آرشیو نشریه کار سال ۱۳۹۹

– کار شماره ۹۱۲ – ۲۵ اسفند ۹۹

– کار شماره ۹۱۱ – ۱۸ اسفند ۹۹

– کار شماره ۹۱۰ – ۱۱ اسفند ۹۹

– کار شماره ۹۰۹ – ۴ اسفند ۹۹

– کار شماره ۹۰۸ – ۲۷ بهمن ۹۹

– کار شماره ۹۰۷ – ۲۰ بهمن ۹۹

– کار شماره ۹۰۶ – ۱۳ بهمن ۹۹

– کار شماره ۹۰۵ – ۶ بهمن ۹۹

– کار شماره ۹۰۴ –۲۹ دی ٩۹

– کار شماره ۹۰۳ – ۲۲ دی ٩۹

– کار شماره ۹۰۲ – ۱۵ دی ٩۹

– کار شماره ۹۰۱ – ۸ دی ٩۹

– نشریه کار شماره ۹۰۰ – ۱ دی ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۹۹ – ۲۴ آذر ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۹۸ – ۱۷ آذر ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۹۷  – ۱۰ آذر ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۹۶  – ۳ آذر ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۹۵  – ۲۶  آبان ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۹۴ – ۱۹ آبان ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۹۳ – ۱۲ آبان ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۹۲ – ۵ آبان ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۹۱ – ۲۸ مهر ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۹۰ – ۲۱ مهر ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۸۹ – ۱۴ مهر ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۸۸ – ۳۱ شهریور ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۸۷ – ۲۴ شهریور ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۸۶ – ۱۷ شهریور ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۸۵ – ۱۰ شهریور ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۸۴ – ۳ شهریور ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۸۳ – ۲۷ مرداد ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۸۲ – ۲۰ مرداد ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۸۱ – ۱۳ مرداد ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۸۰ – ۶ مرداد ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۷۹ – ۳۰ تیر ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۷۸ – ۲۳ تیر ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۷۷ – ۱۶ تیر ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۷۶ – ۹ تیر ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۷۵ – ۲ تیر ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۷۴ – ۲۶ خرداد ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۷۳ – ۱۹ خرداد ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۷۲ – ۱۲ خرداد ۹۹

–نشریه کار شماره ۸۷۱- ۵ خرداد ۹۹

–نشریه کار شماره ۸۷۰- ۲۹ اردیبهشت ۹۹

–نشریه کار شماره ۸۶۹- ۲۲ اردیبهشت ۹۹

– نشریه کار شماره ۸۶۸ – ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹

– نشریه کار شماره ۸۶۷ – ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹

– نشریه کار شماره ۸۶۶ – ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹

– نشریه کار شماره ۸۶۵ – ۲۵ فروردین ۱۳۹۹

– نشریه کار شماره ۸۶۴ – ۱۸ فروردین ۱۳۹۹

– نشریه کار شماره ۸۶۳ – ۱۱ فروردین ۱۳۹۹

– نشریه کار شماره ۸۶۲ – ۴ فروردین ۱۳۹۹

بحرانی بزرگتر از بحران ۲۰۰۷

نظام سرمایه‌داری جهانی از سال‌ها پیش با بحران‌های پی در پی اقتصادی- اجتماعی و سیاسی، ورشکستگی خود را آشکار نموده و نشان داده است که دوران این نظم فرتوت و پوسیده به پایان رسیده و باید جای خود را به نظمی سوسیالیستی ، نظمی متشکل از انسان‌های  آزاد و برابر بسپارد. ناتوانی این نظم و فلج شدن آن در برابر ویروسی که تمام جهان را فراگرفته و هر روز هزاران تن از مردم جهان را به کام مرگ می‌کشاند و تمام اقتصاد جهان را در یک لحظه متوقف کرده است، دلیل دیگری براین حقیقت است که بشریت در نظام مبتنی بر طبقات، سود و استثمار  سرمایه‌داری جز مرگ، فقر، بی‌کاری، جنگ، آوارگی، بیماری‌های واگیردار، دلهره و اضطراب و بی آیندگی، نصیبی نخواهد داشت.

نظم سرمایه‌داری که اکنون چندین دهه است بر روی یک بحران ساختاری حرکت می‌کند و به طور متناوب با بحران‌های دوره ای بسیار مخرب مواجه است، هنوز از عواقب بحران بزرگی که در سال ۲۰۰۷ آغاز گردید، نجات نیافته که با شیوع جهانی کرونا با بحرانی بسیار بزرگ‌تر، وسیع‌تر و عمیق‌تر مواجه شده است.

البته، پیش از آنکه ویروس کرونا ضربه قطعی خود را به این اقتصاد وارد آورد، از اواخر سال ۲۰۱۸ دیگر آشکار شده بود که جهان سرمایه‌داری به زودی با یک بحران اقتصادی جدید مواجه خواهد شد. با کاهش نرخ‌های رشد در مهم‌ترین کشورهای جهان، صندوق بین‌المللی پول و دیگر موسسات بین‌المللی جهان سرمایه‌داری، فرارسیدن یک بحران جدید را از اواخر سال ۲۰۱۹ پیش‌بینی کرده بودند.

صندوق بین‌المللی پول در گزارش آوریل سال ۲۰۱۹ گفته بود: ” فعالیت اقتصادی جهانی به نحو قابل‌ملاحظه‌ای در نیمه دوم سال ۲۰۱۸ کاهش یافت. رشد چین زیر فشار جنگ تجاری و کنترل بانکی، کاهش یافت و اقتصاد منطقه یورو تحرکش را از دست خواهد داد.

ارزیابی صندوق بین‌المللی از اوضاع اقتصادی جهان حاکی بود که رشد تولید ناخالص داخلی کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری که در سال ۲۰۱۸ به ۲ / ۲ درصد کاهش‌یافته بود، در سال ۲۰۱۹ به ۸ / ۱ درصد، اتحادیه اروپا از ۸ / ۱ به ۳ / ۱ درصد و ایالات‌ متحده که وضعیت اقتصادی آن بهتر از کشورهای دیگر است نیز از ۹ / ۲ به ۳ / ۲ درصد کاهش خواهد یافت. در این گزارش آمده بود که نرخ رشد تولید ناخالص داخلی ژاپن به یک درصد و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی چین نیز به کم‌تر از ۵ / ۶ درصد کاهش‌ خواهد یافت.

در همین حال گزارش کنفرانس توسعه و تجارت سازمان ملل حاکی بود که قروض جهانی، اکنون یک‌سوم بالاتر از ۲۰۰۸ و بیش از سه برابر تولید ناخالص داخلی جهان است. این بدهی‌ها در سال ۲۰۱۷ به ۱۹۳ تریلیون دلار رسید که معادل ۳۱۸ درصد تولید ناخالص داخلی جهان است. گزارش تاکید داشت که این بدهی کلان کشورهای جهان، نه‌فقط یک ریسک مالی بزرگ است، بلکه سرمنشأ آسیب‌پذیری جدی به هنگام نزول اقتصادی است.

بنابراین مستثنی از شیوع ویروس کرونا، وقوع بحران جدید، اجتناب ناپذیر بود. آنچه که کرونا انجام داد، این روند را تسریع و تشدید و به آن ابعادی جدیدی داد. با شیوع کرونا به سراسر جهان، در نتیجه چشم انداز رکودی عمیق،  از اواخر فوریه بازار سهام پی در پی سقوط کرد. برآوردها نشان داد که ارزش سهام مورد مبادله در بورس های جهان در موج اول آن،  طی ۷ روز در مجموع ۷ هزار میلیارد دلار سقوط کرد.

در ماه مارس، موج دیگری از سقوط بهای سهام فرارسید. این در حالی بود که بانک مرکزی آمریکا نرخ پایه بهره بانکی را در این کشور به نزدیک صفر رسانده بود و از یک بسته محرک اقتصادی ۷۰۰ میلیارد دلاری خبر داد و اعلام کرد که در طی چند فقره عملیات، مجموعاً ۱۵۰۰ میلیارد دلار بدهی شرکت های آمریکایی را خریداری خواهد کرد. همچنین اعلام شد که این رقم تا ۴۰۰۰ میلیارد افزایش خواهد یافت.

به رغم تمام تلاش دولت آمریکا، روز ٢٣ مارس، شاخص های عمده بورس وال استریت برای سومین دوشنبه متوالی با کاهش های چشم گیر روبرو شدند.

اما اقدامات موسسات مالی و پولی دولت آمریکا برای مقابله با بحران کارساز نشد.

سرانجام ترامپ بسته مالی ۲۰۰۰ میلیارد دلاری را به تصویب کنگره و سنا رساند تا مانع از رکود گردد. قرار شد از این بسته مالی که یک سناتور حزب دمکرات آن را بزرگترین بسته نجات تاریخ آمریکا نامید ۳۵۰ میلیارد به صورت وام به موسسات کوچک،۵۰۰ میلیارد کمک به شرکت های هواپیمائی و دیگر شرکت ها، و چک‌های ۱۲۰۰ دلاری برای افراد بالغ و ۵۰۰ دلار برای اطفال به عنوان محرکی برای رونق بازار، اختصاص یابد.

با این همه گرچه در یک لحظه بازار سهام ظاهراً رونق گرفت، اما ادامه نیافت و روند سقوط ادامه یافت. قدرتمندترین اقتصاد جهان سرمایه‌داری وارد رکود شد.

هنوز چند روزی از آغاز این رکود نگذشته بود که اداره کار آمریکا در گزارش جدید خود اعلام کرد که ۲۸ / ۳ میلیون نفر درخواست حمایت از بیکاری ثبت کرده‌اند. براساس برآورد انجمن ملی رستوران‌های آمریکا نیز پیش‌بینی شده است که در سه ماه آینده تنها در این بخش، نزدیک به ۷ میلیون نفر کار خود را از دست خواهند داد.

اقتصاددانان‌ ‌آمریکائی نیز سقوط ٢۴ درصدی تولید ناخالص داخلی این کشور را در سه ماهه دوم سال ٢٠٢٠ پیش‌بینی کرده‌اند. اگر این پیش‌بینی به واقعیت تبدیل شود، این سقوط اقتصادی، سه برابر بزرگتر از سقوط سه‌ماهه‌ای است که اقتصاد آمریکا در سال ٢٠٠٨ در بحبوحه بحران مالی و اقتصادی متحمل شد.

یکی از تحلیل‌گران ارشد مورگان استانلی می گوید: «گسترش اپیدمی کرونا به شدت اقتصاد آمریکا و جهان را تخریب خواهد کرد. بحران اقتصادی ناشی از این اپیدمی بسیار بزرگ تر از بحران مالی و اقتصادی سال ٢٠٠٨ خواهد بود. این بحران می تواند منجر به پائین ترین میزان رشد اقتصادی طی ٧۴ سال اخیر در آمریکا شود.»

وقتی که قدرتمندترین اقتصاد جهان اینچنین در برابر بحران زانو می‌زند، تکلیف دیگر کشورها روشن است. قدرتمندترین اقتصاد اروپا، آلمان نیز با وضعیت مشابهی روبه رو است.

به محض سقوط بازارهای سهام ، دولت آلمان برای نجات موسسات آلمانی از ورشکستگی مبلغ ۵۵۰ میلیارد یورو اختصاص داد. اما این مسکن نیز کارساز نبود.

وزیر اقتصاد آلمان روز دوشنبه هفته گذشته برآورد کرد که سطح تولید این کشور در سال جاری میلادی و تحت تاثیر شیوع ویروس کرونا حدود ۵ درصد کاهش می یابد و این کشور را با رکود اقتصادی بی‌سابقه‌ای از بحران مالی سال ۲۰۰۸ تا کنون مواجه می‌کند.

یک موسسه پژوهشی ( انستیتوی تحقیقات اقتصادی) در آلمان برآورد کرده است که زیان اقتصادی بحران کرونا برای آلمان می‌تواند تا ۷۲۹ میلیارد یورو افزایش یابد. این بحران به رکود تولید و بیکاری خواهد انجامید و بودجه را به شدت تحت فشار قرار خواهد داد. درصورتی که ادامه توقف بخشی از فعالیت‌های تولیدی و اقتصادی به ماه سوم کشیده شود، این وضعیت، هزینه‌ای بین ۳۵۴ تا ۷۲۹ میلیارد یورو خواهد داشت. در چنین شرایطی حجم اقتصاد آلمان بین ۱۰ تا نزدیک به ۲۱ درصد تحلیل می‌رود.

به گزارش رسانه‌های دولتی آلمان، “کلمنس فوست، رئیس موسسه مستقر در مونیخ می‌گوید شیوع کرونا برای اقتصاد آلمان، رکود، بیکاری و تبدیل بسیاری از اشتغال‌های کامل به پاره‌وقت را به دنبال خواهد داشت و بودجه سالیانه را با مشکلات عظیمی مواجه می‌کند.

وی هشدار داد که بحران کرونا تاثیرات ناخوشایندی بر بازار کار و اشتغال در آلمان خواهد داشت و احتمال می‌رود به بیکاری یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر و پاره وقت شدن شش میلیون شاغل منجر شود.”

اوضاع در دیگر کشورهای اروپائی وخیم‌تر از آلمان خواهد بود. در این کشورها نیز با کاهش شدید نرخ بهره، مقادیر کلانی پول برای مقابله با ورشکستگی‌ها و کمک به موسسات تولیدی و خدماتی، خرید بدهی دولت‌ها و شرکت‌ها اختصاص یافته است.

تا کنون بانک مرکزی اروپا ۷۵۰ میلیارد یورو. فرانسه ۳۴۵ میلیارد یورو. انگلیس ۳۳۰ میلیارد پوند، کشورهای عضو گروه ۲۰ مبلغ ۵ تریلیون، …. در نظر گرفته‌اند.

سیاست‌های پولی و بانکی تا کنونی، تزریق پول، کاهش نرخ بهره بانکی و کمک به کسب و کارهای کم‌بنیه و کسانی که درآمدشان را از دست داده‌اند، حتی در حد یک مسکن اثر نکرده است. اقتصاد تمام کشورها وارد رکود شده‌ یا در آستانه این رکود بزرگ قرار گرفته‌اند.

مدیر کل سازمان ‌توسعه و همکاری‌های اقتصادی ضمن تاکید بر این که در ماه‌های آینده برخی از اقتصادهای بزرگ جهان وارد رکود می‌شوند و سال‌ها طول می‌کشد که آسیب اقتصادی کرونا جبران شود، می‌‌افزاید، ضربه اقتصادی همه‌گیری اخیر بیش از بحران جهانی سال ۲۰۰۸ بوده است.

سرانجام، رئیس صندوق بین المللی پول هفته پیش رسماً اعلام نمود: “اکنون آشکار است که ما وارد رکود شده‌ایم. با همان وخامت ۲۰۰۹ و شاید بدتر. … مسئله نگران کننده اما تاثیر دراز مدت توقف ناگهانی اقتصاد جهانی و خطر موج ورشکستگی‌ها و اخراج است که نه فقط می تواند مانع از بهبود گردد، بلکه می تواند بافت جوامع ما را از بین ببرد.”

صندوق بین المللی پول تقاضای کمک برای اختصاص ۵ / ۲ تریلیون دلار به بازارهای به اصطلاح نوظهور از نمونه هند و برزیل را کرده است.

در آسیا نیز مهم ترین کشورها با بحران اقتصادی جدی مواجه‌اند. در چین تولید ناخالص داخلی در دو ماه نخست سال ۱۳ درصد و صادرات ۱۶ درصد کاهش یافته است. در کره جنوبی و ژاپن نیز به رغم بسته‌های مالی کلان دولتی برای نجات اقتصاد، اوضاع بر همین منوال است. آن دسته ازکشورهائی که فعالیت های مرتبط با توریسم یکی از منابع مهم درآمد آن‌ها بوده است به ویژه کشورهائی نظیر تایلند و سنگاپور که اقتصاد آن‌ها وابسته به گردشگری است تا همین لحظه متحمل لطمات جدی شده‌اند. در برخی دیگر از کشورهای جهان که فروش نفت منبع اصلی درآمدهای آن‌ها محسوب می‌گردد، با کاهش بهای هر بشکه نفت با وضعیت وخیمی مواجه خواهند شد. بهای هر بشکه نفت به کمتر از ۳۰ دلار کاهش یافته است.

آنچه که از به‌ هم ریختگی اوضاع اقتصادی جهان در طول یک ماه اخیر بر می‌آید، این است که جهان سرمایه‌داری با بحرانی بزرگتر از بحران ۲۰۰۷ مواجه خواهد بود. این بحران یک رشته عواقب فوری در پی خواهد داشت که مهم‌ترین آن‌ها عواقب هر بحران اقتصادی برای کارگران است. با این تفاوت که ابعاد آن این بار بسیار وخیم‌تر خواهد بود. بیکاری ده‌ها میلیون کارگر، تنزل سطح معیشت کارگران و گسترش بی سابقه فقر. در همین حال، آنچه که از هم اکنون آشکار است، این بحران منجر به تغییراتی در سیاست اقتصادی بین‌المللی طبقه سرمایه دار خواهد شد. بحران ۲۰۰۷ ورشکستگی سیاست جهانی سازی و اقتصادی نئولیبرال را نشان داد. اکنون دولت‌ها زیر فشار بحران، ناگزیر به انجام اقداماتی می شوند که مغایر این سیاست است. آن‌ها ناگزیر می شوند موسسات تولیدی و خدماتی مهم را که دچار ورشکستگی می شوند به تملک دولت درآورند. در ایتالیا دولت بزرگیرین ایرلاین این کشور را به تملک خود در آورده است. دولت اسپانیا بخش خدمات بهداشتی و درمانی را دولتی کرده است. دولت‌ فرانسه اعلام کرده آماده است موسسات بحران زده را ملی کند. دولت آلمان نیز اعلام کرده است سیاست دولتی کردن را در مورد موسساتی که قادر به ادامه حیات نیستند بر عهده خواهد گرفت. بحران کرونا منجر به تمرکز هرچه بیشتر بر داخل هر کشور و تقویت نقش داخلی دولت‌ها و گرایش‌‌های ناسیونالیستی شده است. با این بحران، تعداد بیشتری از دولت‌ها مسیر دولت‌های آمریکا و انگلیس را در پیش خواهند گرفت. اتحادیه اروپا که حتی نتوانست یک سیاست مشترک برای مقابله با کرونا و هزینه‌های آن اتخاذ کند، از هم اکنون خطر را احساس کرده و رئیس جمهوری فرانسه در مورد خطر فروپاشی اتحادیه اروپا هشدار داده است. در چنین شرایطی تقابل میان دولت‌ها نیز افزایش خواهد یافت. مهم‌ترین کشوری که از جهانی سازی و نئولیبرالیسم نفع برده است، بیشترین زیان را از هرگونه تغییر در این سیاست، متحمل خواهد شد. نتیجه این تحولات تشدید تضادها و مخاصمات میان دولت ها خواهد بود. اما شرایط وخیمی که بیماری کرونا و توام با آن بحران اقتصادی برای طبقه کارگر در هر کشور و در مقیاس بین‌المللی به بار آورده و می‌آورد، تشدید تضاد کار و سرمایه و اعتلای مبارزات طبقاتی را در پیشرفته‌ترین کشورهای سرمایه‌داری به همراه شورش‌های گرسنگان در کشورهای عقب‌مانده‌ای که در نتیجه بحران بیشترین آسیب را خواهند دید، در پی خواهد داشت. سرمایه‌داری هیچ راه حلی برای انباشت تضادها و بحران‌های کنونی جهان ندارد و تنها راه حل قطعی آن‌ها استقرار نظمی سوسیالیستی است.

متن کامل نشریه کار شماره ۸۶۳ در فرمت پی دی اف

یک ارزیابی از جنبش طبقاتی کارگران در سال ۹۸

جنبش کارگری در سال ۹۸ اگرچه با روی‌دادهای جدیدی چه در محدوده‌ی این جنبش و چه در سطح کل جامعه روبرو شد اما در کلیت خود، ادامه جنبش کارگری در سال ۹۷ بود. اعتراضات پرشمار کارگری به‌طور عمده در شکل اعتصاب و تجمع و درمواردی تظاهرات و راه‌پیمایی خیابانی ادامه یافت. علی‌رغم احضار و بازجوئی و بازداشت صدها کارگر پیشرو، فعال اعتصاب و فعال سندیکائی اما روحیه اعتراضی، شعارها و خواست‌های سیاسی در جنبش طبقه کارگر جایگاه برجسته‌ای داشت. نه‌فقط خصلت سیاسی مبارزات کارگری پررنگ بود، بلکه جنبه‌های سیاسی و ضد دولتی شعارها و شعارنوشته‌ها نیز برجسته بود. اما اگر فراتر از شرایط عمومی، جنبش کارگری سال ۹۸ را موردبررسی قرار دهیم و نگاه دقیق‌تری به آن بیندازیم، با درخشش‌ها و رویدادهای مهمی در این جنبش روبرو می‌شویم.

برجسته‌ترین رویداد جنبش کارگری در سال ۹۸ برگزاری مراسم اول ماه مه (یازده اردیبهشت ) در مقابل مجلس است که تأثیر بسیار مهمی بر کل جنبش کارگری ایران وبر فضای سیاسی جامعه بر جای گذاشت. طبقه حاکم با سرکوب خشن کارگران هفت‌تپه، بازداشت و شکنجه و حبس اسماعیل بخشی، علی نجاتی ، احضار و ارعاب تعداد زیادی از کارگران فولاد، هپکو، آذرآب، هفت‌تپه، بازداشت و شکنجه سپیده قلیان و سایر حامیان کارگران هفت‌تپه در نشریه گام، همچنین با بریدن حبس‌های طولانی‌مدت برای فعالان سندیکای کارگران شرکت واحد، بر این تصور بود که کارگران را مرعوب ساخته است. ارتجاع حاکم خیال می‌کرد با تشدید سرکوب، از کارگران زهرچشم گرفته است و پرچم مبارزه مستقل طبقه کارگر که پاییز ۹۷ در هفت‌تپه به اهتزاز درآمد و تمام عرصه سیاسی جامعه را تسخیر نمود و سایر زحمت‌کشان را حول خود بسیج کرد، برای همیشه به زیر کشیده و کارگران را به پستوی خانه‌ها فرستاده است. رژیم سرکوبگر و ارتجاعی حاکم خیال می‌کرد با تشدید سرکوب و بگیروببند و اعمال خشونت و بی‌رحمی، توانسته است طبقه کارگر را از عرصه سیاسی جامعه حذف کند. اما مراسم اول ماه مه سال ۹۸ پوچ بودن و باطل بودن تمام این تصورات را به اثبات رساند.

فراخوانی که ۴ اردیبهشت برای برگزاری مراسم اول ماه مه توسط سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه انتشار یافت مورد استقبال و حمایت کارگران و سایر گروه‌های اجتماعی قرار گرفت. علاوه برتشکل های کارگری و تشکل‌های فعالان کارگری، دانشجویان، معلمان و بازنشستگان نیز با صدور اطلاعیه‌ها و بیانیه‌هایی به فراخوان سندیکای کارگران شرکت واحد لبیک گفتند و خود نیز، سایرین را به شرکت در مراسم دعوت نمودند. اول ماه مه( یازده اردیبهشت ۹۸ ) جمعیت نسبتاً زیادی مرکب از کارگران، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان، زنان و جوانان در مقابل مجلس دست به تجمع زدند و با حمل پرچم‌ها و شعارنوشته‌ها و سردادن شعارهایی چون ” نان کار آزادی حق مسلم ماست”، ” تشکل تجمع حق مسلم ماست”، ” بیکاری استثمار منطق سرمایه‌دار”  و” کارگر دانشجو معلم اتحاد”، بر اتحاد کارگران و دیگر اقشار زحمت‌کش تأکید کردند. ابتکار عمل سندیکای کارگران شرکت واحد، آگاهی و موقعیت‌شناسی فعالان این سندیکا و دیگر کارگران پیشرو، توانست حمایت کارگران و سایر اقشار زحمت‌کش را جلب کند و اول ماه مه متفاوتی را رقم زنَد. سندیکای کارگران شرکت واحد سال‌های قبل‌تر نیز مراسم‌های مستقل کوچک‌تری به مناسبت روز جهانی کارگر برگزار نموده بود و ازجمله در چند سال اخیر با حمل بنر بزرگ گرامی داشت اول ماه مه و پخش تراکت و گل و شیرینی در پایانه‌های اتوبوس‌رانی، به استقبال روز جهانی کارگر رفته بود. اما هیچ‌یک از این مراسم‌ها با مراسم اول ماه مه ۹۸ قابل‌مقایسه نبود و نیست. درست در لحظاتی که ارتجاع حاکم تصور می‌کرد جنبش کارگری را قلع‌وقمع و صدای کارگران را برای همیشه خفه ساخته است، پرچم اول ماه مه به اهتزاز درآمد. اول ماه مه تمام فضای سیاسی جامعه را تحت تأثیر خود قرارداد. اول ماه مه به یک معنا اعلام حضور سیاسی طبقه کارگر در جامعه بود. در اول ماه مه یک اقدام اعتراضی و یک حرکت جمعی متشکل از کارگران و دیگر اقشار زحمت‌کش جامعه بر محوریت طبقه کارگر رقم خورد و اتحاد امید‌بخشی را سازمان داد. اول ماه مه یک‌بار دیگر نشان داد – چنان‌که مبارزات پاییز۹۷ کارگران فولاد و هفت‌تپه نیز نشان داده بود- هرآینه طبقه کارگر پرچم مبارزه را برافرازد، سایر زحمت‌کشان نیز از آن استقبال می‌کنند و با شوق و امید برگرد آن حلقه می‌زنند. اول ماه مه نشان داد که طبقه کارگر و بخش پیشرو آن، پیشگام و پیشتاز مبارزه علیه نظم موجود است و آرام‌آرام در راستای ایفای نقش بی‌بدیل و رسالتی که بر عهده این طبقه است، گام برداشته و از تلاش و تمرین اولیه و کسب تجربه استقبال می‌کند.

درخشش دیگر جنبش کارگری در سال ۹۸ در مبارزات و اعتصابات کارگران هفت‌تپه تجلی یافت. این مبارزات و اعتصابات به‌ویژه در تحت شرایط تشدید سرکوب و خفقانی که پس از بازداشت و شکنجه اسماعیل بخشی نماینده کارگران هفت‌تپه و نیز احضار و بازداشت ده‌ها کارگر هفت‌تپه، در این شرکت برقرار شد اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند. اعتصابی که در اول مهر با خواست بازگشت به کار ۲۰ کارگر اخراجی آغاز شد، بلافاصله با خواست های دیگری ازجمله لغو خصوصی‌سازی شرکت، آزادی و بازگشت به کار اسماعیل بخشی تکمیل شد. شعار ” اسماعیل رو گرفتن ما همه بخشی هستیم” که نشان از رشد آگاهی سیاسی کارگران هفت‌تپه داشت، از همان روزهای نخست اعتصاب و تجمع توأم با سخن‌رانی کارگران پیشرو و نمایندگان کارگران، به یکی از شعارهای اصلی کارگران تبدیل شد. بازداشت و حبس ۲۰ کارگر، تعقیب و پیگرد تعداد دیگری از کارگران و نمایندگان آن‌ها، حتی یورش به منازل کارگران و ربودن ۱۱ کارگر دیگر در بین راه و مسیر شوش- تهران نیز نتوانست اعتصاب را درهم بشکند و خللی در اراده کارگران به ادامه اعتصاب ایجاد کند. این اعتصاب در دو مرحله بیش از ۷۰ روز ادامه یافت. کارگران هفت‌تپه با هوشیاری خود، تمام تلاش‌ها و ترفند‌های کارفرما و حامیان دولتی آن را برای ایجاد شکاف و دودستگی در میان کارگران خنثی ساختند و نمونه مهم دیگری از اتحاد طبقاتی، اتحاد میان کارگران کشاورزی و کارگران غیر کشاورزی را به نمایش گذاشتند. در جریان این اعتصاب بود که شمار بیشتری از کارگران پیشرو پا پیش گذاشتند و اعتصاب را رهبری و هدایت کردند. اعتصاب مهرماه هفت‌تپه، تعداد بیشتری از کارگران پیشرو را به صحنه مبارزه فرستاد و رهبران عملی بیشتری را در مکتب خود آموزش داد و این از دستاوردهای مهم اعتصاب بود. در اعتصاب هفت‌تپه همچنین گرایش معینی از درون کارگران که از بیرون هم حمایت و تقویت می‌شد، تحت هر عنوان و توجیه و بهانه‌ای، مدام بر استمداد طلبی از رئیسی جلاد رئیس قوه قضائیه اصرار می‌ورزید و با جریان سیستماتیک و برنامه‌ریزی‌شده‌ای که در اطراف “عدالت‌خواهی” و “انصاف گرایی” وی به راه افتاده بود همراه می‌شد. این گرایش اما در عمل راه به‌جایی نبرد و ایزوله شد.

همپای هفت‌تپه، هپکو و آذرآب نیز سال ۹۸ در جنبش کارگری خوش درخشیدند. کارگران هپکو و آذرآب در چند نوبت، ازجمله در اردیبهشت و شهریور و مهر، به‌طور گسترده و یکپارچه دست به اعتصاب زدند و بلافاصله در خیابان‌های شهر اراک به تظاهرات و راه‌پیمایی پرداختند. علاوه بر پرداخت به‌موقع دستمزد و حق بیمه و ضمانت شغلی، خواست اصلی کارگران لغو خصوصی‌سازی شرکت بود. بیش از ۳ هزار کارگر در این دو واحد، گاه مجزّا از هم، گاه به‌اتفاق و بازو در بازو ، پس از اعتصاب روزهای متوالی در خیابان‌های شهر رژه رفتند. خطوط راه‌آهن را مسدود کردند. شعار فراموش ناشدنی ” زیر بار ستم نمی‌کنیم زندگی…” بار دیگر نه‌فقط  در میان کارگران و زحمت‌کشان اراک بلکه در مقیاس تمام کشور و کل جنبش کارگری طنین‌انداز شد. ” مشکل ما حل نشه شهر قیامت می شه” هشدار کارگران هپکو و آذرآب در اعتراضات خیابانی بود. هپکو از آذرآب حمایت می‌کرد و آذرآب با شعارهایی چون “زنده‌باد هپکو”، ” پاینده هپکو” و “برقرار هپکو” حمایت و همبستگی خودرا با هپکو اعلام می‌کرد.

در شرایط بعد از پاییز سال ۹۷ که اعتراضات خیابانی کارگران فولاد و هفت‌تپه فروکش کرده بود، این اعتراضات از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود و درواقع گویای تداوم اعتراضات کارگری در شکل تظاهرات خیابانی و مبین پیشتازی کارگران در این زمینه بود. به‌رغم مقابله بی‌رحمانه و خشونت‌بار دستگاه حکومتی با کارگران، اما پیگیری و استمرار اعتصاب و مبارزات پرشور خیابانی کارگران هپکو و آذرآب، عزم و اراده واحد کارگران به ادامه مبارزه تا تحقق خواست‌های خود، پس از سه سال مبارزه بی‌وقفه، سرانجام برای نخستین بار دولت پذیرفت از مالک خصوصی هپکو خلع‌ید و آن را به سازمان خصوصی‌سازی واگذار کند. دولت و برخی مقامات دولتی همچنین پذیرفتند که درروند خصوصی‌سازی‌ها اشکالات جدی وجود داشته و برخی خریداران فاقد”اهلیت” بوده‌اند. عقب‌نشینی دولت تا آنجا پیش رفت که شریعتمداری وزیر کار فعلی و ربیعی وزیر کار قبلی کابینه روحانی، رسماً از ضرورت بازنگری این‌گونه واگذاری‌ها و حتی از ضرورت بررسی و تغییر قانون واگذاری‌ها سخن به میان آوردند. اگرچه دولت و وزرای روحانی به وعده‌های خود عمل نکردند و پس از چند بار دست‌به‌دست شدن هپکو، سرانجام۷۰ درصد سهام آن به بخش خصوصی واگذار شد، اما این موضوع از اهمیت مبارزات پیگیرانه هپکو و آذرآب و مخالفت کارگران باسیاست خصوصی‌سازی دولت کم نمی‌کند.

باید اضافه کرد که جنبش کارگری درسال ۹۸ درحالی از این درخشش ها برخوردار شد که ارتجاع اسلامی و کل طبقه حاکم سیاست سرکوب کارگران و فعالان کارگری و تشکل‌های مستقل کارگری را تشدید کرد و در ابعادی وسیع و بسیار فزون‌تر از سال‌های قبل‌تر به اعمال قهر و خشونت و ارعاب و زندان متوسل شد.

در یورش وحشیانه به تجمع مسالمت‌آمیز اول ماه مه، تعداد زیادی از اجتماع‌کنندگان با خشونت و بی‌رحمی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و ده‌ها تن دیگر ازجمله ۷ عضو سندیکای کارگران شرکت واحد، ۹ دانشجو،۲ عضو کانون نویسندگان ایران، چند فعال کارگری، چند تن از زنان مبارز و آزادی‌خواه و فعال حقوق اجتماعی و چندین نفر دیگر بازداشت و روانه زندان شدند. تعداد زیادی از این افراد مورد شکنجه‌های جسمی و روانی قرار گرفتند و پس از چند ماه بلاتکلیفی، به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شدند و پس از ماه‌ها، تنها با سپردن وثیقه‌های سنگین به‌طور موقت از زندان آزاد شدند.

درجریان اعتصاب مهره ماه هفت‌تپه نیز درهمان آغاز ۲۰ تن از کارگران و فعالان اعتصاب بازداشت و به زندان دزفول منتقل شدند و ده ها تن دیگر به کرات احضار و مورد بازجوئی و ارعاب قرار گرفتند. علاوه براسماعیل بخشی کارگر مبارز و نماینده کارگران هفت تپه و علی نجاتی عضو باسابقه سندیکای کارگران هفت تپه و سپیده قلیان از حامیان کارگران هفت تپه که مورد انواع آزارها و شکنجه های جسمی و روانی قرار گرفتند، سایر متهمان پرونده هفت‌تپه در نشریه اینترنتی “گام”  نیز مورد آزار و شکنجه واقع شدند و سرانجام همه‌ی آن‌ها به حبس‌های طولانی‌مدت و بعضا شلاق محکوم شدند.

درهپکو و آذرآب نیز اعتصابات و اجتماعات کارگران مورد یورش وحشیانه مزدوران سرمایه قرار گرفت که ده‌ها کارگر به‌سختی مجروح شدند. سرکوبگران علاوه بر گاز اشک‌آور، گلوله‌های پلاستیکی و حتی گلوله‌های ساچمه‌ای به روی کارگران شلیک کردند. درحالی‌که آذرآب چند روز در محاصره نیروهای سرکوب قرار داشت ده‌ها کارگر این شرکت بازداشت شدند که در زیر بازجوئی به‌شدت مورد ارعاب و تهدید قرارگرفته به زندان افتادند و تنها پس از گذشت مدتی ، با سپردن وثیقه‌های سنگین از زندان آزاد شدند. احضار و بازجوئی و زندان و پرونده‌سازی علیه کارگران پیشرو و فعالان اعتصاب به موارد بالا خلاصه نمی‌شود. افزون بر متجاوز از ۲۰۰ کارگر هپکو، هفت‌تپه و آذرآب، ده‌ها کارگر دیگر در کارخانه‌ها و شرکت‌های مختلف ازجمله فولاد، سیمان کارون، کاغذسازی پارس، پتروشیمی کیمیا، شرکت واحد به دادگاه احضار شده، مورد بازجویی و ارعاب قرارگرفته بخشا به زندان افتاده یا از ورود آن‌ها به محل کار ممانعت به‌عمل‌آمده است. درتشدید فشار برکارگران زندانی و مدافعان طبقه کار گر همین بس که گفته شود برخی وکلایی که وظیفه  دفاع از آن‌ها را برعهده گرفته بودند نیز خود به دادگاه احضار شدند و مورد تهدید قرار گرفتند.

اگر کمیت و حجم بزرگ احضار و بازداشت و آزار و شکنجه های وحشیانه کارگران و مدافعان حقوق ان‌ها در سال ۹۸ کم سابقه بود، درعوض اعتراض و مقاومت در زندان ها نیز پرحجم و بسیار پراهمیت بود. سوی دیگر تمام فشار ها و شکنجه‌ها، مقاومت و ایستادگی شجاعانه بازداشت‌شدگان بود. تمام متهمان پرونده هفت تپه و اول ماه مه و سایر کارگران پیشرو و فعالان سندیکائی بازداشت‌شده، در زیر فشار ها، شکنجه ها، محرومیت ها و محدودیت‌های گوناگون سرفرازانه مقاومت کردند. بارها نسبت به بازداشت خود دراشکال گوناگون اعتراض کردند و حتی دست به اعتصاب غذای خشک و تر زدند، تا یک‌قدمی مرگ پیش رفتند و تا پای جان ایستادند.

در ادامه تلاش‌های نافرجام رژیم برای سندیکا سازی و بی‌اعتبار ساختن تشکل‌های مستقل کارگری، جنبش کارگری در سال ۹۸ علاوه بر تلاش‌های رژیم برای تخریب کارگران پیشرو و فعالان سندیکایی و حذف آن‌ها از عرصه‌ی فعالیت‌های کارگری و سیاسی با پدیده‌ی ایجاد و تقویت شوراهای اسلامی کار توسط کارفرمایان و حامیان دولتی آن‌ها روبرو بود. جنبش کارگری البته نسبت به این تلاش‌ها هوشیار بود. کارگران نیز با حمایت از تشکل‌های مستقل کارگری و نمایندگان واقعی خود، چنان‌که ترفند‌ها و توطئه‌های رنگارنگ پیشین رژیم را خنثی و با شکست روبرو ساخته بودند، این تاکتیک کارفرمایان و حامیان دولتی‌شان را نیز خنثی ساختند.

جنبش کارگری درسال ۹۸ اگرچه ازاواخر آبان تا حد زیادی تحت الشعاع قیام آبان و سپس روی دادهای مهم دیگری مانند شلیک موشک به هواپیمای مسافربری اوکراین و بعد از آن اعراضات دانشجوئی در آذر ماه ودرادامه تظاهرات توده ای دی ماه و سرانجام شیوع ویروس کرونا قرار گرفت، اما بیشتر سال ۹۸ را پرجوش و خروش  بود و درادامه جنبش طبقه کارگر درسال ۹۷ گام برداشت.

با این‌همه جنبش طبقه کارگر از یک ضعف بزرگ در رنج بوده است که این نقص و کمبود و نقطه ضعف، درسال ۹۸ نیز آشکار تر شد. صرف نظر از اعتصابات بزرگ و طولانی مدت و راه پیمائی و تظاهرات در هپکو و آذرآب و هفت ‌تپه و کنتورسازی و واحد های مشابه که بسیاری از ان‌ها گرفتار مشکلات خصوصی‌سازی شده و درمعرض تعطیل قرار گرفته اند اما صدای اعتراض و اعتصاب در واحد ها و صنایع بزرگ شنیده نشد. اگر از معدود اعتصابات کوتاه مدت در برخی پتروشیمی‌های ماهشهر و یا کارگران پیمانی پالایشگاه نفت آبادان و برخی دیگر از شرکت ها درمنطقه پارس جنوبی و عسلویه و امثال آن بگذریم، اما صنعت نفت و سایر صنایع بزرگ مانند خودروسازی، صنایع پتروشیمی اساساً خاموش بودند. اعتصاب و اعتراض در پتروشیمی‌ها بسیار اندک و به هیچ وجه با چند سال گذشت قابل مقایسه نیست. در ایران خودرو، سایپا و سایر خورو سازی‌ها  اعتراض و اعتصاب قابل توجهی از نوع هپکو و هفت‌تپه و آذرآب دیده نمی‌شود. صنایع بزرگ که نقش بسیار مهمی در اقتصاد کشور دارند و خواباندن تولید در این صنایع بدون شک نقش و تأثیر مهمی بر روند تحولات سیاسی جامعه خواهد گذاشت، متأسفانه از شرکت هایی چون هفت‌تپه و هپکو و اذرآب که اگاهی سیاسی کارگران بسیار بالاست به نحو دردآوری عقب‌تر هستند. این درحالی‌ست که کارگران صنایع خودروسازی در همین چند سال گذشته اعتصابات بزرگی داشته اند به‌ویژه پتروشیمی‌ها، پرچم‌دار تجمعات و اعتصاب سراسری بوده‌اند. درحال حاضر درشرایطی که در برخی شرکت ها و کارخانه ها از نمونه فولاد اهواز، هپکو، آذرآب و هفت‌تپه آگاهی سیاسی کارگران به حدی افزایش یافته است که آلترناتیو کارگری و شورائی را دربرابر نظم حاکم قرار داده اند و اعتصابات بزرگ و تظاهرات پرشوری با خواست‌ها و شعارهای سیاسی و ضد دولتی و حتی ضدسرمایه‌داری را سازمان داده‌اند، اما در نفت و سایر صنایع بزرگ حتی اعتراض و اعتصاب اقتصادی قابل توجهی دیده نمی‌شود . جنبش طبقاتی کارگران از یک ناموزونی شدید رنج می‌برد. این‌که چرا و به چه علت‌هایی کارگران صنایع بزرگ وارد کارزار مبارزاتی و اعتصاب نشده اند، باید مورد واکاوی و بررسی قرار بگیرد و ریشه‌های آن تجزیه و تحلیل شود. واکاوی علل و عوامل این موضوع، از جمله بررسی دقیق شرایط کار، میزان دستمزد و مزایا و غیره، موضوع این مقاله نیست و نوشته جداگانه ای باید به ان اختصاص داد. درهرحال اما روشن است که این نقص و کمبود ، یک نقطه ضعف بزرگ جنبش طبقه کارگر است. این درست است که درچند سال اخیر جنبش کارگری گام‌های مهمی به جلو برداشته و پیوسته در صحنه سیاسی حاضر و پیشتاز بوده است، این نیز حقیقتی ست که طبقه کارگر یگانه طبقه‌ای‌ست که از ظرفیت و شایستگی هدایت مجموعه جنبش‌های اجتماعی برخوردار است، اما طبقه کارگر برای این‌که بتواند این وظیفه و نقش و رسالت خود را با موفقیت انجام دهد، ضروری‌ست که کارگران صنایع بزرگ که درعین حال بخش قابل توجهی از کارگران را تشکیل می دهند نیز وارد عرصه مبارزه شوند تا این ناموزونی و نقطه ضعف بزرگ جنبش طبقه کارگر در لحظه فعلی برطرف گردد.

در قیام چندروزه آبان، در اعتراضات توده‌ای دی‌ماه صدها هزار تن از مردم زحمت‌کش و تهیدست جامعه برای سرنگونی نظم موجود به‌پاخاستند و به خیابان آمدند. تردیدی نیست که کارگران نیز به‌طور فردی در این اعتراضات و خیزش‌ها حضور داشتند، اما غیبت حضور متشکل کارگران در این روی‌دادهای بزرگ را نمی‌توان انکار نمود. شکی نیست که با پیشرفت جنبش و اعتلای بیشتر آن، کارگران صنایع بزرگ نیز اعتصابات اقتصادی و سیاسی را سازمان خواهند داد و نقش خود را در تحولات سیاسی ایفا خواهند نمود. اما نمی‌توان و نباید در انتظار روز موعود نشست. باید هرچه زودتر دست‌به کار شد، کمیته‌های اعتصاب را در تمام صنایع بزرگ ایجاد کرد، اعتصابات اقتصادی و سیاسی سرا سری را سازمان داد و اعتصاب عمومی سیاسی را تدارک دید. انجام این وظیفه مهم و مبرم، قبل از هرکس بردوش کارگران آگاه و بخش پیشرو و متشکل طبقه کارگر است.

متن کامل نشریه کار شماره ۸۶۳ در فرمت پی دی اف

خطرات جانی و معضلات معیشتی کارگران با شیوع کرونا

با گسترش کرونا و افزایش جان‌باختگان و بیماران در ایران، جمهوری اسلامی مجبور شد تصمیمات جدیدی – هر چند دیر، بسیار ناقص و همراه با اشکالات اساسی – در راستای قرنطینه کردن شهرها اتخاذ کرده و برای عبور و مرور افراد بین شهرها محدودیت‌هایی برقرار کند. کسب و کارها به غیر از فروشگاه‌های مواد غذایی و بهداشتی و دارویی تعطیل شد و حمل و نقل عمومی درون شهری از حرکت باز ایستاد. در این میان اما وضعیت کارگران چه آن‌ها که مجبور به کار کردن هستند و چه آن‌ها که به دلیل شیوع کرونا از کار بیکار شده‌اند، هم‌چنان با بی‌اعتنایی و بی‌تفاوتی کامل حکومت اسلامی روبروست.

برخی از کارخانجات که با بحران نیز روبرو بودند به بهانه کرونا از سوی کارفرمایان تعطیل شده و کارگران برای دریافت مقرری بیکاری که آن‌هم تنها چند ماه پرداخت می‌شود به سازمان تامین اجتماعی معرفی شدند، کارگرانی که در شرایط بحران اقتصادی رکود تورمی کنونی امیدی به یافتن کار جدیدی ندارند. از آن جمله هستند کارگران کنتورسازی قزوین که با تعطیلی کارخانه دو سال دستمزدهای معوقه آن‌ها نیز پرداخت نشد. هر چند کارفرما گفته است که با پایان یافتن مشکل ویروس کرونا کارگران به کارخانه بازمی‌گردند، اما تجربه کارگران چیز دیگری می‌گوید. آن‌ها به خوبی می‌دانند که هدف کارفرما تعطیلی کامل کارخانه و عدم پرداخت دستمزدهای عقب‌افتاده است.

کارگران برخی از کارخانجات بحران‌زده دیگر هم‌چون هپکو و آذرآب نیز بدون آن‌که دستمزدهای عقب‌افتاده خود را دریافت کنند “به بهانه مقابله با شیوع کرونا” به خانه فرستاده شدند.

کارگران زیادی نیز که به صورت قراردادی و پیمانی و حتا سفید امضاء به کار مشغول بودند (با تشدید بحران اقتصادی) به بهانه کرونا از کار اخراج شدند. برای نمونه ۲۰۰ کارگر شرکت پتروشیمی لردگان به بهانه شیوع کرونا در تاریخ ۲۹ اسفند از کار اخراج شدند و کارفرما با این حیله از پرداخت دستمزد کارگران در ایام تعطیلی شانه خالی کرد. هم‌چنین ۳۲۰ کارگر شرکت پیمانکاری جهان پارس شاغل در میدان نفتی آذر در ۲۵ کیلومتری شهرستان مهران در استان ایلام ۲۹ اسفند از کار اخراج شدند. این شرکت پیمانکاری در سال‌های گذشته نیز با هدف تضییع حق و حقوق کارگران و بالا نبردن دستمزدها در سال جدید کارگران را پیش از سال نو اخراج می‌کرد که در سال جدید به بهانه کرونا به راحتی و بدون دردسر این کار را انجام داد و نکته مهم این است که این کار تقریبا توسط تمامی شرکت‌های پیمانکاری در پایان سال انجام می‌گیرد. اما با توجه به بحران عمیق اقتصادی و معضل شیوع ویروس کرونا مشخص نیست که این کارگران که بدون هر‌گونه آینده شغلی از کار بیکار شده‌اند چه زمانی امکان بازگشت به کار را خواهند یافت.

برخی از کارگران نیز به دلیل تصمیمات دولت به دلیل شیوع ویروس کرونا از کار بیکار شده‌اند. از آن جمله هستند ۲۳۰۰ کارگر شرکت‌های پیمانکاری تفکیک زباله طرف قرارداد با شهرداری تهران که بدون هیچ‌گونه حمایت مالی با ممنوعیت کار آن‌ها (زباله‌گردی و تفکیک زباله) به دلیل شیوع کرونا از کار بیکار شدند. صدها هزار کارگر ساختمانی نیز از جمله کارگرانی هستند که با شیوع کرونا بدون هر‌گونه حمایتی از سوی حکومت اسلامی به حال خود رها شده‌ و در عمل به خیل میلیون‌ها بیکار پیوستند.

به‌طور کلی در شرایط کنونی با شیوع ویروس کرونا بسیاری از کارگران شاغل در کارهای پروژه‌ای که به دلیل بحران اقتصادی تعطیل شده‌اند، کارگران شاغل در کارگاه‌های کوچک، بخش‌های خدمات و غیره – که برخی از این شرکت‌ها به دلیل بحران اقتصادی حتا در آستانه ورشکستگی بودند – بدون حتا مقرری بیکاری از کار بیکار شده و حتا چشم‌اندازی برای بازگشت به کار ندارند.

اما از سوی دیگر کارگرانی نیز هستند که از سوی کارفرمایان هم‌چنان باید بر سر کار حاضر شوند اگرچه کار آن‌ها در شرایط کنونی ضرورتی ندارد. از آن جمله هستند کارگران خودروسازی‌ها و یا معادن. این کارگران – و حتا خانواده‌های‌شان – با توجه به عدم رعایت اصول ایمنی و بهداشتی در محیط کار با خطر آلوده شدن به ویروس کرونا روبرو هستند و تاکنون گزارشات متعددی از مبتلا شدن تعدادی از کارگران به ویروس کرونا و حتا درگذشت آن‌ها منتشر شده است. این مساله باعث اعتراضاتی در میان کارگران شده است. برای نمونه کارگران برخی از کارخانجات استان گیلان از جمله “پارس شهاب” و “وارس خزر” روز یکشنبه ۳ فروردین دست به تجمع اعتراضی زده و خواستار تعطیلی کارخانه‌ها تا پایان بحران شیوع کرونا شدند. دبیر اجرایی “خانه کارگر” گیلان در همین رابطه با اشاره به این‌که از روز دوشنبه ۴ فروردین کارگران باید بر سر کار خود حاضر شوند، گفت: “خواست کارگران و ما این است که کارخانجات به‌غیر از آن‌ها که تولید بهداشتی و دارویی دارند، حداقل تا پایان تعطیلات عید تعطیل باشند تا بحران کرونا کمی فروکش کند”. وی ۱۳ اسفند ماه نیز گفته بود: “در گیلان کارخانه‌های بزرگ مثل ایران رادیاتور با بیش از ۸۰۰ کارگر، شرکت فرآوری ساخت، سازنده اگزوز و کمک فنر ماشین با بیش از ۶۰۰ کارگر و شرکت‌های فولادی در گیلان با بیش از دو هزار نفر کارگر ازجمله فولاد گیلان و فولاد امیرکبیر خواسته‌اند تا تعطیلی کارخانه یا حداقل کاهش ساعات کاری در دستور کار قرار بگیرد”.

کارگران معادن گل‌گهر سیرجان نیز در روزهای گذشته دست به اعتراضات متعددی زدند. در مجموعه معادن گل‌گهر سیرجان بیش از ۱۹ هزار کارگر مشغول به کار هستند که برای مقابله با شیوع کرونا در این مجموعه هیچ اقدام موثری صورت نگرفته است. در یکی از اعتراضات کارگران در برابر فرمانداری به کارگران گفته شد که تعطیلی معادن گل‌گهر سیرجان منوط به دستور ستاد بحران است. کارگران معادن مس سونگون در شهرستان ورزقان آذربایجان شرقی نیز با اعتراض خود خواستار تعطیلی معدن شده بودند. در تاریخ ۲۲‌ اسفند و هنگام ورود کارگران به معدن در شیفت عصر، در محل تب سنجی گیت ورودی معدن مشخص شد که چند نفر از کارگران به کرونا مبتلا شده‌اند. در پی این مساله کارگران خواستار تعطیلی کار شدند، اما در روز بعد نیروی انتظامی با شکایت کارفرما دو تن از کارگران را به بهانه تشویق کارگران به تعطیلی به اداره آگاهی ورزقان منتقل کردند. از یاد نبرده‌ایم که حسن روحانی رئیس‌جمهوری اسلامی و نماینده طبقه سرمایه‌دار ایران، در آن روزها از “تلاش ضد انقلاب برای تعطیلی کار” صحبت کرده بود.

بنابراین طبقه کارگر ایران امروز با دو مساله روبروست اولین مساله امنیت اقتصادی و یا همان معیشتی است. کارگر برخلاف سرمایه‌دار این امکان را ندارد که بدون دستمزد هزینه‌های زندگی خود و خانواده‌اش را تامین کند. کارگر اگر نیروی کار خود را به سرمایه‌دار می‌فروشد دقیقا به خاطر همین مساله است. از سوی دیگر اما کار در شرایطی که ویروس مرگبار کرونا می‌تواند کارگر و حتا کل خانواد‌ه‌اش را تهدید کند، امنیت جانی کارگر و خانواده‌ او را به خطر می‌اندازد.

این مساله‌ای‌ست که امروز در کل کشورهای جهان سرمایه‌داری مطرح است. در برخی از این کشورها دولت‌ها با تعطیلی کار و قرنطینه شهرها به مقابله با ویروس برخاستند و توانستند شیوع ویروس کرونا را مهار کنند. کشورهایی چون چین، ژاپن و کره‌جنوبی از این نمونه هستند. کشورهایی که در صورت عدم مهار اپیدمی کرونا می‌توانستند با فاجعه بزرگی روبرو شوند. موفقیت این دولت‌ها در مهار ویروس کرونا اما به این دلیل مهم بود که آن‌ها شرایط و بستر تعطیلی کار و قرنطینه شهرها را فراهم ساختند. بدین معنا که نیازهای مالی کسانی را که از کار بیکار شده بودند تامین کردند و اگر شهر را قرنطینه کردند و رفت‌وآمد را ممنوع، نیازهای روزمره را حتا به محل زندگی ساکنان آن شهر رساندند. شهر ووهان چین نمونه شاخص این روش است. در همین‌جا لازم است تا بر این مساله انگشت گذاشته شود که در واقع این دولت‌ها با مهار ویروس کرونا – اگرچه برای آن‌ها هزینه‌هایی را به همراه داشت – اما توانستند چرخه اقتصاد را دوباره به راه بیاندازند و از این جهت منافع طبقه سرمایه‌دار به بهترین شکلی تامین گردید.

برخی دیگر از دولت‌های سرمایه‌داری اما تلاش کردند تا آن‌جا که می‌شود کار تعطیل نشود و همین تعلل منجر به گسترش ویروس کرونا شد. اغلب کشورهای اروپایی از نمونه‌ی این دولت‌ها هستند که اتفاقا همین مساله موجب بروز معضلات بسیاری برای این دولت‌ها در مهار ویروس کرونا شد، به گونه‌ای که تعداد جان باختگان بیماری کرونا در برخی از این کشورها بسیار بالا رفت. آمار جان باختگان ایتالیا و اسپانیا تا هم اکنون نیز بسیار فراتر از چین با جمعیت یک میلیارد و سیصد میلیون نفر است. اپیدمی کرونا در اروپا چنان گسترش یافت که سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد بعد از چین اکنون اروپا به کانون شیوع ویروس کرونا تبدیل شده است. تعداد قربانیان رسمی کرونا در هلند کشوری با ۱۷ میلیون جمعیت تا روز یکشنبه ۲۹ مارس از مرز ۷۰۰ نفر گذشت.

انگلیس یک نمونه دیگر است که آمار مبتلایان و جان باختگان در این کشور به سرعت در حال رشد است و شرایط وخیمی در این کشور پیش‌بینی می‌شود. علت اصلی این مساله نیز تعلل دولت دست راستی انگلیس در ایجاد محدودیت‌ها بود، دولتی که در راس آن بوریس جانسون مدل اروپایی دونالد ترامپ قرار دارد.

در این میان وضعیت در آمریکا بحرانی‌تر به‌نظر می‌رسد. سرعت شیوع کرونا در آمریکا به‌گونه‌ای است که بعد از اروپا، سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد اکنون آمریکا به کانون شیوع ویروس کرونا تبدیل شده است. تا هم اکنون نیز میزان مبتلایان به ویروس کرونا در آمریکا با عبور از مرز صد هزار نفر از چین پیشی گرفته و این در حالی‌ست که بحران کرونا در آمریکا تازه آغاز شده و براساس اخبار منتشره تمامی ایالات آمریکا به ویروس آلوده شده‌اند.

اما همه این دولت‌ها وقتی شیوع ویروس کرونا به یک بحران بزرگ تبدیل شد، مجبور شدند تا تمهیداتی برای مهار آن اتخاذ کنند حتا دولت‌های دست راستی انگلیس و آمریکا. در آمریکا یک بسته ۲‌ تریلیون دلاری تصویب شد که بخشی از آن کمک مالی به مردم آمریکا است. براساس این بسته ۲ تریلیون دلاری هر آمریکایی بالغ ۱۲۰۰ دلار و هر کودک ۵۰۰ دلار کمک مالی دریافت کرده و شرکت‌ها برای حفظ نیروی کار خود کمک مالی از دولت دریافت می‌کنند.

در کشورهای اروپایی نیز بسته‌های کمک مالی برای مقابله با بحران کرونا تصویب شد. در آلمان یک بسته کمک مالی ۱۷۵ میلیون یورویی به تصویب رسید و دولت هلند نیز پیش‌بینی کرد تنها در مرحله اول ۵۰ میلیارد یورو برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی لازم است. در این کشور که بسیاری از کارها از جمله خدمات توریستی، هتل‌ها، رستوران‌ها، کافه‌ها و حتا بسیاری از مراکز تولیدی براساس تصممیات دولت تعطیل شده‌اند، دولت متعهد گردیده است تا ۹۰ درصد دستمزد شاغلین آن‌ها را پرداخت کند. در مورد کسانی نیز که خویش‌فرما بوده و در اثر شیوع کرونا و در نتیجه تمهیدات دولت کار خود را از دست داده‌اند تا زمان حل بحران ماهانه ۱۰۵۰ یورو از دولت دریافت می‌کنند. در فرانسه نیز اقداماتی صورت گرفته است از جمله عدم لزوم پرداخت کرایه خانه و غیره.

بنابراین، این کشورها نیز اگرچه با تعلل ولی به‌ویژه به دلیل منافع درازمدت‌ طبقه سرمایه‌دار و البته همین‌طور به دلیل فشار افکار عمومی دست به اقداماتی هم چون تعطیلی مراکز کار و قرنطینه زدند، اما در عین حال شرایط این کار را هم فراهم کردند. هر دولتی که دیرتر اقدام کرد، با بحران عمیق‌تری روبرو شد و کرونا در آن کشور قربانیان بیشتری گرفت.

در این میان اما وضعیت شیوع ویروس کرونا در ایران و عملکرد دولت یک استثنا در جهان است. در ایران ابتدا وجود ویروس انکار شد. زمانی هم که مجبور به اعتراف شدند از قرنطینه کردن مراکز آلوده طفره رفته و بدین ترتیب ویروس به تمام کشور سرایت یافت. وقتی هم که دیدند کار از کار گذشته است، با تحریف اخبار و جلوگیری از انتشار آمارهای واقعی (با بهره‌گیری از نیروی سرکوب) سعی کردند بر عملکرد فاجعه‌آمیز خویش در سطح جهانی سرپوش بگذارند. ویروس کرونا اما به این چیزها کاری ندارد و اگر جلوی‌اش گرفته نشود هم‌چنان گسترش می‌یابد. بی‌لیاقتی، فساد و هرج و مرج در دستگاه حاکم کار را به آن‌جا رساند که امروز ویروس کرونا در ایران جولان می‌دهد، کسی جلودارش نیست و هیچ برنامه‌ای برای مبارزه با آن وجود ندارد. این مساله‌ای‌ست که حتا مقامات درجه دو و سه رژیم نیز در رسانه‌های وابسته به حکومت و یا شبکه‌های اجتماعی به آن اعتراف می‌کنند. ویروس کرونا آن‌چنان شیوع یافته که رژیم بالاخره مجبور شد به نوعی قرنطینه تن داده و برخی از کارها را تعطیل کند. اما برخلاف دیگر دولت‌های سرمایه‌داری، حتا دولت‌های دست راستی آمریکا و انگلیس، هیچ خدماتی به کارگرانی که کار خود را از دست داده‌اند ارائه نداد. بدین ترتیب جمهوری اسلامی زمینه در خانه ماندن کارگران را مانند دیگر کشورها فراهم نساخت. در ایران حتا برعکس دیگر کشورهای سرمایه‌داری، طبقه سرمایه‌دار ایران با همراهی حکومت دست نشانده خود از این فرصت استفاده کرد تا به سفره محقر کارگران بیشتر از گذشته دست درازی کند. اخراج کارگران بدون هیچ پشتوانه مالی یک نمونه است، تشدید استثمار کارگران و بی‌تفاوتی محض به سلامت کارگران و خانواده‌های آنان یک نمونه دیگر. عدم افزایش دستمزد اسمی کارگران که در اسفندماه سالی که رو به پایان است صورت می‌گیرد یک نمونه دیگر. یک نمونه شاید کوچک آن این است که در این هیاهوی کرونا، دولت برخلاف تمام سال‌های گذشته عیدی کارگران شاغل در کارخانه‌ها و شرکت‌های وابسته به دولت را به مانند کارمندان دولت پرداخت کرد که عیدی بسیار ناچیزی می‌گیرند.

جمهوری اسلامی در جریان شیوع کرونا بار دیگر نشان داد که در برخورد با کارگران از وحشی‌ترین و درنده‌خوترین دولت‌های سرمایه‌داری جهان نیز وحشی‌تر و درنده‌خوتر می‌باشد. جمهوری اسلامی حکومت دزدان و فاسدان، حکومت سرمایه‌داران و دشمن سرسخت طبقه کارگر است و تنها راه برای کارگران مبارزه با جمهوری اسلامی و سرنگونی آن، ویروسی که صدها و هزاران بار بدتر از ویروس کروناست و تاکنون هزاران بار بیشتر از کرونا از مردم ایران قربانی گرفته است.

متن کامل نشریه کار شماره ۸۶۳ در فرمت پی دی اف

کشتار کنترل شده مردم ایران به جای مبارزه جدی با ویروس کرونا

ویروس کووید ۱۹، همچنان در ایران بیداد می کند. اعلام روزانه آمارهای رسمی و نرخ جهش وار مبتلایان و جانباختگان این بیماری، طی روزهای گذشته وحشتی فراگیر را در جامعه دامن زده است. ابر سیاه کشتار و مرگ، آنچنان آسمان ایران را فرا گرفته است، که حتا همان آمارهای جعلی و رسمی نهادهای دولتی نیز از سیر شتابان و شیوع بیشتر این بیماری در جامعه خبر می دهند. تا جاییکه فقط طی روزهای شنبه و یکشنبه ۹ و ۱۰ فروردین، تعداد ۵۹۷۷ نفر مبتلا و ۲۶۲ نفر نیزجان باخته اند. بر اساس اعلام خبر رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت بهداشت، تا روز یکشنبه ۱۰ فروردین، تعداد ۳۸۳۰۹ نفر مبتلا و ۲۶۴۰  نفر نیز جان باخته اند.

مبتلایان به ویروس کرونا، در رنجی روز افزون گرفتارند، هر روزه با آمارهای سه رقمی در تنهایی خود جان می بازند، بی آنکه یار و آشنایی در کنارشان باشند. با تنهایی خود در مکان های دور افتاده دفن می شوند، بی آنکه دولت مرهمی بر دردهای آنان و خانواده هایشان بگذارد. منحنی آمار مبتلایان و کشته شدگان با شیبی تند همچنان رو به بالاست، بی آنکه جمهوری اسلامی تا کنون یک اقدام موثر برای مهار و غلبه بر این ویروس ویرانگر برداشته باشد. همه شواهد بیانگر این امر است که هیئت حاکمه ایران، از همان ابتدا با پنهان کاری و کتمان آمار دقیق مبتلایان و جانباختگان آشکارا سیاست کشتار کنترل شده و تدریجی توده های مردم ایران را در دستور کار خود قرار داده اند.

خامنه ای از همان ابتدا با تکرار اینکه اگرچه ویروس کرونا “بلایی” است، اما نباید آن را “بزرگ” کرد، نشان داد که کمترین ارزشی برای جان توده های مردم ایران قائل نیست. حسن روحانی هم، که بالاترین مقام اجرایی کشور است و به همین اعتبار در راس ستاد ملی مبارزه با ویروس کرونا جا خوش کرده است، با اصرار بر عدم قرنطینه کردن شهرهای آلوده به ویروس کرونا و با تاکید بر اینکه ۷۰ درصد توده های مردم ایران باید به این بیماری مبتلا شوند تا ایمنی جمعی بوجود آید، به وضوح نشان داده است که به غیر از برنامه ریزی برای قتل عام تدریجی مردم ایران، هیچ راه حل دیگری برای مقابله با ویروس کرونا در سر ندارد.

راهبرد استراتژیک جمهوری اسلامی در قتل عام تدریجی و کنترل شده مردم ایران، اگرچه از همان آغاز تا حدود زیادی برای همه آگاهان روشن بود، اما با گذشت هر روز و در پی بی عملی آشکار هیئت حاکمه ایران در مبارزه جدی و ضربتی با ویروس کرونا، اکنون برای همگان روشن شده است که جمهوری اسلامی چه اهداف شوم و نقشه های جنایتکارانه ای برای مردم گرفتار به ویروس کرونا در سر دارد. سخنان اخیر خامنه ای و نیز آخرین اعلام راه کار عملی روحانی جهت مقابله جدی تر با شیوع بیماری کرونا در ایران، بیان روشنتری از ادامه همان سیاست کشتار تدریجی توده های مردم ایران در مواجهه با شیوع مرگبار ویروس کرونا است.

خامنه ای در ادامه موضع گیری های قبلی خود که همواره بر کم اهمیت جلوه دادن ویروس کرونا در ایران تاکید داشته است، اینبار نیز وقیحانه تر از پیش طی جملاتی جنجالی، بر همدستی دشمنان “جنی” و “اِنسی” علیه جمهوری اسلامی در شیوع بیماری کرونا تاکید کرد. او روز سوم فروردین، طی پیامی ضمن اشاره به “دشمنی ها” با حکومت ایران گفت: “هم دشمنان جنی، هم دشمنان اِنسی وجود دارند و این ها به هم کمک می کنند، سیستم های اطلاعاتی خیلی از کشورها علیه ما با همدیگر همکاری می کنند”. رهبر جمهوری اسلامی با این هذیان گویی و لاطائلات خود، بجای یک اقدام جدی برای مبارزه با ویروس کرونا، نشان داد که تا چه حد در چنبره توهم تئوری توطئه و خرافات اسلامی خود گرفتار است. این اظهارات خرافاتی  خامنه ای، آنچنان مایه بی آبرویی نظام شد، که اغلب خبرگزاری های حکومتی که این پیام را منتشر کرده بودند، ساعاتی بعد به طور همزمان جمله مربوط به “دشمنان جنی” را از خبرهای خود حذف کردند.

علاوه بر خامنه ای، حسن روحانی نیز که از ۳۰ بهمن تا به امروز، مدام با گفتار درمانی دروغین خود سعی کرده است تا ابعاد این فاجعه مرگبار را کوچک، و اوضاع را برای مردم ایران عادی جلوه دهد، اکنون از سختگیری بیشتر دولت در ممانعت از تردد بین شهرها و استان ها خبر داده است.

روحانی، روز چهارشنبه ۶ فروردین، در آخرین جلسه هیئت دولت، از مردم خواست تا از فردا برای سختگیری بیشتر آماده شوند. او در توضیح سختگیری های مورد نظر دولت گفت: “تصمیمات برای مردم سخت خواهد بود و ممکن است پارک ها و بوستان ها بسته شود و سیزده بدر مانند سال های قبل نباشد، مردم باید به شرایط سخت تر قناعت کنند زیرا چاره ای جز این نداریم و حفظ جان مردم برای ماه بسیار مهم است”.

عجبا! پس از یک ماه نیم از شیوع رسمی ویروس کرونا در ایران، که تا کنون هزاران مبتلا و هزاران نفر دیگر جان خود را از دست داده اند، دولت جمهوری اسلامی تازه به فکر “حفظ جان مردم” افتاده است تا با محدود کردن تردد میان شهرها و بستن پارک ها به حفظ جان توده های مردم کمک کند. حسن روحانی در ابتدای سخنان خود، با گفتن “حفظ جان مردم برای ما بسیار مهم است” و اینکه “مردم باید به شرایط سخت تر قناعت کنند”، آنچنان به سخنان خود آب و تاب داد که ابتدا به ساکن، همه نگاه ها معطوف به اقدامات عملی دولت در قرنطینه کردن تعدای از شهرهای ایران شد. اما از آنجا که استراتژی دولت بر مبنای اصل “قرنطینه بی قرنطینه” است، با ادامه صحبت های او روشن شد که اساسا قرنطینه ای در کار نیست و هرگز هم در کار نخواهد بود. توضیحات بعدی علی ربیعی، سخنگوی دولت نیز نشان داد که نه تنها قرنطینه ای در کار نیست، بلکه تصمیمات “سختگیرانه دولت، در راستای همان سیاست قبلی، صرفا اقدامی برای جلوگیری از سرعت فراگیری ویروس کرونا و کنترل شتاب مرگ و میر حاصل از آن است.

علی ربیعی در توضیح اقدامات جدید دولت گفت: “سفرهای جدید و خروج از شهرها ممنوع است. این که چه کسانی برای چه کارهایی می توانند از شهرهایشان خارج شوند آئین نامه آن در وزارت کشور تصویب و ابلاغ خواهد شد”. با این توضیحات علی ربیعی، کاملا روشن است که “سختگیری های جدید” مورد نظر دولت، اقداماتی صرفا برای ایجاد یک سری محدودیت های کنترل شده در مسیر اجرای همان سیاست مبتلا کردن۷۰ درصدی توده های مردم ایران به ویروس کرونا است. اینکه با گذشت یک ماه و نیم از تائید رسمی وجود کرونا در ایران، اکنون دولت به فکر ایجاد محدودیت تردد میان شهرها و بستن پارک ها افتاده است، ناشی از افزایش غیر معقول مبتلایان و کشته شدگان ویروس کرونا از نگاه دولت است، که این روزها با شیب تندی شتاب گرفته است. موضوعی که پیشبرد سیاست تا کنونی جمهوری اسلامی در مقابله با ویروس کرونا را با چالش های درونی و بیرونی مواجه کرده است.

عملکرد تا کنونی هیئت حاکمه ایران در مبارزه با ویروس کرونا، انتقادهای تند و تیزی را در داخل و خارج بر انگیخته است. در عرصه داخلی، موجی فزاینده علیه “پنهانکاری های عامدانه”، ارائه آمارهای جعلی و بی کفایتی دولت در مبارزه با ویروس کرونا به راه افتاده است. روسای دانشگاه های علوم پزشکی شهرهای مختلف، پزشکان و کادر درمانی بیمارستان ها و حتا تعدادی از نمایندگان مجلس ارتجاع اسلامی تا کنون به دفعات نسبت به اعلام آمارهای دروغین دولت واکنش نشان داده و با تاکید بر آمار بسیار بالای مبتلایان و جانباختگان نسبت به وضعیت موجود هشدار داده اند. علاوه بر نمایندگان قم و رشت، اخیرا رضا شیران، نماینده مشهد نیز آمار کشته شدگان را دست کم هشت برابر آمارهای رسمی دانسته است. این نماینده مجلس ارتجاع، روز جمعه ۸ فروردین، با انتقاد از آمار وزارت بهداشت به خبرگزاری ایلنا گفت: “یک بیماری شیوع پیدا کرده که اسم خارجی اش کرونا ویروس است و در داخل نامش “بیماری حاد تنفسی” می شود. بعد می گویند مثلا در خراسان ۴۰۰ نفر بر اثر بیماری حاد تنفسی و ۵۰ نفر بر اثر کرونا فوت کرده اند”. نمونه دیگر، واکنش انجمن اسلامی مهندسان ایران، به دبیر کلی ابراهیم اصغرزاده است که خود از حامیان روحانی بوده است. این انجمن که از سری تشکل های سیاسی موسوم به اصلاح طلبان حکومتی است، روز شنبه ۹ اسفند طی نامه ای سرگشاده به حسن روحانی، ضمن واکنش به عملکرد تاکنونی جمهوری اسلامی، خواهان “دستور قاطع” برای منع کامل تردد شده و از “گروه های واپسگرا” و “تصورات توطئه محورانه” در باره شیوع کرونا در ایران انتقاد کرده است. جدای از موارد فوق، اظهار نظر اخیر علی اکبر حق دوست، رئیس کمیته اپیدمیولوژی ستاد ملی کرونا است، که آشکارا پرده از پنهانکاری بی شرمانه جمهوری اسلامی در مورد اعلام تاریخ ورود ویروس کرونا به ایران برداشته است. پس از یک ماه و نیم پنهانکاری و تاکید مکرر مقامات حکومتی که در ۳۰ بهمن از وجود رسمی کرونا در ایران باخبر شده اند، اکنون علی اکبر حق دوست، رئیس کمیته اپیدمیولوژی ستاد ملی کرونا گفته است، که این ویروس از “اوایل بهمن بسیار آرام و خزنده و بی سر و صدا در چند شهر در حال گردش بوده است”. البته این فرد ، با گفتن اینکه “موارد اول، بی علامت بوده اند یا علایم اختصاصی نداشته اند، به همین علت ما نتوانستیم در آن زمان آن را شناسایی کنیم”، سعی کرده تا هم حریم امنیت شغلی خود را حفط کند و هم راه فراری برای ادامه پنهانکاری و دروغ بافی های پیشین جمهوری اسلامی باز گذاشته باشد.

در عرصه بین المللی نیز پیشتر ریک بریان، مسئول خاورمیانه ای بخش اورژانس سازمان بهداشت جهانی، میزان واقعی مبتلایان و کشته شدگان را دست کم پنج برابر آمار رسمی دولت اعلام کرده بود. در وضعیتی که جمهوری اسلامی به دلیل پنهانکاری، ارائه آمار جعلی و قرنطینه نکردن شهرهای کاملا آلوده به ویروس کرونا از هر طرف با انتقاد و فشار مواجه است، اخراج و ممانعت از کار تیم پزشکی سازمان پزشکان بدون مرز که طبق گفته علی ربیعی سخنگوی دولت، با توافق و هماهنگی دولت صورت گرفته بود، خود مزید بر علت شد تادر عرصه جهانی نیز واکنش های انتقادی بیشتری نسبت به عملکرد جمهوری اسلامی صورت گیرد. تازه ترین نمونه اش، واکنش ۱۴ برنده علمی و پزشکی جایزه نوبل است، که در واکنشی علنی دولت ایران را به جدی نگرفتن مبارزه با شیوع ویروس کرونا و رها کردن مردم به حال خود، متهم کرده اند.

گفته های سخنگوی دولت، اخراج و ممانعت از کار تیم پزشکی سازمان پزشکان بدون مرز و موارد دیگری از این دست که این روزها بازتاب رسانه ای پیدا کرده اند، عملا بیانگر وجه دیگری از اختلافات درونی هیئت حاکمه ایران در مبارزه با ویروس کرونا و سیاست عملی دولت در بهره برداری از این بحران فاجعه بار است.

چنانچه شاهد بوده ایم، برای پیشبرد این سیاست از دو هفته پیش، ظریف راه افتاد و با استفاده از تمام روزنه های دیپلماتیک از جامعه جهانی در خواست کمک کرد. مدام در همه جا جار زد، جمهوری اسلامی تحت تحریم است، امکانات ما کم است، تخت بیمارستانی به اندازه کافی نداریم و پزشک و وسایل درمانی ما کم است. همه این جار و جنجال ها با هدف ایجاد روزنه هایی در به تعلیق درآوردن تحریم ها حتا به صورت موقت بود. در واقع دولت با استفاده از فرصت پیش آمده از فاجعه ویروس کرونا و عدم قرنطینه کردن شهرهای کاملا آلوده در صدد بوده است تا با گسترش مراوده های سیاسی با دولت های غربی و درخواست کمک از صندوق بین المللی پول، گام های موثری در مسیر ایجاد شکاف در تحریم ها بردارد. اما درست زمانی که راه های ورود کمک های جهانی به سوی جمهوری اسلامی باز شد و امکانات درمانی، دارویی همراه با تیم پزشکی سازمان پزشکان بدون مرز وارد ایران شدند، خامنه ای وارد میدان شد و با اعلام همدستی “دشمنان جنی و انسی” مانع از اجرای این بخش از سیاست های دولت شد.

پیشبرد سیاست کشتار تدریجی و کنترل شده مردم ایران آنچنان آشکار است که حتاعباس عبدی از حامیان سفت و سخت رژیم هم به آن واکنش نشان داده است. عباس عبدی از عناصر تاثیر گذار در جمع اصلاح طلبان حکومتی که مراوده هایی هم با اصولگرایان دارد، روز جمعه ۸ فروردین، در یادداشتی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرده، نوشته است، به نظر می رسد یکی از علت های عدم رغبت دولت برای اتخاذ تصمیمات سخت در این مورد [اعلام قرنطینه برای مهار شیوع ویروس کرونا] این است که حسن روحانی، “گمان می کند که اکنون بهترین فرصت برای حل مسئله تحریم ها و سپس آغاز گفتگوها [با آمریکا] است… به نظر می رسد که این وجه از سیاست برای رئیس دولت در اولویت قرار دارد”.

تمام تصمیمات و عملکرد تا کنونی دولت جمهوری اسلامی، از پنهانکاری گرفته تا دادن آمارهای جعلی و دروغین در مورد تعداد مبتلایان و جان باختگان، از مخالفت شدید دولت در قرنطینه کردن شهرها گرفته تا گفتار درمانی وقیحانه حسن روحانی در گرفتار گرفتن ۷۰ درصد مردم ایران به ویروس کرونا، تماما در انطباق با پیشبرد سیاست کشتار کنترل شده و تدریجی توده های مردم ایران است.

متن کامل نشریه کار شماره ۸۶۳ در فرمت پی دی اف

تابستان ۶۷

0

تابستان   ۶۷  را به یاد  داری؟

تاریخ  جوخه های  آتش  را می گویم

کلمات توقیف  شده را

زبانهای بریده  را

چندین  هزار  گل نسترن  را

خاوران  را

تابستان  ۶۷  را به یاد  داری ؟

درناهای  بی خواب  در شور مردن را

می‌گویم

برای  چیدن گلبرگ  های  نسترن

شورا  می گیرند

هیئت  مرگ  میآید

به غارت  خورشید

شاید خموش شود  شعله های توفان

بوی تعفن ،  کندیده  سرمایه را می گویم

اوین   را

تابستان  ۶۷  را به یاد  داری؟

تاریخ   هزاران  جان شیفته را  می گویم

آویزان بر چوبه دار

گلویشان  پر  از  آواز

به کودکان  زیبای  گرسنه

هدیه  پاسداران  سرمایه

حدیده داغ بر سوگلی های

کار           نان           آزادی

ضجه مادران

بر  غل  زنجیر   دژخیمان

خاوران را می گویم

به یاد  ۲۵ اسفند  روز  جانباختگان

فدایی

                                      سیاهکوه

بیانیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست: فاجعه جهانی کرونا نشانه شکست و درماندگی نظام سرمایه‌داری

شیوع ویروس کرونا و تلفات تراژیک تاکنونی آن، یکبار دیگر نشان داد که نظام سرمایه‌داری با پایه‌ای‌ترین حقوق فردی و اجتماعی انسان امروز از جمله حق سلامتی و حق حیات در تناقضی مهلک قرار دارد. این فاجعه، رعدی در آسمان بی ابر نبود. از قبل مشخص بود یعنی باید مشخص م‌ بود که نظام سرمایه‌داری به دلیل اولویت دادن به الگوی توسعه اقتصادی مبتنی بر کسب حداکثر سود، نه تنها برای بشریت بلکه برای طبیعت نیز ارزشی قائل نیست. این را حتی کارشناسان محیط زیست و دانشمندان و اساتید دانشگاهی همین نظام نیز اکنون اعتراف می‌کنند که ویروس‌های جدیدی مثل کرونا محصول تحت فشار بودن محیط زیست حیوانات و طبیعت کره زمین است که سبب جهش‌های ژنتیکی و بسیار هوشمندانه این نوع ویروس‌ها و میکروب‌ها می‌شود.

 بحران کرونا پدیده‌ای غیرقابل پیش بینی نبود .در دو سه دهه اخیر، بشریت شاهد اپیدمی‌هایی چون: جنون گاوی، آنفولانزای خوکی، ابولا، سارس و مرس بوده است، بنابراین هر حکومت و جامعه‌ای که برای سلامت و معیشت شهروندان خود ارزشی قائل بود، باید از قبل خود را برای چنین روزهایی آماده می‌کرد. اما این آینده نگری با ذات نظام سرمایه‌داری در تضاد است. این سیستم بویژه کشورهای امپریالیستی برای نابودی کره زمین و همه مردمان آن با بمب و گلوله، نه یکبار بلکه برای چندین بار، ذخیره در زرادخانه‌های خود دارند، اما برای حفظ سلامت شهروندان و کادر درمانی، حتی از فراهم کردن امکانات ابتدایی چون: ماسک، روپوش مخصوص، الکل پزشکی، ژل ضدعفونی، دستگاه اکسیژن مصنوعی، تخت بیمارستانی کافی و… ناتوان است.

 بحث ابداَ این نیست که گویا این دولت‌ها و کشورها با ضعف مدیریت روبرو هستند (تردیدی نیست که در برخی از کشورها نظیر ایران درماندگی سرمایه‌داری با بحران مدیریت و تعدد مراکز تصمیم‌گیری نیز عجین شده است)، معضل اساسی همانا این است که نظام سرمایه‌داری برای حفظ سلامت مردم و حفاظت از محیط زیست، ارزشی قائل نیست و اگر اینجا و آنجا برخی محدودیت‌ها و عقب نشینی‌ها را پذیرفته، ناشی از فشار جنبش‌های اجتماعی بویژه جنبش مبارزه برای ارزش‌های سوسیالیستی طبقه کارگر بوده است.

 نتیجه این درماندگی و اولویت دادن به سود سهام کمپانی‌ها و ابر سرمایه‌داران، این شده که سیستم درمانی حتی در پیشرفته‌ترین کشورها نتواند از پس اپیدمی‌هایی از نوع کرونا برآید.

این دولت‌ها از زمانیکه درماه دسامبر نخستین علائم شیوع وسیع ویروس کرونا در “ووهان” چین آشکار شد فرصت داشتند که با اولویت دادن به سلامت مردم و نه منفعت سرمایه، امکانات خویش را بسیج کنند. اما هم از طریق پنهانکاری و هم از طریق اصرار بر گردش چرخ سرمایه، موجبات آلودگی صدها هزار نفر را فراهم کردند که قطعا به میلیون‌ها نفر افزایش خواهد یافت. فاجعه‌ای که تا این لحظه دست کم جان بیست و چند هزار انسان را در سراسر جهان گرفته است.

 اگر در گذشته بیماری “ابولا” دمار از روزگار کشورهای آفریقایی در می‌آورد و یا همین حالا بیماری پیش پا افتاده “وبا” در یمن جنگ زده و هائیتی زلزله زده دارد جان هزاران نفر را می‌گیرد، اکنون کرونا در قلب آمریکا و اروپای پیشرفته دارد رکوردهای جدیدی از جانباختن شهروندان را به نمایش می‌گذارد.  نتیجه این درماندگی ساختاری این شده که در ایتالیای عضو باشگاه امپریالیستی G7 علناَ اعلام می‌کنند که راهی جز کشیدن لوله اکسیژن از دهان افراد مسن و فرستادن عمدی آنها به گورستان‌ها ندارند و یا نخست وزیر بریتانیا با وقاحت صحبت از ضرورت ابتلای هفتاد درصد از مردم برای ایجاد “مصونیت گله‌ای” می‌کرد و حاضر نبود بدون فشار کادر زحمتکش درمانی و مردم، تن به سیاست پیشگیری و قرنطینه بدهد. همین نوع سیاست‌ها در سایر کشورها نظیر آمریکا نیز پیش گرفته شده که اکنون دارند عواقب وحشتناک آنرا به چشم می‌بینند.

 در ایران که عملکرد سیستم سرمایهداری با استبداد فاشیستی، تحجر مذهبی، درماندگی و تعدد مراکز تصمیم‌گیری تلفیق شده است، بحران کرونا دارد در ابعادی وسیع جان مردم  و کادر درمانی را می‌گیرد.

این رژیم که از روزها قبل از راهپیمایی دولتی ۲۲ بهمن و انتخابات نمایشی دوم اسفند از شیوع ویروس کرونا در قم آگاه شده بود، عمداَ برای تحت تاثیر قرار نگرفتن این دو نمایش دولتی، و نیز نگاه امنیتی رژیم به بحران‌هایی از این دست، به سیاست پنهانکاری روی آورد. درحالیکه سیستم بهداشتی قم سخن از تبدیل “مقبره معصومه” به مرکز صدور ویروس کرونا به سراسر ایران می‌کرد مقامات استانی و دولتی و متحجرین مذهبی با کفر دانستن چنین اهانتی به حرم معصومه، آنرا توطئه دشمنان خارجی برای بی عصمت کردن امامان و امامزادهای شیعه تلقی کردند. در واقع جمله تاریخی کارل مارکس مبنی بر اینکه “دین افیون توده‌هاست” بار دیگر حقانیت خود را به اثبات رسانیده است!

اکنون نه تنها در ایران تحت حاکمیت اسلامی، بلکه در مناطق و کشورهای مسیحی، یهودی، هندو و… هم به خاطر «ترکیب سرمایه و دین و استبداد» در حاکمیت، فاجعه تلفات انسانی در حال گسترش است، به ویژه در ایران در بند استبداد دین و سرمایه، رژیم سعی دارد با ارایه آمارهای تقلبی گسترش تلفات انسانی را کتمان کند. این رژیم تنها به ابتلای سی هزار نفر و مرگ ۲۳۰۰ نفر اعتراف کرده است اما بسیاری از کارشناسان و آگاهان و مردمان ساکن ایران از جمله سازمان بهداشت جهانی رقم واقعی را احتمالاَ پنج برابر این میزان ارزیابی کرده‌اند!

  رژیم  انسان ستیز حاکم حتی برای حدود سه ماه حاضر نشده برخی سیاست‌ها مبنی بر غربال گری و قرنطینه را در شهرها و استان‌های ایران اجرا کند درحالیکه کشورهایی نظیر چین با اجرای قاطع و سریع این سیاست توانستند تا حدودی از ابعاد فاجعه بکاهند. حکومت درمانده سرمایه‌داری و مذهبی ایران از زبان رهبرش حتی به بافتن خیال بافی‌های مالیخولیایی نظیر”توطئه دشمن برای تولید ویروس منطبق با ژن ایرانی”! روی آورده و درعین حال که از ادامه سیاست‌های تحریمی آمریکا می‌نالید و آن را بهانه‌ای برای کتمان درماندگی خود قرار داده بود، حاضر نشد به بهانه همین “تئوری توطئه” کمک‌های یک سازمان مستقل نظیر “سازمان پزشکان بدون مرز” را برای احداث یک بیمارستان صحرایی مجهز در اصفهان بپذیرد و علیرغم موافقت وزارت بهداشت با دریافت این کمک، بعد از ورود امکانات این سازمان، جلوی فعالیت آنها را گرفتند که جهانیان را در بهت فرو برد! این سیاست در حالی عملی می‌شود که سیستم درمانی ایران حتی تا قبل از شیوع کرونا به اعتراف رسانه‌های داخل کشور از کمبود دویست هزار پرستار و هزاران دکتر و متخصص و تخت بیمارستان و امکانات اولیه دیگر رنج می‌برد. فشار طاقت فرسایی که بر کادر درمانی زحمتکش ایران وارد می‌شود تا کنون جان ده‌ها نفر از پرستاران و پزشکان را گرفته است. در سایر کشورهای حتی پیشرفته سرمایه‌داری نیز شاهد همین فشار طاقت فرسا بر سیستم درمانی هستیم .

 علاوه بر این معضل، جهان شاهد یکی از عظیم ترین بحران‌های اقتصادی دو دهه اخیر خود بوده است. تا کنون بازارهای بورس و اقتصاد سرمایه‌داری سقوط هزاران میلیارد دلاری را تجربه کرده‌اند. صدها میلیون نفر از کارگران و زحمتشکان در سراسر جهان شغل و درآمد خود را از دست داده اند یا به موازات رشد بحران، در حال از دست دادن هستند. واکنش دولت‌های سرمایهداری همچون بحران بزرگ ۲۰۰۸ ریختن تریلیون‌ها دلار از بودجه کشور و بانک‌ها به حلقوم کمپانی‌های بزرگ است، ولی وقتی به بیکاران و زحمتکشان می‌رسند به سیاست قطره چکانی روی می‌آورند. حتی در پیشرفته‌ترین کشورها سخن از اعطای پنجاه تا هفتاد درصد حقوق بیکاری به کارگران و شاغلین می‌کنند.

 به همین خاطر بلند کردن پرچم: “سلامت، معیشت، منزلت ، حق مسلم ماست!” بیش از هر زمان اولویت پیدا کرده است. کوبیدن بر خواست‌های سوسیالیستی جنبش ما نظیر: آموزش رایگان، درمان رایگان، بیمه بیکاری مکفی، و حق هر انسان برای برخورداری از یک زندگی شرافتمندانه،  و نیز گسترش مبارزه برای حفظ محیط زیست انسان‌ها و حیوانات و گیاهان و مبارزه با تبعیض و نابرابری‌های طبقاتی و عبور از نظام جهنمی سرمایه‌داری، بیش از هر زمان به یک ضرورت عاجل تبدیل شده است .

در این دوران حساس از تاریخ جهان، باید بر همبستگی اجتماعی، خودیاری و مددرسانی به اقشار آسیب پذیرتر نظیر: سالمندان و معلولین تاکید وتوجه ویژه‌ای داشت.

 با ایجاد کمیته‌های مردمی در هر محله و منطقه به یاری کسانی بشتابیم که بحران کرونا مانع از دسترسی آن‌ها به اولیه‌ترین نیازهای غذایی و بهداشتی شده است. البته نشانه‌هایی از خود سازمانیابی را درایران و سایر کشورها مشاهده می‌کنیم که ضروری است در همه عرصه‌ها گسترش یابد.

 “شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست”، همدردی عمیق خود را با خانواده‌های جانباختگان کرونا اعلام می‌کند و همچون اکثریت مردم، به کادر درمانی زحمتکش ایران و سراسر جهان درود می‌فرستد که علیرغم درماندگی دولت‌های سرمایه‌داری دارند با چنگ و دندان و با به خطر انداختن سلامتی خود، از جان بیماران حفاظت می‌کنند.

 مبارزه برای آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی وافشای هرچه بیشتر چهره کثیف و انسان ستیز نظام سرمایه‌داری و ارتجاع مضاعف دینی وظیفه‌ای ست که در برابر جنبش طبقاتی و نیروهای چپ و کمونیست قرار دارد و باید تاکید کرد که تنها با عبور از جهنم سرمایه‌داری و گذار به سوسیالسم است که انسان هویت انسانی و حقوق انسانی خود را به چنگ خواهد آورد و این ممکن نیست مگر با سرنگونی انقلابی حاکمیت ارتجاع مذهبی و سرمایه‌داری توسط طبقه کارگر و متحدین بیشمارش برای حاکمیت اکثریت عظیم بر اکثریت عظیم.

 

نابود باد نظام درمانده سرمایه داری

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

۲۸ مارس ۲۰۲۰ – ۹ فروردین ۱۳۹۹

 

امضاها: اتحاد فدائیان کمونیست، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان ( اقلیت )، هسته اقلیت

ShorayeHamkari@gmail.com

(نه)

0

اسبی سر کش از تبار بابک

با یاله‌های درخشآن

به بلندی سهند  و سبلان

به عظمت ارک

نسیمی با استخوان خون آلود

با بیرقی وصله دار

با شفق سرخ ان الحق

با سینه‌های آبکش از فقر

اسبی سرکش از تبار مزدک

طلایه دار خراسان

با سلاحی پر از اندیشه

با خشابی پر از ایمان

با فشنگی نوید

به پاکی قاصدک عشق

تکرار تاریخ

منصوری پیر در میان شعله های سوزان

طلایه  دار میدان

مداحان آزادی

مراسم اعدام

به وسعت کویری سوزان

برای تکرارهای  نه

            سیا هکوه

سلولی سرد

0

خوشا آنانکه با شب درستیزند

قلم بر کف ولی با خون  نویسند

خوشا آنانکه پا در بند زنجیر

به یاد فقر محرومان نویسند

خوشا آنانکه در سرمای سلول

چو شمع بر ظلمت شب‌ها نویسند

خوشا بر آن قلم‌های شکسته

چو آتش بر دل سرما نویسند

خوشا بر مادران داغدیده

که با گل‌های پرپر از بهاران می‌نویسند

                                           سیاهکوه

 

سالی که گذشت از منظر متفاوت طبقه حاکم و نمایندگان کارگران

سال ۹۸ با تمام فجایعی که جمهوری اسلامی آفرید و یا در گسترش ابعاد فاجعه‌آمیز آن نقش داشت به پایان رسید. اما سال ۹۸ فقط این نبود، سال ۹۸ سالی بود که توده‌های کارگر و زحمتکش جامعه در مبارزات خود علیه حکومت اسلامی گام‌های بزرگی به پیش برداشتند و از جمله قیام آبان‌ماه را آفریدند.

این دو موضوع دقیقا موضوعاتی هستند که در پیام‌های نوروزی مقامات حکومت اسلامی هم‌چون خامنه‌ای و روحانی کاملا غایب هستند. آن‌ها در پیام‌های‌شان که بیشتر به هذیان‌های فردی رو به موت می‌ماند چشمان‌شان را به طور کامل بر روی حقایق بسته و دروغ‌هایی را بر زبان آوردند که دیگر کسی برای آن‌ها تره نیز خورد نمی‌کند.

خامنه‌ای در پیام نوروزی خود کلمه‌ای از نارضایتی مردم، از اعتراضات و اعتصابات کارگران، معلمان، پرستاران و دیگر زحمتکشان جامعه حرفی نزد، از قیام خونین آبان‌ماه حرفی نزد. اما در عوض گفت بزرگ‌ترین حادثه سال ۹۸ کشتن قاسم سلیمانی بوده است!!! او گفت: ” در طول سال حوادث گوناگونی برای کشور و برای برخی از مردم کشور پیش آمد؛ حوادثی از قبیل زلزله، تحریمها و امثال اینها. اوج این حوادث عبارت بود از جنایت تروریستی آمریکا و شهادت سردار نامدار ایران و اسلام، شهید سلیمانی”. برای او قتل‌عام مردم در آبان‌ماه اهمیتی ندارد، برای او خانه‌خرابی مردم در سیل و زلزله اهمیتی ندارد، برای او فاجعه‌ای که کرونا در سایه‌ی دروغ‌گویی، فساد و بی‌لیاقتی حکومت تحت ریاست او آفرید اهمیتی ندارد، برای او فقر و گرسنگی مردم اهمیتی ندارد، برای او مرگ قاسم سلیمانی از همه چیز مهم‌تر است!!

او در ادامه از مردم می‌خواهد تا برای حل مشکلات دست به دعا برداشته و به خدا پناه ببرند چرا که او “مسبب‌الاسباب است” او می‌گوید: “فقط به درِ خانه‌ی خدا باید رفت؛ درِ خانه‌ی دیگری برویم، ناامید برمیگردیم؛ دست به طرف دیگری غیر از خدا دراز کنیم، دستمان تُهی برخواهد گشت”. او به طناب پوسیده مذهب برای نجات جمهوری اسلامی پناه می‌برد، و بار دیگر نشان داد که چرا “مذهب افیون توده‌هاست”. اما توده‌ها در سال ۹۸ نشان دادند که دیگر جمهوری اسلامی را تحمل نخواهند کرد، آن‌ها نه به در خانه‌ی خدا، بلکه برای رهایی از شر جمهوری اسلامی، این خطرناک‌ترین و مرگ‌بارترین ویروس، به نیروی خود و اتحاد کارگران و زحمتکشان باور دارند.

خامنه‌ای هم‌چنین سال‌هاست که برای هر سال نامی اختراح می‌کند. او امسال را نیز سال جهش تولید نامید و با وقاحت گفت: “سال ۹۸ را  ما به عنوان سال رونق تولید معرفی کردیم. طبق گزارش‌های موثقی که در اختیار بنده هست، تولید کشور حرکتی پیدا کرد؛ برخی از کارخانه‌هایی که راکد شده بودند و تعطیل شده بودند، به کار برگشتند؛ بعضی که زیر ظرفیت کار می‌کردند، ظرفیت خوبی پیدا کردند؛ شرکتهای دانش‌بنیان وارد میدان شدند؛ دستگاه‌های مختلف تلاش کردند و کار کردند، تولید حرکتی پیدا کرد، یک کاری انجام گرفت”. این جملات نمونه آشکار هذیان‌گویی فردی رو به موت است.

سال به سال بحران عمیق‌تر می‌شود، بیکاری گسترش پیدا می‌کند، کارخانه‌های بیشتری تعطیل می‌شوند و این را حتا مقامات دولتی از نمایندگان مجلس اسلامی تا وزرا و معاونین آن‌ها به آن اذعان دارند و رسانه‌های تحت‌امرشان روزانه از وضعیت فاجعه‌بار اقتصادی می‌نویسند، آن‌وقت او با وقاحت تمام و در برابر چشمان همگان دروغ می‌گوید. او نه از دردها و رنج‌های ده‌ها میلیون کارگر و زحمتکش ایرانی سخن می‌گوید و نه از نفرت‌شان از حکومت اسلامی.

روحانی پادو او نیز با همان وقاحت دروغ می‌گوید و باز مانند او به موضوعات اصلی سالی که گذشت یعنی اعتراضات کارگران و زحمتکشان و مصائب و فجایعی که جمهوری اسلامی برای کارگران و زحمتکشان آفرید، هیچ اشاره‌ای نمی‌کند و حتا از حمایت مردم از دولت سپاسگذاری می‌کند!!! او با وقاحت تمام می‌گوید: “همه آمارها به ما می‌گوید در ۹ ماهه سال ۹۸ رشد اقتصادی ما مثبت بوده و تورم در حد ممکن مهار شده است. تعداد مجوزها برای تولید بیش از حد انتظار بوده، سرمایه‌گذاران و همه تجار و ملت قدرتمند ما با صادرات غیرنفتی همه نیازهای ما را تامین کرد و دولت توانست در این سال سخت همه نیازمندی‌های ضروری کشور را تامین کند”. این سخنان نمونه دیگری از هذیان‌گویی فردی رو به موت است.

روحانی البته به این هذیان‌ها بسنده نکرده و می‌گوید: ” اینجا می‌خواهم به نکته مهمی اشاره کنم و آن اینکه در طول ۶ سال گذشته دولت در دو امر سرمایه‌گذاری ویژه انجام داد، در امر بهداشت و درمان و طرح تحول سلامت و در مساله فضای مجازی و ارتباطات و شبکه ملی اطلاعات و این روزها مردم قدر این دو طرح عظیم و بزرگ را بهتر از هر زمان دیگر لمس می‌کنند”. مردم البته به‌خوبی لمس می‌کنند که چه بلایی بر سر بهداشت و درمان کشور آمده است. فقط یک نمونه آن جان باختن تعداد زیادی از پرسنل بیمارستان‌ها از پرستار و پزشک تنها به علت نداشتن امکانات اولیه و در عین‌حال بسیار ضروری برای مقابله با ویروس کرونا است، تا حدی که تا هفته گذشته تعداد جان باختگان کادر بیمارستانی در ایران به بیش از چهار برابر کشور چین رسیده بود و این روند متاسفانه هم‌چنان ادامه دارد.

او البته در آخرین جلسه هیات وزیران (کابینه) نیز این دروغ‌ها را با وقاحت تمام گفته بود، در آن‌جا هم‌چنین او چندین بار تاکید کرد که در رابطه با ویروس کرونا و شلیک به هواپیمای اوکرایینی دروغ نگفته‌ایم. امثال روحانی و خامنه‌ای می‌دانند که تمام مردم ایران حتا همان جیره‌خواران‌شان نیز به این موضوع آگاه‌ هستند که در جریان هر دو حادثه مقامات جمهوری اسلامی به مردم دروغ گفته‌اند. جمهوری اسلامی نمی‌تواند بر این واقعیت که همگان از آن با خبر هستند سرپوش بگذارد. در واقع عملکرد جمهوری اسلامی در جریان این دو حادثه آن‌قدر عیان است که تنها آخوندهای وقیحی چون او و خامنه‌ای می‌توانند با پروریی در چشمان دیگران نگاه کرده و این‌گونه هذیان‌ها و توهمات خود را به جای واقعیت به خورد دیگران بدهند و اگر بارها تکرار می‌کنند که ما دروغ نگفته‌ایم به خاطر همان فشاری‌ست که از سوی افکار عمومی جامعه و حتا جهانی به حاکمان می‌آید.

مقامات جمهوری اسلامی در پیام‌های نوروزی خود در حالی بر مهم‌ترین موضوعات سالی که گذشت چشم بستند که نمایندگان واقعی کارگران و دیگر زحمتکشان جامعه در پیام‌های نوروزی خود دقیقا بر همان موضوعات انگشت گذاشتند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در پیام نوروزی خود درست برخلاف مقامات حکومتی آورده است: “سالی که گذشت بیش از پیش رنج و مشقت برای کارگران و فرودستان رقم زده شد. در آبان ماه ۹۸ صدای اعتراض کارگران و فرودستان نسبت به سه برابر شدن قیمت بنزین و روند آزادسازی قیمت‌ها و فقر و فلاکت با شدت تمام سرکوب شد و اعتراضات مسالمت آمیزشان منجر به جان باختن صدها تن از هموطنان و زندانی شدن هزاران تن دیگر شد که همچنان شوک و اندوه آن بر جامعه باقی مانده است. در سال گذشته سیل و زلزله خانه‌های بسیاری از فرودستان را ویران کرده و به دلیل ناکارآمدی مدیریتی در کشور با وجود سرمای سخت در زمستان این ویرانی‌ها همچنان باقی است. با شلیک پدافند هوایی، هواپیمای مسافربری سرنگون شد و تمام سرنشینان آن جان باختند که باعث خشم ‌‌و اعتراض مردم گردید.

شیوع گسترده ویروس کرونا در کشور و پنهان‌کاری و بی‌تدبیری دولت‌مردان در مقابله با آن به دلیل برگزاری انتخابات مجلس و مناسبت‌های حائز اهمیت برای حاکمیت، باعث شد به سرعت این ویروس در کشور گسترده شود بطوری که بعد از چین بیشترین مبتلایان به کرونا از ایران هستند و جانباختگان بسیاری داشته است”. سندیکا هم‌چنین در پیام خود از وضعیت زندانیانی می‌نویسد که به خاطر دفاع از حقوق توده‌ها در زندان هستند و با گسترش ویروس کرونا امروز جان‌شان در خطر است.

اسماعیل بخشی نماینده کارگران هفت‌تپه که به دلیل دفاع از کارگران دستگیر و تحت شکنجه قرار گرفت در پیام نوروزی خود می‌نویسد: “سال ۹۸ بدترین و غم انگیزترین سالی بود که در سی و چند سال عمرم از سر گذراندم. سال به بن بست رسیدن بود و پنجه به دیوار کشیدن، سالی پر از درد و رنج و مصیبت برای مردم، سال بی تدبیری و تزویر، سال دروغ دروغ دروغ… اما ما محکوم به امیدوار زیستن هستیم، امید داشته باشیم که از این رنج ها عبور خواهیم کرد… در آخر، در آخرین ساعات سال یاد می‌کنم از کسانی که نه به خاطر خوردن حق مردم که به خاطر سخن گفتن از حق مردم، در زندان ظلم هستند”.

سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه نیز در اطلاعیه خود به مانند دیگر نمایندگان کارگران بر همان موضوعات انگشت می‌گذارد. در پیام سندیکا از جمله آمده است: “سال ۱۳۹۸ را در شرایطی پشت سر می گذاریم که به مانند سال‌های قبل‌تر پر بود از فاجعه، از استثمار، از فقر فزاینده، از کشتار ، از اختناق و سرکوب، از زندان و شکنجه، از قراردادهای سفید، از پرداخت نشدن دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر، از توهین و تحقیر و…

سال ۹۸ را در شرایطی به پایان می‌رسانیم که حاکمان در جامعه ایران تنها به خاطر منافع حکومتی خود باعث شیوع ویروس کرونا در ایران شدند و  از طریق رسانه‌های دروغ پراکنی در روزهای اول منکر وجود ویروس کرونا در ایران شدند.

سال ۹۸ را در شرایطی به پایان می‌رسانیم که میلیون‌ها انسان شریف همچنان در بدترین شرایط ممکن به حیات خود ادامه می‌دهند واز داشتن حداقل‌های یک زندگی محروم بوده و جواب هر گونه حق‌خواهی سرکوب و زندان می‌باشد.

هر چند رنگ و رخساره ما پر است از درد و رنج و‌نگرانی و اضطراب، هر چند فقر و نداری، تبعیض و نابرابری‌ها و استثمار و حاکمیت سرمایه‌داران همچنان ادامه دارد، هر چند انسان های بی‌شماری به گلوله بسته شدند، هر چند عزیران‌مان هنوز در گوشه زندان هستند، هر چند هنوز  اشک مادران و پدران و بستگان جان باختگان ما خشک نشده است، هر چند هنوز نظام گندیده صاحبان زر و زور بر قدرت تکیه زده‌اند، اما بهار را که نوید بخش زندگی است نباید فراموش کرد، نباید از یاد برد که زندگی زیباست و برای این زیبایی باید جنگید و تسلیم نشد”.

بیانیه شورای بازنشستگان ایران نیز یک نمونه دیگر است که تفاوت حاکمان و نمایندگان طبقه حاکم را با نمایندگان کارگران و زحمتکشان بیان می‌کند. در بیانیه این شورا از جمله می‌خوانیم: “مصائبی که در این چهاردهه و بویژه دراین سال گریبانگیرمان شده ، تماما بلایائی انسانی و قابل اجتناب بودند که تک تک آنان کیفرخواست مسئولینی خواهد شد که جامعه‌ای بالقوه مستعد، خلاق ، پویا و با ظرفیتهای بالا را به چنین شرایط غیر قابل تحملی کشاندند. همه نعمات، امکانات و ظرفیت‌های یک جامعه هشتاد و پنج میلیونی را برای سیاست‌های بقاء خود، هزینه کردند.

طبقه مزدبگیر جامعه اعم از کارگران، معلمان، کادر درمانی، بازنشستگان، بیکاران، بی‌ثبات‌کاران و همه مردمی که در تامین معیشت و زندگی خود بشدت آسیب دیده‌اند، قربانیان اصلی سیاست‌هائی شده‌اند که خارج از اراده‌شان برآنان تحمیل شده است.

اما مشخصه مهم این سال پیشروی جنبش‌های مزدبگیران، زنان و همه مردم به خشم آمده و هجوم‌شان به کل وضعیت موجود بود که با قدرتمندترین و جسورانه‌ترین تعرضات تا مرز تعیین تکلیف با قدرت سیاسی حاکم پیش رفتند و حتی جایگزین این شرایط یعنی “اداره شورائی” را ، وارد گفتمان سیاسی- اجتماعی کردند.

برآیند جدال مردم با حکومت در خیزش خونین آبان‌ماه و سپس در دی‌ماه و با استمرار این رویاروئی در بی اعتنائی به نمایش انتخاباتی حکومت نشان داده شد.

به باور افکارعمومی، اگر پدیده کرونا به نجات حکومت سرمایه نیامده بود شاید این جدال در رشد و گستردگی خود برای تغییر اساسی و بهبود شرایط زندگی ، یکسره تکلیف را به سرانجام می‌رساند”.

آری، تنها راه برای رهایی از شرّ حاکمانی که جز دروغ و فریب و نیرنگ و سرکوب پاسخ دیگری برای خواست‌های بی‌شمار و برحق کارگران و زحمتکشان ندارند، سرنگونی آن‌ها و یکسره کردن کار است.

متن کامل نشریه کار شماره ۸۶۲ در فرمت پی دی اف