یاد رفیق یدالله خسروشاهی همواره در قلب کارگران زنده است

رفیق یدالله خسروشاهی بامداد روز پنج شنبه ١٥ بهمن برابربا۴ فوریه ۲٠١٠، دربیمارستانی در لندن درگذشت و از میان ما رفت. خسروشاهی یک کارگر کمونیست بود که سراسر زندگی خود را در تلاش و مبارزه برای تحقق اهداف و آرمان‌های کارگران سپری کرد.

خسروشاهی یکی از کارگران آگاه و پیشرو شرکت نفت بود که در دوران رژیم شاه تلاش و مبارزه خود را بر متشکل ساختن و آگاه سازی کارگران قرار داد. در جریان مبارزات کارگران شرکت نفت در سال ١٣٤٩ به عنوان نماینده کارگران پالایشگاه تهران برگزیده شد. در سال ۱٣۵۱ پس از ایجاد سندیکای کارگران پالایشگاه تهران که وی نقش فعالی در سازماندهی آن داشت، به عنوان دبیر این سندیکا برگزیده شد. در پی اعتصاب کارگران پالایشگاه در سال ۵٣، توسط ساواک رژیم شاه دستگیر و به ۱۰ سال زندان محکوم شد. او چندین سال از عمر خود را در زندان‌های رژیم شاه سپری کرد.

پس از آزادی از زندان، فعالیت‌های خود را در میان کارگران نفت ادامه داد. در جریان سرنگونی رژیم شاه از فعالین کمیته مخفی اعتصاب کارگران نفت بود، سپس به عضویت شورای سراسری کارکنان صنایع نفت برگزیده شد. رفیق خسروشاهی در همین حال به فعالیت سیاسی خود در صفوف سازمان چریکهای فدائی خلق ایران ادامه داد. دردیماه سال ٦٠ به همراه تعداد دیگری از کارگران نفت توسط جمهوری اسلامی دستگیر شد. پس از آزادی از زندان‌های جمهوری اسلامی، درسال ۶۵ به خارج از کشور آمد و فعالیت خود را در چند تشکل کارگری ادامه داد.رفیق یدالله خسروشاهی، درخارج کشورنیز تلاش خود را بر حمایت از کارگران در داخل متمرکز نمود ودراشکال مختلفی ، ازجمله ازطریق نوشتن مقاله وانجام مصاحبه، بطور خستگی ناپذیری در جهت اهداف و آرمان‌های کارگری تلاش نمود وتا آخرین لحظات زندگیش از هیچ کوششی در این راستا فروگذار نکرد.

سازمان فدائیان( اقلیت) درگذشت رفیق یدالله خسرو شاهی را به خانواده او و عموم کارگران تسلیت‌ می‌گوید.

یادش گرامی باد

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم

سازمان فداییان (اقلیت)

۱۵ بهمن ۱۳۸۸

کار – نان – آزادی – حکومت شورایی

متن کامل در فرمت پی دی اف

اعتراضات علیه موج جدید اعدام‌ها در ایران را تشدید کنیم!

مردم مبارز! فعالین و هواداران سازمان!

پس از اعدام دو تن از زندانیان سیاسی به اتهام شرکت در مبارزات اخیر، مقامات دولتی رسما محکومیت ٩ تن دیگر را به اعدام اعلام کرده‌اند. هم اکنون جان ده‌ها تن دیگر از زندانیان سیاسی در خطر است. تا کنون لیستی از اسامی بیش از ۶۰ تن از دستگیرشدگانی که احتمال می‌رود، در معرض اعدام قرار گیرند، منتشر شده است.

رژیم جمهوری اسلامی که به دنبال گسترش مبارزات انقلابی توده‌ها هر روز یک گام به سرنگونی محتوم خود نزدیک تر می‌شود، برای ایجاد رعب و وحشت، اقدام ضد انسانی اعدام را تشدید کرده است. باید جلو این وحشی‌گری رژیم را گرفت.

مردم مبارز! فعالین و هواداران سازمان!

فریاد اعتراض خود را به این سرکوب و کشتار بلندتر کنید و با برپایی و شرکت در آکسیون‌های اعتراضی خارج از کشور، مانع از آن گردید که رژیم تعداد دیگری از زندانیان سیاسی را به جوخه اعدام بسپارد.

کمیته خارج کشورسازمان فدائیان (اقلیت)

۱۴ بهمن ماه ۱۳۸۸ (۳ فوریه ۲۰۱۰)

سرنگون باد جمهوری اسلامی ایران

برقرار باد حکومت شورائی – زنده باد سوسیالیسم

بیانیه سازمان فدائیان (اقلیت) به مناسبت سالروز قیام ٢٢ بهمن و حماسه سیاهکل

کارگران، زحمتکشان، زنان ستمدیده ایران، جوانان و روشنفکران انقلابی!

در آستانه ١۹ بهمن، سالروز حماسه سیاهکل و ٢٢ بهمن سالروز قیام مسلحانه توده های مردم ایران علیه رژیم سلطنتی قرار گرفته ایم. سی و نهمین سالگرد حمله مسلحانه فدائیان خلق در روز ١۹ بهمن ١٣۴۹ به پاسگاه سیاهکل روز بنیان گذاری سازمان ما، و سی و یکمین سالگرد قیام مسلحانه توده های زحمتکش مردم در ٢٢ بهمن ١٣۵۷ و سرنگونی رژیم پهلوی، در حالی فرا رسیده است که رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی، با وخیم ترین و عمیق ترین بحران سیاسی دوران حیات خود روبروست.

توده های مردمی که بیش از٣٠سال، تحت شدیدترین فشارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رژیم حاکم قرار داشته و از شدت اختناق و ستم و سرکوب و استثمار به تنگ آمده اند، درابعادی وسیع و گسترده به پا خاسته اند و در اشکالی تعرضی و رادیکال، به مصادف و رودرروئی با رژیم جمهوری اسلامی روی آورده، و بر پیکر ارتجاع حاکم رعشه مرگ افکنده اند.

اختلاف و کشمکش در میان جناح های حکومتی، پیوسته تشدید شده و شکاف در راس هرم قدرت، روزبه روز عمیق تر شده  است. فشار از پائین، شدت کشمکش و درگیری در بالا را بلاانقطاع افزایش داده است. دستگاه حکومتی از هر سو شکاف برداشته است. از هم گسیختگی درونی هیات حاکمه و شکاف درون حکومت از یک سو، امواج توفنده و شعله ی خاموش ناشدنی تظاهرات خیابانی، شورش ها و قیام های محلی که از هر سو زبانه می کشند،ازسوی دیگر، تعادل دستگاه حکومتی را به کلی برهم زده و رژیم حاکم را در آستانه فروپاشی قرار داده است.

کوشش های رژیم و جناح های آن برای آرام ساختن  اوضاع و برای برون رفت از بحران و بن بست، به جائی نرسیده و با شکست روبرو شده اند. تشدید بیش از پیش فشار و سرکوب، گسترش ابعاد دستگیری ها و بازداشت ها، اعمال شکنجه های وحشیانه در زندان ها، افزایش اعدام ها، برپایی طناب دار و کشتار در ملاء عام و کوبیدن بر طبل کشتار و خون ریزی بیشتر برای ارعاب مردم و برای بازگرداندن توده های مردم و جوانان و زنان آزادیخواه از خیابان ها به خانه ها، هیچگونه ثمری نداشته است.

بحران سیاسی عمیقی که از درون تضادهای اقتصادی و اجتماعی سربرآورده و سرتا پای رژیم را در خود فرو برده است، نه فقط با تشدید سرکوب و کشتار برطرف نشده ، بلکه پیوسته گسترش بیشتری یافته و مدام ژرف تر شده است. هشت ماه مبارزه علنی و مستمر توده های مردم برای تغییر وضعیت موجود، تظاهرات مداوم دانشجویان، زنان و جوانان، شورش ها و قیام های محلی و سرانجام قیام قهرمانانه مردم تهران در ششم دی ماه، به خوبی نشان داد که توسل رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی به تشدید سرکوب و توحش و آدم کشی برای درهم کوبیدن جنبش آزادیخواهانه مردم و برای برون رفت از بحران، با شکست قطعی روبرو شده است.

بحران سیاسی موجود با کشتار و خون ریزی برطرف نخواهد شد چرا که این بحران ریشه های عمیقی در درون جامعه دارد. بحران سیاسی کنونی، محصول تضادهای انباشته شده در جامعه، مطالبات و خواست های متحقق نشده کارگران، زحمتکشان، جوانان، زنان، و نیاز جامعه به تحولاتی ست که قیام و انقلاب توده های مردم زحمتکش ایران در ٣١ سال پیش، می بایستی راه را بر آن می گشود. انقلابی که اما توسط سرمایه داران و مرتجعین مذهبی، مصادره و درهم شکسته شد. رژیم دیکتاتوری سلطنتی سرنگون شد، اما رژیم جمهوری اسلامی به رهبری خمینی مرتجع، استبدادی هولناک تر و دیکتاتوری خشن تر و وحشتناک تری را بر جامعه مسلط ساخت. نه فقط خواست ها و مطالبات و آمال های توده های مردمی که از رژیم سلطنتی به ستوده آمده و به انقلاب و قیام روی آورده بودند متحقق نشد و تضادهای جامعه لاینحل ماند، بلکه رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی سرکوب و کشتار و اختناق و بی حقوقی بیشتر و شدیدتری را بر مردم تحمیل نمود و تضادهای پیشین نیز بیش از پیش تشدید گردید. بنابراین بدیهی بود که بحران سیاسی بار دیگر و در ابعادی وسیع تر سربلند کند.

اکنون، بیش از پیش این حقیقت بر همگان آشکار شده است که توده های مردم ایران، دیگر نمی خواهند رژیم جمهوری اسلامی را که در طول حیات ننگین ٣١ ساله خود، جز کشتار و سرکوب و اختناق، جز فقر و گرسنگی و بدبختی و بی حقوقی، ثمری نداشته است، تحمل نمایند. توده های مردم ایران اکنون دیگر نه فقط حاضر نیستند این رژیم ارتجاعی و استبدادی و ستمگر را تحمل نمایند، بلکه برای به زیر کشیدن آن و تعیین تکلیف نهایی با آن با شور و شجاعت کم نظیری پای در میدان مبارزه علنی و مستقیم با آن نهاده اند. ٣١ سال پس از سرنگونی رژیم سلطنتی ، جامعه ایران یک بار دیگر آبستن تحولات و دگرگونی های عظیم اجتماعی ست و در آستانه انقلابی دیگر قرار گرفته است.

کارگران و زحمتکشان، زنان ستمدیده ایران، جوانان و روشنفکران انقلابی!

شرایط کنونی جامعه ایران، اوضاع پیش از قیام سال ٥٧ را تداعی می کند. بحران سیاسی به حدی ژرف و عمیق و حاد، وشرایط به گونه ایست ، که از هر جرقه ای می تواند حریقی بزرگ برپا شود. جنبش اعتراضی توده های مردم از ٢٣ خرداد سال جاری تاکنون، با سرعت شگفت آوری مراحل تکاملی خود را طی کرده است و تاکتیک ها و اشکال مبارزاتی و نیز شعارها و مطالبات مردم پیوسته رادیکال تر شده است. به رغم تمام این ها اما تناسب قوا هنوز به طور قطعی به سود انقلاب برهم نخورده است. این توازن زمانی به طور قطعی به سود انقلاب تغییر می کند که کارگران در شکل وسیع و سراسری به مبارزات جاری بپیوندند. تجربه انقلاب ٥٧، نقش و اهمیت یک اعتصاب عمومی سیاسی را که سازماندهی اصلی آن بر دوش طبقه کارگر ایران است، به همگان نشان داد. فراموش نکنیم که رژیم شاه زمانی حاضر شد صدای انقلاب مردم ایران را بشنود که کارگران،  به ویژه کارگران صنعت نفت، دست به اعتصاب زدند و توده های مردم به اعتصاب عمومی سیاسی روی آوردند و از این طریق ضربات خرد کننده ی مالی و سیاسی بر رژیم سلطنتی وارد ساختند. کاربست این تجربه است که جنبش انقلابی را گام مهمی به جلو خواهد برد. اعتصاب عمومی سیاسی، تمام ارگان ها و نهادهای سرکوب مستقیم و غیر مستقیم جمهوری اسلامی را بکلی فلج می سازد، ناتوانی و ورشکستگی رژیم را به نهایت می رساند و شرایط را برای روی آوری توده های مردم به قیام مسلحانه و سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی فراهم می سازد.

درس دیگری که باید از انقلاب ٥٧ بیاموزیم و در انقلاب حاضر آن را بکار بندیم، تجربه شکست انقلاب است. انقلاب ٥٧ این واقعیت را به همگان نشان داد که اگر توده های کارگر و زحمتکشی که به انقلاب و قیام روی می آورند و رژیم را سرنگون می سازند، خودشان قدرت سیاسی را به دست نگیرند و به هر دلیل به وعده های طبقات دیگر اعتماد و یا دل خوش کنند و قدرت سیاسی را به دست آن ها بسپارند، انقلاب آن ها نیز با شکست و ناکامی روبرو می شود و خواست ها و آمال آن ها نیز متحقق نخواهد شد. بنابر این برای پیروزی انقلاب و تحقق مطالبات توده های مردم، مطلقا ضروری است که کارگران و زحمتکشان ابتکار عمل را بدست گیرند، ارگان های اعمال قدرت خویش را سازماندهی کنند، خود را در شوراها متشکل سازند و از این طریق راه را بر نهادهای اعمال حاکمیت بورژواها و دست اندازی آن ها به قدرت سیاسی ببندند و با ایجاد حکومت شورایی، از طریق شوراها به اعمال حاکمیت بپردازند.

کارگران، زحمتکشان، زنان ستمدیده ایران، جوانان و روشنفکران انقلابی!

رژیم جمهوری اسلامی به پایان خط رسیده است. چشم انداز گسترش اعتراضات و قیام های توده ای در روزهای آینده از جمله در روز ٢٢ بهمن ٨٨، سران رژیم را شدیداً به وحشت انداخته و خواب را از چشم آن ها ربوده است. رژیم جمهوری اسلامی دراثرمبارزات و ضربات پی درپی شما ، به شدت ضعیف و ناتوان گشته است. تحت چنین شرایطی ، بایستی باشرکت هرچه وسیع ترخود دراعتراضات خیابانی ، تظاهرات گسترده تری را سازماندهی کنید وبه مصاف ورودر روئی بانظام حاکم برخیزید. خواستارآزادی زندانیان سیاسی شوید و باطرح شعارهای کوبنده خود مانند: مرگ برجمهوری اسلامی، مرگ براصل ولایت فقیه، مرگ بردیکتاتور، مرگ برخامنه ای وشعار نه سازش نه تسلیم نبرد تاپیروزی ، حماسه دیگری بیافرینید و ضربه کاری را بررژیم جمهوری اسلامی واردسازید.جمهوری اسلامی، از درون فرو پاشیده و ناتوان تر و پوسیده تر از آن است که در برابر مبارزات متشکل و سراسری شما یارای ایستادگی داشته باشد. نبردی تاریخی و سرنوشت ساز در پیش است. طوفان سهمگین و بنیان کنی که وزیدن آغاز کرده است می رود تا بساط رژیم و کلیه مرتجعین حاکم را برای همیشه جاروب کند.

سازمان ما که اکنون وارد سی و نهمین سال حیات خویش می شود، همواره مدافع منافع طبقه کارگر، و از موضع این طبقه، مدافع منافع عموم توده های زحمتکش و ستم دیده بوده است و در تمام طول این سال ها با استواری و پیگیری در راه آزادی و سوسیالیسم پیکار نموده است، هم چنان همراه با توده های کارگر و زحمتکش برای تحقق این آرمان ها و برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و استقرار حکومت شورایی به مبارزه ی خود ادامه می دهد.

سازمان فداییان (اقلیت)، در سالگرد قیام وسیاهکل، کارگران و زحمتکشان، زنان، جوانان و عموم توده های مردم ایران را به تشدید مبارزه برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و استقرار حکومت شورایی فرا می خواند.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

برقرار باد حکومت شورایی

زنده باد آزادی

زنده باد سوسیالیسم

سازمان فداییان (اقلیت)

بهمن ١٣٨٨

متن کامل در فرمت پی دی اف

یاد رفیق مسعود طاعتی با حضور صدها تن از یارانش گرامی داشته شد

روز یکشنبه ۲۰ دی ماه ۸۸ رفیق مسعود طاعتی در سن ۵۵ سالگی در اثر بیماری پارکینسون در ایران  درگذشت.

مسعود طاعتی که در جوانی از بازیکنان تیم ملی بسکتبال بود، در دوران قبل از انقلاب سال ۵۷ هوادار سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بود و بعد از انقلاب در صفوف سازمان به مبارزه برای تحقق اهداف آزادی‌خواهانه و سوسیالیستی خود ادامه داد.

پس از انشعاب درونی سازمان، رفیق مسعود به فعالیت با گرایش انقلابی اقلیت ادامه داد. وی که در بخش محلات جنوب و غرب تهران سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران(اقلیت) فعالیت می‌کرد، در بهمن ماه سال ۶۰ دستگیر شد و تا اواخر سال ۶۷ در زندان‌های اوین، قزل حصار و گوهردشت زندانی بود. روحیه بالا و مقاوم رفیق در زندان به علاوه خصائل برجسته کمونیستی، از او چهره محبوبی در زندان ساخته بود.

وی ۵ سال پیش به یکی از بدترین انواع پارکینسون مبتلا شد و روز به روز  حالش به وخامت گرائید. سال‌ها معالجه و درمان بی نتیجه ماند. سرانجام روز یکشنبه ۲۰ دی ماه، چشم از جهان فروبست و در قطعه ورزشکاران در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

در مراسم یادبودی که روز سه‌شنبه برگزار شد، بیش از ۴۰۰ تن از اقوام، بستگان و یارانش حضور یافته و یاد وی را گرامی داشتند.

کمیته خارج کشورسازمان فدائیان (اقلیت) با گرامیداشت یاد این رفیق ارجمند، به همسر و دو فرزند، خانواده و بستگان وی صمیمانه تسلیت می‌گوید و برای آن‌ها بردباری و سلامت  و بهروزی آرزو می‌کند.

یاد رفیق مسعود طاعتی پاینده و راهش پوینده باد

کمیته خارج کشورسازمان فدائیان (اقلیت)

۲۳ دی ماه ۱۳۸۸

سرنگون باد جمهوری اسلامی ایران

برقرار باد حکومت شورائی – زنده باد سوسیالیسم

متن کامل در فرمت پی دی اف

اعتراض به دستگیری و کشتار مردم ایران را تشدید کنیم

اطلاعیه کمیته خارج کشور سازمان فدائیان (اقلیت)

به دنبال اعتراضات شجاعانه مردم ایران علیه جمهوری اسلامی در هفته گذشته ، موج سرکوب و بازداشت در ایران، شتاب بیشتری گرفته است.

بازداشت فعالین حوزه‌های زنان و کارگری، دانشجویی و روزنامه‌نگاران در ایران تشدید شده است. تاکنون اسامی ده‌ها تن از فعالین بازداشت شده انتشار یافته است. شماری از دستگیرشدگان در جریان اعتراضات پیشین نیزمجددا، بازداشت و زندانی شده‌اند. گروهی از بازداشت شدگان در جریان تظاهرات، با خطر اعدام رو به رو هستند.

▪ هراس رژیم از گسترش مبارزات و اعتراضات شجاعانه توده ای

جمهوری اسلامی که با موج وسیعی از نارضایتی و اعتراض توده‌ای رو به  روست، به سرکوب و کشتار مردم در خیابان‌ها و بازداشت گسترده تظاهر کنندگان بسنده نکرده، بلکه با یورش به تمام فعالین سیاسی و اجتماعی، بازداشت گروه کثیری از آنها، تهدید به اعدام مبارزینی که در تظاهرات دستگیر شده‌اند، می‌کوشد این موج مبارزات مردم را مهار کند. اما مبارزات با قدرت ادامه دارد. تظاهرات یک‌شنبه گذشته نشان داد که رژیم با وحشی‌گری و سرکوب، بازداشت، زندان، اعدام و کشتار نمی‌تواند اراده مردم ایران را در هم شکند. اعتصابات و تظاهرات دانشگاه‌ها را فرا گرفته است. اعتصابات و تجمعات اعتراضی کارگران، مدام در حال افزایش است. با وجود این که اعتراضات  مادران عزادار بارها مورد حمله نیروهای انتظامی و سرکوب واقع شده است، اما آنها همچنان به اعتراضات خیابانی خود ادامه می‌دهند.

▪ هراس رژیم از خبررسانی آزاد و بدون سانسور

روزنامه‌نگارانی که با رسانه‌های غیردولتی و ارگان‌های خبری سازمان‌های حقوق بشر همکاری و فعالیت می‌کنند، یکی دیگر از گروه‌هایی‌اند که وزارت اطلاعات، نیروهای انتظامی و سپاه آنها را تحت نظر قرار داده‌اند. شماری از دستگیرشدگان اخیر را جوانانی تشکیل می‌دهند که با دست رد زدن به رسانه‌های دولتی، برای اطلاع رسانی با رسانه‌های غیردولتی و مراکز خبررسانی حقوق بشر همکاری می‌کنند.

▪ هراس از رویش اعتصابات کارگری

رژیمی که با قدرت اعتصابات کارگری در برچیدن بساط سلطنت پهلوی آشناست، می‌داند که شکل گیری اعتصابات کارگری و تبدیل آن به یک اعتصاب عمومی سراسری، نقطه پایانی بر سلطه رژیم جمهوری اسلامی نیز خواهد بود. از همین رو دستگیری و بازداشت فعالین کارگری، یکی دیگر از محورهای سرکوب را تشکیل می‌دهد. بازداشت رضا رخشان و ۵ تن دیگر از  اعضای سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در همین راستاست.

کمیته خارج کشور سازمان فدائیان (اقلیت)، ضمن محکوم نمودن کشتار و سرکوب و دستگیری‌ها،  خواهان آزادی بی قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی است.

کمیته خارج کشور سازمان فدائیان (اقلیت) از همه فعالین و هواداران سازمان می‌خواهد که فعالانه برای برپائی آکسیون‌های حمایت از مبارزات توده‌های مردم ایران تلاش کنند.

کمیته خارج کشور سازمان فدائیان (اقلیت) از مردم مبارز ایران در خارج از کشور دعوت می‌کند که با هر وسیله ممکن، از مبارزات مردم ایران در داخل حمایت و پشتیبانی کنند. خواهان آزادی تمام بازداشت شدگان گردند و با سازماندهی اعتراضات مانع از آن شوند که رژیم مرتجع و جنایتکار جمهوری اسلامی، گروه دیگری از زندانیان را به جوخه اعدام بسپارد.

سرنگون باد جمهوری اسلامی ایران

برقرار باد حکومت شورائی – زنده باد سوسیالیسم

کمیته خارج کشور سازمان فدائیان (اقلیت)

Abroad-committee@fadaian-minority.org

۶ ژانویه ۲۰۱۰ برابر با ۱۶ دی ماه ۱۳۸۸

متن کامل در فرمت پی دی اف

شورش جوانان و مردم دلیر تهران علیه رژیم

ازساعات اولیه بامداد امروز، خیابان های مرکزی شهرتهران ، باردیگربه صحنه مبارزات آشکار توده های مردم علیه رژیم دیکتاتوری حاکم مبدل گردید. به رغم آنکه رژیم جمهوری اسلامی، نیروهای سرکوب خودرا، ازروزها وهفته هاقبل، برای مقابله بامردم وسرکوب اعتراضات آنان در روز “عاشورا” آماده ساخته بود، ودراین روز نیز تلاش های زیادی به کاربست تاجلوی اعتراضات مردم رابگیرد، اما مردم مبارز تهران ازهمان ساعات اولیه، تمام این تلاش هاراخنثاساخته و خروشان و موج وار،به خیابان هاریختند.

حملات وحشیانه نیروهای سرکوب، پرتاب گازاشک آورو گازفلفل وحتاتیراندازی وکشتارمردم نیز نتوانست دربرابرسیل خروشان وتوفنده جمعیت اعتراض کننده سدی ایجادکند. جوانان ومردم شجاع تهران دربرابراقدامات سرکوب گرانه مزدوران رژیم، شجاعانه دست به مقاومت زدند . مردم با آتش زدن سطل های زباله، لاستیک و استفاده ازهروسیله ای که دردسترس بود، راه رابر وسایل نقلیه نیروهای سرکوب مسدود نمودند و در یک چشم به هم زدن، چندین سنگرخیابانی ، درخیابان آزادی، انقلاب ودیگرخیابانها ومیادین وچهارراه های مهم منطقه مرکزی تهران برپاساختند.درگیری، زد و خورد و جنگ و گریز، بین مردمی که درابعادصدهزارنفره به خیابان هاآمده بودند، بانیروهای سرکوب رژیم درخیابانها ونقاط مختلف تهران ساعت ها ادامه داشت. درجریان این درگیری ها،جوانان ومردم شجاع تهران، قهرمانانه بامزدوران مسلح رژیم جنگیدند ، وسائل نقلیه متعلق به نیروهای ضدشورش را به آتش کشیدند وبرخی ازمزدوران ونیروهای سرکوب رژیم راخلع سلاح نموده وبسیاری از آنها را نیزواداربه فرارساختند.

اگرچه دراثرتیراندازی مزدوران حکومت وحملات وحشیانه آن ها تعدادزیادی ازمردم اعتراض کننده ، کشته وزخمی شده اند که تااین لحظه ، ازرقم دقیق آنها اطلاعی دردست نیست ، وهمچنین شمار زیادی ازمردم وجوانان، توسط نیروهای سرکوب واطلاعاتی ، دستگیر وبه اماکن نامعلومی انتقال داده شده اند، که ازسرنوشت آنها نیز اطلاعی دردست نمی باشد،بااین وجود ، اعتراضات گسترده توده های مردم تهران ورودرروئی آنان بانیروهای سرکوب وتابه دندان مسلح رژیم، یکبار دیگرنشان دادکه صبر وتحمل مردم ستم کشیده ایران به پایان رسیده است ونه فقط حاضرنیستند این رژیم ارتجاعی راتحمل کنند، بلکه برای تعیین تکلیف نهائی باآن، به خیابان می ریزند وبرای مقابله بارژیم، خیابان هارانیز سنگربندی می کنند وبه نبرد قهرمانانه باآن برمی خیزند.شورش وسیع مردم وجوانان مبارزتهران، یکباردیگرنشان دادکه، تاسرنگونی رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی، راه درازی نمانده است ، این رژیم رفتنی ست ومردمی که به خیابان آمده اند، تاسرنگونی آن ازپای نخواهند نشست.

سازمان فدائیان (اقلیت) ضمن پشتیبانی ازمبارزات آزادی خواهانه مردم تهران، مردم سراسر ایران را به تشدید مبارزه برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی فرا می خواند.

سازمان فدائیان ( اقلیت ) تیراندازی وکشتارمردم به دست مزودوران حکومتی را قویاًمحکوم می کند وخواستارآزادی تمام دستگیر شدگان است.

پیروزباد مبارزات قهرمانانه مردم ایران

سرنگون باد رژيم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورائی

زنده بادآزادی- زنده باد سوسياليسم

سازمان فدائیان(اقلیت)

یکشنبه ششم دیماه ١٣٨٨

کار – نان – آزادی – حکومت شورائی

متن کامل در فرمت پی دی اف

زنده باد قیام شجاعانه مردم سیرجان

روز گذشته، پس از آن که دادگستری شهرستان سیرجان اعلام نمود حکم اعدام دو تن از اهالی این شهر، به نام‌های اسماعیل فتحی‌زاده و محمد اسفندیارپور، در ملاء عام به اجرا گذاشته می‌شود، مردم ناراضی و به خشم آمده این شهرستان، ضمن اعتراض شدید نسبت به اقدامات سرکوبگرانه و ضد انسانی رژیم، در یک اقدام شجاعانه، به محل اجرای حکم اعدام و استقرار نیروهای انتظامی یورش بردند و در طی یک درگیری و زد و خورد با این نیروها، به رغم تیراندازی و وحشیگری نیروهای سرکوب، دو اعدامی را از طناب‌های بسته شده به جرثقیل پایین کشیدند و آنها را نجات دادند.

رژیم و مزدوران آن در منطقه که از این اقدام شجاعانه مردم سیرجان به وحشت افتاده بودند، تمام نیروهای خود رابرای مقابله با مردم بسیج نمودند. دستگیری‌های وسیعی در سطح شهر آغاز گردید، کنترل شدیدی در ورودی‌های شهر برقرار شد و هلی‌کوپترهای نظامی نیز، گشت‌زنی بر روی شهر و جاده‌های اصلی را آغازکردند.

در حالی که شهر سیرجان همچنان در حالت التهاب بود، مقامات پلیسی و امنیتی شهر اعلام کردند که، دو اعدامی همراه با چند تن دیگر از مردمی که این دو را نجات داده بودند، در روستای اکبرآباد سیرجان دستگیر شده‌اند و مجددا به دار کشیده می‌شوند. اما این بار نیز مردم شجاع و ناراضی سیرجان به حکومت‌گران مهلت ندادند و پیش از آن که افراد اعدامی به محل اجرای حکم برسند، به محل تجمع و استقرار نیروهای سرکوب رژیم حمله کردند که نیروهای سرکوب در کمال بیرحمی، مردم به جان آمده را به رگبار گلوله بستند. در اثر این اقدام وحشیانه و جنایتکارانه، تعدادی از مردم به قتل رسیدند. منابع دولتی، تعداد مردمی را که در اثر گلوله به قتل رسیده‌اند، دست کم دو نفراعلام کرده‌اند. حدود ٨٠ نفر ازمردم اعتراض‌کننده نیز زخمی شده‌اند که به بیمارستان‌های سیرجان و شهر کرمان انتقال یافتند. وضعیت کسانی که به بیمارستان‌های کرمان انتقال یافته‌اند، وخیم اعلام شده است.

پس از این کشتار و دستگیری‌ها و بگیر و ببندهای وسیع و تشدید جو خفقان در شهر، اگرچه عوامل رژیم ادعا نموده‌اند اوضاع شهر به حالت عادی بازگشته است، اما وضعیت شهرستان سیرجان مانند بسیاری از شهرهای دیگر، همچنان ناآرام، متلاطم و به گونه‌ایست که در آن از هر جرقه‌ای می‌تواند حریقی بزرگ برپا شود. قیام شجاعانه مردم سیرجان به عنوان یک نمونه، نشان داد که صبر و تحمل مردم به انتها رسیده است و مردم، دیگرنه فقط نمی‌خواهند این رژیم ارتجاعی و نهادهای سرکوب آن راتحمل کنند، بلکه برای تغییر وضعیت موجود، عملاً پا به میدان گذاشته‌اند.

جمهوری اسلامی، سرکوب و کشتار می‌کند، مردم را گروه گروه بازداشت می‌کند و به زندان می‌اندازد، بساط دار و اعدام در ملاء عام راه می‌اندازد تا از این طریق در دل مردم ترس و وحشت ایجاد کند و مردم را از دست زدن به اعتراض و مبارزه بازدارد. اما مردم هر روز بی باکانه‌تر و شجاعانه‌تر از روز پیش، به نبرد رودررو با رژیم دیکتاتوری و ارتجاعی جمهوری اسلامی برمی‌خیزند. نمونه قیام مردم شجاع سیرجان و برچیدن بساط نمایش آدم‌کشی رژیم و اقدام ضد انسانی اعدام در ملاء عام، نه فقط مویّد بی اثر بودن ترفندهای ارعاب‌گرانه رژیم است، بلکه این رویداد در عین حال نشان‌دهنده این است که مردم زجرکشیده ایران تا چه میزان برای برچیدن بساط کلیت رژیم خود را آماده ساخته‌اند.

سازمان فدائیان (اقلیت) قتل عام مردم بی دفاع سیرجان را توسط آدم‌کشان حکومت اسلامی محکوم می‌کند.

سازمان فدائیان (اقلیت) توده‌های مردم زحمتکش مردم ایران را به تشدید مبارزه برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی فرا می‌خواند.

زنده بادقیام شجاعانه مردم سیرجان علیه رژیم!

رژیم جمهوری اسلامی را باید با یک اعتصاب عمومی سیاسی و قیام مسلحانه برانداخت.

سرنگون بادرژیم جمهوری اسلامی – برقراربادحکومت شورائی

زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم

دوم دی‌ماه ١٣۸۸

کار- نان آزادی- حکومت شورائی

متن کامل در فرمت پی دی اف

پاسخ کوبنده جنبش سرخ انقلابی دانشجویان و مردم مبارز به مرتجعین

دانشجویان مبارز دانشگاه‌های سراسر کشور و توده‌های قهرمان مردم تهران، روز ١۶ آذر حماسه آفریدند و بار دیگر پاسخی کوبنده به تمام مرتجعینی دادند که در برابر مردم، مبارزات و مطالبات آنها قرار گرفته بودند.

در طول چند روز گذشته ارگان‌های سرکوب رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی پی در پی به تهدید متوسل شدند تا دانشجویان و مردم مبارز ایران را از برپائی تظاهرات در ١۶ آذر باز دارند. روز ١۶ آذر نیز نیروهای مسلح رژیم در خیابانها مستقر شدند، تا مانع از برپائی تظاهرات گردند. با این همه، ١۶ آذر امسال به عرصه قدرت‌نمائی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی تبدیل گردید. دانشجویان در سراسر کشور، در دانشگاه‌های تهران، شیراز، مشهد، سنندج، تبریز، کرمان، کرج، ایلام، همدان، اصفهان، اهواز، قزوین و تعداد دیگری از شهرها، به تظاهرات روی آوردند. این تظاهرات در تهران ابعاد وسیعی به خود گرفت. مردم تهران به رغم لشکرکشی رژیم، تظاهرات ١۶ آذر را در خیابان‌ها سازمان دادند. در حالی که گروه‌های طرفداران موسوی و کروبی برای جلوگیری از تظاهرات مردم تهران در خیابان‌ها از دانشجویان و مردم خواسته بودند که مراسم ١۶ آذر را در سالن‌های دربسته و چار دیواری دانشگاه‌ها برگزار کنند، مردم تهران اما تظاهرات را در خیابان‌ها برگزار کردند و دانشجویان مبارز نیز درب‌های بسته برخی دانشگاه‌ها را شکستند و به تظاهرات مردم در خیابان‌هاعلیه جمهوری اسلامی پیوستند.

تظاهرات قهرمانانه توده‌های مردم مبارز تهران و دانشجویان در ١۶ آذر، با شعارهای کوبنده مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه‌ای، مرگ بر جمهوری اسلامی، و به آتش کشیدن عکس‌های خمینی ، خامنه‌ای و احمدی‌ نژاد، بار دیگر نشان داد که جنبش انقلابی مردم ایران هیچ قرابتی با سبز پوشانی که شعار می‌دهند ” جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه بیشتر” ندارد. مردم ایران خواهان برافتادن جمهوری اسلامی در کلیت آن هستند. مردم ایران خواهان جدائی کامل دین از دولت‌اند. مردم ایران خواهان استقرار حکومتی هستند که بدون هرگونه قید و شرط، آزادی‌های ساسی مردم در آن به رسمیت شناخته شود. مردم ایران خواهان به دست گرفتن سرنوشت خود از طریق یک حکومت شورائی هستند. لذا جنبش این مردم، جنبشی انقلابی و سرخ است. تظاهرات ١۶ آذر نیز همین واقعیت را نشان داد.

نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، امروز نیز با توحش تام و تمام به رو در روئی با مردم برخاستند. گروهی از مردم مبارز را مضروب و مصدوم کردند و ده‌ها تن را بازداشت کردند. اما این وحشی‌گری‌ها دیگر نمی تواند رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی را نجات دهد. هیچ قدرتی را یارای مقاومت در برابر توده‌های مردمی که به نبردی حماسی علیه یکی از بیرحم‌ترین رژیم‌های استبدای برخاسته‌اند، نیست. سرانجام، این توده‌های مردم‌ ایران‌اند که پیروز می‌شوند. جمهوری اسلامی سرنوشتی جز شکست و نابودی نخواهد داشت.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورائی

زنده بادآزادی- زنده باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان(اقلیت)

١۶ آذر ماه ١٣٨٨

کار – نان – آزادی – حکومت شورائی

متن کامل در فرمت پی دی اف

هشدار به فعالین و هواداران سازمان

برطبق گزارشاتی که به سازمان رسیده ، اخیرا دیده شده است، افرادی که خود را در ایران، مرتبط با سازمان معرفی می‌کنند، ضمن تماس با فعالین سیاسی که ممکن است در میان آنها هواداران سازمان نیز وجود داشته باشند، پیشنهاداتی برای همکاری و حتا رد و بدل کردن سلاح می‌کنند. سازمان هرگونه چنین رابطه‌هائی را تکذیب می‌کند. اکیدا توصیه می‌شود از ارتباط با افرادی که شناخت دقیقی از آنها ندارید، خودداری نمائید. هرگونه ارتباطی با سازمان فقط از کانال‌های رسمی و تایید شده صورت خواهد گرفت. برای اطمینان از تماسهائی که با شما گرفته می‌شود، از طریق تلفن و یا ای- میل سازمان با ما تماس بگیرید.

 سرنگون باد رژيم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورائی

زنده بادآزادی- زنده باد سوسياليسم

سازمان فدائیان(اقلیت)

۸ آذر ماه ١٣٨٨

 کار – نان – آزادی – حکومت شورائی

 

تظاهرات ۱۶ آذر را در خیابان‌ها سازمان دهیم

دانشجویان مبارز!

۱۶ آذر، روز دانشجو در پیش است. رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی که از اعتراضات و مبارزات دانشجویان در ۱۶ آذر امسال، بیش از هر زمان دیگر در هراس  به سر می‌برد، پیشاپیش اقدامات سرکوب‌گرانه خود را علیه دانشجویان تشدید کرده است. ارگان‌های پلیسی و اطلاعاتی رژیم، در روزهای اخیر ده‌ها تن از فعالان جنبش دانشجویی را دستگیر کرده، تا مانع از اعتراضات و تظاهرات بزرگ دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور در روز دانشجو گردد. اما به ویژه تجربه چند ماه اخیر، آشکارا نشان داده است که این اقدامات سرکوب‌گرانه و ارتجاعی قادر نیست مردمی را که به نبرد برای رهایی از یوغ ستم‌گران حاکم بر ایران برخاسته‌اند، از ادامه مبارزه بازدارد و رژیمی را که سر تا پا در بحران فرو رفته است، نجات دهد.

دانشجویان مبارز!

امسال، ۱۶ آذر در شرایطی متفاوت از سال‌های گذشته فرا رسیده است. بحران‌های متعددی که جمهوری اسلامی با آن‌ها رو به روست، بن‌بست این رژیم را در تمام عرصه‌ها برملا کرده و پی‌آمد آن بحران سیاسی‌ست که از اواخر خرداد ماه سال جاری در ابعادی گسترده رخ نموده است. لذا بحرانی نیست که با سرکوب‌های وحشیانه جناح مسلط و حاکم و یا ادعاهای به اصطلاح اصلاح‌طلبانه جناح دیگر از طریق حک و اصلاح در قوانین و نهادهای نظم ارتجاعی موجود و جا به جایی مهره‌های حکومت اسلامی، برطرف گردد. این بحران، برخاسته از نیازهای انباشت شده اجتماعی‌ست که بدون تغییر و تحولی ژرف در نظم موجود و در هم شکسته شدن سدی که مانع تحقق آن‌ها و تحول اجتماعی و سیاسی شده است، امکان دست‌یابی به آن‌ها وجود ندارد. از همین روست که امواج مبارزه توده‌ای، گاه در ابعادی میلیونی، برای در هم شکستن موانع موجود از سر راه تحول اجتماعی به حرکت درآمده و جمهوری اسلامی را که مانع اصلی و بلاواسطه تحقق نیازهای تحول اجتماعی و مطالبات توده‌ای‌ست، زیر ضربات مداوم قرار داده است.

جمهوری اسلامی که برآمده از ضد انقلاب اسلامی برای نجات نظم موجود در جریان انقلاب توده‌های مردم ایران در سال ۵۷ است، از همان آغاز رسالتی جز سرکوب انقلاب و به بند کشیدن توده‌های مردم نداشت. لذا موجودیت این رژیم با اختناق، زندان، سرکوب و کشتار بنا گردید. این رژیم، وظیفه‌ای برای حل تضادهای اجتماعی و تحقق نیازهای تحول اجتماعی و سیاسی نداشت. بلکه تنها رسالت‌اش به عقب راندن توده‌های مردم و مبارزات آن‌ها به سطحی حتا عقب‌تر از دوران رژیم شاه بود. گرچه در اجرای این وظیفه ارتجاعی خود موفق شد، اما فقط به این شرط که تمام تضادهای جامعه موجود را در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تشدید کند و زمینه را برای بحران‌های عمیق‌تر هموار سازد.

جمهوری اسلامی، صرفا دولتی نیست که تحت شرایط معینی برای پاسداری از نظم طبقاتی سرمایه‌داری و حفظ منافع طبقه سرمایه‌دار، به اختناق و دیکتاتوری عریان روی آورده باشد. جمهوری اسلامی یک دولت دینی نیز هست و هر دولت دینی بنیادش بر اختناق و سرکوب، تبعیض و نابرابری، اسارت و بندگی انسان‌ها در برابر قدرتی که نماینده خداست، قرار گرفته است. دولت مذهبی در ذات خود دشمن آشتی‌ناپذیر آزادی و برابری مردم است. دولت مذهبی ذاتاً رژیم ترور و خفقان، رژیم دیکتاتوری عریان و عنان گسیخته تروریستی‌ست. جمهوری اسلامی، جز آن‌چه که بوده و هست، هرگز نخواهد بود. لذا جمهوری اسلامی، علاوه بر سرشت طبقاتی، بنا به خصلت مذهبی خود، جز این نمی‌توانست بکند که با سرکوب، زندان، ترور و شکنجه، اختناقی وحشتناک را بر ایران حاکم سازد و عموم توده‌های مردم را از آزادی‌های سیاسی و حقوق دمکراتیک و حتا حقوق مدنی و انسانی‌شان محروم سازد.

جمهوری اسلامی که بنیادش بر تبعیض و نابرابری قرار گرفته است، رسما و علنا برابری حقوق را برای نیمی از اعضای جامعه نفی و انکار نمود و زنان را در معرض بیرحمانه‌ترین تبعیض، نابرابری و ستم قرار داد. جمهوری اسلامی با سرکوب و کشتار، برابری ملیت‌های ساکن ایران را نفی و رژیم تبعیض و ستم ملی را حاکم ساخت. جمهوری اسلامی به عنوان یک دولت شیعه مذهب، از آن‌جایی که در ذات خود نفی‌کننده‌ی هر گونه حتا عقیده مذهبی دیگر است، نه فقط پیروان ادیان دیگر، بلکه فرقه‌های درونی دین اسلام را مورد تبعیض، فشار و سرکوب قرار داد. جمهوری اسلامی به عنوان یک دولت دینی، وظیفه خود می‌داند که حتا در زندگی خصوصی افراد جامعه دخالت کند و لذا این دخالت پلیسی خود را حتا به آن‌چه که در منازل مردم نیز می‌گذرد، بسط داد. بدیهی‌ست که این وحشیانه‌ترین شکل استبداد، بی حقوقی، اختناق، تبعیض، زندان، شکنجه، ستم‌گری و کشتارهای هولناک، می‌بایستی تضاد توده‌های وسیع مردم را با روبنای سیاسی ارتجاعی حاکم و در محور آن رژیم جمهوری اسلامی، تشدید کند، مبارزه برای سرنگونی آن را مدام وسعت دهد و میلیون‌ها تن از مردم را به نبردی علنی و مستقیم با رژیم استبدادی حاکم برای به دست آوردن آزادی‌های سیاسی و حقوق مدنی و دمکراتیک خود سوق دهد. واقعیتی که هم اکنون به و ضوح شاهد آن هستیم.

جمهوری اسلامی با اختناق، سرکوب و کشتار توانست انقلاب توده‌های مردم ایران را در هم کوبد و نظم اقتصادی – اجتماعی موجود را عجالتا نجات دهد، اما نمی‌توانست تضادهای شیوه تولید سرمایه‌داری را حتا تخفیف و بحران اقتصادی را تعدیل کند. بالعکس خصلت مذهبی دولت، تضادهای روبنای سیاسی را حتا با مناسبات تولید سرمایه‌داری تشدید کرد و این خود باعث تشدید تضادهای شیوه تولید سرمایه‌داری و عمیق‌تر شدن بحران اقتصادی به عنوان یک بحران مزمن ۳۰ ساله گردید. در طول تمام این سال‌ها، رکود و تورم، توأمان بیماری اقتصاد سرمایه‌داری ایران بوده است. در نتیجه این بحران، وضعیت مادی و معیشتی توده‌های کارگر و زحمتکش مردم ایران سال به سال وخیم‌تر شد، تا جایی که نه فقط هیچ‌گاه دیگر لااقل به سطح پیش از قیام سال ۵٧ نرسید، بلکه هم اکنون فرسنگ‌ها از آن فاصله دارد و اکثریت بزرگ مردم یعنی تقریبا عموم کارگران و زحمتکشان با فقر مطلق رو به رو هستند.

آن‌چه که در این میان منجر به وخامت هر چه بیش‌تر شرایط معیشتی کارگران و زحمتکشان گردید، اجرای سیاست موسوم به نئولیبرال بود که توسط انحصارات بین‌المللی و مؤسسات مالی آن نظیر صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی به رژیم حاکم دیکته شد. این سیاست که در محور آن خصوصی‌سازی، آزادسازی قیمت‌‌ها، حذف به اصطلاح رایانه‌ها و محروم ساختن کارگران از ابتدایی‌ترین حق و حقوق کارگری قرار دارد، در حالی که برای طبقه حاکم سود و ثروت هنگفتی به بار آورده است، برای توده‌های کارگر و زحمتکش، جز تشدید فقر، کاهش مداوم دستمزدهای واقعی، بیکاری، گرانی روزافزون کالاها و به طور اخص برای کارگران، تشدید استثمار را در پی نداشته است.

این گسترش فقر و فلاکت عمومی، به رغم این واقعیت زندگی زحمتکشان را تباه کرده است، که در طول این ۳۰ سال فقط درآمد دولت از فروش نفت و گاز صدها میلیارد دلار بوده است. اما این درآمد هنگفت، صرف هزینه‌های کلان دستگاه نظامی و بوروکراتیک ماشین دولتی رژیم دیکتاتوری عریان و توسعه ‌طلب اسلامی شد و بخشا مستقیم به جیب طبقه حاکم سرازیر شده است.

در نتیجه تمام سیاست‌های ارتجاعی جمهوری اسلامی، شکاف فقر و ثروت در جامعه ایران، در ابعادی حیرت‌آور عمیق و وسیع شده است. در حالی که ده‌ها میلیون تن از مردم کارگر و زحمتکش حتا قادر به تأمین حداقل معاش خود نیستند، ثروت انباشت شده گروه کوچکی انگل، به نام سرمایه‌دار و ثروتمند، ابعاد ده‌ها و صدها تریلیونی به خود گرفته است.

این همان نظم ضد انسانی‌ست که جمهوری اسلامی به توده‌های کارگر و زحمتکش تحمیل کرده و خود را حافظ و نگهدار آن می‌داند. طبیعی‌ست که کارگران و زحمتکشان دشمن این نظم و رژیم سیاسی پاسدار آن باشند.

مبارزات مردم کارگر و زحمتکش، در طول تمام این سال‌های حاکمیت ستم‌گرانه جمهوری اسلامی علیه این نظم ضد انسانی ادامه داشته است. کارگران با صدها مورد از اعتصابات، تظاهرات، راه‌پیمایی‌ها، تجمعات اعتراضی، اشغال کارخانه‌ها، بستن جاده‌ها و خیابان‌ها، این نظم ارتجاعی را پیوسته مورد حمله قرار داده‌اند. معلمان، پرستاران و دیگر زحمتکشان نیز اعتصابات و اعتراضات متعددی علیه این نظم ضد انسانی که آن‌ها را مدام فقیرتر و فقیرتر کرده است، برپا کرده‌اند.

مبارزات کنونی کارگران که در هر هفته چندین مورد آن را شاهدیم، بیان این واقعیت است که میلیون‌ها تن از کارگران ایران خواهان برافتادن این نظم ارتجاعی‌اند. مبارزه کارگران اما به تلاش و مبارزه عمومی برای کسب آزادی‌ها و حقوق دمکراتیک محدود نمی‌شود، کارگران خواهان برافتادن نظم سرمایه‌داری و استقرار نظمی سوسیالیستی هستند که در آن انسان‌های آزاد و برابر، در رفاه، سعادت و خوشبختی زندگی کنند.

جمهوری اسلامی که تجسم تام و تمام ارتجاع، واپس‌گرایی و دشمنی با هر گونه پیشرفت و ترقی انسانی‌ست، از جنبش کارگری و سوسیالیستی در هراس مداوم به سر می‌برد. جمهوری اسلامی هزاران تن از پیشروان کارگری و طرفداران سوسیالیسم را به جوخه اعدام سپرد. ده‌ها هزار تن را سال‌ها به بند کشید. مبارزات کارگری را سرکوب و به خاک و خون کشید، اما جنبش کارگری سربلند به پیش آمده و امروز سربلندتر از هر زمان دیگر در برابر رژیم حاکم قرار گرفته است. هر چه بحران‌های رژیم عمیق‌تر شده است، بر خصلت تعرضی جنبش کارگری نیز افزوده شده است.

اما رو در رویی توده‌های مردم ایران به مبارزات دمکراتیک عمومی برای حصول به آزادی‌های سیاسی، مبارزات طبقاتی کارگران و مبارزات معلمان محدود نیست. زنان در ایران عرصه دیگری را برای مبارزه رو در روی با رژیم گشوده‌اند. مردمی که با ستم‌گری ملی رو به رو هستند، همواره با رژیم ستمگر حاکم درگیر بوده و هستند. دانشجویان در طول تمام دوران موجودیت جمهوری اسلامی، هیچ‌گاه رژیم دیکتاتوری و اختناق را آرام نگذاشته‌اند. جنبش دانشجویی در ایران، همواره یکی از جنبش‌های پیشتاز علیه رژیم‌های ستم‌گر و ضد مردمی حاکم بر ایران بوده است. این جنبش در طول حیات خود نشان داده است که نمی‌تواند با استبداد، بی‌حقوقی و بی‌عدالتی سر سازش داشته باشد. جمهوری اسلامی حتا با سرکوب و کشتار و تعطیل دانشگاه‌ها نیز نتوانست بر این جنبش غلبه کند. سال‌هاست که دانشگاه‌ها عرصه مبارزه آشتی‌ناپذیر و مداوم دانشجویان علیه رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی‌اند. بر کسی پوشیده نیست که در جریان تظاهرات، راه‌پیمایی‌ها و سنگربندی‌های خیابانی چند ماه اخیر نیز، دانشجویان فعال‌ترین نیروی این جنبش بوده‌اند. در همین مدت کوتاهی که از سال تحصیلی جدید می‌گذرد، ده‌ها اعتصاب و تظاهرات در دانشگاه‌های کشور بر پا شده است.

به هر عرصه‌ای که نظر افکنیم، با مبارزات علنی، مستقیم و تعرضی توده‌های وسیع مردم ایران، رو به رو هستیم. رژیمی که با چنین موج وسیع نارضایتی، اعتراض و مبارزه‌ای رو به روست، به آخرین لحظات عمر ننگین‌اش رسیده است. این رژیم دیگر نمی‌تواند با وحشی‌گری، مردمی را که به نبردی حماسی برای رهایی از یوغ ستم‌گران و جباران حاکم بر ایران برخاسته‌اند، آرام کند و از تعرض بازدارد.

دانشجویان مبارز!

تداوم تظاهرات خیابانی در این مرحله، برای پیشروی جنبش حائز اهمیت است. اما بی‌تردید راه‌پیمایی‌ها و تظاهرات، برای در هم شکستن مقاومت یک رژیم ارتجاعی سر تا پا مسلح کارساز نیست. نیاز به اشکال مؤثرتر و کارآتر مبارزه، هر روز بیش از پیش احساس می‌گردد. گام بعدی در ارتقای مبارزات توده‌های مردم علیه جمهوری اسلامی، اعتصاب عمومی سیاسی‌ست.

لذا به ویژه بخش آگاه‌تر و پیشروتر جنبش دانشجویی که برای نزدیکی و ارتباط هر چه بیش‌تر جنبش‌های اجتماعی تلاش می‌کند، باید ایده اعتصاب عمومی را در سطحی وسیع به میان توده‌های کارگر و زحمتکش ببرد.

چرا که تنها این اعتصاب است که می‌تواند میلیون‌ها نیروی تازه‌ نفس را به جنبش جلب کند، توازن قوا را به نفع جنبش توده‌های مردم بر هم بزند، رژیم را فلج کند و اقدامات نیروی سرکوب رژیم را بی اثر سازد.

تنها وقتی که جنبش به این مرحله برسد، آن‌گاه تمام شرایط برای رهایی توده‌های مردم از طریق قیام عمومی، سرنگونی رژیمی که تمام موجودیت‌اش بر سرنیزه قرار گرفته است و حاکمیت توده‌های وسیع مردم بر سرنوشت خود از طریق شوراها، فراهم است.

راهی برای نجات توده‌های مردم ایران از فجایع و ستم‌گری‌های جمهوری اسلامی، جز سرنگونی قهرآمیز آن از طریق قیام مسلحانه  وجود ندارد. این حقیقت را تمام دوران حیات جمهوری اسلامی و فجایع بی‌شمار آن به همگان نشان داده و لحظه به لحظه صحت آن تأیید می‌شود.

دانشجویان مبارز!

جنبش دانشجویی در شرایط بحرانی و حساس کنونی نقشی مهم‌تر از گذشته بر دوش دارد. دانشجویان همان‌گونه که در چند ماه اخیر عمل کرده‌اند، باید به گسترش و وسعت دادن به جنبش توده‌ای یاری رسانند.

روز ۱۶ آذر دیگر نمی‌تواند و نباید به تظاهرات در چهاردیواری دانشگاه‌ها محدود شود. ۱۶ آذر امسال را در خیابان‌ها به عرصه تظاهرات توده‌ای علیه رژیم تبدیل کنید!

مبارزات چند ماه اخیر به وضوح نشان داده است که توده‌های وسیع مردم ایران، این آمادگی را برای حضور در این تظاهرات دارند. فراخوان حضور مردم را در تظاهرات ۱۶ آذر، حول شعارهای “مرگ بر دیکتاتور”، “مرگ بر جمهوری اسلامی”، “نه سازش نه تسلیم، نبرد تا پیروزی” صادر کنید!

قطعا توده‌های مردمی که در چند ماه اخیر در نبردهای خیابانی حماسه آفریدند، با حضور در تظاهرات ۱۶ آذر، ضربه دیگری بر پیکر پوسیده رژیم استبدادی وارد می‌آوردند.

تظاهرات ۱۶ آذر، روز دانشجو را در خیابان‌ها سازمان دهیم.

پیروز باد جنبش دانشجویی

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم

سازمان فداییان (اقلیت)

آذر ماه ۱۳۸۸

کار – نان – آزادی – حکومت شورایی

متن کامل در فرمت پی دی اف