نظام درمانی کشور در بحران به سر میبرد. مقامات بیمارستانی و دانشگاهی در مورد احتمال فروپاشی آن هشدار دادهاند. یکی از مهمترین معضلات کنونی نظام درمانی که ازجمله عواقب آن ارائه خدمات درمانی نازل، افت کیفی مراقبتهای پرستاری، تحمیل هزینههای سنگین بر دوش زحمتکشان و حتی مرگومیر بیماران است، کمبود شدید پرستار در بیمارستانهای کشور و معضلاتی است که پرستاران ازنظر سطح معیشت و فشار سنگین کار با آن مواجهاند و اعتراضات گستردهای را در چند روز اخیر در پی داشته است. بیمارستانهای دولتی در شرایط کنونی با کمبود شدید نیروی پرستاری در سراسر ایران بهویژه در تهران و کمبود پزشک متخصص و فوق تخصص در شهرهای دور از مراکز استانها مواجه هستند. بهرغم کمبود شدید کادر درمان، اما سالبهسال بر تعداد پرستاران و پزشکانی که نظام معیوب و بحرانی درمانی را ترک میکنند و اغلب به کشورهای دیگر مهاجرت مینمایند، افزوده شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، روسای بیمارستانهای دولتی از اینکه کادر درمان از بخش دولتی خارج میشوند، بهشدت احساس نگرانی میکنند.”روز ۶ آبان رئیس بیمارستان فیروزگر، در همایش طب تسکینی به مشکلات بیمارستانهای دولتی گریز زد و نسبت به خطر ورشکستگی و تعطیلی این بیمارستانها هشدار داد و عنوان داشت که تعرفههای غیرواقعی باعث شده تا ۵۸ پرستار از بیمارستان ما بروند.
وی همچنین نسبت به خروج هیئتعلمی بیمارستانهای دولتی ابراز نگرانی کرد و گفت: ادامه این روند منجر به بحرانی شدن وضعیت بیمارستانهای دولتی خواهد شد.” توجه کنید! خروج ۵۸ پرستار، تنها از یک بیمارستان.
در چنین شرایطی است که پرستاران زحمتکش، مبارزاتی را برای تحقق مطالبات خود که در عین حال مرتبط با بهبود مشکلات نظام درمانی است، سازمان دادهاند. در چند روز اخیر، پرستاران چندین مرکز درمانی با تجمعهای اعتراضی و سردادن شعار علیه مقامات دولتی، خواستار تحقق این مطالبات شدهاند.
در ادامه اعتراضات چند ماه گذشته ازجمله در تهران، مشهد، قزوین، بابل، اصفهان ، روز شنبه ۱۳ آبان، پرستاران و کارکنان درمانی بیمارستان «امام» ارومیه در اعتراض به عدم تحقق مطالباتشان تجمع کردند.
۲۰ آبان، گروهی از پرستاران و کادر درمان اراک در اعتراض به اضافهکاری اجباری، عدم پرداخت فوقالعاده خاص و عدم پرداخت صحیح تعرفههای پرستار، در مقابل استانداری اراک تجمع کردند.
در همین روز پرستاران و کادر درمان بیمارستان شهدای تجریش نیز در اعتراض به اضافهکاری اجباری، عدم پرداخت صحیح تعرفههای پرستاری در مقابل این بیمارستان دست به تجمع زدند. پرستاران شعار سر دادند: پرستار داد بزن حقت را فریاد بزن. وزیر بیکفایت استعفا استعفا. به گفته یکی از این پرستاران: آنها نسبت به افزایش ساعات کار و اعمال اضافهکاری اجباری و پرداخت نشدن مزایا معترضاند. وی گفت: ساعت کار موظفی پرستاران را از ۱۶۰ ساعت در ماه به ۱۷۵ ساعت افزایش دادهاند، بدون آنکه به دستمزدهای آنان افزوده شود . برای هر پرستار نیز در ماه ۵۰ ساعت اضافهکاری اجباری تعیینشده است. پرستاران همچنین به پرداخت نشدن حقوق و کارانه در بیش از یک سال گذشته معترضاند.آنها گفتند: برای هر ۱۵۰ ساعت اضافهکار باید یک حقوق کامل به پرستاران پرداخت شود؛ نظام تعرفه گذاری پرستاری نیازمند اصلاحات جدی است.
پرستاران در اراک و تجریش همچنین به اختلاف دهها برابری کارانهی پزشک و پرستار و عدم اجرای درست قانون تعرفه گذاری پرستاری پس از گذشت ۱۶ سال از تصویب آن اعتراض کردند.
روز یکشنبه ۲۱ آبان نیز تعدادی از پرستاران بیمارستانهای کاشان و آران و بیدگل با تجمع در مقابل ستاد مرکزی دانشگاه علوم پزشکی کاشان و سردادن شعار، مطالبات خود را مطرح کردند. به گفتهی این پرستاران، مهمترین خواسته آنها برقراری عدالت در تعرفه پرستاری است. آنها همچنین خواهان اجرای فوقالعاده خاص، برافتادن اضافهکاری اجباری و پرداخت بهموقع معوقات مزدی خود شدند.
یکی از پرستاران در توضیح مطالبات تجمعکنندگان به خبرنگار مهر گفت: اضافهکار کادر زحمتکش با هفت ماه تأخیر پرداخت میشود و این در صورتی است که مبلغ اضافهکار پرستاری بهصورت میانگین از ساعتی ۲۰ هزار تومان تجاوز نمیکند.
وی افزود: قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری پس از ۱۶ سال بهصورت ناقص اجراشده و پرستاران هنوز مبلغ تعرفه گذاری سال ۱۴۰۱ را بهصورت کامل دریافت نکردهاند. حق مسکن ماهیانه ۵۵ هزار تومان برای پرستاران با این سطح تورم در جامعه اصلاً شایسته پرستاران نیست.
روز ۲۷ آبان ماه نیز پرستاران بیمارستانهای کرمانشاه و یزد با حضور در مقابل استانداریها و سر دادن شعار علیه مقامات دولتی خواستار، رسیدگی فوری به مطالبات خود و ازجمله اصلاح تعرفههای پرستاری و افزایش کارانه و حقوق خود شدند. این اعتراضات همچنان ادامه دارد.
آنگونه که پرستاران در تجمعات خود عنوان کردهاند، مطالبات آنها را میتوان به دودسته تقسیم کرد : تعدادی مرتبط با شرایط معیشتی است و تعدادی نیز به شرایط کاری پرستاران ارتباط پیدا میکند. حقوق اندک و عدم اجرای قوانین مرتبط با معیشت و ساعت کار پرستاران، کمبود شدید نیرو، شیفتهای سنگین کاری، اضافهکاریهای اجباری درازای مبالغ ناچیز، از نمونههای این مطالباتاند.
حقوق پرستاران در ایران چنان نازل است که حتی پاسخگوی نیازهای ابتدائی معیشتی آنها نیست.در اوایل سال جاری معاون توسعه و مدیریت منابع سازمان نظام پرستاری کشور در گفتگو با همشهری گفت:” حقوق پرستاران در دستگاههای مختلف متفاوت است. حتی در بخشهای مختلف بیمارستان دولتی هم متفاوت است. چون انواع قراردادها اعم از رسمی، رسمی- آزمایشی، پیمانی، شرکتی، طرحی، پارهوقت و … وجود دارد و عدد مشخصی وجود ندارد ولی درمجموع دریافتی پرستاران با این حجم کار خیلی کم است. ما در بعضی بیمارستانهای تهران شاهدیم که در شیفت شب، ۳۵ بیمار را به ۲ و حداکثر ۳ پرستار میدهند! این حجم کار با حقوق ۸ – ۹ میلیون تومانی و حداکثر ۱۰ میلیون تومان اصلاً همخوانی ندارد.”
سالهاست که رژیم وعده اندکی بهبود معیشت پرستاران و ظاهراً عادلانه شدن اختلاف در پرداختها را از طریق اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری داده است. اما پس از گذشت ۱۶ سال هنوز حتی قانون خودشان را هم بهدرستی اجرا نکردهاند و پرستاران از این بابت اعتراض دارند.
پرستاران از سالها پیش خواستار برافتادن اختلاف فاحش کارانه پزشک و پرستار شدهاند، اما این مطالبه همچنان بدون جواب مانده است. دبیر کل خانه پرستار میگوید: هیچ کجای دنیا اختلاف کارانهی پرداختی، یک اختلاف چهل برابری نیست. کارانه پرداختی به پزشکان چهل برابر کارانهی پرداختی به پرستاران زحمتکش است.
ساعات کار طولانی اجباری به بهای نازل، یکی دیگر از معضلات پرستاران است. پرستاران را وادار به اضافهکاری اجباری، آنهم با ساعتی ۲۰ تا ۲۵ هزار تومان! کردهاند و ۵۰ ساعت اضافه کار اجباری برای آنها تعیین کردهاند که پرستاران به آن اعتراض دارند.
ایلنا از قول یک پرستار مینویسد: بابت ۱۴۷ ساعت اضافهکار در اسفندماه ۱۴۰۱، بهتازگی مبلغ ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان به حسابش واریزشده است؛ از اضافهکار ۲ میلیون و ۴۰۰ هزارتومانی او، حدود ۲۴۰ هزار تومان نیز مالیات کسر شده است!
پرستاران برای هر ساعت اضافهکار اجباری، بین ۱۲ تا ۱۶ هزار تومان دریافت میکنند. یک پرستار برای ۱۳۰ ساعت اضافهکار در ماه، کمتر از دو میلیون تومان دریافتی دارد.
به گفته پرستاران، مبلغ پرداختی یک ساعت اضافهکار اجباری، بین ۱۶ تا ۲۰ هزار تومان است. یعنی، پرستار برای خرید یک قوطی کنسرو ماهی که ۹۷ هزار تومان قیمت دارد، باید ۶ ساعت اضافهکاری انجام دهد.
بااینحال، بهرغم اینهمه فشار و زورگویی، کارفرمای دولتی برای غیبت پرستار از محل کار، جریمههای سنگینی در نظر گرفته است. بابت غیبت صبح یا عصر ۴۰۰ هزار تومان و شیفت شب ۸۰۰ هزار تومان از حقوق پرستار کم میشود.
علت این ساعات کار اجباری هم کمبود شدید پرستار در بیمارستانها و عدم استخدام پرستار جدید توسط وزارت بهداشت اعلام شده است. درحالیکه به گفته معاون سازمان نظام پرستاری کشور ” نسبت پرستار به هر هزار نفر جمعیت باید حداقل ۸ نفر باشد. استانداردهای دنیا از ۸ نفر شروع میشود تا ۱۸ نفر هم در برخی کشورها میرسد. این نسبت در کشور ما حدود ۲ / ۱ یا ۳ / ۱ است. بنابراین کمبود نیروی پرستار در ایران در حد بحران است.”
برطبق گزارش های انتشار یافته، در جریان کرونا تعداد کثیری از پرستاران به علت تعطیلی بخشهای مرتبط با کار آنها ، اخراج شدند که تعداد آنها ۱۷ هزار برآورد شده است. علاوه بر این، هرسال حدود ۱۰ هزار نفر بازنشسته میشوند. در این شرایط همچنین به علت سطح نازل حقوق و سنگینی و فشار کار و علاوه بر این تشدید فشارهای سیاسی، گروهگروه پرستاران در حال مهاجرت به کشورهای دیگر هستند. آمارهای رسمی حاکی است که هرسال بیش از ۳ هزار پرستار از ایران مهاجرت میکنند. اما علاوه بر پرستاران پزشکان نیز در حال مهاجرت به کشورهای دیگرند. رئیس هیئتمدیره کانون انجمنهای صنفی گروه پزشکی استان اصفهان با اشاره به افزایش حدود ۲۰۰ درصدی درخواست گواهی حسن انجام کار در سال گذشته، میگوید: طبق آمار اعلامشده از سوی سازمان نظام پزشکی در سال ۱۴۰۱، بیش از ۶۵۰۰ درخواست برای این گواهی به سازمان ارائهشده که نسبت به سالهای گذشته، روند صعودی چشمگیری داشته است. اگر تا پیشازاین، گرفتن تخصص در خارج از کشور، دلیل عمده مهاجرت پزشکان عمومی بوده است، متأسفانه امروز بیش از یکسوم کل مهاجرین جامعه سلامت را پزشکان متخصص و فوق تخصص تشکیل میدهند.”
در چنین شرایطی که تعداد پرستاران بهشدت کاهشیافته است، بهرغم اینکه ۲۰ تا ۳۰ هزار پرستار بیکار در کشور وجود دارد و سالانه حدود ۱۲ تا ۱۳ هزار نفر از دانشکدههای پرستاری فارغالتحصیل میشوند، وزارت بهداشت اما از استخدام رسمی پرستار خودداری کرده و بیمارستانها برای تأمین نیرو از نیروهای قراردادی و شرکتی استفاده میکنند که حقوق آنها حدود ۹ میلیون تومان در ماه است.
معاون پرستاری وزارت بهداشت خردادماه درباره وضعیت نیروی انسانی پرستاری در کشور گفت: “در بخشهای دولتی و غیردولتی ۲۲۶ هزار همکار پرستار داریم که در ۱۰۶۱ بیمارستان مشغول خدمت هستند. از این تعداد ۷۰۰ بیمارستان وابسته به دانشگاههای علوم پزشکی هستند.” اکثر پرستاران ، رقمی بین ۱۳۰ تا حدود ۱۵۰ هزار نفر در وزارت بهداشت شاغل هستند و بقیه در بیمارستانهای در اختیار سازمان تأمین اجتماعی، نیروهای مسلح، خیریهها و بخش خصوصی قرار دارد. حدود ۷۵ درصد پرستاران زن هستند.
سران تشکلهای دولتی پرستاری، بر روی کمبود ۱۰۰ تا ۱۵۰هزار نیروی پرستاری تأکید دارند. دولت اما همچنان از استخدام رسمی پرستاران برای تأمین پرستار لازم در بیمارستانها و تحقق دیگر مطالبات پرستاران سرباز میزند. پرستاران اما بهدرستی چاره کار را در تشدید اعتراضات و مبارزات یافتهاند. بدون این مبارزات حتی تحقق مطالبات فوری پرستاران ممکن نیست. رها شدن نظام درمان از بحران و تحقق جدی مطالبات رفاهی و کاری پرستاران، اما راهحلی رادیکال را میطلبد که در چهارچوب نظم ارتجاعی حاکم بر ایران ممکن نیست.
مشکلات نظام درمانی و پرستاران همانند نظام آموزشی کشور در اساس برخاسته از ماهیت نظم طبقاتی سرمایهداری ایران، سیاستهای ارتجاعی طبقه حاکم و رژیم دیکتاتوری عریان پاسدار منافع آن، جمهوری اسلامی است. این نظم، اهمیتی برای نظام درمانی کشور و سلامتی مردم ایران قائل نیست.
چرا بودجه لازم به بخش درمان و بهداشت برای حل معضلات پرستاران اختصاص داده نمیشود؟ برای اینکه اولویت طبقه حاکم در ایران نه رفاه و سلامت مردم ایران، بلکه تقویت ارگانها و نهادهای سرکوب و تحمیق نظم موجود، پلیس و نیروهای نظامی، دستگاههای اطلاعاتی و جاسوسی و مؤسسات و نهادهای تبلیغاتی تحمیق مردم است که از موجودیت رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی و طبقه حاکم پاسداری میکنند. این ارگانها و نهادها به هراندازه که بودجه لازم داشته باشند، به آنها اختصاص داده میشود. اگر کمبودی هم بود با دستور خامنهای از صندوق توسعه ملی برداشت میشود. اما برای بهداشت، آموزش و رفاه مردم بودجه نیست و همواره کمترین بودجه به آنها اختصاص مییابد. مادام که جمهوری اسلامی در ایران بر سرکار است، مشکل نظام درمانی کشور مثل بسیاری از مشکلات در عرصههای دیگر، حل نخواهد شد. فقط سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری یک حکومت شورایی که فوریترین وظایف آن، ازجمله آموزش و بهداشت رایگان، رفاه و آزادی مردم ایران است، میتواند معضل نظام بهداشتی و درمانی کشور و کارکنان آن را نیز حل کند.

اعتصاب و راهپیمایی کارگران مبارز گروه ملی فولاد اهواز بار دیگر نگاه همگان را به سمت مبارزات دلاورانه این کارگران که سابقه و جایگاه مهمی در کل مبارزات کارگری و جنبش طبقه کارگر ایران داشتهاند و دارند برگرداند.
بهروال سالهای گذشته، قطعنامه پیشنهادی دولت کانادا در محکومیت نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی، در روز چهارشنبه ۲۴ آبان با ۸۰ رای موافق، ۲۹ رای مخالف و ۶۵ رای ممتنع، در کمیته سوم هفتاد و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید.
مقدمه: جهت توضیح تأثیر متقابل جامعه و شعر ترانه بر یکدیگر ابتدا باید دانست که شعر ترانه چیست و چه تفاوتی با خود ِ ترانه دارد و وجوه اشتراکشان کجاست؟ برخی بهاشتباه ترانه را معادل شعر میدانند و مختصات هر دو را یکسان میپندارند، حالآنکه شعر و ترانه دو رشته متفاوت هستند، که در عین افتراقات، اشتراکات زیادی نیز با یکدیگر دارند. در زیر توضیحاتی درباره هریک ارائه میشود. این توضیحات در اینجا البته تنها از منظر “موسیقی” ِ هر یک از آنان ارائه میشود وگرنه تفاوت آنها بیشازاندازه ای است که بیان میگردد.
۲۵ آبان روزی که نه مردم ایذه آن را فراموش خواهند کرد و نه عوامل رژیم جمهوری اسلامیان را ازیاد خواهند برد. مردم خاطره رویداد نبرد اعتراضی خود را که پس از سالها تحمل سرکوب وبی حقوقی رخداد فراموش نمیکنند. فراموش نمیکنند که چطور جوانان محلات از اطراف از سرقنات، از خیابان و منطقه محمد رسولالله، از خیابان حر و از اطراف و از خیابانهای منتهی به چهارراه هلالاحمر در حافظ جنوبی با حرکات تعرضی موضعی به هم پیوستند، و با جنگ موضعی و متحرک عمومی با پشتیبانی تودهای در کوچه و خیابانهای شهر عوامل نظامی و غیرنظامی رژیم را با جسارت و رزمندگی تهاجمی خود زبون و مستأصل کردند. با رودررویی جانانه و با بیباکی تمام، دلهره و هراسی در دل عوامل سرکوب رژیم ایجاد کردند که هرگز فراموششان نمیشود. رژیم از قبل کینه مردم ایذه را به دل داشت، کینهای آمیخته با ترس ناشی از برخوردهای پیشازاین تاریخ مردم شهر که بشدت تعرضی و تهاجمی بود. یک روز پیش از ۲۵ آبان خونین، نیروهای نظامی، انتظامی و اطلاعات شهر ضرب شست جانانهای از جوانان شهر خورده بودند. آنها را از سطح خیابانهای شهر بیرون رانده وسایل نقلیه و ماشینآلات نیروی انتظامی مستقر در میدان علی را به آتش کشیده بودند.
در روزها و هفتههای اخیر، همراه با تداوم و گسترش تجمعات اعتراضی در صنعت نفت، اعتصاب و راهپیمایی کارگران فولاد اهواز و اعتراضات کارگری در پتروشیمی و برخی رشتههای دیگر، تجمعات اعتراضی بازنشستگان شور و حال بیشتری به خود گرفته است. مستقل از فرازوفرود اعتصاب و تجمع درمیان کارگران و کارکنان شاغل اما بازنشستگان مستمراً تجمعات اعتراضی برپا نموده و خیابان را رها نکردهاند. در جریان همین مبارزات مستمر و خستگیناپذیر، اگرچه زحمتکشترین و فقیرترین بخش بازنشستگان( بازنشستگان تأمین اجتماعی) پیشقراول جنبش اعتراضی بازنشستگان بودهاند، اما این مبارزات آرامآرام به بخش بزرگی از عموم بازنشستگان سرایت نموده است.
اقدامات سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در چندین ماه اخیر برای مهار و کنترل مبارزات مردم ایران و غلبه بر بحران سیاسی، به شکست انجامیده است. ارتجاع حاکم با فروکش جنبش سیاسی نیمه دوم سال گذشته بر شدت سرکوب افزود. بسیاری از فعالان جنبشهای اجتماعی را دستگیر و روانه زندان کرد. گروه کثیری از معلمان، دانشجویان و اساتید دانشگاه اخراج شدند. سرکوب زنان تشدید شد. کنترل پلیسی مدارس افزایش یافت. فعالیت هنرمندان و هنرپیشههایی که از جنبش اعتراضی علیه رژیم حمایت کرده بودند، ممنوع گردید. زندانیان سیاسی زیر فشار و محدودیتهای بیشتری قرار گرفتند. رژیم باهدف ایجاد جو رعب و وحشت، بر تعداد اعدامها افزود. بااینوجود، اعتراض و مبارزه تودههای مردم ایران متوقف نشد. مبارزات علنی در اشکال مختلف در سراسر ایران ادامه یافت. روزی نمیگذرد که کارگران چندین کارخانه یا مؤسسات خدماتی به اعتصاب و تجمعهای اعتراضی روی نیاورند. مبارزات معلمان بهرغم بازداشتها و اخراجهای گسترده همچنان ادامه دارد. بازنشستگان تأمین اجتماعی، کشوری و دیگر صندوقهای بازنشستگی در طول چندین روز در هر هفته، تجمعات اعتراضی برپا کرده و با پیگیری مطالبات خود علیه مقامات دولتی شعار سر دادهاند. پرستاران در شهرهای مختلف به اعتصاب و تجمعهای اعتراضی روی آوردهاند. اعتراضات دانشجوئی در دانشگاهها ادامه دارد. دانشجویان به مقررات ارتجاعی رژیم تن نمیدهند. ارتجاع حاکم برای واداشتن زنان به رعایت پوشش اجباری اسلامی به اشکال مختلفی از سرکوب، ازجمله بازداشت همراه با ضربوجرح، جریمه، دادگاه، اخراج و زندان متوسل شده است، باوجوداین، گروه بزرگی از زنان همچنان استوار ایستاده و در برابر فشارهای رژیم تسلیم نشدهاند. تداوم مبارزات بهرغم تمام وحشیگری رژیم، تأییدی است بر این واقعیت که بحران سیاسی فراگیر جامعه ایران عمیقتر از آن است که رژیم با تشدید سرکوب بتواند با آن مقابله کند. این بحران دگرگونی نظم موجود را میطلبد و بدون آن یا لااقل تغییری که شرط لازم آن، برافتادن جمهوری اسلامی است، طبقه حاکم حتی قادر نخواهد بود موقتاً هم که شده این بحران را تعدیل کند.