شکست دستگاه سرکوب در پشت دیوار ایستادگی و مقاومت مردم

مبارزات قهرمانانه توده های مردم ایران در قالب خیزش و قیام و نبردهای خیابانی، هم اکنون سرتاسر ایران را فرا گرفته است. این مبارزات که امر سرنگونی جمهوری اسلامی و دگرگونی بنیادین در وضع موجود را در دستور کار کارگران و توده های مردم ایران قرار داده، این روزها وارد مرحله نوینی شده است. آنچه اکنون در جامعه جاریست، قیام توده های خشمگین و به ستوه آمده از وضعیت فلاکت بار موجود است که آنان را به سمت دگرگونی و تحولات انقلابی کشانده است. انقلابی اجتماعی که قتل فجیع مهسا (ژینا) امینی به حرکت و سمت و سوی آن شتاب بخشید.

قتل فاجعه بار مهسا امینی، صاعقه ای نبود که در آسمان بی ابر ایران جرقه زده باشد. این مرگ جانسوز که فواره های بلند خشم آن در چند روز گذشته هستی جمهوری اسلامی را به آتش کشیده است، در جامعه ای رخ داده که سال هاست فضای عمومی آن با خشم و تلاطم و انفجار توده های معترض در آمیخته است. خشم و انفجاری نهفته در جامعه ای انقلابی، پویا و نیازمند تغییرات بنیادین، که دست کم از خیزش دی ماه ۹۶ تا به امروز آبستن تکان های بزرگ اجتماعی ست. بر بستر فشردگی این خشم آتشین و شرایط انقلابی موجود در جامعه بود، که مرگ ژینا جرقه ای برای فوران خشم توده های مردم شد. پوشیده نیست، این وضعیت انقلابی موجود در جامعه بود که قتل مهسا جرقه ای برای انفجار خشم عمومی مردم  شد. انفجاری بزرگ که همانند آتشفشانی تفتان در سرتاسر ایران جوشید و گدازه های سوزان آن خرمن نظام را نشانه گرفت. نظامی که طی ۴۴ سال، زندگی کارگران، زنان و  عموم توده های مردم زحمتکش را به تباهی کشانده است.

مرگ ژینا امینی از جمله مرگ هایی بود که تاثیری بس شگرف بر زندگی مبارزاتی توده های مردم ایران گذاشت. از لحظه ای که خبر مرگ “ژینا امینی” انتشار یافت، توده های مردم ایران در گستره ای وسیع و با خشمی خروشان علیه قاتلان او به اعتراض بر خاستند. روز شنبه ۲۶ شهریور، مراسم سوگواری و خاکسپاری ژینا با شعله های خشم مردم داغدار سقز در آمیخت. دختران و زنان جوان این شهر، در مراسم خاکسپاری ژینا، با جسارتی کم نظیر روسری از سر برداشتند و با سر دادن شعار “مرگ بر خامنه ای” متحد و یکپارچه در کنار خانواده مهسا امینی ایستادند. در همان روز، مردم مبارز سنندج به خیابان آمدند و با سر دادن شعارهایی نظیر “مرگ بر دیکتاتور” و “زن، زندگی، آزادی” خشم و نفرت خود را بر سر قاتلان مهسا ریختند. روز دوشنبه ۲۸ شهریور، اعتراضات توده ای از سقز و سنندج فراتر رفت. در این روز کردستان داغدار یکسره اعتراض شد. مغازه ها تعطیل و جوانان و توده های خشمگین در خیابان ها علیه جمهوری اسلامی به اعتراض برخاستند. در این روز، جوانان و توده های سرکوب شده مردم شهرهای بانه، مریوان، جوانرود، سقز، مهاباد، سنندج، روانسر، بوکان، اُشنویه، پیرانشهر و سردشت با شعارهای “مرگ بر خامنه ای”، “مرگ بر دیکتاتور” و “می کشم، می کشم، هرآنکه خواهرم کشت”، متحد و یکپارچه خشم و نفرت خود را نسبت به قتل فجبع ژینا اعلام کردند. مبارزات مردم دیواندره، در این روز ستودنی بود. جوانان و مردم این شهر در جنگ و گریزی قهرمانانه و با ایستادگی در مقابل سرکوبگران جمهوری اسلامی خاطره روزهای قیام آبان ۹۸ را زنده کردند. در این روز، علاوه بر کردستان، شهرهای آذربایجان غربی، کرمانشاه و دیگر شهرهای کردنشین این استان نیز در سوگواری با مرگ فجیع مهسا امینی به خیابان آمدند و با شعارهای ضد حکومتی خشم و اعتراض خود را  بر سر جمهوری اسلامی ریختند. در این روز، مردم رشت نیز در اعتراض به مرگ ژینا به اعتراض برخاستند و با شعار “زن، زندگی، آزادی” خشم و انزجار خود را علیه ۴۴ سال سرکوب و اختناق و کشتاری که بر زنان و تمامی مردم ایران اعمال شده است، فریاد زدند. در مناطقی از تهران، از جمله بلوار کشاورز و خیابان ولی عصر نیز مردم معترض با شعار “مرگ بر خامنه ای” و “می کشم می کشم، هر آنکه خواهرم کشت” و با از سر برکشیدن روسری‌ها، خشم و انزجار خود را بر سر رژیم آدمکش و ضد زن جمهوری اسلامی آوار کردند.

همزمان با مردم کردستان، دانشگاه‌ها نیز در سطحی گسترده با اعتراضات عمومی مردم همگام و هم صدا شدند. یک روز پس از خاکسپاری “ژینا امینی”، صدای اعتراض از دانشگاه تهران بلند شد. دانشجویان این دانشگاه، در تجمعات اعتراضی خود با سر دادن شعار “زن، زندگی، آزادی” و “ما همه مهسا هستیم، بجنگ تا بجنگیم” نسبت به کشته شدن مهسا امینی واکنش نشان دادند. پس از دانشگاه تهران، دانشجویان دانشگاه های  هنر، پلی تکنیک، تربیت مدرس، امیر کبیر، بهشتی و همچنین دانشگاه های تبریز، اصفهان و مشهد نیز در تجمعات اعتراضی و با شکوه،  جمهوری اسلامی و حراست دانشگاه را به چالش گرفتند.

از روز سه شنبه ۲۹ شهریور، خیزش انقلابی توده های معترض در ابعادی به وسعت ایران گسترش یافت. دامنه اعتراضات در قالب خیزش و قیام و نبردهای شهری به سراسر ایران سرایت کرد. شعار “مرگ بر خامنه ای”، “مرگ بر دیکتاتور”، “زن، زندگی، آزادی”، “سرنگون باد جمهوری اسلامی”، “توپ تانگ فشفشه، آخوند باید گم بشه”، “امسال سال خونه، سید علی سرنگونه” و “ما همه مهسا هستیم بجنگ تا بجنگیم”، جملگی به شعارهای محوری توده های خشمگین و بپا خاسته در سرتاسر ایران تبدیل شد. در این روز، مردم معترض به شکلی کاملا تهاجمی در مقابله با نیروهای سرکوبگر ایستادگی کردند. در ویدئوهای منتشر شده، صحنه های نبرد دلاورانه و جنگ و گریز قهرمانانه جوانان و زنان معترض با نیروهای سرکوبگر رژیم به روشنی تصویر شده اند. در اغلب شهرها، زنان دلاور و جوانان غیور با تهوری کم نظیر و روحیه ای تهاجمی نیروهای سرکوبگر رژیم را فراری دادند.

روز چهارشنبه ۳۰ شهریور، اعتراض و درگیری و نبرد خیابانی مردم معترض با نیروهای سرکوبگر رژیم به ۲۴ استان و ۸۰ شهر بزرگ و کوچک رسید. در این روز، مردم سلحشور نوشهر، سه خودروی نیروی نظامی را به آتش کشیدند. مردم  قم به صورت گسترده به خیابان آمدند و با سر دادن شعار “مرگ بر دیکتاتور” شهر مذهبی قم، این ام القرای جمهوری اسلامی سیمای دیگر گونه ای به خود گرفت. در زنجان، همدان، قزوین و کهکیلویه و بویر احمد، مردم خشمگین با شجاعتی تحسین برانگیز نیروهای سرکوب را فراری دادند. در ابهر، مردم بپاخاسته با شعار “مرگ بر خامنه ای” عکس های خمینی و خامنه ای را به آتش کشیدند. در نهاوند و همدان، به رغم تیراندازی مستقیم سرکوب‌گران به سوی مردم معترض، در نهایت این مردم مبارز و قهرمان بودند که نیروهای سرکوب را به عقب نشینی واداشتند. در این روز، مردم گیلان و مازندران و گلستان، در ابعادی گسترده به خیابان آمدند. در آمل نیروهای سرکوب در مواجه با سلحشوری مردم بپاخاسته مجبور به عقب نشینی و فرار شدند. در شهرهای رشت و لاهیجان و رضوانشهر، توده های مردم خشمگین با شعار “می کشم می کشم، هر آنکه خواهرم کشت” در مقابل پلیس صف آرایی کردند. در رشت، پلیس به سوی مردم معترض شلیک مستقیم کردند. در این روز،  در تعدادی از شهرهای مازندران نظیر بابل و قائمشهر مردم بپا خاسته با شعار “مرگ بر جمهوری اسلامی” بنرهای خامنه ای را آتش زدند.

روز پنج شنبه، ششمین روز خیزش و قیام ، گستره انفجار خشم سوزان مردم، سرتاسر ایران را فرا گرفت. صدای “مرگ بر جمهوری اسلامی” از هر سو شنیده شد. در اصفهان صدای “مرگ بر خامنه ای” و “مرگ بر دیکتاتور” توده های بپاخاسته با صدای شلیک گلوله مزدوران رژیم در آمیخت. در انزلی، ماموران سرکوبگر رژیم با شکستن درب منازل، معترضین را حتا در درون خانه ها هم تعقیب کردند. در نازی آباد تهران، مردم معترض یک کانکس پلیس را به آتش کشیدند و آنگاه زنان و دختران جوان در مقابل چشم نیروی های پلیس روسری های خود را به درون آتش افکندند. در این روز، فرمانداری آمل به تسخیر مردم درآمد. در نوشهر ماشین نیروهای سرکوبگر به آتش کشیده شد. مردم کرمان، بنر بزرگ قاسم سلیمانی را آتش زدند. در بابل، تلویزیون و فرمانداری این شهر توسط مردم قیام کننده به آتش کشیده شد. در شیروان، دفتر امام جمعه و در بندرعباس حوزه علمیه این شهر در شعله های آتش سوخت. در همین روز، پرده از سیاست جدید جمهوری اسلامی و نیروهای سرکوبگر آن برداشته شد که از آمبولانس برای انتقال بازداشت شدگان و جابجایی نیروهای سرکوب استفاده می کردند.

روز جمعه، اول مهر، هفتمین روز اعتراضات و خیزش و قیام بود، روزی سرنوشت ساز برای ادامه مبارزات توده های مردم ایران بود. در این روز، جمهوری اسلامی با اتکا به حضور نیروهای حزب اللهی و عوامل سرکوب خود در نمازهای جمعه، در چندین شهر بزرگ فراخوان تظاهرات حکومتی داد. اما تاثیر قدرت خیزش ها و نبرد خیابانی مردم خشمگین ایران آن چنان در فضای عمومی جامعه تاثیر گذار بود که قدرت مانور را از جمهوری اسلامی گرفت و فراخوان تظاهرات حکومتی رژیم با شکستی مفتضحانه روبرو شد. وقتی این تاکتیک رژیم به دلیل حضور اندک نیروهای حزب اللهی در تظاهرات شکست خورد، جمهوری اسلامی به وحشت افتاد. در پی این شکست و رسوایی، ابتدا اینترنت در ابعادی سراسری قطع شد و سپس نیروهای سرکوبگر رژیم، برای جبران این شکست با صدور اطلاعیه های تهدید آمیز به حمایت از رژیم رو به زوال جمهوری اسلامی برخاستند. ارتش با صدور اطلاعیه ای مردم معترض و قیام کننده را “اغتشاشگر” خواند و آنان را به سرکوب تهدید کرد. سپاه پاسداران، وزیر کشور و روزنامه های حکومتی با تهدید به سرکوب و بازداشت معترضان خیابانی و تشکیل “پرونده های قضایی” برای آنان، فضای سرکوب و رعب و وحشت را تشدید کردند. با این همه، هیچ یک از اقدامات و ترفندهای سرکوبگرانه رژیم در مقابل ایستادگی و مقاومت قهرمانانه توده های بپاخاسته موثر واقع نشد و غروب جمعه مردم معترض با شعار “مرگ بر خامنه ای” در بسیاری از شهرهای ایران به تجمعات اعتراضی ادامه دادند. چالوس، کرمانشا، مشهد، سنندج، بوکان،اُشنویه، اصفهان، مشهد و بسیاری از شهرهای دیگر از جمله مناطقی بودند که در غروب جمعه با شعارهای “مرگ بر جمهوری اسلامی” به مقابله با سرکوبگران رژیم برخاستند. در تهران دست کم ۱۵ منطقه شهری، نظیر آریاشهر، بلوار کشاورز، صادقیه، ولیعصر، بلوار فردوس، هفت حوض، نارمک، اکباتان، تهران پارس و ستارخان از جمله مناطقی بودند که جوانان دلیر، زنان شجاع و مردم قهرمان بپاخاسته این شهر به جنگ و گریز شبانه با نیروهای سرکوبگر ادامه دادند. در این روز، نیروهای سرکوب دست کم در بلوار فردوس تهران و بوکان برای مقابله با انبوه مردم معترض به سوی آنان شلیک مستقیم کردند. در این روز مردم مبارز اُشنویه برای ساعاتی کنترل شهر را در دست گرفتند.

روز شنبه، دوم مهر در هشتمین روز اعتراض به قتل مهسا امینی، تجمعات و خیزش و قیام  همانند روزهای گذشته در مقیاسی سرتاسری برگزار شد. در تهران حضور اعتراضی مردم در مناطق مختلف این شهر پر رنگ تر شد. در شیراز جمعیت انبوه به خیابان آمدند. در زنجان صدای مردم معترض بلندتر شد. معترضان در تبریز و اراک و شهر ری، با نبرد خیابانی، نیروهای سرکوبگر را فراری دادند. در این روز، وزیر کشور جمهوری اسلامی برای مقابله با طوفان خیزش مردم اعلام کرد: قطع اینترنت برای کنترل وضعیت ضروری است و تا زمانی که مردم در خیابان هستند، اینترنت قطع خواهد بود. در این روز، دانشجویان دانشگاه تهران به خیابان آمدند و درگیری با نیروهای سرکوب در جلوی دانشگاه تهران شدت گرفت. در کرج، تهران، رشت، آبادان، اصفهان و بسیار از شهرهای دیگر، تظاهرات با شدت بیشتری ادامه یافت. در ستارخان تهران، جوانان شجاع و معترض به وضعیت موجود، موتور نیروهای سرکوب را آتش زدند. در هشتمین روز اعتراض، فرمانده  نیروی انتظامی گیلان در یک گفتگوی اختصاصی با سایت گیل خبر، ضمن اشاره به وجود اختلاف میان فرماندهان و نیروهای ناجا پیرامون برخورد با معترضان، گفت که “چند شب گذشته در یک قدمی سقوط هستیم” و اگر اوضاع به همین منوال پیش برود، شهر در کنترل معترضان قرار می گیرد.

روز یکشنبه، مبارزات قهرمانانه مردم ایران وارد نهمین روز خود شده است. آنچه در هشت روز گذشته از کارنامه مبارزات توده ای و نبردهای خیابانی مردم ایران در اذهان جامعه ثبت شده است، آنچه اکنون از دلاوی زنان، شجاعت جوانان و جسارت ستودنی توده های بپاخاسته در اذهان داخلی و بین المللی نقش بسته است، اگر چه بسیار بزرگ و ستودنی است، اما ساده و آسان بدست نیامده است. جدای از هزینه های سنگین ۴۴ سال گذشته، جدای از ۴۴ سال مبارزه بی امان علیه سرکوب و بی حقوقی و کشتار، طی همین هشت روزی که از مبارزات خونین و قهرمانانه توده های مردم ایران گذشته است، جان های شیفته بی شماری به خاک و خون کشیده شده اند. خبرگزاری های خارجی دست کم از کشته شدن بیش از ۵۰ نفر و دستگیری صدها نفر از معترضان توسط نیروهای امنیتی رژیم خبر داده اند. عفو بین الملل از کشته شدن ۴ کودک در هشت روز گذشته  خبر داده است. با این همه، تردیدی نیست که مبارزات قهرمانانه جوانان و زنان و عموم توده های مردم ایران که اینبار با جرقه قتل مهسا امینی حریق شد و با نبردهای خیابانی دستگاه سرکوب رژیم را در پشت دیوار ایستادگی و مقاومت شکست داد، تا سرنگونی انقلابی رژیم سرمایه داری حاکم بر ایران ادامه خواهد داشت.

متن کامل نشریه کار شماره ۹۸۹  در فرمت پی دی اف:

 

” گزارشی کوتاه از تجمع اعتراضی در حمایت از مبارزات زنان و مردم زحمتکش ایران در هلند “

در روز شنبه ۲۴ سپتامبر فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) در هلند به همراه نیروهای چپ و کمونیست در تجمع اعتراضی که در حمایت از مبارزات زنان و مردم زحمتکش ایران برگزارشده بود، شرکت داشتند و آخرین اطلاعیه سازمان پیش به‌سوی اعتصاب سراسری و قیام مسلحانه سراسری در بین شرکت‌کنندگان پخش کردند.  در تجمع امروز شعارهای مرگ بر دیکتاتور، سرنگون باد جمهوری اسلامی، زن – زندگی – آزادی، ما همه مهسا هستیم، به جنگ تا بجنگیم و … به‌طور مرتب در میدان طنین افکنده بود.

فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) – هلند

گزارش از آکسیون اعتراضی نیروهای چپ و کمونیست در کپنهاک

روز شنبه ۲۴ سپتامبر (۲ مهر) به دعوت نیروهای چپ و کمونیست و آزادی خواه،  یک تجمع  اعتراضی به مناسبت قتل فجیع مهسا (ژینا) امینی و حمایت از مبارزات قهرمانانه توده‌های مردم ایران در  یکی از میدان‌های کپنهاک دانمارک برگزار شد.

در این اکسیون اعتراضی، فعالین سازمان فدائیان (اقلیت)-دانمارک همراه با دیگر نیروهای چپ و کمونیست و  Asylret فعالانه شرکت داشتند. این آکسیون اعتراضی با پخش سرودهای انقلابی، عکس‌های از اعتراضات روزهای اخیر و سخنرانی از Asylret همراه بود.

 

اعلامیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست تحولاتی انقلابی و زیروروکننده در راه است

 

اعلامیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

تحولاتی انقلابی و زیروروکننده در راه است!

اعتراضات چند روزگذشته به دنبال مرگ مهسا امینی توسط تبهکاران رژیم سرمایه داری سلامی تحولی انقلابی و زیر و روکننده را رقم زد و اعتراض و نفرت عمومی مردم از جمهوری اسلامی، بسرعت اکثر شهرهای ایران را درنوردید وفضای سیاسی جامعه ایران را به نفع جنبش انقلابی برای سرنگونی دولت ارتجاعی و مذهبی طبقه حاکم را بشدت دگرگون کرده است.

جانیان اسلامی او را کشتند اما پرچم مبارزه با حجاب اسلامی و آپارتاید جنسیتی توسط هزاران مهسای دیگربسرعت در چند روز گذشته در کف خیابانها به اهترازدرآمد و با بر داشتن و سوزاندن حجاب، این سنبل بردگی زن قلب رژیم اسلامی را نشانه گرفتند.

اعتراضات چند روز گذشته، رعد وبرقی درآسمان بی ابر نبود. خشم ونفرت و بیزاری انباشته شده میلیونها زن تحت ستم، کارگران بیکارو گرسنه و میلیونها انسان دردمند جامعه ماست که منتظرشرایطی بودند که خشم و نفرت خود را دوباره از بانیان وضع موجود برای چندمین بار مثل دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ اما اینبار سیاسی ترو رادیکال تراز گذشته به نمایش بگذارند.

خیزش عظیم کنونی که در صف مقدم آن زنان قراردارند و مورد حمایت وسیع توده‌ای قرار گرفته است با شعارزن، زندگی، آزادی بدرست نظم آپارتاید اسلامی را برای اولین بار عمیقاً مورد تعرض قرار داده است و تمام دستگاه مذهب و اخوندو هر چه نمادی از اسلام و قوانین ضد زن را نشانه گرفته و مورد تعرض قرار داده است. اعتراضاتی که این باراز سقز تا تهران و دهها شهرو استان را در بر گرفت و قتل مهسا رابه رمز اعتراضات سراسری و خیابانی به صحنه نبرد زنان و جوانان علیه دولت سرمایه داری ضد زن و ضد کارگر تبدیل کرد و نشان داد که ستم بر زنان به هر شیوه‌ای از جمله حجاب اجباری مورد نفرت عموم مردم و مسئله همه جامعه است. این دوره تحول بخش، در ادامه اعتراضات و جنبشهای مختلف اجتماعی تاکنونی تحولی تاریخسازرا رقم زده است که تاثیرات آن تنها به جامعه ایران محدود نمانده و نخواهد ماند.

در حالیکه زنان و مردان جوان در ایران شبانه روز با مزدوران این رژیم سرکوبگرو ضد زن برای رهایی از ظلم و ستم واختناق مذهبی دست وپنچه نرم می‌کنند و آنها را به مصاف می‌طلبند، رئیسی عضو هیئت مرگ سال‌های ۶۷-۶۸، و رئیس جمهور جنایتکار ایران در امریکا از طرف سازمان ملل پذیرایی می‌شود. جایی که  مدعی دمکراسی و حقوق بشر و حقوق زنان هستند. در شرایطی که اغلب رسانه‌های دنیا نتوانستند در مقابل موج عظیم اعتراض ضد رژیمی در ایران سکوت بکنند، سازمان ملل و دولتهای مدافع “حقوق بشر ” به جنایات رژیم اسلامی علیه زنان و مردم ستمدیده و اعتراضات جاری چشم می‌بندند.

اعتراضات توده‌ای و کوبنده چند روز گذشته که می‌رود گام جدی دیگری در سرنگونی انقلابی جمهوری سرمایه داری اسلامی را رقم بزند، تنها گوشه کوچکی از نفرت و بیزاری عظیمی است که به پهنای جفرافیای ایران علیه جمهوری اسلامی وجود دارد وفقط با گسترش آن در خیابانها وپیوند با دیگر جنبشهای اجتماعی و در رأس آن جنبش طبقه کارگرمی تواند به ثمر برسد. شرط پیروزی در این مبارزه در عین حال انسجام، گسترش مبارزه توده‌ای، زمین گیر کردن نیروهای سرکوب با ابتکارات گوناگون است.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست همراه و همصدا با تمام توده‌های بپا خواسته، باتمام انسان‌های آزادیخواه و برابری طلب، همراه با زنان مبارزو آزادیخواه، همه مردم را به مبارزه‌ای مداوم و متحدانه علیه رژیم آپارتاید جنسیتی و ضد زن، علیه رژیم سرمایه داری و ضد کارگر، برای پایان دادن به ستم واستثمارو تبعیض و نابرابری فرا می‌خواند.
دراین شرایط خطیر و حساس که مردم به سر می‌برند، از کارگران، معلمان، بازنشستگان همانند گذشته که در میدان مبارزه بوده‌اند، می‌طلبد که با هر شکل و شیوه ممکن به این مصاف بپیوندند و جنبش توده‌ای برای سرنگونی انقلابی رژیم را حمایت و تقویت بکنند.

مرگ بر رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی؛  زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۱ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۲

امضاها: سازمان اتحاد فدائیان کمونیست، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری ایران-حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

 

 

پیش به‌سوی اعتصاب عمومی سیاسی و قیام مسلحانه سراسری

جنگ‌وگریز خیابانی تمام شهرهای کشور را فراگرفته است. توده‌های زحمتکش مردم ایران یکپارچه به پا خاسته‌اند و برای سرنگونی رژیم، وارد خیابان‌ها شده‌اند. شعار مرگ بر دیکتاتور و دیگر شعارهای ضد حکومتی در سراسر کشور طنین افکنده است. شورش‌ها و قیام‌های شهری اکثریت قریب به‌اتفاق شهرهای بزرگ کشور از کردستان تا خراسان و خوزستان و استان مرکزی و دیگر استان‌ها از غرب تا شرق و از شمال تا جنوب را در برگرفته است. دانشگاه‌های کشور نیز به مراکز مبارزه با رژیم و حمایت از خیزش‌های شهری تبدیل‌شده‌اند. این بار حتی آن تعداد از شهرهایی که در خیزش‌ها و قیام‌های قبلی از سال ۹۶ به بعد وارد اعتراضات خیابانی نشده بودند نیز به اعتراض و تظاهرات سراسری پیوسته‌اند. ده‌ها وسیله نقلیه و کیوسک و کانکس پلیس  و چندین مرکز مذهبی و دفتر امام‌جمعه به آتش کشیده شده است. شجاعت و نترسی و شور مبارزه و موقعیت تعرضی زنان و مردان مبارز، مزدوران حکومتی را درده‌ها شهر عقب رانده است.چندین قرارگاه پلیس و نیروهای امنیتی مورد یورش نیروهای مبارز قرارگرفته و بعضاً در آتش خشم جوانان به خاکستر تبدیل‌شده‌اند.تابلوها و بنر های بزرگ خامنه‌ای، قاسم سلیمانی و رئیسی به آتش کشیده و بسیاری از دوربین‌ها کنترل پلیسی درهم‌شکسته شده‌اند. آتش خشمی که در قتل فجیع مهسا امینی برافروخته شد، طی چند روز متوالی پیوسته شعله‌ور‌تر شده است.

 

مزدوران سرکوبگر با تیراندازی و اعمال قهر و شلیک گاز اشک‌آور، به مقابله با اعتراض‌کنندگان برخاسته‌اند. هزاران تن از جوانان وزنان و مردان مبارز در سراسر کشور بازداشت‌شده‌اند.هنوز آمار دقیقی در این مورد اعلام‌نشده است. روند بازداشت‌های گسترده طی تمام این چند روز نیز ادامه داشته است. ده‌ها تن دیگر براثر شلیک و تیراندازی نیروهای سرکوبگر کشته‌ یا مصدوم شده‌اند که شمار دقیق آن اعلام‌نشده است.

ارتجاع حاکم سعی کرده است با قطع اینترنت، از انعکاس خبرهای مربوط به برآمدهای توده‌ای در شهرهای مختلف جلوگیری کند. توأم با این اقدام، از روز گذشته تعداد بیشتری از مزدوران مسلح به انواع تجهیزات را برای سرکوب عازم خیابان‌ها نموده است.روز گذشته سپاه پاسداران با صدور بیانیه‌ای بر سرکوب”آشوب گران” تأکید کرد و خواهان شناسایی و برخورد قاطع قوه قضائیه با معترضین شد.رئیس قوه قضائیه نیز شورش ها و قیام‌های مردمی را “اغتشاش” خواند و دستور داد با اعتراض‌کنندگان” بدون اغماض و کوتاهی” برخورد شود.  ارتش سرکوبگر جمهوری اسلامی نیز امروز در دفاع از نظم موجود وارد عرصه شد و در یک بیانیه تهدیدآمیز اعلام کرد نیروهای مسلح ارتش هرگز اجازه نخواهند داد خدشه‌ای به آرمان‌های خمینی وارد شود.

 

علی‌رغم تمام  این اقدامات و تهدیدات آشکار، شورش‌ها و قیام‌های شهری امروز نیز ادامه داشت. تلاش حکومت برای برانگیختن نمازگزاران و عوامل خود در نمازهای جمعه علیه توده‌های مردم معترض و زحمتکش نیز بی‌نتیجه ماند.

جمهوری اسلامی باید به دست توده‌های مردم زحمتکش ایران سرنگون شود. مردم زحمتکش ایران در این چند روز،  در سرتاسر کشور بار دیگر اراده خود را برای به زیر کشیدن رژیم جمهوری اسلامی و تمام نظم موجود به نمایش گذاشتند. با ادامه این اعتراضات اقشار بیشتری از کارگران و زحمتکشان به آن خواهند پیوست.اعتراضات و شورش‌ها شهری و خیابانی در حد کنونی را باید با ایجاد آمادگی بیشتر برای مقابله با ارگان‌های مسلح رژیم به مراحل بالاتری سوق داد. خیزش ها و تعرضات تحسین‌برانگیز توده های مردم را باید با اعتصابات کارگری، معلمان، پرستاران کامل‌تر کرد . باید اعتصاب عمومی سیاسی را تدارک دید و با قیام مسلحانه توده‌ای و سراسری ، به عمر ننگین ارتجاع حاکم پایان داد.

زنده‌باد قیام های شهری و مبارزات پرشور خیابانی زنان و مردان مبارز

پیش به‌سوی اعتصاب عمومی سیاسی و قیام مسلحانه سراسری

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلام-  برقرار باد حکومت شورایی

زنده‌باد آزادی- زنده‌باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان (اقلیت)

اول مهر ۱۴۰۱

کار، نان، آزادی – حکومت شورایی

یک گزارش کوتاه از داخل کشور گزارشی از تحرکات نیروهای سرکوب در تبریز

اعتراضات پرشور توده‌های مردم تبریز علیه رژیم حاکم و حمایت از اعتراضات توده‌ای دیگر شهرهای بپا خاسته، رعب و وحشت عظیمی در دل پاسداران سرمایه انداخت. دولت ارتجاعی حاکم و مزدوران آن، از نخستین ساعات امروز پنجشنبه ۳۱ شهریور، به جمع‌آوری سطل‌های زباله از خیابان‌ها پرداختند. دوربین‌های پلیسی برای کنترل جمعیت را که در جریان اعتراضات خیابانی ازکارافتاده یا نابودشده بود، تعمیر و بازسازی نموده و بر تعداد آن‌ها افزودند. همچنین نرده‌های فلزی وسط خیابان را با جایگزینی بلوک‌های سیمانی بزرگ تقویت کردند. این تحرکات ضدانقلابی حکومتیان در بعدازظهر همین روز، با اعزام گسترده نیروهای سرکوب و مستقر نمودن آن‌ها در میدان‌ها و چهارراه‌های بزرگ شهر تبریز همراه شد. نیروهای امنیتی، مزدوران اطلاعاتی معروف به لباس شخصی، بسیج، نیروهای ویژه انتظامی و یگان موتوری مجهز به باتوم، تفنگ ساچمه‌ای، تفنگ‌های رنگ‌پاش، شوکر، اسپری فلفل و انواع ماشین‌های ضد شورش سطح شهر را جولانگاه خود قراردادند.

انبوهی از این مزدوران سرکوبگر در تمامی میدان‌ها شهر تبریز ازجمله، قونقا باشی، نصف راه، چهارراه شهناز، میدان ساعت، جلوی استانداری، بازار و خیابان تربیت مستقر شدند و هر اجتماع دونفره را با هجوم گله‌ای خود متفرق می‌نمودند.

این اقدامات تا ساعت یک‌نیمه شب ادامه داشت.

ارتجاع حاکم براین پندار است که با اعزام نیروی سرکوب و اعمال وحشی‌گری بیشتر می‌تواند در برابر قیام‌ها و شورش‌های شهری مانع ایجاد کند و توده‌های مردم زحمتکش و عاصی را به خانه‌ها برگرداند. اما توده‌های ناراضی و خشمگین مرعوب مزدوران و تجهیزات آن‌ها نخواهند شد. توده‌های مردم بارها اعلام نموده‌اند جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند و خواهان براندازی آن هستند و به همین منظور وارد خیابان شده‌اند.

پیروزی از آن توده‌های زحمتکش مردم است.

زنده‌باد مبارزات دلاورانه مردم تبریز و مردم سراسر کشور

نابود باد رژیم جمهوری اسلامی

کار نان آزادی – حکومت شورایی

ساعت یک بامداد اول مهر ۱۴۰۱

 

گزارش از آکسیون اعتراضی شورای استکهلم و نیروهای چپ و کمونیست در مقابل سفارت جمهوری اسامی ایران در استکهلم سوئد

روز پنجشنبه ۲۲ سپتامبر (۳۱ شهریور) به دعوت شورای استکهلم و نیروهای چپ و کمونیست و آزادی خواه،  یک تجمع  اعتراضی به مناسبت قتل فجیع مهسا (ژینا) امینی و حمایت از مبارزات قهرمانانه توده‌های مردم ایران در  مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم سوئد برگزار  شد.

در این برنامه اعتراضی، فعالین سازمان فدائیان (اقلیت)-سوئد همراه با دیگر نیروهای چپ و کمونیست فعالانه شرکت داشتند.

این آکسیون اعتراضی با پخش سرودهای انقلابی و سخنرانی تنی چند از جمله نماینده سازمان فداییان (اقلیت) و سردادن شعارهای انقلابی علیه جمهوری اسلامی، نظیر  «ما همه مهسا هستیم، بجنگ تا بجنگیم»، «زن زندگی آزادی»، «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»، «جمهوری اسلامی نابود باید گردد»، نه شاه می خوایم نه ملأ، قدرت به دست شورا»، «کارگر زندانی، زندانی سیاسی، آزاد باید گردد»، «سفارت جمهوری اسلامی، این لانه جاسوسی تعطیل باید گردد»(این شعار به زبان سوئدی بود) و شعارهای دیگر به مدت یک ساعت و نیم ادامه یافت و  سرانجام با پخش و خواندن سرود انترناسیونال خاتمه بافت.

فعالان سازمان فدائیان (اقلیت)-سوئد

۳۱ شهریور ۱۴۰۱ (۲۲ سپتامبر ۲۰۲۲)

اعتراض‌کنندگان تبریز به یک کلانتری حمله کردند و یک کیوسک و ماشین آب‌پاش پلیس را به آتش کشیدند

مطابق فراخوان قبلی، مردم مبارز تبریز در اعتراض به قتل فجیع مهسا توسط حکومت و در حمایت و همبستگی با قیام‌ها و شورش‌های مردمی در کردستان و سایر شهرها و استان‌های کشور، از ساعت شش بعدازظهر امروز تظاهرات باشکوهی را آغاز کردند. این تظاهرات با شرکت صدها زن و مرد شجاع و مبارز که در چند خیابان برگزار شد در دل مزدوران حکومتی وحشت انداخت. توده‌های معترض و به‌جان‌آمده با سردادن شعارهای ضد حکومتی، در خیابان راسته‌بازار و خیابان شریعتی (شهناز) دست به راه‌پیمایی زدند. اعتراض‌کنندگان خشمگین یک کیوسک (کانکس) پلیس در جلوی گلستان باغی را به آتش کشیدند. در خیابان شریعتی نیز به یک کلانتری حمله کردند و یک ماشین پلیس ضد شورش و همچنین یک ماشین آب‌پاش پلیس را به آتش کشیدند.

تجمعات و اعتراضات پرشور خیابانی تبریز که از ساعت شش بعدازظهر آغازشده تا لحظه تنظیم این گزارش (ساعت ۲۱) ادامه داشته است.

نیروهای سرکوبگر پلیس و مزدوران اطلاعاتی و امنیتی معروف به لباس شخصی، تعداد زیادی از اعتراض‌کنندگان را دستگیر و به مراکز سرکوب و امنیتی منتقل کردند. تمام بازداشت‌شدگان شهر تبریز و سایر شهرهای کشور باید آزاد شوند.

مردم زحمتکش و رنجدیده وزنان مبارز در سرتاسر کشور علیه رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی به پا خاسته‌اند. شعار مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی نابود باید گردد، در ده‌ها شهر و دانشگاه در سراسر کشور طنین افکنده است. توده‌های زحمتکش مردم به اعتراض و قیام برخاسته‌اند تا نظام ارتجاعی حاکم را به زیر کشند و یک نظم و حکومت شورایی جایگزین آن سازند.

 

زنده‌باد مبارزات پرشور مردم زحمتکش برای براندازی نظم موجود

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

برقرار باد حکومت شورایی

فعالان و هواداران سازمان فدائیان (اقلیت)- داخل کشور

۳۰ شهریور ۱۴۰۱

هامبورک –گزارش از تجمع اعتراض به قتل مهسا امینی و همبستگی با مبارزات مردمی

 سه‌شنبه ۲۰ سپتامبر از ساعت یک تا دوو نیم بعدازظهر از طرف فعالین سازمان فدائیان اقلیت در هامبورگ و حزب کمونیست ایران حوزه هامبورگ و فعالین شورای سوسیالیست و آزادیخواه هامبورگ اکسیونی در اعتراض به قتل مهسا امینی توسط آدمکش‌های جمهوری اسلامی و در حمایت از اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف ایران جلو کنسولگری جمهوری اسلامی جنایتکار برگزار شد. در این آکسیون رفقای بلوک ضد امپریالیستی هامبورگ، ترکیه و حزب مارکسیست لنینیست آلمان برای همبستگی با مبارزات مردم ایران، فعالانه شرکت داشتند. آکسیون با سخنرانی و خواندن قطعنامه از طرف جریانات شرکت‌کننده شروع و با سرودهای انقلابی به پایان رسید.

زنده‌باد آزادی زنده‌باد سوسیالیسم

رئیسی، نماینده حکومت دارگستر جمهوری اسلامی در سازمان ملل

قرار است ابراهیم رئیسی نماینده حکومت اعدام و سرکوب در ایران، در هفتاد و هفتمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک حضور یابد و سخنرانی کند. این اولین بار است که رئیسی در سمت ریاست جمهوری با برخورداری از مصونیت دیپلماتیک راهی این نشست می‌شود. سال گذشته “محدودیت‌های کرونائی” بهانه‌ای شد تا او از سفر به نیویورک خودداری کند.

سفر امسال او در شرایطی است که چرخهٔ سرکوب و کشتار چهار دهه اخیر ادامه می‌یابد و هر روز برگ دیگری به کارنامه جنایات این حکومت افزوده می‌گردد. ابراهیم رئیسی از جمله مهره‌های ثابت‌قدم رژیم در اعمال سرکوب و اعدام است. از ۲۰ سالگی و در همان روزهای نخستین پس از قیام ۵۷ و به قدرت خزیدن نیروهای مرتجع، رئیسی به‌عنوان “دادستان” در شهرها و مناطق مختلف دست به کار راه انداختن ماشین سرکوب شد. او نه‌تنها دادی نستاند، که دارها به پا کرد و بسیاری از پیشروترین، مبارزترین وبهترین فرزندان ایران را به خاک و خون کشید. اوهمچنین عضو هیات مرگ و از عاملین قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ بود. سابقه‌اش در سرکوب و اعدام او را به سمت ریاست قوه قضائیه رساند. زمانی هم که حکومت جمهوری اسلامی با موج عظیم اعتراضات توده‌ای و قیام آبان ۹۸ روبرو شد، نام این جنایتکار با سابقه را از صندوق‌های خالی آرای ریاست جمهوری بیرون آورد تا سرکوب و ارعاب و کشتار در جامعه را تشدید کند. بی‌جهت نبود که رئیسی در اولین مصاحبه مطبوعاتی‌اش با خبرگزاری‌های جهان در پاسخ به این سؤال که نقش‌اش در کشتار ۶۷ چه بوده، گفت برای نقش‌اش در قتل عام زندانیان سیاسی باید به او “جایزه” بدهند!

حضور و سخنرانی او در سازمان ملل به‌رغم سابقه طولانی‌اش در سرکوب و کشتار از جمله جوائزی است که به او و حکومت دارگستر جمهوری اسلامی داده می‌شود. نباید هیچگونه توهمی به دولت‌های امپریالیست و سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی رنگارنگ مدافعشان را داشت. سیاست آن‌ها بر اساس منافع سیاسی و اقتصادی‌شان تعیین می‌شود و نه درجه و دامنه سرکوب و کشتار در ایران یا جای دیگری. تا زمانی که جمهوری اسلامی منافع آن‌ها را تأمین کند، با چنگ و دندان از آن حمایت می‌کنند حتی اگر چهارگوشه ایران به دارستان تبدیل‌شده باشد و کشور با خون فرش شده باشد. رئیسی نماینده حکومت دارگستر جمهوری اسلامی است و نه مردم ایران. نمایندگان واقعی مردم ایران یا در خیابان‌ها، کارخانه‌ها و مدارس‌اند یا در زندان‌ها که شجاعانه در مقابل سرکوب و فقر و بی حقوقی ایستاده و مبارزه می‌کنند.

از همین رو مخاطبین ما و مردم ایران نه دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی‌شان، بلکه جنبش‌ها و افکار عمومی مترقی جهان است. ما به سهم خود در افشای جنایات رژیم و مهره‌ها و عوامل سرکوب آن همواره تلاش کرده و می‌کنیم. همان‌گونه که طی چهار دهه گذشته، به اشکال مختلف مبارزاتی، از اشغال سفارتخانه‌ها گرفته تا برگزاری آکسیون‌ها تظاهرات‌ها و کنفرانس‌ها افکار عمومی جهان از کشتار و سرکوب سیستماتیک در ایران آگاه شده‌اند، ازاین‌پس نیز به سهم و در حد توان خود و به همراه سایر نیروهای چپ و کمونیست به این تلاش‌ها ادامه خواهیم داد. ما همچنین از ابتکارات مردمی و مستقل دادخواهانه بازماندگان و خانواده‌های جانباختگان در جهت افشای جنایات و عوامل سرکوب و کشتار حمایت می‌کنیم و همراه و یاری‌رسان این مبارزات خواهیم بود.

کمیته خارج کشور سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۹سپتامبر ۲۰۲۲ برابر ۲۸ شهریور ۱۴۰۱