
جمهوری اسلامی مسئول مسمومسازی سریالی و عمدی دانشآموزان است!
طی روزهای گذشته انعکاس خبر مسمومسازی سریالی مدارس دخترانه در فضای سیاسی، موجب نگرانی عمومی شده است. مسمومیت دانشآموزان نتیجه گاز سمی شیمیایی است که در محیط مدارس عامدانه پخششده است. حمله به مدارس دخترانه با گاز سمی که از آذرماه شروعشده تا کنون در ۲۶ مدرسه و ۵ استان بیش از ۹۰۰ دانشآموز را مسموم کرده است. تمام شواهد نشان میدهد این جنایت سریالی و سازمانیافته است و توسط دشمنان مدارس آموزش دختران برنامهریزیشده است و دولت جمهوری اسلامی پشت این جنایت سازمانیافته است.
حضور پرشور دانشآموزان در جنبش انقلابی و انعکاس مبارزات آنها در جامعه و خبرگزاریهای جهان یکی از انگیزههای این جنایت است. مسئولین رژیم ابتدا این جنایت سازمانیافته را انکار میکردند، اما در این اواخر با ضدونقیض گویی از امکان عمدی بودن آن سخن میگویند. چندی پیش روزنامه شرق به نقل از یکی از آخوندهای حوزه علمیه نوشت که یک گروه اسلامی در قم مسئول این حملات است. در روزهای گذشته اعتراض خانواده دانشآموزان به این جنایت افزایش یافت و در برخی از مناطق شعارهای ضد رژیم از جمله “مرگ بر این رژیم کودک کش” دادهشده است. جنایتهای سازمانیافته بارها در جمهوری اسلامی تکرار شده است. قتلهای زنجیرهای زنان در کرمان، اسیدپاشی زنان در اصفهان و… نمونههای روشنی از این جنایتهای سازمانیافته است. انکار، توجیه و تهدید، روش همیشگی رژیم در قبال جنایتهایش است.
انسانهای شریف و آزاده!
بیتردید جمهوری اسلامی با گروههای مختلف “آتش به اختیار” و شبکههای تودرتوی نهادهای امنیتی و نظامی مسئول این جنایت سازمانیافته سریالی است. این رژیم از جنبش انقلابی و حضور دانشآموزان خصوصاً دانش آموزان دختر آنچنان وحشت کرده که برای انتقام و ترس از امکان حضور دوباره آنها در اعتراضات مردمی دست به هر جنایتی میزنند. صدای اعتراض دانش آموزان و خانواده آنها باشیم و همراه با آنان حکومت ننگ و جنایت و سرکوب را آماج اعتراض قرار دهیم.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
زندهباد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۲۰۲۳-۰۳-۰۱ / ۱۰ اسفند ۱۴۰۱
امضا: سازمان اتحاد فدائیان کمونیست، اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

امروز بار دیگر گروهی از بازنشستگان در تعدادی از شهرها از جمله تهران، کرمانشاه، یزد، رشت، قزوین، تاکستان، اراک، سنندج، مریوان، شهرکرد، اردبیل، ایلام، تبریز، اصفهان، کرج و دهگلان در اعتراض به وضعیت فاجعهبار معیشتی بازنشستگان دست به تجمع زدند. در فراخوانی که برای برگزاری این تجمع در روزهای قبل منتشر شده بود، از بازنشستگان تامین اجتماعی، کشوری و لشگری خواسته شده بود تا با حضور در برابر سازمان برنامه و بودجه در تهران و در دیگر شهرها در برابر استانداری و یا فرمانداری خواستهای برحق خود را فریاد بزنند. چرا که “تنها کف خیابون به دست میآد حقمون”.
موج جدیدی از اعتصابات کارگری و اعتراضات تودهای سایر اقشار زحمتکش آغازشده است. این موج اعتراض برخاسته از اعماق جامعه گرچه درحال حاضر آرام است و بهآرامی درحال پیشروی، اما دیری نخواهد پایید که شکل توفندهای به خود خواهد گرفت. گرچه هنوز نمیتوان از فروکش کامل اعتراضات و نبردهای خیابانی با خواستهای اخص سیاسی سخن گفت چنانکه در ۲۷ بهمن اعتراضات خیابانی بیش از بیست شهر را دربرگرفت و در تهران جوانان و مردم مبارز دستکم در ۱۰ منطقه به خیابان آمدند، فروکش نسبی آن اما واقعیتی غیرقابلانکار است.این موضوع به معنای نفی این واقعیت نیست که بر بستر شرایط سیاسی و اقتصادی و بحران انقلابی، هرآینه میتواند موجبلندی از اعتراض خیابانی حتی بلندتر از امواج پیشین در پنج ماه گذشته فرارسد.موضوع مهم اما این است که فروکش نسبی این امواج، با نضجگیری جنبش اعتصابی و اعتراضات گسترده صنفی و اقتصادی همراه شده است. قابل پیشبینی بود که کارگران، معلمان و بازنشستگانی که سال گذشته و پیش از برآمد جنبش انقلابی اخیر صدها و هزارها اعتصاب و تجمع و تظاهرات برپا نموده و در ابعادی وسیع و گسترده دست به اعتراض زده بودند، دوباره به اعتراض و مبارزه علنی برخیزند.اما این مرحله، بسیار زودتر ازآنچه پیشبینی میشد فرارسید.موج جدید اعتصابات کارگری، تجمعات و اعتراضات معلمان و بازنشستگان گویای این واقعیت است که جنبش اعتراضی تودهای در اشکال دیگری درحال پیشروی است و مبارزه در اعماق جامعه ادامه دارد.