تاکتیک مناسب مبارزه معلمان برای مقابله با ترفندهای حکومتی

یورش گسترده علیه معلمان و تشکل‌های مستقل آنان در اردیبهشت سال جاری با اتهامات واهی و سناریوسازی علیه فعالان این تشکل‌ها، بازداشت و اعمال شکنجه برای اعتراف گیری‌های اجباری به اوج خود رسیده است. روند رو به رشد تشکل یابی در صفوف معلمان، گسترش جنبش اعتراضی معلمان، سازمان‌دهی ده‌ها تجمع و اعتصاب سراسری توسط شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران طی دو سال اخیر، خار درشتی در چشم حاکمان و خطر بزرگی برای دولت حاکم بوده است. ارتجاع اسلامی هراسان و بیمناک از مبارزه متشکل فرهنگیان و تسری آن به سایر زحمتکشان جامعه، تمام تلاش خود را برای مقابله با این روند و متوقف ساختن آن به کاربست.احضار صدها معلم به مراکز سرکوب و امنیتی، بازداشت و بازجویی‌های مکرر و پرونده‌سازی و اتهاماتی چون اقدام علیه امنیت کشور و امثال آن، نتوانست جلو رشد جنبش اعتراضی معلمان و گسترش فعالیت‌های سازمان‌گرانه شورای هماهنگی و اعتصابات سراسری را بگیرد. تمام این ترفندها و اقدامات باشکست و ناکامی روبرو شد. مبارزات معلمان متشکل‌تر شد و اعتلای بیشتری یافت. دولت ارتجاعی و تمام “نخبه‌های فکری” دستگاه اطلاعاتی رژیم، ایده‌های خود را روی‌هم ریخته و سرانجام به یک سناریوی دروغین و رنگ‌باخته و اتهامات “امنیتی” متوسل شدند. ده‌ها فعال صنفی معلمان بازداشت و روانه زندان شدند. نوک‌تیز حمله دستگاه اطلاعاتی و سرکوب، تشکل‌های مستقل معلمان و فعالان این تشکل‌ها بود. ۱۶ تن که همگی از اعضای مؤثر تشکل‌های مستقل معلمان هستند همچنان در زندان و زیر فشارهای شدید هستند. تعدادی از آن‌ها زیر شکنجه و بازجوئی‌های مکرر و فرسایشی قرار دارند تا نقش مورد دلخواه وزارت اطلاعات در نمایش مسخره‌ای که همه مردم ایران از ساختگی بودن آن مطلع هستند و کارگردان‌های اصلی آن را نیز می‌شناسند، ایفا کنند و اعترافات دروغی را بر زبان‌آورند.

ماجرای سناریوسازی و طرح اتهامات واهی علیه بازداشت‌شدگان، ضمن بازتاب استیصال و زبونی رژیم در قبال رشد و گسترش اعتصابات و مبارزات معلمان ، درعین‌حال یک‌بار دیگر وحشت رژیم از متشکل شدن معلمان و مبارزه متشکل را نیز به نمایش گذاشت.ارتجاع حاکم آشکارا به گروگان‌گیری و انتقام‌جویی از معلمان برخاسته است. هم‌اکنون چند تن از معلمان ازجمله اسکندر لطفی، عضو انجمن صنفی معلمان مریوان و سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، شعبان محمدی، عضو انجمن صنفی معلمان مریوان و عضو شورای  هماهنگی، مسعود نیک‌خواه عضد انجمن صنفی  معلمان مریوان و رسول بداقی عضو هیئت‌مدیره کانون صنفی فرهنگیان اسلام‌شهر و عضو شورای هماهنگی به‌طور شبانه‌روزی در زیر شکنجه‌های جسمی و روانی و بازجوئی‌های مکرر و فرسایشی قرار دارند.رضا شهابی و حسن سعیدی از اعضای برجسته سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه،آنیشا اسداللهی و کیوان مهتدی از حامیان طبقه کارگر نیز در زمره بازداشت‌شدگان اخیر و سناریوی ساختگی وزارت اطلاعات و زیر شکنجه‌های وحشیانه دستگاه مخوف امنیتی و سرکوب هستند.علی‌رغم تأمین وثیقه برای آزادی جعفر ابراهیمی بازرس شورای هماهنگی ، دستگاه اطلاعاتی مانع آزادی وی شده و دوره بازداشت را تمدید کرده‌اند و به‌رغم وعده بازپرس پرونده محمد حبیبی مبنی بر آزادی موقت با تودیع وثیقه، اما از آزادی وی نیز ممانعت به‌عمل‌آمده است. برخی فعالان تشکل‌های صنفی که برای پیگیری و خبرگیری از همکاران بازداشت‌شده خویش اقدام کرده‌اند، خود ربوده و یا بازداشت‌شده‌اند. رسول بداقی که بارها مورد شکنجه واقع‌شده و ۷ سال در زندان‌های رژِم محبوس بوده ، دوباره به ۵ سال زندان، منع خروج از کشور، منع اقامت در شهرها و استان‌های هم‌جوار تهران به مدت دو سال، محکوم‌شده است. جان همه این عزیزان و شمار دیگری از فعالان سیاسی و اجتماعی در معرض خطر جدی است.

شکنجه‌های قرون‌وسطایی مزدوران اطلاعاتی رژیم اسلامی برای اعتراف گیری و توجیهات سرکوب قطعی و قلع‌وقمع مبارزات معلمان و کارگران و از هم پاشاندن تشکل‌های مستقلشان ممکن است به قیمت جان برخی از این فعالان تمام  شود. ازاین‌رو بسیار ضروری است که کارزار مبارزاتی گسترده‌ای برای آزادی بی‌قیدوشرط این عزیزان سازمان داده شود. گرچه اغلب تشکل‌های صنفی معلمان، تشکل‌های کارگری، سازمان‌ها و احزاب سیاسی چپ و کمونیست ایران و همچنین بسیاری از اتحادیه‌های و کنفدراسیون اتحادیه‌ای کارگری و آموزش بین‌الملل( EI )، فدراسیون جهانی اتحادیه‌های بخش آموزش‌وپرورش که ۳۲ میلیون عضو در ۱۷۸ کشور را نمایندگی می‌کند علیه اقدامات جنایت‌کارانه جمهوری اسلامی موضع‌گیری نموده و خواهان آزادی فعالان سیاسی و اجتماعی دربند شده‌اند،اما به تجربه ثابت‌شده است که این حد از اعتراض گرچه لازم و ضروری و بخشاً مؤثر هم هست، اما کافی نیست.

فریاد اعتراض معلمان که اکنون از همه سو  در سراسر کشور شنیده می‌شود باید با اشکال مؤثرتر مبارزه تکمیل شود.فراموش نکنیم که این افراد مبارز و شجاع و انقلابی به خاطر تلاش و مبارزه درراه تحقق خواست‌ها و آرمان‌های همکاران خود بازداشت و محبوس شده و زیر شکنجه قرارگرفته‌اند.لذا مطلقاً ضروری است که معلمان به شکل فعالانه‌تری برای آزادی این عزیزان وارد میدان شوند و کارزار مبارزاتی گسترده‌تری را سازمان دهند.بسیاری از تشکل‌های مستقل معلمان و شورای هماهنگی این تشکل‌ها علیه این اقدامات سرکوب گرانه موضع‌گیری نموده و از همکاران خود به حمایت برخاسته و خواستار آزادی فوری آن‌ها شده‌اند. برخی دیگر تجمعاتی را سازمان داده تا با مقامات آموزش‌وپرورش دیدار داشته باشند و حول این موضوع با آنان مذاکره داشته باشند. اما این اقدامات تاکنون هیچ نتیجه مثبتی در پی نداشته است. در کردستان، روز ۱۰ خرداد، در پی فراخوان و تجمع تشکل‌های صنفی معلمان شهرهای مختلف استان به‌منظور مذاکره با مدیرکل آموزش‌وپرورش این استان(هاشم ناظمی جلالی) در مورد وضعیت همکاران خویش، مدیرکل آموزش‌وپرورش استان، حتی حاضر به دیدار با نمایندگان این تشکل‌ها نشد و درب ورودی را به روی معلمان بستند که کسی نتواند وارد ساختمان شود. تشکل‌های صنفی معلمان، علی‌رغم اینکه پیوسته بر برخی از مواد قانون اساسی تأکید نموده و سعی کرده‌اند با مذاکره و تعامل مشکلات را رسیدگی و حل کنند، اما دولت و وزارت آموزش‌وپرورش آن، به این تلاش‌ها و اظهارنظرها وقعی ننهاده‌اند. موضوع این نیست که دولت یا آموزش‌وپرورش و نهادهای دولتی به فرض از مفاد قانون اساسی یا مزایای مذاکره و تعامل بی‌اطلاع هستند ، موضوع این است که رژیم تصمیم گرفته بساط تشکل‌های صنفی معلمان را برچیند و جلو فعالیت و مبارزه معلمان را بگیرد. بنابراین درخواست برای مذاکره و تأکید بر برخی بندها و مواد قانون اساسی هیچ دردی را دوا نمی‌کند. بجای اینکه نیروی خود را مصروف این سازیم که دولت و نهادهای حکومتی را به وظایف “قانونی” خود توجه دهیم و به یک معنا انرژی خود را هدر دهیم باید این نیرو را صرف سازمان‌دهی و انجام شیوه‌های مؤثرتری از مبارزه کنیم  که یاری‌رسان آزادی رفقای زندانی ما باشد.برخی تشکل‌های صنفی معلمان هشدار به انجام اقدامات بعدی داده‌اند برخی دیگر اعلام کرده‌اند: “گرچه، ما برای پیگیری قضایی و قانونی همکاران زندانی، چند صباحی سکوت کردیم اما؛ بدانید این سکوت مسلماً ادامه‌دار نخواهد بود.” و هشدار داده‌اند” منتظر طوفان بعدازاین سکوت باشید”و…

این تهدیدات و هشدارها را باید عملی کرد. رژیم ارتجاعی حاکم را بازور باید وادار نمود پنبه را از گوش‌های  سنگین خود درآورد. تنها درخواست‌هایی می‌تواند از جانب دولت شنیده شود که اقدام عملی مؤثر و یکپارچه معلمان پشتیبان آن باشد.بنابراین باید تاکتیک‌های مؤثری اتخاذ کرد.

متأسفانه تا این لحظه چنین نشده است. علی‌رغم تلاش‌ها و مبارزات معلمان در حمایت از همکاران زندانی خود، اما هنوز یک تاکتیک مبارزاتی مؤثر در دستور کار معلمان و تشکل‌های مستقل آن‌ها به‌ویژه شورای هماهنگی قرار نگرفته است.یکی از این تاکتیک‌های مهم  این دوره معلمان در حمایت از همکاران زندانی  و در اعتراض به سناریوسازی و اعمال شکنجه برای اعتراف گیری‌های اجباری اعتصاب غذا بوده است. در پی اقدام معلم مبارز اسکندر لطفی که از تاریخ ۱۰ خرداد در زندان دست به اعتصاب غذا زد، گروهی از معلمان نیز در حمایت از همکار خویش و در اعتراض به بازداشت وی، در بیرون از زندان و منازل خویش دست به اعتصاب غذا زدند. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در برخورد به این شکل مبارزه طی اطلاعیه مورخ ۱۲ خرداد، عملاً آن را تأیید کرد. شورای هماهنگی بجای اینکه یک کارزار مبارزاتی جدی و مؤثری را تدارک دیده و معلمان را برای حمایت از همکاران بازداشتی و برای آزادی آن‌ها به میدان مبارزه بکشاند، به اعتصاب غذا در بیرون از زندان رضایت داد. به دنبال آن گروه‌های دیگری از معلمان نیز در چند نوبت در حمایت از معلمان زندانی وارد اعتصاب غذا شده‌اند. شورای هماهنگی باآن‌همه سابقه درخشان و هوشیاری، بجای سازمان‌دهی و هدایت یک مبارزه جدی، عملاً مشوق روشی شد که تأثیری بر آنچه بر معلمان زندانی می‌گذرد نداشته است و نخواهد داشت. اعتصاب غذا ممکن است یک روش خوب و مؤثر مبارزه در داخل زندان باشد که زندانی هیچ راه و وسیله دیگری برای ادامه مبارزه ندارد، اما اعتصاب غذا در بیرون از زندان که ابزارها و وسایل و تاکتیک‌های دیگری برای مبارزه وجود دارد، معنا و مفهومی ندارد و بیشتر یک تاکتیک و روش کاملاً دفاعی و متأسفانه پاسیفیستی است که هیچ دردی را دوا نمی‌کند.

جمهوری اسلامی را با اعتصاب غذا در خارج از زندان نمی‌توان به عقب‌نشینی وادار کرد. شورای هماهنگی کم‌وبیش فرصت داشت که با تعطیل کلاس‌ها و امتحانات و سازمان‌دهی یک اعتصاب سراسری، معلمان را در مقیاس ده‌ها شهر به میدان بکشاند و مانند دفعات پیشین، تاکتیک  و روش مؤثری از مبارزه را به مرحله اجرا بگذارد.تاکتیکی که با آغاز تعطیلات تابستانی  تا پایان آن قابل‌اجرا نیست. درهرحال این موضوع کاملاً روشن است که میان اعتصاب سراسری و اعتصاب غذا حتی در شکل فراگیر و سراسری، تفاوت‌های کیفی فاحشی وجود دارد که مهم‌ترین آن، همانا تأثیرگذاری و کارایی اولی و بی‌تأثیری و ناکارایی دومی است.نیازی به تکرار و تأکید نیست که برای خنثی‌سازی نقشه‌های شوم ارتجاع حاکم،در حمایت از معلمان و کارگران زندانی و برای آزادی فوری زندانیان دربند، به هر طریق ممکن باید تلاش کرد.

قبل از پایان این مطلب لازم است به یک نکته بسیار مهم دیگر نیز اشاره شود. نکته این است که علی‌رغم تلاش‌های مذبوحانه و اقدامات گوناگون سرکوب گرانه علیه معلمان و کارگران و تشکل‌های صنفی آنان و ازجمله سناریوسازی رسوای وزارت اطلاعات برای درهم کوفتن تشکل‌ها و فعالان جنبش کارگری و جنبش اعتراضی معلمان و سرانجام خاموش ساختن مشعل مبارزه‌ای که در چند سال اخیر پیوسته فروزان و روشنی‌بخش بوده است، ارتجاع اسلامی جز شکست و ناکامی نصیبی نخواهد برد. پیامد چنین اقداماتی فقط این نیست که خشم و انزجار توده معلمان و کارگران و دیگر زحمتکشان را فشرده‌تر و متراکم‌تر می‌کند، بلکه تمام دستگاه حکومت رسوای جمهوری اسلامی را نیز مفتضح‌تر خواهد کرد.البته ممکن است خساراتی بر تشکل‌ها و فعالان جنبش اعتراضی معلمان وارد شود و آسیب‌های وارده نیز به‌طور موقت در فعالیت‌های روتین آن‌ها اخلال ایجاد کند یا آن‌ها را کم‌وبیش ایضاً به‌طور موقت تضعیف کند، اما اصل ماجرا به‌جای خود و به قوت خود باقی خواهد ماند.مبارزه ادامه دارد. بخت با ارتجاع حاکم یار و همراه نیست.صرف‌نظر از ارتقای درجه آگاهی و تشکل یابی معلمان و کارگران که فاکتور بسیار مهمی در نقش بر آب شدن نقشه‌های ارتجاع حاکم است، شرایط سیاسی پرتلاطم و انقلابی جامعه نیز، چنین اجازه‌ای به ارتجاع  حاکم نمی‌دهد و با این ترفندها نمی‌تواند از مهلکه بگریزد.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۹۷۳  در فرمت پی دی اف:

 

 

کمک های مالی

سوئیس

 

علی‌اکبر صفایی فراهانی                ۳۰ فرانک

سیامک اسدیان (اسکندر)              ۴۰ فرانک

حمید اشرف                                 ۳۰ فرانک

محمد کاسه‌چی                                 ۵۰ فرانک

امیر نبوی                                      ۵۰ فرانک

 

دانمارک

 

هوشنگ احمدی ۲۰۰ کرون

دکتر نریمیسا ۲۰۰ کرون

خروش (ژوئن) ۲۰۰ کرون

 

آلمان

 

فرخنده باد ۷۲مین

جشن پیروزی بر فاشیسم ۱۰۰ یورو

 

ایران

 

آبان ادامه دارد       یک میلیون تومان

 

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست به اعتراضات مقابل سازمان جهانی کار در حمایت از کارگران و معلمان ایران بپیوندیم

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

به اعتراضات مقابل سازمان جهانی کار در حمایت از کارگران و معلمان ایران بپیوندیم

روز جمعه ۱۰ ژوئن کنفرانس سالانه سازمان جهانی کار در ژنو برگزار می‌شود. سه اتحادیه کارگری فرانسه با حمایت دو اتحادیه کارگری سوئیس در این روز در حمایت از کارگران و معلمان زندانی و برای آزادی آنان در ایران و در اعتراض به اقدامات سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه کارگران و معلمان و دستگیری و زندانی کردن دو عضو سندیکای معلمان فرانسوی آکسیون اعتراضی برگزار می‌کنند.

ایران یکی از نزدیک به دویست دولتی است که از همان سال‌های اول تأسیس آن به عضویت سازمان جهانی کار درآمدهاست. به‌این‌ترتیب باید به مفاد و مقاوله نامه‌های این سازمان پایبند باشد.

درحالی‌که جنبش کارگری در ایران بیشتر از هفتادسال است که برای حق تشکل یابی و حق اعتصاب و سایر حقوق ابتدایی خود مبارزه می‌کند و هر بار چه در رژیم سلطنتی شاه و چه رژیم جمهوری اسلامی به شدیدترین وجه سرکوب‌شده است. درواقع همین مقاوله نامه‌های شماره ۸۷ و ۹۸ مصوب سازمان جهانی کار نیز، هیچ‌گاه در ایران به عمل درنیامده است.

کارگران ایران هیچ‌وقت نماینده واقعی خود را در این سازمان نداشته‌اند و بجای نمایندگان واقعی  کارگران، سرسپردگان  رژیم در تشکل‌های ضد کارگری و دست‌ساز اسلامی را به کنفرانس‌های سالانه این سازمان ارسال کرده‌اند.

عضویت دولتی مثل رژیم جمهوری اسلامی در این سازمان نشان می‌دهد که این سازمان چقدر از اهداف حداقلی خود نیز به دور است. رژیم ایران فقط در همین چند سال اخیر صدها فعال کارگری و فعالین صنفی معلمان در ایران را، از جمله به خاطر نقض صریح مقاوله نامه‌های سازمان جهانی کار دستگیر کرده، پرونده‌سازی دروغین به راه انداخته و به زندان‌های طویل مدت محکوم کرده است، آن‌هم فقط به دلیل اعتراض و زیر پا گذاشتن ابتدایی‌ترین حقوق کارگران. جمهوری اسلامی تازه به این‌ها بسنده نکرده و دو فعال سندیکایی معلمان فرانسوی را به اتهامات واهی و شناخته‌شده به گروگان گرفته است.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست، خود را در صف این آکسیون و اعتراض می‌داند و از آن حمایت می‌کند. ما از تمام سازمان‌های و اتحادیه‌های کارگری در ایران و جهان می‌خواهیم که به این اعتراض بپیوندند.

ما خواهان اخراج نمایندگان جمهوری اسلامی از سازمان جهانی کار هستیم.

ما خواهان آزادی فوری  تمام فعالین کارگری و معلمان  از زندان‌های جمهوری اسلامی  ایران هستیم.

ما خواهان آزادی فوری  دو عضو سندیکای معلمان فرانسوی هستیم که در ایران دستگیر و در زندان رژیم جمهوری اسلامی بسر می‌برند.

 

زنده‌باد همبستگی کارگری جهانی

۵-۶-۲۰۲۲

امضاها: سازمان اتحاد فدائیان کمونیست، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست ایران- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان(اقلیت) و هسته اقلیت

برگزاری آکسیون در ونکوور، کانادا

طبق فراخوان کارزار دفاع از مبارزات مردم ایران در ونکوور، اکسیونی در روز شنبه ۴ ژوئن ۲۰۲۲ در حمایت از مبارزات کارگران و زحمتکشان ایران و نیز  همدردی با خانواده قربانیان ساختمان متروپل در آبادان و محکومیت نظام فاسد و آدمکش جمهوری اسلامی، در میدان مرکزی شهر ونکوور برگزار شد. شرکت‌کنندگان در این آکسیون، ضمن همراه داشتن  پوسترهایی از مبارزات زحمتکشان ایران، شعارهایی علیه رژیم جمهوری اسلامی سر دادند. شرکت‌کنندگان در انتها با خواندن ترانه سرود سراومد زمستان، به آکسیون خود پایان دادند.

فعالین سازمان در این حرکت اعتراضی و همدردی با زحمتکشان آبادان، شرکت فعالی داشتند

زنده‌باد آزادی، زنده‌باد سوسیالیسم

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

برقرار باد حکومت شورائی

فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) ونکوور، کانادا

۵ ژوئن ۲۰۲۲

گزارشی کوتاه از اکسیون اعتراضی جمعه ۳ ژوئن در هامبورگ

امروز جمعه سوم ماه ژوئن از ساعت ۱۲ تا ۲ بعدازظهر اکسیونی از طرف رفقای شورای فعالین سوسیالیست و آزادیخواه هامبورگ، حزب کمونیست ایران هامبورگ و فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) در حمایت از مبارزات مردم در استان‌های خوزستان، اصفهان، کهکیلویه و بویراحمد، فارس، ایلام و کرمانشاه و همچنین آزادی زندانیان سیاسی و رهبران جنبش کارگری و معلمان و بازنشستگان جلو کنسولگری جمهوری اسلامی در شهر هامبورگ برگزار شد.  جریانات شرکت‌کننده در اکسیون ضمن محکوم کردن سرکوب مردم آبادان و پرونده‌سازی برای پیشروان کارگری مثل رضا شهابی و حسن سعیدی و غیره خواهان آزادی سریع و بی‌قیدوشرط تمامی بازداشت‌شدگان و سرنگونی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی شدند.

زنده‌باد سوسیالیسم

کار نان آزادی حکومت شورایی

فعالین سازمان فدائیان اقلیت (هامبورگ)

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در همبستگی با آبادان و خیزش سراسری

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

در همبستگی با آبادان و خیزش سراسری

برجی که در دوم خردادماه ۱۴۰۱ در آبادان فروریخت و ده‌ها نفر جان‌باخته و زخمی برجای گذاشت، نماد حکومتی برآمده از سرکوب و فساد و جنایت بود. قربانیان فاجعه مردمانی بودند و هستند که از همان روزهای نخست به قدرت رسیدن حکومت اسلامی جز فقر و فلاکت و دشواری‌های مختلف اجتماعی چیزی نسیب شان نشده و با گلوله، آتش‌بار، آوار و آوارگی و جنگ داخلی و نیابتی به استثمار و فلاکت نشانیده شدند.

فروریختن برج حکومتی متروپل در آبادان،‌ مجرایی برای فوران خشم بی‌پایان و نفرت عمیق مردم از بانیان وضع موجود به وجود آورد و خیزش جاری را به رویارویی مستقیم با ماشین سرکوب حکومتی کشانید. فاجعهٔ سینما رکس در تابستان ۵۷ در آبادان، کشتارهای سال ۱۳۵۸ در خرمشهر و اهواز و مسجدسلیمان و… و جنگ ۸ ساله و سرکوب خیزش برای آب و علیه تشنگی در تابستان ۱۴۰۰ تاکنون همه جنایاتی بوده و هستند که در حافظه تاریخی و آگاهی توده‌های به پا خاسته، به‌ویژه در خوزستان ماندگار هستند. این جنایت‌های زنجیره‌ای از طبقه حاکم و حکومتی مشروعیت گرفته و می‌گیرند که فساد نهادینه یکی از مشخصات آن است.

طبقه حاکم ایران در ۴۳ سال گذشته، دسترنج کارگران و تمامی زحمتکشان را به غارت برده و جان و هستی و نیروی کار طبقه کارگر و تهی‌دستان را درو کرده است. این حکومت، با ربودن نان شب و آب و هستی جامعه،‌ چیزی جز فلاکت، حاشیه‌نشینی، قبر خوابی، بیماری، گسترش اعتیاد، ویرانی، مرگ، قتل‌عام، آوارگی، ناامنی اجتماعی، تروریسم دولتی و جنگ‌افروزی و فساد و… نیافریده است.

فروریزی برج متروپل گوشه‌ای از فساد و رانت‌خواری نهادینه‌شده در جمهوری اسلامی را برملا کرد و بیانگر ماهیت مناسبات اقتصادی و سیاسی سرمایه‌داری حاکم بر ایران بود و باردیگر نشان داد که برای صاحبان قدرت و ثروت جان و زندگی انسان‌ها در برابر سود و رانت‌های بادآورده ارزش ندارد. از همین روی این واقعه با اعتراض توده‌های به‌جان‌آمده مردم آبادان مواجه شد و متعاقباً کارگران و تهیدستان به پیشتازی زنان در اکثر نقاط ایران با آبادان و خوزستان، همبستگی نشان دادند. در این فاجعه،‌ نه‌تنها کارگزاران فاسد و پاسدارانی در نقش شهردار و استاندار و امام‌جمعه و عبدالباقی‌های وابسته شریک جرم و جنایت هستند،‌ بلکه خامنه‌ای و دیگر رهبران درجهٔ اول مناسبات طبقاتی حاکم،‌ مجرمینی هستند که مسئولیت فجایع تاریخی حکومت اسلامی را به عهده داشته و دارند.

پیوند خیزش سراسری اردیبهشت و همبستگی با خوزستانِ، حکومت را درمانده ساخته است. در این خیزش‌ها توده‌های بپا خاسته ترسی از نیروهای سرکوبگر رژیم ندارند. موج همبستگی، همدردی و همراهی شهرها با همدیگر هرروز بیشتر می‌شود. شعارها بیش از گذشته موجودیت رژیم را نفی کرده است. رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی، گرفتار در گرداب بحران‌های اقتصادی و سیاسی، اکنون به بن‌بست و هراس افتاده و با خیزشی مهارناپذیر و سراسری دست‌به‌گریبان است. خیزش دی‌ماه ۹۶ و آبان ماه ۹۸ و تابستان ۱۴۰۰ و اردیبهشت ۱۴۰۱ که شکوهمندانه همچنان جاری است، با شعارهای رادیکال عینیت یک مبارزه طبقاتی را در پیش روی می‌گذارند. این خیزش خاموشی ناپذیر و همبستگی سراسری که به سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی،‌ رویکرد دارد،‌ با یک اعتصاب سراسری نیروی کار و با همبستگی تهیدستان شهر و روستا و تنها با سازمان‌یابی جنبش کارگری و رهبری آگاهمندانه طبقه کارگر و جنبش سوسیالیستی است که پیروزی دولتی کارگری شورایی را تضمین می‌کند.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست، طبقه کارگر و همه اقشار محروم جامعه را به گسترش این اعتراضات و دخالت مؤثر در این تحولات فرامی‌خواند.

 

زنده‌باد همبستگی و اتحاد انقلابی طبقه کارگر و زحمتکشان ایران

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده‌باد آزادی، زنده‌باد سوسیالیسم

دوم ژوئن ۲۰۲۲ برابر با دوازده خرداد ۱۴۰۱

امضاها: سازمان اتحاد فدائیان کمونیست، حزب  کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری – حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

کوهنورد

0

وقتی فرسنگ‌ها راه را می‌پیمایم

تا در قله جام جان تازه‌ای برگیرم

آنگاه به بی‌مهری آدمیان می‌گریم

که چگونه فراموش می‌شوند

می‌میرند

آنزمان شعر اندوه را می‌سرایم

شعر اندوه تاریخ خلقی است

زخم تاولی است بر گلوی نسلی

ما در کشوری چشم به جهان گشودیم

که چاه‌های خشکیده‌اش

نارنجک، کلاشینکف می‌زاییدند

دختران باکره

به‌جای بوسه معشوقه

قنداق، قنا سه می‌بوسیدند

چشم از جهان می‌بستند

به فرزندانشان لالائی می‌خوانند

“لالا لالا ای گل پونه

بابات رفته شب از خونه

که خورشید و بجنبونه

لالا لالا گل انجیر

بابات داره به پاش زنجیر

بابا تو دشمناش کشتند

نشان دشمناش آینه

که دستاش غرق در خونه”

مادر آرام‌آرام زمزمه می‌کند

فرزندانم شما

دریچه‌های پویش فردایید

برای

کار، نان، پرچم سرخ

 

 

 سیاهکوه

نابود باد جمهوری اسلامی پیروز باد مبارزه قهرمانانه مردم خوزستان

با گذشت هشت روز از فاجعه متروپل، جمهوری اسلامی به جای پاسخ‌گویی به‌خواست و اعتراض برحق مردم آبادان، شب گذشته با استقرار نیروهای سرکوب در تمامی خیابان‌های شهر، حکومت نظامی اعلام نشده برقرار کرد.

مزدوران جمهوری اسلامی، در روزهای گذشته نیز با تیراندازی و پرتاب گاز اشک‌آور به معترضان در آبادان و مردمی که در دیگر شهرهای کشور هم‌چون اهواز، به حمایت از آبادان سیاه‌پوش به خیابان‌ها آمده بودند، به مقابله برخاسته بودند.

توده‌های ستم‌دیده ایران، به‌خوبی می‌دانند که بروز فجایعی هم‌چون متروپل، نتیجه سیستم و فسادی‌ست که تمامی حکومت از بالا تا پایین را فرا گرفته است. سیستمی که در آن نه جان انسان‌ها که پول تنها موضوع ارزشمند برای طبقه حاکم است.

به‌رغم تلاش همه جانبه‌ی رژیم برای پایان دادن به تجمعات اعتراضی، در طول این هشت روز نه تنها خشم مردم آبادان فروکش نکرد، بلکه شعله‌های این خشم در سرتاسر ایران پراکنده شد و در اقصا نقاط کشور ستم‌دیدگان کشور به حمایت از مردم آبادان و خانواده‌های داغدار برخاستند. از خرمشهر تا اهواز، از نازی‌آباد تا شهر ری در تهران، و تا یزد و اصفهان و بوشهر مردم به خیابان‌ها ریختند.

خواست مردم ستم‌دیده‌ی ایران برای همه مشخص است. اما جمهوری اسلامی همان‌طور که تاکنون دیده‌ایم نه تنها به خواست‌های بر حق مردم کار، نان و آزادی بی‌اعتناست، بلکه حتا از پذیرش مسئولیت فجایعی که به بار آورده، خودداری می‌کند.

حاصل بیش از چهل سال حکومت اسلامی را امروز همگان می‌بینند. تنها راه برای خلاصی از تمامی این فجایع و اولین گام در این مسیر سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی است.

این تنها راه واقعی مردم ایران است و هر کس و جریانی که غیر از این بگوید دشمن مردم ستم‌دیده‌ی ایران است. دشمنانی که از انقلاب و قدرت‌گیری کارگران و زحمتکشان هراسانند.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی

نابود باد نظام سرمایه‌داری

زنده‌ باد آزادی- زنده‌ باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۰ خرداد ۱۴۰۱

کار، نان، آزادی – حکومت شورایی

 

اعتراضات آبادان جلوه دیگری از جنبش های توده‌ای علیه رژیم

از ظهر روز دوشنبه دوم خرداد ۱۴۰۱، که ساختمان ۱۰ طبقه تجاری متروپل در آبادان فرو ریخت، مردم آبادان یکسره در اشک و ماتم و اندوه از دست دادن عزیزان خود فرو رفته اند. فاجعه ای مرگبار که در چند روز گذشته به صورت یک فریاد اعتراضی خشم آگین، مردم آبادان و دیگر شهرهای خوزستان را فرا گرفته است. مردمی که با سر دادن شعارهایی علیه حسین عبدالباقی- مالک ساختمان- و تبانی های فسادآلود و رانت خواری او با مسئولان استانی و مقامات حکومتی، سوگواری و اعتراضات خود را علیه جمهوری اسلامی نشانه رفته اند.

آنچه را که با فروپاشی برج تجاری متروپل در آبادان رخ داد، نمی‌توان صرفا با گفتن اینکه ماجرا یک اتفاق بوده است، جمع کرد. یا مسئله را در حد رانت خواری حسین عبدالباقی – مالک ساختمان – تقلیل داد. یا با دستگیری تنی چند از همدستان رانت خوار عبدالباقی در شهرداری آبادان و استانداری خوزستان موضوع را سرهم بندی کرد و با گذشت زمان پرونده را مختومه اعلام کرد. فروپاشی مجتمع تجاری متروپل آبادان به استناد همه شواهد و مدارک موجود، یک فاجعه و فراتر از آن، یک جنایت عامدانه بوده است. جنایتی که تا کنون جنازه دست کم ۲۹ نفر از زیر آوار بیرون کشیده شده اند و بر اساس آخرین اظهار نظر استاندار خوزستان دست کم ۳۸  نفر دیگر “مفقودالاثر” و به عبارتی هنوز در زیر آوار باقی مانده اند. اما طبق گزارش‌ شاهدان عینی در جریان فروپاشی متروپل، ده‌هاتن از کارگران مشغول به کار بودند که هنوز هیچ اطلاعی در مورد سرنوشت آن‌ها انتشار نیافته است. فاجعه ای که مردم سوگوار آبادان به درستی جمهوری اسلامی و فساد حاکم بر این نظام رانتی و مافیایی را عامل بروز آن می دانند و این امر را در روزهای اخیر با برپایی تجمعات وسیع اعتراضی و سر دادن شعارهایی نظیر “مرگ بر خامنه ای”، “مرگ بر دیکتاتور” و “جمهوری اسلامی نمی خوایم نمی خوایم” به خوبی نشان داده اند. اعتراضاتی که این روزها تصویر روشنی از تداوم جنبش‌های توده‌ای زحمتکشان را برای سرنگونی جمهوری اسلامی بازتاب می دهند. شهری داغدار، شهری با مردمی یکسره سوگوار که رژیم از همان آغاز بروز فاجعه به جای سرعت در ارسال نیروهای امدادرسانی، یگان های ویژه ضد شورش را برای سرکوب مردم، به محل واقعه گسیل داشت.

بی دلیل نبود که خامنه ای سه روز سکوت کرد و پس از آنکه صدای اعتراضات از هر سو بلند شد، یک پیام تسلیت نیم بند برای مردم سوگوار آبادان فرستاد. سکوت صدا و سیما  و عدم بازتاب اخبار فاجعه فرو ریختن ساختمان متروپل آبادان هم بی دلیل نیست. بی تفاوتی خامنه ای، سکوت صدا و سیما و اعتراف حمید جبلی، رئیس این نهاد به ظاهر ملی مبنی بر اینکه به او دستور داده اند که بیش از یک ساعت به موضوع پرداخته نشود، جملگی بیانگر این حقیقت است که خامنه ای بر این امر واقف است که مردم او و نظام جمهوری اسلامی را مسبب اصلی این فاجعه می دانند.

با فروپاشی برج تجاری متروپل، ابتدا مردم آبادان با حضور در محل فاجعه به عزاداری و سر دادن شعار علیه حسین عبدالباقی – مالک برج متروپل- پرداختند. اما با دخالت نیروهای سرکوبگر، اعتراض و سوگواری های اولیه آنان به سرعت به اعتراضات ضد حکومتی تبدیل شد. اعتراضاتی که به مرور از آبادان فراتر رفت، به خرمشهر رسید و پس از سه روز دیگر شهرهای دور و نزدیک آبادان را فرا گرفت. اهواز، اندیمشک، ماهشهر، بهبهان، خرمشهر، یزد، امیدیه، بندرعباس، بوشهر، شیراز و شاهین شهر اصفهان از جمله شهرهایی هستند که تا شامگاه روز شنبه هفتم خرداد در همدردی با مردم آبادان به  اعتراض برخاسته و با سر دادن شعارهای ضد حکومتی عاملان این فاجعه را به چالش گرفتند. اعتراضاتی که در شامگاه روز شنبه هفتم خرداد با شعار “مرگ بر دیکتاتور” به شهر ری در منطقه جنوب تهران هم رسیده است

“توپ تانگ فشفشه آخوند باید گم بشه”، “جمهوری اسلامی نمی خوایم نمی خوایم”، “خامنه ای حیا کن مملکت و رها کن”، “رهبر بی لیاقت نمی خوایم نمی خوایم”، “خوزستان اتحاد اتحاد”، “باقی جنایت می کنه مسئول حمایت می کنه”، “دروغه دروغه عبدالباقی نمرده”، “آبادان تسلیت تسلیت” و “مرگ بر خامنه ای”، از جمله شعارهایی بوده اند که مردم شهرهای مختلف در همدردی با آبادان علیه جمهوری اسلامی و فساد و رانت خواری حاکم بر این رژیم تبهکار و آدمکش سر داده اند.

در ویدئویی که از اعتراضات مردم آبادان در شامگاه روز جمعه ۶ خرداد گرفته شده است، صدای تیراندازی نیروهای سرکوب به سمت مردم سوگوار آبادان شنیده می شود. در این ویدئو، همراه با صدای شلیک گلوله به سوی مردم، صدایی بلند و ملتهب با بغضی فروخفته فریاد می زند: تیر نزن! تیر نزن! تیر نزن! صدایی که همزمان عمق جنایت فروپاشیدن ساختمان تجاری متروپل آبادان را با شلیک گلوله به سوی مردم داغدار آبادان به تصویر می کشد. ویدئوی دیگری مردم معترض آبادان را نشان می دهد که در حلقه محاصره انبوه نیروهای ضد شورش قرار گرفته اند. نیروهای سرکوبگری که در دو تا سه ردیف به هم فشرده جمعیت معترض را محاصره کرده اند. ضبط این ویدئو با سکوت بهت آور جمعیت محاصره شده شروع می شود. اما در میانه بهت و سکوت اولیه معترضان، از درون جمعیت دستی به اهتزار در می آید و بانگ بر می کشد، “نترسید نترسید ما همه باهم هستیم”. با این صدا، فشار روانی محاصره شکسته می شود و آنگاه پرچم مشت های گره کرده یکی پس از دیگری از فراز سر نیروهای ضد شورش به اهتزاز در می آید. جمعیت محاصره شده مشت افشان و در حرکتی نفس گیر همه با هم فریاد می کشند، “نترسید نترسید ما همه با هم هستیم”. در این ویدئو که مربوط به روز شنبه هفتم خرداد است، یکی از صحنه های بی نظیر مقاومت و ایستادگی مردم آبادان به تصویر در آمده است. تصویری بی بدیل که همبستگی، مبارزه‌جوئی و شجاعت مردم را بازتاب می دهد.

در پنجمین روز فاجعه، در اهواز به سوی مردمی که به خیابان آمده بودند تا در همدردی با سوگواران آبادان شمع روشن کنند، گاز اشک آور شلیک شد. اقدامی که خشم معترضان را برانگیخت و شعار “مرگ بر خامنه ای” در فضای اهواز طنین افکن شد.

مردم ماهشهر، با شعار “می کشم می کشم آنکه برادرم کشت”، با آبادان زخمی ، با آبادان سوگوار همدردی کردند. مردم خرمشهر، با شعار “خرمشهر بپا خیز برادرت کشته شد”، نسبت به فرو ریختن برج متروپل و جانباختن تعدادی از مردم آبادان واکنش نشان دادند. شاهین شهر اصفهان، با شعار “مرگ بر خامنه ای” و “آبادان آبادان حمایتت می کنیم”، خشم و انزجار خود را نسبت به مسببین این فاجعه اعلام کردند. مردم امیدیه، با شعار “خوزستان به خون نشسته است” و “خوزستان، آبادان تسلیت تسلیت” به جمع شهرهای معترض پیوستند. مردم بهبهان، با شعارهای ضد حکومتی و “نترسید نترسید ما همه با هم هستیم” همدردی خود را با آبادان ابراز کردند. در اندیمشک مردم معترض با شعار “خامنه ای قاتله ولایتش باطله” به حمایت از مردم آبادان برخاستند. واکنش جمهوری اسلامی اما در همه شهرها سرکوب و بازداشت و بگیر و ببند بوده است. خاصه در آبادان که سرکوب و دستگیری ها از پنجمین شب فاجعه شدت گرفته و معترضان زیادی تاکنون دستگیر شده اند.

در پی فروپاشی برج تجاری متروپل آبادان از همان لحظه های اولیه وقوع این جنایت، دو اتفاق به موازات هم در دو سوی این فاجعه شکل گرفت. مردم داغدار آبادان که تعدادی از عزیزان خود را در آوار شدن ساختمان متروپل از دست داده اند، از همان لحظه های اولیه با اجتماع در محل حادثه و سردادن شعار علیه حسین عبدالباقی و فساد و تبانی های “هولدینگ عبدالباقی” با مسئولان حکومتی، به درستی انگشت اتهام را به سمت جمهوری اسلامی نشانه رفتند. در عوض جمهوری اسلامی بجای همدردی با مردم آبادان و سرعت بخشیدن به امر امدادرسانی و گسیل تجهیزات امدادی لازم برای نجات جان ده ها نفری که در زیر آوار باقی مانده بودند، به تعلل، دروغ گویی و ارسال یگان های ویژه سرکوب به محل حادثه  اقدام کرد. ویدئوهایی که تا کنون در شبکه های اجتماعی پخش شده اند، حضور سنگین یگان های ویژه را نشان می دهند که با تمامی تجهیزات سرکوب به آبادان و شهرهای مجاور گسیل شده اند.

دروغ بافی، انتشار اخبار ضد و نقیض در مورد بازداشت، زنده بودن و یا مرگ حسین عبدالباقی و اطلاع رسانی قطره چکانی از تعداد جانباختگان این حادثه و گسیل نیروهای ضد شورش به آبادان از جمله اقداماتی بود که مقامات قضایی و مسئولان استانی و حکومتی جمهوری اسلامی از همان ساعات اولیه بروز این فاجعه در پیش گرفتند. ویدئوهای منتشرشده نشان می دهند که در نبود نیروهای امدادی لازم، مردم با بیل و کلنگ و سطل در حال آواربرداری هستند.

در واقع، شیوه ای را که جمهوری اسلامی در برخورد با این فاجعه در پیش گرفته است، همانند همان شیوه متعارف دروغ بافی و کتمان حقیقت در فاجعه سرنگونی هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران بوده است. در این میان اما اسناد، اطلاعات و اظهار نظرهای مطرح شده جملگی گویای غیر استاندارد و ناامن بودن بی چون و چرای ساز و کار شکل گیری برج ۱۰ طبقه متروپل از آغاز تا لحظه فرو ریختن آن در روز دوم خرداد است. خصوصا باز پخش مصاحبه حسین حافظی، خبرنگاری که یک سال پیش در مورد ساز و کار غیر استاندارد این ساختمان هشدار داده بود که برج متروپل آبادان پیش از بهره برداری فرو خواهد ریخت، که چنین هم شد. نکته قابل توجه اینجاست که بعد از فروپاشی برج متروپل و جان باختن ده ها نفر از کسانی که هنگام وقوع فاجعه در طبقات مختلف این ساختمان حضور داشتند، اکنون بخشی از دست اندرکاران دخیل در این پروژه ادعا می کنند که پیش از وقوع حادثه هشدارهای لازم را به مسئولان مربوطه داده بودند.

از جمله رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان خوزستان که گفته است: یک ماه پیش مهندس ناظر پروژه متروپل آبادان اخطاریه هایی در مورد وضعیت سازه پروژه به مالک و مراجع مربوطه داد. با این همه و به رغم هشدارهای داده شده در مورد غیر استاندارد بودن ساز و کار برج متروپل، از آنجا که یک طرف این پروژه شهرداری آبادان بوده و حسین عبدالباقی نیز با شهردار آبادان و استاندار و دیگر مقامات استانی و حکومتی اعم از لشکری و کشوری رابطه ای آلوده به فساد و رانت خواری داشته است، توانسته بدون هیچ مانع و محدویت های اداری پروژه ساختن برج متروپل را پیش ببرد. درست همانند انفجارهای متعدد معادن در ایران که عموما کارگران در روزهای پیش از وقوع انفجار، بوی گاز و نشت آن را در داخل تونل به مسئولان مربوطه اطلاع می دهند، اما مسئولان نالایق و بی توجه به جان مردم، به دلیل فساد و رانت خواری حاکم بر نظام، هشدارها را نادیده می گیرند. و نتیجه این بی توجهی به هشدار کارگران آن شده است که دست کم طی همین سال های اخیر ده ها کارگر معدن به کام مرگ رفته اند.

اکنون وجود فساد و رانت خواری در ساز و کار پروژه مجتمع تجاری متروپل آنچنان محرز است که حتا محمد مخبر، معاون اول ابراهیم رئیسی و احمد وحیدی، وزیر کشور جمهوری اسلامی نیز به آن اذعان کرده اند. محمد مخبر، روز جمعه ۶ خرداد با حضور در آبادان، اعلام کرد: “فساد گسترده ای” بین پیمانکار، سازنده و دستگاه هایی که مجوز داشتند وجود دارد که “به وظایف خود عمل نکرده اند.” احمد وحیدی نیز روز پنجشنبه ۵ خرداد طی اظهار نظری در مورد فروپاشی ساختمان متروپل آبادان گفته است: “در متروپل یک جنایت اتفاق افتاده… و کسانی که برای کسب درآمد بیشتر به راحتی با جان مردم بازی می کنند، به هیچ وجه قابل گذشت نیستند.”  اظهاراتی که اکنون دردی را دوا نمی کند و همانند نوش داروی بعد از مرگ سهراب صرفا برای تبرئه نظام بیان می شوند.

اینکه ساز و کار برج متروپل آبادان بر بستر فساد و رانت خواری کلان حاکم بر جمهوری اسلامی به صورت غیر استاندارد قرار گرفته است، کمترین تردیدی در آن نیست. اینکه فروپاشی این برج یک جنایت عامدانه تلقی می شود، باز هم کمترین تردیدی در آن نیست. اما منتسب کردن این جنایت تنها به حسین عبدالباقی و تعدادی از افراد دولتی از قبیل شهردار سابق و فعلی آبادان تا غلامرضا شریعتی، استاندار سابق خوزستان، صرفا پاک کردن صورت مسئله برای نجات جمهوری اسلامی از این مهلکه است.

مردم آبادان اما که این روزها جلوه ای دیگر از اعتراضات جنبش‌های توده‌ای علیه رژیم را به نمایش گذاشته اند، به درستی انگشت اتهام را به سوی جمهوری اسلامی گرفته اند. مردمی که تنها دلگرمی شان همدردی مردم شهرهای مختلف است که این روزها شجاعانه در کنار مردم سوگوار آبادان ایستاده اند.

متن کامل نشریه کار شماره ۹۷۲  در فرمت پی دی اف:

 

گرانی بی‌سابقه و ادعاهای مرکز جعل آمار در ایران

مرکز آمار جمهوری اسلامی با وقاحت تمام اعلام کرد که نرخ تورم در یک سال گذشته کاهش‌یافته و افزایش نرخ تورم در اردیبهشت‌ماه نیز در مقایسه با فروردین‌ماه سال جاری رشدی ناچیز داشته است.

به گزارش ایسنا به نقل از مرکز آمار، نرخ تورم سالانه با کاهش ۵ / . درصدی به ۷ / ۳۸ درصد رسیده است. نرخ تورم نقطه‌ای اردیبهشت‌ماه ١۴٠١ در مقایسه با ماه قبل ۷ / ۳ درصد افزایش‌یافته است.

نرخ تورم ماهانه اردیبهشت ١۴٠١ نیز به ۵ / ۳ درصد رسیده که در مقایسه با همین اطلاع در ماه قبل، ۲ / ۰ درصد افزایش داشته است.

اگر بخواهیم صرفاً ادعاهای جعلی مرکز آمار را در مورد افزایش نرخ تورم در اردیبهشت‌ماه مدنظر قرار دهیم، این واقعیت برکسی پوشیده نیست که در اردیبهشت‌ماه سال جاری عموم کالاها و خدمات و نه‌فقط کالاها و خدمات موردنیاز روزمره مردم ایران،  چنان افزایشی داشته که حقیقتاً باید گفت، در طول تمام دوران موجودیت جمهوری اسلامی در ایران بی‌سابقه است. بهای بسیاری از کالاها در طول این‌یک ماه در مقایسه با فروردین سال جاری نه صرفاً چند درصد، بلکه به چند برابر افزایش یافت. در این ماه کمتر کالایی را می‌توان یافت که پائین‌تر از ۲۰ تا ۲۵ درصد افزایش قیمت داشته باشد.

در نیمه اول اردیبهشت‌ماه که هنوز آزادسازی قیمت آرد و گندم اعلام‌نشده بود، موج جدیدی از گرانی کالاها آغاز گردید. نه‌فقط بهای بسیاری از کالاها به روال ماه گذشته افزایش یافت، بلکه پی آمد افزایش به‌اصطلاح مرسوم سالانه بهای خدمات نیز منجر به افزایش مجدد برخی کالاها و خدمات گردید.

از اول اردیبهشت‌ماه  کرایه تاکسی رسماً تا ۳۵ درصد افزایش یافت. اجاره‌بها نیز ۵ / ۵۲ درصد افزایش یافت.

بلیت قطار ۲۵ درصد، کرایه مسافران جاده‌ای ۳۰ درصد، کرایه حمل کالا ۳۵ درصد ، بلیت مترو و اتوبوس‌های بی‌آرتی ۲۵ تا ۳۵ درصد افزایش یافتند. تعرفه‌های برق ۵۰ تا ۲۰۰ درصد و  آب ۵۰ تا ۴۰۰ درصد افزایش یافت. قیمت هر گیگابایت اینترنت بیش از ۵ / ۳۶ درصد رشد کرد.افزایش ویزیت‌های ۶۰ تا ۷۰ هزارتومانی پزشکان، لااقل به ۱۰۰ هزار تومان رسید.

“شورای عالی بیمه سلامت، در راستای تعیین تعرفه‌های خدمات تشخیصی و درمانی ۱۴۰۱، رشد ۵ / ۲۸  درصدی تعرفه‌های پزشکی را مصوب کرد، اما سازمان نظام پزشکی، آن را امضا نکرد و برافزایش ۶۰ درصدی تعرفه‌های پزشکی تأکید کرد” و عملاً آن را پیشبرد.

بهای داروها و خدمات درمانی در اردیبهشت‌ماه چنان افزایش یافت  که نایب‌رئیس انجمن داروسازان به روزنامه خراسان گفت: “با تغییر شیوه تخصیص ارز دارو، قیمت برخی داروها ۵ تا ۶  برابر خواهد شد و در این شرایط اگر پوشش بیمه‌ای داروها از ۷۰ درصد فعلی به ۹۵ درصد نرسد، بار مالی آن روی دوش مردم خواهد بود. وی ادامه می‌دهد: جلوگیری از این اتفاق، نیازمند چیزی حدود ۷۰ تا ۱۰۰ هزار میلیارد تومان اعتبار است.” گرانی دارو همچنان ادامه یافت.

اما گرانی بی‌سابقه قیمت کالاها از یازدهم اردیبهشت‌ماه به بعد رخ داد  که کابینه رئیسی  آزادسازی قیمت گندم و آرد را اعلام کرد.   قیمت گندم و آرد موردنیاز صنایع و اصناف شش برابر شد و  قیمت گندم برای نان‌های فانتزی و حجیم با رشد ۳ / ۱۳ برابری (۱۲۳۰ درصد) از ۹۰۰ تومان به ۱۲ هزار تومان رسید. تورم به نحو بی‌سابقه‌ای افسار گسیخت. بلافاصله بهای برخی کالاها نیزکه تولید آن‌ها مستقیماً مرتبط با افزایش بهای آرد بود از نمونه ماکارونی ۲۰۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش یافت. پی آمد آن هم افزایش عموم کالاها و خدمات بود که کمترین افزایش آن‌ها ۲۰ درصد و در برخی دیگر بیش از ۱۰۰ درصد  بود. این افزایش در تمام‌روزهای اردیبهشت ادامه یافت و در خرداد ماه نیز همچنان ادامه دارد.

گزارشی را که هفته گذشته خبرگزاری مهر از بررسی وضعیت بازار کالاهای اساسی و اقلام ضروری خانوار در فاصله آخرین هفته اردیبهشت‌ماه تا هفته اول خرداد انتشار داد، نشان می‌دهد که در همین چند روز بهای کالاها گاه بیش از ۵۰ درصد افزایش‌یافته است . به چند نمونه آن اشاره کنیم.

بهای  هر کیلو ران گوساله با افزایش ۵۵ هزار تومان به ۲۲۰ هزار تومان رسید.  قیمت روغن سرخ‌کردنی یک لیتری، با افزایش  ۴۹ هزارتومانی به ۶۲ هزار تومان  و قیمت روغن پخت‌وپز یک لیتری، با افزایش  ۵۲ هزارتومانی به ۶۶ هزار تومان رسید.  قیمت  پنیر لیقوان با افزایش ۹۰ هزار تومان به ۲۰۰ تا ۲۳۰ هزار تومان افزایش یافت. پنیر ۴۰۰ گرمی یواف با افزایش ۲۰ هزار تومان به  ۴۰ هزار تومان، افزایش پیدا کرد.

شیر کم‌چرب ۵ / ۱ لیتری با افزایش ۸ هزار تومان به ۲۰ هزار تومان و  شیر پرچرب ۵ / ۱ لیتری با افزایش ۸ هزار تومان به ۲۲ هزار تومان رسید.

قیمت ماست سون ۲ / ۲ کیلوگرمی پرچرب با افزایش ۳۰ هزارتومانی به ۸۰ هزارتومان افزایش یافت.

بهای کره ۱۰۰ گرمی تقریباً دو برابر شد و با افزایش ۱۲ هزارتومانی به ۲۵ هزار تومان رسید.  بر همین منوال افزایش ۵ هزارتومانی عدس، ۱۳ هزارتومانی لوبیا چینی، ۲ هزارتومانی پیاز، و ده‌ها کالای دیگر از نمونه برنج ، قند و شکر، میوه و سبزیجات که در این گزارش نیامده‌اند.

گزارش مهر  همان‌گونه که گفته شد افزایش بهای کالاها را از هفته پایانی اردیبهشت تا پایان هفته نخست خردادماه نشان می‌دهد. از همین رو به دو قلم کالایی نیز اشاره دارد که گویا قیمت آن‌ها در هفته نخست خرداد ماه کاهش‌یافته است و می‌نویسد:

قیمت تخم‌مرغ که ۷۶ هزار تومان در هر شانه مصوب شده، در مغازه‌ها بین ۶۰ تا ۷۰ هزار تومان عرضه می‌شود. اما درواقع قیمت تخم‌مرغ کاهش نیافته بلکه از سرعت افزایش آن کاسته شده است، چراکه  قیمت همین تخم‌مرغ تا ۲۱ اردیبهشت شانه‌ای ۳۰ تا ۳۱ هزار تومان بود. همین مسئله در مورد به‌اصطلاح کاهش بهای مرغ هم صادق است. به گزارش مهر قیمت مرغ که ۵۹ هزار و ۸۰۰ تومان تصویب‌شده، در مغازه‌های سطح شهر به کیلویی ۴۰ هزار تومان رسیده است. اما همین مرغ در ۱۱ اردیبهشت، ۳۱,۵۰۰ تومان بود.

علاوه براین، گزارش مهر بهای ارزان‌ترین نوع هر کالایی را ارائه داده است که نمونه آن ارزان‌ترین برنج ایرانی است و در عین حال بسیاری از کالاهای  ضروری و موردنیاز روزمره  در این گزارش نیست. اگر بخواهیم تنها به یک نمونه آن اشاره‌کنیم افزایش لااقل ۴۰ درصدی شوینده‌ها و لوازم بهداشتی است. روز ۲۸ اردیبهشت انجمن صنایع شوینده، بهداشتی و آرایشی ایران طی نامه‌ای در فضای مجازی اعلام کرد: قیمت محصولات مختلف این صنعت از ۵۰ تا ۸۰ درصد افزایش خواهد یافت.

رئیس این اتحادیه در گفتگویی پیرامون این خبر که آیا به تأیید سازمان حمایت از مصرف‌کننده رسیده، گفت: هنوز افزایش قیمت به تأیید سازمان حمایت نرسیده؟ اما نکته جالب‌توجه این بود که وی افزود : “ما حتماً نباید تاییدیه به این صورت داشته باشیم. ما باید تمام روش‌های قیمت‌گذاری را رعایت کنیم و برای اینکه مشکلی پیش نیاید بعداً تعاملی هم با سازمان حمایت و بقیه سازمان‌ها انجام می‌دهیم و بعدازآن نرخ رسمی را اعلام می‌کنیم. ما قیمت را تعدیل می‌کنیم و بعدازآن سعی می‌کنیم آن را به تأیید برسانیم و بعد اعلام کنیم اما هم‌اکنون با توجه به اینکه مقداری بازار با کاهش مواد شوینده مواجه است اجبار پیداکرده‌ایم که قیمتی را با همکاران در نظر بگیریم که تعدیل قیمت انجام شود تا با سازمان‌ها دیگر با نرخ جدید به تعامل برسیم.

وی در ادامه در پاسخ به این پرسش که درصد افزایش قیمت برای مواد شوینده پودری و غیر پودری که در نظر دارید، چقدر است؛ افزود: برای شوینده‌های پودری حداقل افزایش نرخ حدود ۲۴ درصد است و برای غیر پودری‌ها نیز ۴۰ درصد است.

پوشید نیست که این افزایش قیمت‌ها همراه است با افزایش بهای پوشاک ، کالاهای بادوام و حتی وسایل صنعتی به نسبت‌های مختلفی که هیچیک کمتر از ۲۰ تا ۲۵ درصد نیست. با این اوصاف دیگر بی‌معناست که از افزایش  بهای ۱۰۰ درصدی بیسکویت ، کیک و پفک  و افزایش  ۲۵ تا ۵۰ درصدی بستنی و آبمیوه، نوشابه و امثالهم صحبت شود که ظاهراً جزء کالاهای فانتزی محسوب می‌شوند، یا به افزایش ۱۰۰ درصدی کنسرو ماهی و سوس و غیره اشاره شود. همین موارد که تاکنون به آن‌ها اشاره شد و قطعاً به نسبت‌های مختلف افزایش قیمت را در تمام عرصه‌ها دربر می‌گیرد، به‌وضوح جعلی بودن ادعاهای مرکز آمار را نشان می‌دهد. محال است که افزایش نرخ تورم در طول یک سال گذشته منتهی به اردیبهشت‌ماه کمتر از ۶۰ درصد و افزایش نرخ تورم اردیبهشت در مقایسه با فروردین‌ماه کمتر از ۲۰ درصد باشد.

این افزایش بهای کالاها و نرخ تورم چنان بی سابقه است که همین  خبرگزاری مهر چند روز قبل از این  در گزارش دیگری از قول یک منبع آگاه نوشت: “دو هفته پیش، هنگامی‌که مسئولین اقتصادی نظام باز تصمیم بر غافلگیری عامه مردم در آخرین ساعات نیمه‌شب گرفته و یارانه‌های کالاهای اساسی را باطل کردند، این گام بر اساس برآوردها باید باعث رشد قیمت‌ها بین بیست ‌تا شصت درصد می‌شد، اما در حقیقت قیمت‌ها چهارتا شش برابر بالا رفته و گزارش‌ها حتی حاکی از بالا رفتن ده برابر برخی کالاها در مناطق مختلف هستند.”

ببینید چقدر این تورم افسارگسیخته برای توده‌های کارگر و زحمتکش  مردم فاجعه به بار آورده است که حتی یک عضو کمیسیون اجتماعی مجلس ارتجاع اسلامی نیز در گفتگو با سایت خبری رویداد ۲۴ با اشاره به افزایش قیمت ۷۰۰ کالا و خدمات تحت تاثیر آزادسازی فقط قیمت چهار کالای اساسی، مرغ، تخم‌مرغ، روغن و لبنیات، می‌گوید:

” ما یارانه‌های پنهان زیادی در کشور داریم که بخش عمده آن در صنایع مادر مثل پتروشیمی، فولاد، سیمان و… است. چرا آزادسازی قیمت‌ها از این بخش‌ها شروع نشد و چرا روندی در پیش‌گرفته شد که مستقیماً زندگی اقشار ضعیف جامعه تحت تأثیر قرار بگیرد؟” وی سپس با استناد به یک گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس می‌افزاید:”گزارش در خصوص یارانه‌های پنهان بود؛ یارانه‌هایی که سود عمده آن به جیب ثروتمندان می‌رود. به‌طور مثال، فرد فعال در صنعت فولاد، تنی ۴۱۰ تومان حقوق مالکانه به دولت می‌پردازد و اکنون فکر نمی‌کنم ما، آهن زیر تنی ۱۸ میلیون تومان داشته باشیم. یا مثلاً فرد فعال در حوزه سیمان، تنی ۲۱۰ تومان حق مالکانه به دولت پرداخت می‌کند، اما همان را ۷۵۰ هزار تومان می‌فروشد. نکته عجیب ماجرا این است که این فعالان، برق، گاز، آب و… را هم باقیمت یارانه‌ای دریافت می‌کنند. بعضاً می‌بینیم که آن‌هایی که در مناطق محروم فعالیت می‌کنند، معاف از مالیات هم هستند. همچنان پرسش اصلی من از دولت سیزدهم این است که چرا باوجوداین دست یارانه‌های پنهان، برنامه اقتصادی خود را از نان مردم آغاز کردند؟”

گوئی که وی در جریان تصویب بودجه سال ۱۴۰۱ خواب بوده است. چرائی مسئله قاعدتاً نباید برکسی و ازجمله همین به اصطلاح نماینده رزن پوشیده باشد. روشن است که چاقو دسته‌اش را نمی‌برد. قراری نبوده و نیست که دولت پاسدار منافع سرمایه‌داران از سود سرمایه‌داران بزند، برعکس، تمام اقدامات اقتصادی جمهوری اسلامی علیه توده‌های زحمتکش مردم، برنامه اقتصادی سرمایه‌داران در خدمت سرمایه‌داران  و افزایش سود و ثروت آن‌هاست. حتی درجایی که دولت می‌خواهد از طریق فشار به توده‌های مردم هزینه‌های خود را تأمین کند، در واقعیت تأمین هزینه‌های دستگاه دولتی است که از منافع طبقه سرمایه‌دار و نظام سرمایه‌داری پاسداری می‌کند.

البته جمهوری اسلامی حتی با فشار کمرشکن به توده‌های کارگر و زحمتکش، راه‌حلی برای نجات از بحران‌ها و از جمله مهار تورم افسارگسیخته ندارد. همان‌گونه که تاکنون دیده‌ایم روزبه‌روز اوضاع وخیم‌تر می‌شود. این مردک آدم‌کشی که اکنون در رأس کابینه قرارگرفته است، ادعا داشت که نرخ تورم دورقمی سلف خود را تک‌رقمی خواهد کرد، اکنون اما به نظر می‌رسد که آمده است تا تورم دورقمی را سه‌رقمی بکند.

بازی مسخره او هم که گویا می‌خواهد به قصد فریب، مدتی کوتاه به گروه کوچکی از مردم فقیر و زحمتکش یارانه نقدی  ۳۰۰ یا ۴۰۰ هزارتومانی به هر نفر بدهد، بیش از آن رسواست که حتی بتواند افراد ناآگاه را گمراه سازد و فریب دهد. هر کوری هم این را می‌بیند که این مبلغ حتی برای خرید دو کیلو گوشت گوساله و یا گوشت گوسفند هم کافی نیست.

توده‌های زحمتکش و تهیدستی که دو هفته پیش علیه گرانی در چندین شهر دست به شورش زدند و چندین روز با مزدوران مسلح رژیم در خیابان‌ها مقابله کردند، نشان دادند که دیگر فریب این مرتجعین را نخواهند خورد . آن‌ها پی برده‌اند که در چهارچوب نظم موجود بهبودی در وضعیت آن‌ها رخ نخواهد داد و تا سرنگونی جمهوری اسلامی که با فقر و گرسنگی، زندگی آن‌ها را تباه کرده است، آرام نخواهند نشست.

متن کامل نشریه کار شماره ۹۷۲  در فرمت پی دی اف: