از دیار سرودهای آزادی می آیی
با کوله باری از تجربه های خشکیده
کاغذی
برای خواندن شعر سروده نشده
با قلم و چکش
برگی از زوال می افتد
وه چه آرام خموش
با چندین قطره خون سرخ آلاله ها
برای کوچ پرندگان
پرندگان بی طاقت
سر مست از شراب خونین
آنگاه سرو دی
برای فردای صبح ازادی
فریادش !
کار نان آزادی
نبرد طبقاتی
سخت دشوار
ولی پر حاصل
به درود
رفیق
بدرود
سیاهکوه


اقتصاد سرمایهداری ایران به نحو بیسابقهای دچار از هم گسیختگی شده است. در پی بحران اقتصادی جهان و بیماری کرونا، رکود عمیقتر شده است. سقوط بهای نفت، بر وخامت اوضاع اقتصادی افزوده است. ارزیابی مرکز پژوهشهای مجلس حاکی است که در سال جاری، تولید ناخالص داخلی میتواند تا ۱۱درصد تنزل کند. این در شرایطی است که در سال گذشته نیز نرخ تولید ناخالص داخلی حدوداً ۸ – درصد بود و به رغم این رکود سنگین، بانک مرکزی، نرخ تورم را نیز ۴۱ درصد اعلام کرد. تمام شواهد نشان میدهد که با این بحران، رکود، بیکاری و تورم ابعاد تا کنون ناشناختهای به خود خواهد گرفت و شرایط معیشتی کارگران و زحمتکشان فاجعهبارتر از سال گذشته خواهد بود.
جنبش دانشجویی در دو سال و نیم اخیر و بهویژه در چند ماه گذشته قدمهای بزرگی به جلو برداشت و امروز بعد از گذشت ۴۰ سال از سرکوب دانشگاهها در اردیبهشت سال ۵۹، میتوان به درستی از بازگشت قدرتمندانه جنبش چپ، رادیکال و سوسیالیستی دانشجویی به دانشگاهها سخن گفت.
سرمایهداری حاکم بر ایران سالهاست گرفتار یک بحران مزمن و چارهناپذیر اقتصادی است. این بحران طی چند سال اخیر بهویژه پس از تحریمها، پیوسته ژرفتر و حادتر شده است. تمام دادههای اقتصادی پیش از کرونا، گویای عمیقتر شدن بحران رکود- تورمی، تعطیل و توقف پیدرپی واحدهای تولیدی یا تولید زیر ظرفیت در بسیاری از این واحدهاست. اقتصاد بیمار و بحرانزده و رکود حاکم بر بسیاری از بخشهای صنعتی و تولیدی، تنها در ظرف چند سال، شمار بیکاران را به ۱۰ میلیون افزایش داد. میلیونها زن و مرد بیکار و تحصیلکرده دانشگاهی جویای کار، درمانده از تلاش برای کار و اشتغال به اعماق فقر و تهیدستی و گرسنگی راندهشدهاند. کرونا و عواقب آن اما بهروشنی بر عمق و دامنه این بحران بسی افزوده و آن را به مرحله ستیز نهایی رسانده است. پس از شیوع بیماری کرونا، تنها در یک بازه زمانی بسیار کوتاه، صدها هزار تن دیگر بیکار و به خیابان پرتابشدهاند. با ادامه وضع موجود، زمان زیادی به درازا نمیکشد که میلیونها تن دیگر بیکار میشوند و بهصف دهمیلیونی بیکاران میپیوندند. تمام شرایط و نشانهها، حاکی از آن است که اوضاع بهمراتب وخیمتر ازآنچه اکنون هست خواهد شد و تراکم فشار در صفوف تهیدستان و بیکاران و بیچیزان، تکانهای شدید اجتماعی را در دستور کار جامعه قرار خواهد داد.
روز اول ماه مه، تظاهراتکنندگان لبنانی، به رغم ممنوعیت تجمعات به دلیل شیوع کرونا از تاریخ ۱۵ مارس تا ۱۰ مه، در شهرهای مختلف از بیروت تا صیدا، نبطیه، دره بقاع، عکار به خیابانها آمدند. در شهر نبطیه، آنان پلاکاردی با شعار “آزادی کارگران و مشاغل” در دست داشتند. کنفدراسیون سراسری کارگران لبنان حامی این تظاهرات بود. پیش از آن، از دوشنبه شب، در شهرهای مختلف لبنان، صدها تظاهراتکننده، سه شب متوالی با حمله به بانکها، عابربانکها، بستن جادهها و اتوبانها، تجمع پیرامون بانک مرکزی در بیروت و زد و خورد با نیروهای امنیتی پرداخته بودند. آنان از کاهش ۵۰ درصدی قیمت پوند در ۶ ماه گذشته خشمگین بودند. حادترین وضعیت در تریپولی جاری بود زیرا بیش از نیمی از جمعیت آن زیر خط فقر قرار دارند و پیش از آن نیز جوانی از معترضان بر اثر شلیک نیروهای نظامی – امنیتی کشته شده بود. این شهر از آغاز اعتراضات در اکتبر سال گذشته علیه سوءمدیریت، فساد و فقر و سیستم سیاسی فرقهای حاکم بر لبنان، “عروس” جنبش خیابانی نام گرفته است.
در جمهوری اسلامی، وقوع هر پدیده اجتماعی، سیاسی و حتا بعضا رخدادهای فردی به سرعت در حوزه امنیتی قرار می گیرند. نمونه ها برای اثبات این ادعا بسیارند. اما تازه ترین نمونه آن، نحوه واکنش هیئت حاکمه ایران در مواجهه با ویروس کرونا است. رخدادی که از همان روزهای آغازین ورود کرونا به ایران در دو بعد آماری و اطلاع رسانی به شدت امنیتی شد. امنیتی شدن اخبار مربوط به مبتلایان جانباخته ویروس کرونا، اکنون برای عموم توده های مردم ایران آنچنان روشن شده است که حتا بر اساس نظر سنجی های نهادهای وابسته به خود نظام جمهوری اسلامی نیز، بیش از ۶۰ درصد مردم هیچگونه اعتمادی به آمار و ارقام دولتی ندارند. در کنار بالا رفتن شرایط امنیتی و بی اعتمادی مردم نسبت به آمارهای رسمی، اکنون اوضاع جامعه به مرحله ای رسیده است که حتا مقامات امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی هم دیگر اِبایی در کتمان کردن موضوع امنیتی شدن انتشار اخبار کرونا در ایران ندارند.
سوئیس