واکنش جهان و جهانیان به قتل‌عام دی‌ماه

دی‌ماه ۱۴۰۴ با اعتراض و خیزش توده‌های ستمدیده ایران آغاز شد و با گلوله و کشتار ادامه یافت. خیابان‌ها با خون و پیکرهای در خون خفته فرش شدند و برگ دیگری بر بی‌شمار جنایات هولناک جمهوری اسلامی افزوده گشت. رژیمی که هرگاه خود را در آستانه سقوط می‌یابد، دیوانه‌‌وار جان‌های شیفتهِ زندگی و آزادی را به گلوله بسته و قتل‌عام کرده است. دی‌ماه امسال، تکرار کشتار و قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان خونین ۶۷ بود، جنایتی که طی آن و ظرف چند هفته هزاران تن از فعالین، کادرها، اعضا و هواداران سازمان‌ها و احزاب اپوزیسیون ـ به‌ویژه نیروهای چپ و کمونیست و مجاهد ـ در بی‌خبری جامعه و جهانیان و در خفا قتل‌عام شدند.

این بار موضوع از آن جهت متفاوت است که قتل‌عام نه در زندان، که در خیابان‌ها صورت گرفت: در معابر و میادین شهرها که به صحنه نبرد شجاعانه توده‌های مردم با نیروهای سرکوب و کشتار رژیم جنایتکار تبدیل شدند. با وجود این، ارتکاب چنین جنایت دهشتناکی تنها در خاموشی و بی‌خبری ممکن بود. صحنه‌ها چیده شدند. شاهراه‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی را از کار انداختند. با قطع اینترنت، چنان شرایطی مهیا شد که ظرف چند روز، خون هزاران تن از توده‌های جان‌به‌لب‌رسیده و به‌پا‌خاسته را به فجیع‌ترین شکل ممکن بر زمین بریزند.

اگر خبر کشتار و قتل‌عام تابستان ۶۷ ماه‌ها و حتی سال‌ها بعد به گوش جهان و جهانیان رسید، این بار اما، برغم مسدود بودن کانال‌های ارتباطی، خبر به‌سرعت پخش شد و به گوش جهانیان رسید.

واکنش اولیه افکار عمومی جهان، بهت و شوک بود، اما به‌سرعت به خشم و اعلام انزجار و محکومیت تبدیل شد. در این میان، اتحادیه‌های کارگری، نهادها و تشکل‌های دموکراتیک و مردمی جهان نقش عمده و فعالی در ابراز همبستگی و محکومیت جنایت دهشتناکی که در خیابان‌های ایران در شرف وقوع بود، داشتند.

انجمن قلم ـ سازمان جهانی نویسندگان و مدافعان آزادی بیان‌ـ  در بیانیه‌ای در همبستگی با مردم ایران چنین نوشت: ما با مردم ایران و حق بنیادین آزادی بیان اعلام همبستگی می‌کنیم و سرکوب مرگبار اعتراضات، بازداشت‌ها و استفاده از خشونت علیه معترضان را به‌شدت محکوم می‌کنیم. انجمن قلم قطع اینترنت و جلوگیری از دسترسی به اطلاعات را شدیداً محکوم کرد و خواهان پایان دادن به آن شد.

کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری جهان (آی‌تی‌یو‌سی) که بزرگ‌ترین کنفدراسیون کارگری جهان است و ۱۹۱ میلیون عضو در ۱۶۳ کشور جهان دارد، با انتشار اعلامیه‌ای، سرکوب فعالان کارگری در ایران را محکوم کرد و خواستار پایان دادن به خشونت و همچنین آزادی بازداشت‌شدگان شد.

فدراسیون جهانی معلمان و کارکنان آموزشی که ۴۳ میلیون عضو در ۱۸۹ کشور جهان دارد، سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات در ایران و تهدید امنیت دانش‌آموزان و معلمان را شدیداً محکوم کرد. این فدراسیون همچنین بر حق تجمع و آزادی بیان تأکید نمود و خواستار حفاظت از مراکز آموزشی و همچنین آزادی فعالان صنفی شد و از مجامع بین‌المللی خواست تا با فشار به جمهوری اسلامی، خشونت را پایان دهند.

اتحادیه بین‌المللی «آی‌یو‌اِف» که شامل شبکه‌های اتحادیه‌های کشاورزی، صنایع غذایی و خدمات است، با انتشار بیانیه‌ای خواستار توقف سرکوب و ایضاً آزادی فعالان بازداشت‌شده و رعایت استانداردهای بین‌المللی شد.

اتحادیه کارگری «اِف‌اِن‌اِف» هلند نیز با انتشار بیانیه‌ای، همبستگی خود را با کارگران، فعالان کارگری و جنبش‌های اجتماعی در ایران اعلام کرد و نوشت: از اواخر سال ۲۰۲۵، اعتراضات و اعتصابات در سراسر ایران در واکنش به تعمیق بحران اقتصادی و اجتماعی افزایش یافته و فروپاشی اقتصادی، میلیون‌ها نفر را به ورطه فقر سوق داده است. این اتحادیه گفته است احکام زندان، شکنجه و حتی اعدام مصداق نقض مقاوله‌نامه‌های سازمان بین‌المللی کارند.

کنفدراسیون عمومی کار فرانسه (ث‌ژ‌ت) با انتشار قطعنامه‌ای، همبستگی کامل و بی‌قیدوشرط خود را با مردم مبارز ایران اعلام کرد و نوشت: این قطعنامه با تأکید بر خیزش‌های توده‌ای سال‌های اخیر، نقش محوری طبقه کارگر، جنبش انقلابی زن ـ زندگی ـ آزادی و نیز سرکوب‌های خونین معترضان، بازداشت‌های گسترده و اعدام‌ها، حمایت قاطع خود را از مبارزات مردم ایران ابراز می‌دارد. در بخش دیگری از این قطعنامه آمده است: این سندیکا هرگونه بدیل سیاسی جعلی، مداخله خارجی و تلاش برای بازتولید رژیم‌های گذشته ـ‌از جمله بازگشت سلطنت‌ـ را قاطعانه رد می‌کند و تأکید دارد که آینده ایران تنها باید از دل مبارزات مستقل، خودسازمان‌یافته و آگاهانه مردم ایران رقم بخورد. ما از مطالبات بنیادین نظیر پایان کامل رژیم استبدادی و سرکوبگر، آزادی تشکل‌یابی، اعتصاب، برابری کامل و بی‌قیدوشرط میان زنان و مردان و لغو همه اشکال ستم جنسیتی، دسترسی همگانی، برابر و بدون تبعیض به نیازهای اساسی زندگی حمایت می‌کنیم. و در پایان نیز تأکید شده است که پیروزی مردم ایران نیازمند همبستگی فعال بین‌المللی است و مسئولیت نیروهای مترقی و اتحادیه‌ها در سراسر جهان، حمایت از مبارزات واقعی کارگران و مردم ایران است.

اتحادیه‌ها و سندیکاهای فرانسوی اما به انتشار اعلامیه و اعلام موضع بسنده نکردند و فراخوان مشترکی برای شرکت در تظاهراتی در حمایت از مردم ایران دادند. در این فراخوان مشترک، سازمان‌های سندیکایی فرانسه متشکل از کنفدراسیون دموکراتیک فرانسوی کار، کنفدراسیون عمومی کار، کنفدراسیون متحده سندیکایی، اتحاد سندیکایی همبستگی (سولیدر) و اتحاد ملی سندیکاهای مستقل اعلام کردند در حمایت از مبارزات توده‌های مردم ایران و کارگران ایران در تجمع اعتراضی روز شنبه ۱۷ ژانویه در پاریس شرکت خواهند کرد. چنین نیز کردند. روز شنبه، خیابان‌های پاریس شاهد یکی از تجمعات گسترده در حمایت از مبارزات و مطالبات توده‌های مردم ایران بود.

برخلاف افکار عمومی جهان که مواضعشان بر پایه همبستگی و دوستی بدون مرز استوار است، اما اعلام موضع دولت‌ها درباره کشتار جنایت معمولاً سمبلیک و در اصل بر اساس منافع اقتصادی و سیاسی‌شان صورت می‌گیرد. از آنجا که ابعاد خشونت و قساوت جمهوری اسلامی علیه توده‌های به‌پا‌خاسته بی‌سابقه و گسترده بود، بسیاری از کشورها چاره‌ای جز محکومیت نداشتند. در این میان البته کشورهایی نظیر چین، روسیه و حوزه خلیج از این امر مستثنا بودند که حتی کلامی نیز در محکومیت این کشتار سبعانه و گسترده بر زبان نیاوردند.

ایالات متحده عجالتاً تحریم‌هایی علیه تنی چند از عوامل سرکوب اعمال کرده است. اقدامات بعدی این کشور ـ هرچه که باشد ـ برآمده از محاسباتی است که موجب تقویت نقش و جایگاه این کشور در جهان چندقطبی گردد. وگرنه حتی دریایی از خون‌های ریخته‌شده معترضینی که وعده «کمک» ترامپ را شنیدند نیز تأثیری در سیاست‌های امپریالیسم آمریکا ندارد. اگر سابق بر این جناح‌هایی از بورژوازی آمریکا برای حفظ ظاهر، وعده حقوق بشر می‌دادند، اما جناح نئوفاشیست بورژوازی به‌صراحت از منافع اقتصادی و سلطه بر نفت و گاز و ذخایر جهان می‌گوید.

برای چین، گسترش و تقویت سلطه اقتصادی در جهان چنان ارجح است که از مداخله و اعلام موضع سیاسی درباره جنگ‌ها و کشتارها در جهان خودداری می‌کند. در مورد ایران ـ که همکاری‌های گسترده اقتصادی و استراتژیک با چین دارد ـ نیز سیاست چین همین بود. این کشور هیچ واکنشی علیه سرکوب و کشتار خونین هزاران تن از توده‌های مردم ایران نشان نداد. تنها پس از گذشت چند روز سکوت، وزارت خارجه این کشور اعلام کرد که حاضر است به‌عنوان «میانجی» و از طریق دیپلماسی ایفای نقش کند.

روسیه نیز پس از روزها سکوت، در نشست شورای امنیت سازمان ملل عملاً به حمایت از جمهوری اسلامی برخاست.

اتحادیه اروپا گرچه در بیانیه‌ای خشونت و سرکوب و کشتار معترضان و قطع اینترنت را محکوم کرد و خواهان آزادی بازداشت‌شدگان شد، وعده داد «در صورت ادامه سرکوب، تحریم‌های بیشتری علیه ایران اعمال خواهد کرد». گویی ابعاد فاجعه و کشتار وحشیانه در دی‌ماه سال جاری هنوز کاسه صبر این قطب درمانده امپریالیستی را لبریز نکرده است.

بی‌جهت نیست که همواره بین موضع دولت‌ها و افکار عمومی جهان و مردم آزادی‌خواه فرسنگ‌ها فاصله است. مبنای موضع‌گیری گروه اول بر پایه منافع اقتصادی، حمایت مشروط جهت تضمین چپاول و غارت است و مبنای موضع‌گیری گروه دوم بر همدلی و همبستگی بدون مرز و بی‌قیدوشرط است.

 

متن کامل نشریه کار شماره ۱۱۵۴ در فرمت پی دی اف:

گزارشی از آکسیون نیروهای چپ و کمونیست در لاهه

روز یکشنبه ۱۸ ژانویه برابر با ۲۸ دی‌ماه از ساعت ۲ تا ۴ بعدازظهر به دعوت کمیته هماهنگی نیروهای چپ و کمونیست متشکل از فعالین سازمان فدائیان (اقلیت)، حزب کمونیست ایران – هلند و بخشی از نیروهای چپ انقلابی و کمونیست – هلند در شهر لاهه تجمعی با شعار زنده باد انقلاب – مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر و نان، کار، آزادی – اداره شورایی در محکومیت کشتار وحشیانه مردم توسط رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی و حمایت از مردم قهرمان و مبارز ایران برگزار گردید. این تجمع که حدود ۷۰ نفر از نیروهای چپ و کمونیست حضور داشتند با پخش سرود انترناسیونال و سردادن شعارها آغاز گردید. در ادامه یکی از شرکت‌کنندگان به زبان فارسی و یکی دیگر به زبان هلندی سخنانی در رابطه با علت برگزاری این تجمع ایراد کردند. زندانی سیاسی آزاد باید گردد، مرگ بر دیکتاتور، زن – زندگی – آزادی از دیگر شعارهای این مراسم بود.

در نیمه‌های برگزاری مراسم چند سلطنت طلب به منظور تحریک جمعیت و ایجاد درگیری حضور پیدا کردند که منجر به درگیری محدودی بین آن‌ها و شرکت‌کنندگان در مراسم گردید که در ادامه با حضور پلیس درگیری پایان یافت. مراسم با پخش سرود انترناسیونال پایان یافت

 

فعالین سازمان فدائیان (اقلیت)

۲۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ برابر با ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶

برگزاری اکسیون در ونکوور- کانادا

کارزار دفاع از مبارزات مردم ایران در ونکوور کانادا روز شنبه ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶ یک اکسیون اعتراضی در مرکز شهر ونکوور برگزار نمودند. این اکسیون در دفاع از مبارزات زحمتکشان ایران علیه نظام آدمکش و فاشیست حاکم و همچنین در اعتراض به کشتار و قتل‌عام وسیع مردم بی‌دفاع توسط گله‌های سرکوبگر جمهوری اسلامی که با شلیک مستقیم در کوچه‌پس‌کوچه‌ها و خیابان‌های سراسر ایران به خاک افتادند، برگزارشده بود. در این گردهمائی چند تن از اعضای کارزار و نیز تعدادی از فعالین چپ شهر به سخنرانی پرداختند.

فعالین سازمان در ونکوور همانند سابق در این اکسیون حضور فعال داشتند.

سرنگون باد جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی-زنده باد سوسیالیسم

برقرار باد حکومت شورابی

فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) ونکوور- کانادا

۱۸ ژانویه ۲۰۲۶

گزارش برگزاری اکسیون اعتراضی در استکهلم سوئد

روز گذشته ۱۷ ژانویه برابر با ۲۷ دی در شهر استکهلم مرکز سوئد هم نیروهای چپ و کمونیست و آزادیخواه در محکومیت کشتار هولناک معترضان و بازداشت‌های گسترده در شهرهای مختلف ایران توسط حاکمیت جنایتکار جمهوری اسلامی دست به تجمع و اعتراض زدند. در این تجمع اعتراضی شرکت‌کنندگان با شعارهای ضد حکومتی و پخش سرودهای انقلابی با خانواده‌های جان فشاندگان اعتراضات اخیر ابراز همدردی و همبستگی کردند و با تأکید بر آزادی تمامی زندانیان سیاسی، تلاش رسانه‌های امپریالیستی برای مصادره جنبش به نفع یک جریان ارتجاعی و سلطنت‌طلبان را محکوم کردند. شرکت‌کنندگان در این تجمع خواستار آن بودند که مردم در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی اتکا به اتحاد و سازمان‌یافتگی خود داشته باشند و راه را بر مداخله نظامی و سیاسی کشورهای امپریالیستی و سلطه‌جو ببندند. اعضا و هواداران سازمان فدائیان اقلیت نیز در این اکسیون اعتراضی شرکت داشتند. سرانجام پیروزی از آن توده‌های مردم ایران است

فعالین سازمان فدائیان اقلیت در سوئد

گزارش کوتاه از تظاهرات در شهر هامبورگ آلمان

روز شنبه ۱۷ ژانویه به فراخوان سازمان‌های چپ ترکیه مانند اتیف، اکیف و حزب مارکسیست لنینیست کمونیست، تظاهراتی در شهر هامبورگ آلمان برای همبستگی با مردم کردستان در روژاوا (کردستان شرقی در سوریه) و همچنین حمایت از مبارزات قهرمانانه مردم ایران در سه هفته اخیر برگزار شد.

شرکت‌کنندگان تظاهرات با خواندن بیانیه کشتار مردم کردستان در روژاوا توسط جهادی ست‌های سوریه و دولت ترکیه و کشتار مردم ایران توسط رژیم آدمکش جمهوری اسلامی را محکوم کرده و از مبارزات مردم برای سرنگونی دولت‌های فاشیستی ایران، ترکیه و سوریه اعلام پشتیبانی کردند.

شورای فعالین سوسیالیست و آزادیخواه هامبورگ و فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) در هامبورگ در این اکسیون شرکتی فعال داشتند.

زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم

یکپارچه و هماهنگ در برابر تهاجمات فاشیستی طرفداران و اوباشان سلطنت در خارج کشور بایستیم!

بیش از دو هفته است که جمهوری اسلامی با استفاده از ماشین سرکوب خود آزادیخواهان، انسان‌های برابری‌طلب و معترضی را که علیه فقر و فلاکت و ستم و استثمار بپا خاسته‌اند، به وحشیانه‌ترین شکلی کشتار می‌کند. هم‌زمان با آغاز مبارزه بی امان اقشار مختلف جامعه، جریانات چپ و کمونیست و آزادی‌خواه در خارج کشور نیز با برگزاری اکسیون‌ها و تظاهرات، به حمایت از مبارزات زحمتکشان ایران بپا خاسته و فعالانه برای روشنگری دربارهٔ تحولات ایران، آگاهی افکار عمومی خارج کشور و نیز کسب حمایت آنان در دفاع از مبارزات زحمتکشان ایران، تلاش کردند.

در چنین شرایط حساسی، طرفداران و مدافعین سلطنت در خارج از کشور که هدفی جز بازگشت به نظام پادشاهی را ندارند که در سال ۵۷ توسط مردم به گور سپرده شده است، به‌شکل سراسری و همه جانبه تلاش وسیعی را در دستور کار خود قرار دادند، تا با توسل به شیوه‌های فاشیستی و حملات فیزیکی توام با الفاظ توهین‌آمیز و رکیک که خاص فرهنگ منحط سلطنت‌طلبی است؛ تجمعات و آکسیون‌های نیروهای چپ و کمونیست را بر هم زده و یا آن را به انحراف بکشانند. صدای کسانی را که در تمام سال‌های حکومت اسلامی پژواک خواست‌های برحق کارگران و زحمتکشان ایران بوده‌اند، صدای کسانی را که در مبارزه با حکومت فاشیستی جمهوری اسلامی هزینه‌های بسیاری پرداخته‌اند.

آن‌چه مسلم است اوباشان طرفدار سلطنت با اتخاد شیوه‌های فاشیستی در خارج کشور، در واقع اجرای سیاست سرکوبگرانه رژیم را در خارج کشور برعهده گرفته و آن را نمایندگی می‌کنند.

 

نیروهای آگاه و مترقی خارج کشور!

حملات طرفداران رضا پهلوی به تجمعات نیروهای انقلابی و دیگر مخالفین جمهوری اسلامی به‌شکلی سازمان‌یافته، دامنه‌دارتر و تشدید شده است.

کمیته خارج کشور سازمان بر آن است که سازماندهی و تلاش هماهنگ و یکپارچه برای برگزاری تظاهرات و آکسیون‌های همزمان و متشکل، یکی از تاکتیک‌های مهم انقلابیون چپ و کمونیست در مقابله با تهاجم فاشیستی سلطنت طلبان در خارج کشور می‌باشد. طرفداران فاشیست رضا پهلوی در واقع همان سیاستی را پیش می‌برند که جمهوری اسلامی سالیان سال است علیه انقلابیون و مخالفین خود در خارج کشور انجام داده است. با سازماندهی و هماهنگی، می‌توانیم تلاش فاشیست‌های سلطنت‌طلب و عواملین جمهوری اسلامی در درون آنان را، قدرتمندانه به شکست بکشانیم!

 

سرنگون باد جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم

برقرار باد حکومت شورایی

کمیته خارج کشور سازمان فدائیان (اقلیت)

۱۶ ژانویه ۲۰۲۶

سند شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست منشور سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و حاکمیت شورایی در ایران

سند شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

منشور سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و حاکمیت شورایی در ایران

 

ژانویه ۲۰۲۶ – دی‌ماه ۱۴۰۴

موج تازه خیزش سراسری که از هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴ و در پی سقوط ارزش پول داخلی و افزایش سرسام‌آور قیمت کالاهای مورد نیاز روزانه مردم آغاز شد، به‌سرعت به دانشگاه‌ها و ده‌ها شهر ایران گسترش پیدا کرد. مردم به پا خاسته همه‌جا و در کف خیابان با شعار مرگ بر دیکتاتور کل رژیم جمهوری اسلامی را هدف گرفتند. سران و فرماندهان حکومت اسلامی که از گسترش آتش خشم و اعتراض توده‌های مردم هراسناک بودند، از همان لحظات و روزهای اول با حربه سرکوب خونین وارد عمل شدند و در روزهای دوازدهم و سیزدهم اعتراضات با دستاویز قرار دادن فراخوان‌های رضا پهلوی و فرمان‌های ترامپ، قساوت و وحشیگری را به اوج رسانده و ابعاد هولناکی به جنایات خود بخشیدند. سران جمهوری اسلامی در این روزها با قطع اینترنت و ارتباطات تلفنی هزاران نفر را کشتار کرده و با انبار کردن اجساد قربانیان در سوله‌های بزرگ کهریزک تهران و نقاط دیگر و نمایش این صحنه‌های دل‌خراش، در اوج استیصال و درماندگی نعره پیروزی سر دادند.

این موج نیرومند جنبش اعتراضی در ادامه جنبش انقلابی ۱۴۰۱ و خیزش‌های توده‌ای و طوفان‌های سیاسی عظیمی به حرکت در آمد که طی هشت سال گذشته صحنه سیاسی ایران را تغییر داده و تحول بزرگی در ذهنیت و آگاهی کارگران و مردم ایران ایجاد کردند. موتور حرکت این جنبش‌های اجتماعی، کارگران، تهیدستان شهری، زنان، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و جوانان فرودستی هستند که اعتراض به گرانی و تورم سرسام‌آور، بیکاری و فقر و فلاکت کم‌سابقه اقتصادی، تبعیض‌های جنسیتی، ملی، مذهبی و محرومیت از حقوق اجتماعی، سیاسی و فردی و سیاست‌های ویرانگر زیست‌محیطی آن‌ها را به میدان رویارویی با حکومت اسلامی سرمایه‌داران کشانده است. جنبش کارگری ایران که با اعتصابات و اعتراضات شکوهمند خود طی نزدیک به دو دهه الهام‌بخش دیگر جنبش‌های اعتراضی رادیکال بوده، نه‌تنها زمین سیاسی را برای عروج این خیزش‌های توده‌ای شخم زده، بلکه خود نیز از این جنبش‌ها نیرو گرفته است. زنان عاصی از تبعیضات جنسیتی که با نقش پیشتاز خود در این تحولات ارکان ایدئولوژیک نظام اسلامی را در هم کوبیدند، در اوضاع کنونی نیز با عقب راندن قانون حجاب اسلامی چهره خیابان‌ها و شهرهای ایران را دگرگون کرده‌اند. جنبش دانشجویی که بارها نشان داده در تند پیچ این رویارویی‌ها در صف فرودستان جامعه قرار دارد، همچنان سنگر مقاومت و دفاع از آزادی و برابری است. جنبش انقلابی کارگران و مردم آزادیخواه در کردستان در ابعاد توده‌ای نشان داد که برای رهایی از شر جمهوری اسلامی و دستیابی به مطالبات خود راهبرد اتحاد و همبستگی با جنبش سراسری را در پیش‌گرفته است. دیگر گروه‌های اجتماعی نظیر نویسندگان و شاعران و هنرمندان انقلابی و سینماگران پیشرو با همراهی و با به تصویر کشیدن حماسه‌ها و جان‌فشانی‌های اردوی اعتراض و رنج و کار، عملاً رسالت هنر پیشرو را در تجربه زنده مبارزه توده‌ها رونمایی کردند.

این جنبش‌های عظیم اجتماعی و اعتراضی که از همدلی اکثریت مردم ایران برخوردار هستند، عدم مشروعیت سیاسی رژیم جمهوری اسلامی را به‌روشنی برملا کردند. در این شرایط، تعمیق بحران مشروعیت، بن‌بست ایدئولوژیک، ژرفای بحران اقتصادی و ویرانی زیرساخت‌های تولید و انتقال انرژی، فساد نهادینه‌شده و رشد باندهای مافیایی در درون ساختار حاکم، پیامد تشدید تحریم‌های بین‌المللی، افسارگسیختگی تورم، گرانی بی‌سابقه و سونامی بیکاری، بحران خارج از کنترل محیط‌زیست و ده‌ها موارد دیگر، حکومت اسلامی سرمایه‌داران را حتی از تأمین نان‌وآب، برق و هوای سالم مستآصل و درمانده کرده است. این درماندگی بر متن شکست سیاست استراتژیک منطقه‌ای و فروپاشی نیروهای “محور مقاومت” و شکست در جنگ دوازده‌روزه، نزاع و بحران حکومتی را تشدید کرده است. در اوضاع کنونی حکومت اسلامی در همان حال که برای خارج شدن از زیر فشار قدرت‌های امپریالیستی آمریکا و غرب و برون‌رفت از انزوای بین‌المللی به مذاکره و سازش، گرایش پیداکرده، اما رو به مردم و برای مقابله با روند رو به گسترش جنبش کارگری و اعتراضات توده‌ای بر استراتژی تشدید سرکوب و دست زدن به جنایات هولناک به‌عنوان رمز بقای خود تکیه زده است.

بااین‌همه و بر بستر واقعیات موجود اقتصادی، عمیق شدن شکاف بین فقر و ثروت، تبعیض‌ها، نابرابری‌ها، و چشم‌انداز تعمیق گرانی و فقر و فلاکت بیشتر درحالی‌که رژیم اسلامی از پاسخگویی به مطالبات جنبش‌های اجتماعی مستأصل و درمانده است و حربه کشتار و سرکوب هم کارایی گذشته را برای مرعوب کردن جامعه ازدست‌داده، رشد و گسترش جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های پیشرو اجتماعی و اعتراضی را اجتناب‌ناپذیر و همان‌گونه که اعتراضات سراسری جاری نشان داد، خیزش‌ها و طغیان‌های عظیم‌تری را در چشم‌انداز قرار داده است.

 

در چنین شرایطی نه‌فقط جناح‌های حکومتی، بلکه هیچ‌کدام از بخش‌های اپوزیسیون بورژوازیی ایران نیز پاسخ و راه‌حلی برای پایان دادن به این‌همه فقر و فلاکت اقتصادی و مصائب اجتماعی را ندارند. بخش‌هایی از اپوزیسیون بورژوایی ایران مانند جریان‌های جمهوری‌خواه که از اعتلای جنبش کارگری و انقلابی بیش از جمهوری اسلامی می‌ترسند، با تکیه‌بر استراتژی خشونت پرهیز، از قبل مهر خشونت‌طلبی را به انقلاب و ابتکار عمل توده‌ها کوبیده و ضدیت خود را با هرگونه تحول انقلابی اعلام کرده‌اند. راه‌حل این نیروها برای کنترل بحران اقتصادی سرمایه‌داری ایران، چیزی جز ادامه بیکارسازی‌ها، ادامه ارزان‌سازی نیروی کار، عادی‌سازی مناسبات با دولت‌های غربی، پیگیری برنامەهای اقتصادی متکی بر بازار آزاد نیست. این نیروها در بهترین حالت می‌خواهند با حفظ مناسبات سرمایه‌داری، یک حکومت استثمارگر غیرمذهبی را جایگزین استبداد مذهبی حاکم کنند.

گروهی دیگر از نیروهای اپوزیسیون بورژوایی مانند سلطنت‌طلبان، سازمان مجاهدین خلق، جمهوری خواهان پرو غرب و احزاب ناسیونالیست در کردستان و دیگر مناطق برای براندازی رژیم جمهوری اسلامی به فشارهای حداکثری دولت ترامپ از جمله دخالت نظامی و اقدامات جنگی دولت فاشیست اسرائیل امید بسته‌اند و چشم‌اندازی جز دست‌به‌دست شدن قدرت از بالای سر توده‌های مردم و در هم ریختن شیرازه جامعه ندارند.

پوشیده نیست در چنین شرایطی مداخله نظامی آمریکا نه‌فقط به ضرر جنبش توده‌ای مردم ایران خواهد بود، بلکه می‌تواند اقدامی در خدمت بقاء و دست بالا پیدا کردن جناحی از حکومت اسلامی قرار گیرد که هم‌ظرفیت سازش با آمریکا و هم توانایی سرکوب خونین اعتراضات جاری را داشته باشد.

در این میان سوسیالیسم تنها بدیلی است که می‌تواند افق رهایی را به روی کارگران و مردم ستمدیده ایران که از ابعاد فقر و بی حقوقی‌های سیاسی و اجتماعی به‌جان‌آمده‌اند، بگشاید. سوسیالیسم و استقرار حاکمیت شورایی کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده ایران تنها بدیلی است که می‌تواند به تمام معضلات اقتصادی، مصائب اجتماعی و بی حقوقی‌ها، تبعیض‌ها و نابرابری‌هایی که فرودستان را در چنگال خود می‌فشارند، پایان دهد. بدیل سوسیالیستی بر پایه‌های عینی و عملی واقع‌بینانه استوار است. بدیل سوسیالیستی به نیروی واقعی طبقه کارگر و جنبش اجتماعی این طبقه و به هژمونی سیاسی آن بر تحولات جامعه و دیگر جنبش‌های انقلابی در جامعه تکیه دارد، به جنبش رهایی زنان، به جنبش رادیکال دانشجویی، به جنبش انقلابی کارگران و مردم آزادیخواه در کردستان و مبارزات دیگر ملیت‌های تحت ستم، به جنبش انسانی نه به اعدام و مبارزات میدانی آنان تکیه دارد. این جنبش‌های اجتماعی که حی و حاضر در صحنه هستند، زیر تیغ سرکوب رژیم جمهوری اسلامی در زمینه سازمان‌یابی و شکل دادن به رهبری نیز پیشروی کرده‌اند. رهبران و فعالین سوسیالیست جنبش کارگری و دیگر جنبش‌های پیشرو اجتماعی با متحدشدن حول یک استراتژی سوسیالیستی در زمینه سازمان‌یابی، شکل دادن به رهبری سراسری و کسب هژمونی سیاسی بر این جنبش‌ها می‌توانند به رسالت خود در این دوره عمل کنند. جنبش کارگری با تکیه‌بر نیروی سازمان‌یافته خود و در اتحاد و همبستگی با این جنبش‌های پیشرو اجتماعی است که می‌تواند جمهوری اسلامی را به شیوه انقلابی سرنگون کند، سپاه و ارتش و دستگاه سرکوب و بوروکراتیک و قانون‌گذاری آن را در هم کوبد، بر ویرانه‌های آن حاکمیت شورایی کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده ایران را پایه‌ریزی کند و با تحول بنیادی در اقتصاد، افق رهایی از کلیه مصائب نظام سرمایه‌داری و چشم‌انداز آزادی و برابری و رفاه را به روی جامعه بگشاید.

 نظر به این واقعیت که مبارزه انقلابی برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی وارد دوره تعیین‌کننده‌ای شده است، شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست بر ضرورت حیاتی گسترش مبارزه متحدانه و سراسری برای سرنگونی جمهوری اسلامی و حاکمیت شورایی کارگران و مردم ستمدیده ایران تأکید می‌کند. ازآنجاکه برخلاف سیستم پارلمانی در نظام سرمایه‌داری که دخالت در سیاست و اداره امور و مدیریت جامعه را به یک تخصص دور از دسترس کارگران و مردم تبدیل کرده است، حاکمیت شورایی که بر دخالت مستقیم شهروندان از سطح محلی تا سراسری متکی است، دخالت کارگران و مردم را در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اقتصادی و اداره و مدیریت جامعه؛ تأمین و تضمین می‌کند. لذا ما در مقابل طرح‌های اپوزیسیون بورژوایی در دوره گذار و سیستم پارلمانی” نظام شورایی را بهترین و در دسترس‌ترین وسیله دخالت کلیه آحاد مردم به‌مثابه قانون‌گذار و مجری قانون در اداره جامعه می‌دانیم. شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست بر این باور است در شرایطی که پیشرفت‌های تکنولوژیک، گسترش شبکه‌های اجتماعی، بیش از هر از زمان دیگری ارتباطات را توسعه داده و امکان دسترسی به اطلاعات را در همه زمینه‌ها برای عموم فراهم کرده است، نظام شورایی امر دخالت مستقیم کارگران و توده‌های مردم در اداره امور جامعه را بیش‌ازپیش تسهیل و به یک امکان عملی تبدیل کرده است. اداره شورایی جامعه می‌تواند از برقراری یک سیستم بوروکراتیک که مجدداً بر فراز مردم قرار گیرد و آنان را تبدیل به تماشاچیان ناتوان صحنه سیاست کند، جلوگیری نماید. کارگران و مردمی که در نظام شورایی متشکل می‌شوند خود هم قانون‌گذار و هم مجری قانون خواهند بود. در این نظام حکومتی کلیه مقامات اداری و سیاسی و قضایی توسط مردم انتخاب می‌شوند و هر گاه اکثریت انتخاب‌کنندگان اراده کنند، در هر زمانی قابل عزل هستند. حاکمیت شورایی دارای یک ساختار هرمی و کنگره سراسری شوراها به‌عنوان عالی‌ترین ارگان حاکمیت مردم در ایران است. کنگره سراسری شوراها قانون‌گذار، سازمانده بالاترین نهادهای دولتی و امور اجرایی است و نظارت بر کار آن‌ها را بر عهده دارد. در حکومت شورایی، احزاب سیاسی فقط از طریق مشارکت در انتخابات شوراها در سطوح مختلف می‌توانند در ارگان‌های اداره و مدیریت جامعه و قدرت سیاسی حضورداشته باشند.

**

حاکمیت شورایی برآمده از قیام توده‌ها می‌تواند اقدامات سیاسی و مفاد برنامه زیر را که ریشه در زندگی و مبارزات روزانه کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده ایران دارد اعلام و سریعاً به اجرا بگذارد:

۱- برقراری حاکمیتِ کارگران و زحمتکشان از طریق ارگان‌های اعمال اراده مستقیم مردم. گسترش شوراها در محل کار و زیست تا سطوح شهری و منطقه‌ای و سراسری بجای حاکمیت جمهوری اسلامی با تضمین حق رأی عمومی، همگانی، آزاد، مخفی و برابر همه شهروندان با به‌کارگیری همه اشکالِ مشارکتِ مستقیم توده‌ای. حق هر فرد بالاتر از ۱۸ سال برای کاندید شدن و احراز هر مقام انتخابی. حقِ عزلِ نمایندگان توسط انتخاب‌کنندگان، در تمام سطوح، هر زمان که اکثریت آن‌ها اراده کنند.

۲– دستگیری، محاکمه و مجازاتِ سران جمهوری اسلامی در دادگاه‌های علنی.

۳ -آزادی کلیه زندانیان سیاسی. لغو “جرم” سیاسی و برچیدن زندان سیاسی. لغو مجازاتِ اعدام. لغو شکنجه.

۴- اعلام و اجرای بی‌قیدوشرط آزادی سیاسی، عقیده، بیان، مطبوعات، اجتماعات، تشکل، تحزب، اعتصاب و ممنوعیت هرگونه تفتیش عقاید. آزادی و امکان دسترسی به اینترنت برای همگان، حق دسترسی به اطلاعات بدون سانسور و آزادی همگان برای استفاده از برنامه‌ها و شبکه‌های گوناگون اینترنتی جهت ابراز نظر و لغو هر گونه سانسور.

۵- جدایی کامل دین از دولت و آموزش‌وپرورش. آزادی مذهب و بی مذهبی. لغو تمامی قوانین مذهبی، برچیدن و انحلال بنیادها و مؤسسات مذهبی حکومتی. مصادره اموال و دارائی‌های این مؤسسات تولید جهل و خرافه و کلیه موقوفات و تخصیص آن به نیازهای فوری مردم.

۶- برقراری کنترل کارگری بر تولید و توزیع.

۷- تضمین تأمین معیشت و رفاه همه شهروندان متناسب با استانداردهای دنیای امروز، توسط شوراها و نهادهای منتخب کارگران و مردم. تأمین بیمه بیکاری مکفی برای همه افراد آماده بکار بالای ۱۸ سال و کلیه کسانی که به علل جسمی یا روانی توان اشتغال به کار ندارند. تضمین آموزش و بهداشت و سلامتی رایگان شهروندان.

۸- رفع کامل هرگونه تبعیض و ستم جنسیتی از طریق لغو نظام آپارتاید جنسی، لغو کلیه قوانین ضد زن و تبعیض‌آمیز، اعلام و اجرای برابری کامل و بی‌قیدوشرط بین زنان و مردان در همه شئون زندگی فردی و اجتماعی و ایجاد فرصت‌های برابر در همه عرصه‌ها میان آنان.

۹- به رسمیت شناختن کامل حق گرایش جنسی از جمله حق ازدواج همجنسگرایان و برچیدن همه اشکال تبعیض و ستم علیه جامعه آل. جی.بی تی.کیو

۱۰- ممنوعیت کار حرفه‌ای برای کودکان زیر ۱۸ سال. تأمین و تضمین برخورداری همه کودکان از آموزش و بهداشت و سلامت و شادی و ایجاد شرایط مناسب برای رشد و شکوفایی آنان. جُرم جنائی دانستن هر گونه تعرض و سوءاستفاده جنسی از کودکان و محافظتِ کودکان توسط دولت

۱۱– نفی هر گونه ستم و تبعیض و نابرابری در جامعه از طریق اعلام و اجرای برابری کامل حقوق همه شهروندان، صرف‌نظر از جنسیت، مذهب، ملیت، نژاد، و تابعیت. نفی ستم ملی و حل مسئله ملی با به رسمیت شناختن حقِ جدائی از طریق مراجعه به آراء خود آن‌ها. ما درعین‌حال خواهان اتحاد آزادانه و داوطلبانهٔ همه ساکنین ایران هستیم و بر این باوریم که این اتحاد به سود طبقهٔ کارگر و توده‌های زحمتکش است.

۱۲- لغو اسرار بازرگانی. لغو دیپلماسی سری.

۱۳- اقدامات فوری و برنامه‌ریزی درازمدت برای حفظ محیط‌زیست و منابع حیاتی آب، خاک و هوای سالم، از طریق کاهش و سپس خاتمه دادن به استفاده از سوخت‌های فسیلی و جایگزینی آن‌ها با انرژی‌های تجدپذیر

۱۴- برقراری مالکیت اجتماعی بر بخش‌های کلیدی صنعتی، بانکی، خدماتی، تجاری و شرکت‌های بزرگ کشاورزی و دامداری.

۱۵- در اختیار گرفتن کلیه مؤسسات صنعتی و تجاری و اموال و املاک و داریی نهادها و بنیادهای مختلف وابسته به رژیم جمهوری اسلامی، در اختیار گرفتن موقوفات و بکار گرفتن آن‌ها در خدمت تأمین رفاه عمومی.

۱۶- حاکمیت شورایی مردم ایران پشتیبانی از جنبش‌های کارگری، سوسیالیستی، رهایی‌بخش و آزادیخواهانِ در سراسر جهان و منطقه را وظیفه مهم خود می‌داند.

کنفرانس استکهلم، کارگران و مردم زحمتکش و آزادیخواهان و زنان پیشرو و کمونیست‌ها را به پیوستن به آلترناتیو شورایی، به ایفای نقش در شکل دادن و پیروز کردن آن، به برافراشتن این افق در مبارزه جاری فرامی‌خواند. ما وارد دورانی تعیین‌کننده شده‌ایم که سرنوشت نسل‌های آینده را نیز رقم می‌زند. تصمیم و اراده و پراتیک انقلابی امروز ما می‌تواند و باید به این دوره و آینده شکل دهد. آلترناتیو شورایی و سوسیالیستی مُبرم و ممکن است و باید در روند مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و فردای آن به کلیه مشقات و مصائب تاکنونی سرمایه‌داری پایان دهد.

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در راستای انجام رسالت فوق برای اتحاد و به میدان آوردن اردوی چپ و انقلابی تلاش می‌کند. شورای همکاری به‌منظور پیشبرد این امر گسترش سازمانی، گسترش همکاری و بکار گرفتن ابتکارات و اقدامات ضروری در این زمینه را بخشی از در دستور کار و وظایف تعطیل ناپذیر خود می‌داند.

 

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی!

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!

زنده باد اتحاد صفوف اردوی آلترناتیو سوسیالیستی!

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

ژانویه ۲۰۲۶ – دی‌ماه ۱۴۰۴

 

با مردم ایران همراه و هم صدا شویم

در حمایت از مردم معترض ایران و علیه قتل عام و سرکوب مردم توسط رژیم

جنایتکار اسلامی، با ما همراه شوید!

یکشنبه ۱۸ ژانویه  zondag 18 januari

ساعت ۱۴:۰٠ تا ۱۶:٠۰    14:00 tot 16:00 uur

مکان Rijnstraat 8, 2515 XP Den Haag (روبروی دنهاخ سنترال)

زنده باد انقلاب

مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر

نان، کار، آزادی – اداره شورایی

کمیته هماهنگی نیروهای چپ و کمونیست

حزب کمونیست ایران – هلند

فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) – هلند

بخشی از نیروهای چپ انقلابی و کمونیست – هلند

بیانیه کنفرانس شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست در باره نسل‌کشی دولت فاشیست اسرائیل و طرح “صلح” نئوکولونیالیستی ترامپ در غزه!

بیانیه کنفرانس شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

در باره نسل‌کشی دولت فاشیست اسرائیل و طرح “صلح” نئوکولونیالیستی ترامپ در غزه!

اوج‌گیری تروریسم و جنگ بعد از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ توسط جریان ارتجاعی حماس و به بهانه آن نسل‌کشی دو ساله حکومت فاشیستی اسرائیل در غزه نماد برجسته توحش در جهان تحت سلطه بربریت سرمایه‌داری بود. شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست با شفافیت در دو سال گذشته نسل‌کشی دولت اسرائیل در غزه را محکوم کرده و در کنار مردم ستمدیده فلسطین بوده است. اکنون و به دنبال برگزاری کنفرانس استکهلم در دهم ژانویه ۲۰۲۶ بار دیگر بر مواضع و سیاست اصولی خود تأکید می‌کند.

نتیجه این نسل‌کشی با استناد به آمارهای قابل‌اتکای منتشرشده تا مقطع آتش‌بس اخیر بیش از ۷۰ هزار نفر کشته و ۱۷۰ هزار مجروح بوده است و در میان کشته‌ها ۲۰ هزار کودک وجود دارد. بیش از ۹۵ درصد مناطق مسکونی ویران یا غیرقابل‌سکونت شده‌اند. تمام زیرساخت‌های آب و برق و فاضلاب نابودشده‌اند. بیش از دو میلیون و صد هزار نفر بارها در نوار غزه جابجا و از مسکن خود آواره شدند. بیش از ۵۱۸ مدرسه و مرکز آموزشی ویران گردیدند. ۷۴۵ هزار نفر از کودکان در سنین ابتدایی تا دانشگاه در دو سال اخیر از تحصیل بازمانده‌اند. در مدت دو سال جنگ و نسل‌کشی، ۶۵۴ بیمارستان و مرکز بهداشتی توسط ارتش فاشیست اسرائیل موردحمله قرارگرفته و بخشأ ویران‌شده‌اند. بیش از ۱۷۰۰ نفر از کادر درمانی و ده‌ها خبرنگار در این مدت جان خود را ازدست‌داده‌اند. قحطی و گرسنگی جان  ۴۰۰ نفر را گرفت. محیط‌زیست غزه به‌طورکلی نابودشده است. تنها یک و نیم درصد از زمین‌های کشاورزی غزه قابل‌کشت هستند.

این فجایع و جنگ و تروریسم و نسل‌کشی دو ساله اخیر محصول بیش از هفتادسال اشغالگری حکومت اسرائیل، سرکوب مردم فلسطین، به رسمیت نشناختن حق مردم فلسطین برای تشکیل دولت مستقل و اشغال فزاینده سرزمین فلسطینی‌ها توسط گروه‌های مذهبی – ارتجاعی یهودی، زمینه را برای رشد جریان‌های اسلام‌گرای حماس و جهاد و حزب‌الله و دخالت‌های جمهوری اسلامی در قالب “محور مقاومت” و کارکردهای تروریستی و ضد انسانی آن‌ها فراهم کرد. بی‌تردید دولت آمریکا و اغلب دول اروپایی در نسل‌کشی مردم غزه توسط اسرائیل شریک هستند. بدون حمایت نظامی، مالی، لجستیکی، اطلاعاتی، دیپلماتیک و رسانه‌ای آن‌ها، دولت اسرائیل نمی‌توانست در خاورمیانه و در مقابله با فلسطینی‌ها تا این حد سرکشی کند. در دوره دو ساله نسل‌کشی اخیر اسرائیل، دولت‌های غربی بیشترین موانع و محدودیت‌ها در مقابل جنبش اعتراضی میلیون‌ها انسان حق‌طلب در دفاع از مردم فلسطین و علیه دولت فاشیستی اسرائیل به عمل آوردند. آکتیویستهای ضد نسل‌کشی اسرائیل و مدافع حقوق مردم فلسطین دستگیر و بازداشت کردند. به لحاظ سیاسی و عملی در کنار دولت فاشیست اسرائیل بودند.

در طرف دیگر این کشتار و ویرانی، مردم انسان‌دوست و حق‌طلب در سراسر جهان قرار دارند که همواره برای دستیابی مردم فلسطین به حقوق خود در کنار آن‌ها بوده‌اند. نسل‌کشی دو ساله اخیر که با گسترده‌ترین اعتراضات در سطح جهان روبرو شده، به‌وضوح قدرت بالای جنبش اعتراضی بشریت حق‌طلب، فاکتور تعیین‌کننده تحمیل آتش‌بس شکننده کنونی بر فاشیسم حاکم بر اسرائیل و دولت ترامپ بود.

کنفرانس شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست بار دیگر به شدیدترین وجهی اشغالگری و ستمگری بیش از هفت دهه حکومت قومی، مذهبی- فاشیست اسرائیل و نسل‌کشی دو ساله اخیر علیه مردم فلسطین و غزه را محکوم می‌کند و خود را در کنار حق‌طلبی مردم فلسطین می‌داند و بر این باور است که:

– آتش‌بس شکننده‌ای که هم‌اکنون در جریان است، باید دائمی و سایه جنگ از سر مردم فلسطین و غزه برای همیشه برداشته شود.

– طرح ۲۰ ماده‌ای “نئوکولونیالیستی” ترامپ یکجانبه به نفع دولت فاشیست اسرائیل و علیه حقوق اولیه و پایه‌ای مردم فلسطین است. این طرح در راستای تبدیل کردن باریکه غزه به “کمپ اردوگاهی بزرگ” با ساکنین همیشه محتاج کمک‌های دولت‌ها و نهاده‌ای جهانی است. این یک توطئه ضداجتماعی و ضد مردمی بین‌المللی است.

– حاکمیت باریکه غزه و اداره امور آن به نمایندگان مستقیم خود مردم باید سپرده شود. شهروندان غزه به‌دوراز اشغالگری و زورگویی نظامی ارتش اسرائیل و یا تهدیدات حماس، در یک شرایط نرمال زیر نظر سازمان ملل و یا نهاد بین‌المللی دیگر می‌توانند، نمایندگان مستقیم خود را برای اداره امور جامعه انتخاب کنند. در همین رابطه طرح قیمومیت “ترامپ وتکنوکراتهای فلسطینی” از نظر ما مردود است. به‌علاوه غزه با تأمین همه امکانات شایسته زندگی انسان امروز باید بازسازی شود.

– ما خواهان اجرای”حکم دیوان کیفری بین‌المللی” برای دستگیری و محاکمه نتانیاهو، گالانت و دیگر سازمان دهندگان نسل‌کشی و قتل‌عام جمعی در فلسطین و غزه هستیم.

ما همچنین خواهان  پایان دادن به اشغال رژیم آپارتاید اسرائیل هستیم و معتقدیم بدون به رسمیت شناختن کامل حقوق فلسطینیان، صلح در خاورمیانه محقق نخواهد شد. تأسیس یک کشور مستقل و دارای حاکمیت فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷ کارسازترین  راه‌حل ممکن برای پایان دادن به چرخه خشونت و کشتار علیه فلسطینیان و مردم اسرائیل است.

 

دی‌ماه ۱۴۰۴ – ژانویه ۲۰۲۶

سرنگون باد نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی -زنده باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

پیام کنفرانس شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست به طبقه کارگر ایران زمان به دست گرفتن ابتکار عمل مبارزاتی و سیاسی کارگران است!

پیام کنفرانس شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست به طبقه کارگر ایران

زمان به دست گرفتن ابتکار عمل مبارزاتی و سیاسی کارگران است!

کارگران ایران!

پیشاپیش درودهای کنفرانس ما را بپذیرید!

کنفرانس استکهلم در یکی از حساس‌ترین دوران تاریخ صدساله ایران برگزار می‌شود. رژیم اسلامی بزرگ‌ترین جنبش انقلابی ایران پس از جنبش ژینا را به خون کشید. سرکوب سراسری معترضان خیابانی، دستگیری‌های گسترده و قتل‌عام چندین هزار نفر از توده‌های بپا خاسته ایران باوجوداینکه جامعه را داغدار و سوگوار کرده است، اما به اعتراضات عمومی علیه دیکتاتوری، فقر و فلاکت عمومی که در صدها شهر جریان داشت، پایان نمی‌دهد.

هیچ‌گاه فاصله طبقاتی، فقیر و غنی و گسل اکثریت مردم ایران با رژیم اسلامی چنین عمیق و گسترده نبوده است. شدت استثمار کارگران ایران، در تمام جهان کم‌نظیر است، زیرا رژیم تازه به قدرت رسیده شوراهای کارگری برآمده در دوران انقلاب ۵۷ را از بین برد و هر حرکت کارگران ایران را برای ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری با اخراج، دستگیری، شکنجه و کشتن فعالین جنبش کارگری سرکوب کرد. اکنون طبقه کارگر ایران تشکل‌های مستقل خود را ندارد و بیش از نود درصد آن‌ها با قراردادهای موقت، سفید امضا و شرکت‌های پیمانکاری کار می‌کنند که یکی از نتایجش حداقل دستمزدهای چهار برابر زیرخط فقر است.

 

کارگران ایران!

در دوران انقلاب ۵۷، جهان شاهد یکی از بزرگ‌ترین اعتصابات عمومی تاریخ قرن بیستم توسط طبقه کارگر ایران بود. منتها چون جنبش کارگری ایران به شکل آشکار و صریح خواهان دستیابی به قدرت سیاسی نبود، جریانات اسلامی از اعتصابات کارگری که کمر رژیم شاه را شکست استفاده کردند و خودشان به قدرت رسیدند. بجای آنکه طبقه کارگر به سمت قدرت سیاسی برود و اهرم‌های قدرت را برای برآوردن خواسته‌هایش بکار بگیرد، دشمنان کارگران قدرت را در دست گرفتند و به جان کارگران افتادند و طی چند دهه یک اختناق سیاسی و یک فلاکت اقتصادی عمومی را به طبقه کارگر و اکثریت مردم ایران تحمیل کردند.

 

کارگران ایران!

شما هرگز تسلیم این شرایط ضد انسانی نشدید و کارخانجات و خیابان‌های شهرهای سراسر ایران شاهد اعتصابات و تجمعات پر شمارتان بوده است. اگر چه هنوز مبارزات شما علناً و مستقیماً حیات رژیم اسلامی را نشانه نگرفته است، اما برآوردن شدن مطالباتی که تاکنون و از جمله در بیانیه‌های روز کارگر در همه این سال‌ها فریاد زده‌اید، فقط در حاکمیت شورایی خودتان به دست می‌آید.

اکنون اکثریت مردم ایران از فقر و فلاکت اقتصادی، از ستم و استثمار شدید طبقاتی، از ستم جنسیتی و قوانین آپارتاید ضد زن، از دیکتاتوری و سرکوب، از اشکال مختلف تبعیض و ستم علیه شهروندان و ساکنین کشور و از نابودی بیش‌ازپیش محیط‌زیست و پیامدهای دهشتناک آن در رنج و عذابند. کارگران نه‌تنها هیچ نفعی از این ستم‌ها نمی‌برند بلکه خود این ستم‌ها از موانع اتحاد طبقاتی آن‌هاست و برای منافع خود و آزادی جامعه نیز ناچارند با همه این ستم‌ها مبارزه کنند. کلید رهایی اکثریت مردم از فلاکت اقتصادی، اختناق و بی حقوقی و محافظت از محیط‌زیست ایران در دست شماست.

درس بزرگ انقلاب ۵۷ برای جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر این ست که طبقه کارگر بدون تحزب و تشکل و بدون تأمین رهبری بر جنبش همگانی، به نیروی جنبش‌های غیر کارگری بدل می‌شود. ثمره مبارزات کارگران باید در خدمت برآورده شدن خواست‌های طبقاتی خودش و متحدینش در جنبش زنان، دانشجویی، رفع ستم ملی، معلمان و بازنشستگان و محیط زیست قرار بگیرد. فعالین و تشکل‌های مستقل جنبش کارگری هم باید به‌مانند جریانات دیگر خواست‌های خود را همراه با نظام جانشین موردنظر کارگران که حاکمیت شورایی است، بیان کند. پس از قتل‌عام مردم در دو هفته گذشته، ورود کارگران به مبارزه برای خواستهای طبقاتی خود، اوضاع ایران را دگرگون می‌کند. زمان به دست گرفتن ابتکار عمل مبارزاتی و سیاسی توسط کارگران فرارسیدهاست.

در این مسیر، شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست خود را بخشی از حرکت شما می‌داند و برای کمک به ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری و همکاری و اتحاد بین فعالین و تشکل‌های جناح چپ و سوسیالیست جنبش کارگری از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد.

زنده باد جنبش مستقل کارگری

سرنگون باد رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی – زنده‌باد سوسیالیسم

شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست

دیماه  ۱۴۰۴ – ژانویه ۲۰۲۶