شهرهای مختلف استان کردستان کماکان در تبوتاب و ناآرام است. جوانان وزنان مبارز همچنان در کف خیابان علیه رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی شعار میدهند و خواهان سرنگونی رژیماند. در برخی شهرها مانند سنندج، جو سرکوب و امنیتی بسیار شدید است. مزدوران سرکوب گر حکومتی، میدانها و چهارراههای اصلی شهر را به اشغال خویش درآورده و آن را قرق کردهاند. گروههایی از سرکوب گران موتورسوار که نقاب بر چهره دارند، در خیابانها جولان میدهند. اگر وسایل نقلیه بهوسیله بوق زدن به اشغال و قرق میدان اعتراض کنند، این مزدوران پلاک ماشین اعتراضکننده را میکنند. اگر زنان و دختران را بهتنهایی در محلی گیر بیندازند، با باتوم آنان را مورد ضرب و شتم قرار میدهند. با این همه، آشکارا از مردم وحشت دارند. در تمامی بانکها در سطح شهرهای کردستان ازجمله سنندج، از ترس یورش پیکارگران خیابانی، نردههای آهنی کار گذاشتهاند و در همان حال دهها مأمور از بانکها مراقبت میکنند.
علیرغم تمام این ترفندها و وحشیگریها برای پاشیدن تخم ترس و وحشت درمیان مردم، جوانان و مردم مبارز در روزهای اخیر نیز به مبارزه ادامه دادهاند. گروههای بزرگی از جوانان درحالیکه ماسک بهصورت دارند با سنگ و آتش و حتی کیسههای پلاستیکی بنزین و کوکتل مولوتف هائی که از قبل آمادهشده، در میدانهای شهر در مقابل پلیس و مزدوران سرکوبگر صفآرایی میکنند. گروهی از زنان و جوانان مبارز شهر سنندج در وسط خیابان ششم بهمن (پاسداران فعلی) باشعارهایی چون “زن، زندگی، آزادی”، “این پیام زنانه، هدف خود نظامه”، “مرگ بر دیکتاتور”، “کردستان، کردستان، گورستان فاشیستان” به نبرد خیابانی ادامه دادهاند. گروههای دیگری از انقلابیون و مبارزان شعارهایی چون “کار، نان آزادی، پوشش اختیاری”، “زن زندگی آزادی، اداره شورایی” سر دادند. درحالیکه مزدوران مسلح رژیم با شلیک گاز اشکآور بهصف پیکارجویان، تجمعات را پراکنده میسازند، اما نبرد دوباره در محل دیگری ادامه مییابد. علیرغم جو شدید امنیتی و اعمال خشونت پلیسی و دستگیریهای گسترده، اما ترسی درمیان نیست. جوانان شجاع بهویژه دختران جسور و مبارز سنندج و سایر شهرهای کردستان وسط میدان مبارزه ایستادهاند و اعتراضات و پیکار خیابانی برای سرنگونی جمهوری اسلامی ادامه دارد.
در جریان حملات وحشیانه نیروهای سرکوب به تجمعات خیابانی یا در حمله به منازل و یا حتی در کوچه و خیابان تعداد زیادی از جوانان و مردم مبارز سنندج و سایر شهرهای کردستان و ایران بازداشت و زندانیشدهاند. برای آزادی بازداشتشدگان باید تلاش کنیم. آزادی بازداشتشدگان و کل زندانیان سیاسی یکی از خواستهای فوری ماست و در همهجا شعار “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” را باید به شعارها خود اضافه کنیم.
زندهباد نبرد خیابانی تودههای زحمتکش مردم برای سرنگونی نظم موجود
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی
زندهباد آزادی- زندهباد سوسیالیسم
هفتم مهرماه ۱۴۰۱
فعالان و هواداران سازمان فدائیان (اقلیت) – کردستان


خیزشها و قیامهای شهری وارد یازدهمین روز خود شدهاند.علیرغم سرکوب خشن و اعمال قهر و خشونت مزدوران حکومتی، پیکار انقلابی برای برچیدن رژیم جمهوری اسلامی ادامه دارد. دولت ارتجاعی و نهادهای سرکوب آن در طول این یازده روز خون بیش از صد جوان را بر زمین ریختهاند. صدها تن را با گلوله و باتوم مجروح ساخته و هزاران پیکارجوی معترض دیگر را بازداشت و روانه زندان کردهاند.اما این اقدامات سرکوبگرانه هیچگونه خللی در اراده تودههای مردم معترض و ناراضی برای ادامه مبارزه و براندازی رژیم جمهوری اسلام ایجاد نکرده است. برعکس هرروز، شهرها و تودههای بیشتری به مبارزه پیوستهاند و صفوف مبارزان برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی متراکمتر شده است.در بسیاری از شهرها، خیابانها در کنترل جوانان انقلابیست.شکلهای دیگری از اعتراض نیز درحال گسترش است.دانشجویان دانشگاهها در سراسر کشور به تجمعات اعتراضی ادامه داده و ضمن اعتراض به دستگیریهای گسترده، کلاسها مجازی را بهطور سراسری تحریم و اعتصاب سراسری خود را آغاز نمودهاند. شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان نیز ضمن اعتراض به دستگیریها و سرکوب گسترده توده مردم و پادگانی شدن برخی مدارس، از تظاهرات و پیکار خیابانی تودههای مردم حمایت نموده و فراخوانی برای اعتصاب و تعطیل مدارس انتشار داده است.سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، کانون نویسندگان ایران، سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه و گروههای مختلف بازنشستگان با صدور بیانیه، ضمن محکوم نمودن قتل جنایتکارانه مهسا امینی، از نبرد تودههای مردم در کف خیابان و اعتراضهای سراسری حمایت نموده و خواهان گسترش آن شدهاند.کارگران و کارکنان نگهداری خط و ابنیه فنی راهآهن اندیمشک فراخوان اعتصاب دادهاند. کارگران پیمانی نفت نیز ضمن حمایت از نبردهای خیابانی و محکوم نمودن قتل مهسا امینی، هشدار دادهاند وارد اعتصاب خواهند شد.
روز پنجشنبه ۲۲ سپتامبر (۳۱ شهریور) به دعوت شورای استکهلم و نیروهای چپ و کمونیست و آزادی خواه، یک تجمع اعتراضی به مناسبت قتل فجیع مهسا (ژینا) امینی و حمایت از مبارزات قهرمانانه تودههای مردم ایران در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم سوئد برگزار شد که فعالان سازمان فدائیان (اقلیت) – سوئد نیز فعالانه در آن شرکت داشتند.
یکی از ویژگیهای بارز و تاکنونی قیام اخیر تودههای جان به لب رسیده، نقش زنان و دختران جوان شجاع و بیباک در اعتراضات خیابانیست بهگونهای که مردم جهان را به تحسین واداشته است. در خیابانهای این روزهای ایران، خیابانهای غرق در خون و فریاد، خیابانهای قهرمانیهای بیمانند، همه جا شاهد حضور پُر تعداد زنان و دختران جوان و نوجوان و گاه حتا بیشتر از مردان هستیم. از میدانداری تا ایستادگی در برابر نیروهای سرکوب رژیم، از شعارهایشان، تا روسری از سر برداشتن در برابر گزمهها و بالاخره آتش زدن روسری بهعنوان نماد تبعیض و ستم علیه زنان. در نگاهشان ترس نمیبینی، ترس از آن که “گشت ارشاد”ی در برابرشان بایستد و آنها را به خاطر چند تار مو با ضرب و شتم سوار “ون” پلیس کند. برعکس اینبار بارها “ون”های پلیس را دیدیم که هراسان از برابر دختران و زنانی که روسریهایشان را به آتش کشیده بودند عبور میکردند. از برابر آنها که “زن، زندگی، آزادی” را فریاد میزدند، از برابر آنها که “نان کار آزادی پوشش اختیاری” را فریاد میزدند، از برابر آنها که “اتحاد، مبارزه، پیروزی” را فریاد میزدند، از برابر آنها که “نابود باد جمهوری اسلامی” را فریاد میزدند.
جامعه ایران همچون انباری بزرگ و متراکم از باروت است که هر جرقه کوچک، می تواند آن را به انفجاری مهیب تبدیل کند. تلاش ارتجاع برای خاموش کردن شعلههای حریق این انفجارات در طول چند سال اخیر، ناکام مانده و پیدرپی شعلههای آتش خشم تودهای زبانه کشیده است. تضادهای نهفته در این جامعه به آن درجهای از ستیز رسیدهاند که دیگر راهی برای تخفیف آنها در چهارچوب نظم مستقر وجود ندارد. تظاهرات و نبردهای خیابانی که در چند روز اخیر کشور را فراگرفته است، اتفاقی منفرد و خلقالساعه نیست. ادامه همان روند و رویدادهای سیاسی است که از دیماه سال ۹۶ آغاز گردید و بهرغم تمام تلاش ارتجاع حاکم، تا تعیین تکلیف این نظم ستمگر، پایانی بر آن نخواهد بود.
بعد از یک دوره تعطیلی و خاموشی دانشگاه به خاطر همهگیری کرونا، امسال اما دانشجویان و دانشگاهها در همان آغاز بازگشایی خوش درخشیدند. قتل فجیع مهسا امینی، خاکسپاری وی در سقز و تظاهرات پرشور مردم سقز و سنندج در اعتراض به قتل حکومتی و سیاستهای سرکوب گرانه و زن ستیزانه ی دولت بهویژه درزمینهٔ تحمیل حجاب اجباری، فضای سیاسی تمام کشور را تسخیر کرد. قتل مهسا توسط رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی بر زمینه شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجود، خیلی زود از چارچوب خانواده مهسا و شهر سقز و استان کردستان فراتر رفت و کل جامعه را تکان داد. پیام این اقدام اعتراضی و ضد حکومتی و آزادیخواهانه قبل از هر جا، در دانشگاه تهران پژواک یافت و ازآنجا بهسرعت به سایر دانشگاهها و تمام شهرهای کشور از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب کشور تسری یافت. دانشجویان دانشگاه تهران در فردای اعتراضات گسترده مردم زحمتکش سقز و سنندج تجمعات اعتراضی گستردهای را در محکومیت این جنایت و در حمایت از مردم کردستان آغاز کردند. اعتراضات پرشور دانشجویان دانشگاه تهران با خواستها و شعارهای یکسره سیاسی،که از روز ۲۷ شهریور آغاز شد، بلافاصله به سایر دانشگاهها در تهران و دیگر شهرها سرایت کرد و فضای سیاسی شهر تهران را تحت تأثیر خود قرارداد. از پی دانشگاه تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه شریف، علم و صنعت، بهشتی، الزهرا، خوارزمی کرج، دانشگاه اصفهان، تبریز، مشهد، یزد، سمنان، کاشان و سایر دانشگاهها وارد یک اعتراض سراسر شدند. اعتراضی که نخستین شعله آن در سقز برافروخت ، در دانشگاه تهران شعلهورتر شد و ازآنجا نهفقط به سایر دانشگاهها سرایت کرد بلکه به حریقی بزرگ در سراسر کشور بدل شد.