
پیام کنفرانس شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
به زنان مبارز و فعالان چپ و سوسیالیست جنبش زنان
زنان مبارز!
جامعه ایران در شرایط متحولی است. صحنه سیاسی جامعه شاهد اعتراضات و مبارزات گسترده و جانفشانی مردم برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی در اشکال گوناگون است و رژیم اعدام و کشتار همه ابزارهای سرکوب و قتلعام را برای خاموش کردن مبارزات مردم جان بهلب رسیده بکار گرفته است. همسو با این شرایط اپوزیسیون راست و بهویژه جناح فاشیستی و سلطنتطلب آن با تلاش امپریالیستها، رسانهها و مزدوران گوناگون سرمایهداری در اشکال مختلف تلاش گستردهای را برای تثبیت تکرار ضدانقلاب دیگری بر جامعه دنبال میکنند. این شرایط حساس، نیازمند هوشیاری حضور آگاهانه در عرصههای مختلف اعتراضات مردمی است.
تلاشهای گرانقدر شما طی دههای گذشته علیه آپارتاید جنسی و جنسیتی و تبعیض ساختاری در رژیم زنستیز جمهوری اسلامی، در عرصههای گوناگون ـ از جمله کنترل بر بدن زنان، قوانین و سنتهای فرهنگی و دینی پدر/مردسالار، نابرابری در مزد و اشتغال، اشکال مختلف خشونت علیه زنان، محدودیتها در تحصیل و سیاستهای ارتجاعی بازگرداندن زنان به خانهداری و فرزند آوری ـ ادامه داشته و در زمینههای مختلف، رژیم اسلامی را وادار به عقبنشینی کرده است.
مقابله با حجاب اجباری همواره جایگاهی مهم در پویش مبارزاتی زنان داشته که در خیزش انقلابی ۱۴۰۱ با شعار” زن، زندگی، آزادی” به اوج رسید. در این جنبش سراسری، حضور گسترده و مبارزه جسورانه دختران جوان در خیابانهای اغلب شهرها، در محیط کار و تحصیل و دیگر عرصههای اجتماعی، ارکان رژیم اسلامی را به لرزه درآورد و فضای سیاسی جامعه را بهشدت تحت تأثیر حضور گسترده و مبارزهجویانه زنان قرارداد. در این مبارزه پرتپش، بسیاری از زنان و دختران جوان جسور و مبارز بهدست رژیم جان باختند یا به زندان افتاده و محکوم شدند. اگرچه در شرایط کنونی، بر اثر سرکوب وحشیانه رژیم و عوامل دیگر، از تحرک جنبش انقلابی کاسته شده است، اما نباید فراموش کرد که یکی از دستاوردهای مهم این جنبش، تغییر در فضای جامعه و حضور زنان بدون حجاب در خیابانهای شهرها و عرصه عمومی است. توجه به این نکته از آنرو اهمیت دارد که رژیم اسلامی همواره حجاب اجباری را یکی از ارکان هویتی خود تلقی کرده و طی ماههای گذشته نیز، علیرغم تهدیدها و مصوبههای گوناگون برای کنترل بیحجابی، نتوانسته شرایط را بهپیش از برآمد این جنبش بازگرداند.
زنان مبارز!
چالشهای شما علیه سامانه سلطه و ستم پدر/مردسالار و رژیم آپارتاید ضد زن اسلامی، در صورتی تحقق مییابد که متشکل شده و با جنبش طبقاتی کارگران و دیگر جنبشهای اجتماعی علیه ستم، سلطه و استثمار همگرا شود.
فعالان چپ و سوسیالیست جنبش زنان!
شما زنان چپ و پیشرو اگر چه در همه جنبشهای اجتماعی نقش برجستهای داشتهاید و از همان روزهای آغاز شکلگیری جمهوری اسلامی، علیه حجاب اجباری تظاهرات و اعتراضات پرشکوهی را سازمان دادید؛ بسیاری از شما بهدلیل فعالیتهای سیاسی شکنجه و زندانی شدید و شمار زیادی از همرزمان شما اعدام شدند یا ناچار به تبعید گشتند. در تبعید همراه با رشد تشکلهای زنان مبارزات شما در عرصههای گوناگون تداوم یافت. از درون جامعه نیز زمینههای پویش جنبش زنان علیه سلطه پدر/مردسالاری و مبارزه با آپارتاید جنسی و جنسیتی را فراهم آوردید و سالهای گذشته، ضمن تداوم مبارزه با رژیم ضد زن، گرایشهای انحرافی درون جنبش زنان ـ از جمله «فمینیسم اسلامی» و گرایشهای مختلف «اصلاحطلبی» ـ را نقد کرده و پشت سر گذاشتید.
شما که در عرصههای مختلف سیاسی، حقوقی، اجتماعی، فرهنگی و هنری، گفتمان رهایی زنان را گسترش دادید و در ساماندهی و پویش مطالبات زنان نقشآفرین بودید و در سالهای اخیر نیز برای تحرک مطالبات کوئیرها علیه سلطه جنسی و جنسیتی در فضای سیاسی تلاش کردهاید، درودهای گرم و صمیمانه ما را بپذیرید.
در این شرایط متحول سیاسی حضور گسترده و آگاهانه و هوشمندانه شما در تحولات سیاسی کنونی، همگرایی گرایشهای چپ و پیشرو در جنبش زنان برای سازمانیابی تشکلهای مستقل و تودهای زنان، بر محور خواستههای عمومی و نیز مطالبات اجتماعی برای رفاه و آزادی زنان کارگر و خانهدار که زمینه رهایی زنان از کار خانگی را فراهم میکند ـضرورتی انکارناپذیر است که میتواند به تحرک جنبش زنان بینجامد و زمینه رشد و بالندگی این جنبش و حضور در فضای سیاسی را هموار سازد.
بهموازات آن، همگرایی با دیگر جنبشهای اجتماعی، -بهویژه جنبش طبقاتی کارگران- علیه هرگونه سلطه، ستم و استثمار و بر محور برابری و آزادی، پویشی است که از یکسو میتواند طیف اپوزیسیون راست ـ که نابرابری و استثمار، محور مشترک همه گرایشهای درونی آن است ـ را به عقب براند و از سوی دیگر، مسیر مبارزه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و ایجاد حاکمیت شورایی را هموار کند.
شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
ژانویه ۲۰۲۶ / دیماه ۱۴۰۴

در یک دوران انقلابی، تحولات بهسرعت رخ میدهند و از هر جرقه کوچک نیز میتواند حریقی بزرگ برپا گردد. جرقه موج تظاهرات تودهای اخیر از اعتراض بازاریان زده شد، اما پی آمد آن شکلگیری جنبشهای تودهای متشکل از تودههای زحمتکش و فقیر، جوانان، دانشجویان و زنان در تعداد زیادی از شهرهای ایران بود. این جنبشهای تودهای از شهرهای کوچک و مناطق فقیرتر که مردم زیر فشار بار بحران اقتصادی و گرانی روزافزون جانشان به لب رسیده است، آغاز شد و تا روز دوازدهم که صدها هزار تن به تظاهرات خیابانی روی آوردند، به تعدادی از شهرهای بزرگ نیز بسط یافت. تودههای مردم در جریان این مبارزات با شعار مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر جمهوری اسلامی، آزادی، آزادی، قهرمانانه با نیروهای مسلح رژیم که به مقابله با مردم گسیلشده بودند، جنگیدند، به برخی از مراکز سرکوب و تحمیق یورش بردند و آنها را به آتش کشیدند.
امواج توفنده جنبش سیاسی تودههای زحمتکش مردم ایران برای سرنگونی نظم موجود، سراسر کشور را فراگرفته است. جنبشی که هفت دی در تهران کلید خورد، به رغم توسل رژیم به قهر و سرکوب و کشتار و بازداشتهای گسترده معترضان، با سرعتی باور نکردنی به بیش از ۱۱۸ شهر و ۳۱ استان تسری یافته و دومین هفته خود را نیز پشت سر گذاشته است. این جنبش عظیم سیاسی صرف نظر از واکنش خشونت آمیز طبقه حاکم، بورژوازی اپوزیسیون و آلترناتیوهای بورژوایی را برای مصادره آن، به تکاپو واداشته است.
ونزوئلا سالها پیش از تحولات ژانویهی ۲۰۲۶ در وضعیت یک بحران چندلایه گیر کرده بود؛ بحرانی که همزمان زندگی روزمره را از هم پاشید، نهادهای سیاسی را فرسود و کشور را به میدان تقاطع منافع قدرتهای بزرگ بدل کرد. آنچه در اوایل ۲۰۲۶ رخ داد، این بحران را از سطح «بنبست داخلی» به سطح یک رخداد تعیینکننده در سیاست جهانی ارتقا داد: ربودن نیکلاس مادورو توسط نیروهای آمریکایی در کاراکاس و انتقال او به ایالات متحده برای محاکمه. این نقطهعطف، هم آرایش نیروهای داخلی را تغییر داد و هم موازنهی بازیگران خارجی را بهطور مستقیم وارد میدان کرد.
از همان روزهای اول موج بزرگ اعتراضات مردم ستمدیده ایران که با سرعتی شگفتآور سراسر کشور را فرا گرفت، تشکلهای موجود در ایران از کارگران تا معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، کانون نویسندگان ایران، وکلا، سینماگران و دیگر گروههای اجتماعی با صدور بیانیههای متعدد از خیزش انقلابی مردم ایران حمایت کرده، و با بیان راهکارهایی، نظرات خود را در رابطه با جنبش اعتراضی و سراسری اخیر اعلام کردند. از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران به عنوان تودهایترین تشکل مستقلِ موجود تا سندیکای شرکت واحد و چندین تشکل مستقل زنان، دانشجویان، بازنشستگان و غیره. همچنین افراد خوشنامی که سالها عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی سپری کرده و یا هم اکنون در زندان هستند همچون رضا شهابی و مسعود فرهیخته، با صدور بیانیه و یا ارسال پیامهایی مواضع و حمایت خود را از اعتراضات برحق مردم ایران اعلام کردند.
۱۴ دیماه ۱۴۰۴، حادثهای دیگر به فهرست بلند مرگهای خاموش معادن ایران اضافه شد. در معدن زغالسنگ خمرود شهرستان زرند، واژگونی یک دستگاه نفربر جان یک کارگر جوان را گرفت و دو کارگر دیگر را راهی بیمارستان کرد. شش نفر از پرسنل معدن شامل مدیر، سرکارگر و چند معدنکار در حال بازدید از تونلهای معدن بودند که هنگام بازگشت به سطح زمین نفربر واژگون شد. علی منصوری، کارگر حدوداً ۳۰ ساله و اهل منطقه دشتخاک زرند، زیر نفربر گرفتار شد و جان خود را از دست داد. دو نفر دیگر مصدوم شدند که یکی پس از درمان سرپایی مرخص شد و دیگری همچنان تحت درمان است. معدن زغالسنگ خمرود در ۳۵ کیلومتری شهر زرند قرار دارد؛ منطقهای که سالهاست نام آن با حادثه، مرگ و فاجعه گره خورده است.