شرایط  و معایب کار اقماری و معضلات قراردادهای موقت در صنعت نفت

نزدیک به ۱۱ سال است که وزارت نفت هم بر اساس قوانین کشوری تعدادی از نیروهای پیمانکاری خود را با قرارداد مستقیم جذب کرده  و نوع قرارداد آن‌ها را از پیمانکار به شرکت اصلی تغییر داده است. قرار براین بود که در طی ۳ سال تمامی این نیروهای موقت به حالت رسمی درآیند. اما ۱۱ سال گذشت و خبری از رسمی شدن این نیروها نیست . در طول این ۱۱ سال هیچ  قانون مشخصی برای این گروه از پرسنل نفت وجود نداشته است. هر وزیری که آمد برای خودش قوانینی آورد و دستورالعمل‌هایی صادر کرد که هیچ‌کدام نه‌فقط در جهت منافع کارگر نبود بلکه فقط باعث شد اعصاب و روان کارگر حالت فرسایشی پیدا کند و با گذر زمان دچار روزمرگی و مرگ تدریجی شود. معادل حقوق  یک نیروی قراردادی  در وزارت نفت در بخش رسمی چیزی حدود ۴۰ میلیون می‌شود به‌علاوه‌ی مزایایی که به این نیروی رسمی تعلق می‌گرفته است. اما در طول این ۱۱ سال با پرداخت حقوقی نصف نیروی رسمی و بدون هیچ‌گونه مزایا و امتیازی به این نیرو، توانسته است سود سرشاری از طریق استثمار این نیرو کسب کند. این سود سرشاری که از قبل نیروی کار ارزان و استثمار شدید کارگران قراردادی حاصل می‌شود بسیار زیاد و چنان چشمگیر است که وزارت نفت درحال تغییر تمامی قراردادهای خود، به این شکل از قرارداد است . لذا در آزمون‌های جدید به‌طور مشخص قید نموده است که در صورت قبولی در آزمون، با قبول‌شدگان قرارداد موقت بسته می‌شود. نیروی قراردادی در طول این ۱۱ سال در کنار نیروی رسمی کارکرده و علی‌رغم کار مساوی و یکسان با کارگر رسمی اما حقوقش نصف و حتی یک‌سوم نیروی کار رسمی  بوده است. نیروی قراردادی که در تمام این مدت در تنگنا و تحت‌فشارهای شدید اقتصادی قرار داشته است تنها امیدش این بوده که روزی قراراست رسمی شود. اما رسمی که نشد هیچ بلکه وزارت نفت هم به استثمار نیروی کار و پرداخت مزد کمتر از طریق قراردادهای موقت و کار اقماری با کمترین تعهد چه ازلحاظ بیمه‌ای و چه ازلحاظ امتیازی و مزایا، رواج بیشتری داد و حق کشی نیروی کار را تشدید کرد. کارگر قراردادی با تبعیض و تنش در محیط کار با حقوق کم درگذر زمان درگیر یک خشم نهفته و خشونت سخت و نابسامانی‌های متعددی شده است که نشانه‌های آن در خانواده‌ها به‌وضوح قابل‌مشاهده است. بیشترین آمار بیماری اعصاب ‌ و روان و بیشترین آمار درگیری‌های خانوادگی در بین این نیروها به‌وضوح دیده می‌شود. بسیاری از نیروی‌های قراردادی بعد از تلاش‌های مداوم در جهت احقاق حقوق خود و شکست در تمام مراحل، دچار این ذهنیت شده‌اند که خود را باسابقه‌ی کمتر بازنشسته و اعصاب خود را راحت‌تر کنند و از زیر بار فشار استثمار بیرون بیایند. متأسفانه وزارت نفت نیز متوجه این فرار شده و از طریق مجلس دنبال وضع قوانین نابرابر دیگری هستند تا دوره کار را طولانی‌تر کنند و سال‌های بیشتری از کارگر کار بکشند. هدف این است که با وضع قانون افزایش سابقه و سن بازنشستگی و حذف سختی کار، این نیرو را تا ۳۰سال سابقه نگه‌دارند و چنان شرایط بازنشستگی را پیچیده کرده‌اند که اگر با ۲۵ سال سابقه هم درخواست بازنشستگی بدهیم ، یکی دو سال رسیدگی به پرونده  و کارهای اداری آن به درازا می‌کشد  تا سابقه کار، به ۳۰ سال نزدیک شود.

در هیچ کجای این کره‌ی خاکی نیروی کار در صنعت نفت با این وضعیت و با این دستمزدهای اندک کار نمی‌کند. کمترین حقوق نیروهای صنعت نفت در شرکت‌های بین‌المللی  معادل ۷۰ میلیون تومان است. اما وزارت نفت توانسته است تعداد زیادی نیروی کار را با حداقل حقوق در صنعت نفت نگه دارد . نیروی اقماری ۱۴ روز تحت یک زندگی مجردی و تنها در محیط کار با تایم کاری ۱۲ ساعته با همان تنش و کار سخت نفتی و مساوی با تمامی شرکت‌های نفتی  دنیا قرار دارد اما با کمترین مزد.پس از ۱۴ روز، وقتی وارد محیط خانه می‌شود تازه دنیای دیگری با مشکلات دیگری آغاز می‌شود . درگذر زمان این ذهنیت‌ها و محیط‌های متفاوت زندگی و کاری نیروی اقماری را منزوی و گوشه‌گیر می‌کند به‌طوری‌که به‌وضوح می‌بینیم وقتی نیرویی بازنشسته می‌شود، اکثراً دریکی دو سال اول بازنشستگی جان خود را از دست می‌دهد. کاش می‌توانستم خشم درونم را فریاد بزنم. فیش حقوقی نیروی نفتی هرماه شکلی از آیتم‌های حقوقی را نشان می‌دهد و اگر ۳۰سال سابقه هم داشته باشی متوجه روابط و آیتم‌های حقوقی نخواهی شد. هیچ بخشی هم جوابگوی این جریانات حقوقی نمی‌شود. رانت و لابی چهارچوب وزارت نفت را تشکیل می‌دهد به‌جای تلاش در جهت پیشرفت و بهتر شدن کار ، باید به فکر ایجاد رانت و لابی باشی تا بتوانی آیتم‌های حقوقی خود را زنده کنی. لذا بعد از سال‌ها تلاش و کار متوجه می‌شوی که عمری با تلاش و زحمت ، بیهوده گذراندی و متوجه این مهم می‌شوی که برای پیشرفت کار و برای حقوق بیشتر نباید کارکرد  بلکه باید رانت را پیدا کرد، تا به این امتیازها رسید، تمامی این ناملایمات روحی کارگر را به این نقطه می‌رساند که هرلحظه آرزوی مرگ خود را می‌کند.اما علی‌رغم تمام این ناملایمات و شرایط سخت و دشوار، ما کارگران مطالبه گر قراردادی، جز اتحاد و مبارزه برای تغییر وضع موجود، راه دیگری نداریم. باید خود را متشکل و متحد سازیم و برای زیرورو کردن این نظم فاسد و استثمارگر، مبارزات خود را تشدید کنیم.

از طرف نیروهای مطالبه گر قراردادی

دی‌ماه ۱۴۰۱

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۰۳  در فرمت پی دی اف:

 

 

کمک های مالی

سوئیس

علی‌اکبر صفایی فراهانی              ۳۰ فرانک

سیامک اسدیان (اسکندر)             ۴۰ فرانک

حمید اشرف                                 ۳۰ فرانک

محمد کاسه‌چی                                 ۵۰ فرانک

امیر نبوی                                     ۵۰ فرانک

 

دانمارک

هوشنگ احمدی                            ۲۰۰ کرون

دکتر نریمیسا                               ۲۰۰ کرون

خروش (ژانویه)                           ۲۰۰ کرون

کردستان ۵۰۰ کرون

انقلاب ایران ۱۰۰۰ کرون

 

ایران

آبان ادامه دارد یک میلیون تومان

 

کانادا

تلویزیون دمکراس شورایی ۴۰ دلار

 

آلمان

ناصر شادنژاد ۱۰ یورو

محمدرضا قصاب آزاد ۱۰ یورو

یعقوب شکرالهی ۱۰ یورو

 

گزارش از تجمع اعتراضی شنبه ۷ ژانویه ۲۰۲۳ در شهر هامبورگ

شنبه هفت ژانویه از ساعت ۱۱ تا ۱۲ ظهر متینگی از طرف شورای دفاع از مبارزات مردمی در هامبورگ در حمایت از مبارزات مردم ایران و زندانیان سیاسی و محکومیت رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی جلو کنسولگری جمهوری اسلامی در هامبورگ برگزار شد. شرکت‌کنندگان در آکسیون با خواندن بیانیه و ایراد سخنرانی و دادن شعارهای پرمحتوا ضمن محکوم کردن رژیم آدمکش جمهوری اسلامی در سرکوب و اعدام معترضین، و پخش سرودهای انقلابی، به نقش مخرب دولت آلمان به خاطر منافع اقتصادی و همکاری اطلاعاتی با آدمکشان جمهوری اسلامی افشاگری کردند.

زنده‌باد آزادی زنده‌باد سوسیالیسم  مرگ بر جمهوری اسلامی

گزارش از آکسیون اعتراضی روز شنبه ۷ ژانویه ۲۰۲۳ در شهر کپنهاک علیه اعدام و در همبستگی با مبارزات مردم در ایران

در ادامه برگزاری آکسیون‌های اعتراضی در شنبه‌های سرخ کپنهاک، در پی فراخوان نیروهای چپ و کمونیست در کپنهاک – روز شنبه ۷ ژانویه ۲۰۲۳ از ساعت ۱۲ تا ۱۳ در مرکز شهر کپنهاک – میدان Kultorvet آکسیون برای حمایت از زندانیان سیاسی و خانواده‌هایشان و علیه صدور احکام اعدام و برای خواست آزادی فوری زندانیان سیاسی و همه دستگیرشدگان اخیر برگزار شد.

این آکسیون نیز همانند هفته‌های پیش مورد توجه عابرین زیادی قرارگرفت که بدین‌وسیله حمایت خود از این حرکت و بخصوص مبارزات جاری در ایران را اعلام نمودند.

فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) دانمارک

تشدید مبارزه، راه مقابله با اعدام‌ها و وحشی‌گری جمهوری اسلامی

مردم مبارز ایران!

جمهوری اسلامی جنایت دیگری آفرید. سحرگاه روز شنبه ۱۷ دی‌ماه، جلادان حکومت اسلامی دو تن از جوانان مبارز، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی را که در دادگاه‌های فرمایشی و با اعترافات ساختگی زیر شکنجه به اعدام محکوم‌شده بودند، به دار آویخت. پیش‌ازاین دو مبارز موج اخیر جنبش انقلابی مردم ایران، محسن شکاری و مجید رضا رهنورد نیز در ۱۷ و ۲۱ آذر اعدام شدند.

آدمکشان حاکم بر ایران که تمام دوران موجودیت آن‌ها با جنایت و کشتار مردم عجین بوده است، تنها در طول ۱۱۰ روز گذشته، ۵۲۰ تن از مردم ایران را به قتل رسانده و نزدیک به ۲۰ هزارتن را در زندان‌های قرون‌وسطایی، زیر وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها به بند کشیده‌اند.

اما وحشی‌گری و جنایات این رژیم پایان‌پذیر نیست. کشتار ۵۲۰ تن  از زنان و مردان و کودکان کم سن و سال، عطش سیری‌ناپذیری ارتجاع حاکم بر ایران را به خون‌ریزی در سه ماه گذشته، بسنده نکرده است. احکام قتل مبارزان پی‌درپی صادر می‌شود. تاکنون خبر از صدور حکم قتل لااقل ده تن دیگر از مبارزان اعلام‌شده است. سگ‌های زنجیری رژیم، موج وسیعی از بازداشت‌های جدید را آغاز کرده‌اند و در چند روز گذشته خبر بازداشت صدها تن در سراسر کشور انتشاریافته است.

قصاب‌خانه آدمکشی اسلامی موسوم به قوه قضائیه جمهوری اسلامی، شب و روز مشغول به کار است. کسب‌وکار این آدمکشان چنان رونق گرفته است که شعبه‌های جدید و ویژه‌ای را برای آدمکشی دایر کرده‌اند. آن‌ها با اندکی فروکش جنبش، فرصت را غنیمت شمرده تا پیش از فرارسیدن موج وسیع بعدی جنبش، اسرا را به مرگ یا زندان‌‌ طویل‌المدت محکوم کنند.

ارتجاع بر این پندار است که با این وحشی‌گری از تعداد مبارزان کاسته خواهد شد. اما مبارزان نه هزاران و ده‌ها هزار، بلکه میلیون‌ها تن از مردم ایران هستند که قهرمانانه به نبرد برای برانداختن قاتلان و ستمگران حاکم بر ایران به پا خاسته‌اند.

مردم مبارزه ایران! برای نجات از فجایع و وحشی‌گری جمهوری اسلامی راه دیگری جز سرنگونی این رژیم تبهکار و آدمکش وجود ندارد. مبارزه خود را برای سرنگونی طبقه ستمگر حاکم بر ایران تشدید کنید.

سازمان فدائیان(اقلیت) با محکوم کردن اعدام محمدمهدی کرمی و محمد حسینی، مردم مبارز ایران را به تشدید مبارزه برای متوقف ساختن موج اعدام‌ها و سرنگونی رژیم جنایتکار و آدمکش جمهوری اسلامی فرامی‌خواند.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی

زنده‌باد آزادی- زنده‌باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان(اقلیت)

۱۷دی‌ماه ۱۴۰۱

کار نان آزادی- حکومت شورایی

اعدام نشانه ترس رژیم از جنبش انقلابی است

اعدام نشانه ترس رژیم از جنبش انقلابی است!
صبح امروز شنبه ۱۷ دی ماه، جامعه ایران با خبر اعدام محمد مهدی کرمی و سید محمد حسینی از خواب برخاست! رژیم کشتار بار دیگر جنایت آفرید و جان دو جوان دیگر را  گرفت.
ادامه این جنایات، نشانه ترس رژیم از  گسترش جنبش انقلابی است. این اعدام ها اما اراده توده های مردم برای سرنگونی انقلابی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی را مصمم تر خواهد کرد! پاسخ این قتل های دولتی تنها با گسترش مبارزه جهت سرنگونی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی امکان پذیر است.
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!
زنده باد آزادی !  زنده باد سوسیالیسم!
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۷ ژانویه ۲۰۲۳- ۱۷ دی ماه ۱۴۰۱

آخرین نفس‌های دیکتاتور

زیر پلک‌های بسته شب، گردبادی مهیب نهفته است. گردبادی که ورق را برگردانده و درحال درهم پیچیدن طومار دیکتاتور است. مردم ستم دیده در خیابان‌ها به نبردی خستگی‌ناپذیر با ارتجاع و حاکمیت سرمایه‌داران برخاسته‌اند. شعله‌های آتش خشم توده‌های مردم گرسنه و آزادی‌خواه همه‌جا زبانه می‌کشد. در بیش از صد شبانه‌روز مبارزه مردم علیه فقر، فساد، گرانی، حتی شبی نبوده است که خیابان‌های مملو از جوانان مبارز خواب دیکتاتور را آشفته نسازد. دیکتاتور خون‌خوار در اوج استیصال و درماندگی به ریسمان اعدام چنگ زده است. زندان‌های آشکار و نهان جمهوری اسلامی جنایتکار، پر از جوانان و مردم مبارز است. زندانیان بر لبه تیغ تیز سرمایه ایستاده‌اند. دستگاه قضایی هیچ فرصتی را برای صدور حکم اعدام از دست نمی‌دهد. در پیچ‌های ریسمان طناب دار، تصویر چشم خون‌بار مادران نقش بسته است، در چشم اعدامی تصویر یک انقلاب سرخ. شعله‌های سوزان داغ دل مادران تا بلندای طناب دار زبانه می‌کشد. آنچه ناممکن است خاموش کردن این زبانه‌ها است. پژواک ناله زندانیان در شکنجه‌گاه و آواز حزن‌انگیز مادران داغدار در کوه‌ها می‌پیچد. صیاد غزال‌های خرامان دشت آزادی همچون جغد پیر در بیغوله‌های شهر کمین کرده است و قربانی می‌گیرد. اینجا زمین مردم تشنه، با خون آبیاری می‌شود و ستارگان روشنی‌بخش قلب‌های خانواده‌ها را به دارمی کشند. شهر از فغان مردمان گرسنهٔ ستم‌کشیده، افسرده است و سخاوتمندانه برای تجمعات مبارزان آغوش بازمی کند.

در شرایط اقتصادی و معیشتی بسیار وخیم کنونی، برای کارگران و زحمت کشان نان به نرخ جان به دست می‌آید. تورم و گرانی کمر مردم زحمت‌کش را شکسته است. کار، نان، آزادی، خواست و حق مردم گرسنه و آزادیخواه است. در گذرگاه‌های باریک کوچه‌ها دست‌های کودکان کار خالی است. این کودکان نشسته در سایه ابرهای سیاه و سرد ظلم بی‌رحمانه سرمایه، نان خشک را به دندان می‌کشند. دیکتاتور بزرگ بر دریایی از فقر و خون گرسنگان، حکم میراند. ششلول‌بندهای کفتار پیر شکوفه‌ها را خونین کرده‌اند. آینه در حسرت دیدن یک شاخه گل سرخ بر گیسوان دختران عاشق زنگار بسته است. درجای جای کشور بوی خون به مشام می‌رسد.

در هنگامه کشتار مردم گرسنهٔ عاصی، از داغی خون جوانان مبارز، زمین لرزیده است. در زیر شهرهای خونین، آتش‌فشان خفته بیدار گشته است. گدازه‌های آتش‌فشان خشم و نفرت گرسنگان، هر آنچه را بر سرراهش قرار گیرد خواهد سوزاند. آخرین نفس‌های دیکتاتور مرتجع خون‌خوار به شمارش افتاده است. دیکتاتور اما هنوز از نفس نیفتاده است. همانند کرم خاکی دور خودش می‌چرخد و سودای کشتار و قتل‌عام زندانیان سیاسی را در سر می‌پروراند. اما مردم معترض و به‌جان‌آمده چنین مجالی به وی نخواهند داد و دیکتاتور بزرگ سودای کشتار و قتل‌عام زندانیان سیاسی را باید به گور ببرد.

حافظان منافع سرمایه‌داران برای نجات رژیمی که دیکتاتور بزرگ بر رأس آن قرار دارد، دست‌به‌کار تدابیر و حیله‌های شومی شده‌اند. غافل از این‌که مردم آگاه و مبارز به ماهیت ظالمانه و ارتجاعی نظام سرمایه‌داری و رژیم پوسیده جمهوری اسلامی پی برده‌اند. با تغییر لباس دیکتاتورهای چاکر مآب سرمایه‌داران دیگر تن به حکومت‌های سرمایه‌داری و خودکامه نخواهند داد. مردم، گونه‌های مختلف این جانوران ددمنش را تجربه کرده‌اند. خواست توده‌های ستم دیده ایران از حد نظام‌های دیکتاتوری و سرمایه‌داری فراتر رفته است. مردم می‌خواهند خودشان امور کشور را به دست‌گیرند. خواهان شوراها و حکومت شورایی‌اند. این مردم‌اند که شعارمی دهند:” نه شاه میخوایم نه ملأ قدرت به دست شورا”.

مردم به این باور رسیده‌اند که جمهوری جنایتکار اسلامی حباب روی آب است. برای ترکاندن این حباب باید اعتراضات توده‌ای و خیابانی را گسترش دهیم. کارگران و اعتصابات سراسری کارگری باید به مدد جنبش خیابانی برخیزند. دیکتاتور بزرگ، پیش از سقوط قطعی ممکن است به هر جنایت دیگری دست بزند به‌ویژه آنکه در جریان جنبش انقلابی سه‌ماهه اخیر، متجاوز از ۲۰ هزار تن از جوانان و مبارزان را بازداشت و روانه زندان نموده است. جان این زندانیان در معرض خطر جدی است. تجمعات اعتراضی مقابل درب زندان‌ها را باید گسترش دهیم. آزادی زندانیان سیاسی را بدون لحظه‌ای درنگ فریاد بزنیم. رژیم جمهوری اسلامی ابایی از اعدام و کشتار تک‌تک زندانیان سیاسی ندارد. سرکوب و شکنجه و کشتار، یگانه حربه دیکتاتور بزرگ برای بقای ننگین رژیم و نجات خویش است.

مردم اما در برابر رژیم حاکم و دیکتاتور بزرگ که آخرین نفس‌های خود را می‌کشد، محکم ایستاده‌اند و از مرگ نمی‌هراسند. سرکوب و زندان و کشتار نیز نتوانسته و نمی‌تواند در برابر اعتراضات توده‌ها سد غیرقابل‌عبوری ایجاد کند. راهی تا پایان شب نمانده است. صدای شکستن استخوان‌های دیکتاتور به گوش می‌رسد. انقلابی بزرگ درراه است و با سقوط دیکتاتور بزرگ، جشن بزرگی برپا خواهد شد.

 

مرگ بر جمهوری جنایتکار اسلامی

برقرار باد حکومت شورایی

کار نان آزادی – حکومت شورایی

دی‌ماه ۱۴۰۱

کنش‌یار

 

فراخوان نیروهای چپ و کمونیست در کپنهاک- روز شنبه ۷ ژانویه

فراخوان نیروهای چپ و کمونیست در کپنهاک

اکسیون برای حمایت از زندانیان سیاسی و خانواده‌های‌شان، علیه صدور احکام اعدام،

 آزادی فوری زندانیان سیاسی و همه دستگیرشدگان اخیر

روز شنبه ۷ ژانویه ۲۰۲۳ از ساعت ۱۲ تا ۱۳

مرکز شهر کپنهاک – میدان Kultorvet

زنده‌باد سوسیالیسم

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست همراه و همگام با خانواده‌ها برای آزادی زندانیان سیاسی بپا خیزیم

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

همراه و همگام با خانواده‌ها برای آزادی زندانیان سیاسی بپا خیزیم!

 

مردم مبارز، نیروهای مترقی و مردم آزادیخواه!

جان هزاران زندانی سیاسی محبوس در زندان‌های جمهوری اسلامی در خطر است. آنان به حمایت بی‌دریغ همه انسان‌های آزادی‌خواه، مبارز و مترقی، بویژه به حمایت همه جانبه توده‌های بپا خاسته مردم ایران نیازمندند. زندانیان سیاسی را تنها نگذاریم. در کنار خانواده‌های آنان باشیم. به دفاع از آنان برخیزیم و برای آزادی‌شان از سیاه‌چال‌های جمهوری اسلامی متحدانه مبارزه کنیم. آنان فرزندان قهرمان و مبارز ما هستند. آنان برای رهایی توده‌های مردم ایران از یوغ سرکوب و ستم و بی‌عدالتی، بی‌محابا خطر کردند، با پرچم جان در کف خیابان‌ها به مبارزه برخاستند، دلیرانه در مقابل نیروهای سرکوبگر رژیم سینه سپر کردند و در کشاکش نبردی بی‌امان، گرفتار زندان و بند و شلاق و شکنجه‌شده‌اند. اکنون وظیفه ماست در کنارشان باشیم، به حمایت از آنان برخیزیم، آزادی‌شان را در هر کوی و برزن فریاد زنیم و اجازه ندهیم دستگاه قصابی رژیم سرمایه‌داری حاکم بر ایران برای انتقام گرفتن از مبارزات سلحشورانه مردم قهرمان و مبارز ایران به‌طور آشکار و نهان، این عزیزان مبارز و زندانی را در قتلگاه‌های خود سلاخی کند.

مردم مبارز، نیروهای مترقی و مردم آزادیخواه!

اکنون بیش از سه ماه است که زنان و جوانان و عموم توده‌های مردم ایران در مبارزه‌ای بی‌امان برای سرنگونی جمهوری اسلامی بپا خاسته‌اند. از آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی تا به امروز، هرگز سرنگونی این رژیم فاسد و مستبد و تبهکار تا بدین حد برای توده‌های مردم ایران به امری مسجل تبدیل نشده بود. از ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۱ تا به امروز، بیش از سه ماه گذشته است. بیش از صد روز است که زنان و جوانان و دانشجویان و پزشکان و هنرمندان و انبوه عظیم نیروی کار و زحمت، با مشت‌های گره‌کرده در میدان مبارزه حضور دارند تا این بار برای همیشه تکلیف خود را با نظام ارتجاعی و آدمکُش جمهوری اسلامی یکسره کنند. بیش از سه ماه است که شعار “مرگ بر خامنه‌ای”، “زن، زندگی، آزادی”، “جمهوری اسلامی نمی‌خواهیم” و ده‌ها شعار ضد حکومتی دیگر در جای‌جای کشور به گوش می‌رسد. در این مدت بیش از ۵۰۰ نفر جان‌باخته‌اند که دست‌کم ۶۴ تن از آنان کودکان زیر ۱۸ سال بوده‌اند و بیش از ۱۸ هزار نفر نیز بازداشت‌شده‌اند که تا کنون دو تن از آنان، به نام‌های محسن شکاری و مجیدرضا رهنورد در بیدادگاه‌های قرون‌وسطایی رژیم بر اساس احکام ارتجاعی بر گرفته از قرآن و فقه و شریعت اسلامی اعدام‌شده‌اند و نگرانی از صدور حکم محاربه و اعدام برای دست‌کم ۱۰۰ نفر دیگر هم وجود دارد.

مبارزات علنی و قهرمانانه مردم ایران که از دی‌ماه ۹۶ برای سرنگونی جمهوری اسلامی کلید خورد، در روزهای پس از قتل حکومتی “ژینا”، آنچنان شتاب گرفت که اکنون پیشروی به‌سوی انقلاب و حرکت برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی به باوری قطعی و دست‌یافتنی برای عموم توده‌های مردم ایران تبدیل‌شده است.

این باور عمومی و نیازمندی جامعه به تغییر و تحولات بنیادین، بویژه باور زنان و جوانان و کارگران و عموم توده‌های مردم ایران به انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی و ایستادگی آنان در مقابل این نظام سرکوبگر، آن‌چنان هیئت حاکمه را به هراس و سراسیمگی کشانده است، که مجموعه نظام به شیوه همیشگی با توسل به بگیروببند و سرکوب و کشتار و اعدام در ابعادی وسیع وارد میدان شده تا شاید بتوانند چند صباح دیگری بر عمر ننگین خود بیفزایند. غافل از اینکه پیشبرد چنین امری برای رژیمی که در عرصه داخلی و بین‌المللی به‌کلی منزوی و مفتضح شده است دیگر همانند گذشته به‌سادگی ممکن نیست. چنانکه دیدیم، اعدام محسن شکاری و مجیدرضا رهنورد، به اتهام “محاربه”، نه تنها انزجار و خشم عمومی افکار مترقی جهان و جهانیان را علیه جمهوری اسلامی برانگیخت، بلکه اعدام آنان، آنچنان فاجعه‌بار و به‌دوراز موازین قضایی بود که حتی در درون نظام نیز واکنش عناصری را که تا پیش‌ازاین در خدمت اهداف جنایتکارانه رژیم بودند، برانگیخت.

مردم مبارز، نیروهای مترقی و مردم آزادیخواه!

هم اینک جمهوری اسلامی با موجی از بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه است. بحران‌هایی که از هر سو رژیم را احاطه کرده‌اند و راه ادامه حیات را بر آن بسته‌اند. هم اینک، مبارزه برای توقف اعدام و آزادی زندانیان سیاسی، هم در عرصه داخلی و هم در عرصه بین‌المللی به طرز چشمگیری شتاب گرفته است. جمهوری اسلامی و دستگاه قضایی آن با صدور حکم اعدام برای جوانان دستگیرشده در نزد افکار عمومی و در میان جهان و جهانیان به‌شدت مفتضح شده است. در چنین شرایطی اگرچه قصاب‌خانه جمهوری اسلامی همانند گذشته هرگز قادر به کشتار و اعدام وسیع زندانیان سیاسی نخواهد بود، اما هرگز نباید از رجزخوانی‌ها و تهدیدات دستگاه‌های سرکوب رژیم غافل شویم. اگرچه جمهوری اسلامی رفتنی است، اما چه‌بسا برای انتقام‌گیری از خیزش انقلابی توده‌های مردم ایران که سرنگونی خفت باری را برای هیئت حاکمه ایران رقم‌زده است، به صدور حکم اعدام برای تعداد دیگری از جوانان دستگیرشده اقدام کند.

فراموش نکنیم جمهوری اسلامی یک رژیم سرمایه‌داری متعفن و سرکوبگر با روبنای سیاسی دینی است که در آن، دین و دولت به آشکارترین شکل ممکن درهم‌تنیده شده است. پوشیده نیست، با بودن جمهوری اسلامی و تا زمانی که یک زندانی در زندان است، همواره باید نگران جان زندانیان باشیم. پس برای نجات جان زندانیان سیاسی بپا خیزیم و برای آزادی آنان از زندان‌های جمهوری اسلامی با تمام نیرو مبارزه کنیم.

 

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده‌باد آزادی، زنده‌باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

پنجشنبه ۸ دی ۱۴۰۱ برابر با ۲۹ دسامبر ۲۰۲۲

امضا: سازمان اتحاد فدائیان کمونیست، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه‌کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت