تو باز مانده کدامین جنگل سرخی؟
کدامین زخم کهنه
چنان فریاد بر آوردی
زن خروش ازادی است
زن زندگی آزادی
پنج قاره با نامت آبیاری شد
تو باز مانده کدامین حماسه غرور انگیزی؟
که با دستهای گره خورده در هم
فریاد بر آوردی
کار نان آزادی
اینک
جنگ ما
جنگ طبقاتی است
جنگ فقر و ستم
در کارخانه
تو باز مانده کدامین مکتب پویایی؟
آتش انقلاب را بر افروختی
با شعلههای خصم اوین
چشم در چشم
رخ در رخ
سوختی
سوختی
زندگی را با خون نوشتی
با فریادهای ما
آوازهای تو
گفتی
فرزند کارگرانیم
کنارشان میمانیم
سیاهکوه

از شنبه ۲۶ شهریور روز خاکسپاری ژینا در سقز که با تظاهرات علیه جمهوری اسلامی در سقز و سنندج قیام تودههای ستمدیدهی ایران آغاز شد، تا یکشنبه ۲۴ مهرماه یعنی قریب به یک ماه، کردستان قهرمان در برابر نیروهای مسلح حکومت اسلامی همچنان میخروشد.
پرچم اعتصاب سیاسی در نفت به اهتزاز درآمد.اعتصاب سیاسی در صنعت نفت، صفحه نوینی را در مبارزه طبقه کارگر گشود. این اعتصاب که در اعتراض به سرکوب و کشتار زنان و جوانان و در حمایت از نبردهای خیابانی جاری در سراسر کشور آغاز شد و قلب نظام اسلامی حاکم را نشانه رفت، جنبش طبقه کارگر و کل جنبش انقلابی را وارد فاز جدیدی کرد. اعتصاب و اقدام برجسته کارگران پروژهای و پیمانی صنعت نفت، طلسم فقدان اعتصاب سیاسی کارگری را درهم شکست و راه ورود به اعتصاب سیاسی کارگری را گشود. این اعتصاب و تجمع درعینحال نشان داد در شرایطی که مشخصه اصلی آن بحران حاد سیاسی است و جامعه وارد موقعیت انقلابی شده باشد، ورود کارگران به صحنه سیاسی نیز میتواند با شعارها و اشکال رادیکالی از مبارزه همراه شود.
مبارزات سلحشورانه توده های مردم ایران چهارمین هفته خود را با شجاعتی کم نظیر پشت سر گذاشت و با دلی سرشار از امید و شوق و انتظار وارد پنجمین هفته جنگ و گریزهای شهری با نیروهای فاشیست جمهوری اسلامی شد. در این چهار هفته، ابعاد مبارزات قهرمانانه مردم ایران و تداوم قیام و نبردهای خیابانی آنان، آنچنان پر غرور و حماسه ساز و شورانگیز بوده است که نشر اخبار و تماشای صحنه های غرورانگیز آن جهان و جهانیان را به حیرت در آورده است.
ارتجاع، زبان دیگری جز تهدید و زور نمیشناسد. بر این پندار خام است که جامعه ایران، جامعه چهار دهه گذشته است و با همان شیوههای ارعاب، سرکوب و کشتار میتواند مردم را مرعوب و اوضاع را تحت کنترل درآورد. لذا، درحالیکه موج تظاهرات تودهای و نبردهای خیابانی در ایران روزبهروز وسعت بیشتری به خود گرفته، ارتجاع حاکم برای مقابله با سیل خروشان جنبش تودهای، پیوسته نیروی بیشتری از مزدوران سرکوبگرش را به خیابانها گسیل کرده است. سران و مقامات جمهوری اسلامی از خامنهای گرفته تا فرماندهان مزدور نیروهای مسلح، یکی پس از دیگری پیدرپی به تهدید متوسل میشوند. فرمانده سپاه آدمکش محمد رسولالله که به همراه تمام لاتها و چاقوکشهای بسیجیاش در این چند هفته اخیر سیلی محکمی از مردم تهران دریافت کرد ، تهدید میکند که ۳۸۰ گردان بسیجی را آماده مقابله با مردم تهران کرده است. در این چهار هفته، آدم کشان نیروهای مسلح رژیم، صدها تن از مردم ایران را به قتل رساندند، صدها تن را زخمی و هزاران تن را بازداشت کردند و حتی به کودکان کم سن و سال مدارس هم رحم نکردند. بااینهمه، اوضاع آرام نگرفته و نخواهد گرفت. اکنون خامنهای و ارگانهای تحت امرش بر دامنه تهدیدات خود افزوده و به تهدید مجازات هزاران بازداشتشده روی آوردهاند، تا شاید با این وحشیگری مردم را مرعوب سازند.
رفقای عزیز!
تمام سالهای نوجوانی ما تکراری گذشت۰ بدون ابتکاری، بدون هیچ تنوعی۰ با پیروی از یک الگوی تکراری درراه مدرسه در کلاس درس در پوشش و درکل، زندگی بدون ابداع چیزهای جدید سپری شد۰امروز نسل جوان جامعه بهدرستی پا در خیابان میکوبد و برای برهم زدن قوانین کهنه ارتجاعی میجنگد. تنها روسری نیست بلکه از پیروی از یک الگوی تکراری مذهبی مردسالار بیزار و دلزده است۰ روزی هوا سرد بود کلاهی پشمی را روی مقنعه سرم گذاشته بودم حجابم از همیشه کاملتر بود. گشت ارشاد مرا گرفت به وزرا برد۰ آنجا بود که فهمیدم کلاه برای دختران ممنوع است۰ تعهد گرفتند که دیگر الگوی تکراری موردپسند حاکمیت زنستیز را زیر پا نگذارم۰ شک دارم دختران نسل من حداقل یکبار تجربه دستگیری توسط گشت ارشاد منحوس را نداشته باشند و سوار ون نشده باشند۰ از تیرماه امسال میخواستند همراه باخدای سال شصت، گشت ارشاد را هم به شکل وحشیانهتر و هماهنگتری به شکار جوانان بفرستند که فرستادند و شکار کردند . کشتند و سر به نیست کردند اما خدای سال شصت در همان سال شصت مرده بود ، دفن شده بود و به دادشان نرسید۰ کارگران و مردم ستم دیده دیگر تحمل این بی حقوقیها بیحرمتیها و کشتار دخترانشان توسط وحوش گشت ارشاد را تاب نیاوردند . زنان و جوانان همراه با مردم زحمتکش و دانشجویان آگاه و مبارز در خیابانها آرام و قرارشان را گرفتند۰

