جمهوری اسلامی برای به سکوت کشاندن بازنشستگانی که برای بدیهیترین خواستهای خود به خیابان آمده بودند، بار دیگر نیروهای سرکوب خود را به میدان فرستاد، با این خیال خام که میتواند فریاد اعتراض بازنشستگان، فریاد اعتراض کارگران و زحمتکشان را به این همه ظلم خفه کند.
“این همه بیعدالتی هرگز ندیده ملتی”. این صدا خاموش شدنی نیست، این فریاد مردمانیست که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.
بازنشستگان از روزهای قبل با اعلام فراخوانی که مورد حمایت دیگر اقشار جامعه قرار گرفته بود، اعلام کرده بودند که در ادامه تجمعات اعتراضی خود روز یکشنبه ۱۷ اسفند دست به اعتراض سراسری خواهند زد و در تهران ساعت ۱۰ و سی دقیقه در برابر وزارت کار و رفاه برای “مزد شایسته” همراه با کارگران و معلمان این تجمع برگزار خواهد شد.
اما حکومت اسلامی که از اراده آهنین بازنشستگان به وحشت افتاده بود، در تهران از ساعت ۸ صبح بازوهای سرکوب خود را در لباس نیروی انتظامی و “لباس شخصی” که شمار قابل ملاحظهای نیز پلیس زن در میان آنان حضور داشتند، در وزارت کار و اطراف آن مستقر ساخت و حتا مانع ایستادن کسی در برابر وزارتخانه شد.
بدنبال ممانعت نیروی انتظامی، بازنشستگان مجبور شدند به صورت گروههای کوچک در اطراف وزارت کار و رفاه تجمع کنند. ساعت ده و ۱۵ دقیقه هستهای چهل نفره در خیابان آزادی جنب خیابانهای بهبودی و شکاری شکل گرفت که تا ساعت ۱۰ و سی دقیقه به حدود ۱۰۰ نفر رسید. در این لحظه بود که نیروهای سرکوب رژیم با تهدید از تجمعکنندگان خواستند تا متفرق شوند. اما تجمع کنندگان با شعارهای “حقوق ما ریالیه، هزینهها دلاریه”، “این همه بیعدالتی، هرگز ندیده ملتی”، “گرانی تورم، بلای جان مردم”، “فریاد فریاد، از این همه بیداد” در برابر فشار و تهدید نیروهای سرکوب مقاومت کردند.
بدنبال مقاومت بازنشستگان که در میان آنها تعدادی جوان نیز در حمایت از خواستهای برحق بازنشستگان، کارگران و معلمان حضور داشتند، نیروهای سرکوب رژیم حمله وحشیانه خود را به تجمع کنندگان آغاز کردند. نیروهای سرکوبگر یکی از دستگیرشدگان را آنچنان بر روی کف خیابان کشیدند و با مشت و لگد به جان او افتادند که لباسهایاش پاره شد. در پی این حمله وحشیانه تعدادی دستگیر و تعدادی نیز مجروح شدند.
تعدادی از دستگیرشدگان با تلاش دیگر تجمعکنندگان از دستان نیروهای سرکوب رژیم رهایی یافتند. اما تعدادی از آنها به داخل وزارت کار و سپس به اداره پلیس برده شدند که تاکنون هویت سه تن از آن ها با نام های اسماعیل گرامی معلم بازنشسته، کامیار فکور روزنامهنگار اقتصادی و اسعد مفتاحی که در اسنپفود کار میکند، مشخص شده است.
تجمع، اعتراض و اعتصاب حق بازنشستگان و دیگر گروههای اجتماعی است، اما جمهوری اسلامی، دولت سرمایهداران، دولت دزدان و فاسدان با سرکوب اعتراضات آنها میخواهد زندگی در فقر و مردن در فقر را به آنها تحمیل کند.
سازمان فدائیان (اقلیت) از خواستهای برحق بازنشستگان، کارگران و معلمان برای مزد و حقوقی بالای خط فقر حمایت میکند. دستمزد و حقوق هیچ بازنشسته، کارگر و معلمی نباید از ۱۲میلیون و پانصد هزار تومان کمتر باشد.
سازمان فدائیان (اقلیت) حمله وحشیانه نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به بازنشستگان، کارگران، معلمان و جوانان را محکوم کرده و خواستار آزادی فوری و بیقید شرط تمامی دستگیرشدگان است.
این درد مشترک، بیرزم مشترک، درمان نخواهد شد.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی
نابود باد نظام سرمایهداری
زندهباد آزادی- زندهباد سوسیالیسم
سازمان فدائیان (اقلیت)
۱۷ اسفند ۱۳۹۹
کار، نان، آزادی – حکومت شورایی

اطلاعیه نیروهای چپ و کمونیست
برابر با فراخوان فعالین چپ و کمونیست در کپنهاک و همچنین فراخوان حمایت فعالین سازمان فدائیان (اقلیت) در دانمارک، امروز (شنبه ۶ مارس ۲۰۲۱) در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در کپنهاک تجمع اعتراضی علیه رژیم جمهوری اسلامی در دفاع از خواستها و اعتراضات مردم بلوچ برگزار شد. حدود بیستوپنج نفر شرکت داشتند. این اولین تظاهرات بعد از بحران و محدودیتهای کرونا بود که برگزار شد. همراه با شعارهای مرگ بر جمهوری اسلامی و زندانی سیاسی آزاد باد گردد.
موج چهارم کووید ۱۹، آنهم از گونه جهش یافته آن، بخش های وسیعی از کشور را فرا گرفته است. ویروس کرونای جدید، چه نوع انگلیسی و چه نوع ایرانی آن با سرعت انتقال و قدرت مرگ آوری چند برابر ویروس قبلی، تا کنون در ۱۳ استان کشور مشاهده شده است. در این میان، وضعیت استان خوزستان حادتر از بقیه مناطق کشور است. شهرهای استان خوزستان هم اینک برای چهارمین بار یکسره قرمز شده اند. آمار مبتلایان و فوتی های کرونا دوباره سیر صعودی گرفته اند. شناسایی ۸ هزار و ۲۰۶ مورد جدید مبتلا به کووید ۱۹ و جان باختن ۹۴ نفر در روز پنجشبه ۷ اسفند، اولین نشانه های شیوع موج جدید کرونا در ایران است. با شکل گیری وضعیت موجود، مسئولان ستاد مقابله با کرونا، از ممنوعیت سفر به چهار استان و هفت شهر گردشگری خبر داده اند. استان های خوزستان، گیلان، مازندران و گلستان همراه با شهرهای مشهد، شیراز، اصفهان، بوشهر، بندرعباس، کیش و قشم از جمله مناطقی هستند که ورود و خروج به این مناطق ممنوع اعلام شده است.
روز دوشنبه، ۴ اسفند ۹۹، پس از آن که گروه بزرگی از سوختبرانی که در منطقه صفر مرزی “آسکان” شهرستان سراوان، خواهان عبور از مرز بودند، پس از دو روز انتظار و به پایان رسیدن غذا و آب، به اعتراض برخاستند، نیروهای سپاه پاسداران به روی آنان آتش گشودند. آمار دقیق کشتهشدگان و زخمیان هنوز روشن نیست، اما کمپین فعالین بلوچ، تاکنون از کشته شدن دستکم ۱۶ نفر و زخمی شدن دهها نفر خبر داده است. در یکی از ویدئوها، یکی از افراد حاضر در محل تعداد کشتهشدگان را ۳۷ نفر اعلام میکند.
۸ مارس روز جهانی زن در شرایطی فرارسیده است که رژیم ارتجاعی زنستیز جمهوری اسلامی که وحشیانهترین ستم را بر زنان ایران اعمال کرده است، در چنگال بحرانهای ژرف، واپسین روزهای حیات ننگین خود را سپری میکند. اعتراض و مبارزات مردم ایران، لحظهای رژیم را آرام نمیگذارد. بهرغم وحشیگری جمهوری اسلامی در سرکوب مردم ایران، مبارزات در اشکال تعرضی، پیدرپی ادامه دارد. خیابانهای شهرهای ایران همهروزه شاهد راهپیمایی و تظاهرات، اعتصابات و تجمعات اعتراضی کارگران و زحمتکشان، زنان و جوانان، به فقر، گرانی، بی حقوقی و استبداد است. اوضاع سیاسی جامعه به درجهای برای سرنگونی رژیم فراهم است که از هر جرقهای حریق شورش و قیام برپا میگردد. زنان ایران که تحت حاکمیت جمهوری اسلامی تمام حقوق آنها پایمالشده است، فعالتر و رادیکالتراز هر زمان دیگر در این مبارزات حضور دارند و نقشآفرینی میکنند. نقشی که زنان در جنبشهای اعتراضی کنونی برعهدهگرفتهاند، حاصل تجربه بیش از چهار دهه مبارزهای است که در اشکال مختلف علیه رژیم ارتجاعی زنستیز جمهوری اسلامی ادامه یافته است.
با وجود آن که کمتر از ۲۰ روزبه پایان سال ۹۹ باقیمانده اما موضوع بسیار مهم تعیین حداقل دستمزدهای کارگری و میزان افزایش آن همچنان نامشخص و بلاتکلیف مانده است. سرمایهداران و دولت آنها بهاضافه کارگزاران رنگارنگ و ریزودرشتشان از هر سو به تلاش و تکاپو افتادهاند تا بعد از یکرشته تبلیغات و جنجال و دعاوی واهی، طبق روال سالهای گذشته مزد چند برابر زیرخط فقر را بر کارگران تحمیل کنند. آنان برای شانه خالی کردن از افزایش دستمزد و افزودن بر سودهای خویش، به ابزارهای گوناگونی نیز متوسل شدهاند.
یکشنبه سوم اسفند، معلمان “حقالتدریسی” با شعار “اگر اصلح نبودیم، سر کلاس نبودیم” در برابر مجلس اسلامی دست به تجمع زده و نسبت به عدم استخدام معلمان “حقالتدریس” و برگزاری آزمون استخدامی اعتراض کردند. در همین روز معلمان خرید خدمتی نیز در اعتراض به پایین بودن دستمزدهای خود دست به تجمع زدند.
