خیابان، زادگاه دمکراسی توده‌ای

فرانسه‌‌ی کارگران و زحمتکشان و قلب آن، پاریس، بار دیگر به پا خاست. به پا خاست تا از حق زیست خود دفاع کند. آخرین اعتصابات، هفته پیش، ۱۸ مهر ۱۳۹۶ (۱۰ اکتبر ۲۰۱۷) برگزار شد. به گفته‌ی سندیکاها ۳۰ درصد کارکنان بخش عمومی به اعتصاب پیوسته بودند. اعتصاباتی که تظاهرات کودکان و جوانان و بازنشستگان در خیابان‌ها آن‌ها را همراهی می‌کرد. بنا به تخمین سندیکاهای فرانسه ۴۰۰ هزار نفر در شهرهای مختلف فرانسه در راه‌پیمایی‌ها شرکت داشتند. پیش از این در ۱۲، ۲۳ و ۲۵ سپتامبر ۳ تظاهرات دیگر برپا شده بود. و همه در اعتراض به “تغییر” قانون کار توسط دولت فرانسه و طرح دولت برای اخراج بخشی از کارمندان دولت. ” تغییر” زیرا به گفته ماکرون، فرانسه “کشور رفرم‌پذیری نیست… زیرا زن و مرد فرانسوی از رفرم متنفرند” و در ادامه به جای “رفرم”، واژه‌ی ” تغییر” را به کار می‌برد.

تظاهرات ۱۰ اکتبر، سومین تظاهرات پس از امضای بخشنامه ۵ ماده‌ای “دگرگونی” قانون کار توسط، امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه، در روز ۲۲ سپتامبر بود. دولت فرانسه اعلام کرده است، تمامی تغییرات این بخشنامه، تا ژانویه ۲۰۱۸ به طور کامل به اجرا در خواهد آمد.

ماکرون که در دور دوم انتخابات فرانسه در ماه مه، به ریاست جمهوری رسید، وعده داده بود که با تغییراتی در قانون کار، به اقتصاد رونق بخشد و بیکاری مزمن بیش از ۵ / ۹ درصدی را کاهش دهد. کارمندان دولت، اکنون، بالغ بر ۴ / ۵ میلیون نفر هستند، اما دولت در نظر دارد جهت یک صرفه‌جویی ۱۶ میلیارد یورویی در سال آینده، ۱۶۰۰ نفر از آنان را از کار بیکار کند. این اولین موج از اخراج‌هاست که قرار است طی ۵ سال آینده به ۱۲۰ هزار نفر برسد، با آن که هم اکنون بسیاری از بخش‌های دولتی با کمبود کارمند روبرویند و کاهش تعداد کارمندان به معنای فشار کار بیش‌تر بر سایر کارمندان است. علاوه بر آن، دستمزد کارمندان منجمد می‌شود و بسیاری از مزایا حذف می‌شوند یا کاهش می‌یابند. در مجموع، به گفته‌ی کارمندان قرار است دولت بار کسر بودجه خود را بر دوش آنان بگذارد. اما این ” تغییر” تنها دامنگیر کارمندان دولت نمی‌شود. ” تغییر” عمده در قانون کار است که خشم بسیاری از کارگران و دانشجویان و کارمندان را برانگیخته است.

پیشگام ماکرون در “رفرم” قانون کار، دولت اولاند بود، که پس از ماه‌ها اعتراض در اوت ۲۰۱۶ به تصویب رساند. گرچه، اعتراضات به کاهش دامنه‌ی “رفرم” منجر گردید. و اکنون، تقریباً یک سال بعد، طرح ماکرون با ۳۶ اقدام بسیار فراتر از “رفرم” پیشین می‌رود.

ماکرون در زمانی دست به تغییر قانون کار می‌زند که طبق یک نظر سنجی در ۲۷ اوت، از میزان محبوبیت‌اش کاسته شده و نامحبوب‌ترین رئیس جمهور فرانسه در ۱۰۰ روز اول زمامداری‌اش است. گذشته از آن وی به خوبی مخالفت کارگران و کارمندان و دانشجویان را پیش‌بینی‌ می‌کرد، از این‌رو، تصمیم گرفت برای اجرای این طرح، به جای رأی‌گیری در پارلمان از قدرت اجرایی خود استفاده کند تا هر چه سریع‌تر به آن رسمیت بخشد و به اجرا درآورد و توده‌ی مردم را در برابر عمل انجام شده قرار دهد. توده‌های مخالفی را که در مصاحبه‌ای در آتن، “تنبل‌ها، غرغروها و افراطی‌ها” نامیده و اعلام کرده بود در برابر آنان “تسلیم نخواهد شد.” از این‌روست که در تظاهرات‌ها بر بسیاری از پلاکاردها “کودتای اجتماعی” نقش بسته بود. و بسیاری او را “رئیس جمهور پولدارها” می‌نامیدند.

طبق بخشنامه جدید، از این پس، دست کارفرمایان در اخراج و استخدام کارگران بازتر خواهد بود. در صورت اخراج ناعادلانه، خسارت پرداختی به کارمند یا کارگر با دو سال سابقه کار معادل سه ماه حقوق و برای فردی با ۳۰ سال سابقه کار، معادل ۲۰ ماه حقوق خواهد بود. در حالی که تا پیش از این حداقل پرداختی با دو سال کار، معادل شش ماه حقوق بود.

علاوه بر آن، مؤسسات دارای شاغلین زیر ۵۰ نفر مجازند با دور زدن اتحادیه‌ها، کمیته‌های کارگران را تشکیل دهند. این در حالی‌ست که بیش از نیمی از کارکنان فرانسه در مؤسسات کوچک یا متوسط مشغول به کارند. به علاوه کارفرمایان در مذاکره درباره دستمزد و ساعت کار و در مجموع شرایط کار آزادی عمل بیش‌تری خواهند داشت. آزادی عملی که از سوی دولت “دیالوگ اجتماعی” نامیده می‌شود. حاصل این “دیالوگ اجتماعی” اتمیزه شدن نیروی کار و کاهش قدرت چانه‌زنی و قدرت دفاع از حق و حقوق‌شان خواهد بود. پیش از این ضوابط اتحادیه‌ها یا قانون کار بر مذاکره بین کارفرما و کارگر حاکم بود. نتیجه‌ی دیگر “دیالوگ اجتماعی” کاهش قدرت و نفوذ سندیکاها خواهد بود. سیستم بازنشستگی، حقوق بیکاری، آموزش حرفه‌ای و شرکت راه‌آهن نیز در لیست ” تغییر‌ها” قرار دارند.

دولت فرانسه در حالی این طرح‌ها را “به نفع همه مردم کشور” می‌خواند که هم‌گام با بخشش‌های مالیاتی به کارفرمایان و ثروتمندان، از امکانات رفاهی و خدمات اجتماعی توده مردم می‌کاهد. قشری که هم اکنون بر اثر استثمار نیروی کار، چنان حجم عظیمی از ثروت و امکانات رفاهی را در اختیار دارد که شاید در تاریخ سرمایه‌داری بی‌نظیر باشد. طبق آمار بورس فرانسه، سود خالص نزدیک به چهل مؤسسه بزرگ فرانسوی در سال ۲۰۱۶ نزدیک به هشتاد میلیارد دلار برآورده شده است.

بیهوده نیست که آلن گِریز یکی از نمایندگان کارفرمایان می‌گوید: “اصلاحات یک پیام بسیار قوی دارد، پیامی امیدوارکننده برای کارفرمایان.”

۹ اتحادیه‌ کارگری و کارمندی مشترکاً فراخوان اعتصابات و تظاهرات را داده بودند. به جز آن، حزب چپ‌گرای “فرانسه نافرمان” به رهبری ژان لوک ملانشن و از کاندیداهای ریاست جمهوری، از فراخوان‌دهندگان تظاهرات ۲۲ سپتامبر بود که بیش از ۱۰۰ هزار نفر در پاریس در آن شرکت داشتند. اعتصابات کارمندی اکتبر به فراخوان این اتحادیه‌ها، در ۱۰ سال گذشته بی‌سابقه بوده است.

با وجود این، به نظر می‌آید هنوز این اعتراضات از قدرت لازم برای مقابله با تصمیم دولت مبنی بر دست‌اندازی به قانون کار و خدمات اجتماعی برخوردار نیست. از یک سو، در فرانسه نیز، در کل، از دامنه‌ی اعتصابات و تظاهرات نسبت به سالیان پیش کاسته شده است. طبق آمار دولتی، در سال ۲۰۱۴ در برابر هر هزار کارگر ۸۱ روز اعتصاب ثبت شده است. این رقم در اواخر دهه ۹۰ میلادی ۳۰۰ روز و در اواخر دهه‌ی ۸۰ میلادی بیش از ۱۰۰۰ روز بوده است. از سوی دیگر، همه‌ی کنفدراسیون‌های فرانسوی بر سر اعتصابات و اعتراضات توافق ندارند. چنان که “کنفدراسیون عمومی کار”، یکی از پنج کنفدراسیون مهم کارگری در فرانسه، و “کنفدراسیون دمکراتیک فرانسه”، بزرگ‌ترین سندیکای بخش خصوصی، اعلام کرده بودند در تظاهرات ۱۲ سپتامبر شرکت نخواهند کرد. هم‌چنین طبق نظر سنجی اخیر مؤسسه ” BVA ” نه دهم از فرانسویان معتقدند “رفرم بازار کار” ضروری‌‌ست، اما ۶۰ درصد در مورد آینده این طرح نگران‌اند. “رفرمی” که چیزی نیست جز اجرای کامل سیاست‌های نئولیبرالی، این بار در فرانسه. سیاست‌هایی که در تمامی کشورها جز تعمیق شکاف طبقاتی حاصلی به بار نیاورده است.

ژوزف استیگلیتز، برنده‌ی جایزه‌نوبل اقتصادی و کارشناس ارشد پیشین بانک جهانی، در مورد این سیاست‌ها می‌گوید: “گلوبالیزاسیون اقتصادی در پایان قرن بیستم باعث غیر انسانی شدن در همه جوامع شد. فقر را عمومی و نابرابری فرصت‌ها را در سطح جهان تشدید کرد. این گلوبالیزاسیون به پدیده‌های ناگواری همچون کار کودکان، بردگی نوین، اسارت از بدهی و نسل‌کشی انجامیده است.”

اکنون نیز در فرانسه، با آن که اعتصاب‌گران و تظاهرات‌کنندگان فقط خواهان بازپس‌گیری قانون کار نمی‌باشند و به کل سیاست‌های دولت اعتراض دارند، و از این نظر اعتراضات‌شان از خصلتی سیاسی برخوردار است، اما، از سویی، سندیکاها فاقد پتانسیل رهبری سیاسی مبارزات کارگران و زحمتکشان هستند، از سویی دیگر، احزاب چپ‌گرای فرانسه، چنان که انتخابات ریاست جمهوری نشان داد، از اعتبار چندانی در میان توده مردم برخوردار نیستند، گو آن که این احزاب دهه‌های متمادی‌ست که از خصلت انقلابی و رادیکال و توان پیگیری منافع کارگران بی‌بهره گشته‌اند.

در صورت ادامه‌ی این شرایط، هرچند ادامه‌ی این مبارزات در هر گستره و عمقی شرط لازم است، اما شرط کافی برای پیشگیری از پیشبرد سیاست‌های ضد کارگری سرمایه‌داران و دولت‌های آنان نیست. مبارزات کنونی، در نهایت موجب تعویق اجرای سیاست‌های نئولیبرالی یا حداکثر کاهش دامنه‌ی آن‌ها می‌شوند. از این‌رو، ضروری‌ست کمونیست‌ها و کارگران آگاه تمامی کشورهای سرمایه‌داری، وظیفه‌ی اصلی خود را ایجاد حزب طبقاتی کارگران قرار دهند. حزبی که بتواند به ضرورت‌های کنونی مبارزه طبقاتی پاسخ لازم و درخور را بدهد. و نیز پاسخی در خور به ماکرون و هم‌پیمانانش. ماکرون در مصاحبه‌ای در نیویورک گفته است: “دمکراسی در خیابان روی نمی‌دهد.” در عمل باید به وی پاسخ داد، دمکراسی بورژوایی، شاید؛ اما دمکراسی توده‌ای در خیابان‌ها می‌شکفد و می‌بالد و نظام سرمایه‌داری و حامیانش را به زباله‌دان تاریخ می‌سپرد.

متن کامل نشریه کار شماره ۷۵۱ در فرمت پی دی اف

 

از کمیته خارج سازمان فداییان (اقلیت) به شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

رفقا، در نامه قبلی (به تاریخ ماه ژوئن ۲۰۱۷) به اطلاع‌تان رساندیم که از این پس، ما به عنوان ناظر در “شورای همکاری” باقی خواهیم ماند تا در جریان مباحث درون تشکیلاتی، تصمیم نهایی در این مورد را اتخاذ کنیم. این امر صورت گرفت و بدین ترتیب، ما خروج خود را از “شورای همکاری نیروهای چپ و کمونست” اعلام می‌کنیم.

مسلماً در برابر ما به عنوان یکی از نیروهای تشکیل‌دهنده این “اتحاد” این سؤال مطرح خواهد شد که با چه اهدافی وارد این “اتحاد” شدید و اکنون به چه علتی از آن خارج می‌شوید؟

در نامه فوق‌الذکر خطاب به شما نوشتیم:

“رفقا حتماً به یاد دارند، سازمان ما علاوه بر تفاوت‌های موجود و شناخته شده در سطح جنبش، یک اختلاف نظر مهم دیگر نیز در این زمینه داشت و آن، ارزیابی متفاوت از شرایط خاص این دوره بود. تحلیل سازمان ما بر این پایه قرار داشت که شرایط مشخص لازم برای ایجاد یک قطب چپ انقلابی، هنوز فراهم نیست، بلکه در شرایط کنونی نیروهای چپ و کمونیست بایستی جهت پیشبرد مبارزه مشترک، اتحاد عمل‌های مشخص را سازماندهی کنند. بنا بر همین تحلیل سازمان ما در این نشست حضور نیافت. اما، ما به عنوان کمیته خارج از کشور سازمان با هدف گسترش همکاری و مبارزات مشترک در “نشست نیروهای چپ و کمونیست” شرکت کردیم.”

هم‌چنین در آن نامه به شکل انتقادی به کارنامه ضعیف “شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست” در چند زمینه مشخص اشاره کردیم و همان‌جا تأکید کردیم:

“پیرامون تمامی این مسایل و مشکلات بارها و بارها بحث کرده ولی راه حلی نیافته‌ایم، در روندی که تاکنون در “شورای همکاری…” طی شده، به جای آن که نقاط اشتراک بیش‌تری حاصل شود، بر نقاط افتراق افزوده گشته است. آخرین مورد، موضع‌گیری در ارتباط با تحریم مضحکه انتخاباتی ریاست جمهوری‌ی جمهوری اسلامی می‌باشد. هنگامی که نیروهایی تحت عنوان چپ و کمونیست با اهداف اعلام شده‌ی بسیار بالاتر از چنین مسئله ساده و پیش پا افتاده‌ای نمی‌توانند بر محور موضع تحریم در اطلاعیه مشترک به توافق برسند، آن‌گاه این سؤال مطرح می‌شود”:

“شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست” قصد دارد در کدام عر صه از مسایل جامعه که به سرنوشت کارگران و زحمتکشان ایران مربوط می‌شود نقش دخالت‌گر ایفا کند؟ و اصولاً ضرورت وجودی این “اتحاد” از کجا ناشی می‌شود؟”

این سؤال نه تنها در آن مقطع، بلکه اکنون چند ماه پس از آن کماکان به قوت خود باقی‌ست.

بایستی اضافه کنیم، اگرچه عدم توافق در انتشار اطلاعیه تحریم مضحکه انتخابات ریاست جمهوری ایران “رعدی در آسمان بی‌ابر نبود” و علیرغم اهمیت فی‌نفسه خود در نشان دادن اراده واحد این جمع در یک کارزار مشخص مبارزاتی، اما مهم‌تر از آن باعث شد اختلافات موجود در ابعادی گسترده‌تر و عمیق‌تر سر باز کنند.

هم اینک و طی چند ماه گذشته مسایلی از هر سو مطرح گشته و مواضعی اتخاذ شده که هر چه می‌توانند باشند، جز آن که همکاری مشترک قلمداد شوند.

بنابراین با تشتت موجود در “شورای همکاری” آن هم بر بستر اختلافات حل ناشده و حل ناشدنی، هم‌چنین راه و روش‌هایی که تاکنون به کار رفته، ادامه این روند، چشم‌انداز روشن و مثبتی را برای همکاری مشترک نیروهای چپ و کمونیست در پیش ‌رو نمی‌گذارد. لازم به ذکر است که اگرچه ما نسبت به تمامی مسایل مطروحه بی‌طرف نبوده و نخواهیم بود، اما ترجیح می‌دهیم مناسبات خود با نیروهای درون “شورای همکاری” را خارج از این شورا و بر پایه‌ی اصولی و با توجه به ضرورت‌های مبارزاتی ادامه دهیم.

با درودها رفیقانه

کمیته خارج کشور سازمان فداییان (اقلیت)

۱۹ اوت ۲۰۱۷

متن کامل نشریه کار شماره ۷۵۱ در فرمت پی دی اف

کمک های مالی

کنفرانس ۱۶ سازمان                    ۲۳۰ یورو

 

فرانسه

 

مسافر(اومانیته)                           ۵۰ یورو

فرانکفورت(اومانیته)                    ۴۰ یورو

جشن اومانیته                             ۲۱۰۵ یورو

 

کانادا- ونکوور

 

دمکراسی شورایی ۱                    ۵۰ یورو

دمکراسی شورایی ۲ ۵۰ یورو

دمکراسی شورایی ۳ ۵۰ یورو

سوئیس

 

علی‌اکبر صفایی فراهانی ۳۰فرانک

سیامک اسدیان (اسکندر ۴۰فرانک

حمید اشرف ۳۰فرانک

محمد کاسه‌چ ۵۰فرانک

امیر نبوی ۵۰فرانک

 

دانمارک

 

هوشنگ احمدی ۲۰۰کرون

دکتر نریمیس ۲۰۰کرون

خروش (اکتبر) ۲۰۰کرون

 

سوئد

 

کارگر زندانی،

زندانی سیاسی آزاد باید گردد ۲۰۰ کرون

متن کامل نشریه کار شماره ۷۵۱ در فرمت پی دی اف

 

گزارشی از اکسیون اعتراضی به شرکت رژیم سانسور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت

روز شنبه، ۱۴ اکتبر ۲۰۱۷، فریادهای “زندانی سیاسی آزاد باید گردد”، رعشه بر تن جانیان و مزدوران رژیم در غرفه‌ی ایران در نمایشگاه بین‌المللی کتاب – فرانکفورت انداخت به طوری که بلافاصله روز بعد، در سایت آ نا (خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی) فریاد و فغان‌شان بلند شد و حتی تهدید کردند که سال دیگر در نمایشگاه کتاب شرکت نخواهند کرد. اما از آنجایی که این حکومت، حکومت خفقان و سانسور است، حتی نام گروه‌های چپ و کمونیست را سانسور کرده و از برگزارکنندگان این اکسیون اعتراضی به زعم خودشان به عنوان “منافقین” نام می‌برند.

در حالی که، به ویژه، روز شنبه گروه‌های مختلف اپوزیسیون چپ و مترقی در اکسیون‌های متفاوت تلاش در افشای ماهیت رژیم کردند. گروهی از فعالان چپ به همراه فعالان سیاسی آزادیخواه و مترقی اکسیونی ترتیب دادند و با تی‌شرت‌های سفید دارای تصاویر نویسندگان قربانی قتل های زنجیره‌ای و شعار “نه به سانسور در ایران و جهان” در غرفه‌های متعدد از جمله اتوبوس سازمان عفو بین الملل و سالن تلویزیون کانال یک آلمان حضور یافتند و با خبرنگاران مختلف در مورد وضعیت سرکوب آزادی بیان و قلم و وضعیت زندانیان سیاسی، از جمله سهیل عربی و رضا شهابی مصاحبه‌هایی انجام دادند. آنان همچنین با حضور مداوم در مقابل غرفه‌ی جمهوری اسلامی، اعتراض خود را به حضور رژیم سرکوب و ترور در این نمایشگاه اعلام کردند.

از سوی بازدیدکنندگان خارجی نمایشگاه استقبال بسیار خوبی از این اکسیون شد و حتی پس از این که پلیس معترضین را از سالن خارج می کرد، رو به بازدیدکنندگان کرده و به افشاگری ادامه دادند. به طوری که مردم به پلیس اعتراض کردند، که نباید با گروهی که با سانسور و اختناق مبارزه می‌کند، چنین برخوردی کنند.

آنان پیش از این طی اطلاعیه‌ای، حضور رژیم جمهوری اسلامی، حضور سانسور و سرکوب آزادی بیان و قلم را در نمایشگاه بین المللی کتاب محکوم کرده بودند.

گزارش از فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) – فرانکفورت

 

گزارشی کوتاه از اکسیون اعتراضی برای آزادی رضا شهابی و دیگر مبارزان زندانی

اکسیون روز جمعه، ۱۳ اکتبر ۲۰۱۷، در شهر فرانکفورت به همت جمعی از فعالان سیاسی شهر برای آزادی رضا شهابی و دیگر زندانیان سیاسی برگزار شد. پلاکاردهایی که در دست شرکت‌کنندگان بود و هم‌چنین متن‌هایی که به فارسی و آلمانی خوانده شد. این اکسیون، در کنار گفتگو با مردم، گامی بود در جهت اطلاع رسانی از وضعیت رضا شهابی. در این اکسیون، همچنین با تعدادی از اعضای سازمان عفو بین‌المللی در محل، صحبت های مفصلی صورت گرفت و در رابطه با آخرین وضعیت رضا شهابی اطلاع رسانی انجام شد. همزمان، لیست امضایی برای حمایت از رضا شهابی در اختیار افراد علاقه‌مند قرار گرفت و از سوی آنان امضا شد.

اکسیون اعتراضی در فرانکفورت، یکی از اقدامات بسیاری است که در سراسر جهان، به دفعات صورت می‌گیرد. در اکسیون فرانکفورت نیز افراد مختلف با گرایش‌های چپ انقلابی و انسان‌های آزاده و مترقی برای حمایت از رضا شهابی گرد آمدند.

باشد که با اتحاد و پیگیری، رزم‌مان را به سرانجام رسانده و بساط زندان و شکنجه، استثمار و فقر و فلاکت را برای همیشه برچینیم.

گزارش از فعالان سازمان فدائیان (اقلیت)- فرانکفورت

دغدغه استاد و حضور زن در کابینه

تمامی سردمداران جریانی بی‌هویت بنام “اصلاحات” همه سخن از عدم حضور زن در کابینه دوم روحانی بر زبان آورده‌اند. تا قبل از تعیین اعضای کابینه دوم روحانی بسیاری از روشنفکران همه این گمانه‌زنی را به زبان آوردند و خیلی از روشنفکران و کسانی که به حضور یک زن در کابینه امید بسته بودند، ناگهان امید خود را بر باد رفته دیدند. چرا؟

چون هیچ زنی در میان وزرای معرفی‌شده روحانی دیده نشد. گوئی فقط حقوق زن در جامعه ما در کابینه نادیده گرفته‌شده. ازجمله کسانی که به آقای روحانی دواسبه تاخت آقای صادق زیباکلام بودند. آقای استاد انگار ندیده ونمی بیند که موجودی بنام زن در قانون حاکم حقوقی ندارد و یا نمی‌بیند در چارچوب نظام مذهبی مقدس زن جنس دوم و در مرحله پایین تراز مرد قرار دارد. اگر روحانی خانمی را در کابینه‌اش راه می‌داد، آیا در سرنوشت و تعیین حقوق زن چه تغییر و تحولاتی به وجود می‌آمد؟! تازه از دیدگاه این آقایان تنها زنانی اجازه حضور در دستگاه دولت دارند که دیدگاهشان از هر دیدگاه مردانه‌ای مردانه‌تر است. اگر زن نمی‌تواند قاضی شود، اگر زن نمی‌تواند رئیس دولت و رئیس‌جمهور شود، اگر زن نصف مرد است، اگر زن تنها برای عیاشی و خوش‌گذرانی مردان آفریده‌شده است، این‌ها همه به کنار و همه در سایه حضور یک زن در کابینه هیچ هستند. اگر حقوق زنان با این روش‌ها می‌خواهد احیاء شود. اگر با حضور چند زن در شورای شهر یا در قوای دیگر حقوقشان احیاء می‌شود، همه در تائید و به روش شما تن می‌دهیم! اما آنچه در مقابل ما قرار دارد دژی استوار به نام سرمایه‌داری و ارتجاع ایستاده است. اگر در نظام‌های سرمایه‌داری حضور زنان در کابینه‌ها می‌توانست منتهی به رهایی آنان شود، از خیلی وقت‌ها پیش‌تر تاچر و مرکل سمبل‌های آزادی زنان می‌شدند.

اما در همین نظام‌های سرمایه‌داری به‌اصطلاح پیشرفته زنان در کجای این نظام‌ها قرار دارند. آیا زنان فرانسوی و انگلیسی و…حقوق طبیعی و قانونی خود را به دست آورده‌اند؟ آیا سرمایه‌داری از جنس زن به‌عنوان عروسکی روی کالاهای تولیدی‌اش استفاده نکرده یا نمی‌کند؟

آقای استاد زیباکلام، درد زنان جامعه ما خیلی بیشتر از این‌ها است! اینجایی که شما ایستاده‌ای به بلندای تپه‌ای هم نمی‌رسد.

زنان جامعه ما زمانی به رهایی خویش خواهند رسید که جامعه از قیدوبند نظام سرمایه‌داری رهایی یابد و می‌دانیم که در مخیله شما و امثال شما نمی‌گنجد. اگر آقای روحانی زنی را به‌عنوان وزیر به کابینه وارد می‌کرد، کار شاقی نکرده بود، بلکه زنی از طبقه بورژوا را در کابینه‌اش جای می‌داد. آقای استاد اینجا سخن بر سر بودن و نبودن وزیر زن در کابینه نیست، اینجا سخن از زنانی است که در مقابل حقوق ناچیزی تن به هر کاری می‌دهند. بی حقوقی زن نه در ایران بلکه درکل نقاط دنیا وجود دارد. خانم مرکل چه وجه تشابهی با زنان کارگر دارد. هنگامی‌که جامعه‌ای خود دربند سیستمی قرار دارد که مبتنی بر استثمار انسان از انسان است، دیگر سخن از آزادی و رهایی و احترام به زنان و کودکان و…مفهومی نخواهد داشت. در خیلی از رسانه‌های داخل و خارج گوئی مشکل فقط نبودن زن در کابینه آقای روحانی است. اگر به پیشینه اعضای کابینه‌های گذشته و اکنون نگاهی گذرا هم داشته باشیم، کارنامه‌هایی سیاه دیده می‌شود، مگر در کابینه گذشته آقای پورمحمدی‌ها و… حضور نداشتند، این کسانی که خود از سرکوبگران مردم بوده‌اند و سی واندی سال بالاترین مقام‌های امنیتی را داشته‌اند، برای زنان دربند ستم سرمایه و مذهب چه می‌توانند بکنند؛ که اکنون دل‌خوش به این باشیم که یک زن در کابینه حضورداشته باشد. در جائیکه رئیس‌جمهور تدارکات چی و ملعبه‌ای بیشتر نیست، حضور یک زن در کابینه چه دردی از دردهای بیکران جامعه زنان را دوا و درمان خواهد کرد؟

آقای استاد نیمی از انسان‌ها در جامعه ما مطابق قانون اسلامی و مذهبی حاکم از صحنه بیرون مانده‌اند. درد این جامعه با حضور یک یا چند زن در کابینه نه کاسته می‌شود و نه درمان. آقای استاد زیرکی ریاکارانه‌ای که شما اختیار کرده‌اید، از بدو به وجود آمدن حاکمیت جمهور اسلامی بنیاد نهاده شد. اصلاً ریاکاری و تظاهر در بطن دین و مذهبی وجود دارد که رئیسان جمهوری درگذشته و حال و آینده خود باید به آن ملتزم باشند. پس لطف کنید رهایی زنان را به خود جامعه واگذارید. نیازی به دلسوزی امثال شماها ندارد. اگر به گذشته نه جندان دور نگاهی بیاندبزیم، شما از یاران رفسنجانی بودید و هر از چندی کلمات قصار و مقالاتی در تأیید و تبانی با ایشان نگاشته‌اید. آقای زیباکلام شما دریکی از گفتگوها و مقالات خودتان در رابطه با کشتار سال ۶۷ برای خارج کردن رژیم مسلط از زیر ضرب توده‌ها و خانواده‌های جان باختهگان رژیم پهلوی را مقصر دانستید، لطف کنید از این افاضات نفرمائید، برای یافتن مقصر دنبال نبش قبر در تاریخ نگردید، زیر پلک‌هایتان را نگاه کنید! تمامی حاکمیت ریزودرشت در این جنایت تاریخی و فاجعه نسل‌کشی زندانیان مقصر هستند. چرا آدرس عوضی می‌دهید، نسلی که این آگاهی را ندارد ممکن است کمی باور کند که رژیم پهلوی مقصر بوده است، ولی با روشن شدن چراغ در پستوی خانه، تمامی مقصرین فاجعه شاهد خواهند بود که نسبت به خود قهقهه تاریخ را بشنوند، آری حضرت استاد!

جامعه ما دربند است، همه اقشار و طبقات اسیر و دربند حاکمیتی ارتجاعی، واپس‌گرا و سرمایه‌داری می‌باشند، اگر می‌خواهید نسخه‌ای برای آزادی‌شان بپیچید به تاریخ خون‌بار کارگران و زحمتکشان، به حضور زنان در قیام مشروطیت و قیام ۵۷ و تاکنون نگاهی بیفکنید، آقای استاد درد زنان جامعه ما و جامعه انسانی فراتر از نسخه‌های شماست، جهانی که در آن بسر می‌بریم در چنگال مخوف نظام گندیده سرمایه‌داری گرفتارشده است، فرقی ندارند زنان، مردان و کودکان و…همه و همه قربانی همین سیستم گندیده هستند، رهایی زنان بارهایی کارگران و زحمتکشان گره‌خورده است، بدون رهایی طبقه کارگر از زنجیرهای نظام سرمایه‌داری هیچ‌کس آزادی را به چشم نمی‌بیند.

فکرمی کنم اگر فردای روزی که جمهوری اسلامی چند زن، یا لیبرال و یا رفرمیست در کابینه‌ای جا بدهد. بنا به امر مسبوق، همپالکی هایتان توده‌ای و اکثریتی‌های خائن که پشت سر شما قائم شده‌اند فریاد احسنت، احسنتشان گوش فلک را کر خواهد کرد.

آقای استاد! اگر خواهان آزادی و دمکراسی حقیقی برای جامعه هستید، باید چشم از آستان‌ها بردارید! همچنان که بسیاری از زنان جامعه ما شجاعانه به پا خاستند و خیلی‌هایشان هم‌اکنون دز زندان‌های رژیم حبس به‌ناحق و ظالمانه را تحمل می‌کنند. آری استاد گرامی رهایی جامعه از قیدوبند نظام سرمایه‌داری جزء با دستان نیرومند طبقه کارگر میسر نخواهد بود و رهایی زنان جز بارهایی کارگران مسیر نمی‌شود. اگر تمامی کابینه را هم وزرای زن تشکیل بدهند. دردی از دردهای بیشمار آنان کم نخواهد شد.

حمید اشرف –شهریور ۹۶

فراخوان به شرکت در اکسیون اعتراضی در فرانکفورت

جمعه ۱۳ اکتبر ۲۰۱۷ (۲۱ مهر ۱۳۹۶)

ساعت  ۱۸ – ۱۶

برای آزادی رضا شهابی و دیگر زندانیان سیاسی

 با تمدید مجازات زندان برای رضا شهابی، عضو هیات مدیره ی سندیکای شرکت اتوبوسرانی واحد، و ممانعت از رسیدگی پزشکی ضروری برای او، پس از پنجاه روز اعتصاب غذا، بار دیگر رژیم جمهوری اسلامی ثابت کرد که نه تنها اصلاح پذیر نیست، بلکه در خودکامگی و ددمنشی حد و حصری نمی شناسد. اگر، به ویژه در دهه ی شصت، نیروهای انقلابی و مخالف رژیم به زندان افکنده  و تیرباران می شدند، امروز پس از گذشت ۳۹ سال از آغاز این حکومت، کارگرانی به بند کشیده می‌شوند که تنها خواهان مطالبات و حقوق صنفی خود می باشند. آن روزها، در تابستان ۶۷ زندانیانی که حکم زندان داشتند یا حتی در شرف آزادی بودند، حکم شان به حکم مرگ تبدیل شد. هنوز همین شیوه ادامه دارد و دادستانی رژیم به خود اجازه می‌دهد که حکم ناعادلانه‌ی زندان رضا شهابی یا هر زندانی سیاسی دیگری را حتی بدون دادگاه‌های فرمایشی خود، تمدید کند. در آن زمان، نیروهای انقلابی، هزار هزار به جوخه های اعدام سپرده شدند. امروز کارگران زندانی و زندانیان سیاسی با ایجاد شرایط طاقت فرسا در زندان و عدم رسیدگی پزشکی، به کام مرگ فرستاده می شوند. این سرنوشت کسانی است که مانند رضا شهابی حاضر به تن دادن به خفت و خواری نشده‌اند. آنان که از حقوق انسانی خود و طبقه‌ی کارگر شجاعانه دفاع کرده و برای پاره کردن زنجیرهایی که رژیم استبدادی و حامی سرمایه‌دار جمهوری اسلامی به دست و پای‌شان بسته، مبارزه می‌کنند.

ما نیز از این مبارزه و هر مبارزه ای برای برقراری عدالت اجتماعی و کسب حقوق انسانی از جمله آزادی‌های صنفی و سیاسی دفاع می‌کنیم و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط رضا شهابی و دیگر زندانیان سیاسی هستیم.

برای تحقق این خواسته،  نه با خواهش و تمنا از این رژیم و حامیان او، بلکه با اتکاء به همبستگی و اتحاد نیروهای انقلابی و انسان‌های آزادیخواه صدای‌مان را به فریاد تبدیل می‌کنیم و هم‌زمان با دیگر اکسیون‌های سراسری در شهرهای مختلف جهان، در روز جمعه، ۱۳ اکتبر در ساعت ۱۶ در فرانکفورت، هاوپت واخه، در اکسیون اعتراضی به این مناسبت شرکت می کنیم.

مرگ بر جمهوری اسلامی!

زنده باد اتحاد بین‌المللی کارگران و زحمتکشان جهان!

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!  

فعالان سازمان فدائیان (اقلیت)- فرانکفورت

از خواست‌ها و مبارزات معلمان حمایت ‌کنیم

صبح امروز ۵ شنبه ۱۳ مهر، در روز جهانی معلم، هزاران معلم در سراسر کشور دست به تجمع اعتراضی زدند. براساس گزارشات منتشره معلمان از جمله در شهرهای تبریز، خرم‌آباد، رشت، بوشهر، شیراز، قزوین، سنندج، همدان، کرمانشاه، تربت حیدریه، اصفهان، مریوان، کوهدشت (لرستان)، اسلام‌آبادغرب، کازرون، اردبیل، دلفان (لرستان)، الیگودرز، اراک، رومشکان (لرستان)، رستم‌ ممسنی (فارس)، بجنورد، شهرکرد، مشهد، اهواز و یزد در برابر ادارات آموزش و پرورش و در تهران در برابر سازمان برنامه و بودجه دست به تجمع زدند.

در این اعتراضات معلمان شاغل و بازنشسته با شعارهایی چون “معلم زندانی آزاد باید گردد”، “خط فقر چهار میلیون حقوق ما یک میلیون”، “این همه بی عدالتی، هرگز ندیده ملتی”، “معیشت منزلت سلامت حق مسلم ماست”، “ظلم و ستم کافیه سفره ما خالیه”، به ظلم و ستمی که جمهوری اسلامی بر معلمان و بازنشستگان روا ساخته، اعتراض کردند.

معلمان در این روز پلاکاردها و دست‌نوشته‌هایی در ارتباط با خواست‌های خود از جمله آموزش رایگان و با کیفیت برای تمامی دانش‌آموزان، توقف سیاست پولی‌سازی آموزش، افزایش حقوق معلمان و بازنشستگان، بیمه درمانی کارآمد و جامع و آزادی تشکل‌های مستقل معلمان با خود به همراه آورده بودند. خواست‌هایی که در تمام این سال‌ها از سوی جمهوری اسلامی بی‌پاسخ مانده است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان که فراخوان این تجمع را داده بود در فراخوان خود راه تحقق بخش عمده‌ای از این خواست‌ها را در اختصاص بودجه عادلانه به آموزش و پرورش اعلام کرده بود. شورای هماهنگی بر این مساله، در قطعنامه‌ای که به این مناسبت صادر و در تجمعات این روز خوانده شد، بار دیگر تاکید نمود.

معلمان آگاه و مبارز!

واقعیت این است که جمهوری اسلامی حکومت سرمایه‌داران است و از این رو همه‌ی سیاست‌های حکومت در خدمت سرمایه‌داران و حفظ نظام حاکم قرار دارد.

در تمام این سال‌ها بخش بزرگی از بودجه دولت به جای آن که صرف آموزش و پرورش، سلامت و بهداشت مردم شود به نیروهای نظامی، امنیتی و دستگاه مفت‌خور روحانیت اختصاص داده شده و می‌شود . وضعیت کنونی آموزش و پرورش که به‌ویژه در کابینه‌ی روحانی پای سرمایه‌داران هر چه بیشتر به آن باز شده ، به جای آموزش کودکان به محلی برای چپاول دسترنج کارگران و زحمتکشان تبدیل گردیده است.

در نتیجه‌ی همین سیاست‌ها و فاصله‌ی غیرقابل تصور طبقاتی است که میلیون‌ها تن از فرزندان کارگران و زحمتکشان از تحصیل در مدارس و یا دانشگاه محروم شده و در چرخه‌ی فقر و سیه‌روزی گرفتار شده‌اند.

معلمان آگاه و مبارز!

تحقق بودجه عادلانه برای آموزش و پرورش، رهایی از فقر، تحقق واقعی تحصیل رایگان، در گرو اتحاد و تداوم مبارزه است. با اتحاد، با گسترش مبارزه، با کشاندن هر چه بیشتر توده معلم و بازنشسته به اعتراضات، با حمایت و همدلی عملی دانش‌آموزان و والدین‌شان که غالبا از میان کارگران و زحمتکشان هستند، می‌توانید گام‌های مهمی به پیش و برای تحقق شعارها و خواست‌های‌تان بردارید.

سازمان فدائیان (اقلیت) ضمن حمایت از خواست‌ها و مبارزات معلمان، خواستار آزادی فوری و بی‌قید و شرط معلمان و کارگران زندانی و بازگشت آن‌ها بر سر کار می‌باشد.

سازمان فدائیان (اقلیت) خواستار جدایی دین از آموزش، تحصیل رایگان در تمامی سطوح تحصیلی، برخورداری همگانی از تامین اجتماعی از گهواره تا آخرین لحظه‌ی حیات و حقوق بالاتر از خط فقر برای معلمان و بازنشستگان است به نحوی که هیچ معلمی به کار دوم روی نیاورد و بتواند با حقوق معلمی با خانواده‌ی خود در آسایش و رفاه زندگی کند .

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

زنده‌باد آزادی – زنده‌باد سوسیالیسم

نابود باد نظام سرمایه‌داری

سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۳ مهرماه ۱۳۹۶

کار – نان – آزادی – حکومت شورایی

متن کامل در فرمت پی دی اف

 

 

 

 

 

 

 

 

رضا شهابی را آزاد کنید جمهوری اسلامی قاتل محمد جراحی است

صبح امروز سیزده مهرماه محمد جراحی کارگر مبارز و پیشرو در اثر ابتلا به سرطان تیروئید در بیمارستان تجریش تهران درگذشت. وی که توسط مقامات جمهوری اسلامی چندین بار دستگیر و زندانی شده بود، برای آخرین بار در سال ۹۰ همراه با رفیق و همسنگر خود کارگر مبارز شاهرخ زمانی دستگیر شد و تا سال ۹۵ در زندان مرکزی تبریز بدون حتا یک روز مرخصی بسر برد.

او در سال‌های زندان به بیماری سرطان مبتلا شد. پس از عمل جراحی در بیمارستان تبریز، مقامات جمهوری اسلامی با مرخصی درمانی وی موافقت نکرده و پس از عمل او را به زندان بازگرداندند که همین مساله موجب تشدید بیماری وی شد.

وی که عضو سندیکای نقاشان بود، در سال‌های زندان در نامه‌ای خطاب به سندیکای نقاشان ساختمانی در رابطه با بیماری خود نوشته بود: “در طول این مدت به دلیل شرایط سنی (۵۵ سال) و وضعیت نامناسب زندان تبریز از نظر تغذیه و بهداشت به بیماری‌هایی اعم از سرطان تیروئید، دیابت و چربی خون دچار شده‌ام. ولی متأسفانه تا به حال اقدامات مناسبی از طرف مسئولین زندان در راستای درمان بیماری‌هایم انجام نگرفته است. شایان ذکر است بنده به‌خاطر ابتلاء به بیماری سرطان تیروئید یکبار مورد عمل جراحی قرار گرفته‌ام و طبق نظر پزشکان متخصص مراحل درمانی باید در بیرون از زندان پیگیری شود. از این‌رو اینجانب با تکمیل پرونده پزشکی خود و ارسال آن به پزشکی قانونی جهت صدور نظر کارشناسی مبنی بر عدم تحمل حبس اقدام کرده بودم و اکنون با گذشت ۵ ماه از طرف مسئولین امر پاسخی دریافت نکرده‌ام.

باید عنوان کنم اینجانب در طی ۲ سال گذشته از مرخصی بهره نبرده‌ام و حتی پس از عمل جراحی تیروئید و علیرغم نظر پزشکان مبنی بر استراحت کامل، مسئولین زندان از اعطای مرخصی استعلاجی به بنده خودداری و بلافاصله پس از عمل جراحی به زندان منتقل شده‌ام”. محمد جراحی در ۱۹ مرداد ۹۵ از زندان آزاد شد و کمتر از ۱۴ ماه بعد درگذشت. جمهوری اسلامی قاتل محمد جراحی است همان‌طور که قاتل رفیق و همسنگر او شاهرخ زمانی است.

شاهرخ زمانی کارگر مبارز و هم‌پرونده محمد جراحی بود که حتا در زندان‌های قرون وسطایی جمهوری اسلامی نیز دست از مبارزه نکشید و در شهریور ۹۴ در زندان گوهردشت جان باخت.

هم اکنون رضا شهابی کارگر مبارز شرکت واحد تهران در وضعیت بسیار وخیم جسمی بسر می‌برد. وی هفته گذشته و در پی وعده‌ی مقامات دولتی بعد از ۵۰ روز به طور مشروط به اعتصاب غذای خود خاتمه داد. اما از آن زمان تاکنون حتا به وضعیت جسمی او نیز رسیدگی نشده و این در حالی‌ست که بعد از ۵۰ روز اعتصاب غذا او نیاز به مراقبت‌های فوری پزشکی بیرون از زندان دارد.

جان رضا شهابی در زندان‌های جمهوری اسلامی در خطر است.

سازمان فدائیان (اقلیت) خواستار آزادی فوری و بی‌قید و شرط رضا شهابی و دیگر کارگران و معلمان دربند و تمامی زندانیان سیاسی است.

سازمان فدائیان (اقلیت) جمهوری اسلامی را مسوول هر اتفاقی می‌داند که جان و سلامتی رضا شهابی را به خطر اندازد.

سازمان فدائیان (اقلیت) از همه‌ی انسان‌های آگاه می‌خواهد تا از رضا شهابی و خواست آزادی بی‌قید و شرط او حمایت کرده و بر تلاش‌های خود برای آزادی او بیافزایند.

 

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

زنده‌باد آزادی – زنده‌باد سوسیالیسم

نابود باد نظام سرمایه‌داری

سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۳ مهرماه ۱۳۹۶

کار – نان – آزادی – حکومت شورایی

متن کامل در فرمت پی دی اف

 

برای آزادی فوری و بی قید و شرط رضا شهابی و دیگر کارگران زندانی و زندانیان اعتصابی بپا خیزیم!

فراخوان!

کارگران و زحمتکشان! نیروهای انقلابی! انسان‌های آزاده و مترقی!

رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی، نه تنها با قوانین ضد کارگری خود، به طور مداوم به نفع سرمایه داران، به استثمار شدید کارگران در ایران جنبه‌ی قانونی می دهد، بلکه با نیروهای امنیتی و پلیس به کارگران وحشیانه حمله کرده و آنان را ضرب و شتم و دستگیر می‌کند. قوه‌ی قضائیه‌ی جمهوری اسلامی این سرکوب سیستماتیک را تکمیل کرده و برای کارگران، مجازات‌های نقدی، حبس و شلاق تعیین می‌کند. خشونت این رژیم جنایتکار حتی در حالی که کارگرانی مانند رضا شهابی، عضو هیات مدیره‌ی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، به بند کشیده می‌شود، نیز پایان نمی‌یابد و در زندان انواع و اقسام شکنجه‌های روانی و جسمی که عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان بیمار از جمله این شکنجه‌ها می‌باشد، ادامه می‌یابد.

رضا شهابی که تنها به جرم دفاع از خواسته‌ها و مطالبات خود و دیگر همکارانش به بند کشیده شده است، نه تنها پس از پایان محکومیت خود آزاد نگردید، بلکه دادستانی، یک سال و پنج ماه دیگر نیز به حکم او افزود. وی به همین دلیل به مدت ۵۰  روز اقدام به  اعتصاب غذا کرد. در حالی که اعتصاب غذای وی اکنون  به طور مشروط پایان یافته، اما با توجه به عدم رسیدگی پزشکی در زندان، وضعیت جسمانی‌اش به طور بحرانی و خطرناکی وخیم‌تر شده است.

رضا شهابی، اولین کارگر زندانی در ایران نیست و تحت حکومت رژیم جمهوری اسلامی آخرین نیز نخواهد بود. چرا که کارگری که حتی دستمزد زحمت طاقت‌فرسای خود را نمی‌گیرد یا با تاخیر می‌گیرد، کارگری که ناچار است به قراردادهای سفید امضا تن دهد، امنیت شغلی ندارد و به دلیل عدم وجود ایمنی در محل کار، هر لحظه در معرض معلولیت یا مرگ قرار می‌گیرد، کارگری که حق ندارد تشکل‌های مستقل خود را تشکیل دهد، چاره‌ای جز اعتراض و مبارزه ندارد.

برای حمایت از مبارزات کارگران ایران  به پا خیزیم و آنچه در توان داریم به کار بندیم تا صدای اعتراض آنان در جهان بپیچد و حساسیت افکار عمومی را برانگیزد.

از این روی، کمیته‌ی خارج سازمان فدائیان (اقلیت) برای برگزاری اکسیون‌های اعتراضی و جمع‌آوری امضا فراخوان می‌دهد. شعار اصلی این اکسیون‌ها، آزادی فوری و بی قید و شرط رضا شهابی و دیگر کارگران زندانی و هدف اصلی آن اطلاع‌رسانی و جلب حمایت کارگران و زحمتکشان، نیروهای انقلابی و انسان‌های آزاده در سراسر جهان می‌باشد.

زنده باد همبستگی جهانی کارگران و زحمتکشان!

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی!  برقرار باد حکومت شورایی!

زنده باد سوسیالیسم!

کمیته خارج سازمان فدائیان (اقلیت)

۴ اکتبر ٢٠١٧