سطحی نگاه کردن به اتفاقات آذربایجان یک اشتباه بزرگ ملی است
این اتفاقات و رویدادها نه خودجوش و نه تصادفی و نه سهوی است بلکه فرایندی است از یک شبکه برنامهریزیشده که از سالهای بسیار بیش که از سوی حاکمیت جمهوری اسلامی و نیروهای امنیتیان جهت تفرقه انداختن بین اتحاد مردم ایران و سرکوب جنبشهای ترقیخواه و همچنین از طرف بعضی کشورهای همسایه تقویت و تغذیه میشوند و از شعارهای تجزیهطلبانه پانترک های آذربایجان که خودشان طراح آن میباشند و توسط عدهای از جوانان روشنفکر آذری که گرفتار بازیهای سیاسی شدهاند مطرح میشود که با حمایت مستقیم و از طرف همسایگان مرزی و بهصورت غیرمستقیم از طرف خود حاکمیت حمایت میشوند تا چند صباحی به عمر حکومت ننگنیشان بیفزایند.
اعتراضات اخیر در کشورمان تنها واکنش به فروپاشی معشیت مردم نیست نشانی عمیق از ۴۶ سال بنبست سیاسی و اجتماعی است. در میان این جنبش اجتماعی که از هفتم دیماه شروع گردیده عدم شرکت مردم آذربایجان نشانه رضایت آنان از وضع موجود و حاکمیت جمهوری اسلامی نبوده و نخواهد بود بلکه چندین پدیده مهم عامل اصلیان میباشد که اگر نادیده گرفته شود مطالبات اقتصادی اجتماعی و سیاسی مردم در جنبش اخیر کنار گذاشته میشود
۱- پدیده پان ترک و نفوذ وزارت اطلاعات در کادرهای رهبری و لیدرهای آن
۲- قومیتگرایی (معقوله ای که ریشه تاریخی در فرهنگ مردم آذربایجان دارد)
۳- حساس بودن منطقه و نقطه صفر مرزی عامل اصلی برای جو امنیتی شدید و ترس از اعتصابات و تظاهرات میلیونی کارگران کارخانجات
۴- مسئله تیم فوتبال تراکتورسازی و نفوذ نیروهای اطلاعاتی بین لیدرهای آن و به انحراف کشیدن شعارهای مترقی خواهانه آنکه هرکدام از این پدیده بهطور جامع قابلبحث و تعمق است در پایان آرزوی پیروزی کارگران و زحمتکشان هستیم
گزارش از اعتصاب بازاریان تبریز
بعد از اعتصاب بازاریان تهران اطاق اصناف تبریز با دستپاچگی تمام اقدام با صدور اطلاعیهای با امضای و مهر اتحادیههای ذیربط خود نهتنها از بازاریان تهران حمایت نکرده بلکه اعتصابکنندگان را معاند (دشمنان جمهوری اسلامی) خطاب کرده وعدم حمایت خود را آشکارا از این اعتصاب اعلام نمود و با اینکه و چهارراهها و میادین شهر پر از نیروهای ضد شورش و ادوات جنگی بوده ولی مردم برای اعتراض و حمایت از اعتراض گنندکان شهرهای دیگر به خیابان میآمدند ولی ترس از بازداشت و گلوله و نبود لیدرهای سیاسی برای هماهنگی لازم فقط در اطراف میادین جمع میشدند و به تماشای پلیس ضد شورش میپرداختند یک روز پس از صدور اطلاعیه اطاق اصناف در نیمههای شب ساختمان اطاق اصناف واقع در خیابان ششگلان توسط یک تیم دو نفره با پرتاب ۹ عدد کوکتل مولوتوف به آتش کشیده شد که ویدئو آن در دنیای مجازی پخش گردیده و بازار همچنان به فعالیت تجاری خود مشغول بوده تا که امروز از ساعت ۱۱ بازار بزرگ سرپوشیده به حمایت از اعتراضات اقدام به تعطیلی مغازه خود نمودند ولی شهر تا گزارش این خبر در سکوت سیاسی به سر میبرد.
تاریخ ۱۴۰۴-۱۰- ۱۷

موج نوین اعتراضات تودهای که این روزها بسیاری از شهرهای ایران را فرا گرفته است، فریاد خشم فرو خفتۀ تودههای زحمتکشی است که اکنون با شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «زنده باد آزادی» در خیابان های ایران شنیده میشود. موج جدید اعتراضات یک هفتۀ گذشته ادامه همان مبارزات خیابانی جوانان و زنان و تودههای ستمدیدهای است که پیش از این در خیزش انقلابی دیماه ۹۶، قیام شکوهمند آبان ۹۸ و جنبش آزادیخواهانه «زن، زندگی، آزادی» تجلی یافت. ادامۀ فوران خشمی شعله ور علیه سرکوب و اختناق، گرانی و بیکاریست، عصیانی در مقابل افزایش ساعت به ساعت تورم، علیه لجام گسیختگی دلار و بالا رفتن هزینه های سرسام آوریست که طی سالیان متمادی بر شانههای زخمی توده های مردم ایران آوار شده است. فریادی برخاسته از اعماق علیه تبعیض و نابرابری، علیه بحران آب، برق، انرژی و در یک کلام خیزش و جنبش و قیامی علیه یک مرگ تدریجیست که جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال بر آنان تحمیل کرده است. برخاستن و قد برکشیدن چندیدن و چند بارۀ مردمی رنجدیده برای گسستن زنجیرهای اسارت و بندگی، برای رهایی از این همه بیداد و ستمگریست، که جنایتکاران جمهوری اسلامی طی سالهای متمادی بر آنان روا داشتهاند. نبردی دلاورانه برای تغییر وضعیت موجود، پیکاری سترک برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی و استقرار حاکمیتی که از آن کارگران و تودههای مردم ایران باشد. حاکمیتی شورایی که رفاه و آسایش را برایشان به ارمغان آورد، آنان را به افتخار و سربلندی برساند، بیکاری را براندازد، نان را به تساوی بر سفرههایشان بنشاند و آزادی را در تمام شئونات سیاسی و اجتماعیشان متحقق و تضمین کند.
بار دیگر فریاد «مرگ بر دیکتاتور» در اعتراضات خیابانی در ایران طنین انداخته است؛ فریادی که نه صرفاً انفجار خشم انباشته، بلکه نشانهی بحرانی عمیق و ساختاری در مناسبات جامعه با قدرت سیاسی حاکم است. بحرانی که ریشههای آن در کلیت نظم مسلط اقتصادی–سیاسی تنیده شده و خود را در قالب بحرانهای مزمن معیشتی، نابرابریهای فزاینده، انسداد سیاسی و فروپاشی افق آینده بازتولید میکند. بحرانهایی که بهسبب ناتوانی و فقدان ارادهی حاکمیت برای پاسخگویی، از سطح نارضایتی اجتماعی عبور کرده و به بحران حاکمیت سیاسی بدل شدهاند.
جهان سرمایهداری فرتوت با تمام فجایع و عواقب هولناکش برای کارگران و تودههای ستمدیده مردم جهان، یک سال دیگر را پشت سر گذاشت و وارد سال ۲۰۲۶ شد. در سالی که گذشت، انفجار تضادهای نظم سرمایهداری و بحرانهای متعدد در عرصههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به اشکال مختلف خود را در مناطق و کشورهای جهان نشان دادند.
در پی کاهش شدید ارزش ریال و بالا رفتن بهای ارزهای خارجی مانند دلار که تا ۱۴۴ هزار تومان افزایش یافت، و همزمانی آن با موج جدیدی از خیزش تودههای جان به لب رسیده که اینبار از اعتصاب و تظاهرات بازاریان و کسبه تهران آغاز گردید و در کف خیابان تودهای شد، فرزین رئیس کل بانک مرکزی جای خود را به همتی داد. فردی که پیشتر دو بار، یک بار در کسوت رئیس کل بانک مرکزی و یک بار در کسوت وزیر اقتصاد دقیقاً به دلیل افزایش شدید تورم و بالا رفتن بهای دلار از کار برکنار شده بود.
سوئیس