تلاش عبث جمهوری اسلامی

پس از ۵ ماه مبارزه قهرمانانه مردم ایران برای سرنگونی نظم ارتجاعی حاکم بر ایران،  جمهوری اسلامی برای نجات خود از بحران سیاسی ژرفی که گرفتار آن است، دست یاری به‌سوی قدرت‌های خارجی دراز کرده است، تا شاید از این طریق بتواند بر بحران غلبه کند. در طول چند هفته اخیر اخبار و گزارش‌های متعددی از تلاش رژیم برای بهبود مناسبات خود با نهادهای بین‌المللی، دولت‌های اروپائی و آمریکا، دولت‌های منطقه خاورمیانه انتشاریافته است.

نخستین تلاش در این جهت، عقب‌نشینی در برابر آژانس بر سر نزاع هسته‌ای بود. جمهوری اسلامی که تا پیش از جنبش انقلابی اخیر مردم ایران، همواره تلاش کرده بود غنی‌سازی را وسیله‌ای برای باج‌خواهی  و  تهدیدات بین‌المللی قرار دهد، برای نشان دادن چراغ سبز به اروپا و آمریکا و پذیرش خواست‌های آن‌ها، در برابر آژانس عقب‌نشینی غیرمنتظره‌ای کرد و با دعوت از  مدیرکل آژانس برای سفر به ایران، خواسته‌های فوری آژانس را بی‌قیدوشرط پذیرفت.

این عقب‌نشینی حتی برای مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی چنان تعجب‌آور بود که  پس از دیدار خود از ایران در سیزدهم اسفندماه، در گفت‌وگویی با شبکه خبری الجزیره سفرش به ایران را «بسیار مهم» ارزیابی کرد و گفت که این دیدار باعث تفاهم بر سر «مسائل و اصول اساسی» شده است. «ما در بالاترین سطوح تعهداتی از ایران به دست آوردیم و این مسئله با تمام دفعات قبل تفاوت دارد.»اما این توافقات تا جایی که علنی شده چه بوده است؟

در خصوص مسائل پادمانی باقی‌مانده مربوط به سه مکان، جمهوری اسلامی آمادگی خود را برای ادامه همکاری و ارائه اطلاعات و دسترسی بیشتر به‌منظور رسیدگی به مسائل پادمانی باقی‌مانده اعلام کرد. آژانس امکان یافت فعالیت‌های راستی آزمایی و نظارت بیشتری را کسب کند. حجم بازرسی‌ها در فردو۵۰ درصد افزایش یافت. مدیرکل آژانس همچنین گفت:”چیزی که مهم بوده این است که ما بر روی بازرسی‌ها، دسترسی به افراد و دسترسی به مواد به‌خصوص توافق کردیم که این‌یک تغییر است”.

اغلب مواردی که به آن‌ها اشاره شد، پیش‌ازاین موردپذیرش جمهوری اسلامی قرار نمی‌گرفت، یا در اجرا با مانع روبه‌رو می‌شد. اکنون اما رژیم حاکم بر ایران، چنان از سرنوشت خود هراسناک شده است که تقریباً تمام خواسته‌های آژانس را پذیرفت و به اجرای آن‌ها متعهد شد.

هم‌زمان اخباری از توافقات پشت پرده در مذاکرات غیرمستقیم میان جمهوری اسلامی و دولت آمریکا انتشار یافت. جمهوری اسلامی آمادگی خود را برای مبادله زندانیان و آزادی زندانیان دو تابعیتی آمریکائی اعلام کرد. دولت آمریکا نیز دستور آزادی ۵۰۰ میلیون دلار از پول‌های بلوکه‌شده فروش گاز و برق در عراق را صادر کرد. اخباری از آزادی بیشتر دلارهای بلوکه شده، پس از مبادله زندانیان انتشار یافته است.

پی آمد این تحولات، گفتگوی تلفنی وزیر خارجه جمهوری اسلامی با مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بود. از محتوای این مذاکرات گزارش دقیقی انتشار نیافت. هر یک از طرفین حرف خود را زد. وزارت خارجه رژیم در بیانیه‌ای اعلام کرد:  طرفین در خصوص لغو تحریم‌ها، وضعیت اوکراین و همکاری آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با جمهوری اسلامی ایران رایزنی کردند.

اما مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز ۲۴ اسفند با انتشار توئیتی اعلام کرد که به حسین امیر عبداللهیان، وزیر خارجه ایران گفته است اتحادیه اروپا خواستار همکاری جدی ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و اجرای فوری توافق اخیر جمهوری اسلامی با این نهاد بین‌المللی است. ما خواستار احترام جمهوری اسلامی به حقوق بشر، بازداشت شهروندان اروپایی و توقف حمایت نظامی ایران از روسیه هستیم. پوشیده نیست که هر دو طرف اروپائی و ایرانی به یکدیگر نیاز دارند و می‌خواهند مسائل مورد اختلاف سریع‌تر حل شود. اما اتحادیه اروپا که از موضع ضعیف جمهوری اسلامی آگاه است، سعی دارد  تا جائی که ممکن است امتیاز بگیرد، آن را بر سر نزاع هسته‌ای به عقب‌نشینی وادارد، همکاری نظامی جمهوری اسلامی با روسیه را متوقف سازد و زندانیان اروپائی نیز آزاد شوند. احترام به حقوق بشر البته یک ادعای تبلیغاتی شناخته‌شده اروپائی‌هاست. سال‌هاست که جمهوری اسلامی در ایران نقض حقوق بشر که جای خود دارد، جنایات وحشتناکی مرتکب شده است، حتی مخالفان سیاسی خود را در کشورهای اروپائی ترور کرد، یا در کشورهای دیگر ربود و اعدام کرد، اما اتحادیه اروپا کمترین واکنشی نداشت. درواقع آنچه اتحادیه اروپا خواستار آن است، حل سریع‌تر اختلافات هسته‌ای، عدم دخالت جمهوری اسلامی در نزاع غرب و روسیه در جنگ اوکراین و برداشته شدن موانع و محدودیت‌ها از سر راه صدور سرمایه و کالا به ایران است. اتحادیه اروپا می‌بیند که چین بازار ایران را به تصرف خود درآورده و انحصارات اروپائی هرسال میلیاردها دلار سود از این بازار ازدست‌داده‌اند. بنابراین طبیعی است که خواهان حل سریع‌تر اختلافات باشد. جمهوری اسلامی هم آنچه فوراً به آن نیاز دارد، فروش بدون محدودیت نفت و گاز و کسب درآمدهای حاصل از آن در شرایطی است که با وخیم‌ترین بحران مالی روبه‌روست.

از سوی دیگر جمهوری اسلامی تلاش‌هائی برای بهبود مناسبات با دولت‌های عربی منطقه و در رأس آن‌ها عربستان سعودی را در دستور کار قرار داده است.

جمهوری اسلامی که سال‌ها بر سر مناطق نفوذ در خاورمیانه عربی با عربستان  در جدال و کشمکش بود، اکنون ناگزیر شده است که دست‌های خود را برای توافق و سازش با عربستان بالا برد و چین را واسطه این معامله و زد و بند و سازش قرار داده است.

روز دوشنبه ۱۵ اسفندماه، مذاکرات علی شمخانی به نمایندگی از سوی خامنه‌ای و وزیر مشاور امنیت ملی عربستان سعودی با حضور نماینده دولت چین آغاز گردید و سرانجام با یکدیگر بر سر مسائل مورد اختلاف به توافق رسیدند و روز ۱۹ اسفند آن را رسماً اعلام کردند. در بیانیه پایانی، دو کشور بر احترام به حاکمیت و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر با پایبندی به اجرای موافقت‌نامه‌های همکاری‌ امنیتی و اقتصادی پیشین، تأکید نموده و توافق کردند ظرف حداکثر دو ماه، روابط دیپلماتیک خود را از سر گرفته و سفارت‌خانه‌ها و نمایندگی‌ها را بازگشایی کنند.

مفاد توافق‌نامه‌ها و زد و بند‌های پشت پرده آن‌ها مخفی ماند، اما آنچه که به بیرون درز پیداکرده، توقف حملات تبلیغاتی دو طرف علیه یکدیگر و توافق بر سر توقف ارسال سلاح از سوی جمهوری اسلامی به حوثی‌های یمن است. اما احتمالاً در این مذاکرات پای مسائل مهم‌تری در مورد سرنوشت یمن و دیگر اختلافات این دو دولت در خاورمیانه ازجمله لبنان و عراق نیز در میان بوده است.

تا همین‌جا روشن است که بازنده اصلی این معامله، جمهوری اسلامی و برندگان آن نیز در وهله نخست چین است که نفوذ اقتصادی و سیاسی خود را در این دو کشور و در کل منطقه خاورمیانه بسط داد و بعد هم عربستان سعودی که عجالتاً بر سر یمن جمهوری اسلامی را به عقب‌نشینی واداشته است.

جمهوری اسلامی به مدت چندین سال، میلیاردها دلار حاصل دسترنج کارگران ایران را صرف هزینه‌های یک جنگ ویرانگر در یمن و حمایت از گروه اسلام‌گرای انصار الله  کرد، اکنون اما ناگزیر شده بساط خود را از یمن جمع کند و به نحوی یمن را منطقه نفوذ عربستان بشناسد.

پس از توافق با عربستان، شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی به همراه رئیس‌کل بانک مرکزی، رئیس سازمان اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات و دستیار وزیر امور خارجه در امور کشورهای حوزه خلیج‌فارس به  ابوظبی پایتخت امارات متحده عربی نیز سفر کرد و با مقامات این کشور مذاکره و توافقاتی داشت که مفاد آن‌ها نیز مخفی مانده است.

هدف این تلاش‌های رژیم و عقب‌نشینی‌های آن روشن است. جمهوری اسلامی در بن‌بست کامل گرفتار است . بحران‌های متعدد تمام ارکان رژیم را فراگرفته است. بحران اقتصادی چنان ژرف است که هیچ راهی برای بهبود آن در چشم‌انداز نیست. خزانه دولت تهی است و بحران مالی دولت چنان ابعادی به خود گرفته است که به فروش ته‌مانده دارائی‌های عمومی، حتی ساختمان‌های دولتی و مراکز عمومی روی آورده‌است. انتشار پی‌درپی پول کاغذی بی‌ارزش،  قیمت کالا‌ها را به چندین برابر افزایش و دستمزد و حقوق‌ کارگران و زحمتکشان را به مقیاس بی‌سابقه‌ای کاهش داده است. نارضایتی توده‌ای از وضع موجود به نهایت رسیده و مردم ایران به پا خاسته‌اند که رژیم را سرنگون کنند. جمهوری اسلامی تنها راه نجات خود را زد و بند با قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای یافته است تا شاید با حمایت آن‌ها بتواند خود را از بحران‌های عمیق و سرنگونی نجات دهد. اما بحران کنونی جامعه ایران عمیق‌تر از آن است که حمایت جهانی بتواند جمهوری اسلامی را نجات دهد. مگر سال‌های متمادی تمام قدرت‌های جهان  به‌رغم اختلافاتی که با جمهوری اسلامی داشته‌اند از موجودیت آن دفاع نکرده‌اند؟ فشاری هم که در چند ماه گذشته به آن وارد آوردند، صرفاً برای به عقب‌نشینی واداشتن آن و کسب امتیازات بیشتر بوده است. اکنون نیزنهایت کاری که می‌توانند انجام دهند، این است که تدریجاً پول‌های بلوکه‌شده نفت و گاز را به رژیم بدهند که صرف هزینه‌های دستگاه دولتی و سرکوب کند. اما بحران‌ها به‌جای خود باقی خواهد ماند.

بزرگ‌ترین بحران‌ موجود در ایران که تمام تلاش رژیم و متحدان آن را نقش بر آب ساخته و خواهد ساخت، یک بحران سیاسی انقلابی است. این بحران را نه با پول می‌توان حل کرد و نه بازور. بحران سیاسی، راه‌حل سیاسی می‌خواهد و این راه‌حل نیز نیاز به یک تغییر دارد. این تغییر هم تا جایی که به طبقه حاکم برمی‌گردد،  تغییر در شیوه حکومت کردن است. جمهوری اسلامی اما موجودیتش با حکومت کردن به روال چهار دهه گذشته گره‌خورده است.

جمهوری اسلامی رژیمی است که برای حفظ موجودیت خود به دیکتاتوری عریان متکی است، تا جائی که به سرکوب و کشتار مردم و حتی کودکان هم بسنده نکرده بلکه، مدارس دخترانه را نیز بمباران شیمیائی می‌کند. این‌یک رژیم به‌تمام‌معنا جنایتکار است و کمترین تغییر و عقب‌نشینی را در شیوه حکمرانی، سیاست داخلی و دشمنی با مردم پذیرا نیست. بنابراین روشن است تا جایی که به داخل کشور مربوط می‌شود، در سیاست‌های داخلی جمهوری اسلامی هیچ تغییری رخ نخواهد داد. سیاست خارجی اما جدا از سیاست داخلی نیست. بسط و ادامه همین سیاست در خارج از کشور و در مناسبات با دولت‌های دیگر است. بنابراین نمی‌تواند در سیاست خارجی سیاستی متمایز از سیاست داخلی داشته باشد. درواقع آنچه اکنون تعقیب می‌کند، تغییری استراتژیک در سیاست خارجی نیست، بلکه تاکتیک ناشی از شرایط اضطرار برای نجات از بحران است. دولت دینی اسلام‌گرا همان‌گونه که در داخل به‌جز خود و پیروانش با مردم ایران به‌عنوان دشمن برخورد می‌کند، در سیاست خارجی هم همین نگرش را دارد، ولو این که با دولت‌های دیگر مناسبات رسمی دیپلماتیک داشته باشد. دولت مذهبی در ذات خود دولتی تجاوزکار و توسعه‌طلب است. ولی فقیه در راس این نظام خود را رهبر مسلمین جهان می‌داند و می‌خواهد مسلمانان را به تبعیت خود درآورد. می‌خواهد پیروان خود را در کشورهای دیگر متشکل و مسلح کند. این دولت، رسالت خود را اشاعه خرافات اسلامی شیعه می‌داند و می‌خواهد آن را در همه‌جا تبلیغ کند. لذا تشدید اختلاف و تضاد با دولت‌های دیگر ناگزیر است.

بنابراین، عقب‌نشینی‌های جمهوری اسلامی در سیاست خارجی از سر اجبار است و موقتی. امروز بر سر نزاع هسته‌ای امتیاز می‌دهد، فردا اما مخفیانه کار خود را بر خلاف آن پیش می‌برد. امروز از طریق فرستادن نماینده ویژه شخص خامنه‌ای برای مذاکره و توافق به دولت‌های منطقه تعهد می‌دهد که در امور داخلی آن‌ها دخالت نخواهد کرد و سلاح برای اسلام‌گراها ارسال نمی‌کند، فردا سپاه پاسداران و سپاه قدس کار خود را به نیابت از جمهوری اسلامی در بسیج و سازمان‌دهی اسلام‌گرایان شیعه در کشورهای دیگر، ادامه خواهد داد. امروز متعهد می‌شود که گروگان‌ها را آزاد کند، فردا گروگان‌های جدیدی خواهد گرفت. خلاصه کلام، به رغم تمام تلاش‌های جمهوری اسلامی، همان‌گونه که در داخل کشور تضادها و بحران‌ها لاینحل می‌مانند، در خارج هم تضادها و بحران‌ها به‌جای خود باقی خواهند ماند.  جمهوری اسلامی راهی برای خروج از بحران سیاسی کنونی حتی با کمک و حمایت دولت‌های خارجی نخواهد داشت. این تلاش‌ها عبث از کار درخواهد آمد. تشدید مبارزات و سرنگونی جمهوری اسلامی نیاز مبرم و جبری جامعه ایران برای حل بحران سیاسی است و گریزی از آن نیست. این اتفاق قطعی است و رخ خواهد داد.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۱۳  در فرمت پی دی اف:

یاد جان‌باختگان خیزش انقلابی جاری گرامی باد -فعالان کارگری جنوب

رفقای سازمان فدائیان اقلیت ،سال نو بر شما و همه کارگران و زحمتکشان، اقشار اجتماعی،زنان،مردان،جوانان، دانشجویان و دانش آموزان مبارک باد. ما، سال نو را به کوری چشم رژیم جمهوری اسلامی به کلیه آحاد جامعه، به فعالین عرصه مبارزه برابری خواهی، به کمونیست‌ها، سوسیالیست‌ها ، به دمکرات انقلابی‌ها مبارک باد میگوییم.

رفقا! فقر، گرانی، ناتوانی در تأمین نیازهای معیشتی حداقلی روزانه، خشم و نفرت عمومی توده‌ها را برانگیخته، ما،در حالی با سال نو روبرو می‌شویم که خانواده‌ای زیادی در غم از دست دادن یکی از اعضای زن و مرد جوان خانواده خود هستند که رژیم ضدانقلابی جمهوری اسلامی، درنهایت تبهکاری، جان آنان را گرفت. بسیاری از افراد  خانواده‌ها نقص عضو و شکنجه شدند، خانواده‌های زیادی هستند که یکی از اعضای آنان در زندان است. تا زمانی که رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی همچنان در قدرت باشد، ما رنگ خوش زندگی و شادی را نخواهیم دید.عید ما زمانی است که از زیر سلطه حاکمیت سرمایه‌داری رهایی پیدا کنیم. ما تا برپائی جامعه سوسیالیستی، در جبهه کار و زحمت، همراه طبقه کارگر، اقشار زحمتکش، توده‌های ستمدیده و استثمارشده، دوش‌به‌دوش شما و همه پیکارگران انقلابی کمونیست برای برچیدن سلطه و مناسبات ضد انسانی نظام سرمایه‌داری خواهیم جنگید.

سالی را که پشت سر گذاشتیم، سالی سرشار از پراتیک اجتماعی و تحرک در مبارزه بود. سالی که آشکارا جامعه  ما و توده‌های ستمدیده دریک موقعیت انقلابی نیمی از سال را در خیابان و در عرصه نبرد طبقاتی در جنگ با رژیم بودند.سالی که افق‌های روشنی از مبارزه و چشم‌انداز سرنگونی پدیدار گشت. سالی که چشم‌انداز مبارزات توده‌ای فراتر از نفی  ساختار موجود پیش رفت و توده‌ها بارو دررویی با رژیم در جنگ داخلی و نبرد خیابانی برای رسیدن به یک جامعه دمکراتیک، برابر و آزاد پیش رفتند. منتها واقعیت‌های اجتماعی چیزهای دیگری نیز به ما می‌گویند، اگرچه در سال گذشته ،مبارزات توده‌ای چشم‌انداز یک جامعه بهتری بر روی ما گشود،اما، با افت مبارزه روبرو شدیم که ناشی از شدت عمل رژیم ازیک‌طرف ، وعدم گسترش خیزش و عمومی نشدن آن از طرف دیگر بود. توده‌های زن و مرد جوانی که کمتر پوشش تشکیلاتی داشتند و بیشتر متکی به اراده و داده‌های فردی  خودشان بودند که در بستر زندگی تلخ و رنج بار در جمهوری اسلامی کسب کرده بودند، به مبارزه، مقاومت و پایداری پرداختند. اما حقیقتی که در مسیر مبارزه  با آن روبرو شدیم ، دگرگونی و تغییر انقلابی جامعه ، چیزهای دیگری هم لازم داشت که وجود نداشت. تشکیلات! عزم و اراده‌ای عمومی مبتنی بر یک سازمان‌دهی وسیع سیاسی تشکیلاتی، چیزی که جنبش از آن محروم بود.جامعه پیش از آن بایستی خود را به لحاظ ذهنی مهیا کند و به ابزارهای مبارزاتی خود تجهیز شود.خیزش اگرچه به‌نوبه خود بسیار تحسین‌آمیز و شگفتی‌آفرین بود،اما نتوانست گسترش وسیع توده‌ای پیدا کند و به یک حرکت عمومی گسترده تبدیل شود. گسست، پارگی میان بخش‌های اجتماعی توده‌های مردم در نپیوستن به جنبش که این خود باز برمی‌گردد به نارسائی در کار تشکیلاتی آموزش توده‌ای و فقدان تشکل های توده ای که یکی از دلایل عدم موفقیت جنبش انقلابی بود.جنبش‌های اجتماعی، بخش دانشجوئی علیرغم تعطیلی دوسه‌ساله ای که از رهگذر کرونا  در پشت سر داشت و با توجه به همه محدودیت‌های سیاسی که متحمل می‌شود، در خیزش انقلابی بسیار خوب درخشید، همراه با جنبش زنان، تحسین دوست و دشمن را برانگیختند. هسته‌ها و کمیته‌های انقلابی فعال محلات شهرها در کنار جنبش زنان ، با محوریت جنبش دانشجویی، کانون اصلی و موتور خیزش بودند. طبقه کارگر با دخالت خود و با حربه اعتصاب که می‌توانست شکل همبستگی عمومی و اطمینان بخشی به خیزش بدهد، به چند علت نتوانست به رسالت تاریخی خود عمل کند.دستگاه سرکوب اطلاعات و امنیت رژیم به‌خوبی از نقش طبقه کارگر در دخالت گری و ورود به جنبش اطلاع داشت.رژیم در سال ۵۷ به پشتوانه اعتصاب سراسری کارگران به قدرت رسید. مهار طبقه کارگر در دوره هاشمی رفسنجانی و گره زدن اقتصاد به سرمایه‌داری جهانی نو لیبرال، بخشی از سیاست‌های کلان رژیم در همه دوره‌ها بوده و با جدیت به مرحله اجرا گذاشته شده  است. رژیم در نگرانی حرکت کارگران را رصد و در مهار داشت. خیزش انقلابی چشم‌انتظار ورود طبقه کارگر به مبارزه بود. کارگران صنایع گاز، نفت و پتروشیمی ، کارگران پروژه‌ای که در یک وضعیت بسیار بد زیست- معیشتی و درامد اقتصادی هستند، به‌مثابه بخشی از طبقه کارگر دریکی دو نوبت تلاش داشتند آهنگ اعتصاب و دخالت گری انقلابی کنند اما رژیم که بشدت حرکات آنان را رصد و پیگیری  می‌کرد، به‌فوریت به سرکوب کارگران پرداخت.

خیزش اجتماعی بشدت نیازمند مشارکت اجتماعی توده‌هایی بود که با نگرانی جنبش را دنبال می‌کردند اما تردید داشتند وارد مبارزه شوند.  انتظار توده‌های عاصی معترض در پیوستن کارگران به خیزش در خیابان‌ها طولانی شد و در توازن قوای نابرابر حرکت توده‌های انقلابی رو به کاستی رفت. قلع‌وقمع کارگران پروژه‌ای، دستگیری و حبس آنان شبیه ضربه‌ای بود که به پشت پا فرود آید. حرکت کارگران دچار تزلزل و ناپایداری شد. کارگران دیگر بخش‌ها به آنان ملحق نشدند. سایه سرکوبی که سال‌ها بر ذهن توده‌ها سنگینی می‌کرد همراه با عامل ذهنی سیاسی و نبود تشکل‌های توده‌ای سبب شد تا توده‌ها در ابعاد وسیع و عمومی به مبارزه وارد نشوند.علیرغم اینکه شرایط اجتماعی تا هم‌اینک و تا حدود زیادی به نفع توده‌ها به‌هم‌خورده،اما،این وضعیت نمی‌تواند همین‌طور پایدار باقی بماند. خیزش از شتاب افتاده اما از نفس نیفتاده است. نشانه خشم و نفرت از رژیم در رفتار اعتراضی توده‌ها همچنان رژیم را باقوت تهدید می‌کند. عواملی که همچنان و تا زمانی که در عرصه پیکار سیاسی طبقاتی از طرف کارگران آگاه، احزاب و سازمان‌های کارگری پاسخ عملی به آنان داده نشود، جنبش انقلابی همچنان ناتوان از تغییر وضع موجود و یک تحول انقلابی خواهد بود. رژیم با فشار جنبش توده‌ای در بعضی مواضع ناچار به عقب‌نشینی شده است.  نیروهای انقلابی باید با حضور توانای خود این مواضع را به تسخیر خود دربیاورند و فرصت به رژیم برای پس‌گیری این مواضع را ندهند . در شرایط پیش‌آمده، با توجه به تجربه خیزش در این چند ماه از کار سازمان‌دهی و کار تشکیلاتی توده‌ای، ایجاد هسته‌های فعال سیاسی در محیط‌های کار وزندگی کارگران و زحمتکشان توده‌های محلات غفلت نشود.جریانات سیاسی قطعاً به اهمیت کمیته های اعتصاب، هسته‌ها و کمیته های مخفی در کارزار خیزش انقلابی واقف شده‌اند. چگونه کمیته های اعتصاب و هسته های فعال و چابک سیاسی می‌توانند با سازماندهی اعتصاب و دخالت گری سیاسی و مشارکت در پراتیک با جهت دادن اعتراضات و هدایت توده‌ها، خون در رگ‌های انقلاب بدوانند و صدای خود را به همه‌جا برسانند.

در ارتباط  با طبقه کارگر به تلاشی بیش ازآنچه تاکنون انجام‌گرفته نیازهست. طبقه کارگر نیاز به امر آموزش دارد، درزمینهٔ آموزش سیاسی- تئوری و تشکیلاتی خیلی کار نشده است. برای رسیدن و حرکت به‌سوی یک جامعه سوسیالیستی، دمکراتیک و برابر، کارگران را باید آموزش داد.علم و دانش مارکسیستی را درمیان کارگران ترویج کرد،آنان را با تجربیات نظری و عملی جنبش کارگری و کمونیستی بین‌المللی آشنا کرد. فن تشکیلات سازی  و کار تشکیلاتی را باید کارگران فراگیرند. کارگران باید دانش و علم مارکسیستی را بازندگی و فعالیت عملی خود پیوند بزنند. سازمان‌ها و احزاب کارگری و مارکسیستی موظف‌اند دانش مارکسیستی را در پیوند بازندگی کارگران و همچنین محیط کار، به‌طور مرتب تبیین کنند و توضیح بدهند.از آموزش روزانه کارگران در یادگیری فن برخورد با پلیس و فن مخفی‌کاری تشکیلاتی غفلت نشود.تلاش شود ارتباط با این طبقه ارتقا پیدا کرده و به یک رابطه مستقیم با بخش بیشتری از طبقه کارگر و اقشار زحمتکش بیانجامد.زمینه کار تشکیلاتی نسبت به زمان پیش از خیزش مهسا بسیار مساعدتر شده است. برای ایجاد و تکثیر کمیته های اعتصاب و سازماندهی اعتصابات سراسری کارگری، بیش از پیش باید نیرو گذاشت. بخش‌های زیادی از نیروهای اجتماعی درگیر فعالیت سیاسی شده‌اند که به‌نوبه خود باعث تقویت جنبش و فعالیت آگاهانه برای خود شده‌اند. ده‌ها فاکتور بیش ازآنچه اشاره شد در آمادگی طبقه  کارگر برای اعتصابات سراسری ، اعتصاب عمومی سیاسی و خیزش نهانی کارگران عمل می‌کند که باید فعالین و پیشروان و احزاب و سازمان‌های کارگری پاسخ مشخص به آن‌ها بدهند تا طبقه کارگر بتواند تمام‌قد به رهبری انقلاب برخیزد.ما امیدواریم که در سال جدید با برنامه‌های بهتر و عملی‌تر در تلاش مبارزاتی خود و در پیوند با مبارزات اجتماعی بخصوص در ارتباط با طبقه کارگر قرار بگیریم تا بتوانیم با انسجامی برگرفته از یک نظم تشکیلاتی محکم در تحقق اهداف نهائی جنبش طبقه کارگر، سرنگونی انقلابی رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی و ایجاد جامعه‌ای نو و سوسیالیستی گام‌های نهائی خود را برداریم.

زنده‌باد انقلاب! زنده‌باد سوسیالیسم!

نابود باد سرمایه‌داری

فعالان کارگری جنوب.

۱۴۰۱/۱۲/۲۶

کار، نان،  آزادی-   حکومت شورایی

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۱۳  در فرمت پی دی اف:

آخرین حرف سال- یک رفیق از داخل

در تقویم سال نو بنویسید در این دیار، شوق بهار نیست. اینجا حکایت تلخ گرسنگی است. سال نو با فقر مطلق مردم قشنگ نیست.  در هرکجای جهان که بنگرید، با همه ظالمانه بودن سیستم سرمایه‌داری ولی در بسیاری از کشورها  هرچند ناچیز و ناکافی اما اندکی آب هم از دست حاکمان برای مردمشان می‌چکد. در ایران برعکس است. دولت و حاکمان از ملت طلبکارند. مردم باید خدمتگزار دولت باشند و کمک کنند  تا مخارج نهادهای دولتی و حاکمان فربه و شکم سیر تأمین شود. مردم باید کار کنند و کار کنند تا آب در دل حاکمان سرمایه تکان نخورد. مانند مار بر روی ثروت کشور نشسته‌اند و خون مردم را می‌مکند. درحالی‌که نان خشک‌وخالی هم در سفره کارگران و زحمتکشان باقی نمانده است، عید  برای مردم معنی ندارد. سفره  مردم همانند دلشان فقط درد دارد. آیا هرکجا که برویم آسمان همین رنگ است؟  خیر این‌گونه نیست. هوای  آسمان بالای شهر آبی و پاک است. آفتابش روشن است. دختران مدارس منطقه یک، مسموم نمی‌شوند. سفره‌هایشان چرب و رنگین است. صبح که سر از بالشت پرقو برمی‌دارند، زمین و آسمان هوایشان رادارند. اما آسمان بخش بزرگ شهر، هوایش تیره و دودآلود است. خورشید از پس غبار بر زمین می‌تابد. هوایش آلوده است.  دختران مدارسش مسموم و کشته می‌شوند. باید در تقویم‌های جدید نوشت آسمان همه‌جا، یکرنگ نیست. آسمان هم مانند زمین  عدالت رانمی شناسد.

برای زحمتکشان عید نیست. بهار نیست. بال‌های چلچله در طوفان استبداد گره‌خورده است. آزاد نیست.نرگس، از دیدن چشمان تیرخورده دختران و جوانان،  چشم مست خود را بر بهار بسته است.  مگر نه این‌که شرط لازم بهار نو شدن است؟ در زندگی مردم زحمت‌کش بینوا همه‌چیز بوی کهنگی و نا گرفته است. از دست‌های فرورفته در سطل زباله‌ها بوی نکبت سرمایه‌داری بیرون می‌زند. از جیب‌های خالی کارگران بوی آزاردهنده  فقر و نداری به مشام می‌رسد. بوی بهار تنها به بخش کوچکی از بالای شهر می‌رسد. در جوی‌های متعفن پایین‌شهر بوی بهار نمی‌آید. سال از پی سال می‌رود اما هراندازه بهار دست درازمی کند سنبل و سوسن را واسطه می‌کند  مردم دستشان از رسیدن  به سال نو و عید کوتاه است. بنفشه سوگوار لاله‌ها  است. لاله از سنگینی خون زنان و مردان و کودکان شهر مغموم است و سربه‌زیر. خانه‌تکانی روزهای پایانی سال، جایش را به شستشوی مزار جوانان مبارز داده است. خنده بر لبان خشک  و سرد مادران ماسیده است. شکوفه چگونه برقصد وقتی  ترانه دربند است؟ چه چیز در زندگی مردم  تحت ستم حاکمیت جنایتکار می‌تواند زیبا باشد؟ هرروزه در زندگی مردم زلزله رخ می‌دهد. برای هر خبر اعدام ،  کشته شدن زیر شکنجه‌های وحشیانه،  مسمومیت کودکان دانش‌آموز، دستگیری‌های بی‌وقفه جوانان مبارز و آزادیخواه، زمین زیر پای مردم می‌لرزد. هرچند ظلم  و بیداد و فقر بسیار فراتر از توان تحمل کارگران و زحمتکشان است اما زیر ضربه‌های سنگین حاکمان دزد و جنایتکار سرمایه‌داری جمهوری اسلامی مردم به شناخت کامل‌تری از ریشه‌های بدبختی و فقرشان پی برده‌اند. به‌درستی دریافته‌اند  این ظلم و ستم  از کجا آب می‌خورد. از این باارزش‌تر، آگاهی مردم نسبت به ماهیت ارتجاعی شاه و شیخ است. به‌درستی  هردو را در ویرانی زندگی‌شان  برابر می‌دانند. مادر همه‌ی بدبختی‌هایشان را حاکمیت سرمایه‌داران می‌دانند که هرآن چه  ستم و تبعیض فقر و بیکاری است از آن زاده می‌شود. اینک در مبارزه طبقاتی که  در پیش‌گرفته‌اند می‌خواهند از قید بندگی و استثمار سرمایه‌داری رها شوند. خواهان حکومت شورایی‌اند. این  قدرت  اراده  مردم در مبارزه و شعار بسیار گویای مرگ بر ستمگر چه شاه با شه چه رهبر، جایگاه و موقعیت سلطنت‌طلبان و فرصت‌طلبان  را عیان کرده است.دیگر نمی‌توانند قدرت به‌دست‌آمده از اتحاد مردم را  بگیرند. کارگران و مردم زحمتکش، روزهای سیاه و سخت در کنار هم مانده‌اند. هر شب در خیابان دست در دست هم مبارزه کرده‌اند. باهم و  برای هم گریسته‌اند. حال بدشان را باهم تقسیم کرده‌اند. متحد و یک‌صدا می‌گویند نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم. آری امسال هم عید در سفره‌های خالی کارگران و زحمتکشان جایی برای حضور پیدا نکرده است.  ستم طبقاتی، سرکوب، سم، سینه‌های تیرخورده، سرهای بالای دار، سرخی خون جوانان، سوز و آه مادران داغدار، هفت‌سین مردم را تشکیل می‌دهد.

آخرین رهگذر سال  پای خسته‌اش را روی زمین می‌کشد. اتوبوس دور می‌شود.عطر موهایش را، باران درهوا پخش می‌کند. زیرشیروانی دانه‌ای جوانه‌زده است. سرِ سبزش را به‌سختی  از بین آسفالت و زمین سخت بیرون می‌کشد. مبارزه‌ای برای زنده ماندن. زیرشیروانی می‌ایستد. باران با آهنگ یکنواخت بر شاخ و برگ درختان می‌خورد. بهار، امید زندگی تازه را نوید می‌دهد. اولین خیابانی که وارد می‌شود، اولین دیواری که می‌بیند آخرین حرف سال را می‌نویسد. نقطه پایان زندگی، مرگ نیست سکوت است.

 

به امید فرارسیدن عید کارگران و زحمتکشان

کار نان  آزادی  حکومت شورایی

اسفند ۱۴۰۱

متن کامل نشریه کار شماره ۱۰۱۳  در فرمت پی دی اف:

آخرین تجمع اعتراضی بازنشستگان اهوازی در سالی که به پایان رسید

امروز آخرین یکشنبه پایان سال است، یعنی چهل و هشتمین باری است که بازنشستگان و مستمری‌بگیران اهوازی طی سالی که به پایان آن رسیدیم جلو اداره بیمه، تجمع اعتراضی برگزار می‌کنند. ده‌ها نفر بازنشسته، جلو اداره بیمه به تجمع اعتراضی پرداختند و با شعارهای سیاسی – طبقاتی علیه دولت و دستگاه‌های ناکارآمد رژیم که طی چندین سال حقوق آنان را بالا کشیده و دربی عدالتی کامل از پرداخت مزایای شغلی آنان خودداری کرده‌اند به تظاهرات و نمایش جمعی دست زدند. با فریاد” فقط کف خیابون به دست میاد حقمون». اما،” گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من-انچه البته بجایی نرسد فریاد است” سال‌هاست که رژیم و دستگاه دولت سرمایه‌داری جمهوری اسلامی علیل و زمین‌گیر شده، نه گوش شنیدن دارد و نه چشم دیدن. بازنشستگان و مستمری‌بگیران در اعتراض به حقوق ضایع‌شده خود تجمع نموده و خواهان افزایش حقوق، همسان‌سازی شغلی و حقوقی دریافتی مطابق میانگین تورم و سایر خواست‌های خود هستند. یکی از بازنشستگان که در همین زمینه برای دیگران صحبت می‌کرد، می‌گفت: “ما حق خودمون را می خوایم مطابق با قانون، دولت موظف است همه حقوق ما را بر اساس میانگین تورم افزایش بدهد، نه سالی یک‌بار بلکه چند بار در سال، باید میانگین تورم بگیرد و حقوق مارا افزایش بدهد. درحالی‌که دولت از اجرای قانونی که خود نوشته وبانی آن است عمل نمی‌کند” کارگر بازنشسته تأکید داشت “فقط با حضور گسترده و اعتراض خیابانی می تونیم حقوق خودمان را بگیریم.” این بازنشستگان و مستمری‌بگیران اغلب افرادی هستند، که حقوق دریافتی آنان اصلاً جوابگوی زندگی حداقلی آنان نیست. آنان عموماً از ضعیف‌ترین بازنشستگان و مستمری‌بگیرانی هستند، که سال‌هاست در محرومیت بوده‌اند. درامد و حقوق دریافتی آنان  در تمام طول سال‌هایی که مشغول کار بودند و اینک که بازنشسته شده‌اند، تنها برای تداوم زنده ماندن بود. بازنشستگان تأمین اجتماعی بیشتر کارگران و کارکنان شرکت‌های خصوصی، پیمانکاری‌ها، و پروژه‌ها و بعضاً کارکنان دون‌پایه دستگاه‌های دولتی هستند، که سال‌ها دریک روابط غیرعادلانه و استثمار گرانه، در زیر سرکوب و تحقیر، در زیر چشم دستگاه‌های حراستی و اطلاعاتی، اختناق و انواع و اقسام   فشارهای ایدئولوژیک را تحمل کرده‌اند بخشا کارگران پیمانکاری‌ها پروژه‌ها بوده‌اند، که از کله‌سحر تا شام بیشتر عمر خود را در کارگاه‌ها باکارهای سخت سپری کردند. آنان خیلی کم، تجربه هم‌سفره بودن با خانواده خود در روزهای سال را داشتند. اغلب آنان در تمام سال‌های کار در پروژه‌ها و پیمانکاری‌ها، رنگ میهمانی در جمع دوستان، آشنایان و اقوام را ندیدند. این کارگران دیروز و بازنشستگان امروزی  در زندگی خود کمتر گردشی یک‌روزه را  در کنار زن و فرزندان خود تجربه کردند. هیچ‌گاه برنامه مسافرت‌های سالانه تفریحی همراه با خانواده هرچند ده سال یک‌بار هم نداشتند. بعضی‌ها شاید این آرزو را به گور ببرند. درحالی‌که بسیاری از سرمایه‌داران غارتگر و دزد حکومتی با غارت سرمایه‌های مردم بهترین خانه و مسکن را در کشورهای مانند، انگلیس، امریکا، کانادا و ترکیه خریدند برای اینکه با خانواده‌های خود هرچند مدت در این کشورها به تفریح و خوش‌گذرانی بپردازند. رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی، کارگران و زحمتکشان و مردم را به بند کشیده با استثمار بی‌رحمانه و نابرابری حقوقی زندگی جهنمی برای آنان ساخته است. درحالی‌که حکومتیان، سرمایه‌داران و روحانیان در قدرت نشسته زندگی پرتجمل، بی‌دغدغه، و بهشت‌آسایی برای خود درست کرده‌اند، بعضی از این بازنشستگان سابقه ۳۵ و ۴۰ سال کاردارند، بخشی ۳۰-۲۰ و کمتر دارند، بعضی آسیب‌دیده جسمی هستند. ظاهراً در ایران موضوعی بانام بازنشستگی مطابق با تعریفی که دارد، روبرو نیستیم. در ایران کسی بازنشسته نمی‌شود. تازه در دوران بازنشستگی است که کارگران متوجه می‌شوند چه زندگی تلخی را پشت سر گذاشتند بچه‌های آنان چگونه در این‌همه سال‌های گذشته در محرومیت زندگی کردند و بزرگ شدند. تازه می‌فهمند چقدر در زندگی کاستی دارند. فرزندان بزرگی که به زندگی جدیدی نیاز دارند. خانواده‌ای که بعد از سالیان کار، فاقد یک سقف است که دران بیتوته کند، با هزاران چاله‌چوله در زندگی روبرو است که برای پر کردن آنان باید دوباره در سنین بالا و بازنشستگی کار کند، تحقیر شود، تا در پیش زن و بچه خود شرمسار نباشد. مسائل و مشکلات انسانی یک بازنشسته که حکومت سرمایه‌داری از درک آنان عاجز است. خانواده‌های این بازنشستگان که به زندگی زیر نظام سرمایه‌داری گندیده جمهوری اسلامی محکوم هستند، همیشه آزگار از خوردن گوشت، خوردن آجیل و تنقلات، پوشیدن لباس نو و یک شادی کوچک محروم و از عهده تأمین خواربار و مواد اولیه زندگی عاجزند. رژیم دزد و غارتگر جمهوری اسلامی با افزایش تعرفه‌ها، گمرکات، عوارض، پرداخت مالیات‌های نجومی بستن عوارض روی شغل‌های کم درامد، گرانی کالا اجناس، روزگار مردم را سیاه کرده است. تحمیل بار این‌همه مالیات استثماری و تحمیلی بردوش توده‌ها که با افزایش قیمت‌ها از گرده توده‌های محروم مردم کشیده می‌شود، بخشی از ستمی است که غیرمستقیم بر مردم تحمیل می‌شود. مردم از روی ناچاری برای تأمین هزینه‌های زندگی ناخن به چهره همدیگر می‌کشند. رژیم با استبداد و جبر مردم را وارد بازی کرده که بی‌شباهت به گلادیاتورها دررم باستان و انداختن مردم به جان همدیگر نیست.

راه سعادتمندی مردم، توده‌های زحمتکش کارگران بازنشستگان و کلیه اقشار اجتماعی با عبور از روی لاشه گندیده نظام سرمایه‌داری حاکم است که هموار می‌شود. بازنشستگان تا چند سال دیگر می‌خواهند و می‌توانند به همین شکل و بدون نتیجه که بیشتر حکم سرگرمی دارد ادامه بدهند. آنان باید پیش از هر چیز روابط درونی خود را با ساز کار جدی ساماندهی کنند. به روابط خود با بازنشستگان شهرهای دیگر شکل عملی و همکاری تشکیلاتی بدهند. بکوشند جمع‌های خود را شکل سیاسی و ارتقا بدهند. پیوند خود را با کارگران در رشته‌های گوناگون تقویت کنند. به کاری دست بزنند که رژیم متوجه خواست‌ها و مطالبات آنان بشود. اعتراضات خود را بدون فاصله جلو درب ادارات مطبوعه برگزار کنند. عناصر رژیمی و عناصر خانه کارگری را از جمع‌های خود بیرون کنند، تا مبارزه آنان با شدت عمل بهتری همراه شود. کلیه آحاد و اقشار محروم اجتماعی و آنان که حقوقشان پایمال‌شده و آنان که مانند بازنشستگان برای احقاق حق خود تلاش می‌کنند باید در اتحاد با طبقه کارگر و مبارزات کارگران مرتبط شوند تا بازور و قدرت اتحاد و همبستگی کارگری به اهداف خود برسند.

ما، سال نو را به همه کارگران زحمتکشان و بازنشستگان و کلیه نیروهای رنج و زحمت تبریک میگوییم با امید به اینکه در شرایط اعتلایی و موقعیت انقلابی سال نوی که روبرو هستیم مبارزات کارگران و زحمتکشان ایران به ثمر بنشیند.

نابود باد نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی.

زنده‌باد انقلاب. زنده‌باد سوسیالیسم.

فعالان کارگری جنوب.

۱۴۰۱/۱۲/۲۸

نان کار آزادی حکومت شورایی

 

وخامت شرایط پناهجویان ایرانی در ترکیه و خطر استرداد آن‌ها به ایران!

طبق اخبار و گزارشات منتشره طی روزهای اخیر، سازمان ملل پرونده پناهندگی بسیاری از ایرانیان در ترکیه را بدون اطلاع به آن‌ها مختومه اعلام کرده است. به‌این‌ترتیب پناهجویانی که پس از ماه‌ها و سال‌ها انتظار موفق به دریافت پناهندگی از کشورهای دیگر شده بودند و منتظر طی مراحل قانونی پرونده خود بودند، از لیست پناهندگی مندرج در سایت سازمان ملل خارج‌شده و در بلاتکلیفی به سر می‌برند. این امر به این معناست که ایرانیانی که پس از سال‌ها انتظار و بلاتکلیفی موفق به اخذ پناهندگی از کشورهای ثالث شده بودند، مجدداً باید پروسه پناهندگی خود را از سر گیرند و چه‌بسا در معرض استرداد به ایران قرار گیرند. طبق آمار سازمان‌های پناهندگی تعداد این دسته از ایرانیان در ترکیه حدود ۴ هزار تن است.

گرچه شرایط پناهجویان در ترکیه طی ده های گذشته همواره با بلاتکلیفی، مخاطرات و فشارهای فراوانی همراه بوده اما از سال ۲۰۱۸ یک فاکتور دیگر به این مجموعه اضافه‌شده است. در سپتامبر ۲۰۱۸ (مهرماه ۱۳۹۶) سازمان ملل رسیدگی به پرونده‌های پناهجویان را به اداره مهاجرت ترکیه واگذار کرد و همین امر به نابسامانی و تعلل در پیگیری پرونده‌ها انجامیده است. ضمناً نقش روابط و زد و بندهای سیاسی ایران و ترکیه نیز بر این روند تأثیرگذاری بیشتری پیداکرده است. طی سال‌های گذشته و برخوردهای غیرانسانی سازمان ملل و اداره مهاجرت ترکیه با پناه جویان از یک‌سو و نقش مافیایی باندهای قاچاق برای سرکیسه کردن پناهجویان برای انتقالشان به کشور ثالث از سوی دیگر زندگی را بر هزاران ایرانی پناهجو در ترکیه سیاه کرده و بسیاری را در معرض خطر استرداد به ایران قرار داده است.

وضعیت پناهجویان ایرانی در ترکیه نمونه آشکاری از سیاست‌های غیرانسانی دول سرمایه‌داری و جریانات راست این جوامع است. آن‌ها از یک‌سو درهای خود را بسته‌اند و از سیاست پناهنده‌پذیری در کشورهای همجوار دفاع می‌کنند، اما زمانی که کشوری همچون ترکیه حقوق اولیه پناه جویان ایرانی را نقض و زندگی و آینده آنان را به بازی می‌گیرد، سکوتی مرگبار می‌کنند

کمیته خارج از کشور سازمان فدائیان (اقلیت) اقدامات ضد انسانی و تعلل نهادها و ارگان‌های ذی‌ربط در رسیدگی به وضعیت پناهجویان ایرانی را محکوم می‌کند و نسبت به خطر استرداد این پناهجویان و تبعات آن هشدار می‌دهد. حمایت از پناه جویان ایرانی که برای نجات جان خود گریخته و ماه‌ها و سال‌ها در شرایط غیرانسانی و بلاتکلیفی قرار دارند، وظیفه انسانی افراد، نیروها و جریانات پیشروی ایران و جهان است.

 

کمیته خارج از کشور سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۹ مارس ۲۰۲۳ برابر با ۲۸ اسفند ۱۴۰۱

سپیده قلیان و عبور از دیوار زندان‌ها! اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

سپیده قلیان و عبور از دیوار زندان‌ها!
اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

سپیده قلیان، پس از ۴ سال و هفت ماه با فریاد “خامنه‌ای ضحاک، می‌کِشیمت زیر خاک” از زندان اوین آزاد شد. آزادی او اما فقط ۴ ساعت طول کشید و مجدداً توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ربوده و از زندان بزرگ ایران به زندان کوچک اوین منتقل شد.

سپیده قلیان در اعتصابات کارگران هفت‌تپه دستگیر و به پنج سال زندان محکوم شد و نامش یادآور هفت‌تپه ۹۷ است. سپیده قلیان از معدود زندانیانی است که دیوار زندان‌های کوچک و بزرگ در مبارزاتش وقفه‌ای ایجاد نکرد. همراه با اسماعیل بخشی افشاگر شکنجه در زندان‌ها شد. نقش آمنه سادات ذبیح پور را در اعتراف گیری زندانیان افشا کرد و در اضافه شدن “بازجو خبرنگار” به ادبیات سیاسی ایران نقش مهمی داشت.

برای آزار وی و خانواده‌اش به زندان‌های متعدد تبعید شد و در هر زندان افشاگر وضعیت وخیم زنان گشت. زنانی که اغلب برای انتقام از همسران و اقوام خود که علیه رژیم اسلامی فعالیت می‌کردند به گروگان گرفته‌شده بودند. گزارش هولناکی از اوضاع زنان در “سیاه‌چال بوشهر, جایی نزدیک آخر دنیا” تهیه کرد و از انواع آزار و تعرض جنسی به زنان توسط مقامات زندان پرده برداشت. در زندان‌ها شعر گفت و نقاشی کشید. هنگام یک مرخصی کوتاه نمایشنامه تک‌نفری نوشت و خود آن را اجرا کرد.

انعکاس و تأثیر فریاد “خامنه‌ای ضحاک، می‌کِشیمت زیر خاک” سپیده قلیان در فضای سیاسی ایران و در ششمین ماه حرکت انقلابی مردم فراتر از طاقت و تحمل رژیم اسلامی بود. سپیده قلیان را به زندان کوچک اوین بردند، نزد “سپیده کاشانی، نیلوفر بیانی، زهرا زهتابچی، بهاره هدایت، گلرخ ایرایی، ناهید تقوی و همه زندانیان سیاسی” که وی در همان اولین دقایق رد شدن از دیوار اوین خواهان آزادی آن‌ها شده بود. رژیم اسلامی رفتنی است. زندانیان سیاسی تا پایان محکومیتشان در زندان نخواهند ماند. درب زندان‌ها توسط مردم باز و زندانیان سیاسی آزاد خواهند شد.

کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی!

زنده‌باد آزادی، زنده‌باد سوسیالیسم!

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۲۶ اسفند ۱۴۰۱ – ۱۷ مارس ۲۰۲۳

امضا: سازمان اتحاد فدائیان کمونیست، اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

در آستانه سال نو، ضحاک زمانه هم‌چنان به آشامیدن خون مردم ستم‌دیده‌ی ایران مشغول است

رژیم ددمنش جمهوری اسلامی سحرگاه روز جمعه محی‌الدین ابراهیمی را اعدام کرد. محی‌الدین ابراهیمی کولبری بود که به دلیل بیکاری و فقر مجبور به کولبری شده بود. مزدوران رژیم در آبان ۹۶ او را که در حال حمل کالا (۱۴ کارتن آبجو) بر دوش خود بود، با شلیک گلوله مجروح کردند. بر اثر شدت جراحت، محی‌الدین ابتدا به بیمارستان منتقل و سپس در شکنجه‌گاه‌ اطلاعات سپاه ارومیه به زنجیر کشیده شد.

در شکنجه‌گاه اطلاعات سپاه به او اتهام حمل سلاح و همکاری با حزب دموکرات زده شد ولی او هیچ‌گاه نپذیرفت. هم‌چنین در حالی که پیش از این نورالدین، برادر او در حین کولبری به دست مزدوران رژیم به قتل رسیده بود، بازجویان در پرونده‌ی او از برادرش به‌عنوان عضو حزب دمکرات یاد کرده و کشته شدن او را نیز به همین موضوع ربط داده بودند. محی‌الدین به‌رغم رد پرونده‌سازی‌ بازجویان خون‌آشام رژیم، در مرداد سال ۹۷ بدون داشتن وکیل تعیینی و تنها براساس پرونده‌ای که بازجویان آماده کرده بودند، به اعدام محکوم شد.

همراه با محی‌الدین که پدر دو کودک بود و تنها جرم‌اش تن دادن به کار طاقت‌فرسای کولبری برای تامین حداقل نیازهای خانواده بود، ۶ زندانی دیگر با نام‌های نسرین نیازی، فروهر عباس‌نژاد، محمد ایوبیان، جهانبخش رادلویی، حسن عمری و یاسین رشیدی عمدتا به اتهام حمل مواد مخدر در زندان ارومیه اعدام شدند. در همین روز یک زندانی دیگر در زندان خرم‌آباد اعدام گردید.

براساس اخبار منتشره، از ابتدای سال جاری میلادی یعنی حدود دو ماه و نیم پیش، حداقل ۱۴۵ نفر در ایران اعدام شده‌اند که اتهام بیش از ۹۰ نفر از آن‌ها حمل مواد مخدر بوده است. تنها از ۱۰‌ اسفند تا روز جمعه ۲۶ اسفند ۳۷ نفر توسط رژیم خون‌آشام جمهوری اسلامی اعدام شده‌اند.

شب گذشته صدها تن از مردم ارومیه با شنیدن خبر احتمال اجرای احکام اعدام زندانیان، در برابر زندان ارومیه تجمع کرده و خواستار لغو احکام اعدام آن‌ها شده بودند. اما ضحاک زمانه حتا در روزهای آخر سال و در آستانه عید نوروز نیز از خونریزی و آشامیدن خون مردمان این سرزمین دست نکشید. اعدام زندانی سیاسی محی‌الدین ابراهیمی و ۶ زندانی دیگر انتقام جمهوری اسلامی از مبارزات مردم قهرمان ایران بویژه کردستان، “گورستان فاشیستان” است. همان‌طور که در ماه‌ها و هفته‌های گذشته ده‌ها جوان بلوچ به اتهام مواد مخدر در زندان اعدام شدند و ده‌ها جوان دیگر بلوچ وکرد تنها به خاطر سوختبری و کولبری توسط مزدوران رژیم به قتل رسیدند.

تداوم و افزایش اعدام‌ها در ایران در حالی‌ست که فریاد رسای مردم ایران در مخالفت با صدور و اجرای احکام اعدام در چهارگوشه‌ی کشور طنین‌انداز شده است و خانواده‌های زندانیان محکوم به اعدام بارها در برابر زندان‌ها و یا مراکز قضایی رژیم دست به تجمع اعتراضی زده‌اند.

در روزهای گذشته هم‌چنین اخباری از کشته شدن چند زندانی سیاسی دیگر در زندان‌ها منتشر شده است. شیرزاد احمدی‌نژاد اهل شهر بوکان یکی از این زندانیان بود که ۲۶ بهمن‌ماه توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران دستگیر و در بازداشتگاه اطلاعات سپاه ارومیه در زیر شکنجه به قتل رسید. روز چهارشنبه ۲۴ اسفند مزدوران رژیم در تماس با خانواده‌ی وی مرگ او در زندان را به اطلاع آن‌ها رساندند.

صادق فولادی وندا کارگر کفاش ۲۹ ساله، دیگر زندانی سیاسی بود که ۱۴ بهمن‌ توسط اطلاعات سپاه پاسداران در گچساران دستگیر شد و ۲ اسفند جسد وی در کانال آبی در شهر گچساران پیدا شد، در حالی که آثار شکنجه‌های وحشیانه بر بدن وی کاملا آشکار بود. صادق یکی از جوانان مبارز، فعال و رادیکال شهر بود.

قتل صادق فولادی وندا و شیرزاد احمدی‌نژاد در زیر شکنجه و اعدام محی‌الدین ابراهیمی بار دیگر ثابت کرد که برای مردم ایران هیچ راهی جز سرنگونی قهرآمیز رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی وجود ندارد.

این جنایات، آن‌هم در آستانه سال نو و در حالی که روز گذشته آرامستان‌های ایران مملو از مردمی شده بود که برای پاسداشت عزیزان به‌خون خفته‌ و قهرمان خود با شعارهایی علیه جمهوری اسلامی تجمع کرده بودند، بار دیگر اهمیت مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی را به ما یادآور کرد، هم‌چنین اهمیت اتحاد و همدلی تمامی مردم ستم‌دیده‌ی ایران را برای تشدید مبارزه و سرنگونی جمهوری اسلامی.

سازمان فدائیان (اقلیت) در آستانه سال نو همراه با خانواده‌های جان‌فشاندگان مبارزات چهل و چهارساله‌ی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی، یاد عزیز تمامی آن‌ گل‌های سرخِ خفته در خاک را گرامی می‌دارد.

سازمان فدائیان (اقلیت) خواستار لغو فوری صدور و اجرای حکم اعدام است.

سازمان فدائیان (اقلیت) خواستار آزادی تمامی زندانیان سیاسی است و در این روزهای سخت، در این روزهای مبارزه و خشم، در کنار آن‌ها و خانواده‌های‌شان قرار دارد‌.

ما خواهان لغو فوری هرگونه شکنجه جسمی و روحی هستیم. ما خواستار آزادی بی‌قید و شرط بیان و اندیشه، اجتماعات، تشکیل احزاب، سندیکا و دیگر تشکل‌های توده‌ای هستیم.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورایی

نابود باد نظام سرمایه‌داری

زنده‌ باد آزادی- زنده‌ باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان (اقلیت)

۲۶ اسفند ۱۴۰۱

کار، نان، آزادی – حکومت شورایی

اطلاعیه شورای نیروهای چپ و کمونیست در رابطه با درگذشت نا به هنگام رفیق صالح احمدیان

اطلاعیه شورای نیروهای چپ و کمونیست

در رابطه با درگذشت نا به هنگام رفیق صالح احمدیان

متأسفانه مطلع شدیم که رفیق صالح احمدیان، کمونیست و کادر هسته اقلیت دیروز ۱۴ مارس در اثر بیماری مزمن سرطان در کشور نروژ درگذشت.

رفیق صالح از دوره نوجوانی به فعالیت سیاسی رو آورد و به صفوف چریکهای فدایی خلق ایران پیوست. او بیشتر از سی سال از زندگی پربار فعالیت سیاسی  خود را در صفوف هسته اقلیت انجام داده است. در کنار فعالیت‌های سیاسی دیگرش به نمایندگی از طرف هسته اقلیت در شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست، فعالیت می‌کرد. ما افتخار آن را داشتیم از نزدیک از صمیمیت و دقت بالای او در پیشبرد مسئولیت‌هایش برخوردار باشیم.

جنبش کمونیستی و کارگری ایران بار دیگر عضو بزرگی را از دست داد.
ما درگذشت رفیق صالح احمدیان را به خانواده و دوستانش و به رفقای هسته اقلیت تسلیت میگوییم.

یادش گرامی و راهش پرتوان باد

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

۱۵ مارس ۲۰۲۳

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در باره منشور اپوزیسیون ضد انقلابِ رضا پهلوی و شرکا

اطلاعیه شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

در باره منشور اپوزیسیون ضد انقلابِ رضا پهلوی و شرکا

 

از دهم فوریه که همایش گروهی از نیروهای بورژوازی ضد انقلاب در دانشگاه جرج تاون واشگتن برگزار شد، رضا پهلوی و هم پیمانانش وعده دادند تا پایان ماه فوریه منشور گذار از جمهوری اسلامی را رونمایی خواهند کرد. این وعده آنان، شور و شوق زیادی را در میان نیروهای اپوزیسیون راست افراطی ایجاد کرد. رسانه‌های بورژوازی به طور شبانه روز از تدوین منشور فوق حرف زدند و لحظه رونمایی آن را با بوق کرنا تبلیغ کردند. سرانجام پس از آنهمه جار و جنجال تبلیغاتی رسانه‌های بورژوازی، روز یکشنبه ۱۲ مارس (۲۱ اسفند) منشور سراپا ارتجاعی و ضدانقلابی اپوزیسیون راست افراطی با امضای رضا پهلوی و هم‌پیمانانش حامد اسماعیلیون، شیرین عبادی، مسیح علینژاد، نازنین بنیادی و عبدالله مهتدی منتشر شد. منشوری که شالوده آن یکسره در ساخت‌وپاخت و چانه‌زنی با دولت‌های غربی بنیان نهاده شده است تا طراحان آن بتوانند از بالای سر مردم، انقلاب توده‌های مردم ایران را ذبح و رژیم سرمایه‌داری دیگری را بر جان و هستی کارگران و زحمتکشان ایران تحمیل کنند. منشوری که با دست‌ودل بازی تمام، کوشیده است تا مبارزات قهرمانانه توده‌های مردم ایران را در پای مذاکره با دولت‌های غربی به سلاخی بکشاند.

این منشور آن‌چنان بی‌مایه است، که حتی شکاف در درون نیروهای راست از جمله سلطنت‌طلبان را تشدید کرد. اپوزیسیون دست راستی بورژوایی را ناامید و آنان را به شکوائیه از محتوای این منشور کشانید. بی‌مایگی و ناهمگونی مضمون و محتوای این منشور با خواست‌ها و مبارزات خیابانی توده‌های مردم ایران آن‌چنان عمیق است، که حتا امضاکنندگان منشور، پس از رونمایی از آن، هرکدام ساز خود را در تفسیر بندهای آن می‌زنند.

نویسندگان “منشور همبستگی و سازمان‌دهی برای آزادی”، که پیش‌ازاین، همه توان خود را در گنجاندن نام سپاه پاسداران در لیست گروهای تروریستی گذاشته بودند، اکنون‌که منشور خود را رونمایی کرده‌اند، با وقاحت تمام همان نیروهای تروریست و آدمکُش سپاه پاسداران برایشان عزیز شده‌اند. تا جایی که مجموعه مزدوران سپاه پاسداران را در وجود چند فرمانده جلاد و آدمکُش خلاصه کرده‌اند. آنان، با وقاحت تمام ارتش سرکوبگر جمهوری اسلامی را تطهیر و از ادغام سپاه تروریستی در ارتش سخن گفته‌اند. مدعیان هم‌پیمان با دول امپریالیسی، که با فریب و ریا نام “مهسا” را بر منشور خود نهاده‌اند، از هم‌اکنون نسبت به ارتش دست‌ساز جمهوری اسلامی ابراز وفاداری کرده و خواهان حفظ تام و تمام ارکان این ارتش سرکوبگر شده‌اند. غافل از اینکه جمهوری اسلامی از همان آغاز به قدرت رسیدن، با گماردن وابسته‌ترین نیروهای مزدور خود در رده‌های بالا و میانی ارتش سرکوبگر بازمانده از رژیم پادشاهی را همانند سپاه پاسداران به ارتشی مزدور، ایدئولوژیک و وفادار به خود تبدیل کرد.

منشور ارتجاعی و ضد کارگری ۶ نفره رضا پهلوی و هم‌پیمانان او، نه‌تنها کمترین ارتباطی به منافع کارگران و توده‌های زحمتکش ایران ندارد، نه‌تنها نشانی از حق‌وحقوق ملیت‌های تحت ستم ایران در آن گنجانده نشده است، بلکه تنظیم‌کنندگان آن، با سوارشدن بر مبارزات خیابانی زنان و توده‌های مردم ایران از هم‌اکنون در مقابل توده‌های تحت ستم و نیروی بزرگ کارگران و زحمتکشان صف‌آرایی کرده‌اند. طراحان منشور فوق، ازآنجاکه می‌دانند، منشورشان تنها پاسدار نظم طبقاتی، ستمگرانه و استثمارگرانه سرمایه‌داری حاکم بر ایران است، و باز ازآنجاکه بر این امر آگاهند که کارگران و توده‌های رنج و کار و زحمت، هرگز به چنین منشور ضد کارگری تن نخواهند داد، از هم‌اکنون با تطهیر ارتش و ادغام نیروهای مزدور و آدمکُش سپاه در ارتش سرکوبگر جمهوری اسلامی، خود را برای سرکوب کارگران و توده‌های مردم ایران در دوران پس از سرنگونی جمهوری اسلامی آماده می‌کنند.

منشور رضا پهلوی و شرکا، اگرچه از نظر کارگران و توده‌های مردمی که هم‌اینک در کارخانه و کف خیابان برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی مبارزه می‌کنند، محلی از اِعراب ندارد، بااین‌همه باید در افشای این منشور ضد کارگری نیرو گذاشت و به توده‌های مردم ایران بیش‌ازپیش نسبت به ماهیت ارتجاعی و اهداف ضدانقلابی منشور بورژوائی رضا پهلوی و شرکای آن هشدار داد.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست که برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی، درهم کوبیدن ماشین بوراکراتیک – نظامی سیستم سرمایه‌داری حاکم بر ایران و برقراری یک دولت کارگری – شورایی مبارزه می‌کند، کارگران، زنان، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، نویسندگان و عموم توده‌های مردم ایران را به هوشیاری در مقابل دسیسه‌های این منشور ضدانقلابی فرامی‌خواند و به سهم خود در افشای ماهیت این منشور ارتجاعی و تنظیم‌کنندگان آن پیگیرانه مبارزه می‌کند.

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده‌باد آزادی، زنده‌باد سوسیالیسم

۱۵ مارس ۲۰۲۳ (۲۴ اسفند ۱۴۰۱)

امضاها: اتحاد فدائیان کمونیست، اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری- حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت

قلب سرخ صالح احمدیان از تپش باز ایستاد

0

با کمال تأسف باخبر شدیم رفیق صالح احمدیان از کادرهای هسته اقلیت پس از چند سال جدال با بیماری سرطان، روز جمعه دهم مارس ۲۰۲۳ در نروژ درگذشت.

رفیق صالح فعالیت‌های سیاسی‌اش را در نوجوانی با سازمان دانش آموزان پیشگام سازمان چریک‌های فدائی خلق ایران آغاز کرد و بعد از انشعاب بزرگ به صفوف اقلیت پیوست. در دوره نوجوانی به دلیل فعالیت‌های سیاسی مجبور به ترک محل زیست خود شد و پس از مدتی به پاکستان گریخت. در پاکستان از فعالین جنبش پناهندگی و از اعضای شورای پناهندگان ایرانی در کراچی بود. در پی گسست‌های درونی سازمان، در خرداد ۱۳۶۶ به هسته اقلیت پیوست.

رفیق صالح مبارزی پیگیر و از نمایندگان هسته اقلیت در شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست بود. شوخ‌طبعی، سرزندگی و خوش‌رویی رفیق صالح چه در جلسات شورای همکاری و چه در دیگر عرصه‌های مبارزاتی، از او چهره‌ای متین، کوشا و دوست‌داشتنی به یادگار گذاشته است.

سازمان فدائیان (اقلیت)، ضمن تأسف عمیق از مرگ رفیق صالح احمدیان، فقدان این رفیق کمونیست را به رفقای هسته اقلیت و همه دوستداران او تسلیت می‌گوید. یادش گرامی و خاطره تابناکش ماندگار باد

روابط عمومی سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۵ مارس ۲۰۲۳