جمهوری اسلامی مسئول مسموم‌سازی سریالی و عمدی دانش‌آموزان است!

جمهوری اسلامی مسئول مسموم‌سازی سریالی و عمدی دانش‌آموزان است!

طی روزهای گذشته انعکاس خبر مسموم‌سازی سریالی مدارس دخترانه در فضای سیاسی، موجب نگرانی عمومی شده است. مسمومیت دانش‌آموزان نتیجه گاز سمی شیمیایی است که در محیط مدارس عامدانه پخش‌شده است. حمله به مدارس دخترانه با گاز سمی که از آذرماه شروع‌شده تا کنون در ۲۶ مدرسه و ۵ استان بیش از ۹۰۰ دانش‌آموز را مسموم کرده است. تمام شواهد نشان می‌دهد این جنایت سریالی و سازمان‌یافته است و توسط دشمنان مدارس آموزش دختران برنامه‌ریزی‌شده است و دولت جمهوری اسلامی پشت این جنایت سازمان‌یافته است.

حضور پرشور دانش‌آموزان در جنبش انقلابی و انعکاس مبارزات آن‌ها در جامعه و خبرگزاری‌های جهان یکی از انگیزه‌های این جنایت است. مسئولین رژیم ابتدا این جنایت سازمان‌یافته را انکار می‌کردند، اما در این اواخر با ضدونقیض گویی از امکان عمدی بودن آن سخن می‌گویند. چندی پیش روزنامه شرق به نقل از یکی از آخوندهای حوزه علمیه نوشت که یک گروه اسلامی در قم مسئول این حملات است. در روزهای گذشته اعتراض خانواده دانش‌آموزان به این جنایت افزایش یافت و در برخی از مناطق شعارهای ضد رژیم از جمله “مرگ بر این رژیم کودک کش” داده‌شده است. جنایت‌های سازمان‌یافته بارها در جمهوری اسلامی تکرار شده است. قتل‌های زنجیره‌ای زنان در کرمان، اسیدپاشی زنان در اصفهان و… نمونه‌های روشنی از این جنایت‌های سازمان‌یافته است. انکار، توجیه و تهدید، روش همیشگی رژیم در قبال جنایت‌هایش است.

انسان‌های شریف و آزاده!

بی‌تردید جمهوری اسلامی با گروه‌های مختلف “آتش به اختیار” و شبکه‌های تودرتوی نهادهای امنیتی و نظامی مسئول این جنایت سازمان‌یافته سریالی است. این رژیم از جنبش انقلابی و حضور دانش‌آموزان خصوصاً دانش آموزان دختر آن‌چنان وحشت کرده که برای انتقام و ترس از امکان حضور دوباره آن‌ها در اعتراضات مردمی دست به هر جنایتی می‌زنند. صدای اعتراض دانش آموزان و خانواده آن‌ها باشیم و همراه با آنان حکومت ننگ و جنایت و سرکوب را آماج اعتراض قرار دهیم.

 

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده‌باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۲۰۲۳-۰۳-۰۱ / ۱۰ اسفند ۱۴۰۱

امضا: سازمان اتحاد فدائیان کمونیست، اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

با گرامی داشت ۲۵ اسفند روز جان فشاندگان فدائی کبوترهای سرخ اسفند

0

کبوترهای سرخ اسفند

در غروب  یک  شب سرد زمستانی

هزاران گل سرخ را چیدند

خاموش وار

ارغوان  بشگفت  در گذر  تاریخ

و ما با سوگواری روزگار  بی‌فریاد

دندان خشم بر دهان دوختیم

در دخمه‌های  نمور

با عقده‌های گریه شبانه

با آواز   خونین  سحرگاهان

این  خون  گرم شماست که بر زمین می‌ریزد

در تمامی فصل‌ها

برای  نجات گرسنگان

ای فانوسان راه آزادی

ای عاشق‌ترین  زندگان

ای تبار خونی گل‌ها

وای روزی که آتش  بر دل جنگل زنیم

آن روز،  روز پیمان است

با گل‌های  سرخ

سیاهکوه

اعلامیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست به مناسبت روز جهانی زن زنان پیشروان جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در ایران

اعلامیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست به مناسبت روز جهانی زن

زنان پیشروان جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در ایران

 

جنبش رهایی و آزادی زنان در ایران طی چهل‌وچهار سال گذشته یکی از دشمنان آشتی‌ناپذیر رژیم آپارتاید جنسیتی جمهوری اسلامی بوده است. حاصل سال‌ها نبرد دائمی توده‌های مردم ایران با حکومت سراپا زن‌ستیز، قرون‌وسطایی و جنایتکار جمهوری اسلامی، در مبارزات ماه‌های اخیر، پیشروی زنان در خیزش انقلابی توده‌های مردم ایران را برای پایان دادن به حاکمیت ننگین نظم سرمایه اسلامی نشان داد. با قتل ژینا (مهسای جوان) جنبش رادیکال با هدایت و محوریت زنان حول شعار “زن، زندگی، آزادی” سراسر ایران را فراگرفت. مرزها را درنوردید و به صدر رویدادهای سیاسی جهان عروج کرد و حمایت بی‌نظیر بشریت آزادیخواه را به خود جلب کرد.

امسال در چنین شرایط سیاسی – مبارزاتی شورانگیز، به استقبال هشت مارس، روز جهانی زن می‌رویم. ۸ مارس روز جهانی آزادیخواهی و برابری طلبی زنان است. یک روز مهم و تاریخی در حیات جنبش‌های خلاف جریان و رادیکال بین‌المللی برای رهایی زنان است. چهل‌وچهار سال پیش در روز ۸ مارس، جنبش رهایی زنان با سازمان‌دهی یک اعتراض وسیع خیابانی علیه جمهوری اسلامی و تحمیل حجاب اسلامی و ایدئولوژی منحط و قوانین عقب‌ماندهٔ آن متولد شد. جنبش آزادی و رهایی زن، در ۸ مارس ۱۳۵۷، کمتر از یک ماه از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، اولین اعتراض وسیع را علیه این نظام آپارتاید جنسیتی سازمان داد و علیه زن‌ستیزی و انحطاط و سرکوب آن اعلام جنگ نمود.

به‌علاوه امسال در شرایطی به استقبال ۸ مارس می‌رویم، که یک تغییر جدی تناسب قوای سیاسی – اجتماعی به نفع جنبش آزادی‌خواهانه و سرنگونی جمهوری اسلامی در جامعه شکل‌گرفته است. در نتیجه لازم ست مارش‌های وسیع خیابانی را علیه موجودیت رژیم زن‌ستیز اسلامی سازمان دهیم. در شهرهای مختلف و در دانشگاه‌ها، میتینگ و راهپیمایی برگزار کنیم. “آزادی زن، معیار آزادی جامعه است”، پرچم رهایی زن و برابری کامل آنان را در تمامی عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به اهتزاز درآوریم.

۸ مارس امسال می‌تواند بار دیگر لرزه بر اندام رژیم اسلامی وارد کند. چراکه مرتجعان اسلامی به‌خوبی نقش و جایگاه جنبش آزادی و رهایی زن را می‌شناسد، بر نفرت عمیق آنان از جمهوری اسلامی واقف‌اند. زن‌ستیزی و آپارتاید جنسیتی، یک رکن مهم ماهیت این نظام است و حجاب پرچم آن. مبارزه علیه این ارکان، هستی و نیستی کلیت رژیم را به مصاف می‌طلبد.

فعالین جنبش آزادی زن لازم ست یک ۸ مارس رادیکال و رزمنده را تدارک ببینند و سازمان دهند. فعالین چپ و کمونیست و آزادیخواه و برابری طلب باید برای تدارک این روز با تمام نیرو به میدان بیایند. فراخوان ما این ست برای واردکردن ضربه نهائی، برای سرنگونی انقلابی حاکمیت آپارتاید اسلامی آماده شویم. همه‌جا متشکل شویم. ما به کمتر از برابری کامل و بی‌قیدوشرط زن و مرد در تمام عرصه‌های زندگی رضایت نمی‌دهیم و این مبنای نزدیکی و دوری ما با هر حرکت و جنبشی درباره مسئله زن و رهایی آنان است.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست، زنان و مردان برابری طلب، خانواده‌های کارگری، معلمان، پرستاران و دانشجویان را به هر چه باشکوه‌تر برگزاری روز جهانی زن فرامی‌خواند. رهایی از تمامی ابعاد ستم جنسیتی و طبقاتی حق مسلم زنان است. زنان در مبارزات اخیر نشان دادند که به‌خوبی دریافته‌اند بدون سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی، بدون جدایی کامل دین از دولت و بدون تحولات اساسی و رادیکال در جامعه ایران، تحقق خواسته‌های برابری طلبانه آن‌ها ممکن نیست. آن‌ها در جنبش انقلابی اخیر مستقیماً سرنگونی تمامیت جمهوری اسلامی را هدف قرار داده‌اند. پیروزی از آن جنبش آزادی و برابری است.

 

نه به حجاب اسلامی، نه به آپارتاید جنسیتی!

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده‌باد آزادی، زنده‌باد سوسیالیسم

۲۷ فوریه ۲۰۲۳

امضاها: اتحاد فدائیان کمونیست، اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری – حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

ترس جمهوری اسلامی از به خیابان آمدن بازنشستگان

امروز بار دیگر گروهی از بازنشستگان در تعدادی از شهرها از جمله تهران، کرمانشاه، یزد، رشت، قزوین، تاکستان، اراک، سنندج، مریوان، شهرکرد، اردبیل، ایلام، تبریز، اصفهان، کرج و دهگلان در اعتراض به وضعیت فاجعه‌بار معیشتی بازنشستگان دست به تجمع زدند. در فراخوانی که برای برگزاری این تجمع در روزهای قبل منتشر شده بود، از بازنشستگان تامین‌ اجتماعی، کشوری و لشگری خواسته شده بود  تا با حضور در برابر سازمان برنامه و بودجه در تهران و در دیگر شهرها در برابر استانداری و یا فرمانداری خواست‌های برحق خود را فریاد بزنند. چرا که “تنها کف خیابون به دست میآد حق‌مون”.

شعاری که بازنشستگان تامین اجتماعی در روز یکشنبه نیز در تعدادی از شهرها هم‌چون اصفهان، کرمان، اهواز، شوش و شوشتر سرداده بودند. “هزینه‌ها دلاری، حقوق ما ریالیه” و “گرانی تورم بلای جان مردم”، همراه با شعارهایی علیه جمهوری اسلامی از جمله شعارهای بازنشستگان در تجمعات امروز بودند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه از جمله تشکلاتی بودند که با انتشار اطلاعیه از تجمع امروز حمایت کرده بودند.

در تهران، اما رژیم بار دیگر برای ممانعت از حضور پرشکوه و رزمنده بازنشستگان، مزدوران خود را روانه میدان کرد.

مزدوران رژیم تمام منطقه را قُرُق کرده و با استفاده از باتوم و دیگر ابزار سرکوب مانع تجمع بازنشستگان در برابر سازمان برنامه و بودجه شدند. با این وجود بازنشستگان هر جا که توانستند در جمع‌های ده تا پانزده نفره خواست‌های خود را فریاد زدند.

براساس اخبار منتشره، در تهران جمعیت زیادی از فراخوان استقبال کرده بودند و مزدوران با دیدن جمعیت زیاد بازنشستگان، ایستگاه مترو بهارستان را بسته و مانع ورود و خروج از آن ایستگاه شدند. در میان مزدوران رژیم تعداد زیادی نیز مزدور زن بودند. مزدوران زن با وقاحت تمام به بازنشستگانی که برخلاف مزدوران رژیم عمری را در کار و رنج سپری کرده‌اند، “پیرو پاتال” خطاب می‌کردند.

براساس گزارشات منتشره تعدادی از بازنشستگان توسط مزدوران رژیم دستگیر شدند که تا لحظه انتشار این اطلاعیه، خبری از تعداد و وضعیت بازداشت‌شدگان منتشر نشده است.

سازمان فدائیان (اقلیت) ضمن حمایت از مبارزات و خواست‌های برحق بازنشستگان، خواستار آزادی فوری و بی‌قیدوشرط تمامی بازنشستگان و تمامی زندانیان سیاسی است.

 

 

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی

نابود باد نظام سرمایه‌داری

زنده‌ باد آزادی- زنده‌ باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان (اقلیت)

۹ اسفند ۱۴۰۱

کار، نان، آزادی – حکومت شورایی

نابود باد جمهوری اسلامی، نابود باد جمهوری ضد زن

درست سه ماه پیش در ۹ آذر و در بحبوحه‌ی مبارزات توده‌های مردم که زنان و دختران جوان و نوجوان نقشی بی‌مانند در آن ایفا کردند، اولین خبر از مسمومیت دختران هنرستان نور در محله یزدان‌شهر قم منتشر شد. با گذشت ۳ ماه از شروع مسمومیت دانش‌آموزان دختر در مدارس، نه تنها هیچ اقدامی از سوی حکومت برای محافظت از جان و سلامت دانش‌آموزان دختر صورت نگرفت، بلکه دامنه‌ی مسمومیت دانش‌آموزان که از قم شروع شده بود، به برخی از شهرهای دیگر از جمله تهران، بروجرد، اصفهان، قزوین، پرند و پردیس گسترش یافت. براساس اخبار منتشره تاکنون حداقل ۸۰۰ دانش‌آموز دچار مسمومیت شده‌اند.

در طول این مدت مقامات جمهوری اسلامی هم‌چون وزیر آموزش و پرورش ابتدا از اساس موضوع را انکار کردند، اما با گسترش مسمومیت‌ها و متاسفانه جان باختن یک دانش‌آموز دختر ۱۱ ساله به نام فاطمه رضایی در قم، گسترش اعتراضات والدین دانش‌آموزان و انعکاس وسیع آن در جامعه، مقامات جمهوری اسلامی مجبور به اعتراف شده و از عمدی بودن آن سخن گفتند.

وزیر شارلاتان بهداشت برای توجیه بی‌تفاوتی حکومت از “سمی خفیف” خبر داد که “هیچ گونه عارضه‌ای ایجاد نکرده و تنها چند ساعتی دچار علائم ضعف عضلانی، بی‌حالی و حالت تهوع بودند” و نماینده فاشیست مجلس اسلامی  گفت “این مسمومیت‌ها بطور قطع از خارج از کشور هدایت می شود”.

به‌گفته‌ی دانش‌آموزانِ حداقل دو مدرسه دخترانه، “یک شیء از بیرون به داخل مدرسه پرتاب شده بود که پس از ترکیدن دودی با بوی نعنا از آن خارج شده است”. به دلیل پنهان‌کاری‌های حکومت اسلامی، هنوز نه نوع گاز و مسمومیت دانش‌آموزان مشخص شده است و نه عوارض درازمدت آن.

هم‌چنین اخباری از دست داشتن جریانی در داخل حکومت در بروز این وقایع منتشر شده و این‌که این گروه مخالف تحصیل دختران هستند.

مردم می‌پرسند: “چه دست‌هایی در کار است که تاکنون مجریان و عوامل پشت پرده‌ی این جنایت علیه دانش‌آموزان دختر مشخص نشده است؟”.

ما می‌گوییم: “جمهوری اسلامی همان حکومت اسلامی داعش است، همان حکومت طالبان است، حکومتی که اساس قوانین آن بر دین باشد بدون تردید ضد زن است”.

ما می‌گوییم: “حمله به مدارس دخترانه با گازهای سمی، تلاش حاکمیت برای گرفتن انتقام از زنان و دختران و به‌طور خاص دانش‌آموزان دختر است که در موج اخیر انقلابی با شعار زن، زندگی، آزادی نقشی بی‌نظیر در تاریخ مبارزات مردم ایران علیه دشمنان مردم ایفا کردند”.

باید علیه این ارتجاع وحشی و جنایتکار بپاخاست، باید این نظم ستم‌کارانه و فاشیستی را برانداخت، باید آن‌ها را که این‌گونه جان و سلامت دختران قهرمان این سرزمین را به خطر انداخته‌اند، به گورستان تاریخ سپرد.

 

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی

نابود باد نظام سرمایه‌داری

زنده‌ باد آزادی- زنده‌ باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان (اقلیت)

۹ اسفند ۱۴۰۱

کار، نان، آزادی – حکومت شورایی

یک تراژدی دیگر:‌ مرگ ده‌ها پناه جو در سواحل ایتالیا!

بار دیگر ده‌ها تن از پناه جویان در مسیر رساندن خود به سواحل اروپا، گرفتار امواج دریا شده و جان باختند. طبق آمار و اطلاعات منتشره از سوی مقامات ایتالیا روز یکشنبه ۲۶ فوریه برابر با ۷ اسفند، قایق حامل صدها پناه‌جو در اثر اصابت به صخره متلاشی و ده‌ها تن از جمله حداقل ۱۲ کودک کشته شدند. گفته‌شده این پناه جویان از کشورهای ایران، پاکستان عراق، افغانستان و سومالی بوده‌اند.

قریب به دو دهه است که در اثر قدرت گیری احزاب و جریانات راست در اروپا، حق پناهندگی که دست آورد مبارزاتی نیروهای چپ و مترقی اروپاست، شدیداً مورد حمله قرارگرفته و سیاست‌های پناهندگی در اروپا هر روز محدودتر، سخت‌تر شده و چهره غیرانسانی‌تر به خود گرفته است. علاوه بر این محدودیت‌ها، فشارها و سیاست‌ها، شرایط غیرانسانی در کمپ‌های پناهندگی، با وقاحت تمام و به ‌عمد در صحن پارلمان‌ها تکرار و در رسانه‌ها تبلیغ می‌شوند تا به هر طریق ممکن مانع از رسیدن پای پناه جویان به خاک اروپا گردند. شرم‌آورتر از این نیست که در قرن ۲۱ دولت‌ها و احزاب دست راستی در اروپا یا خواهان اعزام پناه جویان به آفریقا شده‌اند و یا خواهان ساختن دیوار دور مرزهای اروپایی شده‌اند. این دیوار گرچه هنوز با آجر ساخته نشده است، اما راه‌های ورود به اروپا حتی‌الامکان مسدود شده است. به گفته سازمان آلمانی «دیده بان دریا» سیاست‌های اخیر دول اروپایی موجب شده که تنها راه ورود به اروپا از طریق راه‌های آبی میسر باشد. البته همین راه‌های دریائی نیز به طرق مختلف موجب مرگ پناه جویان شده است. تعلل و بی‌اعتنایی نسبت به جان انسان‌ها در سواحل ایتالیا و یونان موجب مرگ پناه جویان در میان امواج دریا شده است. اگر در سال ۲۰۱۵ تصویر پیکر بی‌جان کودک کرد سوری در سواحل ترکیه جهان را به شوک فروبرد، اما تکرار این صحنه‌های تراژیک طی سالیان گذشته ه به امری معمول تبدیل‌شده است و متأسفانه حتی حساسیت چندانی را نیز برنمی‌انگیزد. طبق آمار سازمان بین‌المللی مهاجرت، طی سال‌های ۲۰۱۴ تا پایان ۲۰۲۲ تعداد ۲۶ هزار تن در دریای مدیترانه کشته و یا ناپدیدشده‌اند.

تا هنگامی‌که در یک‌سوی جهان جنگ و غارت در جریان است، در سوی دیگر کشتار و بمباران، آن‌سوتر استثمار و دیکتاتوری‌های عنان‌گسیخته حاکم‌اند و کل کره زمین در چنبره فجایع زیست‌محیطی قرار دارد، انسان‌ها برای نجات جان و زندگی خود و خانواده‌شان راهی مقاصد نامعلوم خواهند شد.

برای اعتراض به این تراژدی‌های انسانی و سیاست‌های ضد بشری دول اروپایی بر ماست که برای دفاع بی‌چون‌وچرا از حق پناهندگی و همبستگی با پناه جویان و پناهندگان، با نیروهای مترقی، پیشرو و چپ جهان همراه و هم‌صدا شویم!

 

کمیته خارج از کشور سازمان فدائیان (اقلیت)

۲۷ فوریه ۲۰۲۳ برابر با ۸ اسفند ۱۴۰۱

 

جلسه در کلاب هاوس ۸ مارس جنبش رهای زن در آینه خیزش انقلابی

با حضور: پروانه وزیری، نسرین ابراهیمی، هلاله طاهری، مرضیه نظری، لادن توکلی و پرشنگ بهرامی

در کلاب “گفتمان سوسیالیستی”

ساعت هفت شب (اروپای مرکزی) و نه و نیم شب (ایران)
 جمعه ۱۰ مارس

لینک:

https://www.clubhouse.com/event/MKBnReAp?utm_medium=ch_event&utm_campaign=sZ2Enrb6mKxiIwnY8yMqXA-603310

موج جدید اعتصابات کارگری و اعتراضات توده‌ای

موج جدیدی از اعتصابات کارگری و اعتراضات توده‌ای سایر اقشار زحمتکش آغازشده است. این موج اعتراض برخاسته از اعماق جامعه گرچه درحال حاضر آرام است و به‌آرامی درحال پیشروی، اما دیری نخواهد پایید که شکل توفنده‌ای به خود خواهد گرفت. گرچه هنوز نمی‌توان از فروکش کامل اعتراضات و نبردهای خیابانی با خواست‌های اخص سیاسی سخن گفت چنانکه در ۲۷ بهمن اعتراضات خیابانی بیش از بیست شهر را دربرگرفت و در تهران جوانان و مردم مبارز دست‌کم در ۱۰ منطقه به خیابان آمدند، فروکش نسبی آن اما واقعیتی غیرقابل‌انکار است.این موضوع به معنای نفی این واقعیت نیست که بر بستر شرایط سیاسی و اقتصادی و بحران انقلابی، هرآینه می‌تواند موج‌بلندی از اعتراض خیابانی حتی بلندتر از امواج پیشین  در پنج ماه گذشته فرارسد.موضوع مهم اما این است که فروکش نسبی این امواج، با نضج‌گیری جنبش اعتصابی و اعتراضات گسترده صنفی و اقتصادی همراه شده است. قابل پیش‌بینی بود که کارگران، معلمان و بازنشستگانی که سال گذشته و پیش از برآمد جنبش انقلابی اخیر صدها و هزارها اعتصاب و تجمع و تظاهرات برپا نموده و در ابعادی وسیع و گسترده دست به اعتراض زده بودند، دوباره به اعتراض و مبارزه علنی برخیزند.اما این مرحله، بسیار زودتر ازآنچه پیش‌بینی می‌شد فرارسید.موج جدید اعتصابات کارگری، تجمعات و اعتراضات معلمان و بازنشستگان گویای این واقعیت است که جنبش اعتراضی توده‌ای در اشکال دیگری درحال پیشروی است و مبارزه در اعماق جامعه ادامه دارد.

در همین روزهای آغازین اسفندماه، شاهد ده‌ها اعتصاب و تجمع اعتراضی کارگری، تجمعات مکرر بازنشستگان تأمین اجتماعی و تجمعات اعتراضی معلمان بوده‌ایم.

اعتصابات کارگری به نحو چشم‌گیری فزونی یافته‌اند.از ۳۰ بهمن تا ۷ اسفند بیش از ۲۰ اعتصاب و تجمع کارگری گزارش‌شده که ازجمله می‌توان به موارد زیر اشاره نمود؛ اعتصاب و تجمع کارگران سیمان خاش که از روزهای پایانی بهمن آغاز شد و در اول اسفند نیز ادامه داشت، اعتصاب و تجمع کارگران کارخانه یزد بافت که بزرگ‌ترین کارخانه نساجی در خاورمیانه محسوب می‌شود در ۳۰ بهمن، اعتصاب کارگران شهرداری یاسوج و اعتصاب کارگران حراست پروژه قطار شهری در همین روز، اعتصاب و تجمع کارگران معدن کروم در منطقه آب دشت در روزهای پایانی بهمن،اعتصاب کارگران پروژه‌ای پتروشیمی آدیش کنگان در روز دوشنبه اول اسفند، اعتصاب کارگران شرکت ملی سرب و روی زنجان، اعتصاب و راه‌پیمایی و تجمع کارگران شرکت سرب و روی یزد، اعتصاب کارگران شرکت کانرود سازه پتروشیمی چابهار در همین روز، اعتصاب چندروزه کارگران کارخانه فولاد اردستان، اعتصاب و تجمع کارگران مجتمع پارس جنوبی به‌رغم تهدید و بازداشت تنی چند از نمایندگان کارگران در اول اسفند، اعتصاب کارگران شهرداری شهرهای خوزستان و تجمع در مقابل استانداری این استان دوم اسفند در اهواز،اعتصاب کارگران پتروشیمی مسجدسلیمان در همین روز، اعتصاب و تجمع کارگران معدن کرومیت اسفندقه کرمان روز ۴ اسفند،اعتصاب کارگران پروژه‌ای شاغل در نیروگاه سبلان اردبیل، اعتصاب و تجمع کارگران شاغل در شرکت پخش فرآورده های نفتی در منطقه اصفهان،اعتصاب یکپارچه و راپیمائی کارگران فولاد یزد در ۷ اسفند، اعتصاب کارگران کشت و صنعت هفت‌تپه  و اعتصاب کارگران ذوب‌آهن که ۶ اسفند آغازشده و هنوز ادامه دارد.

کارگران در این اعتصابات عمدتاً مطالبات اقتصادی و صنفی خود را پیگیری نموده‌اند. پرداخت حقوق‌ها معوقه، نوع قرارداد و بیمه، طبقه‌بندی مشاغل، تضمین شغلی و افزایش دستمزد عمده‌ترین مطالبات کارگران بوده است.

اعتراض و مبارزه و طرح خواست‌های صنفی و اقتصادی اما فقط به کارگران شاغل خلاصه نمی‌شود. کارگران بازنشسته نیز تجمعات و اعتراضات سراسری خود را از سر گرفته‌اند. بازنشستگان تأمین اجتماعی یکشنبه‌های اعتراضی را احیا کرده‌اند. شعارها و مطالبات پیشین، در تجمع‌ها و خیابان‌ها دوباره طنین‌انداز شده است؛ ” فقط کف خیابون، به دست میاد حق مون”،” تا حق خود نگیریم، از پا نمی‌نشینیم”.

یکشنبه ۳۰ بهمن بازنشستگان تأمین اجتماعی به‌طور همزمان در چندین شهر و استان ازجمله کرمان، بندرعباس، رشت، شوش، شوشتر، اهواز، کرمانشاه و چند شهر دیگر دست به تجمع اعتراضی زدند. در همین روز بازنشستگان فولاد اصفهان نیز تجمع برپا کردند.روز یکشنبه ۷ اسفند نیز همین تجمعات اعتراضی تکرار شد. دوم اسفند بازنشستگان علوم پزشکی و خدمات درمانی مقابل صندوق بازنشستگی کشوری در تهران دست به تجمع زدند.سوم اسفند، بازنشستگان و مستمری‌بگیران استان خوزستان در چند شهر دست به تجمع و راه‌پیمایی زدند.

بازنشستگان مخابرات که دور جدید تجمعات سراسری خود را از نیمه دوم بهمن آغاز نموده‌اند، در روز اول اسفند به‌طور همزمان در بیش از ۱۰ شهر و استان در برابر ساختمان مرکزی مخابرات، تجمعات اعتراضی برپا کردند.معلمان و فرهنگیان بازنشسته نیز که از اوایل بهمن‌ماه تجمعات و اعتراضاتی را در برابر اداره آموزش‌وپرورش سازمان داده بودند،اکنون در ابعاد گسترده‌تری وارد خیابان شده‌اند و روز چهارشنبه سوم اسفند با شعار” دوزوکلک کافیه، سفره ما خالیه” تجمع بزرگی برپا کردند.

درحال حاضر نیز فراخوانی برای تجمع بزرگ بازنشستگان کشوری، لشگری و تأمین اجتماعی برای روز دوشنبه ۹ اسفند صادرشده است. افزون بر فرهنگیان بازنشسته، معلمان شاغل نیز در چند روز گذشته تجمعات و اعتراضاتی را سازمان داده‌اند. ۳۰ بهمن، معلمان تبریز دست به اعتراض و تجمع زدند. دوم اسفند معلمان تهران مقابل وزارت آموزش‌وپرورش اجتماع اعتراضی بزرگی برپا کردند. در شیراز نیز روز سوم اسفند، معلمان از شهرهای مختلف استان فارس گرد هم آمدند و تجمع بزرگی را سازمان دادند.بنا به گزارش انجمن صنفی معلمان فارس، “نیروهای سیاه‌پوش” از ورود معلمان به محوطه اداره کل آموزش‌وپرورش استان ممانعت به عمل آوردند و از معلمان کارت شناسایی طلب می‌کردند. اما با افزایش تعداد معلمان و پس‌ازاینکه حدود ۲۰۰ نفر با ارائه کارت شناسایی به محوطه وارد شدند، از ورود بقیه جلوگیری کردند. حدود ۴ برابر جمعیتی که در داخل محوطه تجمع کردند در بیرون و پشت درب اداره کل ماندند.نیروهای سرکوب سیاه‌پوش با اعمال زور و خشونت سعی کردند جمعیت بیرون محوطه را پراکنده سازند. درهرحال علی‌رغم این اقدامات سرکوبگرانه، تجمع معلمان با حضور و سخنرانی تنی چند از معلمان ازجمله معلمان از بند رسته شور حال بیشتری به خود گرفت و برگزار شد.

علاوه بر اعتصابت متعدد کارگری، تجمعات اعتراضی معلمان، بازنشستگان، اعتراضات و تجمعاتی نیز در بازار تهران برگزارشده و کسبه بازار و چندین پاساژ نیز دست به اعتراض و تجمع زده و شعارهایی نیز سر داده‌اند.اعتصاب و تجمع و اعتراض به همه‌ی اقشار به‌ویژه اقشار فرودست جامعه تسری یافته است. معلولان تجمع و اعتراض می‌کنند، متقاضیان مسکن دست به تجمع می‌زنند،کارکنان سازمان ثبت املاک روز ۶ اسفند در چند شهر دست به تجمع زدند، خانواده‌های زندانیان سیاسی و محکوم‌به اعدام به‌طور مرتب مقابل زندان‌ها اجتماعات اعتراضی برپا می‌کنند، مردم بلوچ و ترکمن در گالیکش استان گلستان در همبستگی با مردم زاهدان دست به تجمع و تظاهرات می‌زنند و بلوچستان قهرمان و خستگی‌ناپذیر، علی‌رغم تشدید سرکوب مردم این منطقه، همچنان می‌خروشد و در ۵ اسفند، بیست و یکمین جمعه اعتراضی با تجمع و راه‌پیمایی هزاران نفره از مردم زحمتکش و شعارها و خواست‌های رادیکال برگزار می‌کند.

این حجم بزرگ از اعتصابات کارگری و اعتراضات توده‌های مردم زحمتکش در ظرف یک هفته، گویای این واقعیت است که به‌رغم فروکش نسبی مبارزه در اشکال رادیکال و نبردهای خیابانی، اما مبارزه توده‌ای در اشکال دیگری ادامه دارد. تمام شواهد موجود ازجمله ناتوانی طبقه حاکم و رژیم سیاسی و استبدادی این طبقه در پاسخگویی و برآورده ساختن خواست‌های کارگران و زحمتکشان، حاکی از آن است که این مبارزات گسترش بیشتری یافته و ابعاد و دامنه وسیع‌تری به خود خواهد گرفت. سلسله اعتصابات کارگری و اعتراضات زنجیره‌ای توده‌ای گرچه با محوریت خواست‌های صنفی و اقتصادی شکل‌گرفته‌اند، اما در ادامه‌ی خود از این مرحله عبور نموده و به اعتصاب‌ها و اعتراض‌های سیاسی ورود نموده و به یک جنبش نیرومند اجتماعی تبدیل خواهد شد.

ما پیش‌ازاین پیش‌بینی کرده بودیم که توأم با تشدید سرکوب و فروکش نسبی مبارزات خیابانی، اشکال دیگری از مبارزه با خواست‌های صنفی و اقتصادی گسترش خواهد یافت. نشریه کار شماره ۱۰۰۶ مورخ ۱۰ بهمن نوشت: ” اگر شرایط و جو سیاسی جامعه و گسترش نبردهای رادیکال و خیابانی با خواست اخص سیاسی، همراه با سرکوب خشن و کشتار بی‌رحمانه جوانان و مبارزان می‌توانست سرمنشأ نوعی حالت انتظار و محافظه‌کاری درمیان معلمان باشد، اکنون چنین به نظر می‌رسد که با افت نسبی اعتراضات و نبردهای خیابانی، اعتراضات توده‌ای با محوریت خواست‌های صنفی و اقتصادی درحال گسترش است”. گسترش اعتصابات کارگری و اجتماعات مکرر معلمان و بازنشستگان و برخی اقشار زحمتکش دیگر، همگی حاکی از ادامه و گسترش مبارزه حول خواست‌های صنفی و اقتصادی و دال بر صحت این پیش‌بینی است.

کارگران، معلمان، بازنشستگان و سایر اقشار زحمتکش، با این اعتصابات و اعتراضات، درعین‌حال دهان یاوه‌گویانی را که به‌قصد تحقیر، کارگران و معلمان و بازنشستگان را سرزنش می‌کردند که چرا دست به اعتراض و اعتصاب نمی‌زنند و غیره، بست.

تردیدی در این مسئله وجود ندارد که شعارها و خواست‌های صنفی و اقتصادی، باید با شعارها و خواست‌های سیاسی تکمیل شود و خواهد شد.شرایط انقلابی و متحول جامعه، عامل اصلی ناگزیری این روند است.کار و نان و آزادی باید به خواست فوری و مشخص تمام اعتصابات کارگری و اعتراضات توده‌ای تبدیل شود. مهم‌تر از این در شرایطی که گروه‌ها و محافل گوناگون و متعدد و همچنین جریان‌ها و جناح‌های رنگارنگ بورژوایی سعی می‌کنند با انتشار انواع پلات فرم‌ها و پیمان‌نامه‌ها خود را حامی کارگران و طرفدار آزادی‌های سیاسی جلوه دهند و فراتر از آن سعی می‌کنند به‌عنوان آلترناتیو شناخته شوند، بسیار حیاتی و مهم است که کارگران و توده‌های مردم زحمتکش، بر مبارزات و خواست‌های مستقلانه خود اکیداً پافشاری و بدیل شورایی خود را مطرح کنند. امروز هر کارگر آگاهی این را می‌داند که در چارچوب رژیم جمهوری اسلامی و نظم حاکم، حتی خواست‌های آزادی‌خواهانه و دموکراتیک کارگران و توده‌های مردم نیز برآورده شدنی نیست. بیش از ۱۰۰ سال از حاکمیت طبقات ارتجاعی و استثمارگر ازجمله ۴۴ سال حاکمیت جمهوری اسلامی، این واقعیت را اثبات نموده است. خواست کار و نان و آزادی و بسیاری از خواست‌های آزادی‌خواهانه و دموکراتیک کارگران و زحمتکشان به‌رغم آنکه در بسیاری از کشورهای سرمایه‌داری به اجرا گذاشته‌شده‌اند اما  در چارچوب نظم سرمایه‌داری حاکم بر ایران غیرقابل تحقق هستند. تنها یک بدیل کارگری و شورایی است که می‌تواند این خواست‌ها و سایر خواست‌های کارگران و زحمتکشان را برآورده سازد. بنابراین در شرایط حساس کنونی مطلقاً ضروری است شعارها و خواست‌های صنفی و اقتصادی با شعارها و خواست‌های سیاسی تکمیل شود و بر حکومت شورایی به‌عنوان یگانه بدیل و یگانه حکومتی که در آن اداره امور جامعه در دست خود کارگران و زحمتکشان قرار خواهد گرفت تأکید شود.تنها برقراری حکومت شورایی است که می‌تواند به خواست کارگران و زحمتکشان جامه عمل پوشد. تنها حکومت شورایی است که وسیع‌ترین آزادی‌های سیاسی و عالی‌ترین و کامل‌ترین شکل دموکراسی را که خواست اکثریت بسیار عظیم مردم ایران است به ارمغان خواهد آورد. این شکل از دموکراسی، دموکراسی شورایی است که با سرنگونی جمهوری اسلامی، درهم شکستن تمام دستگاه دولتی موجود با همه ارگان‌های بوروکراتیک، سرکوب و ستمگری آن  و استقرار حکومت شورایی محقق می‌شود. در دموکراسی شورایی است که قدرت سیاسی در دست خود کارگران و توده‌های زحمتکش مردم و نمایندگان واقعاً منتخب آن‌هاست. در دموکراسی شورایی است که انتخاب‌کنندگان از این حق برخوردارند که هرلحظه اراده کنند بتوانند منتخبین را عزل و افراد دیگری را جایگزین سازند. تنها حکومت شورایی است که با انجام یک‌رشته اقدامات فوری و انقلابی و رفاهی به سود کارگران و زحمتکشان، شرایط جامعه را برای گذار به سوسیالیسم و نفی استثمار تسهیل می‌کند.

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۱۰  در فرمت پی دی اف:

بیانیه سازمان فدائیان (اقلیت) به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن – با گرد هم‌آیی و تظاهرات، ۸ مارس را به روز نبردی بزرگ، علیه تبعیض و نا برابری تبدیل کنیم

زنان ستمدیده و مبارز! ۸ مارس (۱۷ اسفند) روز جهانی زن فرارسیده است.

امسال، ۸ مارس روز جهانی زن در شرایطی  فرارسیده است که نقش برجسته مبارزه زنان ایران  بر تارک مبارزات سال ۱۴۰۱می‌درخشد. در تاریخ مبارزات مردم ایران به‌حق باید این سال  را سال درخشش بی‌همتای زنان در مبارزه برای برابری نام نهاد.

این زنان بودند که در پی قتل مهسا(ژینا) امینی توسط آدمکشان جمهوری اسلامی، آغازگرموج نوینی از توفان سیاسی در ایران شدند که چهار ماه سراسر ایران را فراگرفت و هم‌اکنون نیز در اشکالی دیگر ادامه دارد.

عصر روز جمعه ۲۵ شهریور بود که گروهی از زنان مبارز، در اعتراض به قتل مهسا توسط جنایتکاران حاکم بر ایران، در مقابل بیمارستان کسرای تهران تجمع اعتراضی برپا کردند و با سردادن شعار “مرگ بر دیکتاتور”،”می‌کشم، کسی که خواهرم کشت” نفرت و انزجار خود را از رژیم زن‌ستیز آدمکشی که چهل‌وچهار سال زنان را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود محروم کرده است،  با صدای بلند فریاد زدند. خشم نهفته در میان زنان و توده‌های ستمدیده مردم ایران از ظلم و ستم بی‌کران رژیم حاکم بر ایران، منفجر شد. فردای آن روز، حضور هزاران تن از مردم سقز در جریان مراسم خاک‌سپاری مهسا، با شعار “ژن، ژیان، آزادی” مهر برابرطلبی زنان را بر جنبشی که آغازشده بود، کوبید و آن را به جنبشی توده‌ای در سراسر ایران تبدیل کرد. زنان در تمام شهرها در نقش سازمان دهندگان و رهبران این جنبش بزرگ ظاهر شدند و شعارهای «از کردستان تا تهران، ستم علیه زنان»، «زن، زندگی، آزادی» به شعارهای همگانی تبدیل شد.

این نقش زنان در مبارزه، نقطه اوج مبارزات زنان به‌ویژه در جنبش‌هایی است که از سال ۹۶ آغازشده است. در تمام اشکال مبارزه‌ای که در این چند سال در جریان بوده است، از مبارزات اقتصادی و سیاسی خیابانی معلمان، بازنشستگان، کارگران، دانشجویان، پرستاران، تا قیام آبان ماه سال ۹۸ ، زنان نه‌فقط نقشی فعال، بلکه در بسیاری موارد رهبری کننده را  بر عهده داشته‌اند. این نقش، چنان برجسته بوده است که مرتجعین نیز به آن اعتراف کرده‌اند. برای نخستین بار آن‌ها از “نقش چشمگیر ویژه‌ زنان  در لیدری” و در “میان‌داری و میدان‌داری ویژه ” در مبارزات، سخن گفتند.

گرچه جنبش زنان ایران علیه تبعیض، ستم و نابرابری در تمام دوران موجودیت جمهوری اسلامی در اشکال مختلف ادامه داشته، اما نقش زنان در جنبش اخیر از دو جهت برجسته بود. نخست این‌که پس از مبارزات بزرگ زنان در اسفند سال ۵۷ ، زنان در یک جنبش توده‌ای بزرگ مستقیماً علیه تبعیض، ستم و نابرابری قیام کردند. شعار از” از کردستان تا تهران، ستم علیه زنان” ” زن، زندگی، آزادی” ” مرگ بر دیکتاتور” شعارهای برجسته و محوری این جنبش بود. زنان در جریان این نبرد، قهرمانانه با مزدوران آدمکش رژیم جنگیدند و حماسه آفریدند. در تمام تظاهرات توده‌ای، سنگربندی‌های خیابانی و زدوخورد با مزدوران رژیم ، تجمع‌ها ، اعتصابات و تظاهرات دانشجوئی، در پیشاپیش جنبش ایستادند و مبارزه کردند.

در جریان این مبارزات، هزاران زن به اسارت دشمن زن‌ستیز درآمدند و زیر شکنجه‌‌های وحشیانه به بند کشیده شدند. حدود ۴۰ تن از زنان در جریان این  مبارزات، درنبردی رویاروی با دشمن، یا در اسارت به قتل رسیدند. زنان در این مبارزات نشان دادند که دریافته‌اند بدون سرنگونی جمهوری اسلامی ، بدون جدائی کامل دین از دولت و بدون تحولات اساسی  و رادیکال در جامعه ایران، تحقق خواسته‌های برابری‌طلبانه آن‌ها ممکن نیست. آن‌ها مستقیماً سرنگونی رژیم را هدف قراردادند.

حضور گسترده و نقش برجسته زنان در جنبش اخیر از جهات مختلف اثرگذار بود. این نقش، محرک بزرگی برای حضور میلیونی مردم سراسر کشور و ادامه مبارزه در طول چندین ماه بود. نقش و حضور برجسته زنان در این جنبش، نه‌فقط یکی از عوامل مهم در گسترش سراسری جنبش در تمام شهرهای کشور، بلکه حتی  پیوستن برخی لایه‌های اجتماعی جدید به جنبش، از نمونه پزشکان، وکلای دادگستری، روزنامه‌نگاران، هنرمندان، هنرپیشه‌ها، روزنامه‌نگاران و … بود.

برجسته بودن حضور زنان و نقش‌آفرینی آن‌ها در این مبارزه، انعکاس بین‌المللی گسترده‌ای داشت و ضربه سیاسی بزرگی به رژیم وارد کرد. حمایت وسیع مردم کشورهای سراسر جهان از این جنبش، حتی دولت‌های آن‌ها را که سابقه ننگینی در حمایت از این رژیم جنایتکار داشته و دارند، وادار به واکنش و محکومیت سرکوب‌ها کرد، تا جایی که جمهوری اسلامی را به‌عنوان یک رژیم زن‌ستیز از کمیسیون مقام زن سازمان ملل اخراج کردند. این جنبش شکاف‌های درونی طبقه حاکم را نیز عمیق‌تر کرد. اکنون دیگر کم نیستند افراد  و گروه‌هایی حتی از درون طبقه حاکم که به‌صراحت عنوان می‌کنند ادامه حیات جمهوری اسلامی دیگر به شیوه گذشته ممکن نیست.

زنان در جریان این مبارزه بی‌توجه به قوانین و مقررات ارتجاعی اسلامی، در ابعادی توده‌ای حجاب اجباری را به دور افکندند، آن را به آتش کشیدند، و به گرد آن رقصیدند و شادی کردند. این رویدادی چنان بااهمیت بود که باید آن را یک زلزله سیاسی در خاورمیانه اسلامی نام نهاد.  چراکه درواقع به آتش کشیدن یکی از مقدسات ارتجاع اسلامی نه‌فقط در ایران بلکه در تمام منطقه خاورمیانه این کانون اسلام‌گرائی قرون‌وسطایی بود. وسعت و فراگیری نفی حجاب در جریان این مبارزه، به درجه‌ای بود که به‌رغم فروکش نسبی جنبش، ارتجاع حاکم تا به امروز نتوانسته، شرایط سابق را احیا کند و البته به‌رغم تمام تلاش‌های مذبوحانه، نخواهد توانست.

نقش زنان در این مرحله از مبارزه باعث گردید که کلیت جنبش علیه نظم حاکم به مرحله‌ای بسیار فراتر از تمام مراحل جنبش ارتقاء یابد و روند سرنگونی جمهوری اسلامی تسریع شود.

در بطن این دلاوری جنبش زنان و تمام حماسه‌آفرینی آن‌ است که اکنون روز جهانی زن فرارسیده است. روزی که زنان در سراسر جهان با برپائی تجمع‌ها، راهپیمائی‌ها و تظاهرات علیه تبعیض و ستم جنسیتی به پا می‌خیزند و مطالبات خود را مطرح می‌کنند.

بنابراین ۸ مارس فرصت مناسب دیگری است که زنان در ایران با تکیه به تجربه مبارزاتی چندین ماه گذشته، بار دیگر به تعرض جدیدی علیه ارتجاع زن‌ستیز روی‌آورند و با گرد هم‌آیی‌ها و تظاهرات در خیابان‌ها  و سردادن شعارها و مطالباتی که انعکاس تمام خواسته‌های زنان علیه تبعیض، نابرابری و ستم است، ضربه دیگری بر پیکر پوسیده ارتجاع  حاکم بر ایران وارد آورند.

سازمان فدائیان(اقلیت) فرارسیدن روز جهانی زن را به زنان مبارز و ستمدیده ایران تبریک می‌گوید و زنان را به برپائی تجمع‌ها و تظاهرات خیابانی بدون روسری، در ۸ مارس فرامی‌خواند.

سازمان فدائیان(اقلیت) به‌عنوان سازمانی که  برای استقرار سوسیالیسم در ایران مبارزه می‌کند و هدف فوری خود را  برپائی یک  حکومت شورایی و حاکمیت توده‌های زحمتکش و ستمدیده مردم ایران بر سرنوشت خود قرار داده است، خواستار اجرای بی‌درنگ مطالبات زیر برای لغو تبعیض، ستم و نابرابری جنسیتی است.

– لغو هرگونه ستم و تبعیض بر پایه جنسیت و برخورداری زنان از حقوق کامل اجتماعی و سیاسی برابر با مردان.

– برخورداری آزاد و برابر زنان از امکان مشارکت در تمام شئون زندگی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و دسترسی به تمام مشاغل و مناصب در همه سطوح.

– برخورداری زنان از حقوق و مزایای کامل برابر با مردان درازای کار مساوی.

– لغو تمام قوانین و مقررات ارتجاعی مربوط به تعدد زوجات، صیغه، حق طلاق یک‌جانبه مرد، تکفل و سرپرستی فرزندان، قوانین و مقررات تبعیض‌آمیز در مورد ارث، مقررات حجاب اجباری، جداسازی زن و مرد در مؤسسات و مراکز عمومی و تمام مقررات و اقدامات سرکوبگرانه و وحشیانه نظیر شلاق، سنگسار.

– لغو حجاب اجباری، ممنوعیت هرگونه فشار و اجبار در مورد نوع پوشش زن. برخورداری زنان از آزادی انتخاب پوشش.

– برابری حقوق زن و مرد در امر طلاق، ارث و تکفل اولاد.

– ممنوعیت هرگونه فشار، تحقیر، اجبار، اذیت و آزار و خشونت علیه زنان در محیط خانواده و اعمال مجازات شدید در مورد نقض آن‌ها.

– ممنوعیت ازدواج کودکان تا ۱۸ سال، کودک‌آزاری و اعمال مجازات شدید در مورد نقض آن‌ها.

– آزادی کامل زن در انتخاب شریک زندگی خود. روابط خصوصی زن باید از هرگونه تعرض مصون باشد.

– به رسمیت شناخته شدن حق سقط‌جنین، بدون قید و شرط.

مرخصی زنان باردار یک ماه قبل و شش ماه بعد از زایمان بدون کسر حقوق، با برخورداری از امکانات پزشکی، درمانی و داروئی رایگان.

– برخورداری زنان از تسهیلاتی چون شیرخوارگاه، مهدکودک، حق نگهداری و رسیدگی به نوزادان در محل کار. پدر و مادر یکسان می‌توانند از این تسهیلات برخوردار باشند. احتساب اوقات رسیدگی و سر زدن به نوزادان جزء ساعات کار.

این مطالبات، مجموعه‌ای از مطالبات حداقلی زنان است که خواهان تحقق فوری آن‌ها هستند.

 

 

نابود باد ستم ، تبعیض و نابرابری علیه زنان

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی

زنده‌باد آزادی- زنده‌باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان( اقلیت)

اسفند ۱۴۰۱

کار، نان، آزادی- حکومت شورایی

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۱۰  در فرمت پی دی اف: