چند هفته است که شهرهای اروپایی زیر پای معترضان خیابانی میلرزد. جوانان خانوادههای تهیدست و کارگران و زحمتکشان موتور محرک این خیزش عمومی هستند.
این دور از اعتراضات سراسری ابتدا از یک مدرسه در حومه فقیرنشین شمال پاریس شروع شد. دانش آموزان دبیرستان “پل الوار” در روز شنبه، ۲۱ سپتامبر در اعتراض به وضعیت بسیار نامناسب بهداشتی و ساختمانی مدرسه (مانند وجود موش و سوسک، قطع آب سرویسهای بهداشتی و دمای نامناسب کلاسها) و همچنین کمبود شدید معلم و کادر آموزشی، دست به تظاهرات و تعطیلی مدرسه زدند؛ جرقهای که بهسرعت به یک بحران و جنبش سراسری در کل فرانسه تبدیل شد.
به دنبال دانش آموزان، دانشجویان، اتحادیههای کارگری، بازنشستگان، جلیقه زردها (رانندگان کامیون و …) و بخشهای وسیعی از زحمتکشان در شهرهای مختلف فرانسه به خیابان آمدند. در روز شنبه 17 اکتبر بیش از هشتصد هزار نفر در این رشته اعتراضات شرکت کردند که به گفته پلیس حدود دو هزار نفر دستگیر و تعداد زیادی مجروح شدند و در پاریس حداقل یک معترض به دنبال ایست قلبی جان باخت. این خیزش سراسری اگر چه در بسیاری موارد بهصورت راهپیمایی و سردادن شعار و سرودخوانی بوده، اما به دنبال خشونت پلیس، در مواردی به جنگوگریز خیابانی و نیز غارت و آتش زدن فروشگاهها و مغازها و وسایل نقلیه انجامید.
در برخی دیگر از کشورهای اروپایی نظیر اسپانیا، پرتغال، ایتالیا و آلبانی نیز شاهد تظاهرات و اعتراضات مشابه ای بودهایم. در لیسبون پایتخت پرتغال معترضین همچنین اقدام به برپایی یک کمپ (اردوگاه) کردهاند که بهصورت تحصن شبانهروزی ادامه دارد.
در آلبانی دانشجویان در اعتراض به شرایط نامناسب دانشگاهها و بالا بودن شهریهها دست به تظاهرات زدند که بهسرعت، بخشهای وسیعی از مردم بهویژه در تیرانا را فراگرفت. این مردم سال پیش نیز در جریان “جنبش فلامینگو” اعتراضات وسیعی را علیه یک طرح توریستی برپا کرده بودند که. دولت آلبانی در قراردادی مبتنی بر فساد و تاراج، قصد داشت مجوز یک طرح چند میلیارد دلاری توریستی در سواحل آبانی را به خانواده ترامپ از جمله داماد او کوشنر بدهد.
این جنبش ناشی از بحران ساختاری نظام سرمایهداری و مبارزه علیه سیاست ریاضت اقتصادی دول سرمایهداری است. نقطه مشترک بسیاری از اعتراضات در شهرهای اروپا و حتی برخی نقاط دیگر جهان نظیر تظاهرات عظیم اتحادیههای کارگری و مردم تونس در روز شنبه و نیز جنبش وسیع موسوم به ” سوسک” در هند (که به نماد مقاومت نسل جوان این کشور علیه مشکلات آموزشی، بیکاری، فساد و تقلبات انتخاباتی تبدیلشده) یکچیز است: اعتراض به رشد شتابان نابرابریهای طبقاتی و اجتماعی، بحران معیشت و سقوط قدرت خرید اکثریت اردوی کار و رنج.
بحران مسکن و اجاره بهاء در شهرهای بزرگ، ثابت ماندن دستمزدها و حقوقها، تورم و گرانی کالاها کاه با بحران انرژی در پی جنگ آمریکا و اسرائیل و ایران به اوج خود رسیده است، و عوارض ناشی از جنگ اوکراین و … دیگر امکان یک زندگی نرمال و شرافتمندانه را برای اکثریت تهیدستان شهر و روستا ناممکن کرده است.
در چنین شرایطی دولتهای سرمایهداری ضمن افزایش بودجههای امنیتی و پلیسی و نظامی و نیز اصرار بر عدم افزایش مالیات سرمایهداران و میلیاردرها، برای جبران کسری بودجه، راهی آسانتر از کاهش بودجه خدمات عمومی و اجتماعی در حوزه بهداشت، آموزش، مسکن، حقوق سالمندان، بازنشستگان و بیکاران و صدالبته انجماد دستمزد کارگران، نمیبینند.
در آمریکا نیز اگرچه هنوز اعتراضات وسیع سراسری خیابانی شکل نگرفته است، اما نارضایتی از سیاستهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی دولت ترامپ روزبهروز در حال افزایش است. در طول هفت ماه جنگ ارتجاعی و ویرانگر آمریکا و ایران، جدا از گسترش فلاکت اقتصادی در کشور ما، مردم آمریکا نیز بیش از صد میلیارد دلار هزینه بیشتری بابت مصرف بنزین و گازوئیل پرداخت کردهاند که این اتوماتیک وار روی قیمت سایر کالاها و خدمات تأثیر میگذارد. این در حالی است که در همین دوره دو کمپانی عظیم نفتی آمریکا – اکسان موبایل و شورون- بیش از چهل میلیارد دلار سود خالص داشتهاند و بانکهای آمریکا بیش از ۱۷۵ میلیارد دلار سود خالص ثبت کردهاند و سه کمپانی اسلحهسازی، ضمن کسب دهها میلیارد دلار سود، حدود ۹۰۰ میلیارد دلار نیز سفارش تازه دریافت کردهاند.
این بحران جهانی – یعنی سقوط شتابان معیشت و زندگی کارگران و زحمتکشان – نتیجه عملکرد مستقیم نظام سرمایهداری است که روزبهروز فاصله طبقاتی دهکهای پائین جامعه با دهکهای فوقانی را به ابعاد نجومی رسانده است.
نظامی که در جستجوی سود بیشتر هم استثمار انسانها را افزایش داده و هم طبیعت و سیاره زمین را بهسوی نابودی و انقراض تدریجی سوق داده است. برپایی جنگ و ویرانی و کشتارجمعی دائمی که نیاز کمپانیهای امپریالیستی بهویژه میلیتاریستی است نیز ابعاد بحران اقتصادی و انسانی را در سراسر دنیا افزایش داده است.
این بحرانها و نابرابریها بار دیگر حقانیت نقد رادیکال ما سوسیالیستهای انقلابی را بر نظام جهنمی سرمایهداری به اثبات میرساند. نظامی که همین حالا حدود یک میلیارد گرسنه و بیش از صد و سی میلیون پناهنده و آواره روی دست بشریت گذاشته است. ازاینرو نیروهای سوسیالیست و رادیکال باید ضمن حضور فعال در جنبشها و خیزشهای مردمی جاری، ضرورت عبور از سرمایهداری و نه صرفاً اصلاح و به عقبنشینی وادار کردن موردی آن را در پیش روی کارگران و زحمتکشان قرار دهند.
در این میان باید توجه داشت که در بطن رشد بحرانهای اجتماعی و اقتصادی، این فقط گفتمان سوسیالیستی و ضد سرمایهداری نیست که زمینه رشد بیشتری پیدا میکند، بلکه جریانات نئوفاشیست نیز با دادن آدرس غلط به تودههای محروم، سعی در تبلیغ و ترویج بدیل ضد انسانی خوددارند که بهجای اشاره به ریشه طبقاتی و نهادینهشده این بحرانها در نظام سرمایهداری، به عوامل حاشیهای نظیر این یا آن سیاست دولت و یا “خطر مهاجرین و اقلیتهای ملی و مذهبی” اشاره میکنند تا اذهان کارگران و فرزندان آنها را از ریشه اساسی فساد، بحران و نابرابری یعنی سیستم سرمایهداری منحرف کنند.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست، قاطعانه از مبارزات، خواستها و خیزش اردوی کار و رنج در برابر نظام سرمایهداری و دولتهای ضد مردمی حمایت میکند. ما از همه فعالین این شورا میخواهیم که در شهرهای محل اقامتشان فعالانه در اعتراضات تودهای جاری شرکت کنند.
زنده باد همبستگی جهانی کارگران و زحمتکشان
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
۲۰ اکتبر ۲۰۲۶
امضاها: اتحاد سوسیالیستی کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری-حکمتیست، سازمان راه کارگر، سازمان فدائیان (اقلیت) و هسته اقلیت




نظرات شما