درتاریخ ۱۸ مهر ۱۴۰۵ بیانیه مشترکی توسط چهار تشکل مستقل؛ “سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه”،”کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری”، “کارگران بازنشسته خوزستان” و “گروه اتحاد بازنشستگان” با عنوان “ضرورت ایجاد شبکه ارتباطی پیشروان و فعالان جنبش کارگری” انتشار یافت.
در این بیانیه ضمن توضیح تعرض مداوم سرمایه علیه زندگی و معیشت کارگران، و بیان وضعیت اقتصادی به غایت فلاکتبار کارگران، به این واقعیت اشاره شده که کارگران، هیچ راهی برای عقب نشینی و تحمل وضع موجود ندارند”،” کارگر و دربرابر حاکمیت و سرمایهداران غیز ازادامه مبارزه هیچ راه دیگری پیش رو ندارد”.بیانیه همچنین با اشاره به این واقعیت که اعتصابات و اعتراضات کارگری بستر مناسبی برای تشکلیابی طبقه کارگر فراهم میآوَرَد، بر اهمیت تشکلهای طبقاتی و تودهای انگشت نهاده و تصریح نموده است که برای ایجاد این تشکلها “باید آستینها را بالا زد”.
بیانیه چهار تشکل مستقل تا اینجا که بر ضرورت پیوند و ارتباط میان پیشروان و فعالان جنبش کارگری تأکید میکند، فی نفسه بیانیه مثبتی است و تا آنجا که به نیات تشکلهای امضا کننده برمیگردد، میتواند آغاز حرکتی محسوب شود که در در انتها نتایج مفیدی را نیز برای جنبش کارگری همراه داشته باشد.درشرایط موجود، هر تلاشی در هر اندازه برای سازمانیابی کارگران با هدف سراسری کردن اعتراضات و اعتصابات کارگری و مقابله با پراکندگی در اردوی نیروهای مدافع منافع طبقه کارگر، مثبت است وباید از ان استقبال کرد.گرچه هنوز واکنش قابل ملاحظهای نسبت به این بیانیه تازه انتشاریافته مشاهده نمیشود، اما جا دارد این بیانیه در برخورد و چکشکاری فعالان سیاسی و کارگری صیقل یابد و توافق آنها را جلب کند.
حال ببینیم بیانیه چهار تشکل چگونه میخواهد در فقدان تشکلهای تودهای و طبقاتی کارگران، به سراسری شدن اعتصابات و اعتراضات کارگری و تودهای یاری برساند.
بیانیه مینویسد” رهبران و فعالان کارگری که در کانونهای داغ مبارزه کارگری حضور دارند و از رابطه زنده و ارگانیکی با کارگران برخوردارهستند، میتوانند با هدف سراسری کردن اعتراضات و اعتصابات کارگران در یک شبکه به هم مرتبط شوند و ارتباط خود را نهادینه کنند” و در ادامکه مینویسد” فعالان و رهبران کارگری میتوانند در ارتباط و پیوند باهم، تشکل و نهادی مانند شورای همکاری رهبران و فعالان کارگری را ایجاد کنند”
تا اینجا، هرچه هست نشانی از خود کارگران، تشکلهای کارگری و نمایندگان کارگران و این تشکلها در میان نیست. اینکه این “رهبران کارگری” کی هستند و کجا هستند و چه کسانی و کجا آنها را به رهبری خود انتخاب کردهاند روشن نیست. این ابهام در مورد”فعالان کارگری” نیز وجود دارد. آیا مقصود این است که تعدادی از فعالان کارگری و سیاسی و مدافعان حقوق کارگر صرف نظر از اینکه در مناسبات کار و سرمایه کجا ایستادهاند، رابطه آنها با نقطه تولید چگونه است و چه نقشی در تولید ارزش اضافی دارند،،گرد هم آیند و “شورای همکاری رهبران و فعالان کارگری ” را تشکیل دهند؟ نقش کارگران و تشکلهای کارگری فعلاً موجود در این میان روشن نیست.
بیانیه در ادامه میافزاید” این شورای همکاری میتواند نمایندگان تشکلهای سراسری معلمان،تشکلهای بازنشستگان، پرستاران، رانندگان کامیون را و هم رهبران و فعالین دیگر بخشهای طبقه کارگر را در بر گیرد”
ظاهراً صورت مسئله بدین شکل است که شورایی از رهبران( بخوان فعالان) کارگری و سیاسی که ارتباطهایی نیز با محیطهای کارگری دارند تشکیل میشود که میتواند نمایندگان برخی تشکل مانند معلمان، تشکلهای بازنشستگان، پرستاران، رانندگان کامیون و رهبران و فعالین دیگر بخشهای طبقه کارگر را در بر گیرد. نیازی به توضیح این مسئله نیست که اگر گفته میشود شورا میتواند نمایندگان فلان جریانها را هم دربر گیرد واز چهار تشکل نام میبرد، مفهومش این هست که در عین حال میتواند نمایندگان این جریانها را در برنگیرد.
این تشکل یا شورای همکاری فرضی، مستقل از ابهامات و ناروشنیهایی که باید برطرف شود، اگر نخواهد دردایره محدودعناصر و فعالان سیاسی و کارگری باقی بماند و درعمل واقعاً به یک تشکل اثرگذار تبدیل شود، باید از محدوده چند تن فعال کارگری به فرض در چهار تشکل امضا کننده بیانیه و نیز ازمحدوه چهار تشکل یاد شده فراتر رود.دربیانیه چهار تشکل پیرامون تشکیل “شورای همکاری رهبران و فعالان کارگری” هیچ اشارهای به سندیکای کارگران شرکت واحد اتوس رانی تهران و حومه نشده است. مهم تر از این در بیانیه چهار تشکل، جایگاه خود کارگران و نمایندگان تشکلهای کارگری فعلاً موجود به فراموشی سپرده شده است. چرا در آن “شورای همکاری” نباید فرضاً نماینده تشکل کارگران شر کت کشت و صنعت نیشکر هفتتپه حضور داشته باشد؟ چرا بحثی از تشکل کارگران ذوب آهن و فولاد نیست؟ چرا صحبتی از از کارگران پتروشیمی، برق، نفت و گاز نیست؟ اگر مراد این است که تعدادی افراد فعال سیاسی و کارگری بیآنکه مانداتی از طرف کارگران داشته باشند و آنها را نمایندگی کنند، با هم بنشینند و “شورای همکاری رهبران و فعالان کارگری” را از فراز سر کارگران ایجاد کنند، روشن است که از این شورا هرچه برآید، سازماندهی اعتصابات و اعتراضات سراسری بر نخواهد آمد. اینده مطرح شده در بیانیه چهار تشکل زمانی میتوانست و میتواند نتایج محسوس واقعی در بر داشته باشد و در سازماندهی اعتصابات سراسری کارگری و تودهای نقش ایفا کند که در درجه اول روی نمایندگان کارگران و تشکلهایشان استوار میشد. در ان حالت اگر تنی چند از فعالین بیرون از محیط کارگران مورد تأیید کارگران هم در این ترکیب حضور میداشت، مشکلی ایجاد نمیکرد.
نکته بسیار مهم دیگر این است که این تشکل فرضی، خود را بجای تشکل سراسری کارگران قرار ندهد. بیانیه چهار تشکل البته این کار نکرده استف اما بسیار مهم است که ایجاد تشکل سراسری کارگری به فراموشی سپرده نشود و یا در پس تلاشهای فعلی مدفون نشود. باید مراقب باشیم و دقت کنیم که اقدام و حرکت عملی و مثبت ما، کارگران و نمایندگان کارگران را زیر نگیرد یا بدتر از آن حذف نکند و تلاش ما، به تلاشی از فراز سر کارگران، برای کارگران تبدیل نشود.خصوصاً اینکه جنبش کارگری با این تیپ تلاش و تجربه منفی، بیگانه نیست. در سال ۱۳۹۳ نیز تلاشهایی در این زمینه بعمل آمد که ابتکار آن در دست ” کانون مدافعان حقوق کارگر” و برخی فعالان خوشنام کارگری مانند محمود صالحی بود. اینها با عزیمت از ضرورت گسترش همکاری فعالیتهای کارگری در سراسر کشور، درصدد ایجاد ” تشکل سراسری کارگری” برآمدند. نشست هایی نیز در این زمینه برگزارشد. اما آن تلاشها بجایی نرسید و نمیتوانست برسد. شما نمیتوانید تشکل سراسری کارگران را جدا از محیط و مبارزه کارگری و تشکلهای فعال در محیط کار ایجاد کنید.تشکل سراسری کارگری از بطن مبارزه طبقاتی کارگران و در شرایط رشد و ارتقای سطح مبارزات طبقه کار گر بوجود میآید. اما آنها در واقع میخواستند تشکلی از فعالان کارگری که چندوچون کمیت و کیفیت ان ناروشن بود و البته باحضور نمایندگان برخی تشکلها که آنهم مبهم و ناروشن بود، از بالای سرکارگران تشکلی ایجاد کنند و از آن به عنوان “تشکل سراسری کارگری” یاد میکردند.آن تلاشها محکوم به شکست بود و شکست خورد.
چهار تشکل امضا کننده بیانیه قطعاً این تجربه را در نظر دارند یا باید درنظر داشته باشند و نباید تجربه را دوباره تجربه کنند. تشکل سراسری کارگری یک چیز است و جمع چند فعال منفرد و گاه متشکل کارگری یک چیز دیگر. نمیتوان هرتشکلی ولو با جمع یکی دو تشکل فعالان کارگری باضافه تنی چند از فعالان سیاسی و کارگری منفرد را تشکل سراسری کارگری نامید.تشکل سراسری کارگری همانطور که در بیانیه چهار تشکل نیز به آن اشاره شده، از درون مبارزات طبقه کارگر سر بر میآورد و در جریان مبارزه شکل میگیرد.جنبش طبقه کارگر تا کنون آفریننده نمونههای متعدد و گوناگونی از تشکلهای سراسری کارگری بوده است. برای نمونه میتوان از شوراهای سراسری کارگری یا شورای مرکزی کمیته های کارخانه در روسیه نام برد. درجنبش کارگری ایران نیز نمونه ها فراوان است که از جمله میتوان از شکل گیری اتحاد شوراهای کارگری در سال ۵۸ یاد کرد، مانند اتحاد شوراهای کارگری گیلان، اتحاد شوراهای تبریز،کانون شوراهای شرق تهران، شوراهای متحده غرب، اتحاد شوراهای سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران و شوراهای کارگری در صنعت نفت.تشکل سراسری کارگری تشکلی است که به نیازهای مبارزاتی سراسری کارگران پاسخ دهد. وقتی یک تشکل سراسری میتواند به نیازهای مبارزاتی سراسری طبقه کارگر پاسخ دهد، که در مقیاس سراسری در میان کارگران نفوذ و اعتبار داشته باشد.
نفس تهیه و انتشار بیانیه چهار تشکل مستقل و طرح ایدهی “ضرورت ایجاد شبکه ارتباطی پیشروان و فعالان جنبش کارگری” چنانکه پیش از این نیز اشاره شد گام مثبتی است که باید از ان استقبال شود. البته فعلاً بیش از ده روز از انتشار این بیانیه سپری نشده است. اولاً باید دید این بیانیه وموضوع محوری طرح شده در آن با چه واکنش و بازخوردی از جانب فعالان و تشکلهای کارگری روبرو میشود و بعد از ان باید منتظر ابهام زدایی بیانیه از جانب چهار تشکل و اقدامات بعدی آنها بود.
واقعیت این است که در شرایط مشخص و متلاطم جامعه که هرلحظه امکان برآمد توده وجود دارد، ایجاد و حضور فعال چنین تشکل یا شورایی که لااقل بخشهایی از کارگران و زحمتکشان را نمایندگی کند، تا حدودی میتواند فقدان و عدم حضور یک تشکل سیاسی و حزبی و کارگری قوی و با نفوذ را که بتواند در مقیاس تمام جامعه و در اوج تضادها و زدوخوردهای اجتماعی اظهار وجود کند، جبران نماید. این پروژه چنانکه با توفیق همراه شود، گرچه نمیتواند جایگزین تشکل سراسری کارگری و یا چنانکه در بیانیه چهار تشکل قید شده” نمیتواند جایگزین تشکلهای تودهای و طبقاتی کارگران در محیط کار و سازمان سراسری کارگران گردد.
از ایده بیانیه چهار تشکل مستقل که پیش از این نیز به نحوی در رسانه های سازمان مطرح شده بود باید حمایت کرد. بیانیه چهار تشکل مستقل اولین گام است تا گامهای بعدی چه باشند.




نظرات شما