نظام آموزشی ایران، آینه تمامنمای بحرانهای چندلایه و متعددی است که تاروپود جامعه را دربرگرفته اند. تورم بیکاری ، فقر و فلاکت اقتصادی نه تنها بر زندگی کارگران و اقشار زحمتکش و فرزندان آنها سایه انداخته، بلکه معلمان و کادر آموزشی را نیز با مشکلات عدیده معیشتی و فشارهای اجتماعی روبهرو کرده است. از همین رو، مدارس نیز به یکی از کانونهای تلاقی تضادها، نابرابریهای اقتصادی، اجتماعی و شکاف طبقاتی تبدیل شدهاند.
سال تحصیلی جدید در شرایطی آغاز شد که تأمین و پرداخت هزینههای نجومی تحصیلی برای میلیونها تن از اقشار زحمتکش به کابوسی بزرگ تبدیل شده است. رئیس اتحادیه فروشندگان نوشتافزار همزمان با آغاز سال تحصیلی، هزینه یک سبد متوسط لوازمتحریر را بین ۱۳ تا ۱۵ میلیون تومان برآورد کرده که نسبت به سال قبل بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یافته است. بهای دفتر ۶۰ برگ و ۲۰۰ برگ، دو برابر و کاغذ و مقوا سه برابر شده است.
گرانی نوشتافزار تنها محصول تورم و بحران اقتصادی فعلی نیست، بلکه به سیاستهای جمهوری اسلامی در دهههای گذشته نیز برمیگردد. تا اواسط دهه ۶۰ تولید و توزیع لوازمتحریر زیر نظر وزارت بازرگانی بود، اما پس از آن از چرخه دولتی خارج و به بخش خصوصی واگذار شد و دست این بخش برای تعیین قیمتها باز گذاشته شد، بدون این که هرگونه استانداردی برای کیفیت این لوازم در نظر گرفته شود. نتیجه این سیاستها گرانی هرچه بیشتر و وارد کردن کالاهای بنجل، قاچاق و غیراستاندارد شد. کالاهایی نظیر ماژیک، خمیر بازی و خودکار که فاقد استانداردهای تولید بوده و به خاطر داشتن فلزات، رنگدانهها و حلالهای غیرمجاز، چشم و سلامت کودکان و دانشآموزان را به خطر میاندازند.
علاوه بر لوازمتحریر، تأمین پوشاک، ایاب و ذهاب، خوراکی و میانوعده در ساعات مدرسه و کتابهای کمکآموزشی نیز بخش دیگری از هزینههای تحصیلی را تشکیل میدهند. قیمت خوراکیهای ساده نظیر بیسکویت طی مردادماه دوبرابر شده و به ۵۰ هزار تومان افزایش یافته است. با این حساب هزینه یک میانوعده همراه با نوشیدنی، روزانه بین ۲۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان و ماهانه بین ۴ تا ۱۲ میلیون تومان خواهد بود. این در حالی است که درآمد یک کارگر حداقلبگیر بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان و حداقل حقوق یک معلم ۲۶ میلیون تومان در ماه است.
گرانی اقلام مورد نیاز و سایر هزینههای تحصیلی، از جمله شهریه، موجب افزایش شمار کودکان بازمانده و محروم از تحصیل شده است. محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، در آستانه سال تحصیلی در گفتوگو با «امتداد»، تعداد کودکان بازمانده از تحصیل در سال ۱۴۰۴ را ۱۴۰ هزار کودک ۶ تا ۱۱ ساله ذکر کرده است. از این تعداد ۵۴ هزار تن کلاس اولی بوده که پایشان هرگز به مدرسه نرسیده است. یکی دیگر از تأثیرات افزایش هزینههای تحصیلی، کاهش میزان خرید خانوادهها است. اگر تاکنون خانوادهها در آغاز سال تحصیلی یکجا خرید میکردند، در شرایط فعلی با کاهش اقلام، خرید را مرحلهبندی میکنند.
شهریهها بخش دیگری از هزینههای کمرشکن تحصیلی را تشکیل میدهند. رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی وزارت آموزش و پرورش در گفتوگو با خبرآنلاین، میانگین شهریه مدارس ابتدایی ۱۷۲ میلیون تومان، متوسطه ۲۰۰ میلیون تومان و متوسطه به همراه فوقبرنامه را ۲۲۰ میلیون تومان اعلام کرده است. حتی در مدارس ظاهراً دولتی نیز به اشکال و بهانه های مختلف نیز از دانشآموزان شهریه میگیرند.
در مهر امسال، شبح گرانی و تورم، علاوه بر خانوادههای دانشآموزان، بین معلمان و فرهنگیان موجب دغدغههای معیشتی شده است. در بیانیههای صادره از سوی کانون صنفی معلمان در استانهای مختلف به مناسبت سال تحصیلی جاری، به مشکلات معیشتی و سطح ناچیز حقوق معلمان، فشار کار، بازداشت و حتی دستگیری معلمان به خاطر اعتراض به شرایط کار اشاره شده است. در این بیانیهها همچنین به افت آموزشی در مدارس، کمبود معلم، فرسودگی ساختمان مدارس، کمبود فضا، فقدان امنیت شغلی برای معلمان، تعطیلی مکرر مدارس و مجازی کردن کلاسها در شرایطی که زیرساختهای لازم برای برخورداری همه دانشآموزان از امکانات لازم برای شرکت و استفاده از کلاسهای مجازی وجود ندارد، تأکید شده است.
یکی از موارد مهمی که در بیانیه کانون صنفی معلمان، از جمله فرهنگیان شاغل و بازنشسته شهرستان اسلامآباد غرب، مورد تأکید قرار گرفته است، ضرورت برخورداری دانشآموزان از آموزش رایگان است. در این بیانیه از جمله چنین آمده است: «ما معتقدیم مدرسه نباید به بنگاه اقتصادی تبدیل شود.» آنها خواستهاند به جای تحمیل هزینهها به خانوادههای دانشآموزان، دولت نسبت به تأمین بودجه آموزشی اقدام کنند.
بیانیه کانون صنفی معلمان تهران نیز ضمن اشاره به افزایش محرومیت تحصیلی دانشآموزان نوشته است: «افزایش شدیداً نگرانکننده موضوع بازماندگی از تحصیل و ترک تحصیل دانشآموزانی که فقر و گرانی افسارگسیخته، ادامه تحصیل را برای آنها و خانوادههایشان دشوار کرده است… در چنین شرایطی هزینههای سنگین تغذیه، مسکن، رفتوآمد، لباس و کفش، لوازمتحریر و حتی دسترسی به ابزارهای لازم برای آموزش مجازی، میتواند به مانعی برای تحصیل تبدیل شود».
مدارس، تحت حاکمیت جمهوری جهل اسلامی در ایران، آینه تمامنمایی از وضعیت جامعهاند. جایی که تأثیر شکاف طبقاتی در میزان دسترسی کودکان به آموزش در آن به آشکارا به نمایش درمیآید. جایی که فقر اقتصادی به فقر آموزشی گره میخورد. جایی که خرافه و مذهب جای علم و دانش را میگیرد. جایی که به جای دولت، خانوادهها باید متحمل هزینه آموزش شوند. جایی که در آن، جای دانشآموزان بازمانده از تحصیل به دلیل فقر و یا سرکوب و کشتار وجنگ خالی است. جایی که بیش و پیش از هرجا نیازمند و تشنه تغییر و دگرگونی است. آنهم دگرگونی بنیادی به نحوی که نزدیکترین پیوند بین مدرسه و کار اجتماعی مولد برقرار گردد و آموزشهای نظری و عملی تلفیق گردند. در چنین سیستم آموزشی، موانع موجود بر سر راه شکوفایی استعدادهای جوانان برخواهد افتاد، دیگر نیازی به ایجاد موانع مصنوعی برای ادامه تحصیل نظیر کنکور وجود نخواهد داشت و هرکسی بهحسب تمایل و استعداد خود قادر به ادامه تحصیلات عالی رایگان خواهد بود.
از همین روست که سازمان ما، سازمان فدائیان (اقلیت)، خواهان آموزش و تحصیل رایگان و اجباری تا پایان دوره متوسطه و بهرهمندی تمام دانشآموزان به هزینه دولت از غذا، پوشاک، وسایل تحصیل و ایاب و ذهاب است.
رایگان بودن تحصیل، لازم، اما کافی نیست. باید به جداسازی مدارس دختران و پسران نیز پایان داده شود. برای دگرگونی محتوایی در سیستم آموزشی طبقاتی، ما همچنین خواهان کوتاه کردن دست مذاهب از مدارس و نظام آموزشی هستیم. مدارس و آموزشگاهها باید مطلقاً غیرمذهبی باشند، تدریس هرگونه امور دینی و انجام مراسم مذهبی در مدارس باید ممنوع شود. دست مذاهب و دستگاه روحانیت از دخالت در امور مدارس و برنامههای درسی باید کوتاه گردد. جدایی دین از دولت و مدارس باید محقق میگردد. خرافه به زیر کشیده شود و در عوض علم و دانش و کار بر تارک سیستم آموزشی قرار گیرند.




نظرات شما