نشریه کار سال ۱۳۸۷ – از شماره‌ ۵۲۲ تا ۵۴۵

کار شماره ۵۲۲ – نیمه اول فروردین ۱۳۸۷

  • ۵ سال پس از اشغال نظامی عراق
  • دیک چنی ورؤیای پیروزی ناتو در افغانستان
  • مجلس هشتم، صف بندی ها و پیامدهای آن
  • کودکان کار پدیده ای که جمهوری اسلامی چیزی از آن نشنیده
  • مرگ یکی از رهبران فارک و سیاست‎‎‎های امپریالیستی آمریکا
  • ستون مباحثات: ارزیابی نوین، سی زمستان بعد

 کار شماره ۵۲۳ – نیمه دوم فروردین ۱۳۸۷

  • اول ماه مه، روز اعتراض کارگری علیه نظم موجود
  • خجسته باد اول ماه مه، روز جهانی کارگر
  • گرانی و بیکاری برای توده‌ها! نفت۱۰۰دلاری برای کی؟
  • جنگ و گریز زنان با حکومت اسلامی ادامه می‌یابد
  • وحشت از انقلاب یا ضرورت انقلابی دیگر؟
  • رویدادهای تبت، دالایی‎‎‎‎لاما و نقش قدرت‎‎‎‎های بزرگ
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌های سازمان

کار شماره ۵۲۴ – نیمه اول اردیبهشت ۱۳۸۷

  • منشاء بحران و جدال‌های درونی رژیم
  • نیاز فوری به یک سیستم تامین اجتماعی
  • گسترش اعتصابات کارگری و چشم‌انداز اعتلاء جنبش طبقاتی کارگران
  • معلمان با روز‌های سختی که در پیش دارند
  • ایتالیا: چرخش به راست یا بن‌بست رفرمیسم؟
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌های سازمان

کار شماره ۵۲۵ – نیمه دوم اردیبهشت ۱۳۸۷

  • عراق صحنه درگیری غیر مستقیم امریکا و جمهوری اسلامی
  • افسار گسیختگی تورم و عواقب سیاسی آن
  • اول ماه مه، درس‌ها و ضعف بزرگ جنبش کارگری
  • مجازات اسلامی، قربانی نمودن انسان در آستان سرمایه و خدای بربرمنش
  • گسترش اعتراضات دانشجویی از تهران به شهرستان‌ها
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌های سازمان

کار شماره ۵۲۶ – نیمه اول خرداد ۱۳۸۷

  • تشدید خفقان و سرکوب و راه نجات مردم از شر رژیم
  • تا وقتی که تغییر رخ ندهد، در بر همین پاشنه خواهد چرخید
  • پیروز باد اعتصاب و مبارزه قهرمانانه کارگران شرکت نیشکر هفته‌تپه!
  • مجازات اسلامی، قربانی نمودن انسان در آستان سرمایه و خدای بربرمنش (۲)
  • گرسنگی و قحطی، ارمغان نظم سرمایه
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌های سازمان

کار شماره ۵۲۷ – نیمه دوم خرداد ۱۳۸۷

  • جمهوری اسلامی در مجلس هشتم، به کمال مطلق رسید
  • تعارض هنگامی رخ داد که خدای آسمانی، زمینی شد
  • کارگران هفت‌تپه: گام بعدی، کنترل تولید!
  • نظریه پردازی “اصلاح طلب” رژیم، با هدف تطهیر کلیت نظام
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌های سازمان

کار شماره ۵۲۸ – نیمه اول تیر ۱۳۸۷

کار شماره ۵۲۹ – نیمه دوم تیر ۱۳۸۷

  • عقیم سازی سناریوی آمریکا یا عقب نشینی از روی ناگزیری؟
  • لاپوشانی قتل‌های سریالی زنان
  • مبارزات کارگران مصر برای زندگی بهتر
  • بازجویان “مالیخولیایی” جمهوری اسلامی
  • پاسخ به سئوالات
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌های سازمان

کار شماره ۵۳۰ – نیمه اول مرداد ۱۳۸۷

  • بن‌بست حکومت اسلامی، و تابوشکنی مذاکره با شیطان بزرگ
  • طرح اقتصادی احمدی نژاد، چاره ساز بحران اقتصادی نیست
  • یک تحلیل و جمع بندی از جنبش دانشجویی
  • آیا جمهوری اسلامی “جام زهر” دیگری خواهد نوشید؟
  • ادامه تلاش برای جمع‌آوری آثار کامل مارکس و انگلس
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌های سازمان

کار شماره ۵۳۱ – نیمه دوم مرداد ۱۳۸۷

  • امپریالیسم و جنگ
  • کشتار تابستان ۶۷، زخمی که هرگز التیام نخواهد یافت
  • یک تحلیل و جمع بندی از جنبش دانشجویی (۲)
  • “حزب الله” برنده جنگ قدرت در لبنان

کار شماره ۵۳۲ – نیمه اول شهریور ۱۳۸۷

  • چالش‌هایی که دولت احمدی نژاد با آن روبرو ست
  • جنگ بر سر مناطق نفوذ در قفقاز
  • تاریخ‌نویستی به شیوه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی
  • جهانی سازی و تعمیق شکاف فقر و ثروت
  • پرونده اتمی ایران، تاکتیک‌های آمریکا و واکنش‌های جمهوری اسلامی

کار شماره ۵۳۳ – نیمه دوم شهریور ۱۳۸۷

  • معمای موضع خنثای جمهوری اسلامی
  • از صعود به قله استبداد، تا سقوط در قعر نابودی
  • خامنه‌ای و تعیین تکلیف انتخابات آینده ریاست جمهوری اسلامی
  • تصویب کلیات “لایحه حمایت از خانواده”
  • حربه سرمایه‌داران و تاکتیک کارگران
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌های سازمان

کار شماره ۵۳۴ – نیمه اول مهر ۱۳۸۷

  • گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و چشم‌انداز سازش ایران و آمریکا
  • نظام آموزشی ایران، تجسم عقب مانده‌ترین خصوصیات نظام آموزشی سرمایه‌داری!
  • بحران سیاسی در پاکستان
  • جمهوری اسلامی باید سرنگون شود، اما با کدام هدف؟
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌های سازمان

کار شماره ۵۳۵ – نیمه دوم مهر ۱۳۸۷

  • نزاع مرتجعین در مجلس و دولت بر سر چیست؟
  • میلیون‌ها کودک کار و خیابانی قربانیان خاموش نظام سرمایه‌داری
  • جهان سرمایه و ثروت به لرزه درآمده است (۱)
  • یورش سرمایه‌داران بولیوی برای سرکوب جنبش توده‌ای
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌های سازمان

کار شماره ۵۳۶ – نیمه اول آبان ۱۳۸۷

  • چشم‌انداز وخامت اوضاع اقتصادی و ورشکستگی مالی دولت
  • باراک اوباما، تغییر سیاست خارجی آمریکا و ادامه مناقشه در اشکالی دیگر
  • “معجزه” ایسلند هم پوچ از کار درآمد
  • معلمان، برای تحقق مطالباتشان راهی جز مبارزه ندارند
  • جنبش دانشجویی، و ماه‌هایی که پیش رو دارد
  • جهان سرمایه و ثروت به لرزه درآمده است (۲)

کار شماره ۵۳۷ – نیمه دوم آبان ۱۳۸۷

  • دولت احمدی نژاد، استیصال و انتظار
  • آموزش‌های مارکس، تنها کلید درک اوضاع کنونی برای نجات از جهنم سرمایه‌داری
  • اعتراض و مخالفت مردم عراق با موافقت‌نامه اسارت بار یک شکست دیگر برای بوش
  • جهان سرمایه و ثروت به لرزه درآمده است (۳)
  • عدم امنیت و بی حقوق مطلق زنان در جمهوری اسلامی
  • جنگ قدرت در “کنگره ملی آفریقا”

کار شماره ۵۳۸ – نیمه دوم آذر ۱۳۸۷

  • فقر، نابرابری درآمدها و شیادی سران رژیم
  • بیانیه سازمان فدائیان (اقلیت) به مناسبت روز دانشجو
  • ۱۶ آذر نماد مبارزه علیه ارتجاع داخلی و بین‌المللی
  • مانورهای پی در پی نظامی و چشم‌انداز قیام‌ها و شورش‌های شهری
  • دفتر تحکیم وحدت و راه کار شرکت آن‌ها در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
  • انقلاب کارگران آلمان در آئینه تاریخ
  • جنبش کارگری: گفتگوی نشریه کار با رفیق یدی شیشوانی عضو سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
  • تصحیح و پوزش

کار شماره ۵۳۹ – نیمه اول آذر ۱۳۸۷

  • کابینه باراک اوباما و حدود تغییرات سیاست خارجی آمریکا
  • نگرانی بانک مرکزی از اوضاع اقتصادی ایران
  • شانزده آذر نماد مبارزه با استبداد است، نه تکریم ارتجاع و استبداد
  • بحران مالی جهان و “رژیم‌های انقلابی” آمریکای لاتین
  • جنبش کارگری: گفتگوی نشریه کار با ناصر پایدار فعال جنبش کارگری

کار شماره ۵۴۰ – نیمه اول دی ۱۳۸۷

  • بمباران نوار غزه، بن‌بست سیاست‌های اسرائیل و حماس
  • یورش طبقه سرمایه‌دار علیه کارگران و تعیین تکلیف نهایی با قانون کار
  • خیزش توده‌ها در یونان
  • کاهش قیمت نفت و تشدید جنگ قدرت میان جناح‌های رژیم
  • محکومیت رژیم جمهوری اسلامی در “فستیوال جهانی خشم انسان” در مکزیک
  • جنبش کارگری: گفتگوی نشریه کار با یدالله خسروشاهی دبیر سابق سندیکای کارگران پالایشگاه تهران و عضو سابق شوراهای سراسری کارکنان نفت
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌های سازمان

کار شماره ۵۴۱ – نیمه دوم دی ۱۳۸۷

  • توافق‌نامه امنیتی آمریکا و عراق و سفر چند منظوره نوری‌الملکی به تهران
  • مصاف کارگران و دولت سرمایه‌داران بر سر دستمزد
  • افغانستان درهم شکسته از امپریالیسم و ارتجاع
  • تشدید اقدامات سرکوبگرانه جمهوری اسلامی، به بهانه شورش اسرائیل به مردم غزه
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌های سازمان

کار شماره ۵۴۲ – نیمه اول بهمن ۱۳۸۷

  • وعده‌هایی که اوباما به مردم آمریکا داد
  • “لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها”، چشم‌انداز و نتایج
  • گفتگوی نشریه کار با رفیق توکل به مناسبت ۱۹ بهمن سالروز سیاهکل
  • اعتراض و مبارزه، پاسخ توده‌ها به بحران جهان سرمایه
  • تشدید روند در دانشگاه‌ها و واکنش‌های اعتراضی دانشجویان
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌های سازمان

کار شماره ۵۴۳ – نیمه دوم بهمن ۱۳۸۷

  • کنفرانس مونیخ، ادامه مناقشات ایران و آمریکا
  • بیانیه سازمان فدائیان (اقلیت) به مناسبت ۱۹ بهمن، سالروز نبرد سیاهکل
  • راهی که سازمان ما در طول ۳۸ سال پیموده است
  • کسری بودجه سال ۱۳۸۸ و بحران مالی دولت
  • نشست داووس، صحنه هراس و کشمکش سرمایه‌داران
  • گفتگوی نشریه کار با رفیق عباس سماکار به مناسبت ۱۹ بهمن سالروز سیاهکل
  • جشن بزرگداشت ۱۹ بهمن، سالروز نبرد سیاهکل

کار شماره ۵۴۴ – نیمه اول اسفند ۱۳۸۷

  • کارنامه سیاه جمهوری اسلامی
  • خجسته باد ۸ مارس، مظهر پیکار زنان
  • “کانون صنفی معلمان ایران” از فراخوان اعتصاب سراسری تا مماشات و سازشگری!
  • آزادی بیان، جز لاینفک آزادی عقیده است
  • یک جمع‌بندی درباره نتایج سیاست احمدی نژاد در دانشگاه‌ها
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌های سازمان

کار شماره ۵۴۵ – نیمه دوم اسفند ۱۳۸۷

  • فرار رسیدن بهار و سال نو را به مردم زحمتکش ایران تبریک می‌گوئیم
  • کشمکش مجلس و دولت، نزاع بر سر لایحه بودجه و بحران مالی دولت
  • به یاد تمامی رفقای فدائی که در راه آزادی و سوسیالیسم جان فشاندند
  • دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، راهکارهای اصول‌گرایان و “اصلاح‌طلبان”
  • دولت “آشتی ملی” از نوع فلسطینی
  • صدور احکام زندان برای اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه را محکوم می‌کنیم
  • حادثه، بس عظیم بود، به یاد بهنام کرمی
  • به مناسبت ۸ مارس گفتگوی نشریه کار با سوسن بهار، تلاش‌گر جنبش کارگری، دبیر جمعیت الغای کار کودکان و سردبیر فصلنامه‌ی کودک و جوان داروگ

آرشیو نشریه کار سال ۱۳۸۶ – از شماره ۴۹۸ تا ۵۲۱

کار شماره ۴۹۸ – نیمه اول فروردین ۱۳۸۶

  • تشدید تضادها و عمیق‌تر شدن بحران
  • دستمزدهای کارگری و ترس اصلی سرمایه‌داران
  • تلاش برای تبرئه “اکثریت” بی ثمر است
  • معلمان و تداوم مبارزه برای تحقق مطالبتشان
  • جمهوری اسلامی سرکوب‌های بیش‌‌تری را در دستور کار قرار داد!
  • “اتحادیه اروپا” از آغاز تا کنون

کار شماره ۴۹۹ – نیمه دوم فروردین ۱۳۸۶

  • اول ماه مه و وحشت رژیم از پیشرفت جنبش طبقاتی کارگران
  • جنبش معلمان، تردیدها و تهدیدها
  • بیانیه سازمان فدائیان (اقلیت) به مناسبت اول ماه مه

برافراشته باد پرچم اتحاد بین‌المللی کارگران سراسر جهان

  • پیروز باد مبارزه قهرمانانه معلمان
  • جمهوری اسلامی و حق انتخاب پوشش زنان
  • بازداشتگاه‌های امنیتی برای سرکوب بیشتر
  • مبارزات کارگران جهان در ماهی که گذشت
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۵۰۰ – نیمه اول اردیبهشت ۱۳۸۶

  • کار شماره ۱ – ۱۹ اسفند ۱۳۵۷
  • سرمقاله: ضرورت انتشار نشریه
  • سندیکاها را بوجود آوریم اما فعالیت خود را به سندیکا محدود نکنیم
  • آیا کارگران باید یک بار دیگر انقلاب کنند؟
  • کار شماره ۲ – ۲۴ اسفند ۱۳۵۷
  • باید مجازات شوند
  • آزادی زنان جدا از آزادی جامعه نیست
  • کار شماره ۳ – ۲ فروردین ۱۳۵۸
  • خواست‌های خلق کرد
  • خواست‌های خلق ترکمن
  • لغو همه بدهی‌های کارگران و دهقانان
  • کار شماره ۶۱ – ۱۳ خرداد ۱۳۵۹
  • درباره ترکیب و ماهیت طبقاتی دولت
  • چرا مبارزه ایدئولوژیک را علنی کردیم؟
  • اپورتونیسم و مبارزه امپریالیستی
  • کار شماره ۷۸ – ۸ مهر ۱۳۵۹
  • ماهیت جنگ دولت‌های ایران و عراق و موضع ما
  • کار شماره ۸۱ – ۱ آبان ۱۳۵۹
  • کدام جنگ عادلانه است؟
  • سوسیال شووینیست‌ها و مساله جنگ
  • کار فوق‌العاده خبری، ۲۲ بهمن ۱۳۵۸ – ترکمن صحرا
  • تانک‌های ارتش و خمپاره پاسداران، شهر گنبد را به خون کشید
  • کار ویژه کردستان ۱۸ تیر ۱۳۵۸
  • در اثر مبارزات پی‎گیر کارگران، شورای مشترک کارخانجات کبریت‎سازی تبریز ۴۰ ساعت کار در هفته و تعطیل پنجشنبه‎ها را تصویب کرد
  • کار ویژه خلق‌ها ۱۱ مرداد ۱۳۵۸
  • هشدار به مردم مبارز ایران
  • کار ویژه کردستان ۳ – ۱۴ اردیبهشت ۱۳۵۹
  • پایداری دلاورانه خلق کرد و پیشمرگان خلق تهاجم همه جانبه ارتش و سپاه پاسداران را با شکست مواجه ساخته است
  • کار فوق‌العاده خبری ۲ – ۱ تیر ۱۳۶۰
  • سعید سلطانپور و ۲۲ رزمنده خلق بدست جلادان رژیم جمهوری اسلامی به جوخه اعدام سپرده شدند
  • گزارشی از شنبه خونین
  • کار شماره ۱۴۰ – ۲ دی ۱۳۶۰
  • نخستین کنگره سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران برگزار شد
  • کار شماره ۲۱۱ –  تیر ۱۳۶۶
  • سرمقاله: کنفرانس سازمان و دستآوردهای آن
  • کار شماره ۲۵۰ – اسفند ۱۳۶۹
  • اعتصاب سراسری کارگران نفت با پیروزی پایان یافت
  • پایان جنگ و نتایج آن
  • کار شماره ۳۰۶- مهر۱۳۷۶
  • امید بیهوده بستن خطاست
  • از اسفند ۱۳۵۷ تا اردیبهشت ۱۳۸۶
  • اول ماه مه، خیابان‌ها در تسخیر کارگران بود
  • کار در سه گفتگو: (گفتگو با توکل، آذرنوش و سماکار)
  • خلاصه‎ای از اطلاعیه‎های سازمان
  • گرامی‎باد یاد رفقای فدائی جانفشان نشریه کار
  • یاد رفیق منصور اسکندری عضوکمیته مرکزی سازمان گرامی‎باد
  • یاد رفیق فدائی سعید سلطانپورگرامی باد
  • یاد رفیق منوچهر کلانتری نظری گرامی‎‎باد
  • گرامی باد خاطره رفیق قاسم سید باقری
  • گرامی باد یاد رفیق حسن جمالی
  • چکامه‎‎های کارگری
    • فردا
    • پابرهنه‎ها
    • سر می‌رسد دوباره روز تداعی
    • زنده باد اتحاد رنجبران
  • “- جهان” کمونیست
    • در ستایش کار غیرقانونی
    • فرزند فدائی خلق
  • کار در خاطره‌ها

کار شماره ۵۰۱ – نیمه دوم اردیبهشت ۱۳۸۶

  • جایگاه طبقاتی و موقعیت سیاسی جنبش‌های اجتماعی بالفعل
  • رشد تضادها و تنش های غیر قابل کنترل
  • چگونه دارویی می‌تواند فرانسه را نجات دهد!
  • شکست کنفرانس شرم‎الشیخ
  • فشار بر دانشجویان پلی تکنیک، به مثابه سرکوب جنبش دانشجویی
  • مبارزات کارگران جهان در ماهی که گذشت

کار شماره ۵۰۲ – نیمه اول خرداد ۱۳۸۶

  • عراق، گره ‌گاهی برای آمریکا و جمهوری اسلامی
  • ضرورت و اهمیت مبارزه برای آزادی‌های سیاسی
  • تشکل‌های طبقاتی کارگران! وظائف و تاکتیک‌های ما (۱)
  • پیام خامنه ای، امنیتی کردن فضای جامعه و دانشگاه‌های کشور
  • نگاهی به پدیده ی خودکشی
  • از معدن قلعه زری تا کارخانه کنف کار
  • ترکیه در گرداب بحران
  • شمشیرهای آخته‎ی اسلامی بر ضد زنان و علیه “اراذل و اوباش”

کار شماره ۵۰۳ – نیمه دوم خرداد ۱۳۸۶

  • اجلاس کشورهای صنعتی و مرحله‌ی پیشرفته تضادهای امپریالیستی
  • دل ‌مشغولی‌های کوچک
  • تشکل‌های طبقاتی کارگران! وظائف و تاکتیک‌های ما (٢)
  • یخ جمهوری‎خواهی نگرفته‎ ذوب شد!
  • نگاهی به مبارزات کارگران مصر در ماه های اخیر
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۵۰۴ – نیمه اول تیر ۱۳۸۶

  • دو رویداد در دو مقطع
  • نیاز جمهوری اسلامی به روابط سیاسی با آمریکای لاتین
  • تشکل‌های طبقاتی کارگران! وظائف و تاکتیک‌های ما (۳)
  • آیا تضمینی بر ادامه کاری سندیکای کارگران شرکت واحد هست؟
  • بیانیه سازمان فدائیان (اقلیت)
  • شعله های خشم، بار دیگر زبانه کشید
  • چرا ایران دارای بالاترین آمار معتادین در جهان است؟
  • سئوالی که جمهوری اسلامی از آن گریز می‌کند
  • حل مسئله فلسطین به شیوه امپریالیست‌ها
  • افزایش فشار و سانسور بیشتر مطبوعات، با کدام هدف؟
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۵۰۵ – نیمه دوم تیر ۱۳۸۶

  • توافق موقت اتمی، پایان کشمکش و اختلاف نیست!
  • نئولیبرالیسم و عوامفریبی اسلامی دست در دست یکدیگر
  • خامنه ای و سیاست “تهاجمی” آی دزد! آی دزد!
  • نشست مشترک جمهوری‎خواهان و مشروطه‎طلبان در پاریس
  • بیکاری، تاوانی که کارگران در مناسبات سرمایه‌داری می‌پردازند
  • تشکل‌های طبقاتی کارگران! وظائف و تاکتیک‌های ما (۴) (قسمت آخر)

کار شماره ۵۰۶ – نیمه اول مرداد ۱۳۸۶

کار شماره ۵۰۷ – نیمه دوم مرداد ۱۳۸۶

  • بحران سیاسی عراق و تدارک نا امنی مهلک تر به نام امنیت و ثبات
  • تناقضی که جمهوری اسلامی با آن روبه روست
  • جنبش دفاع از حقوق زنان در ایران: ضرورت گذار به مرحله‌ای دیگر
  • همبستگی بین‎المللی با طبقه‎ی کارگر ایران
  • خط فقر واقعی، واقعیتی که رژیم آن را پنهان می کند
  • مبارزات کارگران جهان در ماهی که گذشت
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۵۰۸ – نیمه اول شهریور ۱۳۸۶

  • هفته دولت و عملکرد کابینه احمدی نژاد
  • سرمایه‌داری ایران، در یک دور باطل بحران
  • فرار کروبی از جبهه “اصلاح طلبان” به اردوی “اصول گرایان”
  • رقابت امپریالیست‌ها در قطب شمال
  • مصاحبه با رفیق جهان از زندانیان سیاسی دهه‌ی ۶٠ و از جان به در بُرد گان تابستان ۶۷
  • اهداف جمهوری اسلامی از توپ‎باران مناطق مرزی کردستان عراق
  • رازهای شکنجه به مناسبت نوزدهمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷
  • سرکوب، راه به جایی نخواهد برد

کار شماره ۵۰۹ – نیمه دوم شهریور ۱۳۸۶

  • بحران خاور میانه و زوال قدرت امپریالیسم آمریکا
  • توافق البرادعی حبابی که به سرعت ناپدید شد
  • جنبش طبقاتی کارگران در گذار از یک تند پیچ
  • هاشمی رفسنجانی، آینده مجلس خبرگان و رویای اصلاح طلبان
  • مبارزات کارگران شیلی راه گشای مبارزات توده ها
  • اعدام، مجازاتی غیرانسانی در دستان حاکمان ستم گر
  • نگاهی به مجازات اعدام در جمهوری اسلامی
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۵۱۰ – نیمه اول مهر ۱۳۸۶

  • تنفسی در فضای جنگ
  • نظام سیاسی لبنان، سرمنشاء بحران سیاسی این کشور
  • سال نو تحصیلی چشم انداز و راه کارهای جنبش های دانشجویی و معلمان
  • معضل خانواده طبقاتی – اسلامی و لایحه خانواده
  • مشاغل سخت و زیان‎آور و کمیته‎های سازمان تأمین اجتماعی جمهوری اسلامی
  • “براندازی نرم” ، ابزار رژیم جهت پیشبرد سرکوب و سانسور بیشتر در جامعه
  • کلاف سردرگم بحران پاکستان
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۵۱۱ – نیمه دوم مهر ۱۳۸۶

  • معمائی که پاسخ آن در منطق مبارزه طبقاتی و توازن قوای سیاسی ست
  • تیر خلاص مجلس بر اقتصاد دولتی و عواقب آن
  • اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه و درس‌هایی که باید آموخت
  • سرکوب جنبش توده‎ای در برمه
  • سنگسار، نمادی از توحش جمهوری اسلامی
  • جدالِ بی‌پایان قدرت
  • مبارزات کارگران جهان در ماهی که گذشت
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۵۱۲ – نیمه اول آبان ۱۳۸۶

  • تضادهای درونی حکومت، پرونده‌ای که بسته نخواهد شد
  • نزاع دولت های ترکیه و عراق جرقه ای که در کنگره آمریکا زده شد
  • مناقشه اتمی، دستاویز آمریکا برای گسترش بحران و جنگ
  • جنبش معلمان، فراز و فرودها و چشم انداز آینده آن
  • نود سال پس از انقلاب سرخ اکتبر
  • درباره‌ی ضرورت و اهمیت مبارزه برای آزادی های سیاسی و حقوق دمکراتیک
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۵۱۳ – نیمه دوم آبان ۱۳۸۶

  • “شورای امنیت” و تصویب قطعنامه سوم علیه ایران
  • شکل‌های سازمانی نا پایدار و تاکیدی مجدد بر ضرورت کمیته‌های کارخانه
  • اشتغال زنان، وضعیت زنان کارگر و دیدار هیات ILO از ایران
  • گرایش چپ جنبش دانشجویی، برآمدی از روند مبارزه طبقاتی
  • رابطه دو برابر شدن معتادان به مواد مخدر در ایران و سیاست‎های جمهوری اسلامی
  • مقاومت کارگران فرانسه در برابر سیاست های نئولیبرال
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۵۱۴ – نیمه دوم آذر ۱۳۸۶

  • بحران سیاسی در پاکستان
  • رشد فزاینده نرخ تورم و مقام جمهوری اسلامی در خصوصی سازی
  • تاثیر جنگ بر وضعیت زنان عراقی
  • “امنیت اجتماعی” از شعار تا واقعیت چرا جمهوری اسلامی خود عامل گسترش ناامنی در جامعه است؟
  • اقتصاد جهان و بحران مالی در آمریکا
  • “انتخابات آزاد”، رؤیایی بی‎تعبیر در جمهوری اسلامی

کار شماره ۵۱۵ – نیمه اول آذر ۱۳۸۶

  • زمینه‌ها و نتایج گزارش شورای اطلاعات ملی آمریکا
  • بیانیه سازمان فدائیان (اقلیت) به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو
  • مسئله جنگ و صلح، جنگ و انقلاب
  • “آنا پولیس”؛ مذاکره برای توافق، توافق برای مذاکره!
  • دسته بندی‌های درون رژیم، حامل توهم در میان توده‌ها
  • جنبش‎های اجتماعی در فرانسه و علت اصلی ناتوانی‎شان
  • جمهوری اسلامی و تضادهایی که همزاد آن هستند
  • مبارزات کارگران جهان در ماهی که گذشت
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۵۱۶ – نیمه اول دی ۱۳۸۶

  • تعرضات طبقه حاکم علیه جنبش کارگری، نتایج و چشم اندازها
  • جمهوری اسلامی راهی برای غلبه بر تضادها و بحران ها ندارد
  • تورم معضل لاینحل رژیم جمهوری اسلامی
  • اهمیت دفاع از کارگران پیشرو و نمایند‌گان کارگری در برابر اخراج، دستگیری و به بند کشیدن آن‌ها
  • جنبش دانشجویی در جایگاهی، فراتر از اراده نیروهای سرکوبگر رژیم
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۵۱۷ – نیمه دوم دی ۱۳۸۶

  • اهداف و نتایج سفر خاور میانه ای بوش
  • اهمیت اعتصاب کارگران آزمایش و خواست افزایش دستمزد
  • اعدام، ابزار رژیم جمهوری اسلامی برای ارعاب توده ها
  • مهرورزی و عدالت در بودجه ٨۷
  • مهندسی افکار و فرهنگ در مصاف با ” آتش شهوت دختران بدحجاب” و خالکوبی و قلیان
  • زمستانی سوزان برای جمهوری اسلامی
  • نگاهی به مبارزات کارگران آلمان
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۵۱۸ – نیمه اول بهمن ۱۳۸۶

  • بحران گاز، یا بحران ورشکستگی جمهوری اسلامی؟
  • بیانیه سازمان فدائیان (اقلیت) به مناسبت سی و هفتمین سالگرد نبرد سیاهکل
  • برای نبردی بزرگ آماده شویم
  • نگرانی “اصلاح طلبان”، از رد صلاحیت شدن در انتخابات برای چیست؟
  • نتیجه‎ی توافقات گروه ۱ + ۵
  • زندانی سیاسی و زندان
  • تعمیق بحران مالی و چشم انداز رکود عمیق اقتصادی در آمریکا
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۵۱۹ – نیمه دوم بهمن ۱۳۸۶

  • تجاربی که باید آنها را پاس داشت
  • جرج حبش و جبهه خلق برای آزادی فلسطین
  • ابعاد تکان دهندۀ سوانح ناشی از کار
  • جنبش معلمان یک سال پس از شروع توفانی
  • بخشنامه شاهرودی لغو اعدام در ملاء عام، یا ممنوعیت انتشار تصاویر اعدام ها؟
  • مبارزه لوکوموتیو رانان آلمانی، الگوی مبارزۀ کارگران اروپا

کار شماره ۵۲۱ + ۵۲۰ – نیمه اول و دوم اسفند ۱۳۸۶

  • به پیشواز بهار برویم
  • گزارش برگزاری کنفرانس یازدهم سازمان فدائیان (اقلیت)
  • قطعنامه‌های کنفرانس یازدهم سازمان
  • دستمزدهای کارگری کجا! هزینه های زندگی کجا!
  • بیانیه سازمان فدائیان (اقلیت) به مناسبت ٨ مارس
  • پیروز باد مبارزه زنان علیه تبعیض، نابرابری و ستم جنسی
  • پیام شرکت کنندگان در کنفرانس یازدهم سازمان فدائیان (اقلیت) به: رفقای کارگر
  • پیام شرکت کنندگان در یازدهمین کنفرانس سازمان فدائیان (اقلیت) به رفقای هوادار و فعالان سازمان
  • پیام شرکت کنندگان در یازدهمین کنفرانس سازمان فداییان (اقلیت)
  • به زندانیان سیاسی، خانواده های رفقای دربند، خانواده های جانباختگان فدائی و همه جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم
  • پیام شرکت کنندگان در کنفرانس یازدهم سازمان فدائیان (اقلیت) به دانشجویان مبارز
  • فراخوان کمک مالی به رادیو صدای دمکراسی شورائی
  • ۲۵ اسفند، روز فدائیان جانفشان، روز شیفتگان زندگی در آزادی و برابری
  • انتخابات مجلس ارتجاع را تحریم کنیم!
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

آرشیو نشریه کار سال ۱۳۸۵ – از شماره‌ ۴۷۴ تا ۴۹۸

کار شماره ۴۷۴ – نیمه اول فروردین ۱۳۸۵

  • اهداف تاکتیکی مذاکرات جمهوری اسلامی و دولت آمریکا
  • مسائلی که پاسخی صریح و روشن می‌طلبند
  • عراق، سه سال بعد از یورش و اشغال امپریالیستی
  • سکوت گورستان در دانشگاه‌ها ممکن نیست
  • پیوند جنبش دانشجویی و کارگری فرانسه در برابر دولت سرمایه‌داران
  • مانور آخر سال جمهوری اسلامی
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۷۵ – نیمه دوم فروردین ۱۳۸۵

  • مذاکره با “شیطان بزرگ”، “وحدت ملی” و دعوا بر سر سهم
  • ایتالیا: نیم چرخشی به سمت چپ
  • زلزله لرستان و تناقض گوئی‌های مقامات رژیم
  • جمهوری اسلامی و ماکیاولیسم
  • دولت سرمایه‌داران در برابر مبارزه مشترک کارگران و دانشجویان فرانسه به زانو درآمد
  • از بیستم تا بیستم – مروری بر مبارزات کارگری طی یک ماه گذشته
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۷۶ – نیمه اول اردیبهشت ۱۳۸۵

  • تهدید به استفاده از سلاح اتمی
  • اول ماه مه صف آرائی اردوی کار در برابر دنیای سرمایه
  • یک جمعبندی از جنبش طبقاتی کارگران در سال ۸۴
  • آنان که از شاملو، کتاب و نویسنده می‌ترسند
  • نگاهی به انتخابات اخیر ریاست جمهوری در پرو
  • دولت جدید بولیوی و چالش‌های پیش رو

کار شماره ۴۷۷ – نیمه دوم اردیبهشت ۱۳۸۵

  • دوازده اردیبهشت روز معلم، و خواست‌های تحقق نایافته معلمان
  • اول ماه مه نمایش قدرت کارگران
  • تشدید سرکوب زنان و “جایگاه‌های مرغوب” استادیوم‌ها
  • اول ماه مه جلوه‌ای از جلوه‌های ماندگار طرف روشن تاریخ
  • مبارزات کارگران در جهان
  • مبارزات مردم نپال علیه خودکامگی سلطنتی
  • پاسخ به سوالات: تعریف جامعه سوسیالیستی
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۷۸ – نیمه اول خرداد ۱۳۸۵

  • درگیری‌های بلوچستان و نقش جمهوری اسلامی در تشدید تضادهای ملی و مذهبی
  • تظاهرات گسترده مردم آذربایجان
  • جنبش طبقاتی کارگران و دگم‌هائی مه سائیده میشوند
  • تاثیر درآمد نفت بر اقتصاد ایران
  • نگاهی به مبارزات توده‌ای در ۴۰ روز گذشته
  • پیشرفت؟ عقب گرد؟ کجا و چرا؟
  • روند جنبش دانشجوئی ایران به سمت انفعال یا رادیکالیسم
  • جنایات امپریالیست‌ها هرگز فراموش نمی‌شود
  • به بهانه سی‌امین سالگرد کودتا در آرژانتین
  • بی قاعده
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۷۹ – نیمه دوم خرداد ۱۳۸۵

  • مذاکره، پایان راه نیست
  • شوونیسم در هر شکل آن محکوم است
  • تظاهرات زنان در پارک میدان هفت تیر سرکوب شد
  • سعید سلطانپور آتشفشان شور و عشق
  • تشدید سرکوب کارگران در جهان
  • تحولات آمریکای لاتین: بیم‌ها و امیدها
  • بی قاعده
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۸۰ – نیمه اول تیر ۱۳۸۵

  • یک سال پس از سوم تیر
  • آی اِل او، شوراهای اسلامی و کارگران
  • افزایش نرخ تورم و نگرانی کارگزاران دستگاه دولتی
  • نگاهی به مبارزات توده‌ای در خرداد ماه
  • سرکوب بی وقفه حکومت، پایداری توده‌ها
  • اهداف بوش از سفر ناگهانی به عراق
  • وخامت اوضاع در فلسطین
  • بی قاعده
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۸۱ – نیمه دوم تیر ۱۳۸۵

  • حکم خامنه‌ای، پاسخ به کدام نیاز حکومت
  • نابود سازی برنامه‌ریزی شده‌ی مردم فلسطین
  • “براندازی نَرم” توجیه و دست‌آویز تشدید اختناق و سرکوب
  • نگاهی به جنبش زنان و تجمع اعتراضی آنان در ۲۲ خرداد
  • هفت سال پس از ۱۸ تیر ۷۸
  • رادیکالیسم در جنبش دانشجویی
  • نگاهی به مبارزات کارگران مهاجر جهان

کار شماره ۴۸۲ – نیمه اول مرداد ۱۳۸۵

  • راه امپریالیستی خروج از بحران و بن بست اتمی
  • جنگ طلبی، ذاتی حکومت اسرائیل
  • اجرای حکم سرمایه و چشم انداز گسترش خیزش‌های کارگری
  • آلترناتیو سازی دولت آمریکا و وظائف آن
  • نگاهی به مبارزات توده‌ای در تیر ماه
  • سندیکایی که می‌ماند و بر اراده‌ی کارگران استوار است
  • بی قاعده
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۸۳ – نیمه دوم مرداد ۱۳۸۵

  • جنگ غیر مستقیم دولت آمریکا و جمهوری اسلامی
  • گزینه‌ی جمهوری اسلامی در برابر قطعنامه ۱۶۹۶ شورای امنیت
  • کشتار سازمان یافته مردم لبنان
  • اهمیت مقابله با احکام بی دادگاه‌های رژیم
  • کشتار تابستان ۶۷ پرونده‌ای که همیشه باید گشوده بماند
  • مکزیک: تقلب در انتخابات تنها راه حفظ قدرت
  • جمهوری اسلامی مسئول مرگ یک زندانی سیاسی

کار شماره ۴۸۴ – نیمه اول شهریور ۱۳۸۵

  • ناکامی امپریالیسم آمریکا در “مبارزه” با بنیادگرائی اسلامی و استقرار “امنیت” و “ثبات” در عراق و افغانستان
  • اسرائیل خود را برای دور دیگری از حملات آماده می‌کند
  • نگاهی به مبارزات توده‌ای در مرداد ماه
  • مقابله کارگران با تهاجم سرمایه
  • جمهوری اسلامی و سیاست تکراری نمایش اعترافات تلویزیونی آن
  • پایبندی جمهوری اسلامی به اصول ارتجاعی خود
  • از کتاب سوزان تا جمع‌آوری بشقاب‌های تلویزیون ماهواره‌ای
  • ادامه کشتار در سریلانکا
  • پاسخ به سئوالات
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۸۵ – نیمه دوم شهریور ۱۳۸۵

  • کشاکش فرسایشی بر سر پرونده اتمی جمهوری اسلامی
  • سال تحصیلی جدید و موانع نظام آموزشی موجود
  • پیش نویس “اصلاح” قانون کار، یعنی تشدید استثمار و بی حقوقی کارگران
  • خاوران میعادگاه آزادی و سوسیالیسم غرق در گل و بوسه شد
  • ۱۱ سپتامبر و “نظم نوین جهانی”!
  • یادمان جان باختگان تابستان ۶۷ در اتاق دمکراسی شورایی
  • شاهکار صمد زندگی او بود
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۸۶ – نیمه اول مهر ۱۳۸۵

  • جمهوری اسلامی و عقب نشینی تاکتیکی
  • تنها سرنیزه است که حکم می‌راند
  • هوگو چاوز، محمود احمدی‌نژاد و دیپلماسی بورژوایی
  • نگاهی به مبارزات توده‌ها در شهریور ماه
  • اهمیت شعار کار، نان، آزادی
  • “کنگوی دموکراتیک”، در انتظار نتیجه دور دوم انتخابات
  • پاسخ به سئوالات
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۸۷ – نیمه دوم مهر ۱۳۸۵

  • موج جدید گرانی و قابلیت انفجار اجتماعی
  • انتشار یک نامه و معجزه‌ای که از آن انتظار می‌رود
  • کدام “چپ”، کدام “ضد امپریالیسم”؟
  • تراژدی عراق
  • کودتای “مخملی” در تایلند
  • پاسخ به سئوالات

کار شماره ۴۸۸ – نیمه اول آبان ۱۳۸۵

  • آمریکا در افغانستان هم شکست خورد
  • خرافات و سرکوب
  • فراخوان خامنه‌ای به وحدت و همدلی جناح‌های حکومت
  • نگاهی به مبارزات توده‌ای در مهرماه
  • اتحاد، ضرورتِ جنبش کارگری، معلمان و دانشجویی
  • اهداف کره شمالی از آزمایش هسته‌ای
  • به مناسبت ۱۳ آبان، روز دانش‌آموز

دگرگونی بنیادین نظام آموزشی ایران، ضرورتی اجتناب ناپذیر

  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۸۹ – نیمه دوم آبان ۱۳۸۵

  • تحریم‌های سیاسی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی در چشم‌انداز نزدیک
  • آمریکا، عراق و بحران دو راهی تصمیم
  • جمهوری اسلامی و معضل بیکاری
  • اسلام گرائی و اصلاح طلبی مرد، آب رفته به جوی باز نمی‌گردد
  • نگاهی به جنبش دانشجویی

تنها یک پاسخ صحیح است

  • “لولا” باز هم به نظم نوین جهانی خدمت خواهد کرد
  • نگاهی به مبارزات کارگران و زحمتکشان جهان

کار شماره ۴۹۰ – نیمه دوم آذر ۱۳۸۵

  • اوضاع سیاسی ناپایدار و عقب نشینی برای تجدید قوا
  • بیانیه سازمان فدائیان (اقلیت) خطاب به دانشجویان به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو
  • رؤیای کاذب بازگشت به آغاز دهه ۶۰
  • اخراج کارگران افغان، یک اقدام جنایتکارانه است که وسیعا باید مورد اعتراض قرار بگیرد و محکوم شود
  • تهاجم به زندانیان سیاسی، ادامه سرکوب رژیم در جامعه
  • نگاهی به اعتراضات کارگری و توده‌ای در آبان ماه
  • خاور میانه، گره کور امپریالیسم
  • تحولات درونی ساندنیست‌ها و پیروزی اورتگا
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۹۱ – نیمه اول آذر ۱۳۸۵

  • آمریکا، شکست استراتژی و استراتژی شکست
  • پیروزی چاوز و مسئله مجادله برانگیز انقلاب بولیواری
  • جنبش کارگری و اهمیت درک صحیح از شرایط کنونی
  • تشدید سرکوب و اختناق با حربه مقابله با “ناتوی فرهنگی”، و تلاش برای برقراری “امنیت اخلاقی”
  • پیرامون انشعاب در حزب دمکرات کردستان ایران
  • کودکان و بی‌حقوقی مطلقشان در جمهوری اسلامی
  • بزرگداشت پر شکوه روز دانشجو در میان تدابیر شدید امنیتی
  • مبارزات کارگران جهان در ماهی که گذشت
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۹۲ – نیمه اول دی ۱۳۸۵

  • نزاعی که در اردوی ارتجاع است و توده مردم نفعی در آن ندارند
  • فلسطین در آستانه جنگ داخلی
  • بازنده‌ی اصلی در مضحکه‌ی انتخابات
  • پیروزی کارگران نتیجه اتحاد و مبارزه‌ی پیگیر آنان است
  • بحران عراق و صف آرائی جدید کشورهای عربی منطقه
  • کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز و سوالاتی که پاسخ می‌طلبند
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۹۳ – نیمه دوم دی ۱۳۸۵

  • بحران پرونده اتمی، تخته پرش ورشکستگان سیاسی
  • دفاع از حقوق و مطالبات زنان آری! قانون گرائی و توجیه ارتجاع اسلامی نه!
  • چرا باید از دعوت “اتحاد کمیته‌های کارگری” استقبال و از آن حمایت نمود!
  • جنگ در سومالی و نقش امپریالیسم آمریکا
  • مبارزات کارگران جهان در ماهی که گذشت

کار شماره ۴۹۴ – نیمه اول بهمن ۱۳۸۵

  • بحران در مناسبات بین‌المللی و تشدید تضادهای درونی رژیم
  • گرانی مهار شدنی نیست
  • حاصل طرح جدید بوش در عراق، ادامه کشتار و ویرانی
  • بیمه‌های اجتماعی و مستمری ناچیز بازنشستگان تامین اجتماعی
  • نگاهی به مبارزات کارگری در دی ماه

یک سال بعد از آن روز تاریخی

  • چشم‌انداز کشمکش‌های جمهوری اسلامی و آمریکا
  • تشدید سیاست اختناق و سرکوب، به دنبال تصویب قطعنامه تحریم علیه ایران
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۹۵ – نیمه دوم بهمن ۱۳۸۵

  • ۲۸ سال پس از قیام بهمن و ضرورت قیامی دیگر
  • بیانیه سازمان فدائیان (اقلیت) به مناسبت ۱۹ بهمن، سالروز حماسه سیاهکل

۳۶ سال مبارزه در راه آزادی و سوسیالیسم

  • طرح رفع موانع تولید و تشدید بی حقوقی کارگران
  • طرح محدودیت جنسیتی پذیرش در دانشگاه‌ها برگ سیاه دیگری در کارنامه جمهوری اسلامی
  • موج فزاینده سرکوب، همچنان بر دانشگاه‌های کشور ادامه دارد
  • مبارزات کارگران جهان در ماهی که گذشت
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۹۶ – نیمه اول اسفند ۱۳۸۵

  • امپریالیسم، جنگ و انقلاب
  • بیانیه سازمان فدائیان (اقلیت) به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن

زنده باد ۸ مارس، نابود باد ستم و تبعیض علیه زنان

  • حداقل دستمزد، نباید کمتر از ۵۰۰ هزار تومان باشد
  • چشم‌انداز تیره اوضاع اقتصادی در آینه بودجه سال ۸۶
  • جنبش اعتراضی معلمان و سرنوشت “لایحه نظام هماهنگ پرداخت”
  • نگاهی به مبارزات کارگری در بهمن ماه

دفاع از کارگران تعلیقی شرکت واحد، دفاع از جنبش کارگری است

  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

کار شماره ۴۹۷ – نیمه دوم اسفند ۱۳۸۵

  • نوروز بر کارگران و زحمتکشان مبارک باد!
  • با شما باد آتشین سوگند، با شما باد آتشین پیوند
  • ادعاهای جعلی ارگان وزارت اطلاعات و پرونده سازی برای فعالان جنبش زنان
  • لیبرال‌ها، مارکس بی آزار می‌خواهند
  • مردم فلسطین در منگنه‌ی ارتجاع اسلامی و سیاست‌های امپریالیستی
  • چشم‌انداز تیره اوضاع اقتصادی در آینه بودجه سال ۸۶
  • مبارزات کارگران جهان در ماهی که گذشت
  • امسال روز جهانی زن روز دیگری بود
  • پاسخ به سئوالات
  • خلاصه‌ای از اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان

زنده باد اعتصاب گسترده کارگران نفت وگاز و پتروشیمی جنوب کشور

بر اساس اخبار منتشره در خبرگزاری ها و شبکه های اجتماعی، کارگران مناطق اقتصادی و پتروشیمی و کارکنان شرکت نفت و گاز به طور همزمان در بخش های وسیعی از مناطق جنوب کشور دست به اعتصاب زده اند. این اعتصاب گسترده که از صبح امروز شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ از طرف کارگران و کارکنان پالایشگاه آبادان، پالایشگاه پارسیان، پتروشیمی لامرد و پالایشگاه فازهای ۲۲ و ۲۴ پارس جنوبی کنگان آغاز شده است، در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مزایای کارگران و کارکنان این مناطق اقتصادی صورت گرفته است.

علاوه بر اعتصاب کارگران و کارکنان مناطق یاد شده، خبرگزاری ایلنا از تجمع اعتراضی کارگران شرکت نفت سنگین گاز قشم نیز مقابل این شرکت خبر داده است.بنا به گزارش این خبرگزاری، کارگران شرکت نفت سنگین قشم از صبح روز شنبه ۱۱ مرداد، در اعتراض به عدم پرداخت بخشی از مطالبات خود، دست از کار کشیده و مقابل این شرکت تجمع کردند. کارگران نفت سنگین قشم که برای چند پیمانکار مختلف کار می کنند، دستمزد چند ماه خویش را دریافت نکرده اند. کارگران پالایشگاه نفت سنگین قشم، سال گذشته نیز در سه نوبت، ۲۵ مهرماه، ۱۸ دیماه و ۹ اسفند دست به اعتراض زده بودند. اسفند سال گذشته مطالبات معوقه آن ها به ۵ ماه می رسید که بنابر گزارش ایلنا، چند ماه را دریافت کردند، اما اکنون معوقات مزدی چند ماه از سال ۹۹ نیز به معوقات سال گذشته آنان اضافه شده است.

اعتصاب همزمان کارگران و کارکنان بخش های وسیعی از مناطق اقتصادی، پتروشیمی، نفت و گاز جنوب کشور را باید به فال نیک گرفت و در حمایت و تقویت آن کوشید. این اعتصابات به هم پیوسته در شرایطی صورت گرفته است که کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در اعتراضی ماراتنی وارد ۴۸ امین روز اعتصاب خود شده اند و تاکنون هیچ پاسخی از طرف کارفرما و دولت حامی او به مطالبات بر حق کارگران از جمله بازگشت به کار اسماعیل بخشی و سایرکارگران اخراجی و پرداخت چهار ماه حقوق معوقه داده نشده است.

گسترش همزمان اعتراضات و اعتصابات کارگری، موثرترین سلاح کارگران و کارکنان مراکز تولیدی و صنعتی نه تنها برای تحقق خواست ها و مطالبات معوقه است، بلکه همچنین سلاح موثری برای وادار کردن طبقه سرمایه‌دار حاکم و رژیم جمهوری اسلامی به عقب نشینی و شنیدن صدای اعتراض و دادخواهی کارگران و تمامی توده های ستمدیده ایران است.

سازمان فدائیان (اقلیت) حمایت همه جانبه خود را از اعتصاب همزمان کارگران و کارکنان نفت و گاز و پتروشیمی جنوب کشور اعلام می کند و خواستار تحقق فوری همه مطالبات کارگران و کارکنان مناطق اعتصابی است.

سازمان فدائیان (اقلیت)، سایر کارگران به‌ویژه کارگران و کارکنان دیگر بخش های نفت و گاز و پتروشیمی کشور را به حمایت و همبستگی با همکاران اعصابی خود فرا می خواند.

پیروز باد اعتصاب گسترده نفت و گاز و پتروشیمی جنوب کشور

زنده باد اتحاد طبقاتی و همبستگی کارگران ایران

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار بادحکومت شورایی

زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۱ مرداد ۱۳۹۹

کار، نان، آزادی – حکومت شورایی

متن کامل در فرمت پی دی اف

چرا فقرزده‌ایم؟

چرا با اینکه سخت کار می‌کنیم از امکانات و رفاه کافی برخوردار نیستیم و رنج می‌بریم؟

چرا با اینکه میل و تخصص کارکردن داریم، گاهی بیکار می‌شویم و بی حقوق، و تازه بعد از یافتن کار باید ماه‌ها جان بکنیم تا شاید خود و خانواده‌هایمان را از چنبره فقر و بدهی‌هایی که در بیکاری دچار شده‌ایم رها کنیم؟

چرا ما با آنکه سال‌ها زحمت می‌کشیم نمی‌توانیم یک خانه مناسب یک ماشین معمولی یک بیمه مناسب و حتی یک تغذیه مناسب داشته باشیم؟

چرا بعضی وقت‌ها از ترس فقر و گرسنگی  و برای حفظ همین اندک درآمدمان مجبور به تملق و نالوطی‌گری و کارهایی می‌شویم که در شرایط عادی هرگز خوش نداریم آنگونه باشیم؟

چه چیزی باید باشد یا نباشد یا تغییر کند که ما بتوانیم بدون آنکه ناراضی باشیم نالوطی باشیم عصبانی و رنجیده باشیم زندگی کنیم؟

چه تغییراتی می‌تواند باعث بشود که ما، علاوه برآنکه خوب و سخت و سودمند کار می‌کنیم، خانواده‌هایمان هم در رفاه باشند، مهربان و شریف و خوشحال باشیم و آنطور که دلمان می‌خواهد زندگی کنیم؟

چه چیزی و چه کسانی نمی‌گذارند و نفعشان نیست که ما، آنگونه که باید و حقمان است و آنطور که می‌خواهیم زندگی کنیم؟

تمام این رنج‌ها یک دلیل دارد: نابرابری

نابرابری یعنی یکنفر، ده، صد و هزار خانه دارد و میلیون‌ها نفر خانه‌ایی ندارند.

یعنی: یکنفر، ده و صد و هزاران میلیارد ثروت دارد و میلیون‌ها نفر هیچ ندارند.

یعنی: جمعیت انبوهی که کار می‌کنند و تولید می‌کنند و خدمت می‌کنند و زحمت و رنج می‌کشند در فقر و غم بسوزند وعده‌ایی که تنها کارشان پول شماری‌ست خوش بگذرانند و مرفه باشند و ثروتمند و خوشحال.

 

قانون یعنی چه؟

قانون، قول و قراری‌ست که یک جمع یا نمایندگان چندین جمع برای حفظ نظم، صلح و منافع همگانی در زندگی جمعی، در بین خودشان وضع می‌کند.

اگر این قول و قرار مورد رضایت و قبول اکثریت این جمع نباشد تبدیل به قانون نمی‌شود و اگر قانونی بعد از اجرا مورد مخالفت اکثریت آن جمع واقع شود لغو می‌گردد.

حال اگر با زور یا فریب و تقلب عده‌‌ایی خود را نماینده آن جمع جا زده  و قوانینی وضع و تصویب کنند که خلاف و علیه منافع و صلاح اکثریت باشد چه؟

حال اگر بزور اسلحه، قانونی که سرمایه‌داران نوشته و بر جامعه تحمیل کرده که بآنها اجازه می‌دهد یکنفر، ده، صد و یا هزاران نفر را به بردگی بگیرند و از زحمتشان بر ثروت خود بیافزاید چه؟

اکنون که قانون می‌گوید: ما باید کار کنیم و زحمت و رنج ببریم تا سرمایه‌دار پول بشمرد و مال اضافه کند و خوش بگذراند چه؟

پس: این قانون نه تنها انسانی و شرافتمندانه نیست که عین ظلم و تجاوز است و باید تغییر کند.

چه باید بکنیم؟ چه میتوانیم بکنیم؟

اول باید:

آگاهی پیدا کنیم که حق ما و خانوادهایمان، کارکردن و رنج کشیدن و فقیر بودن نیست.

آگاهی پیدا کنیم که فقر ما نه تقدیر الهی که تقصیر و محصول توطئه عده‌ایی طماع، حریص و خودخواه است که با وضع و اتکا به قوانین ضد انسانی و ناعادلانه و خلاف منافع اکثریت مردمان زحمتکش(هشتاد درصد مردم دنیا)، تمام امکانات و ثروت را در چنگ خود گرفته و ما را به بردگی وا داشته‌اند.

آگاهی پیدا کنیم که برای پایان دادن باین رنج که نمی‌گذارد زندگی کنیم و نمی‌گذارد خوشحال باشیم و نمی‌گذارد خانواده و فرزندانمان آسوده و در رفاه باشند. باید کاری کرد.

وقتی آگاه شدیم و این آگاهی را آنچنان درونی کردیم که بجانمان چسبید و هویت و شخصیتمان شد

آنگاه

میفهمیم که:

چه باید بکنیم

 

یک کارگر مبارز مرداد ۹۹- ایران

از کشتارگاه، سعید سلطانپور

0

از کشتارگاه

بهار ۵۱ – تابستان ۵۶

سعید سلطانپور

 

غزل زمانه

در هوای درهم شبگیر

غزل بند

سحر، در بند

غزل برای دلاوران

غزل رفیق

غزل شکنجه

این نغمه – ساز پنهان

حربا

سرچشمه

در بند پهلوی

شانه به شانه با فلز تاوان، زمین کاوان

چهار حرف

رودخانه

متن کامل از کشتارگاه در فرمت پی دی اف

 

روابط برون مرزی سازمان چریکهای فدائی خلق ایران تا بهمن ۱۳۵۷

توضیح در باره انتشار انترنتی کتاب
روابط برون مرزی سازمان چریکهای فدائی خلق ایران
تا بهمن ۱۳۵۷

۲۱ ژوئیه ۲۰۲۰ حیدر تبریزی

کتاب روابط برون مرزی سازمان چریکهای فدائی خلق ایران در سال ۱۳۹۵(۲۰۱۶) منتشر شد. این کتاب همچنانکه در مقدمه آن توضیح داده ام، اساسا ًگزارش گونه ای است برای ثبت رخدادها. لازم به تاکید است که من نه تاریخ پژوهم و نه تاریخ نگار و صلاحیتی هم در این عرصه ندارم، شاید بتوان گفت تاریخ خوانم. اما فکر میکنم که ثبت درست وقایع به کسانی که بخواهند تاریخ گذشته سازمان فدائی را تدوین و یا تحلیل کنند و یا از رویدادها مطلع شوند، مفید خواهد بود.

من انتظار داشتم پس از دریافت انتقادات و ملاحظات خوانندگان، بتوانم کتاب را اصلاح و تکمیل کنم. ولی بیشتر لطف خوانندگان کتاب بود و انتقادات بسیار نادر. بجز انتقاد دوست عزیزم بهروز داودی، که اصلاح آن ضروری بود، موارد دیگر پیشنهادات اصلاحی و یا تکمیلی ضروری نبود.

موردی که باید اصلاح می شد، عبارت است از اینکه در کتاب آمده است :

” در تابستان سال ۱۳۵۰ طرحی برای حرکت مجدد در جنگلهای شمال در دستور کار قرار گرفت و تدارک برای عمل آغاز شد. به منظور تدارک سلاح و مهمات ضروری برای اجرای این طرح، صفاری آشتیانی به همراه دو رفیق دیگر برای تهیه سلاح و مهمات از طریق مرز عراق مخفیانه به خارج فرستاده شدند.آنها پس از مدت کوتاهی با مقادیری سلاح و مهمات به ایران برگشتند. حمید اشرف در “جمعبندی سه ساله” در این باره می نویسد :

“در این دوره مسافرت رفیق صفاری آشتیانی با همکاری افراد تازه کار مخفی شدۀ شاخه تبریز و مشهد سازمان داده شد و حرکت انجام گرفت و سه رفیق به فلسطین اعزام شدند تا پس از تهیۀ مقادیری اسلحه و مهمات به سرعت به ایران مراجعه کنند”

اسامی دو نفری که به همراه صفاری به خارج فرستاده شدند، جائی گفته نشده است. اما در جلد اول کتاب چریکهای فدائی خلق… با اشاره به بازجوئیهای عباس مفتاحی، اسامی دو نفری که با صفاری به به عراق رفته بودند، حسین سید نوزادی و محمد علی سالمی ذکر شده است. از آنجا که سید نوزادی و سالمی از اعضای تازه مخفی شده شاخه های تبریز و مشهد بودند،احتمالاً این حرف درست است.”( صفحات ۲۰ و ۲۱ ، کتاب روابط برون مرزی سازمان چریکهای خلق ایران تا بهمن ۱۳۵۷)

این نتیجه گیری من اشتباه است. در این حرکت بجز این سه نفر، رفقای دیگر هم شرکت داشتند که از رفقای تبریز بودند، ولی تنها دو نفر سید نوزادی و سالمی همراه صفاری آشتیانی به عراق رفتند و بقیه در ایران ماندند. این دو رفیق هر دو از رفقای مشهد بودند. حرف حمید اشرف کاملاً دقیق است چون همۀ رفقای شرکت کننده در کل این حرکت را ذکر می کند و نه دو نفری که همراه صفاری آشتیانی بوده اند. من به این نکته ظریف توجه نکرده و نوشته ام : که ، سید نوزادی و سالمی از اعضای تازه مخفی شده شاخه های تبریز و مشهد بودند. در اینجا باز هم از بهروز داودی تشکر میکنم.

نسخه های چاپی کتاب، مدتی است که تمام شده است ولی باز هم دوستانی از من کتاب را تقاضا می کنند. بهمین دلیل و با توجه به اینکه، پخش کتاب بویژه در ایران، با مشکلات جدی روبروست، تصمیم گرفتم آن را در اینترنت بگذارم تا دسترسی به آن بخصوص برای کسانی که در ایران هستند آسانتر باشد. از آنجا که اصلاح و تنظیم مجدد کتاب نیاز به کار بیشتری داشت، آن را به همان صورتی که چاپ شده بود، در اینترنت می گذارم. به این ترتیب شاید ملاحظۀ دوستانی نیز که به ریز بود حروف و فشردگی سطور، انتقاد داشتند برطرف شود.

متن کامل کتاب 

سفری که دستاوردی برای طرفین به همراه نداشت

مصطفی الکاظمی نخست‌وزیر عراق روز سه‌شنبه ۳۱ تیرماه برای دیداربا مقامات جمهوری اسلامی به ایران سفر کرد و با خامنه‌ای، حسن روحانی، جهانگیری، قالیباف و شمخانی دیدار کرد. وی قرار بود ابتدا به عربستان سعودی سفر کرده و بعد از سفر به عربستان به ایران بیاید که بیماری پادشاه سعودی باعث تعویق سفر او به عربستان گردید. او هم‌چنین قرار است بزودی به آمریکا سفر کرده و با ترامپ دیدار کند. وزرای خارجه، نفت، برق، دارایی، دفاع، بهداشت و مشاور امنیت ملی عراق در این سفر با او همراه بودند.

اولین دیدار الکاظمی در این سفر با حسن روحانی بود که پس از این دیدار کنفرانس خبری برگزار شد. او در این کنفرانس خبری

تاکید کرد که دولت عراق می‌خواهد با دولت ایران روابطی دوستانه بر مبنای عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر داشته باشد. او هم‌چنین بر ایجاد توازن و دوری از صف‌بندی سیاسی در روابط خارجی عراق تاکید کرد.

پس از این دیدار وی به دیدار خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی رفت و بار دیگر بر مواضع خود که در کنفرانس خبری اعلام کرده بود تاکید کرد. خامنه‌ای اما در پاسخ به الکاظمی گفت: “ایران هیچ گاه بنای دخالت در امور عراق را نداشته و نخواهد داشت” وی گفت در خصوص روابط عراق و آمریکا، جمهوری اسلامی دخالتی ندارد اما در عین حال نسبت به “رفتار آمریکایی‌ها که موجب فساد و خرابی و ویرانی است”، به نخست‌وزیر عراق هشدار داد!! وی هم‌چنین در رابطه با قتل قاسم سلیمانی گفت “جمهوری اسلامی ایران هرگز این موضوع را فراموش نخواهد کرد و قطعاً ضربه متقابل را به آمریکایی‌ها خواهد زد”. طنز تاریخ در این است که خامنه‌ای در این دیدار انتقام کشتن قاسم سلیمانی را به الکاظمی یادآوری ‌کرد، فردی که از سوی نماینده این حکومت در عراق یعنی “کتائب حزب‌الله عراق” متهم به دست داشتن در کشتن قاسم سلیمانی شده بود!!!

اگرچه دیدار حضوری خامنه‌ای و الکاظمی، اولین دیدار حضوری خامنه‌ای پس از شیوع کرونا در ایران و پس از ۵ ماه بیانگر اهمیت سفر الکاظمی و دیدار وی با مقامات جمهوری اسلامی برای دولت‌های دو کشور بود، اما همین دیدار نشان داد که این سفر هیچ دستاورد قابل اهمیتی نداشته و اصولا نمی‌توانست داشته باشد. صحبت‌های خامنه‌ای، اثبات نظرات ما در رابطه با سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی بود و نشان داد که مشکلات در روابط خارجی دولت ایران با دولت‌های منطقه از جمله دولت عراق در جای خود باقی‌ خواهد ماند و هیچ راه‌حلی در مقطع کنونی برای این رقابت‌ها و اختلافاتی که قربانی آن‌ها مردم منطقه هستند وجود ندارد.

خامنه‌ای در حالی گفت: “ایران هیچ گاه بنای دخالت در امور عراق را نداشته و نخواهد داشت” که همه دنیا از جمله مردم ایران و عراق به‌خوبی از دخالت‌های جمهوری اسلامی در کشور عراق خبردار هستند. این موضوع برکسی پوشیده  نیست و مردم عراق در اعتراضات متعدد خود این را به روشنی فریاد زدند. بنابراین دروغ اول او به‌طور واقعی بیان‌گر این است که هیچ تغییری در سیاست جمهوری اسلامی در عراق بوجود نخواهد آمد. سخنان بعدی وی حتا  صراحت بیشتری داشت، آن‌جا که از “رفتار آمریکایی‌ها” سخن می‌گوید و این که “ضربه متقابل را به آمریکایی‌ها خواهیم زد” و مفهوم آن چیزی جز خواست واقعی جمهوری اسلامی برای ادامه و حتا تشدید اقدامات ایذایی خود در عراق بویژه علیه نیروهای نظامی آمریکا نبود. این معنای تمام سخنان خامنه‌ای است.

واقعیت این است که برکناری عادل عبدالمهدی و انتصاب مصطفی الکاظمی یک شکست برای جمهوری اسلامی در عراق بود. سیاست‌های دولت عراق از زمان بر سر کار آمدن مصطفی الکاظمی به‌روشنی این موضوع را اثبات می‌کند. یکی از اولین اقدامات مصطفی الکاظمی انتصاب مجدد ژنرال الساعدی به ریاست “یگان‌های مبارزه با تروریسم” (جهاز مکافحه الارهاب)

و حتا ترفیع درجه نظامی وی بود. او که از فرماندهان ارتش عراق و از مخالفان شدید حشد‌الشعبی است، به صورت تلفنی و بدون هیچ‌گونه توضیحی در سپتامبر سال گذشته از سوی عادل عبدالمهدی از سمت ریاست “یگان‌های مبارزه با تروریسم” برکنار گردید. برکناری او همان زمان به رهبران حشد‌الشعبی نسبت داده شده بود. “یگان‌های مبارزه با تروریسم” بخشی از ارتش عراق است که در سال ۲۰۰۵ با عنوان “نیروهای ویژه عراق” در ارتش عراق بوجود آمد و توسط نیروهای نظامی آمریکایی تحت آموزش قرار گرفت. در سال‌های اخیر و در جریان جنگ با داعش این نیرو توسعه یافت و نام “یگان‌های مبارزه با تروریسم” بر آن گذاشته شد که در جنگ با داعش نیز حضور فعالی داشت و حشدالشعبی که بیشتر تحت‌ نفوذ دولت ایران بود همواره آن را به چشم رقیب و حتا مانع می‌دید.

همین نیروهای “یگان‌های مبارزه با تروریسم” بودند که ۶ تیرماه به یکی از مراکز گروه کتائب حزب‌الله در جنوب بغداد حمله کرده و ۱۳ عضو آن را به اتهام حملات راکتی به مراکز نظامی و دیپلماتیک بازداشت کردند.

یکی دیگر از اقدامات اخیر مصطفی الکاظمی برکناری فالح الفیاض رئیس حشدالشعبی از سمت مشاور امنیت ملی و مسئول اداره امور دستگاه امنیت ملی در تاریخ ۱۴ تیرماه بود. فالح الفیاض رئیس حشدالشعبی توسط عادل عبدالمهدی به این سمت‌ها گماشته شده بود. مصطفی الکاظمی به ترتیب ژنرال عبدالغنی الاسدی و قاسم الاعرجی را به سمت رئیس دستگاه امنیت ملی و مشاور امنیت ملی منصوب کرد. ژنرال عبدالغنی الاسدی نیز که از مخالفان حشد‌الشعبی است، یک سال قبل توسط عادل عبدالمهدی از سمت‌های خود برکنار شده بود. او که زمانی ریاست “یگان‌های مبارزه با تروریسم” را نیز برعهده داشت در زمان نخست‌وزیری حیدر العبادی وزیر کشور بود.

نخست‌وزیر عراق ۲۱ تیرماه نیز اعلام کرد کارزاری را برای مبارزه با فساد مالی در مرزهای این کشور با ایران آغاز می‌کند. وی با اشاره به گذرگاه مرزی “مندلی” (سومار) و بیان این‌که مرزهای عراق به کانون داغ افراد فاسد تبدیل شده، گفته بود این مبارزه علیه کسانی است که با عدم پرداخت تعرفه‌های گمرکی و مالیات کالاهای وارداتی از ایران به عراق میلیون‌ها دلار به کشور خسارت وارد می‌کنند. گذرگاه‌های مرزی مندلی (سومار) و منذریه (خسروی) تحت کنترل نیروهای حشد‌الشعبی بود.

روز شنبه ۴ مرداد یعنی تنها ۳ روز پس از بازگشت الکاظمی از ایران، فرماندهی ارتش عراق با صدوربیانیه‌ای اعلام کرد تمامی ۱۴ گذرگاه زمینی و دریایی کشور تحت کنترل کامل نیروهای ارتش درآمده است. البته براساس اطلاعیه وزارت دفاع عراق امنیت و کنترل ۷ گذرگاه مرزی در اقلیم کردستان عراق به نیروهای پیشمرگه واگذار شده است.

هم چنین در حالی که حسن روحانی در کنفرانس مشترک خبری با نخست‌وزیر عراق از توافق برای گسترش روابط تجاری به مرز ۲۰ میلیارد دلار در سال خبر داد، واقعیت این است که حجم مبادلات تجاری ایران و عراق به شدت کاهش یافته و کالاهای ترکیه و دیگر کشورهای منطقه بازار کالاهای ایرانی را در عراق به تسخیر خود درآورده‌اند. در همین رابطه حمید حسینی دبیرکل “اتاق بازرگانی مشترک عراق و ایران” از کاهش ۴۰ درصدی حجم و ۳/ ۳۸ درصدی ارزش صادرات غیرنفتی ایران به عراق در سه ماه اول سال‌جاری خبر داد. به‌گفته وی در سه ماه اول سال‌جاری ۵ میلیون تن کالا به ارزش ۱ میلیارد و ۴۵۰ میلیون دلار به عراق صادر شده است که اگر همین روال طی شود کل صادرات ایران به عراق به ۶ میلیارد دلار نیز نخواهد رسید. نکته قابل توجه دیگر این است که به گفته وی دولت عراق برای تسویه طلب‌های دولت ایران شرکتی تاسیس کرده است که از طریق این شرکت به‌جای پول، کالاهای اساسی و دارو از عراق وارد ایران خواهد شد!!!

حتا در رابطه با میانجی‌گری دولت عراق بین دولت‌های ایران و عربستان نیز هیچ نتیجه‌ای حاصل نشده است و طبیعی‌ست تا زمانی که سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی تغییر نکند تغییری در روابط دولت‌های عربستان و ایران بوجود نخواهد آمد. سفر محمدجواد ظریف به عراق پیش از سفر برنامه‌ریزی شده نخست‌وزیر عراق به عربستان این گمانه‌زنی‌ها را تقویت کرده بود که دولت عراق می‌خواهد نقش میانجی بین دولت‌های ایران و عربستان را ایفا کند، اما واقعیت این است که تنها تغییر سیاست‌ها می‌تواند به تغییر روابط بین دولت‌ها بیانجامد و سیاست خارجی جمهوری اسلامی بخشی جدایی‌ناپذیر از موجودیت آن است.

مصطفی الکاظمی بویژه از زمانی که به ریاست سازمان اطلاعات عراق رسید روابط گرمی با دولت عربستان سعودی بویژه محمد بن سلمان ولیعهد عربستان برقرار کرد. سمت وی در سازمان اطلاعات عراق و نزدیکی او به دولت‌های عربستان و آمریکا بود که باعث شد پس از کشته شدن قاسم سلیمانی انگشت اتهام به سوی او نشانه رود. پس از کشته شدن قاسم سلیمانی، حشدالشعبی مدعی نقش نیروهای امنیتی عراق در حمله پهپادی آمریکا به قاسم سلیمانی شد. ۱۲ اسفند ابوعلی عسکری از فرماندهان کتائب حزب‌الله فراتر رفت و در تویتر مستقیما مصطفی کاظمی را متهم به دست داشتن در قتل قاسم سلیمانی کرد.

پس از آن‌که موضوع انتصاب مصطفی کاظمی به نخست‌وزیری مطرح شد، ابوعلی عسکری در تویتر بار دیگر به مصطفی کاظمی حمله کرد و نوشت انتصاب او به ریاست دولت اعلام جنگ به ملت عراق است و آن را اقدامی ویرانگر برای امنیت عراق دانست. اما شرایط سیاسی عراق به‌رغم میل و تمامی مخالفت‌های جمهوری اسلامی و حشد‌الشعبی، در نهایت آن‌ها را مجبور به پذیرش نخست‌وزیری مصطفی کاظمی کرد که تا دیروز متهم به دست داشتن در قتل قاسم سلیمانی بود.

واقعیت این است که دولت عراق گام به گام در حال قطع شریان‌های نفوذ جمهوری اسلامی در عراق است، کاری که البته به دلیل نفوذ سالیان دراز جمهوری اسلامی در عراق و سازماندهی نیروی مسلح قدرتمندی به نام حشدالشعبی آسان نخواهد بود (هر چند که اختلافاتی در بین نیروهای حشدالشعبی نیز بروز کرده است). اما جمهوری اسلامی هم به‌خوبی می‌داند که در شرایط کنونی قادر به سرنگونی دولت مصطفی کاظمی نیست.

الکاظمی در این سفر با ظاهر بی‌طرفی دولت عراق در مناقشات منطقه‌ای (ظاهر از این رو که هیچ دولتی نمی‌تواند به‌طور واقعی بی‌طرف باشد)، خواستار رعایت این مساله از سوی ایران و عدم دخالت ایران در امور داخلی عراق شد، اما دولت ایران بر سیاست همیشگی‌اش پای فشرد و این یعنی سفری برای هیچ، سفری که طرفین مناقشه تنها نظرات و خواست‌های خود را مطرح کردند بدون آن‌که تاثیری در طرف مقابل داشته باشد. علت آن نیز کاملا روشن است. جمهوری اسلامی نمی‌تواند تغییری در سیاست خارجی خود دهد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی بخشی تغییرناپذیر در سیاست‌های جمهوری اسلامی و در هماهنگی کامل با سیاست‌های داخلی آن است. جمهوری اسلامی تنها این‌گونه است که موجودیت می‌یابد. اگرچه در سالیان اخیر موقعیت جمهوری اسلامی در لبنان، سوریه و عراق رو به افول گذاشته و از نظر مالی نیز جمهوری اسلامی تضعیف شده است، اما هم‌چنان قدرت ایفای نقش در تحولات منطقه‌ای را دارد و بنابراین به این بازی ادامه خواهد داد. در نتیجه، تضادها و تقابل‌های دولت‌های منطقه‌ای ادامه خواهد یافت و سفرهای این‌چنینی بدون نتایجی ملموس به پایان خواهند رسید.

متن کامل نشریه کار شماره ۸۸۰ در فرمت پی دی اف

روحانی بند را آب داد، مقامات وزارت بهداشت هنوز انکار می‌کنند

کشتار وحشتناک مردم ایران در نتیجه ابتلاء به ویروس کرونا، تا اواخر تیرماه به اوج بی سابقه‌ای رسید. در ۳۱ تیرماه وزارت بهداشت اعلام کرد در ۲۴ ساعت گذشته ۲۲۹ نفر از مبتلایان به ویروس کرونا جان خود را از دست دادند و مجموع جان باختگان این بیماری به ۱۴ هزار و ۶۳۴ نفر افزایش یافت.

در چند روز ی که از مردادماه نیز می گذرد آمار مرگ روزانه بیماران کرونائی، اغلب بیش از ۲۰۰ نفر بوده است. تا روز یک شنبه آمار مجموع جانباختگان به  ۱۵ هزار و ۷۰۰ نفر افزایش یافت.  این آمار وحشتناک مرگ ناشی از بیماری کرونا همانگونه که سازمان ما مکرر اعلام کرده است ، نتیجه سیاست ارتجاعی و جنایتکارانه جمهوری اسلامی است که شیوه مقابله با کووید ۱۹ را در شرایطی که هنوز واکسنی برای آن وجود ندارد، ایجاد ایمنی جمعی از طریق شیوع و گسترش این بیماری تا جائی که لااقل ۷۰ درصد مردم به آن مبتلا شوند، قرار داده است. بسیاری از متخصصین بیماری‌های واگیردار در ایران و جهان از همان آغاز پیدایش این ویروس هشدار داده بودند، در شرایطی که هنوز دارو و واکسن مطمئنی برای مداوای این بیماری وجود ندارد، کشورهائی که سیاست ایمنی جمعی را در پیش ‌گیرند، با مرگ گروه بسیار کثیری از مردم مواجه خواهند بود. از همین روست که حتی برخی از کشورهای اروپائی که در آغاز این سیاست را در پیش گرفته بودند، به محض این که نتایج فاجعه بار آن را در عمل دیدند، آن را کنار نهادند. اما همانگونه که همگان ‌دانند از آنجائی که برای جمهوری اسلامی جان مردم ایران هیچ ارزشی ندارد، این سیاست به رغم کشتار و فجایع وحشتناک آن، منجر به تغییر آن در ایران نشد و همچنان ادامه یافت.  چرا که ادامه این سیاست حداقل این نفع را برای رژیم داشت که هزینه‌ای برای این بیماری مرگبار متحمل نشود، بلکه هزینه آن بر دوش مردم و جان آنها قرار گیرد.

حسن روحانی در همان اسفند ماه سال گذشته اشاره ضمنی به این سیاست داشت، اما مقامات وزارت بهداشت با پنهان‌کاری و تکرار این ادعای کذب که سیاست جمهوری اسلامی برای مقابله با کرونا ایمنی گله‌ای و جمعی نیست، تلاش کردند واقعیت امر را از چشم مردم پنهان دارند. مقامات وزارت بهداشت به رغم این که پیوسته سیاست ایمنی جمعی را انکار نمودند، اما در واقع وظیفه مدیریت و اجرای سیاست روحانی را برعهده گرفتند. البته آنها مدام  بر رعایت ضوابط بهداشتی نیز تاکید نمودند، اما نه برای جلوگیری از ابتلاء مردم به این ویروس، بلکه برای این که این ابتلاء به یکباره شدت پیدا نکند، تدریجی صورت گیرد، هزینه درمان را تا جائی که ممکن است پائین آورند و تعداد مبتلایان فراتر از ظرفیت بیمارستان‌ها و کادر درمانی محدود سیستم بهداشتی ایران نباشد.

۵ ماه گذشت و ده ها هزار تن از مردم ایران جان خود را از دست دادند، تا بالاخره حسن روحانی دهان باز کرد و یک هفته پیش بود که از راز سیاست رژیم پرده برداشت و با ارائه یک گزارش از وزارت بهداشت، اذعان کرد که سیاست رژیم در برخورد با این ویروس از همان آغاز سیاست ایمنی جمعی بوده و حالا جواب داده است.

حسن روحانی صبح روز شنبه ۲۸ تیر در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا گفت “برطبق گزارش معاونت تحقیقات وزارت بهداشت تخمین بر این است که تاکنون ۲۵ میلیون ایرانی به این ویروس مبتلا شده اند و باید این احتمال را بدهیم که ۳۰ تا ۳۵  میلیون نفر دیگر در آینده در معرض ابتلا خواهند بود و این نکته خیلی مهمی است یعنی اگر این گزارش را امروز مبنا قرار دهیم، ۲۵ میلیون نفر در کشورمان از بیماری عبور کرده و بقیه جمعیت حدود ۳۰، ۳۵ میلیون نفر احتمالاً در معرض این ابتلا در ماه‌های آینده خواهند بود.

تعداد بستری‌هایی که در آینده، تا پایان امسال باید پیش‌بینی کنیم حدود ۲ برابر آن مقداری بوده که در این ۱۵۰ روز شاهد آن بودیم و ممکن است سال آینده هم در ماه‌هایی گرفتار این بیماری باشیم.”

گرچه آماری که وی در مورد تعداد مبتلایان به کرونا ارائه داد به دلایل مختلف از سوی متخصصین بیماری‌های واگیردار رد شد، اما نکته مهم در صحبت او این بود که سیاست ایمنی جمعی به رغم رقم بالای مرگ و میری که تا کنون داشته، موفق بوده و تا کنون ۲۵ میلیون تن از مردم ایران مبتلا شده‌اند و مصونیت یافته اند. حالا این مانده که ۳۰ تا ۳۵ میلیون تن دیگر نیز مبتلا شوند. از گزارش و اظهار نظر روحانی روشن است که اکنون دیگر بحثی در مورد پیشگیری از ابتلاء به ویروس نیست. ۲۵ میلیون نفر مصونیت یافته  و ۳۰ تا ۳۵ میلیون تن دیگر باید تا پایان سال مبتلا شوند. این که چه تعداد از مردم در این میان جان خود را از دست می‌دهند، البته برای جمهوری اسلامی فاقد اهمیت است و آنگونه که در گزارش آمده ، احتمالا دو برابر تعداد ی خواهد بود که تا کنون جان خود را از دست داده‌اند. اما تا کنون چه تعداد جان خود را از دست داده‌اند؟ این رقم اعلام نشده است و شاید هم هرگز توسط رژیم اعلام نشود. اما مردم ایران می دانند که رقم واقعی مرگ ناشی از کرونا در ایران  باید لااقل دو تا سه برابر رقم رسمی اعلام شده از سوی وزارت بهداشت باشد. این واقعیت چنان آشکار است که حتی برخی از افراد و موسسات وابسته به رژیم از جمله شهرداری تهران نیز آمار اعلام شده وزارت بهداشت را قلابی اعلام کرده‌اند. افزایش آمار فوت‌شدگان چند ماه اخیر در گزارشات سازمان ثبت احوال نیز همین واقعیت را بازتاب می‌دهند.

بنابراین از گزارش روحانی آشکار است که در ایران برخلاف تقریباً عموم کشورهای جهان که می‌کوشند تا روزی که واکسن کووید ۱۹ تولید شود، تا حد ممکن مانع از ابتلای مردم به ویروس شوند و در نتیجه تلاش می‌کنند آمار مرگ و میر را کاهش دهند، سیاست جمهوری اسلامی برعکس، افزایش دادن تعداد مبتلایان به  ۳۰ تا ۳۵ میلیون تن دیگر تا پایان سال است  با این ادعا که گویا ایمنی جمعی مورد نظر رژیم حاصل شود. مصونیتی که حصول به آن از سوی بسیاری از متخصصان مورد تردید است و بسیاری باور ندارند که بدون واکسن، ایمنی جمعی امکان پذیر باشد. در هر حال، معاونت تحقیقاتی وزارت بهداشت و حسن روحانی با این گزارش رازی را که بیش از ۵ ماه در پی پنهان کردنش بودند برملا کردند.

در پی گزارش روحانی ولوله‌ای به راه افتاد که ماجرا چیست؟ اگر مقامات وزارت بهداشت جمهوری اسلامی تا کنون مدعی بودند که سیاست رژیم ایمنی جمعی از طریق شیوع ویروس نبوده است، این گزارش و این که تا پایان سال احتمالاً ۳۵ میلیون تن دیگر مبتلا می‌شوند، چه معنای دیگری جز همان سیاست ایمنی جمعی خواهد داشت؟ خبرگزاری ها و روزنامه های رژیم با مقامات و تعدادی از صاحب نظران پزشکی گفتگو کردند تا نظر آنها را در این مورد جویا شوند . معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهوری در تویتی نوشت همانطور که رئیس‌جمهور در ستاد ملی اشاره‌ کردند تاکنون ۲۵میلیون ایرانی با ویروس کرونا درگیر شده و ایمنی کاملی به دست آورده‌اند و تا مدتی در معرض ابتلای مجدد نخواهند بود.

یک عضو کمیته علمی ستاد مقابله با کرونا نیز رو ز۲۹ تیرماه در گفتگو با ایسنا پیرامون گزارش روحانی گفت:

“کشورمان در حال حرکت به سمت ایمنی جمعی است؛ بنابراین چه سیاست کشور بر ایجاد ایمنی جمعی باشد و چه نباشد، ما در حال حرکت به سمت ایمنی جمعی هستیم. اعتقاد بنده این است که روند ایجاد ایمنی نسبی، روند مثبتی است. ”

وی افزود: “این موضوع را باید به فال نیک گرفت . اگر این تعداد افراد به بیماری کرونا مبتلا شده باشند، به احتمال زیاد مجددا به بیماری مبتلا نمی‌شوند؛ زیرا آنتی‌بادی محافظت کننده در بدن شان به وجود آمده است و شاید اگر روزی تا ۷۰ درصد جمعیت ایران مبتلا شوند بتوان ماسک، دستکش و… را کنار گذاشت.”

“مردانی درباره تخمین موارد ابتلای تا ۳۵ میلیون ایرانی به بیماری در ماه‌های آینده، تصریح کرد: در اسفند ماه پیش‌بینی کرده بودم که حداقل تا یک سال آینده ۳۰ تا ۷۰ درصد افراد به کرونا مبتلا خواهند شد، آن زمان این موضوع باعث ناراحتی مردم شد، اما اکنون می‌بینیم که آن پیش‌بینی‌ها درست بوده است و قدم اول ایمنی جمعی محقق شده است.”

این عضو کمیته علمی ستاد مقابله با کرونا از این که پیش‌بینی‌اش در مورد سیاست مصونیت جمعی تحقق یافته به خود می‌بالد، اما نگفت این همان سیاستی است که  به بهای مرگ ده ها هزار تن از مردم ایران ادامه یافته و تحققی که از آن سخن می‌گوید، حتی به گفته خودش با اما و اگر و تردید همراه است. وی افزود: “اگر ایمنی پایدار نباشد حداقل تا زمان دسترسی به واکسن و درمان قطعی به طور موقت از این مخمصه نجات پیدا می‌کنیم.

به رغم این که گزارش روحانی در وزارت بهداشت تهیه شده است، اما برخی مقامات این وزارتخانه همچنان به توجیه‌گری  و تلاش برای کتمان حقیقت ادامه دادند و بر انکار اصرار ورزیدند.

از جمله دکتر علیرضا رئیسی معاون بهداشت وزارت بهداشت ۳۱ تیرماه در یک برنامه تلویزیونی به کلی انکار کرد که سیاست وزارت بهداشت در برابر کووید ۱۹ مصونیت جمعی یا گله‌ای بوده است.

“وی در پاسخ به این سوال که آیا سیاست کشور به دنبال ایجاد ایمنی گله‌ای نسبت به کرونا است یا خیر؟، گفت: پاسخ این سوال قاطعانه خیر و منفی است. سیاست وزارت بهداشت، ستاد مقابله با کرونا و حتی دولت به هیچ وجه ایجاد ایمنی گله‌ای نیست و کشورهایی هم که در ابتدای شیوع بیماری این سیاست را اتخاذ کرده بودند پشیمان شدند. ایمنی جز با واکسن ایجاد نخواهد شد. بنابراین تا زمانی که واکسن در دسترس قرار نگرفته است تنها راهی که داریم رعایت پروتکل‌های بهداشتی است.”

اما پاسخ وی به ادعای مصونیت ۲۵ میلیون نفر از سوی روحانی چه بود؟ آن هم چیزی جز انکارنبود. وی گفت: ” تنها روش دقیق و شناخته شده برای تشخیص بیماری کووید ۱۹ چه در ایران و چه در دنیا تست مولکولی pcr است. اکنون در کل دنیا اعلام می‌شود ۱۴ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر به کرونا مبتلا شده‌اند پس نمی‌توان گفت تنها در یک کشور ۲۵ میلیون نفر به کرونا مبتلا شده‌اند.”

اما اگر به گفته وی روحانی حرف مفت تحویل مردم داده است، سیاست جمهوری اسلامی در این دوره بیش از ۵ ماه چه بوده است؟

وی و دیگر مقامات وزارت بهداشت گرچه مدیریت پیشبرد سیاست ایمنی جمعی روحانی را عهده‌دار بوده‌اند اما هرگز به آن اذعان نکردند. در همین گفتگوی تلویزیونی تنها اشاره می‌کند “چیزی که واقعیت است و دنیا هم به آن رسیده این است که ما باید زنجیره انتقال ویروس را با زدن ماسک، رعایت فاصله‌گذاری اجتماعی و… قطع کنیم.”

اما اگر در این ۵ ماه نه تنها زنجیره انتقال ویروس قطع نشد، بلکه اکنون دیگر این ویروس سراسر ایران را فراگرفته است، دلیل روشنی است بر این که ایشان هنوز هم توجیه گری می‌کند و نمی‌خواهد اعتراف کند، آنچه که وزارت بهداشت انجام داده مدیریت و پیشبرد سیاست ایمنی جمعی بوده است .

برخلاف ادعای معاون وزیر بهداشت، سیاست وزارت بهداشت هیچگاه قطع زنجیره ویروس نبوده است. نه امروز و نه ۵ ماه پیش. قطع زنجیره ویروس و یا به حداقل رساندن تعداد مبتلایان ، سیاست آن کشورهائی بوده است که قرنطینه را در دستور کار قرار دادند. یک نمونه، چین است، کشوری با ۵ / ۱ میلیارد جمعیت، با ۴۶۳۴ تلفات، زنجیره بیماری را قطع کرد. اما در ایران که وزارت بهداشت توجیه‌گر و پیش‌برنده سیاست قرنطینه بی قرنطینه حسن روحانی شد و حریرچی معاون کل وزارت بهداشت جمهوری اسلامی در همان ایام گفت: «ما به هیچ وجه با قرنطینه موافق نیستیم. قرنطینه برای قبل از جنگ جهانی اول است، برای طاعون و وبا” قراری بر قطع زنجیره ویروس نبود و  نتیجه آن شد که تا به امروز حدود ۱۶۰۰۰ تن از مردم ایران به قتل رسیده‌اند ، نه چشم انداز فوری بر قطع زنجیره ویروس و بیماری وجود دارد و نه توقف کشتار بیرحمانه مردم ایران. نمونه دیگر دو کشور اروپائی تقریباً با شرایط اقتصادی- اجتماعی مشابه، سوئد و نروژ است. نروژ با قرنطینه توانست  زنجیره ابتلاء را با مرگ فقط ۲۲۵ نفر قطع کند و در مقابل در سوئد که همچون جمهوری اسلامی سیاست ایمنی گله‌ای،  قرنطینه بی فرنطینه را در پیش گرفت تا کنون حدود ۷۰۰۰ تن از مردم جان خود را از دست داده‌اند و فعلاً چشم اندازی هم برای قطع زنجیره ویروس وجود ندارد.

بنابراین باعث و بانی تمام فجایعی که کرونا در ایران به بار آورده و می‌آورد، جمهوری اسلامی وسیاست آن است. اما مقامات رژیم همواره تلاش کرده‌اند که مردم را مقصر اعلام کنند. از جمله معاون وزارت بهداشت در همین گفتگو تاکید کرد: ” بر اساس بررسی‌های انجام شده در کشور بویژه از نیمه‌ اردیبهشت ماه به بعد سه عامل اصلی را برای شیوع بیماری پیدا کردیم. مراسمات تجمعی مانند عزاداری‌ها و عروسی‌ها و مسافرت‌ها سه عامل اصلی افزایش شیوع بیماری در استان‌ها بود و به طور واضح دیدیم مراسماتی که در منازل، باغ‌ها و… برگزار می‌شود یکی از مکان‌های اصلی شیوع بیماری هستند. اگر می‌خواهیم به قطع زنجیره بیماری برسیم باید پروتکل‌های بهداشتی را بیش از ۸۰ درصد رعایت کنیم. استفاده از ماسک در ادارات نیز ۸۲ درصد است.”

اما مقصران اصلی کسانی هستند که نخواستند با یک قرنطینه جدی و سراسری، زنجیره ویروس و بیماری را قطع کنند. آیا وقتی که روحانی اعلام کرد قرنطینه نداریم این توطئه دشمن برای تعطیل کشور است، همه باید سر کار حاضر شوند و معاون اول وزارت بهداشت هم آن را تایید کرد، وزارت بهداشت نمی‌فهمید این سیاستی برای قطع زنجیره بیماری نیست، بلکه اشاعه ویروس به عنوان یک سیاست است؟ آیا وزات بهداشت نمی دانست در شرایطی که ویروس در سراسر کشور وجود دارد و هیچ جای به اصطلاح امن و سفیدی در کشور نیست، تقیسم بندی کشور به مناطق قرمز، زرد و سفید اشاعه ویروس و فرستادن مردم به قتلگاه است؟ با این سیاست اگر حتی یک نقطه سفید هم وجود می داشت، آن هم آلوده ‌شد. سپردن مناطق قرمز به دست مقامات محلی یکی دیگر از شاهکارهای دولت در شیوع ویروس و کشتار مردم بود. خوزستان یک نمونه برجسته بود. ادعای معاون وزیر بهداشت در مورد  رعایت پروتکل‌های بهداشتی برای قطع زنجیره بیماری، نیز یک ادعای پوچ است. سیاست وزارت بهداشت، قطع زنجیره بیماری از این طریق نبود و نمی توانست باشد، بلکه هدف فقط کاهش سرعت شیوع بیماری بود. گذشته از این که مردم ایران اعتمادی به حرف ها و رهنمودهای مقامات رژیمی که تمام حیات و موجودیت آن بر دروغ و پوشاندن حقیقت بنا شده است، ندارند، حتی در موارد معمولی هم اگر مردم می خواستند دستورالعمل‌های وزارت بهداشت را رعایت کنند، عملی نبود. آیا مردم در مترو و یا دیگر وسایل نقلیه می توانند پروتکل‌های بهداشتی و فرضاً یک مترو نیم فاصله را رعایت کنند، روشن است که نه! آیا میلیون‌ها بیکار و کارگرانی که دستمزدشان کفاف هزینه غذای روزمره آنها را نمی دهد، پولی در بساط دارند که هر روز ماسک بخرند؟ روشن است که نه!  بنابراین ادعای مفامات دولتی از جمله همین آقای معاون وزارت بهداشت که می خواهد مردم را مقصر اشاعه ویروس و مرگ ده ها هزار تن معرفی کند، کذب است. عامل و مسبب تمام این فاجعه جمهوری اسلامی است که سیاست جنایتکارانه ایجاد ایمنی جمعی را از طریق اشاعه ویروس در پیش گرفت. اگر اکنون هم حسن روحانی اعلام می کند که در ” همه جا باید عزاداری امام حسین برگزار شود، چه در شهر و چه در روستا، چه در جایی که قرمز است یا سفید است” در راستای همین سیاست است. معاون وزارت بهداشت یاوه سرائی می‌کند و هنوز تلاش دارد واقعیت را از چشم مردم پنهان سازد. جمهوری اسلامی چندین ماه تلاش کرد سیاستی را که برای مقابله با کرونا تعقیب می‌کند، انکار نماید، اما سرانجام ناگزیر شد ولو نا خواسته اعلام کند که سیاست ایجاد ایمنی گله‌ای، روش مقابله رژیم با ویروس کرونا بوده و مدیریت اجرائی آن نیز برعهده وزارت بهداشت قرار داشته است. سیاستی که تا کنون فجایع و کشتار بزرگی به بار آورده و آنگونه که روحانی می‌گوید همین روند ادامه خواهد یافت تا ۶۰ الی ۷۰ میلیون تن از مردم ایران به آن مبتلا شوند. با این سیاست در آینده نیز هزاران تن دیگر از مردم ایران جان خود را از دست می‌دهند. کادر درمانی بیمارستان‌ها علاوه بر این که باید همچنان فشار سنگین کار را تحمل کند، با خطرات بیشتری در شرایط خستگی و فشار کار و کمبود امکانات مواجه خواهند شد و پیوسته بر تعداد مبتلایان و جانباختگان کادر درمانی افزوده می‌شود. در همین‌جا باید به خطراتی نیز اشاره کرد که هزاران زندانی سیاسی در نتیجه شیوع گسترده بیماری کرونا در ایران با آن مواجه‌اند.

در شرایطی که کرونا روزانه صدها تن را کشتار می‌کند، جمهوری اسلامی ده‌ها هزار تن از مردم ایران را در بدترین شرایط در زندان‌های غیر بهداشتی و آلوده به ویروس کرونا در بند نگهداشته است . در میان این زندانیان ، هزاران زندانی سیاسی هستند که هر لحظه جان آنها در خطر است.  سازمان های سیاسی ایرانی و سازمان‌های بین المللی مدافع حقوق بشر تا کنون مکرر خواستار آزادی فوری آنها شده‌اند، اما رژیم ارتجاعی حاکم همچنان آنها را زیر شدیدترین فشارها در اسارت نگهداشته است. در هفته های اخیر گزارش‌های متعددی از ابتلای زندانیان سیاسی به ویروس کرونا و شرایط وخیم آنها، از جمله توسط زینب جلالیان و نرگس محمدی که خود به این بیماری مبتلا شده اند، به بیرون درز پیدا کرده است.

نرگس محمدی در نامه اخیر خود از شرایط زندان در اواسط تیر می‌نویسد: «۱۲ زندانی کرونایی در بند هستیم. از چند روز پیش که بیماری محرز شد، چند نفر سالم را از ما جدا کردند. مطلقا هیچ امکاناتی و هیچ رسیدگی پزشکی در بند نیست. حتی ژل شستشوی دست نداریم. فقط پروفن می‌دهند. نا و رمق نداریم.»

: «نامه علنی نوشتم و وضعیت بند را شرح دادم. امروز یک ماسک به هر کدام ما دادند. ژل شستشوی دست را که مدت‌ها التماس می‌کردیم و نمی‌دادند، بالاخره دیروز با پول خودمان خریدند و دادند. فقط ۳ تا. حال عمومی‌مان افتضاح است. رمق‌مان رفته. نمی‌توانم راه بروم. دستم را به تختی که ۳۰ سانت از زمین فاصله دارد می‌گیرم و خودم را می‌کشم توی تخت.»

این وضعیتی است که عموم زندانیان سیاسی با آن رو به رو هستند و اگر اقدامی فوری برای آزادی آن‌ها صورت نگیرد، با خطرات جدی تری مواجه خواهند شد.

جمهوری اسلامی تحت هر شرایطی، ارمغانی جز ستم و فاجعه برای توده‌های مردم ایران نداشته و نخواهد داشت. راهی برای نجات جز سرنگونی این رژیم ستمگر وجود ندارد.

متن کامل نشریه کار شماره ۸۸۰ در فرمت پی دی اف

در هفت‌تپه بساط خصوصی‌سازی باید برچیده شود

باوجودآنکه اعتصاب کارگران مبارز نیشکر هفت‌تپه، روز یکشنبه ۵ تیر ۹۹ وارد چهل و دومین روز خود شد، اما تا این لحظه هیچ‌یک از خواست‌های کارگران برآورده نشده است. سه تا چهار ماه حقوق عقب‌افتاده کارگران پرداخت‌نشده است. فریاد گرسنگی کارگران هفت‌تپه، در دل‌سنگ کارفرمای ظالم و ستمگر و حامیان دولتی وی اثری برجای نگذاشته است. دفترچه‌های بیمه نیز عموماً تمدید اعتبار نشده و مشکلات بیمه‌ای و درمانی کارگران ادامه دارد. اسماعیل بخشی نماینده کارگران هفت‌تپه و سایر کارگران اخراجی نیز به سرکار بازنگشته‌اند. مقامات دولتی چه در سطح شهرستان شوش و استان خوزستان و چه در سطوح بالاتر در همدستی و پشتیبانی از اسد بیگی کارفرما و سهام‌دار اصلی شرکت نیشکر هفت‌تپه، جملگی خود را به کری و کوری زده‌اند و به یک معنا، همگی علیه اعتصاب و تظاهرات و اعتراض خیابانی کارگران هفت‌تپه به‌صف شده‌اند تا با توطئه سکوت و بی‌تفاوتی، کارگران مبارز هفت‌تپه را ناامید و مستأصل سازند. به‌رغم محرز بودن کلاه‌برداری، دزدی، ارتشا، جعل اسناد و معاملات غیرمجاز ابر قاچاقچی ارز امید اسد بیگی مدیرعامل شرکت نیشکر هفت‌تپه و فقدان”اهلیت” و صلاحیت وی، اما نه‌فقط خواست کارگران مبنی بر خلع ید از وی و لغو خصوصی‌سازی هفت‌تپه عملی نشده، بلکه شواهد موجود ازجمله آزاد گذاشتن اسد بیگی متهم ردیف اول پرونده اختلاس یک و نیم میلیارد دلاری و امتناع وی از پرداخت حقوق‌های معوقه، درعین‌حال سکوت مقامات و دستگاه قضایی و دولتی و عدم برنامه‌ریزی و یافتن  یک‌راه عملی و فوری برای پرداخت حقوق معوقه کارگران، نشان داده است که قوه قضایی و تمام دم‌ودستگاه دولتی حامی استثمار گران و کارفرمایان از نمونه اسد بیگی هستند.

امید اسد بیگی کارفرمای هفت‌تپه تنها با لابی‌گری و زدوبند با مقامات دولتی و مدیران بانک‌ها و پرداخت رشوه‌های کلان و با سندسازی، کلاه‌برداری تحت پوشش راه‌اندازی خط تولید و تأسیس شرکت‌های صوری و غیر صوری، می‌توانست مبلغ نجومی یک و نیم میلیارد دلار ارز دولتی بگیرد و آن را قاچاقی در بازار ارز بفروشد. تمامی شواهد حتی درهمان محدوده‌ای که در جریان محاکمه اسد بیگی و هم پرونده‌ای‌های وی روشن‌شده است صحت این مدعا را تأیید می‌کند. اسد بیگی درهمان نخستین جلسه دادگاه ارتباط نزدیک خود با غلام‌رضا شریعتی استاندار خوزستان و رشوه گرفتن این مقام دولتی را فاش ساخت. یک دستگاه آپارتمان درکیان پارس اهواز به ارزش ۶۰۰میلیون تومان، ۲۵۰ هزار دلار هزینه تور مسافرتی خانوادگی و ۲۰۰ هزار دلار وجه نقد که به مریم محبی همسر وی پرداخت‌شده، تنها یک‌قلم از رشوه‌های متعددی است که یک مقام دولتی گرفته است. رشوه‌گیری و همدستی مقامات دولتی در خوزستان، به بچه مسلمان دوآتشه استاندار خوزستان خلاصه نمی‌شود. اسد بیگی همه مقامات از فرماندار و رئیس‌کل اداره کار تا مقامات قضایی و دادستان و رئیس دادگستری استان را با دادن رشوه‌های کلان از پول نقد گرفته تا سکه طلا و ملک و غیره همه را خریده و حمایت آن‌ها را به دست آورده بود. او در جلسه نخست دادگاه به‌صراحت گفت” هرکسی را در هر مقامی می‌توان خرید” و این اظهارنظر وی تا جایی که به مقامات دولتی برمی‌گردد توپ توخالی نبود. او بسیاری از مقامات دولتی و مدیران بانک‌ها را خریده بود که در جریان دادگاه، به‌رغم ملاحظه‌کاری‌ها و محافظه‌کاری‌ها و پنهان‌کاری‌ها، موارد و نمونه‌های متعددی برملا و افشاشده‌اند.

رشوه‌های کلانی که مقامات رسمی و مدیران ارشد بانک‌ها از اسد بیگی یا عوامل وی گرفته‌اند تا او توانسته است یک و نیم میلیارد دلار ارز دولتی را تصاحب کند، به‌قدری زیاد و متعدد است که نام بردن و پرداختن به همه آن‌ها از حوصله این نوشته خارج است و تنها به چند نمونه آن اشاره می‌شود.

محسن صالحی و سید رسول سجاد، دو تن از مدیران سابق اداره اموال بین‌الملل بانک مرکزی هستند که رشوه‌های کلانی گرفته‌اند و تخصیص ارز برای شرکت‌های صوری و پروژه‌های قلابی اسد بیگی را فراهم کرده‌اند. مطابق اظهارات نماینده دادستان، محسن صالحی متهم ردیف چهارم این پرونده به دریافت رشوه شامل یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان وجه نقد، ۱۰۰ سکه بهار آزادی و ۱۲ هزار دلار آمریکا از امید اسد بیگی متهم است. وی همچنین ۵۰۰ میلیون تومان وجه نقد از اسد بیگی، یک میلیارد تومان وجه نقد و ۲۰۰ هزار دلار آمریکا از متهم شهریار دربانی و همین‌طور ۵۰۰ میلیون تومان وجه نقد و ۳۲۴ هزار دلار آمریکا از متهم موسی حسین زاده دریافت کرده است. علاوه بر این‌ها او یک دستگاه BMW و ۱۲۰ هزار دلار آمریکا به همراه ۳۰ هزار دلار سرمایه در بازار فارکس و سکه تمام بهار آزادی از متهم محمدرضا آل علی دریافت کرده است.

سید رسول سجاد نیز ۸۰۰ سکه تمام بهار آزادی از اسد بیگی رشوه گرفته است.

رضا انصاری اصیل متهم ردیف شانزده از مدیران وقت بانک مرکزی است که بعد از بازنشستگی هم سابقه مدیریت امور بین‌الملل بانک اقتصاد نوین را در کارنامه خود دارد. او درحال حاضر صاحب یک صرافی است و مورد اتهامی او هم صدور و فروش حواله‌های ارزی است. وی مبلغ ۵ میلیون درهم امارات(هر درهم حدود شش هزارتومان است) و ۵۰ هزار دلار آمریکا از اسد بیگی رشوه گرفته است.

بنا به اظهارات نماینده دادستان، فرشاد طالبی متهم ردیف ششم و مدیر وقت بانک کشاورزی نیز مبلغ یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان وجه نقد و ۵۰ هزار دلار آمریکا از اسد بیگی رشوه گرفته و متهم است به این‌که مبلغ۱۳۰ میلیون تومان نیز از متهم صالحی دریافت نموده است.

علی فهیمی متهم ردیف نهم که در بانک کشاورزی پست مهمی داشته نیز به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق معاملات غیرمجاز ارزهای دولتی متهم شده است.

مهدی توسلی متهم ردیف هفتم این پرونده نیز۵۰ هزار دلار آمریکا و۶۰۰ میلیون تومان از اسد بیگی رشوه گرفته و مقادیری سکه و پول نقد از هفت شرکت دریافت نموده است.

مرتضی شهید زاده متهم ردیف ۱۲، مدیرعامل سابق بانک کشاورزی که رئیس فعلی صندوق توسعه ملی است، از متهمان دیگر این پرونده و عناصر اصلی تخصیص ارز به شرکت‌های کاغذی و معاملات غیرمجاز ارز دولتی است.برخی از این رشوه گیران و همدستان اسد بیگی در جریان محاکمه خود، گاه بی آن‌که نام فرد مشخصی را بر زبان‌آورند، اما پرده از روی نقش نهاد‌ها و مقامات مافوق خود نیز برمی‌دارند. احمد سعیدی فر متهم ردیف هفدهم این پرونده می‌گوید، در هر مورد که از سوی بانک مرکزی دستور داده‌شده، همان کار را انجام داده است و چنین اضافه می‌کند” ما مرده‌شور بودیم و کاری نداشتیم که این مرده کیست”!

مسعود جلالیان از کارکنان و نمایندگان بانک کشاورزی، یکی دیگر از متهمان این پرونده است. مسعود جلالیان، مدیر امور اعتباری و بانکداری شرکتی بانک کشاورزی است؛ کسی که نوع فعالیتش مربوط به ارائه اعتبار بانکی به بنگاه‌هاست.وی مبلغ ۲۶۹ میلیون و ۶۶۷ هزار یورو به اسد بیگی و طحال زاده داده است که به بانک بدهکارند.او در جریان محاکمه خود یک‌جا فاش ساخت که مرتضی شهید زاده مدیرعامل وقت بانک کشاورزی(۱) مجوز پرداخت ارز را صادر نموده و درجای دیگری گفت دستور پرداخت ارز از بالا صادرشده  و بی‌آنکه نام شخص خاصی را بر زبان آورد گفت مجوز پرداخت ارز توسط شورای پول و اعتبار صادرشده است.(۲) جالب است بدانید که این شورای پول و اعتبار که ظاهراً بر امور پولی و بانکی نظارت می‌کند چندین عضو دارد و همین مسعود جلالیان خود یکی از اعضای این “شورا” است. علی فهیمی همکار وی نیز می‌گوید، از جانب وزارت کشاورزی برای صدور مجوز ارز به‌شدت تحت‌فشار بوده است. این دو مدیر بانک کشاورزی که ۵۰ هزار دلار از اسد بیگی رشوه گرفته‌اند، با این اظهارنظرها، صرف‌نظر از این‌که تلاش می‌کنند از اتهام همکاری و زدوبند با اسد بیگی و صدور مجوز پرداخت ارز تبری جویند ،اما درعین‌حال  این واقعیت را نیز آشکار می‌سازند که فساد و دزدی و ارتشا تا بالاترین رده‌ها و نهاد‌های دولتی تعمیم‌یافته و بسیار مقامات دولتی و کسان دیگری که در این پرونده نامی از آن‌ها به میان نیامده و در نشریات علنی انتشار نیافته نیز، همدست ابر قاچاقچی ارز، امید اسد بیگی بوده‌اند. بیهوده نیست که برخی از متهمان( ازجمله  جواد بصیرانی و مهدی توسلی معاون ارزی بانک کشاورزی)، از توضیح پیرامون اتهامات و ابراز حقایق پشت پرده طفره می‌روند و از قاضی درخواست می‌کنند سخنان خود را در جلسه خصوصی ارائه دهند.

اسد بیگی با پرداخت رشوه‌های کلان که به بخشی از آن اشاره شد و با یاری و همدستی این رشوه گیران توانست با جعل اسناد رسمی و اسناد عادی، جعل مهر‌های شرکت خارجی فروشنده کالا، استفاده  از اسناد مجعول در اسناد رسمی و عادی و استفاده از مهر‌های جعلی خارجی برای ثبت سفارش‌های کالا‌های اساسی و تخصیص ارز‌های دولتی و رفع تعهدات ارزی و غیره بهره‌برداری کند و نقشه و امیال خود را پیش ببرد و یک و نیم میلیارد دلار را به جیب بزند. بنابراین صرف‌نظر از مجرم بودن دزد بزرگ، امید اسد بیگی کارفرمای هفت‌تپه، این موضوع نیز کاملاً روشن است که یک سر این قاچاق بزرگ ارزی مقامات دولتی و مدیران بانکی بوده‌اند. تمام نشانه‌ها حاکی از آن است که این حجم از دریافت ارز دولتی و قاچاق آن نمی‌توانسته بدون مشارکت فعال و همدستی مقامات رسمی دولتی باشد که اینجا فقط به بخش‌هایی از آن اشاره شد.

پرونده قطور قاچاق یک و نیم میلیارد دلاری ارز و محاکمه کارفرمای اصلی هفت‌تپه و همدستان وی، اگر هیچ خاصیت دیگری نداشته باشد، دست‌کم پرده از روی پاره‌ای دزدی‌ها، دغل‌کاری‌ها و خلاف‌کاری‌های امید اسد بیگی سهام‌دار و کارفرمای اصلی کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه و زد و بندهای وی با مقامات و مدیران دولتی و بانکی در غارت ثمره کار کارگران برداشت. این پرونده ماهیت خصوصی‌سازی هفت‌تپه و شیاد استثمارگری که هرروز بر ظلم و ستم و زورگویی علیه کارگران هفت‌تپه افزوده برملا ساخت و بار دیگر حقانیت کارگران هفت‌تپه ، خواست‌ها و مبارزت شان را اثبات کرد. شدت فقرو گرسنگی و بی حقوقی و استثماری که اسد بیگی بر کارگران هفت‌تپه و خانواده‌های آن‌ها تحمیل نموده تا آنجا گسترش‌یافته که امروز کودکان نازنین هفت‌تپه نیز وارد صحنه می‌شوند، کنار کارگران می‌ایستند، از عدم پرداخت حقوق و شرمندگی پدران به خاطر این‌که نمی‌توانند خوراک و پوشاک برای فرزندان خود تهیه کنند سخن می‌گویند. در چهل و دومین روز اعتصاب، هفت‌تپه همچنان در تب‌وتاب و تشنه یک تغییر اساسی است. طی این ۴۲ روز حتی بی‌اطلاع‌ترین افراد در دورافتاده‌ترین نقاط کشور از اعتصاب و حقانیت کارگران هفت‌تپه مطلع شده‌اند. به سخن ابراهیم عباسی از کارگران پیشرو هفت‌تپه در چهل و دومین روز اعتصاب، “صدای کارگر هفت‌تپه به آمریکا و آفریقا هم رسید” اما گوش شنوایی در میان مقامات و مسئولین دولتی پیدا نکرده است. در چهل و دومین روز اعتصاب، کارگران هفت‌تپه بار دیگر در مقابل فرمانداری تجمع نمودند در خیابان‌های شهر شوش دست به راه‌پیمایی زدند و مطالبات خویش را تکرار کردند. خلع ید از اسد بیگی و لغو خصوصی‌سازی از مطالبات اصلی کارگران است. اسد بیگی با توجه به وضعیتی که ایجاد کرده دیگر نمی‌تواند و نباید به هفت‌تپه بازگردد. او یک دزد خلاف‌کار و شیادی است که اموال کشت و صنعت هفت‌تپه را غارت نموده و تا آنجا که مشخص‌شده بخشی از دارائی‌ها ازجمله صدها میلیون دلار را به خارج کشور منتقل نموده است . مماشات با اسد بیگی تنها مشت حامیان وی در دستگاه دولتی را باز‌تر می‌کند. اسد بیگی فوراً باید بازداشت و بی‌درنگ باید از وی خلع ید شود. درحال حاضر برای حل مشکلاتی که اسد بیگی درکشت و صنعت هفت‌تپه ایجاد نموده، هیچ راه دیگری جز آن‌که کارگران هفت‌تپه می‌گویند و می‌خواهند وجود ندارد. پرونده خصوصی‌سازی کشت و صنعت هفت‌تپه برای همیشه باید بسته شود.

زیرنویس:

۱- در این اختلاس و ارتشا و ابر قاچاق ارزی علاوه بر بانک کشاورزی و بانک مرکزی، پای چند بانک دیگر مانند بانک اقتصاد نوین،  بانک رفاه کارگران، بانک سامان، بانک مسکن ، بانک سرمایه و بانک انصار نیز در میان است.

۲- شورای پول و اعتبار ظاهراً بر امور پولی و بانکی نظارت دارد و درباره سیاست کلی بانک مرکزی تصمیم‌گیری می‌کند. اعضای شورای پول و اعتبار عبارت‌اند از:

وزیر امور اقتصادی و دارائی یا معاون وی

رئیس‌کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران

رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور یا معاون وی

دو تن از وزرا به انتخاب هیئت‌وزیران

وزیر بازرگانی

دو نفر کارشناس و متخصص پولی و بانکی به پیشنهاد رئیس‌کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و تائید ریاست جمهوری

دادستان کل کشور یا معاون وی

رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن

رئیس اتاق تعاون

نمایندگان کمیسیون‌های امور اقتصادی و برنامه‌وبودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی (هرکدام یک نفر) به‌عنوان ناظر با انتخاب مجلس.

متن کامل نشریه کار شماره ۸۸۰ در فرمت پی دی اف