سوم اعتصاب سرتاسری رانندگان کامیون، مقامات و مسئولین حکومتی نه فقط به خواست‌های اعتصاب‌کنندگان رسیدگی نکرده‌اند، بلکه در وحشت از اتحاد و یک‏پارچگی رانندگان کامیون و از ترس گسترش اعتصاب به بخش‌های دیگر، آشکارا به سرنیزه و سرکوب بیشتر متوسل شده‌اند. به‏ویژه آن‏که اعتصاب ناوگان مسافربری خوزستان در حمایت از اعتصاب سرتاسری رانندگان کامیون و همچنین در اعتراض به وضعیت وخیم اقتصادی، که از روز چهارم مهر آغاز شده، امروز نیز ادامه یافت. شرکت‌های مسافربری ایران‌پیما، همسفر، تی بی تی، رویال سفر و برخی شرکت‌های دیگر در اهواز، آبادان، خرمشهر، ماهشهر، ایذه و برخی دیگر از شهرها، کلیه سرویس‌های خود را کنسل نموده و غرفه‌های فروش بلیط را تعطیل کردند. اعتصاب سرتاسری رانندگان و کامیونداران و پیوستن ناوگان مسافربری عمومی استان خوزستان به این اعتصاب، ترس و وحشت رژیم را دوچندان نموده است.

با این وجود مقامات حکومتی از قماش رئیس سازمان راهداری و حمل و نقل جاده‌ای که معاون وزیر راه و شهرسازی هم هست، در کمال وقاحت اعتصاب سراسری رانندگان را انکار می‌کنند. در حالی‏ که بسیاری از رانندگان کامیون بخاطر لاستیک‌های کهنه و فرسوده مجبور به متوقف ساختن کار با کامیون‌ها شده‌اند، معاون وزیر راه و شهرسازی ادعا می‌کند لاستیک‌های توزیع شده در یک ماه گذشته بیشتر از نیاز ناوگان حمل و نقل جاده‌ای بوده و ۱۳۰هزار حلقه لاستیک بین رانندگان توزیع شده است. این دروغگوی فراموش‏کار در عین حال قول داد از هفته آینده لاستیک در میان رانندگان توزیع خواهد شد.

روشن است که اعتصاب‌کنندگان نمی‌توانند و نباید به دروغ‌ها و وعده‌های توخالی مقامات دولتی امید ببندند. آن‌ها تنها با اتحاد و ادامه اعتصاب سرتاسری و جلب حمایت سایر رانندگان و کارگران و با یک مبارزه متشکل و سازمان یافته قادر خواهند بود به خواست‌های خود برسند.

سازمان فدائیان(اقلیت) بار دیگر از اعتصاب سراسری رانندگان کامیون و تمام مطالبات آن‌ها حمایت می‌کند.

سازمان فدائیان(اقلیت) ورود کارگران و رانندگان ناوگان مسافربری خوزستان به صحنه مبارزه و حمایت فعال این زحمتکشان از اعتصاب سرتاسری رانندگان کامیون را به فال نیک می‌گیرد و رانندگان ناوگان مسافربری در سایر استان‌ها، همچنین کارگران بنادر و رانندگان اتوبوس‌های شهری را به حمایت فعال از اعتصاب سراسری رانندگان کامیون فرا می‌خواند.

سازمان فدائیان(اقلیت) ضمن حمایت و دفاع از فعالان اعتصاب سراسری و تلاش مجدانه آن‌ها برای ایجاد تشکل مستقل و سازماندهی مبارزه متشکل، بازداشت و ارعاب این فعالان را قویاً محکوم می‌کند و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط بازداشت‌شدگان است.

زنده باد اتحاد و اعتصاب سراسری

سرنگون بارژیم جمهوری اسلامی- برقرارباد حکومت شورائی

زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیم

پنجم مهرماه ۱۳۹۷

سازمان فدائیان(اقلیت)

کار – نان – آزادی – حکومت شورایی

متن کامل در فرمت پی دی اف

برگزاری مراسم یادمان جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم در ونکوور(کانادا)

در تاریخ ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۸ مراسمی با نام و یاد جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم توسط کمیته یادمان در ونکوور که متشکل از فعالین جریانات چپ و سوسیالیست و نیز نیروهای منفرد است، در کتابخانه مرکزی این شهر برگزار گردید.

برنامه با خوش‌آمد گویی، اعلام برنامه و سپس با یک  دقیقه دست زدن به یاد و در بزرگداشت همه جانفشانان راه آزادی و سوسیالیسم شروع شد. سپس، پیام کمیته توسط  یکی از اعضای آن قرائت و به دنبال آن چند ویدئو کلیپ برای حاضرین به نمایش درآمد که به یاد و به پاس جانفشانان راه آزادی و سوسیالیسم تهیه شده بودند.

در قسمت بعدی برنامه، مرسده قائدی، زندانی سیاسی سابق و از خانواده جانباختگان و از فعالین جنبش دادخواهی، به عنوان مهمان برنامه از انگلیس، سخنرانی خویش را آغاز نمود.

مرسده در خصوص اهمیت جنبش دادخواهی مادران خاوران و کلا تجارب موفقیت‌آمیز جنبش دادخواهی در اقصا نقاط جهان، به‌خصوص تجارب مادران میدان مائو در آرژانتین و مادران دادخواهی شیلی صحبت کرد. در ابتدا سخنرانی وی، ویدئوهایی از پیام‌های همبستگی این مادران با جنبش دادخواهی مادران خاوران به نمایش درآمد.

بعد از استراحتی کوتاه، اجرای زنده ترانه سرودها توسط هنرمندان این مراسم رفقا (رز،محسن واردوان) شور و شوق فراوان شرکت کنندگان را به دنبال داشت. آنان همصدا و همراه با هنرمندان، به اجرای ترانه سرودهای انقلابی پرداختند.

پایان پخش این برنامه میزگردی با شرکت هشت تن از زندانیان سیاسی سابق، از دهه‌های شصت، هفتاد و هشتاد بود که هر کدام این رفقا گوشه‌هایی از خاطرات خود در زندان را با شرکت کنندگان در مراسم در میان گذاشتند.

پنلی نیز با موضوعات گوناگون از قبیل، مسئله توابین و بریدگان، خانواده‌های زندانیان سیاسی و مشکلات آنان، ریاکاری به اصطلاح اصلاح‌طلبان حکومتی و دو رویی آنان، و انواع شکنجه‌های روحی و جسمی برگزار شد. این پنل با استقبال زیاد جمع حاضر در سالن روبرو گشت  که به دفعات متوالی رفقا در پنل را مورد تشویق قرار دادند.

گزارش از فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) ونکوور- کانادا

۲۲‌سپتامبر ۲۰۱۸

گزارشی از تظاهرات علیه راه‌پیمایی مزدوران رژیم به مناسبت عاشورای جمهوری اسلامی در تورنتو

روز پنج‌شنبه، ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۸، جمعی از نیروهای چپ و کمونیست، در یک حرکت و اقدام جمعی تظاهراتی علیه راه‌پیمایی مزدوران رژیم به مناسبت عاشورای جمهوری اسلامی  برپا کردند. گردانندگان و برگزارکنندگان عاشورا، قبلا با انتشار اعلامیه‌ای، مکان شروع تظاهرات را میدان “من لسمن” تورنتو تعیین کرده بودند ولی چون  نیروهای چپ و  کمونیست زودتر به مکان فوق رسیده بودند، ناچار شدند، مکان‌شان را عوض کرده و به خیابانی دیگر رفتند. نیروهای چپ و کمونیست، به محض آگاهی از تغییر مکان، به سمت خیابان یانگ به حرکت در آمدند. صف عاشورا که بخش زیادی از آنان جزو عواملین رژیم بودند در زیر لوای عاشورا، از یک خیابان فرعی به موازات خیابان یانگ به حرکت در آمدند. در این هنگام  نیروهای چپ و کمونیست با حمل پرچم‌های سرخ و تراکت و بنرهای ضد جمهوری اسلامی و با دادن شعارهای “مرگ بر جمهوری اسلامی”، “مرگ بر داعش”، “مرگ بر سرمایه‌داری” و “زنده باد سوسیالیسم”  به پلازای ایرانیان رسیدند. صف عوامل رژیم بعد از نیم ساعت به محل مذکور رسید. با رسیدن آن‌ها، شعارهای ضد رژیمی از طرف تظاهرکنندگان تشدید شد و اوج گرفت. در این هنگام پلیس پیاده با ایستادن بین دو صف و پلیس سوار بر اسب در انتهای صف موافقین و مخالفین، مانع از درگیری آنها  گشت. فعالین سازمان در این حرکت اعتراضی فعالانه شرکت داشتند

فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) – تورونتو

۲۰ سپتامبر ۲۰۱۸

به یاد رفیق جان‌فشان: ابراهیم تولایی

تاریخ تولد: ۱۳۳۶؛ تاریخ اعدام: ۱۳۶۳

رفیق تولایی از سال ۵۶ به سازمان و پس از انشعاب به سازمان چریک‌های فدایی (اقلیت) پیوست و در شاخه مازندران فعالیت می‌کرد. رفیق ابراهیم پیش از یک عملیات دستگیر و سپس اعدام شد. محل دفن رفیق، گورستان ملامجدالدین ساری است.

اسناد “کنفرانس آلترناتیو سوسیالیستی” استکهلم

اطلاعیه مطبوعاتی

کنفرانس استکهلم با موفقیت برگزار شد!

یک آلترناتیو سوسیالیستی ضروری و ممکن است!

روز شنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۸، کنفرانس “یک آلترناتیو سوسیالیستی ضروری و ممکن است” به دعوت شش حزب و سازمان کمونیستی با موفقیت در استکهلم برگزار شد. یدی شیشوانی – سازمان اتحاد فدائیان کمونیست، صلاح مازوجی – حزب کمونیست ایران، سیاوش دانشور – حزب کمونیست کارگری-حکمتیست، حسن حسام – سازمان راه کارگر، اعظم نوری – سازمان فدائیان )اقلیت( و سعید سهرابی- هسته اقلیت سخنرانان این کنفرانس بودند. در این کنفرانس فرصت کافی برای ابراز نظر شرکت‌کنندگان در نظر گرفته شده بود. نیروهای سازمانده کنفرانس بیانیه‌ای با عنوان “یک آلترناتیو سوسیالیستی ضروری و ممکن است” و “پیامی به طبقه کارگر ایران” تدوین کرده بودند که طی کنفرانس قرائت شد. در این کنفرانس حدود ۲۳۰ نفر حضور داشتند و بیش از ۲۰۰۰۰ نفر کنفرانس را بطور زنده از طریق رسانه‌های ارتباط جمعی دنبال کردند.

برگزار کنندگان کنفرانس استکهلم

سپتامبر ۲۰۱۸

 

بیانیه کنفرانس استکهلم

یک آلترناتیو سوسیالیستی ضروری و ممکن است!

جامعه ایران بار دیگر آبستن یک تحول سیاسی سرنوشت‌ساز شده است. اعتراضات توده‌ای و کارگری از هر سو زبانه می‌کشد و جامعه را به سمتِ یک بُحرانِ انقلابی تمام عیار سوق می‌دهد. جمهوری اسلامی به‌عنوان رژیم اسلامی سرمایه‌داران، مردم کارگر و زحمتکش را در وضعیتی قرار داده است که به‌راستی بیش از هر زمان “چیزی به‌جز زنجیرهایشان برای از دست دادن ندارند”. رویدادهای دیماه ٩۶ که نقطه عطفی در سیر کشمکش سیاسی و طبقاتی در ایران بود، در تداوم خود بار دیگر با موج اعتراضات توده‌ای و کارگری قد علم کرده است. امروز همه نیروها و جنبش‌های طبقاتِ متخاصم اجتماعی می‌دانند که وضع کنونی قابلِ دوام نیست. جمهوری اسلامی در ذهنیتِ بخش عظیمی از جامعه ایران تمام شده و مسئله جایگزینی آن به دستور روز بدل شده است. طبقاتِ حاکم اعم از اپوزیسیونِ مُجاز تا نمایندگانِ سیاسی اپوزیسیون بورژوائی، تلاش دارند روند دست به‌دست شدن حاکمیت سیاسی بورژوازی اسلامی با کم‌ترین دخالتِ مردم کارگر و زحمتکش صورت گیرد. کل بحث شکست خورده اصلاح‌طلبی اسلامی، رفراندم، آشتی ملی و آلترناتیوسازی برسر مصون نگاه‌داشتن ماشین دولتی بورژوائی و ارگان‌های سرکوب آن از گزندِ عملِ انقلابی طبقه کارگر و اردوی چپ و سوسیالیست جامعه است.

ما در جدال جاری برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی، درهم کوبیدن تمام ارگان‌ها و نهادهائی که قدرت طبقاتِ حاکمه بر آن استوار است، مبارزه می‌کنیم. از نظر ما، سرنگونی جمهوری اسلامی باید به یک انقلاب اجتماعی، به خلع ید کاملِ سیاسی و اقتصادی از بورژوازی و استقرار یک نظم نوین کارگری و سوسیالیستی منجر شود. حکومتِ متناظر با این دولت حکومتی از طراز کمون و شوراها، حاکمیتِ اکثریتِ عظیم بر اکثریتِ عظیم است. حکومتی که با از میان برداشتن تضادهای طبقاتی، شرایط بقای طبقات به طور کلی، و بدین‌سان حاکمیت خود را به عنوان یک طبقه از میان برمی‌دارد و به‌جای جامعۀ کهنۀ بورژوائی با طبقات و تضادهای طبقاتی‌اش، اجتماعی خواهیم داشت که در آن آزادی و شکوفائی هر فرد، شرط آزادی و شکوفائی همگان باشد.

در شرایطی که سرنگونی‌خواهی به بستر اصلی سیاستِ ایران تبدیل شده است، اساسی‌ترین سوال چگونگی تعیین تکلیف با جمهوری اسلامی و تعیین تکلیف مسئله قدرت سیاسی است. طبقاتِ متمایز اجتماعی و جنبش‌ها و احزاب سیاسی‌شان، هر کدام تصویری از سرنگونی و دولت و نظام آتی به دست می‌دهند. معنای “براندازی” برای جریاناتِ بورژوائی و اردوی راستِ طرفدار ترامپ و راه حل‌های نظامی و کودتائی، اعم از سلطنت‌طلبان و سازمان مجاهدین خلق و احزاب و جریاناتِ ناسیونالیست‌ که به حمایتِ آمریکا و هم‌پیمانان آن امید بسته‌اند، همین‌طور جریاناتِ مرکز و جمهوری‌خواه که همواره طرفدار جناحی از رژیم بودند و اکنون تماما ورشکست و بی‌افق شدند و با خواستِ برگزاری “رفراندم” و “انتخابات آزاد” در همین رژیم، از اساس ارتجاع دفاع می‌کنند؛ یعنی سازش و بند و بست در بالا، حفظ اساس دستگاه سرکوب، سازش با اسلام سیاسی و دستگاه دین و نهادهای نظامی و امنیتی، کوتاه کردن دست کارگر از قدرت سیاسی، قیچی کردن اعتراض توده‌ای از سیاست، وعده تغییرات جزئی و اصلاحات، تداوم وضع موجود و بازسازی دولت سرمایه‌داری.

ما جریاناتِ برگزارکننده این کنفرانس، که بخشی از نیروهای متعلق به کمپ کارگر و سوسیالیسم ایران هستیم، اعلام می‌کنیم در مقابل هر نوع بند و بستِ بورژوائی و هر نوع آلترناتیوسازی از بالای سر طبقه کارگر و زحمتکشان خواهیم ایستاد و به هیچ دولتِ بورژوائی، که ماهیت اساسی و مشترک آن‌ها تداوم استثمار و سرکوب و بی‌حرمتی است، رضایت نخواهیم داد.

این کنفرانس اعلام می‌کند یک آلترناتیو سوسیالیستی ممکن، ضروری و مُبرم است و برای شکل دادن به آن تلاش می‌کنیم. نیروی این آلترناتیو وسیع است. کارگران و زحمتکشانی که از استثمار و فقر و فرودستی و سرکوب به ستوه آمده‌اند، زنانی که وسیعا آپارتاید جنسی و تبعیضاتِ مردسالارانه را به مصاف طلبیده‌اند، جوانانی که از بیکاری و بی‌آیندگی به جان آمده‌اند، مردمانی که علیه فجایع زیست محیطی و درماندگی رژیم جنبش وسیعی برپا کرده‌اند، آزادیخواهانی که خواهان رفع استبداد و برقراری آزادی بی قید و شرط اندیشه، بیان و تشکل هستند، تمامی آنانی که برای رفع ستم و تبعیض و کسبِ آزادی و برابری تلاش می‌کنند، این توده عظیم می‌توانند و باید جای خود را در اردوی آلترناتیو سوسیالیستی پیدا کنند.

ما عمیقا اعتقاد داریم که پیشروی و سازمانیابی شورایی طبقه کارگر و سازمان‌های مستقل کارگری در جریان اعتصابات و اعتراضاتِ رو به گسترش جاری و اتحاد آن با جنبش‌های اجتماعی و اعتراضی پیشرو با چشم‌انداز و استراتژی سوسیالیستی است که می‌تواند سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی و مناسبات طبقاتی حاکم را تضمین کند و افق رهایی از کلیه مصائبِ نظام سرمایه‌داری را به روی جامعه بگشاید. از این‌رو، دولت برآمده از انقلاب، که باید دولتی شورائی و کارگری باشد، با انحلال ارتش، سپاه پاسداران، نیروهای انتظامی و کلیه ارگان‌های سرکوب و بوروکراتیک حاکم و نهادهای تبلیغاتی و ایدئولوژیکِ جمهوری اسلامی و الغای قانون اساسی و سایر قوانین ضد انسانی جمهوری اسلامی، با مسلح کردن کارگران و مردم انقلابی براى دفاع از آزادى، براى سرکوبِ مقاومتِ ضد انقلاب جمهورى اسلامى و مقابله با تعرض هر نیروئى به آزادى‌ها و حقوق مردم، سرنگونی جمهوری اسلامی را اعلام و با اجرای اقدامات بنیادی زیر به‌عنوان معنای سرنگونی جمهوری اسلامی، پیشروی انقلاب کارگران و زحمتکشان را تضمین می‌کند:

١- برقراری حاکمیتِ کارگران و زحمتکشان از طریق ارگان‌های اعمال اراده مستقیم مردم. گسترش شوراها در محل کار و زیست تا سطوح شهری و منطقه‌ای و سراسری به‌جای حاکمیت جمهوری اسلامی با تضمین حق رای عمومی، همگانی، آزاد، مخفی و برابر همه شهروندان با به‌کارگیری همه اشکالِ مشارکتِ مستقیم توده‌ای. حق هر فرد بالاتر از ١۶ سال برای کاندید شدن و احراز هر مقام انتخابی. حقِ عزلِ نمایندگان توسط انتخاب‌کنندگان، در تمام سطوح، هر زمان که اکثریت آن‌ها اراده کنند.

٢- دستگیری، محاکمه و مجازاتِ سران جمهوری اسلامی در دادگاه‌های علنی.

٣ -آزادی کلیه زندانیان سیاسی. لغو “جرم” سیاسی و برچیدن زندان سیاسی. لغو مجازاتِ اعدام. لغو شکنجه.

۴- جدایی کامل دین از دولت و آموزش و پروش. آزادی مذهب و بی‌مذهبی. لغو تمامی قوانین مذهبی، برچیدن و انحلال بنیادها و موسسات مذهبی حکومتی. مصادره اموال و دارائی‌های این موسسات تولید جهل و خرافه و کلیه موقوفات و تخصیص آن به نیازهای فوری مردم.

۵- برقراری کنترل کارگری بر تولید و توزیع.

۶- تضمین تامین معیشت و رفاه همه شهروندان متناسب با استانداردهای دنیای امروز، توسط شوراها و نهادهای منتخب کارگران. تامین بیم بیکاری مکفی برای همه افراد آماده به‌کار بالای ۱۶ سال و کلیه کسانی که به علل جسمی یا روانی توان اشتغال به کار ندارند. تضمین آموزش و بهداشت و سلامتی رایگان شهروندان.

٧- رفع کامل هرگونه تبعیض و ستم جنسیتی از طریق لغو نظام آپارتاید جنسی، لغو کلیه قوانین ضد زن و تبعیض‌آمیز، اعلام و اجرای برابری کامل و بی قید و شرط بین زنان و مردان در همه شئون زندگی فردی و اجتماعی و ایجاد فرصت‌های برابر در همه عرصه ها میان آنان.

٨- ممنوعیت کار حرفه‌ای برای کودکان. تامین و تضمین برخورداری همه کودکان از آموزش و بهداشت و سلامت و شادی و ایجاد شرایط مناسب برای رشد و شکوفائی آنان. جُرم جنائی دانستن هر گونه تعرض و سوء استفاده جنسی از کودکان و محافظتِ کودکان توسط دولت.

٩- نفی هرگونه ستم و تبعیض و نابرابری در جامعه از طریق اعلام و اجرای برابری کامل حقوق همه شهروندان، صرفنظر از جنسیت، مذهب، ملیت، نژاد و تابعیت. نفی ستم ملی و حل مسئله ملی با به‌رسمیت شناختن حقِ تعیین سرنوشت و حق جدائی با مراجعه به آرا خود آن‌ها. ما در عین حال خواهان اتحاد آزادانه و داوطلبانه همه ساکنین ایران هستیم و بر این باور هستیم که این اتحاد به سود طبقه کارگر و توده‌های زحمتکش است.

١٠- اعلام و اجرای آزادی بی قید و شرط عقیده، بیان، مطبوعات، اجتماعات، تشکل، تحزب و اعتصاب. ممنوعیت تفتیش عقاید.

١١- لغو اسرار بازرگانی. لغو دیپلماسی سری.

١٢- اقدامات فوری و برنامه‌ریزی درازمدت برای حفظ محیط زیست و منابع حیاتی آب، خاک و هوای سالم.

١٣- برقراری مالکیت اجتماعی بر بخش‌های کلیدی صنعتی، بانکی، خدماتی و تجاری در دوره گذارانقلابی.

…

اجرا و اِعمال نکات فوق از جمله معنا و مضمون سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی برای سوسیالیست‌ها و طبقه کارگر و اردوی چپ جامعه محسوب می‌شود. ما کارگران و زحمتکشان، کمونیست‌ها و جریانات سیاسی چپ و انقلابی، تشکل‌های کارگری و توده‌ای، جنبش برابری زن و مرد و سایر فعالین سیاسی و اجتماعی را به تلاش برای پیروزی بر جمهوری اسلامی با یک پرچم سوسیالیستی فرامی‌خوانیم. برای این اردو حیاتی است که افق و معنا و مضمونِ سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی را توده‌گیر کند و در هر مرحله و تناسبِ قوای سیاسی و مبارزه جاری به آن متکی شود.

کنفرانس استکهلم، کمونیست‌ها، کارگران و مردم زحمتکش و آزادی‌خواهان را به پیوستن به آلترناتیو سوسیالیستی، به ایفای نقش در شکل دادن و پیروز کردن آن، به برافراشتن این افق در مبارزه جاری فراخوان می‌دهد. ما وارد دورانی تعیین‌کننده شده‌ایم که سرنوشت نسل‌های متمادی را رقم می‌زند. تصمیم و اراده و پراتیک انقلابی امروز ما می‌تواند و باید به این دوره و آینده شکل دهد. آلترناتیو سوسیالیستی مُبرم و ممکن است و باید در روند مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و فردای آن به کلیه مشقات و مصائب تاکنونی سرمایه‌داری پایان دهد.

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی!

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!

زنده باد اتحاد صفوف اردوی آلترناتیو سوسیالیستی!

سپتامبر ٢٠١٨ – استکهلم

امضاها:

 ١– اتحاد فدائیان کمونیست

٢- حزب کمونیست ایران

٣- حزب کمونیست کارگری- حکمتیست

۴- سازمان راه کارگر

۵- سازمان فدائیان اقلیت

۶– هسته اقلیت

 

پیام کنفرانس استکهلم به طبقه کارگر ایران

کارگران! نوبت ماست!

رفقای کارگر!

این روزها صدای اعتراض از هر گوشه‌ای از کشور به گوش می‌رسد. اعتراضاتی که استمرار طغیان سراسری توده‌ای در دی ماه سال گذشته هستند. ماهی که طنین فریادهای اعتراض شما به دستمزدهای حقیر، دستمزدهای عقب‌افتاده، عدم امنیت شغلی و ده‌ها معضل دیگر با اعتراضات توده‌های محروم و تهیدست به گرانی و بیکاری، دزدی و چپاول، فقر و سرکوب درهم‌آمیخت و در خیابان‌ها جاری گشت. ماهی که دختران و زنان شجاع ایستاده بر بلندی‌ها، به نقض اولیه‌ترین حقوق‌شان، یعنی حق انتخاب آزادانه پوشش اعتراض کردند. ماهی که معترضان در برابر سرکوب و حمله وحشیانه اوباش جمهوری اسلامی، فریاد “مرگ بر دیکتاتور” را سر دادند و خطاب به نیروهای سرکوب اعلام کردند: “بترسید، بترسید، ما همه با هم هستیم”.

اگر پیش از این نیز، اعتراض به سالیان متمادی فقر و تنگدستی، بیکاری و خفقان، تخریب محیط زیست و بروز ریزگردها و خشک شدن رودها و دریاچه‌ها، تضییق حقوق زنان و ستم ملی، بی‌عقوبتی جنایات‌ سران و مسئولان رژیم و وابستگان آنان، در جامعه وجود داشته است، اما از پسِ دی ماه، اعتراضات مردم تحولی چشمگیر یافته‌اند. تحولی که مبارزات و اعتراضات رادیکال و بی‌امان شما، مانند اعتصابات و راه‌پیمایی‌های کارگران هپکو و آذر آب، کارگران نیشکر هفت‌تپه، گروه ملی صنایع فولاد اهواز، کارگران راه‌ آهن و ده‌ها اعتصاب دیگر زمینه آن را فراهم آورده است. مبارزاتی که نه تنها رشد و گسترش دادید، بلکه اشکال متنوعی نیز به آن بخشیدید و مهم‌تر، با بیان شعارهای سیاسی و تعرض به مقامات حکومتی، نشان دادید حربه سرکوب رژیم دیگر کارساز نیست. از ضرب و شتم‌ها و تهدیدها نهراسیدید و از رفقای کارگر دستگیرشده خود حمایت کردید. این شما بودید که در برخی راه‌پیمایی‌ها و تظاهرات اعلام کردید: “زیر بار ستم نمی‌کنیم زندگی، جان فدا می‌کنیم در ره آزادگی، وای از این وضع وای از این وضع”. و هم‌رزمان شما، معلمان و بازنشستگان بودند که در خیزش‌های اعتراضی خود ندا سر دادند: “من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی همه برمی‌خیزند”.

کارگران مبارز!

اعتراضات و مبارزات کنونی مردمی، هرچند پراکنده، اما نشان از تلاطمی در اعماق جامعه دارد. بحران سیاسی هیئت حاکمه و وضعیت منطقه‌ای و بین‌المللی رژیم، و ناتوانی سران جمهوری اسلامی از پاسخ‌گویی به مطالبات شما و توده زحمتکش، جامعه ایران را به عرصه نبردهای سیاسی حادی وارد کرده است. درست با آگاهی به چنین بحرانی است که بورژوازی داخلی و بین‌المللی به تکاپو افتاده‌ تا سرنوشت بحران سیاسی کنونی را به دست گرفته و آن را به مسیر مطلوب خود هدایت کنند. به مسیر حفظ نظام سرمایه‌داری با جمهوری اسلامی یا بدون جمهوری اسلامی. پس، به بورژوازی اجازه ندهید تا بار دیگر در جامه و هیئتی دیگر بر موج مبارزات شما و توده‌های زحمتکش سوار شود و قدرت سیاسی را به دست گیرد و جامعه را به قهقرایی دیگر رهنمون شود. رهبری مبارزات را در دستان توانمند خود گیرید و در نبرد پیشارو نقشی فعال، زنده و تأثیرگذار ایفا کنید تا سرنوشت این نبرد را به نفع خود و تمامی توده‌های زحمتکش رقم زنید. برای این کار، بایستی خود را سازماندهی کنید.

 کارگران پیشرو، کمونیست‌ها!

وقت آن است که طبقه کارگر ابتکار عمل سیاسی و رهبری مبارزات توده‌ای برای آزادی، برابری و رفاه را در دست گیرد. کسب این هژمونی تنها با تشکل کارگران در تشکل‌های مستقل و سازمان‌ها و احزاب سیاسی طبقاتی خود ممکن است. در شرایطی که روزانه چندین اعتصاب در گوشه و کنار کشور به وقوع می‌پیوندد، می‌توان و باید در راستای ایجاد کمیته‌های اعتصاب و زمینه سازی برای سازماندهی اعتصابات سراسری کوشید. در شرایطی که بحران‌های همه‌جانبه کنونی، امکان تحولات سریع و رادیکال را در چشم‌انداز قرار داده است، می‌توان و باید برای کسب هژمونی سیاسی طبقه کارگر، شوراها را برپا کرد. کسب هژمونی سیاسی در گروی پیوند مبارزات کارگران و زحمتکشان است. مبارزات مشترکی که کارگران پیشاهنگ و طلایه‌دار آن خواهند بود و هدف آن نه تنها سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی، بلکه نابودی نظام سرمایه‌‌داری و برپایی یک انقلاب اجتماعی کارگری خواهد بود. تا در آینده‌ای روشن، سرنوشت‌ کارگران و زحمتکشان با دستان توانای خودشان رقم زده شود.

سرنگون باد رژیم سرمایه‌ داری جمهوری اسلامی!

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!

زنده باد اتحاد صفوف اردوی آلترناتیو سوسیالیستی!

سپتامبر ٢٠١٨ – استکهلم

امضاها:

 ١– اتحاد فدائیان کمونیست

٢- حزب کمونیست ایران

٣- حزب کمونیست کارگری- حکمتیست

۴- سازمان راه کارگر

۵- سازمان فدائیان اقلیت

۶- هسته اقلیت

 

 

به دفاع و حمایت جدی از کارگران شجاع و مبارز هپکو برخیزیم

طبق خبرهای انتشار یافته، ۱۶ کارگر مبارز هپکو، به شعبه ۱۰۶ دادگاه کیفری اراک احضار شده‌اند تا روز هفتم مهر به اتهام “اخلال در نظم جامعه” و “شرکت در تجمعات غیرقانونی” به محاکمه کشیده شوند. احضار ۱۶ کارگر پیشرو و مبارز هپکو به دادگاه ارتجاعی رژیم در حالی صورت می‌گیرد که خواست‌های کارگران این شرکت مانند بازگرداندن اداره امور شرکت به دولت، پرداخت مطالبات معوقه، پرداخت به‌موقع دستمزدها، تضمین شغلی و افزایش دستمزد که برای دست‌یابی به آن بارها دست به اعتصاب، تجمع و راهپیمایی زده‌اند و در واقع به همین دلیل به دادگاه احضار شده‌اند، کماکان بی‌پاسخ مانده است.

با اعتصابات یکپارچه و اعتراضات پرشور خیابانی کارگران هپکو علیه کارفرمای این شرکت در سال ۹۵، سرانجام دولت (و سازمان خصوصی‌سازی آن) را وادار ساخت سهام‌دار شرکت را عوض و مالکیت آن را به سرمایه‌دار دیگری به نام “احمدپور” واگذار نماید. مالک جدید به کارگران هپکو وعده داد در اسرع وقت به خواست‌های آن‌ها رسیدگی خواهد کرد. سال ۹۶ با این وعده‌ها پایان یافت اما تمام وعده‌های سرمایه‌دار و مالک فعلی، مانند کارفرمای قبلی (عطاریان) پوچ و توخالی از کار درآمد. نه تنها هیچ گونه بهبودی در وضعیت کارگران ایجاد نشد و خواست‌های‌شان برآورده نشد، بلکه کارفرمای جدید درصدد فروش زمین‌های کارخانه برآمد و هپکو را به آستانه تعطیلی کشاند و هم‌پای آن، فضای پلیسی – امنیتی و سرکوب را در کارخانه تشدید کرد.

اردیبهشت ۹۷، هپکو بار دیگر وارد اعتصاب شد. اعتصاب و تجمع و راهپیمایی و مسدود ساختن خط راه‌آهن شمال و جنوب، پس از چهار روز، زمانی پایان یافت که مقامات دولتی و کارفرما قول حتمی دادند به خواست کارگران رسیدگی کنند. اما نه کارفرما و نه حامیان دولتی آن، هیچ کدام نه فقط به وعده‌های خود عمل نکردند، بلکه برای مرعوب ساختن کارگران، ۱۰ تن از فعالان اعتصاب را بازداشت کردند. توده کارگران هپکو، به حمایت از رفقای بازداشتی خود برخاست و رژیم مجبور شد آن‌ها را به قید وثیقه آزاد کند. اما همین که اعتصاب پایان یافت و فضای کارخانه تا حدودی آرام شد، در ادامه پرونده‌سازی‌های کارفرما و حامیان دولتی آن علیه کارگران، برای ۱۶ تن از کارگران مبارز این شرکت، احضاریه فرستاده شد تا در دادگاه کیفری اراک که هفتم مهر برگزار می‌شود حاضر شوند. این رویداد بار دیگر به روشنی بر این نکته صحه گذاشت که در حالی‌که سرمایه‌داران و کارفرمایان از پذیرش خواست‌های ابتدایی کارگران طفره می‌روند و پیوسته بر فشار کار و استثمار و بی‌حقوقی کارگران می‌افزایند، دستگاه قضایی و کل دستگاه دولتی نیز در حمایت از طبقه سرمایه‌دار حاکم، اقدامات زورگویانه و سرکوب‌گرانه علیه کارگران، بویژه کارگران پیشرو و فعالان اعتصاب را تشدید کرده اند.

واقعیت این است که جنبش طبقه کارگر به رغم موانع و محدودیت‌های گوناگونی که از آن رنج می‌برد، آرام آرام در حال پیشروی‌ست. اعتصابات و اعتراضات کارگری در حال گسترش است. اعتصابات فراکارخانه‌ای و رشته‌ای در دستور کار جنبش کارگری است. اعتصابات اقتصادی و سیاسی سرتاسری، برنامه آینده دور جنبش کارگری نیست. جنبش طبقاتی کارگران دارد خود را برای به چالش کشیدن تمام سرمایه‌داران و دولت آن‌ها در مقیاس سرتاسری آماده می‌کند. تمامی شواهد حاکی از آن است که جمهوری اسلامی نه می‌خواهد و نه می‌تواند مطالبات طبقه کارگر را برآورده سازد. لذا سعی می‌کند با سرکوب و ارعاب بیشتر، از ورود مستقل طبقه کارگر به عرصه مبارزه جلوگیری نماید یا آن را به تاخیر بیاندازد. هر چقدر امکانات رژیم برای عبور از تنگناها و بحران‌های موجود کم‌تر شده و بقاء آن با خطرات بیشتری مواجه شده است، هر چقدر چشم‌انداز نجات و آینده رژیم تیره‌تر شده و هر چقدر اراده کارگران برای عبور از جمهوری اسلامی و براندازی نظم موجود، در اشکال علنی و تعرضی مبارزه، بیشتر متجلی شده است، جمهوری اسلامی نیز به همان نسبت بر شدت سرکوب و ارعاب کارگران افزوده است و بیش از این خواهد افزود. سرکوب اگرچه عمومیت دارد و مختص این یا آن قشر زحمتکش نیست، اما سرکوب سیستماتیک طبقه کارگر، بویژه بخش پیشرو و متشکل‌تر آن، برای جمهوری اسلامی از اهمیت حیاتی برخوردار است. طبقه حاکم به خوبی می‌داند ورود گسترده و مستقل کارگران به عرصه مبارزه علنی و تعرضی و ارتقاء مبارزات و اعتصابات کنونی به مبارزات و اعتصابات سرتاسری، به معنای فلج شدن کامل رژیم است. حضور طبقه کارگر به عنوان یگانه طبقه تا به آخر انقلابی و پیگیر و راهبر انقلاب، در عرصه مبارزه سرتاسری می‌تواند سرنوشت جنبش و تمام مبارزات کنونی را به نحوی رقم زند که نه نشانی از رژیم حاکم بماند نه طبقه‌ای که حافظ منافع آن است.

از این روست که متشکل‌ترین، آگاه‌ترین و معترض‌ترین بخش‌های کارگری، آماج حملات پی‌درپی دستگاه سرکوب قرار گرفته‌اند. جمهوری اسلامی اگرچه از همه و هرگونه ترفند و فشاری علیه کارگران و برای ممانعت از متشکل شدن آن‌ها استفاده کرده است، اما حربه اصلی و دائمی آن سرکوب بوده است. احضارهای پی‌درپی و فله‌ای، بازداشت‌ها و محاکمات گسترده، ارعاب و پرونده‌سازی مداوم علیه کارگران پیشرو و فعالان اعتصاب، به نحو آشکاری در دوره حسن روحانی تشدید شده است. هر جا کارگران تشکلی را سازمان داده‌اند و به‌طور متشکل‌تر دست به اعتراض و اعتصاب زده‌اند، دستگاه قضایی و امنیتی و کل دستگاه سرکوب، در آن‌جا با شدت عمل بیشتری وارد شده است. هپکو یک نمونه است، گروه ملی فولاد اهواز نمونه دیگری است و هفت‌تپه نمونه دیگر!

در اعتصابات یکپارچه و راهپیمایی‌های پرشور کارگران مبارز گروه ملی فولاد اهواز در خرداد ماه سال جاری، بیش از ۶۰ کارگر در روزهای ۲۱ و ۲۲ خرداد بازداشت شدند. حمایت فعال توده کارگران از رفقای بازداشتی خود و ادامه تجمع و راهپیمایی و اعتصاب برای آزادی آن‌ها، با شعارهایی چون “کارگر زندانی آزاد باید گردد” و “کارگر زندانی حمایت‌ات می‌کنیم”، رژیم را وادار ساخت کارگران را اگرچه با وثیقه‌های ۵۰ میلیون تومانی آزاد کند. اما اندک زمانی پس از پایان اعتصاب تعداد زیادی از کارگرانی که قبلا با وثیقه آزاد شده بودند با ابلاغیه کتبی در ۱۷ مرداد به شعبه دوازدهم دادگاه انقلاب اهواز احضار شدند. در کشت‌وصنعت نیشکر هفت‌تپه نیز پس از اعتصاب کارگران در فروردین ماه سال جاری، ۱۰ کارگر پیشرو با حکم قضایی توسط نیروهای انتظامی بازداشت و به زندان دزفول منتقل شدند و تا ۱۵ خرداد، ۳۵ کارگر به دستور مستقیم قوه قضایی به دادگاه احضار شده و مورد محاکمه قرار گرفتند.

رژیم ضد کارگری جمهوری اسلامی با تشدید سرکوب کارگران و کشاندن فعالان اعتصاب به دادگاه، می‌خواهد هزینه مبارزه کارگران را بالاتر ببرد. طبقه حاکم بر این خیال است که با احضار و بازداشت و راه‌اندازی محاکمات فرمایشی به اتهامات واهی و نخ‌نمایی چون “اخلال در نظم جامعه” و “شرکت در تجمعات غیرقانونی”، تحمیل وثیقه‌های کلان، بریدن جریمه نقدی و مجازات زندان، قادر است کارگران را مرعوب سازد و فعالان اعتصاب و بخش پیشروتر کارگران را از ادامه مبارزه باز دارد. این اقدامات اما در واقع بیش از آن‌که ترسی در دل کارگران ایجاد کند، ترس و وحشت رژیم از کارگران، از متشکل‌شدن و از مبارزه متشکل و سازمان‌یافته کارگران را نشان می‌دهد. مبارزه‌ای که به حکم شرایط اقتصادی و سیاسی موجود، توقف و خاموشی نمی‌شناسد و می‌رود تا در روند تکاملی خود، تمام موانع و محدودیت‌ها را یک به یک از پیش پای طبقه کارگر بردارد.

با این همه، این به هیچ وجه از وظیفه ما در حمایت از کارگرانی که به هر دلیل احضار و بازداشت و محاکمه می‌شوند، نمی‌کاهد. همه فعالان سیاسی چپ و کمونیست به اتفاق کارگران باید با تمام نیرو از نمایندگان کارگران و رفقایی که در معرض سرکوب دستگاه قضایی و امنیتی قرار گرفته‌اند حمایت کنیم. باید سیاست طبقه حاکم و رژیم ارتجاعی پاسدار منافع آن برای وحشت‌پراکنی در میان کارگران را خنثا کرد. نباید کارگران هپکو را تنها گذاشت. هرگونه آسیبی که بر کارگران شجاع و پیشرو هپکو وارد شود، آسیب به کل کارگران است. هپکو عضو مهمی از پیکره واحد طبقه کارگر است. فولاد و هفت‌تپه اعضای دیگر آن هستند. یورش و آسیب‌رسانی به هر عضو آن، یورش و آسیب‌رسانی به کل طبقه کارگر است و دفاع از هر عضو آن نیز دفاع از کل طبقه کارگر است. باید با بسیج گسترده خانواده‌ها و کشاندن آن ها به خیابان و مقابل بیدادگاه‌های رژیم، خواهان پایان پرونده سازی، منع پیگردهای قضایی و امنیتی و تضمین ادامه کاری کارگران احضار شده شویم و به دفاع و حمایت جدی از کارگران شجاع و مبارز هپکو برخیزیم.

متن کامل نشریه کار شماره ۷۹۱ در فرمت پی دی اف

 

پیش به سوی اعتصاب سراسری معلمان تا تحقق مطالبات

هم‌چون سال‌های گذشته معلمان ایران ۵ اکتبر برابر با ۱۳ مهر روز جهانی معلم، با برگزاری تجمعات اعتراضی و بیان خواست‌های خود به استقبال این روز خواهند رفت.

سال گذشته در این روز هزاران معلم در بسیاری از شهرها با شعارهایی چون “معلم زندانی آزاد باید گردد”، “این همه بی عدالتی، هرگز ندیده ملتی”، “معیشت منزلت سلامت حق مسلم ماست”، “ظلم و ستم کافیه سفره ما خالیه”، خواستار اختصاص بودجه‌ای عادلانه به آموزش و پرورش شده و به ظلم و ستمی که جمهوری اسلامی بر معلمان و بازنشستگان روا ساخته، اعتراض کردند.

از جمله خواست‌های معلمان که در تمامی اعتراضات سال‌های اخیر مطرح شده می‌توان به آموزش رایگان، تغییر کیفی نظام آموزشی، دخالت معلمان در تعیین محتوای کتب و برنامه‌های آموزشی، توقف سیاست پولی‌سازی آموزش که به نفع طبقه سرمایه‌دار است، افزایش حقوق معلمان و بازنشستگان و یکسان‌سازی حقوق معلمان با سایر کارکنان دولت، بیمه درمانی کارآمد و جامع، آزادی تشکل‌های مستقل معلمان و بالاخره آزادی زندانیان سیاسی از جمله معلمان زندانی اشاره کرد.

اما تجمع معلمان در روز جهانی معلم تنها تجمع اعتراضی آن‌ها در سال تحصیلی گذشته نبود. در طول سال تحصیلی گذشته معلمان بارها به اشکال گوناگون، هم‌چون سال‌های قبل‌تر، دست به اعتراض زدند که در یکی از آخرین موارد آن که در ۲۰ اردیبهشت در تهران و چند استان دیگر برگزار شد، مزدوران جمهوری اسلامی در تهران وحشیانه به صفوف معلمان مبارز حمله کرده و ضمن ضرب و شتم آن‌ها تعدادی را از جمله محمد حبیبی دبیر کانون صنفی معلمان تهران دستگیر کردند. از کمپین “نه به فیش حقوقی” در خرداد و تیر امسال نیز می‌توان به‌عنوان آخرین اعتراض معلمان نام برد. در جریان این کمپین، معلمان چه گروهی و چه فردی در خیابان و یا در منازل، با آتش‌زدن و یا پاره کردن فیش‌ها و احکام حقوقی نسبت به ناچیز بودن حقوق خود و بی‌پاسخ گذاشتن مطالبات‌شان دست به اعتراض زدند.

کمپین “نه به فیش حقوقی” در عین حال اثبات یک چیز بود و آن این‌که مقامات جمهوری اسلامی نه تنها گوشی برای شنیدن خواست‌های معلمان ندارند، بلکه سیاست‌های‌شان درست جهت عکس منافع و خواست‌های معلمان است. برای نمونه در حالی که مقامات جمهوری اسلامی ابتدا وعده افزایش ۲۰ درصدی حقوق معلمان را در سال ۹۷ داده بودند، اما در عمل حقوق‌ها بین ۶ تا ۱۰ درصد افزایش یافتند. از سوی دیگر با حذف “فوق‌العاده سختی کار”(۱) و “حق عائله‌مندی زنان مجرد” در عمل حتا دریافتی برخی معلمان کاهش یافت. این پاسخ رژیم به تجمع معلمان در برابر سازمان برنامه و بودجه با خواست “بودجه عادلانه” بود. “فوق‌العاده سختی کار” در شرایطی از فیش حقوقی معلمان حذف شد که سال به سال بر سختی کار معلمان به دلیل کمبود معلم و افزایش تعداد شاگردان در هر کلاس افزوده می‌شود و معلمان مجبورند به دلیل کمبود معلم حتا ساعت‌های بیشتری تدریس کنند.

در مورد سایر خواست‌های معلمان نیز رفتار جمهوری اسلامی به همین‌گونه بوده است. صدور احکام سنگین زندان برای معلمان زندانی از جمله محمد حبیبی، اسماعیل عبدی و بهشتی لنگرودی، گسترش خصوصی‌سازی از طریق افزایش مدارس هیات امنایی و انتفاعی و محروم شدن هر چه بیشتر کودکان از حق تحصیل همگی بیان‌گر بی‌اعتنایی جمهوری اسلامی به خواست‌ها و اعتراضات معلمان هستند.

آغاز دور جدید مبارزات معلمان را می‌توان از ۲۵ دی‌ماه سال ۸۰ و تجمع سه هزار معلم در یکی از مراکز تربیت معلم در خیابان حافظ تهران دانست. ۲ بهمن حدود ده هزار معلم در برابر مجلس دست به تجمع زدند و در نهایت تظاهرات معلمان به سمت خیابان پاستور (دفتر ریاست‌جمهوری) در ۶ بهمن با یورش وحشیانه‌ی نیروهای سرکوب رژیم به مجروح شدن و دستگیری تعدادی از معلمان منجر شد. از آن زمان تاکنون مبارزات معلمان به‌رغم افت‌وخیزهایی ادامه داشته است. در روزهای ۱۲ و ۱۷ اسفند ۸۵ بیش از بیست هزار معلم در برابر مجلس دست به تجمع زده و با شعار “معلم، کارگر، اتحاد اتحاد” دولت را تهدید کردند که در صورت عدم رسیدگی فوری به خواست‌های معلمان کلاس‌های درس را تعطیل خواهند کرد. با گذشت ۱۲ سال از آن اعتراضات پُرشکوه، معلمان اما هم‌چنان با همان شعارها در خیابان‌ها حضور دارند و نه تنها خواست‌های‌شان تحقق نیافت که شرایط از همه جهات بدتر و بدتر شد!! براستی معلمان برای رسیدن به خواست‌های خود چه باید کنند و موانع پیشاروی آن‌ها چیست؟!

بدون تردید یکی از این عوامل تهدیدات و سرکوب رژیم است. واقعیت این است که معلمان در یک محل مشخصی مشغول به کار هستند و ماهانه حقوقی می‌گیرند. اگرچه حقوق‌شان پایین است، اما به هر حال کار دارند همراه با درآمدی بخور و نمیر. آن‌هم در کشوری که بیش از ده میلیون نفر بیکارند که از میان آن‌ها میلیون‌ها نفر تحصیل‌کرده دانشگاهی هستند. همین عامل باعث می‌شود تا در شرایطی که بحران انقلابی بر جامعه حاکم نیست، روحیات محافظه‌کاری در میان زحمتکشان جامعه وجود داشته باشد و در نتیجه سرکوب و بویژه خطر اخراج کارسازتر باشند. اما به همان میزان که روحیات انقلابی در توده‌ها افزایش می‌یابد، هر چه به موقعیت انقلابی نزدیک می‌شویم، روحیات محافظه‌کاری نیز کاهش و گروه‌های بیشتری از توده‌ها به مبارزه علنی روی می‌آورند که این مساله در مورد معلمان نیز صادق می‌باشد.

از جنبه‌ی دیگری نیز می‌توان تاثیر سرکوب را به تصویر کشید. بعد از اعتراضات سال ۸۸ و سرکوب جنبشی که شکل گرفته بود، تا مدت‌ها این سرکوب خشن تا حدودی جنبش‌ کارگری، اما بویژه جنبش‌های دیگر از جمله معلمان را تحت تاثیر قرار داد و باعث رکود در آن‌ها شد. برای مثال به رغم اعتراضات متعدد معلمان در این سال‌ها، بعد از سال ۸۵ که معلمان شرکت‌کننده در اعتراض ۱۷ اسفند ۸۵ در تهران و در برابر مجلس حتا تا ۲۵ هزار نفر تخمین زده شد، هرگز چنین تجمعی بعد از سال ۸۸ با این تعداد شرکت‌کننده شکل نگرفت.

دومین عاملی که می‌توان و باید از آن نام برد، تاثیر گرایشات “اصلاح‌طلبی” در میان تشکلات معلمان بود. اگرچه بعد از اعتراضات سال ۸۰ معلمان که “اصلاح‌طلبان” یک صدا آن را تخطئه و تلاش “اصول‌گرایان” برای تخریب کابینه‌ی خاتمی نامیدند، اما بویژه پس از روی کار آمدن مجلس هفتم و سپس کابینه احمدی‌نژاد، “اصلاح‌طلبان”سعی کردند تا در گروه‌های اجتماعی جای پا پیدا کرده و از این گروه‌ها در راستای اهداف خود در قدرت بهره ببرند. اگر چه تلاش آن‌ها برای نفوذ در جنبش کارگری همواره با شکست روبرو شد و جریان “خانه کارگر” رسواتر از آن بود که بتواند جای پایی در جنبش کارگری بدست آورد، اما در میان معلمان و تشکل‌های معلمان توانستند افکار خود را تا حدودی تسری بخشند. همین افکار “اصلاح‌طلبی” بود که به مانعی در رشد رادیکالیزم و در نتیجه توده‌ای‌تر شدن مبارزات معلمان و مطالبات‌شان تبدیل شد. بویژه پس از روی کار آمدن کابینه‌ی روحانی که اصلاح‌طلبان ضمن ابراز “ندامت و توبه” در محضر “ولی فقیه” خواستار سهم بیشتری از قدرت شده بودند. این جریان با ترفندهایی چون “تجمع سکوت” و مانند آن، تاثیر زیادی در به هدر دادن انرژی مبارزاتی معلمان و کند کردن لبه تیز مبارزات آن‌ها داشت. اما با گذشت زمان، عدم پاسخ‌گوی به خواست‌ها و مطالبات معلمان و باقی ماندن وعده‌ها در حد وعده و حتا بدتر شدن وضعیت معیشتی معلمان، افزایش فشار سیاسی و قضایی بر آن‌ها و طبقاتی‌تر شدن هر چه بیشتر آموزش در کشور در دوران کابینه‌ی روحانی، نظرات “اصلاح‌طلبان” و گرایش “اصلاح‌طلبی” به محاق رفت. اولین نشانه‌ها و در واقع گسست از گرایش “اصلاح‌طلبی” را می‌توان در اعتصاب سراسری معلمان در ۳۰ دی و اول بهمن و ده اسفند ۹۳ دید. در همان زمان نشریه کار در مقاله‌ای با نام “اعتصابات سراسری معلمان، گسست از گرایش اصلاح‌طلبی” شکل‌گیری این روند را در جنبش معلمان توضیح داد. در ادامه این اعتصابات و تجمعات اعتراضی بود که در ۲۷ فروردین ۹۴ هزاران معلم در سراسر کشور با تعطیل کردن کلاس‌ها در برابر ادارات آموزش‌وپرورش و دیگر مراکز دولتی هم‌چون فرمانداری، استانداری و مجلس اسلامی دست به اعتراض زدند(۲). در سنندج بیش از ۳ هزار و در مشهد ۴ هزار معلم در این تجمعات اعتراضی شرکت داشتند. یکی از ویژگی‌های مهم این اعتراضات، تلاش‌های گرایش اصلاح‌طلبی برای مهار این اعتراضات و در راس آن گرایش “اصلاح‌طلبی” در کانون صنفی معلمان تهران بود. اعتراضاتی که به دلیل همین کارشکنی‌ها از سوی گرایش “اصلاح‌طلبی”، با بهره‌گیری از ارتباطات قدیمی معلمان آگاه و نیز شکبه‌های اجتماعی، خارج از تشکل‌های مرسوم معلمان سازماندهی شد(۳). از آن زمان به بعد نیز مدام از حضور و نقش این جریان در جنبش معلمان کاسته شده است. تضعیف این جریان در جنبش معلمان است که مهدی بهلولی، یکی از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران با تفکر “اصلاح‌طلبی” را بر آن داشت تا پیش از برگزاری تجمع باشکوه ۱۹ اسفند ۹۵ که هزاران معلم در سراسر کشور دست به اعتراض زدند، نارضایتی خود از رشد رادیکالیزم و گسست از اندیشه “اصلاح‌طلبی” در جنبش معلمان را در کانال تلگرامی خود این‌گونه ابراز کند: “برخی از معلمان فعال که برخی از آن‌ھا در برخی تشکل‌ھای صنفی ھم حضور دارند… با رویکرد ایدئولوژیک عمدتا چپ کارگری و ستیزه‌جویانه به کنش‌ھای صنفی می‌نگرند”.

نبود تشکلی که بتواند نقش رهبری مبارزات معلمان را داشته باشد، یکی دیگر از موانع جنبش معلمان است. اگرچه کانون صنفی معلمان در بسیاری از استان‌ها و شهرها تشکیل شد، اما کانون‌های صنفی معلمان در مقاطع مهمی از جنبش معلمان نتوانستند نقش خود را در سازماندهی مبارزات معلمان ایفا کرده و در مواقع بسیاری حتا از این جنبش جا ماندند.

یکی از علت‌های این مساله همان‌طور که در بالا آمد نفوذ تفکر اصلاح‌طلبی در این کانون‌ها بود. اما مهم‌تر از آن عدم انتخاب هیات مدیره‌های جدید در کانون‌های صنفی است. اغلب کانون‌های صنفی معلمان بیش از ۱۰ سال است که نتوانسته‌اند نشست‌های عمومی خود را برگزار کرده و اعضای هیات مدیره را انتخاب کنند. به‌گفته‌ی محمد حبیبی معلم زندانی و عضو جوان‌تر کانون در برخی از این تشکل‌ها بیش از ۹۰ درصد اعضای هیات مدیره از نیروهای بازنشسته هستند که به علت سن بالا فاقد انرژی و کارآیی لازم برای این کار هستند.

یکی دیگر از اشکالات مهم رهبری کانون‌های صنفی معلمان، حضور کم‌رنگ زنان در هیات مدیره این تشکل‌هاست. جدا از کمیت بالای زنان معلم، زنان به دلیل ظلم و ستم دوگانه که نتیجه تبعیضات جنسیتی نظام سرمایه‌داری حاکم است، در بسیاری از مواقع حتا از پتانسیل مبارزاتی بالاتری نسبت به مردان برخوردارند اما متاسفانه در رهبری این کانون‌ها نقش بسیار کم‌رنگی دارند. در یکی از بهترین نمونه‌های حضور زنان در هیات مدیره کانون‌های صنفی معلمان، انتخابات کانون صنفی فرهنگیان گیلان بود که آن‌هم از ۱۵ عضو هیات مدیره تنها سه زن انتخاب شدند.

واقعیت این است که مبارزه متشکل نیاز به تشکل دارد، تشکلی که بتواند مبارزات معلمان را سازماندهی کرده و اعتماد آنان را به خود حفظ و حتا گسترش دهد. تشکلی که بتواند توده‌های وسیع معلمان را گرد هم بیاورد و متکی به نیروی معلمان باشد و نه وعده‌های عوام‌فریبانه‌ی اصلاح‌طلبان و غیره.

پس از بررسی موانعی که بر سر راه جنبش معلمان وجود دارد، در این‌جا به راه کار جنبش معلمان برای تحقق مطالبات‌شان می‌رسیم. اعتصاب سراسری تنها راه کار واقعی جنبش معلمان است. همان‌طور که از اعتراضات سال‌های ۸۰ و ۸۵ از جمله تجمع ۱۷ اسفند در برابر مجلس اسلامی و در شعارهای سر داده از سوی معلمان هم‌چون “تعطیلی مدارس، جواب رد مجلس” و یا “از فردا مدرسه تعطیل میشه” این تفکر وجود داشته و هم‌چنان وجود دارد.

نکته مهم اما این است که هیچ‌گاه شرایط مانند امروز برای اعتصاب سراسری فراهم نبوده است. اولین علت آن شرایط وخیم معیشتی است که بهای بسیاری از کالاها در طول ماه‌های اخیر حتا تا چند صددرصد افزایش یافته‌اند. نرخ تورمی که براساس محاسبات “استیو هانکه” یکی از اقتصاددانان دانشگاه “جانز هاپکینز” در تیرماه از مرز ۲۰۰ درصد عبور کرد و ایران بعد از ونزوئلا و سوریه بالاترین شاخص‌های بدبختی را دارد. تورمی که باعث شده است تعداد هر چه بیشتری از کودکان نسبت به سال‌های گذشته از حق تحصیل محروم شوند. تورمی که اکثریت قریب به اتفاق کارگران و زحمتکشان از جمله معلمان را از تامین ضروری‌ترین نیازهای خوراکی نیز ناتوان ساخته است. الان زمانی‌ست که باید تغییری واقعی در زندگی و معیشت کارگران و زحمتکشان ایجاد شود. آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب، دیگر چیزی برای از دست دادن وجود ندارد، نه برای معلمان، نه برای کارگران و نه برای دیگر زحمتکشان.

دومین علت وجود اعتلای انقلابی در جامعه است. اعتراضاتی که از دی‌ماه سال گذشته وارد مرحله‌ی جدیدی شد نه تنها فروکش نکرد، بلکه مدام گروه‌های دیگری از مردم به صفوف معترضین پیوستند که اعتصاب سراسری رانندگان کامیون یک نمونه‌ی بارز آن است. در این شرایط آمادگی تعداد هر چه بیشتری از معلمان برای پیوستن به اعتصابی که با خواست‌های آن‌ها هماهنگی داشته باشد بسیار بیشتر از گذشته است.

اعتصاب سراسری معلمان هم‌چنین به چند دلیل بسیار موثرتر از تمامی اشکال دیگری می‌باشد که تاکنون معلمان در اعتراضات خود از آن‌ها بهره جسته‌اند. اول این‌که اعتصاب سراسری معلمان و تعطیلی کلاس‌های درس، دانش‌آموزان و والدین آن‌ها را بویژه در شرایط کنونی با معلمان همراه کرده و در نتیجه اعتصاب موثرتر می‌شود. دوم این‌که اعتصاب سراسری، نه تنها همبستگی معلمان را افزایش داده و آمادگی آن‌ها (از جمله تجارب‌شان) را برای تعمیق مبارزه برای تحقق مطالبات‌شان افزایش می‌دهد، بلکه انعکاس وسیع آن در جامعه همبستگی سراسری با آن‌ها و مطالبات‌شان را به همراه خواهد آورد، از جمله همبستگی طبقه کارگر. در چنین شرایطی‌ست که دیگر جمهوری اسلامی نمی‌تواند مانند همیشه به این اعتصاب سراسری و مطالبات معلمان بی‌تفاوت باقی بماند. طبیعی‌ست که جمهوری اسلامی در صورت تحقق اعتصاب سراسری از همه‌ی امکانات و تاکتیک‌ها برای درهم شکستن اعتصاب استفاده خواهد کرد، اما معلمان در صورت اتحاد قادر به شکست همه‌ی توطئه‌های رژیم خواهند شد. و همان‌طور که در بالا آمد لازمه این اتحاد، لازمه یک اعتصاب سراسری فراگیر تشکل است. درست است که بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی برای سازماندهی و فراگیرتر کردن ایده‌ی اعتصاب سراسری بسیار مهم است، اما تشکل از آن هم مهم‌تر است.

از همین روست که اعتصاب سراسری و پُرشکوه رانندگان در خرداد ماه نتوانست به تحقق خواست‌های‌شان بیانجامد و حتا شرایط با این گرانی‌ها برای رانندگان بدتر شد. اما کارگران نیشکر هفت‌تپه هم‌زمان با رساندن صدای خود به دیگر کارگران و زحمتکشان، با ایجاد شورای کارگری و با حمایت همه جانبه از شورای خود توانستند دولت و کارفرما را حداقل در این مرحله به زانو درآورده و خواست‌های خود را به دولت و کارفرما تحمیل کنند.

بنابراین “پیش به‌سوی اعتصاب سراسری معلمان” تا تحقق مطالبات.

پی نوشت:

۱ – علی الهیار ترکمن معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش روز ۲۹ شهریور اعلام کرد ۱۲۰ امتیاز سختی کار که از فیش حقوقی فرهنگیان کسر شده بود برگردانده شده و فرایند اصلاح احکام حقوقی فرهنگیان آغاز شده است. عقب‌نشینی جمهوری اسلامی نتیجه‌ی اعتراضات معلمان و بیش از هر چیز ترس رژیم از اعتصاب سراسری آن‌ها با بازگشایی مدارس است.

۲ – در خوزستان این اعتراضات در روز یکشنبه ۲۳ فروردین صورت گرفت.

۳ – این اولین بار بود که از طریق شبکه‌های اجتماعی اعتصابی سراسری سازماندهی شد. در سال‌جاری رانندگان کامیون نیز برای برپایی اعتصاب سراسری از شبکه‌های اجتماعی بهره جستند.

متن کامل نشریه کار شماره ۷۹۱ در فرمت پی دی اف

 

بحران سوریه و اجلاس سوچی

تجربه تاکنون به‌قدر کافی نشان داده است، مادام که رژیم دیکتاتوری بعثی‌های سوریه تحت رهبری بشار اسد در این کشور بر سر کار باقی‌مانده باشد، هیچ چشم‌اندازی برای حل بحران و نجات مردم سوریه از فجایعی که در طول هفت سال با آن‌ها مواجه بوده‌اند، وجود نخواهد داشت. درحالی‌که گروه‌های مخالف اسد با مداخله نظامی روسیه از مناطق وسیعی از خاک سوریه برچیده شده‌اند، اما بحران سوریه همچنان حل نا شده باقی‌مانده است. سرنوشت مردم این کشور اکنون در دست دولت‌هایی است که از بالای سر مردم این کشور تصمیم می‌گیرند. فقط گروه‌های مخالف رژیم اسد نیستند که بازنده جنگ داخلی هفت‌ساله‌اند. فقط این نیست که مردم این کشور هرگونه نقشی را در تعیین سرنوشت خود ازدست‌داده‌اند، بلکه رژیم این کشور نیز بازنده دیگر این جنگ داخلی است که به یک عروسک دست‌نشانده در دست دولت‌های دیگر تبدیل‌شده است. این، دولت‌های روسیه، جمهوری اسلامی و ترکیه هستند که بدون حضور حتی نماینده‌ای از رژیم به‌اصطلاح حاکم بر این کشور تصمیم می‌گیرند که فلان اقدام نظامی انجام بگیرد یا نگیرد، تغییری در هیئت حاکمه این کشور رخ بدهد یا ندهد، قانون اساسی جدیدی برای این کشور نوشته شود یا نوشته نشود. این سرنوشت رژیم‌های مرتجع خودکامه‌ای است که حتی در محدوده دمکراسی ناقص بورژوائی به خواست مردم کشور خود تمکین نمی‌کنند، رژیم اختناق و سرکوب را برپا می‌دارند، کشتار و جنگ داخلی به راه می‌اندازند، ویرانی‌های عظیم به بار می‌آورند و چنانچه حتی بتوانند موجودیت خود را حفظ کنند، به عروسکی در دست قدرت‌های بزرگ‌تر تبدیل می‌شوند.

اکنون مدت‌هاست که روسیه، جمهوری اسلامی و ترکیه با تشکیل اجلاس‌های سه‌جانبه که از ٢٠١٧ در آستانه آغاز گردید، سرنوشت سوریه را در دست خود گرفته‌اند. آخرین اجلاس آن‌ها نیز در ١۶ شهریور در تهران برگزار شد، که برخلاف اجلاس‌های پیشین، با عدم توافق و شکست پایان یافت. روسیه و جمهوری اسلامی در یک جبهه در مقابل ترکیه قرار گرفتند و خواستار حمله نظامی به ادلب، آخرین پناهگاه مخالفین اسد شدند که علاوه بر گروه‌های اسلام‌گرائی از نمونه تحریرالشام، بخش بزرگی از گروه‌های مسلح تحت حمایت ترکیه نیز در آنجا متمرکز هستند. روشن بود که ترکیه با این حمله نظامی مخالفت خواهد کرد. بنابراین اجلاس تهران به عرصه مجادله به‌ویژه میان روسای جمهوری روسیه و ترکیه تبدیل شد.

مصاحبه‌ مطبوعاتی روسای سه دولت پس‌ازاین اجلاس نشان داد که به‌رغم توافق روسیه و جمهوری اسلامی برای حمله نظامی به ادلب، وضع پیچیده‌تر از آن است که موضع ترکیه نادیده گرفته شود.

اردوغان در این مصاحبه، روسیه و جمهوری اسلامی را به نادیده گرفتن مصوبات پیشین متهم کرد و گفت: در آستانه تصمیم گرفته شد که “نواحی کاهش تنش” ایجاد شود که تاکنون فقط در ادلب این وضعیت حفظ‌شده و مردم سایر مناطق احساس می‌کنند که فریب‌خورده‌اند.

او افزود: ترکیه عملاً جان ساکنان ادلب و کسانی را که به آن شهر پناه برده‌اند تضمین کرده و “نمی‌توان جان این افراد را به رژیم اسد بسپاریم”. در صورت عدم جلوگیری از اقدامات نظامی رژیم سوریه در ادلب، کشتار وسیعی در این شهر روی خواهد داد.

پوتین در پاسخ گفت که دولت قانونی سوریه حق دارد تمامی خاک آن کشور را تحت تسلط خود بگیرد. البته وی از اقداماتی تحت نظارت سازمان ملل برای عادی‌سازی سوریه، ایجاد آشتی ملی  و تدوین قانون اساسی جدید سوریه و یافتن راه‌حل سیاسی برای بحران آن کشور، بازگشت آوارگان نیز برای آرام کردن اردوغان سخن گفت.

اردوغان خواستار اعلام آتش‌بس در ادلب شد و پاسخ پوتین چنین بود: ازآنجاکه در این جلسه تروریست‌های النصره و نمایندگان ارتش سوریه حضور ندارند، این جلسه نمی‌تواند از جانب آنان اعلام آتش‌بس کند. خواست ترکیه پذیرفته نشد و اجلاس بدون نتیجه پایان یافت.

اما هنوز چند روزی از شکست این اجلاس نگذشته بود که خبر از ملاقات روسای جمهوری روسیه و ترکیه در بندر سوچی در ٢۵ شهریورماه، این بار حتی بدون حضور جمهوری اسلامی انتشار یافت. ماحصل این اجلاس دوجانبه، توافق ده ماده‌ای توقف حمله نظامی به ادلب و آتش‌بس موردنظر ترکیه بود. روسیه که پیش‌ازاین در اجلاس تهران گفته بود، این جلسه نمی‌تواند از جانب النصره و نمایندگان ارتش سوریه اعلام آتش‌بس کند، اکنون نشان می‌داد که تصمیم‌گیرنده نهائی برای سوریه است.

با اجلاس سوچی، طرفین توافق کردند که منطقه کاهش تنش ادلب حفظ خواهد شد و پست‌های دیده‌بانی ترکیه تقویت‌شده و به فعالیت خود ادامه خواهند داد.

فدراسیون روسیه تمامی تدابیر لازم را انجام خواهد داد تا اطمینان یابد از حملات و عملیات نظامی در ادلب جلوگیری و وضعیت فعلی حفظ خواهد شد. یک منطقه غیرنظامی به عمق بین ۱۵ تا ۲۰ کیلومتر در منطقه کاهش تنش تشکیل خواهد شد.

تمام گروه‌های افراطی تروریستی تا ۱۵ اکتبر از منطقه غیرنظامی خارج خواهند شد. تمامی تانک‌ها، سیستم‌های راکت‌انداز چندگانه، توپخانه‌ها و خمپاره‌اندازهای متعلق به طرف‌های درگیر تا ۱۰ اکتبر ۲۰۱۸ از مناطق غیرنظامی خارج خواهند شد.

نیروهای مسلح ترکیه و پلیس نظامی نیروهای مسلح فدراسیون روسیه در طول مرزهای منطقه غیرنظامی مأموریت‌های گشت‌زنی‌ هماهنگ با پهپاد خواهند داشت. تدابیر مؤثری برای تضمین نظام‌های ماندگار آتش‌بس در داخل منطقه کاهش تنش ادلب اتخاذ خواهند شد. دو طرف بار دیگر بر عزم خود برای مبارزه با تروریسم در تمامی قالب‌ها و اشکال در سوریه تأکید می‌کنند.

ظاهراً با این توافقات اختلافات میان ترکیه و روسیه کاهش‌یافته است.

بااین‌همه چنین به نظر می‌رسد که این توافق‌نامه نیز ناپایدار و کوتاه‌مدت خواهد بود. چراکه اولاً معلوم نیست چگونه ترکیه می‌خواهد گروه‌های قدرتمند نظامی اسلام‌گرائی امثال تحریرالشام و برخی گروه‌های اسلام‌گرای متحد آن را خلع سلاح و از ادلب اخراج کند. در ادلب ده‌ها گروه مسلح وجود دارند که خود را در گروه‌ها و اتحادهای بزرگ‌تر متشکل ساخته‌اند. تخمین زده می‌شود که این گروه‌های مسلح درمجموع بین ١٠٠ تا ١۵٠ هزار نیروی نظامی در اختیاردارند. گروه ارتجاعی تحریرالشام’ (جبهه النصره سابق)  با تصرف ۶۰ درصد از استان ادلب عملاً تبدیل به مهم‌ترین گروه مسلح این منطقه شده است. این گروه  مدتی پیش با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد هرگونه مذاکره با طرف روسی را رد می‌کند و تاآخرین‌نفس به مقابله با ارتش و نیروهای مسلح سوریه ادامه می‌دهد.

در سوی دیگر، ترکیه نیز تعداد دیگری از گروه‌های اسلامی ازجمله مهم‌ترین آن‌ها، گروه اخوان المسلمین احرار الشام و گروه‌های غیر اسلامی را که مجموعاً ١۴ گروه مخالف اسد در ادلب را در برمی‌گیرد ، تحت عنوان جبهه نجات میهنی متشکل کرده است و یک ارتش ملی دست‌نشانده خود را نیز سازمان داده که تعداد اعضای آن تا ٧۵ هزار تخمین زده می‌شود،. تعدادی از شبه‌نظامیان عضو همین ارتش ملی بودند که چند ماه پیش، به همراه ارتش ترکیه در تصرف عفرین شرکت کردند.

ترکیه به‌سادگی نمی‌تواند با ابزار نظامی از پس گروه‌های مسلح اسلام‌گرا از نمونه تحریرالشام که به‌ویژه خواست دولت روسیه است، برآید. شاید هم روسیه با توافقات سوچی درواقع خواسته است بخشی از درگیری نظامی را عملاً بر عهده ترکیه قرار دهد که در مرحله بعد، معضل ادلب با سه میلیون جمعیت آن، ساده‌تر قابل‌حل و فصل باشد. اما بعید است که ترکیه وارد درگیری نظامی با این گروه‌ها شود. لذا این احتمال منتفی نیست که ترکیه به شیوه سیاسی، معضل این گروه‌ها را حل کند، یعنی در شرایطی که آن‌ها از هر سو در محاصره قرارگرفته‌اند، خود را در ظاهر منحل کنند و به گرو‌های طرفدار ترکیه و ارتش ملی وابسته به ترکیه بپیوندند.

ثانیاً- توافق روسیه و ترکیه دست روسیه را در ادلب نبسته است. اگر اهداف روسیه تحقق پیدا نکند، هرلحظه که منافعش ایجاب کند می‌تواند این توافق‌نامه را فسخ نماید. چون در این توافق، معلوم نیست که از دیدگاه روسیه کدام گروه‌ها تروریست‌اند و کدام‌یک تروریست نیستند. تعریف واحدی از تروریسم در میان این دولت‌ها وجود ندارد و هریک از طرف‌های درگیر، به‌حسب منافعشان تروریسم را تعریف می‌کنند. از دیدگاه روسیه، همه گروه‌های اسلام‌گرا تروریست‌اند، هرچند به‌صراحت در مذاکرات این را نمی‌گوید. اردوغان از آنجائی که کردهای سوریه را خطری برای ترکیه می‌داند، آن‌ها را تروریست می‌داند و نه حتی گروه‌های اسلام‌گرا از نمونه تحریر الشام که تنها زیر فشار روسیه و آمریکا و اروپا مدتی است آن‌ها را تروریست می‌نامد. از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران و رژیم سوریه نیز هر مخالفی تروریست است. اما اگر فرض را براین قرار دهیم که مسئله ادلب هم آنگونه که روسیه می‌خواهد حل شود، تازه مشکل دیگری در راه است.

ترکیه هم‌اکنون مناطقی از خاک سوریه از نمونه جرابلوس،اعزاز،ماره باب،عفرین را مستقیماً به اشغال خود درآورده است. بخش‌هایی از خاک سوریه نیز تحت اشغال آمریکا یا کردهای تحت حمایت آمریکاست. اینجا دیگر عرصه جنگ نظامی نیست. بنابراین، بحران سوریه حتی با تصرف ادلب نیز حل نخواهد شد. روسیه نه می‌خواهد و نه می‌تواند بر سر بخش‌هایی از خاک سوریه وارد درگیری نظامی با آمریکا یا ترکیه شود. دیده‌ایم که حتی سرنگونی جنگنده روسی توسط ترکیه یا اخیراً اختلاف با اسرائیل بر سر سرنگونی یک جنگنده دیگر روسی به موضعی خصمانه با این دولت‌ها نینجامیده است. بنابراین، منافعش در این است که حالا پس‌ازآنکه نقش تعیین‌کننده را در سوریه به دست آورده است، پس از حل مسئله ادلب، در پی راه‌حل سیاسی حتی بدون اسد، باشد، چراکه منافعش درهرحال از هم‌اکنون تأمین‌شده است.

بعید است که روسیه به‌عنوان یک قدرت بزرگ امپریالیست جهان این را نفهمیده باشد که رژیم اسد نمی‌تواند در کشوری که متجاوز از ٨٠ درصد مردم مخالف آن هستند، صدها‌ هزار کشته و میلیون‌ها تن از مردم آواره شده‌اند ، کشوری ویران که نیاز به تریلیون‌ها دلار برای بازسازی دارد، بر سرکار باقی بماند. بنابراین اکنون‌که جای پای خود را در سوریه محکم کرده است، احتمالاً تلاش خواهد کرد برای حفظ موقعیت برتر خود، در همان حال که دستگاه دولتی موجود سوریه را حفظ می‌کند، با تغییراتی در رژیم سیاسی این کشور، به توافقی هم با اپوزیسیون موسوم به معتدل و هم قدرت‌های جهانی بر سر سوریه دست‌یابد. در آن صورت نه‌فقط رژیم اسد، بلکه جمهوری اسلامی بازنده خواهند بود. چراکه جمهوری اسلامی نیز با تمام هزینه‌ای که در سوریه داشته است، زیر فشار آمریکا،اتحادیه اروپا، اسرائیل، کشورهای عربی منطقه و حتی روسیه که دیگر ماندن آن را در سوریه به نفع خود نمی‌داند، ناگزیر به ترک سوریه خواهد شد. از همین روست که جمهوری اسلامی از هم‌اکنون در تلاش است در سوریه نیز به یک گروه سیاسی طرفدار خود از نمونه لبنان و عراق شکل دهد. اما مشکل در این است که در سوریه حتی علوی‌های این کشور، بیش از آنکه اسلام‌گرا باشند و جمهوری اسلامی به لحاظ ایدئولوژیک بتواند بر روی آن‌ها حساب کند، سکولار و غرب‌گرا هستند. درهرحال ، سوریه به مرحله‌ای نزدیک شده است که به‌شرط حل مسئله ادلب، راه‌حل سیاسی بتواند در آن به نتیجه برسد و پایانی بر جنگ و ویرانی باشد، اما این راه حل گرچه می‌تواند، فرجامی بر جنگ داخلی باشد، قطعاً پاسخی به انبوه مطالبات اقتصادی وسیاسی توده‌های کارگر و زحمتکش نخواهد داد.

متن کامل نشریه کار شماره ۷۹۱ در فرمت پی دی اف

 

موضع جدید دبیرکل سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی و چرایی آن

روز سه شنبه ۲۷ شهریور (۱۸ سپتامبر)، هفتاد و سومین مجمع عمومی سازمان ملل متحد آغاز به کار کرد. در سرآغاز این نشست، جدیدترین گزارش آنتونیوگوترش، دبیرکل سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران و جهان ارائه شد. گزارشی که قرار است در اجلاس یک هفته ای مجمع عموی سازمان ملل مورد بررسی و تصویب نهایی قرار گیرد.

در صفحات اولیه این گزارش که مربوط به نقض فاحش ابتدایی ترین حقوق دمکراتیک توده های مردم ایران است، به موارد متعددی از سرکوبگری های جمهوری اسلامی طی یک سال گذشته اشاره شده است.

سرکوب بی رحمانه اعتراضات جوانان و توده های مردم ایران در دیماه ۹۶، سرکوب اعتراضات بازار تهران، نوع برخورد با دو تابعیتی ها، تداوم صدور احکام اعدام، بدرفتاری با زندانیان، وضعیت دراویش گنابادی، قوانین سرکوبگرانه و تبعیض آمیز علیه زنان و دختران، وضعیت اقلیت های قومی و مذهبی و نمونه های دیگری از این دست از جمله مواردی هستند که در گزارش ۱۸ صفحه ای دبیرکل یادآوری شده اند.

در این گزارش همچنین، اعدام مجرمان نوجوان، رواج شکنجه و مجازات های غیر انسانی، بازداشت های خودسرانه، نقض حق داشتن دادگاه عادلانه، نقض حق برگزاری تجمع های مسالمت آمیز همراه با دستگیری و مجازات تجمع کنندگان، نقض آزادی بیان و نقض حریم خصوصی اشخاص نیز ذکر شده است.

اگرچه جمهوری اسلامی تاکنون بارها در شورای حقوق بشر سازمان ملل به نقض پایه ای حقوق اولیه و دمکراتیک توده های مردم ایران محکوم شده و گزارشگران ویژه این نهاد بین المللی به دفعات از گسترش اعدام، سرکوب، رواج شکنجه، تبعیض و بی عدالتی علیه زنان در ایران یاد کرده اند، اما این نخستین بار است که شخص دبیرکل سازمان ملل متحد، در چنین ابعادی همه جانبه بر نقض حقوق پایه ای و دمکراتیک مردم ایران توسط مسئولان جمهوری اسلامی تاکید کرده است.

آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل، البته فقط به برشمردن موارد متعدد نقض حقوق بشر در ایران اکتفا نکرده و در پایان گزارش خود برای تغییر و بهبود شرایط ایران، یازده توصیه اجرایی به مسئولان جمهوری اسلامی کرده است که در قسمت پایانی این نوشتار به توصیه های او نیز اشاره کوتاهی خواهد شد.

به راستی چه اتفاقی در عرصه داخلی و بین المللی رخ داده است که حتا دبیرکل سازمان ملل نیز در گزارش خود بر روی نقض گسترده حقوق بشر و موضوع سرکوب در ایران متمرکز شده است؟

پوشیده نیست که طی یک سال گذشته کمترین تغییری در ماهیت جمهوری اسلامی رخ نداده است. ماهیت ارتجاعی این نظام اسلامی و عملکرد سرکوبگرانه آن همان است که در ۴۰ سال گذشته بوده است. جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام دینی که در آن دین و دولت به شکل آشکاری در هم ادغام شده اند، طی چهل سال گذشته به بی رحمانه ترین وجه ممکن توده های مردم ایران را سرکوب و کشتار کرده است. اعدام، زندان، شکنجه و کشتارهای جمعی زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ امری نیست که از خاطره ها محو شوند، نابرابری و تبعیض علیه زنان و دختران جوان موضوعی نیست که فقط در یک سال گذشته بر زنان ایران اعمال شده باشد، آنان در ۴۰ سال گذشته همواره در معرض سرکوب، تبعیض و ستم بوده اند. سرکوب اجتماعات، تعرض به جوانان و نقض پایه ای حقوق دمکراتیک مردم ایران پدیده ای نیست که فقط در سال های اخیر اتفاق افتاده باشد. اِعمال اینگونه شیوه های ارتجاعی و سرکوبگرانه از همان روزهای آغازین حاکمیت جمهوری اسلامی شروع و تا به امروز بی وفقه ادامه داشته است. با این همه و به رغم آن همه سرکوب و کشتارهایی که در دهه ۶۰ و بخصوص قتل عام زندانیان سیاسی که در تابستان ۶۷ اتفاق افتاد، نه سازمان ملل و نه دبیرکل های وقت این نهاد بین المللی در آن سال ها هرگز واکنشی درخور نسبت به آن همه جنایات جمهوری اسلامی از خود بروز ندادند. سازمان ملل و دبیرکل آن، نه تنها در آن سال های آتش و خون یک موضع قاطع علیه کشتار و سرکوبگری های هیات حاکمه ایران نگرفتند، بلکه با عملکردی مماشات گرانه و چشم پوشی بر آن همه جنایات مستمر جمهوری اسلامی، دست این رژیم را عملا در سرکوب بیبشتر و نقض حقوق دمکراتیک مردم ایران باز گذاشتند. پس، اکنون چه اتفاقی رخ داده که آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل در این بازه زمانی و البته به درستی بر موارد عدیده ای از رفتارهای تبعیض آمیز و عملکرد سرکوبگرانه جمهوری اسلامی اشاره کرده است؟

تردیدی نیست که صف آرایی کارگران، جوانان، زنان و عموم توده های مردم ایران علیه جمهوری اسلامی از جمله بارزترین دلایلی است که طی یک سال گذشته در عرصه داخلی رخ داده است. اعتراضات و اعتصابات روبه رشد کارگری در سال های اخیر و به طور مشخص اعتراضات سلحشورانه جوانان و توده های وسیع مردم ایران در دیماه ۹۶ را می باید مهمترین عامل تاثیر گذار بر موضع گیری جدید دبیرکل سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی دانست. اعتراضاتی عمیقا توده ای که در دیماه گذشته نزدیک به صد شهر رخ داد و به مدت ده روز پایه های جمهوری اسلامی را لرزاند. خیزشی انقلابی و همه گیر که با عصیانگری “دختران انقلاب” علیه حجاب اجباری توامان شد و بدین سان برگ زرینی از مبارزات عمومی اقشار مختلف مردم ایران علیه حاکمان ستمگر جمهوری اسلامی و عملکرد تبعیض آمیز آنان بر ضد زنان کشور را رقم زد. مبارزاتی که از دیماه ۹۶ در ابعاد کم سابقه ای شکل گرفت و بر بستر یک اعتلای انقلابی که در متن جامعه ایجاد شده است، تاکنون نیز به رغم فراز و فرودهایی که داشته است، همچنان در شهرهای مختلف و لایه های گوناگون اجتماعی جریان دارد.

عامل دیگری که در اتخاذ موضع تازه دبیرکل سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی تاثیر گذار بوده است، تغییر و تحولاتی است که طی ماه های گذشته در عرصه بین المللی علیه جمهوری اسلامی رخ داده است. خروج دولت آمریکا از توافق برجام، تحریم های مجدد پولی و نفتی ترامپ در آینده‌ای نزدیک و پیامد آن وضعیت شکننده ای که جمهوری اسلامی به لحاظ اقتصادی و سرمایه گذاری خارجی با آن مواجه است، در عرصه خارجی نیز شرایط وخیمی را برای هیات حاکمه ایران رقم زده است. از این نظر نیز چنین به نظر می رسد که تغییراتی در سیاست‌های بین المللی به ضرر جمهوری اسلامی ایجاد شده است.

از آنجایی که سازمان ملل متحد، به عنوان یک نهاد بین المللی بر بنیان مناسبات نظام سرمایه داری شکل گرفته و بی تردید سیاست های سرمایه جهانی و به طور اخص سیاست دولت آمریکا بر تصمیم های این سازمان و دبیرکل آن کم و بیش موثر است، لذا، موضع جدید آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل و ارائه گزارش نسبتا تند و تیز او علیه جمهوری اسلامی را باید در وهله اول در تحولات داخلی ایران و در گام بعدی در تغییر سیاست‌های بین المللی نسبت به جمهوری اسلامی ارزیابی کرد. سیاستی که دبیرکل سازمان ملل به رغم یادآوری موارد عدیده ای از نقض حقوق بشر در ایران، متوهمانه با یازده توصیه دیپلماتیک تلاش کرده تا اوضاع را چه در عرصه داخلی و چه بین المللی در مسیر تعامل سرمایه جهانی با جمهوری اسلامی پیوند دهد.

اصلاح قوانین قضایی، جلوگیری از مجازات افراد بوسیله شکنجه، جلوگیری از عدم اجازه درمان، توقف اعدام جوانان و در کل ممنوعیت اعدام، اطمینان از حفظ سلامت جسمی و روانی بازداشت شدگان، برگزاری دادگاه های عادلانه برای همه متهمان طبق استانداردهای بین المللی، امنیت فعالیت مدافعان حقوق بشر، فعالان مدنی و زیست محیطی و خودداری از آزار آن ها در جامعه و زندان، از جمله توصیه های حقوق بشری دبیرکل سازمان ملل به جمهوری اسلامی است.

با این همه و به رغم گزارش تند و تیز آنتونیو گوترش که در آن از نقض فاحش موارد عدیده ای از حقوق بشر در ایران یاد شده است، اما، گزارش او به کلی تهی از هر گونه اشاره ای نسبت به زندگی فلاکت بار کارگران، دستگیری، سرکوب و بی حقوقی آنان است. در توصیه های یازده گانه او نیز، کمترین توجه‌ای به حقوق پایه ای کارگران از جمله حق تشکل، حق اعتصاب، اعتراض و برخورداری از یک زندگی مناسب حتا در چهارچوب همان نظم سرمایه هم نشده است.

نتیجه اینکه، با وجود چنین گزارشی که توسط دبیرکل سازمان ملل متحد در محکومیت جمهوری اسلامی به مجمع عمومی این سازمان ارائه شده است، کارگران و توده های زحمتکش ایران هرگز نباید نسبت به مواضع این گونه نهادهای بین المللی و توصیه های آنان به جمهوری اسلامی دچار توهم و شیفتگی شوند. جمهوری اسلامی اگر با اینگونه توصیه ها قابل اصلاح بود، تاکنون صدبار اصلاح شده بود. پوشیده نیست که کارگران و توده های مردم ایران لازم است و می باید از محکومیت جمهوری اسلامی در سازمان ملل و دیگر نهادهای بین المللی به نفع خود سود ببرند و از تضعیف موقعیت جمهوری اسلامی در عرصه جهانی برای گسترش و تعمیق مبارزات خود بهره مند شوند.

فراموش نکنیم، آنچه در این میان قابل اتکا است، مبارزات خود کارگران و توده های زحمتکش است. اگر همین اندازه از مبارزات کارگران و اقشار مختلف مردم ایران طی یک سال گذشته توانسته است اوضاع داخلی و بین المللی را به نفع روند مبارزاتی آنان تغییر دهد، پس با اتکاء به گسترش و تعمیق همین مبارزات توده ای و اعتصابات کارگری می توان جمهوری اسلامی را به گوشه رینگ کشانید و آنگاه با یک اعتصاب عمومی سیاسی و پیامد آن قیام مسلحانه توده ای این نظام منفور و متعفن را از اریکه قدرت به زیر کشید و سپس با استقرار یک حکومت کارگری شورایی، شرایطی عاری از سرکوب و ستم، برخوردار از رفاه و آزادی و ایجاد یک زندگی متعالی برای تمامی مردم ایران را رقم زد.

متن کامل نشریه کار شماره ۷۹۱ در فرمت پی دی اف

 

گزارشی از غرفه سازمان فداییان (اقلیت) در جشن اومانیته

dav

در روزهای ۱۴ تا ۱۶ سپتامبر جشن اومانیته در پارک بزرگی در حومه ی پاریس برای هشتاد و سومین سال برگزار گردید. در این جشن بیش از ۶۰۰ هزار بازدیدکننده حضور یافت. برنامه های متنوع این جشن که از سوی حزب کمونیست فرانسه سازماندهی می شود، شامل سخنرانی و جلسات بحث و گفتگو، نمایشگاه، برنامه های ورزشی و هنری می باشد. امسال طی سه روز برگزاری این جشن ۵۰ کنسرت برگزار شد که جمعیت کثیری از جوانان را به این جشن کشاند. در بخش خارجی اومانیته غرفه های متعددی از احزاب و سازمان های کمونیست، انجمن های گوناگون از طرفداران محیط زیست گرفته تا کانون هایی که برای آزادی زندانیان سیاسی در کشورهای مختلف تشکیل شده اند، حضور داشتند. به ویژه آزادی زندانیان سیاسی، موضوع چندین تظاهراتی بود که در اومانیته برگزار شد.

کمیته خارج کشور سازمان فدائیان (اقلیت) نیز با هدف تبلیغ سیاسی و نیز جمع آوری کمک مالی که با فروش غذا و نوشابه حاصل می شد، در این جشن شرکت کرد. پرچم سرخی که با آرم سازمان، بر فراز غرفه برافراشته شده بود، این غرفه را از تمام غرفه های دیگر در بخش خارجی متمایز می کرد. همچنین علاوه بر عکس هایی از جان باختگان سازمان، شعارهای متعدد از جمله: “زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم” و “رژیم جمهوری اسلامی را باید با یک اعتصاب عمومی و قیام مسلحانه سرنگون ساخت”، بر روی پلاکاردهای بزرگ و طرح های نقاشی با مضمون انقلابی دیده می شد. از سوی بازدیدکنندگان تعداد زیادی عکس از غرفه ی سازمان و شعارها و طرح های نصب شده، گرفته شد و برای علاقه مندان از سوی رفقای حاضر در چادر توضیحات کافی داده می شد.

معرفی سازمان و مواضع سیاسی آن از سویی و روشنگری در مورد جنایات جمهوری اسلامی از سوی دیگر با آمادگی رفقا برای گفتگو، بحث و حضور در پای میز نشریات و نیز با ارائه ی میز کتاب و بروشورها و اعلامیه ها به سه زبان، فرانسه، انگلیسی و آلمانی در کنار نشریات فارسی صورت گرفت. لازم به ذکر است که غرفه ی سازمان تنها غرفه ای بود که نه تنها در بخش خارجی بلکه در بین تمام غرفه ها به زبان های مختلف نشریات خود را ارائه می کرد. همچنین در برنامه ی موسیقی و جشن نیز غرفه ی سازمان فضایی از شور و شادی ایجاد کرده بود که به ویژه مورد توجه جوانان قرار گرفت.

کمیته خارج کشور سازمان فدائیان (اقلیت)

متن کامل نشریه کار شماره ۷۹۱ در فرمت پی دی اف