باز هم اعدام زندانیان سیاسی – حکومت اسلامی تنها خون می‌طلبد

صبح امروز رسانه‌های حکومت اسلامی از اعدام زندانی سیاسی غلامرضا خسروی سوادجانی خبر دادند. غلامرضا خسروی سواد‌جانی در سال ۸۶ به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین دستگیر و به ۶ سال زندان (۳ سال قطعی و ۳ سال تعلیقی) محکوم گردید. در ادامه وزارت اطلاعات با ساختن پرونده‌ای جدید برای او، زمینه‌ی تجدید محاکمه‌ی وی را فراهم آورده و این‌بار در دادگاه “انقلاب” تهران توسط یکی از “قاضیان” به‌نام پیرعباسی به اعدام محکوم گردید.

به‌رغم تمامی اعتراضاتی که به صدور حکم اعدام برای این زندانی سیاسی صورت گرفت، حکومت اسلامی این حکم غیرانسانی و ناعادلانه را سحرگاه روز یکشنبه ۱۱ خرداد به‌اجرا درآورد. غلامرضا خسروی سوادجانی از زندانیان سیاسی دهه‌ی ۶۰ بود و در طی سال‌های ۶۰ تا ۶۵ در زندان بسر برده بود.

غلامرضا خسروی سوادجانی در دادگاهی ناعادلانه و با حکمی غیرانسانی، تنها به جرم هواداری از یک سازمان مخالف حکومت و همکاری با آن در دادگاه‌های قرون وسطایی رژیم به اعدام محکوم و این حکم توسط جلادان رژیم به اجرا درآمد. او در آستانه بیست‌وپنجمین سالمرگ خمینی که حکم اعدام و کشتار سراسری زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ را صادر کرد و در طول ده سال حکومت‌اش هزاران نفر را تنها به جرم داشتن عقیده‌ای متفاوت یا مخالف نظام ارتجاعی حاکم، به جوخه مرگ سپرد به اجرا درآمده است.

سازمان فدائیان (اقلیت) ضمن محکوم کردن اعدام زندانیان سیاسی، خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی از جمله کارگران زندانی می‌باشد.

سازمان فدائیان (اقلیت) بر این اعتقاد است که اعدام زندانیان سیاسی، بخشی از سیاست سرکوب با هدف حفظ و تداوم نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی‏ست. نظامی که عامل فجایع بی‌شماری بوده و ضمن تحمیل  فقر وفلاکتی هولناک برکارگران و زحمتکشان ، هر گونه آزادی سیاسی را نیز از آن‌ها سلب نموده تا با سرکوبی خشن و بیرحمانه به حیات خود ادامه دهد.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۱ خرداد ۱۳۹۳

کار – نان – آزادی – حکومت شورایی

متن کامل در فرمت پی دی اف

در همبستگی با طبقه کارگر ترکیه

انفجار معدن سوما در ترکیه صدها کارگر را به کام مرگ فرستاد. تاکنون بیش از ۲۸۰ جسد از زیر آوار خارج شده است. هنوز روشن نیست چند نفر در زیر آوار مدفون و مفقودند، اما سخن از صدها نفر در میان است.

در پی این حادثه ده‌ها هزار تن از کارگران و زحمتکشان ترکیه در شهرهای مختلف، خشمگین به خیابان‌ها ریخته و اعتراض خود نسبت به شرایط وخیم کار در این معادن قبلا دولتی را که اکنون به سرمایه‌داران خصوصی واگذار شده‌اند، فریاد زدند.

در این موضوع هیچ تردیدی نیست که صاحبان سرمایه و معدن در قبال سودهای هنگفتی که از استثمار کارگران به جیب می‌زنند، حداقل شرایط ایمنی کار در معادن را فراهم نکرده و مسبب اصلی این فاجعه‌اند. در اکتبر سال گذشته، اپوزیسیون خواستار تصویب قانونی برای بهبود شرایط کار در سوما شده بود، اما دو هفته پیش دولت ترکیه آن را رد کرد.

واقعیتی‌ست که حوادث مرگبار معدن که بارها در ترکیه روی داده است، منحصر به این کشور نیست و در کشورهای دیگر نظیر آمریکا، چین، روسیه، ایران، پاکستان، بنگلادش و غیره نیز حوادث مشابه سبب مرگ هزاران کارگر شده است. اشاره وقیحانه اردوغان به این واقعیت تنها بیان‌گر این حقیقت است که ماهیت جنایتکارانه نظام سرمایه‌داری در تمامی نقاط جهان به یکسان ضد کارگری و ضد انسانی است.

اعتراضات و مبارزات کارگران و زحمتکشان در سراسر جهان چنان که این روزها شهرهای آنکارا، استانبول، ازمیر، آنتالیا و… را فراگرفته، بایستی نابودی سیستم سرمایه را هدف اصلی خود قرار دهد.

ما ضمن ابراز همدردی با بازماندگان و خانواده‌های کارگران معدن سوما، همبستگی مبارزاتی – طبقاتی خود را با اعتراضات کارگری بر علیه دولت سرمایه‌داری – اسلامی ترکیه اعلام می‌داریم.

 زنده باد همبستگی بین‌المللی کارگران

نابود باد نظام سرمایه‌داری – برقرار باد سوسیالیسم

کمیته خارج کشور سازمان فداییان (اقلیت)

۱۶ مه ۲۰۱۴ (۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳)

متن کامل در فرمت پی دی اف

گزارش‌هایی از برگزاری اول ماه مه ۲۰۱۴ در کشورهای مختلف

۱mayholland02روتردام (هلند):

روز پنج‌شنبه ساعت ۶ عصر به دعوت برخی از فعالین گروه‌های چپ و کمونیست از کشورهای مختلف که ساکن هلند می‌باشند، اول ماه مه، روز جهانی کارگر در شهر روتردام بزرگ‌ترین بندر اروپا و کارگری‌ترین شهر هلند جشن گرفته شد. مراسم از مقابل شهرداری شهر روتردام و با سخنانی در رابطه با اول ماه مه و برگزاری مراسمی هنری آغاز گردید. در ساعت ۷ عصر، شرکت‌کنندگان در مراسم از جمله فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) تظاهرات خود را آغاز کردند. تظاهرکنندگان که صدها نفر بودند در خیابان‌های مرکزی شهر شعارهایی در حمایت از همبستگی جهانی کارگران و علیه سیاست‌های صرفه‌جویی اقتصادی که همه جا به ضرر کارگران و به نفع سرمایه‌داران بوده است، سر دادند.

هم‌چنین پوسترهایی از برخی از کارگران زندانی در ایران توسط ایرانیان شرکت‌کننده در تظاهرات حمل می‌شد. ساعت ۳۰/ ۸ شب، تظاهرات با رسیدن به محل برگزاری جشن به‌پایان رسید و در این محل ابتدا یکی از برگزارکنندگان از گروه هلندی “فردای سرخ” سخنانی ایراد کرد و سپس نوبت به اجرای موسیقی، رقص، آواز و هنرنمایی شرکت‌کنندگان در مراسم از کشورهای گوناگون گردید. مراسم ساعت ۱۰ شب به پایان رسید.

پاریس (فرانسه):

در پاریس به فراخوان سه سندیکای فرانسوی س ژ ت –سود سولیتر-اف اس اوو و به همراهی سندیکای اف او با هم در ساعت ۱۴ تظاهرات کردند . مسیر تظاهرات از میدان باستیل تا میدان ناسیون بود در این تظاهرات به گفته س ژ ت ۶۵۰۰۰ نفر شرکت داشتند که از سالهای گذشته از لحاظ مبارزاتی بهتر بود. همچنین به گفته س ژ ت در سراسر فرانسه ۲۱۰۰۰۰ شرکت داشتند. نیروهای چپ و کمونیست ایرانی نیز طبق روال هر ساله با تشکیل کمیته‌ای موقت به نام اول ماه مه، حول دو شعار اساسی “سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی” و “برقراری سوسیالیسم” در این تظاهرات شرکت داشتند.

در این تظاهرات برعلیه سیاستهای ریاضتی و فراموش کردن پیمان و مسئولیتی که دولت هولاند قبول کرده بود و زیر فشار گذاشتن کم درآمدان و فقرا و هدیه دادن به ثروتمندان بزرگ از طریق بستن مالیات به آنها و ثابت ماندن حقوق کم درآمدان، همچنین برعلیه دولت جدید والس که سیاست ثبات اقتصادی را پیش گرفته؛ بیکاری و اخراج کارگران و… شعار داده میشد. در این تظاهرات کارمندان دولت به علت عدم افزایش حقوق‌شان در سه سال گذشته، حضور گسترده ای داشتند.

سندیکای دیگر فرانسه سه اف د ت جداگانه به تظاهرات پرداخت آنها سیاست دولت هولند را مثبت ارزیابی کرده و در روز اول ماه مه در رابطه با انتخابات اروپا در ماه آینده به سخنرانی و بحث نشستند.

سیدنی (استرالیا):

به مناسبت اول ماه می روز جهانی کارگر احزاب سیاسی چپ، اتحادیه های کارگری و فعالین سیاسی، در شهر سیدنی یک راه‌پیمایی فراخوان دادند که در حدود ۱۰۰۰ نفر در آن شرکت کردند. راه‌پیمایی از جلوی پارلمان شهر سیدنی شروع و پس از عبور از چند خیابان در هاید پارک به پایان رسید. در هاید پارک سخنرانانی صحبت کردند.

اولین سخنران پل مکلین از اتحادیه بنادر و کشتیرانی بود. وی گفت: امروز ما به مناسبت روز یازدهم اردیبهشت روز جهانی کارگر اینجا جمع شدیم روزی که همه انسانها جدا از ملیت، رنگ و نژاد حق دارند در این جشن شرکت کنند نه تنها در این روز بلکه در تمامی روزهای سال انسانها باید در محل کار و زندگیشان دارای حقوق مساوی باشند. در حالی ما این روز را جشن میگیریم که صدها کارگر تنها به جرم شرکت در این راهپیمایی در زندان بسر میبرند. ما در حکومتی بسر می بریم که هر روز به حقوق  کارگران حمله میشود تا سرمایه‌داران سود بیشتری ببرند و کارگران بیشتر استثمار شوند.

سخنران  بعدی مارک لنن منشی اتحادیه استان نیوسات ولز در سخنرانی خود گفت: من امروز افتخار می‌کنم که در مقابل این جمعیت زیاد ایستاده ام جمعیتی از اتحادیه ها، احزاب و فعالین سیاسی. این هفته ما شاهد یک دستور کار محافظه کارانه از سوی دولت بودیم. آنها به این دستور کار محافظه کارانه میگویند “کمیسیون نظم” این یک کمیسیون نظم نیست این یک بیانیه واپسگرایانه است. این بیانیه محافظه کارانه، چهارچوبی را برای آینده این کشور ترسیم کرده است. در این بیانیه حق مذاکرات دسته جمعی بین کارگران و کارفرما از بین رفته، حق کسانی که در این کشور بدنیا آمده‌اند و به مدرسه رفته‌اند از بین رفته. بیش از ۱۵۰ سال است که نیروهای واپسگرا این کار را انجام میدهند. و ما بعنوان جنبش مترقی و نماینده کارگران همیشه با شعار عدالت های اجتماعی، برابری و اتحاد، با این قوانین ارتجاعی به مبارزه برخاسته ایم. چطور میتوانیم تحصیلات مجانی داشته باشیم؟ چطور میتوانیم حقوق و مزایای عادلانه ای برای کارگران داشته باشیم؟ چطور ما میتوانیم خدمات مجانی داشته باشیم؟ چطور میتوانیم مستثنا از ملیت و نژاد با هم برابر باشیم؟ و چطور میتوانیم مطمئن باشم که این حقوق حفظ خواهند شد؟
اگر ما بایستیم و بجنگیم، اعتقاد به برابری و عدالت اجتماعی داشته باشیم و اگر معتقد به اتحاد در میان کارگران و زحمتکشان باشیم مطمئناً پیروز خواهیم شد این را در روز جهانی کارگر ۲۰۱۴ خوب بیاد داشته باشید.

سخنران بعدی خانم منیس از سازمان آب سیدنی گفت: ما در برابر یکی از مرتجع ترین احزاب سیاسی  که همان حزب لیبرال به رهبری تونی ابت است قرار داریم. تونی ابت می خواهد به تمامی حقوق شهروندان حمله کند و آنها را قطع کند. او می خواهد به استانداردهای زندگی، خدمات درمانی، حقوق کارگران، حقوق بازنشستگان، حقوق همجنس‌گرایان و تحصیلات مجانی حمله کند و او این بی احترامی را دقیقاٌ توسط با اعلام “کمیسیون نظم” در روز جهانی کارگر ابراز داشت. در برنامه بودجه ای که قرار است هفته آینده انتشار یابد پیدا کند بیش از ۱۳۰ مورد در ضمیمه‌های گوناگون به حقوق شهروندان حمله شده است. ما باید متحد شویم تا در برابر تونی ابت بایستیم.

سخنرانی بعدی خانم لینا گفت: خواهران و برادران امروز افتخار میکنیم که اینجا هستیم و برای حقوق کارگران مبارزه میکنیم. ما معتقد به برابری، کار برای همه، محیط کار امن و بدون مزاحمت برای همه، حقوق عادلانه برای کار عادلانه هستیم. ما امروز اینجا هستیم چون تونی ابت میخواهد به تمامی این حقوق حمله کند.

احزاب و فعالین سیاسی ایرانی نیز برای نشان دادن اتحاد با کارگران ایران و جهان در این راهپیمایی شرکت کردند. حضور گسترده کارگران در روز جهانی کارگر  نشان داد که کارگران جهان دارای یک دشمن  مشترک هستند و آن سیستم سرمایه داری است که برای سود بیشتر سرمایه‌داران، به حقوق کارگران و زحمتکشان حمله می‌کند. کارگران در این روز با نمایش اتحاد بین‌المللی خود را نشان دادند تا سرنگونی سرمایه‌داری از مبارزه باز نخواهند ایستاد.

گزارش‌های تصویری

مونترآل (کانادا)

ونکوور (کانادا)

۱mayvan01

فرانکفورت (آلمان)

۱mayfrankfurt02

کپنهاگ (دانمارک)

۱maydenemark02

فراخوان به شرکت در راهپیمایی و تظاهرات اول مه، روز جهانی کارگر در مونترآل

به مناسبت روز جهانی کارگر و در اعتراض به نظام نابرابر سرمایه داری ، تظاهراتی از سوی کارگران، نیروهای چپ و کمونیستی و جریانات ضد کاپیتالیستی  و حامیان طبقه کارگر در شهر مونترآل برگزار خواهد شد. همگام و استوار با  زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب در این مارش باشکوه شرکت می کنیم.

اول ماه مه، روزاعتراض و مبارزه مشترک کارگران سراسر جهان، از طریق راهپیمایی، تظاهرات و گردهم‌آئی توده‌ای‌ست، دراین اعتراضات فعالانه شرکت کنیم.

زمان و مکان آغاز  تظاهرات : پنجشنبه ١ مه ساعت ۶ بعد از ظهر

Parc des Faubourgs

(coin de Lorimier et Ontario, Métro Papineau)

اتحاد چپ ایرانیان درخارج از کشور-  واحد مونترآل

فعالین سازمان فدائیان (اقلیت)- مونترآل

وحشیگری رژیم جمهوری اسلامی علیه کارگران را محکوم می‌کنیم

جمهوری اسلامی، بار دیگر دشمنی آشتی ناپذیراش را با طبقه کارگر ایران نشان داد و ده‌ها تن از کارگران و فعالین کارگری را که خواهان برگزاری مراسم اول ماه مه بودند، مورد ضرب و شتم قرار داد و بازداشت نمود.
به رغم تمام اقدامات سرکوبگرانه و بگیر و ببند‌های رژیم برای ممانعت از برگزاری مراسم اول ماه، گروه‌هائی از کارگران و فعالان کارگری روز پنجشنبه اول ماه مه،  تلاش نمودند در دونقطه از تهران تجمعات خود را به مناسبت روز کارگر، برگزار کنند.
در حالی که تعدادی از اعضای سندیکای شرکت واحد قصد تجمع و برگزاری مراسم اول ماه مه را در پایانه آزادی به همراه گروهی از رانندگان شرکت واحد داشتند، مورد یورش نیروهای سرکوب رژیم قرارگرفتند و گروهی از اعضای سندیکا و رانندگان شرکت واحد،  از جمله، مددی ، خوانساری ، سعیدی، وحیدی و نعمتی را دستگیر نمودند. در این یورش وحشیانه رژیم لااقل ٢٠ تن دستگیر شدند.
در اقدامی دیگر، گروهی از فعالان کارگری که قصد تجمع در مقابل وزارت کار را داشتند، مورد یورش نیروهای سرکوب رژیم قرارگرفتند. در این یورش واحدهای سرکوبگر نیز تعدادی بازداشت شدند که  در میان آنها از پروین محمدی و شاهپوراحسانی راد از اعضای هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگری نیز نام برده شده است. پیش از این در سه شنبه شب، دوتن از فعالان اتحادیه آزاد کارگران، جعفر عظیم زاده و جمیل محمدی، نیز توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بودند. در همین حال در کردستان نیز تعدادی از فعالان کارگری مورد بازجوئی قرار گرفتند.
با وجود تمام وحشیگری رژیم دیکتاتوری عریان ، تلاش کارگران و فعالان کارگری برای برگزاری علنی مراسم اول ماه مه، اقدامی جدا حائز اهمیت است. برگزار کنندگان مراسم اول ماه مه امسال، بار دیگر نشان دادند که حتا در دشوارترین شرایطی که رژیم دیکتاتوری عریان ایجاد نموده، می‌توان و باید مراسم اول ماه مه را علنا برگزار کرد.
سازمان فدائیان (اقلیت) به برگزار کنندگان مراسم اول ماه مه درود می فرستد.
سازمان فدائیان (اقلیت) اقدامات وحشیانه رژیم علیه کارگران را محکوم می‌کند و خواهان آزادی فوری تمام بازداشت شد‌گان و کلیه کارگران زندانی است.

 

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورائی
زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسم
سازمان فدائیان (اقلیت)
١١ اردیبهشت ١٣٩٣
کار – نان – آزادی – حکومت شورایی

بیانیه سازمان فدائیان (اقلیت) به مناست اول ماه مه – اول ماه مه، روز همبستگی، اعتراض و مبارزه مشترک کارگران سراسر جهان

رفقای کارگر!

 اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) روز نمایش اتحاد و قدرت به‌هم پیوسته ما کارگران سراسر جهان در برابر سرمایه‌داران فرا رسیده است. در اول ماه مه، هم‌چون یک تن واحد، به ‌پا می‌خیزیم تا عزم و اراده استوار مشترک‌مان را در مبارزه علیه دنیای ستم و استثمار سرمایه‌داری و برقراری نظمی سوسیالیستی، دنیایی عاری از فقر، بیکاری، گرسنگی، تبعیض و نابرابری، ستم و استثمار به نمایش بگذاریم.

 رفقای کارگر!

 منافع و اهداف طبقه کارگر در سراسر جهان واحد و مشترک است. کارگران در تمام کشورهای جهان سرمایه‌داری استثمار می‌شوند. در همه کشورها، طبقه سرمایه‌دار از حاصل دسترنج کارگر، از کار پرداخت نشده کارگر، از سرقت زمان کار، سود می‌برد و سرمایه‌ می‌اندوزد.

در حالی که طبقه کارگر آفریننده بزرگ ثروت‌های جامعه است، این سرمایه‌داران‌اند که ثروت‌ها را به انحصار خود درآورده و در کمال رفاه، زندگی انگل‌وار خود را می‌گذرانند. آن‌چه عاید کارگر می‌گردد، تشدید استثمار، فقر، بیکاری و انواع و اقسام مصائب اجتماعی است. این قانون جامعه سرمایه‌داری‌ست که ثروت، سرمایه و رفاه را در یک قطب و فقر، تباهی و بدبختی را در قطب دیگر انباشت ‌کند.

بنابراین واضح است که چرا کارگران سراسر جهان، منافع مشترک دارند، هدف‌شان واحد است و دشمن‌شان یکی است و این است دلیل این که چرا اتحاد و همبستگی در سرشت جنبش کارگری جهان قرار دارد و کارگران تمام کشورهای جهان، خود را گردانی از ارتش جهانی کار، در مصاف و رویارویی با سرمایه بین‌المللی می‌بینند.

از همان نخستین مراحل سلطه‌ی شیوه تولید سرمایه‌داری، کارگران جهان پس از آن‌که رشته‌های همبستگی و اتحاد را در میان خود در درون هر کشور تقویت نمودند، دریافتند که سرمایه یک نیروی بین‌المللی‌ست. سرمایه‌دارن کشورهای مختلف در مبارزه علیه کارگران متحدند، لذا طبقه کارگر نیز در مبارزه برای تحقق اهداف و منافع خود، به اتحادی جهانی نیاز دارد. تلاش کارگران پیشروترین کشورهای سرمایه‌داری، برای حصول به این اتحاد و همبستگی بین‌المللی،  در قرن نوزدهم به ثمر نشست و نتیجه آن، شکل‌گیری سازمان‌های بین‌المللی طبقه کارگر، انترناسیونال اول و دوم بود.

انترناسیونال دوم، در نخستین اجلاس خود، به منظور ابراز همبستگی با مبارزات کارگران شیکاگو به خاطر ۸ ساعت کار روزانه و تحکیم هر چه بیشتر پیوند اتحاد و همبستگی کارگران سراسر جهان، روز اول ماه مه را روز اتحاد و همبستگی کارگران جهان اعلام نمود. تصمیم گرفت که در اول ماه مه ۱۸۹۰، کارگران کشورهای مختلف جهان، هم‌زمان حول مطالبه ۸ ساعت کار روزانه، راهپیمایی و تظاهرات برپا کنند.

از آن پس همه ساله، کارگران سراسر جهان، روز اول ماه مه را با تظاهرات، راهپیمایی و گردهم‌آیی جشن گرفته‌اند و بر عزم استوار خود در مبارزه برای سرنگونی نظم سرمایه‌داری و برپایی نظمی سوسیالیستی پای فشرده‌اند.

 طبقه کارگر ایران نیز که جزیی جدائی‌ناپذیر از ارتش بزرگ کارگران جهان است، به‌رغم حاکمیت رژیم‌های دیکتاتوری عریان و استبدادی، همواره کوشیده است خواه در شکل علنی و گسترده و یا غیرعلنی و محدود، همبستگی خود را در اول ماه مه با اردوی بی‌شمار کار جهانی نشان دهد.

رژیم دیکتاتوری عریان سرمایه‌داری ایران، با اختناق و سرکوب، با سلب ابتدایی‌ترین حقوق و آزادی‌های سیاسی از طبقه کارگر، این آزادی را از کارگران ایران سلب کرده است که هم‌چون تمام هم‌زنجیران خود در کشورهای سراسر جهان، همبستگی علنی خود را با کارگران تمام جهان، در اول ماه مه، با راهپیمایی و تظاهرات به نمایش بگذارد. اما وحشی‌گری‌های طبقه حاکم بر ایران و رژیم سیاسی پاسدار آن، هرگز نتوانسته و نمی‌تواند کمترین خدشه‌ای به روحیه اتحاد و همبستگی کارگران ایران با کارگران سراسر جهان وارد آورد. اتحاد و همبستگی بین‌المللی کارگران در ذات جنبش کارگری تمام کشورهای جهان است. کارگران ایران حتا در استبدادی‌ترین شرایطی که طبقه سرمایه‌دار حاکم ایجاد نموده، در تجمعات کوچک‌تر و حتا تظاهرات خیابانی، روز اول ماه مه را جشن گرفته اند.

 رفقای کارگر!

 شرایط وخیمی که طبقه حاکم بر ایران به طبقه کارگر و عموم توده‌های زحمتکش مردم تحمیل کرده است، در نوع خود در سراسر جهان کم‌نظیر است. مرتجعین حاکم بر ایران فقط با دیکتاتوری عریان و عنان گسیخته، طبقه کارگر و عموم زحمتکشان را از حقوق مدنی، دمکراتیک و آزادی‌های سیاسی محروم نکرده، بلکه وخیم‌ترین و اسف‌بارترین وضعیت مادی و معیشتی را به طبقه کارگر تحمیل کرده‌اند.

شرایطی که نظم سرمایه‌داری و سیاست‌های اقتصادی ضد کارگری طبقه سرمایه‌دار برای کارگران پدید آورده، از هنگام تسلط شیوه تولید سرمایه‌داری در ایران، بی‌سابقه است.

بر کسی پوشیده نیست که کارگران با وخیم‌ترین وضعیت معیشتی مواجه‌اند. سطح زندگی کارگران، سال به سال و ماه به ماه و روز به روز تنزل نموده است. فقر و تهیدستی کارگران، از جمیع جهات مطلق است. به‌ویژه در طول چند سال اخیر با تشدید سیاست نئولیبرال و توام با آن، تورم افسار گسیخته، دستمزد واقعی کارگران، پی‌درپی کاهش یافته است. امروزه دستمزد اکثریت بزرگ کارگران، حتا پاسخگوی نیمی از نیازهای ضروری یک خانواده کارگری نیست. در حالی که بهای کالاها و خدمات مورد نیاز روزمره در ایران تقریبا معادل بهای آن‌ها در اروپا و آمریکاست، اما حداقل دستمزد کارگران ایران، یک دهم حداقل دستمزد کارگران اروپایی‌ست.

بیکاری بسیار گسترده، یکی دیگر از بیشمار مصائبی‌ست که نظم سرمایه‌داری و طبقه حاکم به‌بار آورده‌اند. تنها در طول دو، سه سال اخیر، در پی تشدید بحران اقتصادی و ادامه سیاست موسوم به نئولیبرال هیات حاکمه، صدها هزار کارگر، کار خود را از دست داده و به خیابان‌ها پرتاب شده‌اند. فرزندان خانواده‌های کارگری که در این سال‌ها وارد بازار کار شده‌اند، ناتوان از یافتن کار، بدون هرگونه تامین اجتماعی و کمک دولتی به صفوف ارتش ۸ میلیونی بیکاران پیوسته‌اند. نه تنها هیچ چشم‌اندازی برای بهبود اوضاع متصور نیست، بلکه با ادامه بحران کنونی و ادامه سیاست ضد کارگری نئولیبرال توسط کابینه روحانی، وضعیت مادی و معیشتی کارگران در سال جاری نیز وخیم‌تر خواهد شد.

طبقه کارگر، راهی جز مبارزه برای مقابله با این اوضاع اسف‌بار ندارد. این را طبقه کارگر ایران در یک سال گذشته به‌وضوح نشان داده است. در طول یک سالی که از اول ماه مه سال ۹۲ تا به امروز می‌گذرد، کارگران صدها مورد اعتصاب، تظاهرات، راهپیمایی و تجمع را علیه سرمایه‌داران و دولت پاسدار منافع آن‌ها برپا کرده‌اند. اعتصابات، راهپیمایی‌ها و تجمعات اعتراضی در فولاد اهواز و زاگرس، نورد لوله صفا، آلومینیم بندرعباس، تراکتورسازی تبریز، ایران خودرو، پتروشیمی‌های رازی، اصفهان، فجر، بسباران،  پلی اکریل، لاستیک‌سازی‌های ایران تایر و البرز، سیمان لوشان، آبیک و اصطهبانات، کشتی‌سازی صدرا، نساجی سیمین اصفهان، کاشی رویال سمنان، کارخانه نیشکر هفت‌تپه، معدن سنگ‌آهن چادرملو، اعتراضات کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران، نمونه‌هایی از مبارزات کارگران در این یک سال برای افزایش دستمزد، مطالبات معوقه، مقاومت در برابر اخراج، اعتراض به بازداشت کارگران توسط پلیس و نیروهای امنیتی بود.

رژیم فوق ارتجاعی جمهوری اسلامی برای مهار این موج مبارزات، مکرر به سرکوب، تهدید و بازداشت کارگران متوسل شد و تعدادی از کارگران بازداشتی را به محاکمه کشید. این در حالی‌ست که گروهی از کارگران پیشرو و آگاه که برای ایجاد تشکل‌های مستقل از دولت تلاش کرده‌اند، سال‌هاست که زیر فشارهای متعدد رژیم در زندان بسر می‌برند.

جمهوری اسلامی با این سرکوبگری‌های وحشیانه، نه فقط می‌کوشد، موج مبارزات کارگری را مهار کند، بلکه مانع از تشکل و آگاهی کارگران گردد. اما کارگران در جریان مبارزات یکسال اخیر خود، نمونه‌های درخشانی از رشد آگاهی، اتحاد و همبستگی را به نمایش گذاشتند. کارگران در برخی موسسات تولیدی در حمایت و همبستگی با کارگران اخراجی و بازداشت شده به اعتصاب، تجمع و اعتراض روی آوردند. این نمونه‌ها نشان داد که به‌رغم تمام وحشی‌گری‌های ارگان‌های پلیسی – امنیتی رژیم، به‌رغم بی‌حقوقی و اختناق حاکم، اتحاد و همبستگی و آگاهی در صفوف کارگران ایران رشد کرده است.

 رفقای کارگر!

 راهی برای نجات از فجایعی که نظم سرمایه‌داری و رژیم سیاسی پاسدار آن آفریده‌اند، جز اتحاد، تشکل و مبارزه نیست. فقط اتحاد و همبستگی، تشکل و تشدید مبارزه برای دگرگونی نظم موجود، می‌تواند کارگران را از فجایع بی‌شماری که نظم حاکم پدید آورده، نجات دهد.

تمام تجارب سال‌های گذشته نشان داده است، تا وقتی که کارگران از آزادی‌های سیاسی محروم‌اند، تا وقتی که نتوانند آزادانه تشکل‌های مستقل خود را ایجاد کنند، تا وقتی که نتوانند آزادانه اعتصاب و اعتراض داشته باشند، تا وقتی که رژیم دیکتاتوری عریان حاکم باشد، در به روال گذشته بر همان پاشنه خواهد چرخید. تنها راه علاج قطعی اوضاع، سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان به عنوان نخستین گام برای برانداختن نظم سرمایه‌داری و استقرار نظمی سوسیالیستی است.

 رفقای کارگر!

 نظم سرمایه‌داری ایران، از هر جهت ورشکسته و در بن‌بست قرار گرفته است. بحران اقتصادی رکود – تورمی که در طول تمام دوران حاکمیت جمهوری اسلامی، به‌جزء لایتجزای اقتصادی ایران تبدیل شده، اکنون چنان عمق و وسعتی به خود گرفته که در تاریخ موجودیت سرمایه‌داری ایران بی‌سابقه است.

نرخ منفی رشد ۶ درصد زیر صفر و تورم ۶۰ درصدی، به‌خوبی ابعاد وخیم رکود و تورم را نشان می‌دهند. سیاست اقتصادی طبقه حاکم که همان نئولیبرال باشد، شکست خود را به‌ویژه از اواخر دوره احمدی‌نژاد آشکارا نشان داد و بحران را عمیق‌تر کرد. سقوط بهمن‌وار ارزش ریال، بحران پولی را به جزء دیگری از بحران اقتصادی ایران تبدیل نمود. بحران مالی دولت و خزانه تهی، جلوه دیگری از بحران وخیم و بن‌بست نظم موجود است. ابعاد وسیع بیکاری، گسترش روزافزون فقر، گرسنگی، اعتیاد، تن‌فروشی، فساد گسترده دستگاه دولتی ،همگی بازتاب پوسیدگی و ورشکستگی نظم موجود و طبقه حاکم بر ایران اند.

تمام سیاست‌های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی در طول این ۳۵ سال شکست کامل خود را در بحران‌های لاینحل و بن‌بست‌های کنونی آشکار کرده است. تضادهای نظم اقتصادی – اجتماعی و سیاسی حاکم به درجه‌ای رشد کرده که تنها راه حل قطعی خود را در نفی این نظم می‌جویند. اکثریت بسیار بزرگ مردم ایران، خواهان برافتادن نظمی هستند که جز فقر و بدبختی، بی‌حقوقی، اختناق و سرکوب، ارمغانی برای آن‌ها نداشته است.

اکنون این وظیفه بزرگ طبقه کارگر است که برای نجات عموم توده‌های مردم ایران از شر فجایعی که نظم سرمایه‌داری و رژیم جمهوری اسلامی به‌بار آورده‌اند، پیشگام مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و اجرای بی‌درنگ مطالبات مردم ایران باشد.

طبقه کارگر رسالتی بزرگ بر دوش دارد. طبقه کارگر فقط نجات‌بخش خود نیست، بلکه نجات‌بخش عموم توده‌های زحمتکش و ستمدیده مردم ایران است.

 کارگران آگاه و پیشرو، فعالان و هواداران سازمان!

 در آستانه اول ماه مه باید بر تلاش‌مان برای سازماندهی و بسیج توده کارگر دربرپایی مراسم روز همبستگی بین‌المللی بیافزائیم. اکنون مطالبه افزایش دستمزد و آزادی ایجاد تشکل‌های مستقل از دولت، به خواست عمومی و همگانی کارگران در سراسر ایران تبدیل شده است. در هر کارخانه و کارگاه، در هر موسسسه تولیدی و خدماتی، برای بسیج توده کارگر در اول ماه مه حول شعار افزایش دستمزد و آزادی ایجاد تشکل تلاش کنیم و بکوشیم به‌رغم موانعی که رژیم دیکتاتوری عریان ایجاد کرده، توده‌های کارگر، همبستگی خود را با کارگران سراسر جهان، در جریان یک مبارزه علنی به نمایش بگذارند.

اول ماه مه، روز اعتراض و مبارزه مشترک کارگران سراسر جهان، از طریق راه‌پیمایی، تظاهرات و گردهم‌آئی توده‌ای‌ست، در این اعتراضات فعالانه شرکت کنیم.

سازمان فدائیان (اقلیت) فرا رسیدن اول ماه را به کارگران تبریک می‌گوید.

 زنده باد همبستگی بین‌المللی کارگران در سراسر جهان

نابود باد نظام سرمایه‌داری- زنده باد سوسیالیسم

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

سازمان فدائیان (اقلیت)

اردیبهشت ماه ۱۳۹۳

کار – نان – آزادی – حکومت شورایی

متن کامل در فرمت پی دی اف

یورش وحشیانه نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به زندانیان سیاسی بند ٣۵٠ اوین

رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی،  صبح امروز ٢٨ فرودین ماه، بار دیگر دست به یک اقدام ضدانسانی و جنایتکارانه، علیه زندانیان بی‌دفاع زد. برطبق اخبار و گزارشات انتشار یافته، واحدهای سرکوب رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی به بند

٣۵٠ اوین یورش بردند و زندانیان سیاسی را مورد ضرب و شتم قرار دادند. در نتیجه این وحشی‌گری،  ده‌ها تن از زندانیان شدیدا مصدوم شده و ده‌ها تن نیز به سلول‌های انفرادی، انتقال یافته‌اند.

سایت کلمه گزارش کرد که در جریان این وحشی‌گری نیروهای سرکوب، بیش از سی تن مجروح و مضروب شدند و دستکم چهارتن از زندانیان سیاسی به دلیل خونریزی و شکستگی به بیمارستان خارج از زندان منتقل شده اند. سی و دو نفر نیز پس از ضرب و جرح به انفرادی منتقل شده‌اند. خانواده‌های زندانیان سیاسی نیز خبر دادند که ارتباط آنها با عزیزانشان قطع شده است.

در پی این اقدام وحشیانه، رئیس سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی در گفتگو با سایت‌های رژیم ، مفتضحانه تلاش نمود، براین وحشی‌گری سرپوش بگذارد و آن را انکار کند. وی ادعا کرد که” هیچ گونه درگیری و ضرب و شتم در زندان اوین صورت نگرفته است. براساس آیین نامه سازمان زندان‌ها ماهانه یک بار بازرسی نوبه‌ای انجام می‌شود که امروز این بازرسی انجام شد.”

وحشی گری جمهوری اسلامی علیه مخالفان، به اعدام، زندان، شکنجه، توهین و تحقیر زیر بازجوئی خلاصه نمی‌شود. این رژیم ضد انسانی می‌کوشد محکومین زندانی را هر لحظه زیر انواع و اقسام فشار و سرکوب قرار دهد تا مقاومت زندانیان مخالف و معترض به رژیم را درهم شکند. شکنجه، توهین، قطع ملاقات، انفردای ، تبعید و یورش‌های مداوم واحدهای سرکوب به زندانها به بهانه‌ای مختلف از جمله بازرسی و ضرب و شتم زندانیان، شیوه‌های مرسوم رژیم دیکتاتوری عریان حاکم بر ایران‌اند. اما با تمام این اقدامات، رژیم نتوانسته مقاوت زندانیان سیاسی را درهم شکند، همانگونه که مقاومت کارگران زندانی، از جمله رضا شهابی، بهنام ابراهیم زاده، محمد جراحی  و اعتصاب غذای ٣۶ روزه  اخیر شاهرخ زمانی، این حقیقت را به خوبی نشان داده است .  اقدام سرکوبگرانه امروز رژیم نیزدر پی اعتراض زندانیان سیاسی به بازرسی‌هائی انجام گرفت که یکی از ابزارهای فشار و سرکوب‌اند. اما این وحشی‌گری نیز قادر نخواهد بود که مقاومت زندانیان سیاسی را درهم شکند.

سازمان فدائیان(اقلیت) اقدامات وحشیانه و سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه زندانیان سیاسی را شدیدا محکوم می‌کند.
سازمان فدائیان(اقلیت) خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی ایران است.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی- برقرار باد حکومت شورائی
زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسم
کار- نان – آزادی- حکومت شورائی
سازمان فدائیان (اقلیت)
٢٨ فروردین ١٣٩٣
کار – نان – آزادی – حکومت شورایی

متن کامل در فرمت پی دی اف

مونترآل: جشن روز جهانی کارگر

firstmay_montralسخنرانان:

محمد اشرفی – فعال جنبش کارگری ایران

موضوع: اوضاع جهان انفجاری‌تر از هر زمانی است، پس چرا انقلاب نمی‌شود؟

غلامرضا حسینی – فعال سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

موضوع: مقایسه دستاوردهای سندیکاهای کارگری ایران با سایر کشورها

 زمان: شنبه، سوم ماه مه ۲۰۱۴، ساعت ۶ بعدازظهر

مکان:

۵۸۰۱ Cavendish Blv,

Cote St Luc, City Hall,

Auditorium H4W 3C3

Tel: (۵۱۴) ۲۵۸ – ۸۱۸۳

برگزارکنندگان:

اتحاد چپ ایرانیان در خارج از کشور – مونترآل

فعالین سازمان فداییان (اقلیت) – مونترآل

دی جی، موزیک و غذا در محل برنامه موجود است

دستمزد ۹۳، دستبرد سرمایه به نان، از سفره‌ی خالی کارگران

روز جمعه ۲۳ اسفند، شورای عالی کارِ رژیم در جلسه رسمی خود، میزان حداقل دستمزد سال ۹۳ رامشخص کرد. بر پایه تصمیم این نهاد ضدکارگری، دستمزد پایه‏ی ۹۳  کارگران تنها ۲۵ درصد افزایش یافت و ۶۰۸ هزار و ۹۰۰ تومان تعیین شد.

افزایش ۲۵ درصدی حداقل دستمزد، در حالی ‏که رقم مورد توافق نهادهای رسمی در مورد نرخ تورم اسفند ماه، ۳۵ درصد اعلام شده است، نارضایتی شدید کارگران را در پی داشته و خشم آنان را برانگیخته است. نمایندگان کارفرمایان، دولت و کارگزاران آن‌ها در تشکل‌های وابسته در “شورای عالی کار”، درست مانند سال گذشته حتا معیارها و ضوابط رسمی مندرج در قانون کار خودشان را هم رعایت نکردند و آن را زیر پا گذاشتند. دولت روحانی و وزیر کار آن اکنون باید به نقض آشکار ماده ۴۱ قانون کار و همچنین به این پرسش کارگران پاسخ دهند: وقتی‏که منابع متعدد وابسته به حکومت، حداقل هزینه ماهانه یک خانوار ۴ نفره کارگری را ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برآورد کرده‌اند کارگران با این ۶۰۸ هزار و ۹۰۰ تومان دستمزد ماهانه، چگونه باید هزینه‌های زندگی را تأمین کنند؟ این در حالی‏ست که با اجرای فاز دوم قانون حذف یارانه‌ها و افزایش قیمت حامل‌های انرژی درسال ۹۳، یک تورم حداقل۴۰ درصدی نیز در انتظار کارگران است که کاهش فاحش قدرت خرید کارگران را نیز در پی دارد.

نحوه برخورد دولت روحانی و وزیر کار آن نسبت به کارگران و تعیین دستمزد پایه در حد یک چهارم خط فقر، نه فقط پوچ بودن تمام وعده‌های روحانی در زمینه بهبود وضعیت معیشتی کارگران را در معرض دید همه‏گان قرارداد و ماهیت فریب‏کارانه این وعده‌ها و شخص روحانی را نیز روشن‏ترساخت، بلکه کارگران یک‏بار دیگر به چشم خود دیدند که در نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی، تمام کابینه‏ها و یا دولت‏ها سر و ته یک کرباس و دشمن طبقاتی کارگرانند، خواه دولت به اصطلاح اصلاح‌طلب خاتمی باشد، خواه کابینه نظامی- امنیتی احمدی‌نژاد باشد و خواه دولت “اعتدال” و تمام‌امنیتی حسن روحانی. وظیفه اصلی و بی‌استثنای تمام این دولت‌ها سازماندهی استثمار طبقه کارگر بوده است. دولت روحانی نیز که نماینده راست‌ترین جناح بورژوازی‏ست و پیشبرد سیاست‌های اقتصادی نئولیبرال را در سرلوحه برنامه‌های خود قرار داده است، در دفاع از منافع سرمایه‌داران و برای تأمین سود حداکثر، سعی کرده است تمام ابزارها و شرایط تشدید استثمار کارگران را فراهم سازد؛ از تأمین نیروی کار ارزان و تقریباً رایگان گرفته تا تحمیل شرایط شبه‌بردگی بر کارگران و استثمار بی حد وحصر و آزاد از هر گونه قید و بند و ضابطه قانونی. وزیر کار روحانی، نماینده بخش دولتی سرمایه در اتفاق با نمایندگان بخش خصوصی سرمایه و عوامل این‌ها در محیط‌های کارگری، روز روشن از مزد قانونی کارگران می‏زنند، حداقل‌های به رسمیت شناخته شده در زمینه حقوق کار را رعایت نمی‏کنند و هیچ ابائی ندارند از این که میلیون‌ها کارگررا به قعر فقر و گرسنگی و فلاکت بیش‌تر پرتاب کنند و حتا آخرین لقمه نان را نیز از سفره خالی کارگران بربایند.

کارگران ایران!

سرمایه خون‌آشام و بی‌رحم، از همه سو چنگ و دندان نشان می‌دهد و پیوسته به معیشت ما کارگران تعرض می‌کند. اگر ما کارگران در برابرسرمایه و دولت آن نایستیم، اگر ما از حق حیات و یک زندگی انسانی دفاع نکنیم، اگر با اتحاد و مبارزه متحد و متشکل خود سرمایه را عقب نرانیم، طبقه سرمایه‌دار در همان حال که با تشدید کار و استثمار، آخرین رمق ما را می‌گیرد، نانی هم در سفره‌های خالی و بی‌رونق‌مان باقی نخواهد گذاشت. دستمزد ۹۳، دستبرد آشکار سرمایه به نان از سفره خالی ما کارگران است. در برابر این تعرض و دستبرد طبقه حاکم، ما قادریم و باید بایستیم. ما کارگران با اتحاد خویش و با گسترش اعتراضات و اعتصابات و خواباندن چرخ‏های تولید در مقیاس وسیع و سراسری‏ست که نه فقط می‌توانیم دست سرمایه برای دستبرد نان از سفره‌های‌مان را کوتاه و افزایش دستمزد به بالای خط فقر را بر طبقه حاکم تحمیل کنیم، بلکه همچنین قادریم زمینه‌های به زیر کشیدن تمام نظم موجود را فراهم سازیم.

پیش برای گسترش مبارزات و اعتصابات کارگری برای افزایش دستمزد. گسترده باد مبارزات طبقه کارگر برای برچیدن تمام نظم موجود.

 سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورائی

زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم

سازمان فدائیان (اقلیت)

۲۳ اسفند ۹۳

کار، نان، آزادی- حکومت شورائی

متن کامل در فرمت پی دی اف

شیادی که در شأن جمهوری اسلامی است

kar_logo01در کشورهای سرمایه‌داری، ازجمله در آنجایی که آزادی سیاسی و نظم پارلمانی حاکم است، احزاب و سیاستمدارانی که در رأس قدرت قرار می‌گیرند، همواره دروغ میگویند و تلاش می‌کنند حقیقت را از چشم توده‌های مردم پنهان نگاه‌دارند، اما فقط در یک رژیم استبدادی و اسلامی از نمونه جمهوری اسلامی‌ست که این شیادی طبقه حاکم به شکلی کاملاً رسوا، به نهایت خود می‌رسد. نمونه‌های آن در طول ۳۵ سال استقرار جمهوری اسلامی در ایران فراوان است. اما جدیدترین آن، اظهارنظر آخوند روحانی در گفتگوی تلویزیونی اخیر او است که در پاسخ به این سؤال “آیا شما در سال ۹۲ به اهداف و برنامه‌هایی که پیش‌بینی کرده بودید، دست پیدا کردید؟” گفت: “ما به سیاست‌ها و برنامه‌هایی که به مردم اعلام کرده بودیم، توانستیم جامه عمل بپوشانیم”.
اما آخوند روحانی به کدام “سیاست‌ها و برنامه‌هایی که به مردم اعلام کرده بود” و در همان سال ۹۲ قرار بود به اجرا درآیند، “جامه عمل” پوشاند؟ از ساده‌ترین و سرراست‌ترین آن‌ها آغاز کنیم:
روحانی ادعا کرده بود که شکاف میان دستمزد و هزینه‌های کارگر را پر خواهد کرد و آنچه فوریت دارد، “دستمزد کارگران طبق قانون کار به‌اندازه‌ای که تورم وجود دارد افزایش پیدا کند” او گفته بود: “در صورت انتخاب به سمت ریاست‌جمهوری، در دولت آینده حداقل حقوق کارگران، مطابق با نرخ تورم افزایش پیدا خواهد کرد”. در عمل چه کرد؟ در اسفندماه سال ۹۲، بر طبق روال سال‌های گذشته، بانک مرکزی نرخ تورم را برای تعیین حداقل دستمزد، ۳۵ درصد اعلام نمود. اما روحانی که وعده داده بود، به‌محض قرار گرفتن در پست ریاست جمهوری، حداقل دستمزد کارگران را بر طبق نرخ تورم اعلام‌شده، افزایش خواهد داد، به آن عمل نکرد و حداقل دستمزد را ۱۰ درصد کمتر از نرخ تورم افزایش داد. این‌یک مورد از آن “برنامه‌ها و سیاست‌هایی است که به مردم اعلام” شده بود، به آن عمل نشد و حالا روحانی، ادعا می‌کند که به آن “جامه عمل” پوشانده شد.
ازجمله‌ی موارد دیگر “برنامه‌ها و سیاست‌های” روحانی که به مردم اعلام‌شده بود، ازاین‌قرار بود که برای حل معضل گرانی، بیکاری، رکود اقتصادی، برنامه‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت دارد. او گفته بود: “مردم در همان ۲ ماه اول دولت تدبیر و امید، آثار کارهای انجام‌شده را می‌بینند. برای از پیش برداشتن مشکلات اقتصادی، برنامه یک‌ماهه، سه‌ماهه، یک‌ساله و ۴ ساله را در نظر گرفته‌ایم”. اما یک ماه و سه ماه گذشت و خبری نشد. از وعده صدروزه هم معجزه‌ای ساخته نشد و حالا به یک سال که نزدیک شده‌ایم، هر کس به‌وضوح می‌بیند که نه‌تنها بهبودی در اوضاع اقتصادی و معیشتی کارگران و زحمتکشان رخ نداد، بلکه وخیم‌تر از گذشته شد. نه‌فقط حتا یک نفر بر تعداد شاغلان افزوده نشد، بلکه مصوبه احمدی‌نژاد هم در مورد استخدام‌نیم میلیونی باطل گردید. علاوه بر این، به تعلیق درآوردن پروژه‌های عمرانی، به بیکاری هزاران کارگر انجامید. ادامه رکود اقتصادی، به بیکاری هزاران تن از کارگران مؤسسات تولیدی و خدماتی منجر گردید. صدها هزار فارغ‌التحصیل مدارس و دانشگاه‌ها که روانه بازار کار شدند، به صفوف ارتش میلیونی بیکاران پیوستند. برخلاف وعده‌های کذایی، نه‌تنها بر تعداد زنان شاغل افزوده نشد، بلکه گروه دیگری از زنان شاغل بیکار شدند. کجاست نتیجه برنامه “یک‌ماهه، سه‌ماهه و یک‌ساله” که “توانستیم به آن جامه عمل بپوشانیم.”؟ بر طبق تازه‌ترین آمار رسمی اعلام‌شده، جمعیت کشور به ۵/ ۷۷ میلیون رسیده است. اما سال‌هاست که تعداد شاغلین ۲۱‌میلیون اعلام می‌شود. اگر حتا تمام کودکان و سالخوردگان، دانش‌آموزان و دانشجویان ، و همه‌کسانی که نمی‌توانند کار کنند، ۳۰ میلیون نفر فرض شود، معلوم نیست ۵/ ۲۶ میلیون باقیمانده، در کشوری که شیادان بر آن حکومت می‌کنند ،در چه مقوله‌ای جز بیکاران جای دارند.
آخوند روحانی در گزارش خود، آمار و ارقام جعلی در مورد تورم اعلام می‌کند و می‌گوید نرخ رشد تورم از ۴۵ درصد به ۳۵ درصد رسیده است. واقعیتی که مردم با آن روبرو هستند، چیزی سوای آماری‌ست که دستگاه‌های دولتی جعل می‌کنند. هرگز در این یک سال، یک قرص نان، یک کیلو برنج و گوشت به سفره زحمتکشان افزوده نشد. توده‌های زحمتکش مردم آنچه که می‌بینند، تورمی افسارگسیخته و گرانی روزافزون کالاها و خدمات است. در یک سال گذشته بهای تعدادی از ضروری‌ترین مایحتاج زندگی حتا چند برابر شد. سیاست‌های کابینه روحانی نه در جهت کاهش تورم، بلکه افزایش آن بود. در کشوری که بخش بزرگی از کالاهای مورد نیاز روزمره مردم از خارج وارد می‌شود، روشن است که افزایش بهای رسمی دلار توسط دولت به معنای افزایش بهای کالاهاست. وقتی‌که درنتیجه ازهم‌گسیختگی اقتصادی در فاصله یک ماه در سال جدید ۳۰۰ تا ۴۰۰ تومان بر بهای دلار افزوده می‌گردد، بدیهی‌ست که به معنای کاهش ارزش ریال و افزایش بهای کالاها و تورم است. وقتی‌که دولت در اسفندماه سال ۹۲ بهای برخی کالاها و خدمات را ۲۵ درصد افزایش داد، سیاستی در جهت تشدید تورم بود و از آن مهم‌تر، افزایش بهای حامل‌های انرژی بین ۵۰ تا ۷۵ درصد در اردیبهشت‌ماه سال جاری‌ست که بر بهای تمام کالاها و خدمات اثر گذاشته و اثرات ویرانگر خود را بر زندگی مردم به‌ویژه در چند ماه آینده نشان خواهد داد، همان‌گونه که اجرای مرحله اول آزادسازی قیمت‌ها در دوران احمدی‌نژاد، چند ماه بعد اثرات ویرانگر خود را نشان داد. اما گویا هنوز ماجرا پایان نیافته و قرار است در خردادماه افزایش بهای ۱۷ قلم کالای دیگر ازجمله نان اعلام شود. بدیهی است که ادامه سیاست احمدی‌نژاد توسط روحانی، همان نتایج فاجعه‌باری را برای مردم در پی خواهد داشت که طی چند سال اخیر به بار آورده است. اما روحانی و کابینه‌اش در همین محدوده نیز برای تحمیل فشار بار تورم به توده مردم قانع نیستند. آن‌ها در پی راه‌های متعدد برای حذف به‌اصطلاح یارانه نقدی هستند که درنتیجه تورم سه سال اخیر، چیزی از آن باقی نمانده است.
روحانی نه بحران اقتصادی را تعدیل کرد و نه توانست کمترین گامی برای مقابله با بیکاری و افزایش روزافزون بهای کالاها و بهبود وضعیت معیشتی توده زحمتکش بردارد. وخامت اوضاع از جمیع جهات به روال گذشته است. اما او از آنجایی که یک آخوند شیعه اثنی عشری است که تمام شارلاتانیزم دستگاه روحانیت در وجود او تجسم‌یافته، باکی ندارد از این‌که جلو دوربین و در برابر تماشاچیان برنامه تلویزیونی به یک دروغ حیرت‌آور متوسل شود و بگوید: “ما به سیاست‌ها و برنامه‌هایی که به مردم اعلام کرده بودیم، توانستیم جامه عمل بپوشانیم”. و این درس بزرگی برای آن گروه از مردم ایران است که از روی ناآگاهی و زودباوری، فریب تبلیغات رژیم استبدادی مذهبی حاکم را خوردند، در “انتخابات” شرکت کردند و به یک آخوند مرتجع به نام روحانی رأی دادند تا گویا وضع‌شان بهتر شود. اما اکنون فقط خود آن‌ها با فشار سیاست‌های ارتجاعی روحانی مواجه نیستند، بلکه این گروه از مردم به رژیم امکان دادند که با توجیه رأی مردم، سیاست‌های ارتجاعی خود را علیه ۲۰ میلیونی که انتخابات فرمایشی را تحریم نمودند نیز تحمیل کند.
روحانی نمی‌توانست و نمی‌تواند جز تشدید وخامت وضعیت مادی و معیشتی کارگران و زحمتکشان، ارمغان دیگری داشته باشد، چراکه سیاست اقتصادی‌اش چیز دیگری جز سیاست رفسنجانی، خاتمی و احمدی‌نژاد نیست. تجربه نیز نه‌فقط در ایران، بلکه در سراسر جهان نشان داده است که این سیاست جز تشدید بیکاری، گرانی و فقر نتیجه‌ای ندارد. این سیاستی‌ست که سرمایه‌داران و ثروتمندان را ثروتمندتر و کارگران و زحمتکشان را فقیرتر می‌کند.
نه‌فقط روحانی بلکه همه جناح‌ها و گروه‌های رنگارنگ رژیم، از همان آغاز به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی نشان داده‌اند که راه‌حلی برای بحران اقتصادی سرمایه‌داری ایران ندارند. از همین روست که هیچ‌گاه نتوانسته‌اند بر بحرانی که توأمان رکود و تورم را با خود دارد، غلبه کنند. دلیل دارد، ریشه این بحران، در تضادهای شیوه تولید سرمایه‌داری‌ست. این تضادها قدرتمندتر از نمایندگان خدا بر روی زمین‌اند. فریب نمی‌خورند، نمی‌شود آن‌ها را با سرنیزه سرکوب کرد. آن‌قدر قدرتمندند که تمام تلاش‌های دارو دسته‌های رنگارنگ جمهوری اسلامی را برای غلبه بر آن‌ها نقش بر آب کرده‌اند. راه‌حل قطعی می‌خواهند و آن نفی مناسبات سرمایه‌داری است. این کار هم از عهده پاسداران نظم سرمایه‌داری ساخته نیست.
آنچه بر تشدید این تضادها نیز تأثیر غیرقابل‌انکاری می‌گذارد، تضادها و موانعی‌ست که ساختار سیاسی سرمایه‌داری ایران با دولت مذهبی‌اش ایجاد کرده است. لذا به اصطکاک‌ها، تضادها و بحران‌های مداوم در سیاست‌های داخلی و خارجی رژیم و تأثیر آن بر وضعیت اقتصادی می‌انجامد. تا این تضادها حل نشوند و یا لااقل به نحو قابل‌ملاحظه‌ای تخفیف پیدا نکنند، بحران اقتصادی حتا تعدیل هم نخواهد شد.
عامل دیگری که بر تشدید و تعمیق بحران تأثیر گذاشته و می‌گذارد، سیاست اقتصادی موسوم به نئولیبرال است که دیدیم در دوره احمدی‌نژاد، رکود و تورم را به منتهای درجه خود رساند و روحانی همین سیاست را ادامه می‌دهد.
آخوند روحانی و دیگر سران و گروه‌های طرفدار وی، اکنون تمام امیدشان به کمک و یاری قدرت‌های امپریالیست و انحصارات بین‌المللی سرمایه‌داران جهان است. آن‌ها وعده‌های پوشالی می‌دهند و به مردم می‌گویند، با سرازیر شدن سرمایه‌های بین‌المللی به ایران، اوضاع بهبود خواهد یافت و بحران، بیکاری، گرانی و فقر پایان خواهد یافت. اما تمام این ادعاها نیز پوچ است. نخست این‌که سرمایه‌های بین‌المللی که در پی سودهای کلان و بی‌دردسر هستند، به‌سادگی به کشورهایی که مدام با بحران‌های متعدد و بی‌ثباتی روبرو می‌باشند، صادر نمی‌شوند. بااین‌همه اگر روحانی و کابینه او کاملاً هم در این عرصه موفق باشند، سرمایه‌های کلان در رشته‌هایی مثل گاز و نفت سرمایه‌گذاری می‌شوند که نمی‌تواند تأثیر قابل‌ملاحظه‌ای بر کل اوضاع اقتصادی جامعه و عواقب بحران، داشته باشد، الا این‌که درآمد دولت از نفت و گاز افزایش یابد و بر دزدی و فساد درونی دستگاه دولتی بیافزاید. قبل از تحریم‌های اخیر، در سال‌های گذشته مقادیر کلانی سرمایه بین‌المللی در نفت و گاز سرمایه‌گذاری شده بود و درآمدهای دولت هم از فروش نفت و گاز و پتروشیمی، ابعاد کلانی به خود گرفت، بدون این‌که تأثیری جدی برگرانی و بیکاری، رکود و تورم داشته باشد.
اما ادعای روحانی مبنی بر این‌که به “سیاست‌ها و برنامه‌هایی که به مردم اعلام کرده بودیم، توانستیم جامه عمل بپوشانیم” محدود به عرصه اقتصادی نبود. قراری هم نبود که در عرصه‌های دیگر، یک ماه، سه ماه و یک سال دیگر عملی شوند. روحانی وعده می‌داد “مردم در همان ۲ ماه اول دولت تدبیر و امید، آثار کارهای انجام‌شده را می‌بینند”. قرار بود “کشور از فضای امنیتی خارج شود”، “آزادی بیان، آزادی انجمن‌های حرفه‌ای و صنفی، آزادی رسانه‌ها” عملی گردند. “مسائل فرهنگی امنیتی” نشوند. “گشت ارشاد برافتد” و “حریم خصوصی و حقوق شهروندی” رعایت گردد. اینها همه در زمره مواردی‌ست که قرار بود مردم ناآگاه و گروه‌های آگاه طرفدار روحانی “در همان ۲ ماه اول دولت تدبیر و امید، آثار کارهای انجام‌شده را” می‌دیدند. اما نه در ۲ ماه، بلکه در ۱۰ ماه هم اثری از این “آثار” یافت نشد و به هیچ‌یک از وعده‌ها عمل نشد، مردمی هم که در خواب غفلت فرورفته و به روحانی رأی دادند، تازه وقتی بیدار می‌شوند که می‌شنوند، آنچه “اعلام کرده بودیم، توانستیم جامه عمل بپوشانیم”. اگر کسی هم آنها را ندیده است، هنوز در خواب غفلت بسر می‌برد.
معمولاً سیاستمداران و احزاب طرفدار سرمایه‌داران و نظم سرمایه‌داری در کشورهای دیگر نیز به مردم دروغ می‌گویند، به وعده‌هایی که به‌خصوص در جریان انتخابات می‌دهند، عمل نمی‌کنند، اما دیگر آنقدر وقیح نیستند که آنچه را عملی نکرده‌اند، عملی شده اعلام کنند. فقط در یک رژیم استبدادی مذهبی، درجایی که حاکمیت خدا بر روی زمین از طریق دستگاه فریب و تحمیق مذهبی اعمال می‌شود، از عهده سران دستگاه استبداد ساخته است که دروغی به این بزرگی تحویل بندگان خدا بدهند و بگویند: “ما به سیاست‌ها و برنامه‌هایی که به مردم اعلام کرده بودیم، توانستیم جامه عمل بپوشانیم”.
واقعیت این است که به‌رغم وعده‌های کذایی آخوند روحانی، وضعیت سیاسی توده‌های مردم ایران همان است که در دوره احمدی‌نژاد بود. البته نباید ناگفته گذاشت که در همین دوره زمامداری روحانی‌ست که آمار اعدام‌ها در ایران ابعاد بی‌سابقه‌ای به خود گرفته است. در همین دوره است که نیروهای سرکوب رژیم، زندانیان سیاسی را به‌شدت مورد ضرب و شتم قراردادند. کارگران در اول ماه مه سرکوب شدند. کارگران گروه‌گروه، محاکمه و محکوم‌شده‌اند. زنان در خیابان‌ها مورد ضرب و شتم قرارگرفته‌اند، به مرکز فرهنگی و هنری یورش برده‌اند، حتا روزنامه‌های بی‌آزار و گاه وابسته به جناح‌های رقیب، ممنوع الانتشار شده‌اند. کانون نویسندگان زیر فشار و تهدید دستگاه‌های امنیتی رژیم قرارگرفته است. به‌جای “منشور حقوق شهروندی” موعود “منشور عفاف و حجاب” در مدارس به اجرا گذاشته شد که دانش‌آموزان و خانواده‌ها را مجبور به امضای آن کردند.
از همان آغاز به قدرت رسیدن روحانی پوشیده نبود که ادعاهای او پوچ از کار درخواهد آمد. نه صرفاً ازآن‌رو که او هم مرتجعی‌ست از قماش دیگر سران رژیم، بلکه اساس مسئله در این است که جمهوری اسلامی، به‌عنوان یک دولت دینی استبدادی با هرگونه آزادی مردم، خواه سیاسی باشد یا مدنی و فردی، دشمنی آشتی‌ناپذیر دارد.
روحانی گرچه همچون تمام دیگر سران و پاسداران جمهوری اسلامی، با مطالبات آزادی‌خواهانه و دمکراتیک مردم ایران مطلقاً سر سازش ندارد، اما تردیدی نیست که می‌خواهد برای پیشبرد سیاست‌های داخلی و خارجی خود و گروه‌های پشتیبانش، چهره کریه جمهوری اسلامی را بزک کند. او البته می‌خواهد به قشر مرفه خرده‌بورژوازی مدرن به‌اصطلاح بالای شهرنشین که پایگاه اجتماعی گروه‌های اصلاح‌طلب‌اند و به او رأی دادند، امتیازاتی درزمینهٔ آزادی‌های فردی بدهد. او می‌خواهد گروه‌هایی از روشنفکران، نویسندگان، هنرمندان و هنرپیشگان را با دادن امتیازات ناچیز به طرفداران پروپاقرص جمهوری اسلامی تبدیل کند. او می‌خواهد در خدمت حفظ نظم موجود، حتا آزادی‌های سیاسی و فرهنگی در محدوده خواست و فعالیت گروه‌های موسوم به اصلاح‌طلب، برقرار باشد ،او می‌خواهد برای ساخت و پاخت‌های بین‌المللی‌اش چهره بزک‌کرده‌ای از جمهوری اسلامی ارائه دهد، بااین‌همه جمهوری اسلامی به‌عنوان یک دولت دینی شیعی، پذیرای همین محدوده ناچیزی که هدفش نیز جز تلاش روحانی و دارو دسته‌های پشت سر او برای نجات جمهوری اسلامی نیست، نمی‌باشد.
جمهوری اسلامی مادام که به‌عنوان یک دولت مذهبی وجود دارد، نمی‌تواند چیز دیگری جز استبداد و اختناق عنان‌گسیخته، سرکوب و کشتار بی‌رحمانه، پایمال‌کننده ابتدایی‌ترین حقوق و آزادی‌های مردم باشد. کسی که پس از ۳۵ سال از استقرار جمهوری اسلامی این را نفهمیده باشد، هرگز چیزی از سیاست نخواهد فهمید. روحانی و جناح‌های طرفدار او البته این را می‌دانند ،اما راه دیگری جز این ندارند که مدام شکست را از نو تجربه و تکرار کنند.
آخوند روحانی، برخلاف ادعاهای کذب و وقیحانه‌اش در این گفتگوی تلویزیونی،  نه کاری به نفع مردم در عرصه‌های اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی کرد و نه می‌تواند بکند. آنجایی هم که نفع طبقاتی‌اش پیشبرد سیاست و برنامه‌ای را در ارتباط با داخل ایجاب می‌کرد، چیزی جز شکست نداشته است. تنها موردی که می‌توان گفت، او توانسته موفقیت‌هایی برای رژیم کسب کند، بر سر مسائل سیاست خارجی و پرونده هسته‌ای است. این نیز ازآن‌رو بود که نیاز به اقدام خاصی از سوی وی و اربابش خامنه‌ای نبود. ۶ قدرت جهان به وی دیکته کردند که جمهوری اسلامی در عرصه هسته‌ای چه فعالیت‌هایی می‌تواند داشته باشد یا نداشته باشد، کدام تأسیسات باید تعطیل شوند، چه تعداد سانتریفیوژ می‌تواند فعال باشد و غیره. او هم آن‌ها را پذیرفت و اجرا کرده تا از این طریق تحریم‌ها کم یا تعلیق و ملغا شوند، تا رژیم بار دیگر بتواند به درآمدهای کلان نفتی دست یابد و دولتی که خزانه‌اش تهی‌ست، از بحران مالی نجات پیدا کند.
نه از سیاست خارجی و نه از سیاست داخلی جمهوری اسلامی، چیزی عاید توده‌های زحمتکش مردم ایران نخواهد شد. تا وقتی‌که جمهوری اسلامی در ایران بر سرکار است، تا روزی که قدرت سیاسی در دست توده‌های مردم ایران، کارگران و زحمتکشان قرار نگیرد، اوضاع بر همان روالی خواهد بود که تا به امروز بوده است. این را ٣۵ سال گفته‌ایم و تجربه و تاریخ بر آن مهر تأیید زده است.  راه نجات از بیکاری، گرانی، فقر، گرسنگی، بی حقوقی، فقط و فقط سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار حکومت شورایی کارگران و زحمتکشان است و بس.

متن کامل نشریه کار شماره ۶۶۹ در فرمت پی دی اف