بحران خاورمیانه باگذشت هرروز ابعادی گستردهتر و وخیمتر به خود میگیرد. همه دولتهای این منطقه هماکنون مستقیم و غیرمستقیم وارد گرداب جنگ شده و در تدارک فرارسیدن جنگی وسیعترند. قدرتهای امپریالیست جهان نیز یا مستقیماً در این جنگ حضور دارند و یا غیرمستقیم، جانب این یا آنطرف درگیری را گرفتهاند. جمهوری اسلامی که با محاصره دریایی و هوائی و تحریمهای فلجکننده امپریالیسم آمریکا در وضعیت دشواری قرارگرفته، در تلاش است در دوره پیش از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا که عملیات نظامی این کشور موقتاً متوقفشده است، اقدامات نظامی خود را بسط دهد، درگیریهای منطقهای جدیدی برپا کند، هم مشوق افزایش بهای نفت در جهان باشد و هم بر توازن قوای سیاسی جناحهای رقیب در جریان انتخابات آمریکا به زیان ترامپ ، تأثیر بگذارد.
جمهوری اسلامی با از دست دادن کنترل بخشی از تنگه هرمز و افزایش رفتوآمد کشتیهای حامل نفت و گاز، تلاش نمود از طریق گروه نیابتی خود، حوثیهای یمن، این بار رفتوآمد کشتیها را در تنگه باب المندب نیز به خطر اندازد. یورش برقآسا و گسترده حوثیها برای تصرف منطقه ساحلی باب المندب در پاسخ به این تاکتیک جمهوری اسلامی انجام گرفت. اقدامی که گرچه در آغاز موفقیتآمیز بود و حوثیها بابالمنب را بهطور کامل در اختیار گرفتند، اما پی آمد آن شعلهور شدن مجدد جنگ داخلی در یمن میان شمال و جنوب، عقبنشینی حوثیها از برخی مناطق سواحل مشرف بر تنگهٔ بابالمندب، گسترش جنگ به سراسر یمن و در ادامه آن درگیری نظامی مستقیم با عربستان سعودی بود که حمایت از دولت ظاهراً به رسمیت شناختهشده قانونی یمن را برعهدهگرفته است.
در پی حمله حوثیها به فرودگاه غیرنظامی ریاض و کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از مسافران، عربستان دامنه بمباران را به مناطق تحت کنترل حوثیها گسترش داد و اکنون جنگی همهجانبه میان این دو در جریان است که مردم فقیر و گرسنه بخش بزرگی از یمن را با مصیبت جدیدی رو به رو ساخته است. در ادامه این تحولات که عملاً پای پاکستان و ترکیه را نیز بهعنوان متحدان عربستان به این درگیری بازکرده است، دولت مصر نیز آمادگی خود را برای ورود به جنگ به نفع عربستان اعلام کرده است. رئیسجمهوری مصر روز شنبه اعلام کرد که در صورت درخواست عربستان سعودی، اقدامات ضروری را برای دفاع از امنیت و ثبات این کشور انجام خواهد داد. وی از مجلس این کشور خواست که یک جلسه اضطراری تشکیل دهد و مجوز اقدام نظامی را صادر کند.
جمهوری اسلامی در همین حال بر دامنه حملات موشکی به کشتیهای حامل نفت در تنگه هرمز افزود که تا به امروز ادامه دارد. بنابراین نهفقط چشماندازی برای تخفیف تضادها، جنگ و بحران خاورمیانه در شرایط کنونی وجود ندارد، بلکه اوضاع پیوسته وخیمتر میشود . همه دولتهای منطقه خود را برای بدترین سناریوها، بهویژه پس از انتخابات آمریکا آماده میکنند.
فعلاً بحثی از واسطهها و مذاکرات پشت پرده در میان نیست. آنچه هست، ادعای ترامپ در مورد پایان دادن فوری به جنگ، پس از انتخابات است. چگونگی آن اما ناگفته مانده است. مقامات سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی نیز پیدرپی اعلام میکنند که برای هرگونه درگیری نظامی آمادهاند و چنانچه دولت آمریکا اقدامات نظامی را از سر گیرد، واکنش شدیدی نشان خواهند داد.
بنابراین، احتمال حمله نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل که برای مردم ایران خسارتبار خواهد بود، منتفی نیست. اگر این درگیری نظامی از سر گرفته شود، قطعاً وخامتبارتر از درگیریهای نظامی پیشین خواهد بود. نه صرفاً از زاویه کشتار، ویرانی و به کارگیری سلاحهای مخربتر، بلکه دامنه و وسعتی که این درگیری به خود خواهد گرفت.
جمهوری اسلامی که در جنگ چهلروزه، تلاش کرد جنگ را به جنگی منطقهای تبدیل کند، در درگیری نظامی جدید با صفبندی گستردهتری از دولتها و کشورهایی روبهرو خواهد شد که بهویژه در جنگ چهلروزه هدف مستقیم موشکهای جمهوری اسلامی قرار گرفتند. این دولتها با آمادگی وارد این درگیری میشوند. دولت عربستان نیز که هم اکنون عملاً وارد درگیری نظامی با حوثیها به نیابت از جمهوری اسلامی شده است، احتمالاً یک پای اصلی درگیری آینده خواهد بود.
اما اینکه افزایش درگیریهای نظامی بتواند راهحلی بر بحران خاورمیانه باشد، محل تردید است. این بحران جزئی از بحران جهانی نظام سرمایهداری و رقابت قدرتهای امپریالیست جهان بر سر بازار خاورمیانه و منبع بزرگ تأمین انرژی جهان است. اینکه اقدام نظامی بهسادگی بتواند چیزی را به نفع آمریکا در ایران تغییر دهد، بسیار بعید بهنظر میرسد. اقدام نظامی دولت آمریکا البته میتواند ویرانیهای بزرگی در ایران به بار آورد، اما نمیتواند منجر به یک پیروزی سیاسی برای دولت آمریکا گردد و اهداف آن را محقق سازد، همانگونه که در دو جنگ قبلی ممکن نشد.
تضاد و اختلاف میان دولت آمریکا و جمهوری اسلامی در زمره مسائلی نیست که بهسادگی حل شود. دولت آمریکا تسلیم بیقیدوشرط جمهوری اسلامی را میخواهد که در موازنه کنونی عملی نیست. دولت آمریکا خواستار تعطیل فعالیت هستهای و فراتر از آن خلع سلاح جمهوری اسلامی، برچیده شدن تسلیحات موشکی و پهپادی و پایان دادن به حمایت از گروههای مسلح اسلامگراست. این خواستها اما در زمره مواردی است که با موجودیت جمهوری اسلامی بهعنوان یک دولت اسلامگرای هژمونی طلب گرهخورده است و لذا نمیتوانند بهسادگی عملی گردند. بنابراین گرچه نمیتوان احتمال ازسرگیری درگیریهای نظامی پس از انتخابات آمریکا را منتفی دانست، اما چنین به نظر میرسد که باوجود تمام تهدیدها، طرفین اصلی درگیری بدون اینکه بتوانند اختلافات اساسی خود را با یکدیگر حل کنند، ولو با کمی درگیری نظامی، تمایل بهنوعی توافق و سازش موقت نیز دارند که عجالتاً درگیریها را تا زمانی دیگر به تعویق اندازند. دلایل آن نیز روشن است.
جمهوری اسلامی که در میان مردم ایران بهکلی بیاعتبار و درگیر بحرانهای عمیق است و هر آن احتمال دارد با قیامهای مردم روبهرو گردد، ازنظر اقتصادی چنان در مخمصه گرفتار است که بدون فروش نفت حتی نمیتواند مخارج دستگاه دولتی خود را تأمین کند و امروز ناگزیر شده با فروش ارز و طلا، حقوق کارمندان دستگاه نظامی- بوروکراتیک را بپردازد. لذا در محدودهای و تا جایی حاضر است عقبنشینی کند که محاصره و مهمترین تحریمها برافتد. در این میان اما با یک مانع جدی هم روبهروست. در درون هیئت حاکمه ایران بر سر چگونگی مواجهه با دولت آمریکا شکاف عمیقی شکلگرفته است. یک جناح با هرگونه توافق و سازش و دادن امتیاز،مخالفت میورزد و حتی بر سر راه تلاشهای جناح رقیب برای نوعی سازش خرابکاری میکند که نمونه آن را در جریان توافق اسلامآباد دیدهایم. دولت آمریکا نیز که تحقق اهدافش را تاکنون ناممکن یافته است، نیاز به حل معضلات و شکافهای درونی جامعه آمریکا، ترمیم مناسبات با متحدان منطقهای خود که در جریان جنگ گذشته آسیبهای جدی دیدند ، آرام کردن ولو موقتی اوضاع بحرانی منطقه خاورمیانه، فرصت برای تغییر در استراتژی نظامی که ناکارایی خود را در جنگ موشکی و پهپادی نشان داده است و بهبود بخشیدن به موقعیت خود در داخل آمریکاست. تنها با یک چنین ارزیابی از موقعیت طرفین درگیر است که میتوان صرفاً چشمانداز یک توافق کوتاهمدت موقت را داشت. بنابراین، در شرایطی که جهان سرمایهداری در کلیتش با بحرانی همهجانبه روبهروست و این بحران در سراسر جهان به اشکال متعددی از جنگ و اعتراضات و مبارزات تودهای ، رقابت و کشمکش میان قدرتهای امپریالیست رقیب در جریان است، عجالتاً راهحلی جدیتری را برای بحران خاورمیانه نمیتوان متصور بود، مگر آنکه تحولاتی بهویژه در درون ایران رخ دهد و این تحول به انقلاب منجر گردد یا تحولی در درون خود طبقه حاکم برای نفی سیاست خارجی آن به وقوع بپیوندد.
درهرحال، روند تحول اوضاع پس از انتخابات آمریکا به نحو قطعی روشن خواهد ساخت که خاورمیانه در چه جهتی پیش خواهد رفت. آیا درگیریهای نظامی گستردهتری رخ خواهد داد یا لااقل برای دورهای ولو کوتاه، آرامشی نسبی هر چند ناپایدار و شکننده در این منطقه مملو از تضادها و بحرانها شکل خواهد گرفت.
متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۹۱ در فرمت پی دی اف:




نظرات شما