کیفرخواست معلمین
شما میتوانید معلمین ما را به جرم دادخواهی
حبس کنید
فریادشان را با خون آغشته کنید
بهفرمان خدای ظلمات
عطر گل سرخ را با بوی باروت گاز پرکنید
ولی تمام دارایی من
یک جفت مشت گرهکرده است
در خشم خیابان
با هزاران فریاد
با مشق الفبای انقلاب در کف خیابان
با اندیشههای روشن
برای دنیای تازهای که نساختهایم
تا شقایقها را تسکینبخشیم
معلمین ما شجاعترین جانباختگان تاریخیند
از مرگ نمیترسند
در سوگ نمیگریند
رخت عزا نمیپوشند
صدایشان خسته محزون
سرود شورش میخوانند
در سیاهچالههای جهل و جهالت
بر نادانیهای دانای کل
سیاهکوه



جنبش کارگری از همان نخستین روزها و هفتههای آغازین سال ۱۴۰۱ با یورش طبقه حاکم و همزمان با موجی از اعتصابات و اعترضات کارگری همراه شد. یورشهای پیدرپی طبقه سرمایهدار حاکم به سطح معیشت کارگران چنان گسترده و فشارها و تنگناهای اقتصادی از چنان شدت وحدتی برخوردار بود که عموم کارگران را در فقری کمسابقه غوطهور ساخت. صرفه جویی بیشتر و گرسنگی مفرط برخانهها و کلبههای کارگران همهجا در سراسر کشور سایه گسترد. با تعیین حداقل مزد ۵ میلیون و ۶۸۰ هزارتومان( به شمول حق مسکن و اولاد و…) درحالیکه کمترین هزینه ماهانه یک خانواده کارگری بالای ۱۶ میلیون بود، یکبار دیگر طبقه کارگر به زندگی در زیرخط فقر محکوم شد. سطح بسیار پایین و نازل دستمزدها در قبال افزایش سرسامآور قیمتها و نرخ تورم، معنای دیگری جز تیرهروزی و فلاکت بیشتر کارگران نداشت. قیمت اجناس و کالاهای موردنیاز کارگران ازجمله مواد خوراکی جهش وار افزایش یافت و بعضاً سه تا چهار برابر شد. گرانی و تورم و فشارهای ناشی از آن و فقر و فلاکتی که بردوش کارگران آوار شد، مرز تمام سالهای گذشته را پشت سر گذاشت. اما این هنوز تمام ماجرا نبود. توفان افزایش قیمتها که از اجرای سیاست دولت درزمینهٔ حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمت دلار بر پاشد، اندک مواد غذایی هنوز باقیمانده بر سفره کارگران را روبید و جز نان خالی چیزی به سفره باقی نماند.
در حالی که حملات شیمیایی جمهوری اسلامی به مدارس (عمدتا) دخترانه از همان فردای بعد از تعطیلات نوروزی بار دیگر آغاز شد، مقامات حکومتی همچنان عامدانه حملات شیمیایی را از اساس انکار و بهجای آن دانشآموزان، معلمان و حتا عوامل خارجی را متهم میکنند که پشت این قضایا قرار دارند.
همانطور که همگان بهخوبی واقف هستیم جمعیت بیکار کشور روزبهروز با حذف مشاغل تولیدی و اجرای سیاستهای نئو لیبرالی و صندوق بینالمللی پول درحال افزایش است. خصوصیسازی و فروش اموال دولتی بهصورت رانت به افراد بی تخصص که باعث از بین بردن چرخهی فعال تولید در آن بخش میشود و عواقب آن بیکاری نیروی کار در این بخشهاست که برای زنده ماندن خود و خانوادهاش مجبور است به هر شغل کاذبی روی آورد و درواقع صف ارتش ذخیره کار را فشردهتر میسازد.همانطور که در سیاست نهادهای دولتی و شورای عالی کار نظام میبینیم هیچ رغبتی به افزایش دستمزد کارگر ندارند چراکه به پشتگرمی حجمی عظیم از نیروی بیکار دلخوش کردهاند. جدای از این سیاستها که هدفش خلع سلاح طبقهی کارگر بوده است، در صنعت نفت با ایجاد قراردادهای چندگانه و جذب نیروهای خودی نظام در دو سال اخیر، نیروی کار نفتی را نسبت به چندرغاز حقوقی که در ماه به او میدهند کاملاً وابسته و او را اجیر کردهاند. هر اعتراضی جهت افزایش حقوق، مساوی با تهدید و اخراج و قطع همین آبباریکه است. نه آیندهای برای تولید متصور هستند و نه قرار هست این صنعت، مدارج پیشرفت را طی کند و یا به نقطهی خاصی برسد. مهم، فقط و فقط حفظ شرایط موجود و حفظ قدرت خود در این لحظه از زمان است.
کارگران مبارز !
در آستانه اول ماه مه ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر، روز همبستگی بینالمللی کارگران جهان، فارغ از رنگ پوست، نژاد، مذهب، و ملیت هستیم. شاید متفاوتتر از همهسالهای گذشته طی چند دهه اخیر،چراکه خیلی از کشورهای پیشرفته سرمایهداری هم دچار بحران شده و طبقه کارگر برخی از این کشورها در سال گذشته و در سال جاری اعتراضات خیابانی گستردهای داشتند.طبقه کارگر ایران ، امسال در شرایطی به استقبال اول ماه مه میرود که رژیم جمهوری اسلامی در بحران همهجانبهی وسیعی فرورفته است . بحرانهای اقتصادی،اجتماعی سیاسی که هرگز قادر به حل آنها نخواهد بود و جامعه در آستانه فروپاشی قرارگرفته است .مبارزهای که در سال گذشته با اعتراضات خیابانی و گسترده تودهای همراه بوده، اینک به مرز و به مرحلهای از رشد اجتماعی رسیده که بخشهای زیادتری از تودههای اجتماعی براثر تشدید بحران اقتصادی بخصوص تورم و گرانی هزینههای زندگی در مقابل درامد هائی که دیگر پاسخگو نیست، به خیل تهیدستان و طبقه کارگر افزوده میشوند .بحران اقتصادی با شتاب درحال تعمیق و پیش روی است. بخش زیادی از کارخانههای کوچک تولیدی، کارگاههای کوچک دستی، شغلها و کسبوکارهای کوچک، در عرصههای متفاوت کشاورزی ، دامداری و باغداری به علت گرانی و کمبود مواد موردنیاز درحال ورشکستگی هستند. افراد حقوقبگیر، شاغلین دولتی و آزاد و خدماتی، روزانه به طیف افراد بیکار و طبقه کارگر افزوده میشوند. طبقه کارگر ایران حالا تبدیل به شمشیر داموکلسی شده که بر فراز تخت و بارگاه دولت سرمایهداری و رژیم جمهوری اسلامی به نخی آویزان است و رژیم را تهدید میکند.