اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
همراه و همگام با خانوادهها برای آزادی زندانیان سیاسی بپا خیزیم!
مردم مبارز، نیروهای مترقی و مردم آزادیخواه!
جان هزاران زندانی سیاسی محبوس در زندانهای جمهوری اسلامی در خطر است. آنان به حمایت بیدریغ همه انسانهای آزادیخواه، مبارز و مترقی، بویژه به حمایت همه جانبه تودههای بپا خاسته مردم ایران نیازمندند. زندانیان سیاسی را تنها نگذاریم. در کنار خانوادههای آنان باشیم. به دفاع از آنان برخیزیم و برای آزادیشان از سیاهچالهای جمهوری اسلامی متحدانه مبارزه کنیم. آنان فرزندان قهرمان و مبارز ما هستند. آنان برای رهایی تودههای مردم ایران از یوغ سرکوب و ستم و بیعدالتی، بیمحابا خطر کردند، با پرچم جان در کف خیابانها به مبارزه برخاستند، دلیرانه در مقابل نیروهای سرکوبگر رژیم سینه سپر کردند و در کشاکش نبردی بیامان، گرفتار زندان و بند و شلاق و شکنجهشدهاند. اکنون وظیفه ماست در کنارشان باشیم، به حمایت از آنان برخیزیم، آزادیشان را در هر کوی و برزن فریاد زنیم و اجازه ندهیم دستگاه قصابی رژیم سرمایهداری حاکم بر ایران برای انتقام گرفتن از مبارزات سلحشورانه مردم قهرمان و مبارز ایران بهطور آشکار و نهان، این عزیزان مبارز و زندانی را در قتلگاههای خود سلاخی کند.
مردم مبارز، نیروهای مترقی و مردم آزادیخواه!
اکنون بیش از سه ماه است که زنان و جوانان و عموم تودههای مردم ایران در مبارزهای بیامان برای سرنگونی جمهوری اسلامی بپا خاستهاند. از آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی تا به امروز، هرگز سرنگونی این رژیم فاسد و مستبد و تبهکار تا بدین حد برای تودههای مردم ایران به امری مسجل تبدیل نشده بود. از ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۱ تا به امروز، بیش از سه ماه گذشته است. بیش از صد روز است که زنان و جوانان و دانشجویان و پزشکان و هنرمندان و انبوه عظیم نیروی کار و زحمت، با مشتهای گرهکرده در میدان مبارزه حضور دارند تا این بار برای همیشه تکلیف خود را با نظام ارتجاعی و آدمکُش جمهوری اسلامی یکسره کنند. بیش از سه ماه است که شعار “مرگ بر خامنهای”، “زن، زندگی، آزادی”، “جمهوری اسلامی نمیخواهیم” و دهها شعار ضد حکومتی دیگر در جایجای کشور به گوش میرسد. در این مدت بیش از ۵۰۰ نفر جانباختهاند که دستکم ۶۴ تن از آنان کودکان زیر ۱۸ سال بودهاند و بیش از ۱۸ هزار نفر نیز بازداشتشدهاند که تا کنون دو تن از آنان، به نامهای محسن شکاری و مجیدرضا رهنورد در بیدادگاههای قرونوسطایی رژیم بر اساس احکام ارتجاعی بر گرفته از قرآن و فقه و شریعت اسلامی اعدامشدهاند و نگرانی از صدور حکم محاربه و اعدام برای دستکم ۱۰۰ نفر دیگر هم وجود دارد.
مبارزات علنی و قهرمانانه مردم ایران که از دیماه ۹۶ برای سرنگونی جمهوری اسلامی کلید خورد، در روزهای پس از قتل حکومتی “ژینا”، آنچنان شتاب گرفت که اکنون پیشروی بهسوی انقلاب و حرکت برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی به باوری قطعی و دستیافتنی برای عموم تودههای مردم ایران تبدیلشده است.
این باور عمومی و نیازمندی جامعه به تغییر و تحولات بنیادین، بویژه باور زنان و جوانان و کارگران و عموم تودههای مردم ایران به انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی و ایستادگی آنان در مقابل این نظام سرکوبگر، آنچنان هیئت حاکمه را به هراس و سراسیمگی کشانده است، که مجموعه نظام به شیوه همیشگی با توسل به بگیروببند و سرکوب و کشتار و اعدام در ابعادی وسیع وارد میدان شده تا شاید بتوانند چند صباح دیگری بر عمر ننگین خود بیفزایند. غافل از اینکه پیشبرد چنین امری برای رژیمی که در عرصه داخلی و بینالمللی بهکلی منزوی و مفتضح شده است دیگر همانند گذشته بهسادگی ممکن نیست. چنانکه دیدیم، اعدام محسن شکاری و مجیدرضا رهنورد، به اتهام “محاربه”، نه تنها انزجار و خشم عمومی افکار مترقی جهان و جهانیان را علیه جمهوری اسلامی برانگیخت، بلکه اعدام آنان، آنچنان فاجعهبار و بهدوراز موازین قضایی بود که حتی در درون نظام نیز واکنش عناصری را که تا پیشازاین در خدمت اهداف جنایتکارانه رژیم بودند، برانگیخت.
مردم مبارز، نیروهای مترقی و مردم آزادیخواه!
هم اینک جمهوری اسلامی با موجی از بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه است. بحرانهایی که از هر سو رژیم را احاطه کردهاند و راه ادامه حیات را بر آن بستهاند. هم اینک، مبارزه برای توقف اعدام و آزادی زندانیان سیاسی، هم در عرصه داخلی و هم در عرصه بینالمللی به طرز چشمگیری شتاب گرفته است. جمهوری اسلامی و دستگاه قضایی آن با صدور حکم اعدام برای جوانان دستگیرشده در نزد افکار عمومی و در میان جهان و جهانیان بهشدت مفتضح شده است. در چنین شرایطی اگرچه قصابخانه جمهوری اسلامی همانند گذشته هرگز قادر به کشتار و اعدام وسیع زندانیان سیاسی نخواهد بود، اما هرگز نباید از رجزخوانیها و تهدیدات دستگاههای سرکوب رژیم غافل شویم. اگرچه جمهوری اسلامی رفتنی است، اما چهبسا برای انتقامگیری از خیزش انقلابی تودههای مردم ایران که سرنگونی خفت باری را برای هیئت حاکمه ایران رقمزده است، به صدور حکم اعدام برای تعداد دیگری از جوانان دستگیرشده اقدام کند.
فراموش نکنیم جمهوری اسلامی یک رژیم سرمایهداری متعفن و سرکوبگر با روبنای سیاسی دینی است که در آن، دین و دولت به آشکارترین شکل ممکن درهمتنیده شده است. پوشیده نیست، با بودن جمهوری اسلامی و تا زمانی که یک زندانی در زندان است، همواره باید نگران جان زندانیان باشیم. پس برای نجات جان زندانیان سیاسی بپا خیزیم و برای آزادی آنان از زندانهای جمهوری اسلامی با تمام نیرو مبارزه کنیم.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زندهباد آزادی، زندهباد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
پنجشنبه ۸ دی ۱۴۰۱ برابر با ۲۹ دسامبر ۲۰۲۲
امضا: سازمان اتحاد فدائیان کمونیست، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راهکارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

بحران انقلابی سراپای جامعه را فرا گرفته است. ژرفای این بحران به حدی است که راه استمرار جمهوری اسلامی را از هر سو بسته است. در عرصه اقتصادی کشتی رژیم به گل نشسته است. بودجه سال جاری با کسری چند صد هزار میلیارد تومانی مواجه است. دلار از مرز ۴۰ هزار تومان فراتر رفته است. خزانه دولت خالی، درآمد ارزی پائین و بانکها یکی پس از دیگری در حال ورشکستگی اند. گستره ناامنی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آنچنان وسیع و پر دامنه است که گردشگران خارجی کمترین رغبتی جهت سفر به ایران ندارند. به اعتراف سایتهای خبری وابسته به رژیم، این عدم امنیت برای گردشگران خارجی تا بدان حد بالاست که جمشید حمزه زاده، رئیس جامعه هتل داران ایران اعلام کرده است: بیش از “۸۵ درصد” گردشگران خارجی از کشورهای اروپایی، آمریکایی و آسیایی، سفرهای خود را به ایران لغو کرده اند.
با گذشت ۱۰۰ روز و بهرغم تمامی جنایات و وحشیگریهای حکومت فاشیستی جمهوری اسلامی، شعلههای خشم تودهها همچنان زبانه میکشد و بر در و دیوار شهرها شعار “این دیگه اعتراض نیست، شروع انقلابه” میدرخشد. فضای انقلابی با شعارهایی همچون “اتحاد، اعتصاب، انقلاب” جامعه را فرا گرفته است و مردم به کمتر از سرنگونی جمهوری اسلامی راضی نیستند: “قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان”، “مرگ بر جمهوری اسلامی”.
طبقه حاکم و رژیم سیاسی پاسدار منافع این طبقه بازهم درصدد تعرض بیشتر به سطح حقوق و معیشت کارگران برآمدهاند. تعرضات بیوقفه علیه کارگران و زحمتکشان که جنبههای گوناگونی را دربرمی گیرد، جملگی معطوف به تشدید فشار بر کارگران، ارزانسازی نیروی کار، تشدید استثمار و افزودن بر سود سرمایهداران است. ارتجاع حاکم در همان حال که با خشونت و بیرحمی، معترضان خیابان را به گلوله میبندد ، جوانان مبارز را کشتار میکند و تعرض به جان وزندگی زندانیان و خانوادهها را ادامه میدهد، یورش بهظاهر نرم و آرام و بیسروصدا، علیه کارگران و سطح معیشت طبقه کارگر را نیز سازمان داده و پیش میبرد. دولت ارتجاعی و سرکوب گر حاکم، به شیوههای گوناگون و تا هر جا که توانسته است حقوق و معیشت کارگران را حتی آنجا که این حقوق و معیشت حداقل، طبق موازین حقوقی جاری نیز رسمیت داشته نیز مورد تعرض قرار داده است.موارد متعدد و طرحهای گوناگونی را در این زمینه میتوان برشمرد که فقط به سه مورد که مقامات دولتی نیز در همین یک هفته اخیر بر اجرای آن تأکید داشتهاند میپردازیم.
نظم اقتصادی-اجتماعی و سیاسی حاکم بر ایران ازآنرو که بنیادش بر استثمار اقتصادی و ستم سیاسی در بیرحمانهترین شکل آن، استبداد سرمایه و دین قرارگرفته، وحشتناکترین ویرانی و کشتار مردم ایران را به بار آورده است. در اینجا سخن بر سر این نکته نیست که کارگران همچون دیگر کشورهای سرمایهداری استثمار میشوند و طبقه سرمایهدار سود میبرد و سرمایه انباشت میکند. در اینجا صحبت بر سر کشتار روزمره تودههای زحمتکش مردم به علل بس متعدد است که در هیچ کجای جهان نمیتوان نمونهای برای آن سراغ گرفت.
نوشتن از دردها و آلام انسانهای دربند خیلی آسانتر از کاری است که همین انسانهای دربند برای رهایی خویش انجام میدهند،آنچه زیر این عنوان نوشته میشود، مردان ، زنان و کودکان این سرزمین با خون خویش سرگرم نوشتن آن هستند.اینجایی که ما زندگی میکنیم هیچ کشوری چنین نیست که هرروز و هر شب و به هر مناسبتی فوج فوج انسانها را به خون بکشند. خیل درندگان بیواهمه و به جهت دریافت نواله ای از جانب اربابان خویش به کار خود سرگرماند و جالب است همان هائی که این بلای بهغایت شوم را بر سرما آوردهاند اکنون در جایجای این کره خاکی در غرب، در شرق، شمال و جنوب برایمان اشک تمساح میریزند و برای ما به صدور قطعنامههای اخته و خنثی میپردازند.آنهایی که ما را به بند کشیدهاند،اکنون به فکر آزادیمان برآمدهاند.
ما را ز سر بریده می ترسانی
مطابق فراخوانی که شورای هماهنگی و همبستگی کارکنان رسمی نفت ( ازاینپس شورای هماهنگی) در ۲۲ آذر۱۴۰۱ انتشار داد و در روزهای بعد ازجمله در اطلاعیه روز ۲۵ آذر نیز بر آن تأکید نمود، روز شنبه ۲۶ آذر از ساعت ده صبح، کارکنان رسمی صنعت نفت برای دستیابی به خواستهای خود بهویژه خواست محوری اجرای ماده ۱۰ قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت، دست از کار کشیده و تجمعات متعددی برپا کردند. “شورای هماهنگی” در اطلاعیهای که یک روز قبل از تجمع انتشار داد بار دیگر اعلام کرد گردهمایی کارکنان رسمی صنعت نفت، روز شنبه ۲۶ آذر با محوریت شهرهای اهواز، عسلویه و ماهشهر و همراهی تمامی شهرها و مناطق عملیاتی برگزار خواهد شد .این “شورا” درعینحال از همهکسانی که به هر دلیل نمیتوانند در تجمعات اعتراضی شهرهای یادشده حاضر شوند خواست در تمام شهرها و مناطق عملیاتی ازجمله پتروشیمیها، پالایشگاهها، بهرهبرداریها و سایر کارخانهها وادارات، روبروی ساختمان مرکزی ستاد یا ساختمان اداری مجموعه خود تجمع کنند. روز شنبه ۲۶ آذر اجتماعات اعتراضی در مراکز نفت و گاز بهطور همزمان علاوه بر شهرهای اهواز، ماهشهر و عسلویه که بهعنوان مراکز اصلی تجمع مشخصشده بود، در بسیاری از شهرها و مراکز نفت و گاز دیگر ازجمله گچساران، جزیره خارک، شر کت ملی مناطق نفتخیز جنوب، شر کت بهرهبرداری نفت و گاز غرب منطقه عملیاتی تنگ بیجار، معاونت مدیر فنی مطالعات شیمیایی و آزمایشگاههای کنترل کیفیت، مرکز آموزش مجتمع محمودآباد، مرکز بهرهبرداری خطوط لوله گاز گناباد و برخی مراکز دیگر نیز تجمعاتی برگزار شد. در تجمعات روز ۲۶ آذر، گروههایی از کارگران پیمانی و غیررسمی (اقماری) پارس جنوبی نیز فعالانه در تجمعات شرکت داشتند. لازم به ذکر است که در منطقه عسلویه، حراست شرکتها و پالایشگاهها با ایجاد انواع محدودیتها، مانع خروج پرسنل در زمان مقرر برای شرکت در تجمع میشدند و در برخی از شرکتها اجازه خروج داده نشد.اما علیرغم این موانع و محدودیتها، در اعتصاب و تجمع سراسری روز ۲۶ آذر هزاران نفر شرکت داشتند.
“بابا! حکم ها را به ما داده اند؛ حکم من اعدام است، به مامان چیزی نگو”. این جملات کوتاه آمیخته به بغض، سخنان محمد مهدی کرمی، جوان معترض محکوم به اعدام است که طی یک تماس تلفنی با پدرش از حکم اعدام خود سخن گفته است. پدرش دستفروش است و می گوید، هرچه تماس گرفته ام و التماس کردم به من می گویند: “حکم خدا و پیغمبر است. شما راضی هستید که حکم خدا بر زمین بماند”؟